|
|
احادیث امام باقر (ع)
|
روایات امام محمد باقر (ع) امام باقر(ع) : از رسول اکرم (ص) حدیث کرده است که فرمود : صبح کن و روزت را بگذران که یاعالم باشی یا علم آموز و بپرهیز از اینکه عمرت در لذائذ غفلت زا و کامجوئی های زیان بخش سپری گردد. الحدیث جلد1 صفحه 54 امام باقر(ع) : طبیعت بشر با شهوت و میل و حرص و ترس و خشم و لذت آمیخته شده است ، جز آنکه در بین مردم کسانی هستند که این پیوند و کشش طبیعی را با نیروی تقوی و حیاء و تنزه مهار کرده اند. موقعیکه نفس متجاوزت ، تو رابه گناه می خواند به آسمان با عظمت و کیهان حیرت زا نگاه کن و از خداوند بزرگی که جهان را آفریده و بر آن حکومت می کند بترس و از گناه خودداری کن ، اگر از خداوند توانا خوف نداری به زمین نظر افکن شاید از حکومت بشری و افکار عمومی شرم کنی و مرتکب معصیت نشوی ، اگر جرات و جسارتت به جایی رسیده که نه از حکومت الهی میترسی و نه از مردم زمین شرم داری خود را از صف انسانها خارج بدان و درعدد بهائم و حیوانات به حساب آور. الحدیث جلد 1 صفحه 71 امام باقر(ع) از رسول اکرم (ص) حدیث کرده است که : اسلام دین محکم و قوی خداوند است ، راه مستقیم آن را با مدارا بپیمایید و تندروی ننمائید. الحدیث جلد 1 صفحه 92 امام باقر (ع ) : از اندرزهای لقمان حکیم به فرزندش این بود که فرزند عزیز ، کسی که با گناهکار شریک شود راه ناپاکی را از وی یاد می گیرد ، کسی که مجادله را دوست داشته باشد مورد فحش و دشنام واقع می شود ، کسی که در جایگاههای و مکانهای بدنام قدم بگذارد متهم خواهد شد ، کسی که با رفیق بد همگام گردد از فساد اخلاق سالم نمی ماند ، کسی که مالک زبان خود نباشد سرانجام پشیمان خواهد گشت. الحدیث جلد 3 صفحه 98 حضرت باقر (ع) : خداوند از مردم خواستار دو فضيلت است: 1- به نعمتها اقرار كنند تا بر آن بيفزايد، 2- به گناهان اعتراف نمايند تا آنها را ببخشد. الحديث جلد 2 صفحه 182 امام باقر (ع) : هر بندهاي از بندگان خدا روش گمراهكنندهاي را بين مردم بنيان نهد، براي او گناهي همانند گناه كساني است كه مرتكب آن عمل شدهاند، بدون آن كه از گناه عاملين آن كاسته شود. الحديث جلد 2 صفحه 155 امام باقر (ع) : از اندرزهاي لقمان حكيم به فرزندش اين بود كه فرزند عزيز، كسي كه با گناهكار شريك شود راه ناپاكي را از وي ياد ميگيرد، كسي كه مجادله را دوست داشته باشد مورد فحش و دشنام واقع ميشود، كسي كه در جايگاههاي بدنام قدم بگذارد متهم خواهد شد، كسي كه با رفيق بد همگام گردد از فساد اخلاق سالم نميماند، كسي كه مالك زبان خود نباشد سرانجام پشيمان خواهد گشت. الحديث جلد 2 صفحه 131
امام باقر (ع)
: دنيا بازاري از
بازارها است. گروهي از اين بازار خارج ميشوند، كالاي نافع و سودبخش ميبرند و بعضي
با متاع مضر و زيانبار از اين بازار بيرون ميروند. الحديث جلد 2 صفحه 39 امام باقر (ع) به جابر جعفی فرمود : ای
جابر آگاه باش ، زمانی از دوستان ما به حساب می آیی
که اگر تمام اهل یک شهر بگویند که تو مرد بدی هستی (یا انتقادت گویند ) سخن
آنان غمگین و متاثرت نکند ، و اگر همه آنان گفتند تو مرد شایسته و خوبی
هستی مسرور و خوشحالت ننماید (خوشحال نشوی ) بلکه اعمال و رفتارت را به
کتاب خدا عرضه کن ، اگر دیدی کردار و گفتارت مانند قرآن است و در راه قرآن
قدم بر می داری حرامهایش را ترک می کنی و خواسته های آن کتاب مقدس را با
علاقه و میل انجام می دهی و از کیفر هایی که در راه آن
آمده خائف و ترسانی در روش خود پابرجا و شادمان باش و بدان که گفته های
مردم به تو زیانی نمی رساند ( خوشحال باش که پشت سرت حرف می زنند
، زیرا گناهان تو را به حساب آنها می نویسند و ثوابهایش را به حساب
تو ) ولی اگر کارها و رفتارت مخالف قرآن بود و بر خلاف کتاب خدا قدم بر می
داری ، چه چیز تو را از خودت غافل و بی خبر ساخته است .الحدیث جلد 2 صفحه
386 امام محمد باقر (ع) : پدرم فرمود : چهار صفت در هرکس باشد اسلامش کامل و گناهش آمرزیده است و هنگام مرگ خدا از او راضی خواهد بود : 1.چون با مردم پیمانی بندد برای خدا به عهدش وفا کند.2.زبانش راستگو باشد.3.از کاری که نزد خدا یا در نظر مردم زشت است شرم کند.4.اخلاقش با زن و فرزندش خوش باشد.نصایح صفحه 197 الی 198 امام باقر (ع) : بخدا که در آسمان هفتاد صف از ملائکه است اگر تمام مردم روی زمین جمع شوند که یک صف از آنها را بشمارند نتوانند و آن فرشتگان همگی ولایت ما (ائمه(ع) )را معتقدند. اصول کافی جلد 2 صفحه 320 امام باقر (ع) : حکایت شخص حریص به دنیا حکایت کرم ابریشم است که هرچه بیشتر بر خود تند راه بیرون آمدنش دورتر شود تا آنکه از غصه بمیرد. اصول کافی جلد 3 صفحه 202 امام باقر (ع) : چون دو مومن بهم بر خورند و مصافحه کنند خدا به آنها رو کند و گناهان از چهره آنها بریزد تا از یکدیگر جدا شوند. اصول کافی جلد 3 صفحه 264 امام باقر (ع) : از وعده های حتمی خدا قیام قائم ما است . هرکس در این گفتار شک و تردید به خود راه دهد خدا را به حال کفر و انکار ملاقات میکند. کتاب بحارالانوار جلد 51 صفحه 140 فضیل گوید از حضرت امام باقر (ع) پرسیدم : آیا برای ظهور امام زمان (عج) وقتی تعیین شده است ؟ امام سه بار فرمودند : آنان که برای ظهور امام زمان تعیین وقت میکنند دروغ می گویند. کتاب بحارالانوار جلد 52 صفحه 103 امام باقر (ع) : به خدا که محبوبترین اصحابم نزد من پرهیزکارتر و فقیه تر و حدیث نهان دارتر آنها است و بدترین و مبغوضترین اصحابم نزد من کسی است که هرگاه حدیثی را شنود که بما نسبت دهند و از ما روایت کنند آنرا نپذیرد و بدش آید و انکار ورزد و هرکه را به آن معتقد باشد تکفیر کند در صورتیکه که او نمی داند شاید آن حدیث از ما صادر شده و به ما منسوب باشد و او به سبب انکارش از ولایت ما خارج شود. اصول کافی جلد 3 صفحه 317 امام باقر (ع) : بهترین عبادت عفت شکم و فرج است. اصول کافی جلد 3 صفحه 125 امام باقر (ع) : خوشا به حال کسی که محضر مهدی (عج) را درک کند و در خدمت او باشد. کتاب بحارالانوار جلد 51 صفحه 137 امام باقر (ع) : دعایی که بیشتر امید استجابت آن میرود و زودتر به اجابت می رسد دعا برای برادر دینی است در پشت سر او ( در غیاب او ) اصول کافی جلد 4 صفحه 269 امام باقر (ع) : چیزی دل را بیشتر از گناه فاسد نکند دل که آلوده به گناه شد مغلوب آن گردد تا وارونه شود. امالی شیخ صدوق مجلس شصت و دوم صفحه 397 امام باقر (ع) : خدای عزوجل برای بدی قفلهائی قرار داده و کلیدهای آنها را شراب قرار داده و دروغ بدتر از شراب است. اصول کافی جلد 4 صفحه 35 شرح : اگر همه بدیها را در یک جا جمع کنید (مانند اتاق) کلید آن شراب است یعنی اگر شراب بخوری همه گناهان را انجام می دهی دروغ بدتر از شراب است. امام محمد باقر (ع) : موسیقی از جمله گناهانی است که خدا بر آن وعده آتش داده و بعد ایشان آیه زیر را خواند(سوره لقمان آیه 6 ) بعضی از مردمان کسانی هستند که می خرند سخن لهو و باطل و غافل کننده از خدا را تا گمراه سازند مردم را از راه خدا و استهزاء می کنند به راه خدا و دین حق . برای آن گروه مهیا شده است عذابی خوار کننده. عین الحیوة صفحه 228 امام محمد باقر (ع) : شخصی از امام (ع) راجب موسیقی سوال پرسید : حضرت فرمودند اگر حق و باطل جدا از هم باشند و مشخص شده باشد موسیقی در کدام طرف خواهد بود : آنشخص گفت در طرف باطل و نادرست . امام (ع) فرمودند : درست گفتی. عین الحیوة صفحه 229 امام باقر (ع) : ای جابر زکات روزی انسان را زیاد میکند. بحارالانوار جلد 78 صفحه 183 امام باقر (ع) : دروغ گفتن باعث خرابی ایمان است. ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 236 حضرت باقر (ع) : امام باقر (ع) فرمود : که پدرم حضرت سجاد (ع) به فرزندان خود می فرمود : بپرهیزید از دروغ گفتن چه در امر کوچک چه در امر بزرگ خواه جدی و خواه به شوخی زیرا کسی که دروغ کوچک می گوید بر گفتن دروغ بزرگ جرات پیدا می کند مگر نمی دانید که حضرت رسول (ص) می فرمود : پیوسته بنده راست می گوید تا خدا او را راستگو می نویسد و بنده ای پیوسته دروغ می گوید تا خدا او را کذاب ( دروغگو ) می نویسد. ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 236 امام باقر (ع) : هرچیزی بهاری دارد ، و بهار قرآن ماه رمضان است. معانی الاخبار جلد 2 صفحه 70 امام باقر (ع) : از دروغ کوچک و بزرگ ، جدی و شوخی بپرهیزید ، زیرا آن کسی که در مساله ای کوچک دروغ گفت به گفتن دروغ بزرگ نیز جرات پیدا می کند ، آیا نمی دانید که رسول خدا (ص) فرمود : انسان پیوسته راست می گوید تا خدا او را صدیق و راستگو نویسد ، و پیوسته دروغ گوید تا خدا او را کذاب ( و دروغگو ) نویسد. اصول کافی جلد 4 صفحه 35 امام باقر (ع) : دروغ ویران کننده ایمان است. اصول کافی جلد 4 صفحه 36 وليد بن عقبه هجرى گويد: شنيدم حضرت باقر عليه السلام فرمود: به خدا سوگند هيچ بنده اى در دعا پافشارى و اصرار به درگاه خداى عزوجل نكند جز اينكه حاجتش را برآورد. اصول كافى جلد 4 صفحه 224 ابو حمزه گويد: شنديدم از امام باقر عليه السلام كه مى فرمود: همانا على (عليه السلام ) درى است كه خداوند (بروى مردمان ) گشود، هر كه داخل آن گردد مؤ من است ، و هر كه از آن بيرون رود كافر است . اصول كافى جلد 4 صفحه 100 حضرت باقر (عليه السلام ) فرمود: هر كه بنشيند در مجلسى كه در آن به امامى از امامان دشنام گويند و مى تواند برخيزد و نكند خداوند ذلت را در دنيا بر او بپوشاند و در آخرت او را عذاب كند، و آن چيز نيكى كه بدادن آن بر او منت نهاده (يعنى ) معرفت ما را از او بگيرد.اصول كافى جلد 4 صفحه 88 و نيز حضرت باقر عليه السلام فرمود: كه در كتاب رسولخدا يافتيم (نوشته بود): هر گاه پس از من زنا پديدار شود مرگ ناگهانى فراوان گردد، و هرگاه از پيمانه و ترازو كم شود، خداوند آنان را بقحطى و كمى (خوار و بار و ساير وسائل زندگى ) ماءخوذ دارد، و هرگاه از دادن زكاة دريغ كنند، زمين بركات خود را از زراعت و ميوه ها و معادن همه آنها (از آنان ) دريغ كند، و هرگاه در احكام بنا حق حكم كنند همكارى در ستم و عدوان كنند (و بستم همديگر دچار شوند) و چون پيمان شكنى كنند خداوند دشمنشان را بر آنان مسلط كند، و چون قطع رحم كنند خداوند اموال (و ثروتها) را در دست اشرار قرار دهد، و چون امر بمعروف و نهى از منكر نكنند و پيروى از نيكان اهل بين من ننمايند خداوند اشرار آنان را بر ايشان مسلط گرداند، پس نيكان آنها دعا كنند و مستجاب نشود. اصول كافى جلد 4 صفحه 81 امام باقر عليه السلام فرمود: پيوسته غم و اندوه گريبانگير مؤ من باشد تا براى او گناهى بجا نگذارند. اصول كافى جلد 4 صفحه 182 محمد بن مسلم گويد: از امام باقر عليه السلام شنيدم كه ميفرمود: چه بسيار خوب است حسنات (كارهاى نيك و شايسته ) بدنبال سيئات (كارهاى بد و گناهان ) و چه بسيار بد است سيئات در دنبال حسنات . اصول كافى جلد 4 صفحه 196 امام باقر عليه السلام فرمود: همانا خداوند بندگان خاصى دارد كه از بلا آنها را نگهدارد، پس در عافيت آنان را زنده بدارد، و در عافيت روزيشان دهد، و در عافيت بميراند و در عافيت زنده داشته ، و در عافيت در بهشت آنانرا سكونت دهد. اصول كافى جلد 4 صفحه 203 حضرت باقر عليه السلام فرمود: به خدا سوگند هيچ بنده اى در دعا پافشارى و اصرار به درگاه خداى عزوجل نكند جز اينكه حاجتش را برآورد. اصول كافى جلد 4 صفحه 224 حضرت باقر (ع ) فرمود: هيچ قطره اى نزد خدا محبوبتر نيست از آن اشكى كه در تاريكى شب از ترس خدا بريزد و جز خدا چيز ديگرى بآن منظور نباشد. اصول كافى جلد 4 صفحه 234 حضرت باقر عليه السلام فرمود: خداى عزوجل از ميان بندگان مؤ منش آن بنده اى را دوست دارد كه بسيار دعا كند، پس بر شما باد به دعا از هنگام سحر تا زدن آفتاب زيرا آن هنگامى است كه درهاى آسمان در آن هنگام باز گردد، و روزيها در آن تقسيم شود، و حاجتهاى بزرگ بر آورده شود. اصول كافى جلد 4 صفحه 228 حضرت باقر عليه السلام فرمود: نه به خدا سوگند هيچ بنده اى به درگاه خداى عزوجل اصرار نورزد جز اينكه خداوند دعايش را مستجاب كند. اصول كافى جلد 4 صفحه 224 حضرت باقر (ع ) فرمود: به حقيقت و راستى كه خدا مردى بيابانى را با دو كلمه كه با آنها بدرگاه خداوند دعا كرد آمرزيد (و آن دو كلمه اين بود كه ) گفت : ((اللهم ان تعذبنى فاءهل لذلك انا، و ان تغفر لى فاءهل لذلك انت )) (يعنى بار خدايا اگر مرا عذاب فرمائى پس من سزاوار آنم ، و اگر بيامرزى پس تو شايسته آنى ) پس خداوند او را آمرزيد.اصول كافى جلد 4 صفحه 371 حضرت باقر عليه السلام فرمود: رسول خدا (ص ) فرموده : اى گروه قرآن خوانان از خداى عزوجل بپرهيزيد در آنچه از كتاب خود بشما داده است زيرا كه من مسؤ لم و شما هم مسئول هستيد، من از رساندن و تبليغ رسالت مسئولم ، و شما از آنچه از قرآن و سنت من در برداريد مسئول هستيد.اصول كافى جلد 4 صفحه 408 امام باقر (ع ) مى فرمود: ياران خود را بزرگ شماريد و احترامشان كنيد و برخى از شما بر برخى ديگر هجوم نبريد، و بهم زيان نزنيد و بر هم حسد نورزيد و از بخل بپرهيزيد تا از بندگان با اخلاص ( و شایسته )خدا باشید. اصول كافى جلد 4 صفحه 450 حضرت باقر (ع ) فرمود: اى صالح (ظاهر اينست كه صالح نام ابوعديس بوده ) پيروى كن از كسيكه تو را مى گرياند و اندرزت مى دهد، و پيروى مكن از آنكه تو را بخنداند و گولت زند، و بزودى همگى بر خدا درآئيد و بدانيد. اصول كافى جلد 4 صفحه 451 حضرت باقر (ع ) مى فرمود: خداى عزوجل آنكس كه ميان جمعى شوخى و خوشمزگى كند دوستش دارد در صورتيكه فحشى نباشد. اصول كافى جلد 4 صفحه 486 امام باقر (ع ) فرمود: هيچ بنده ئى چهل روز ايمانش را بخداى عزّوجلّ خالص نگرداند يا فرمود: هيچ بنده ئى ذكر خدا را چهل روز نيكو انجام ندهد جز آنكه خداى عزّوجلّ او را نسبت بدنيا زاهد سازد و درد و داروى دنيا را باو بنمايد، پس حكمت را دلش ثابت كند و زبانش را بآن گويا سازد سپس تلاوت فرمود: (كسانيكه گوساله پرستيدند، بزودى خشم پروردگارشان با ذلت در زندگى دنيا بآنها برسد، افترا بندانرا اينگونه جزا مى دهيم 152 سوره 7) از اينرو هيچ بدعت گزارى را نبينى ، جز اينكه ذليل است ، و هيچ افترا زننده بخدا و پيغمبر و اهل بيتش صلوات الله عليهم را نبينى جز اينكه ذليل است . اصول كافى جلد 3 صفحه27 امام باقر عليه السلام : از بلاهاى كمرشكن كه پشت انسانرا خم كند همسايه بد است ، اگر خوشرفتارى و كارى نيكى ببيند پنهان كند و اگر بدى از انسان ببيند فاش كند. اصول كافى جلد 4 صفحه 493 زراره از حضرت باقر (ع ) حديث كند كه فرمود: بگو (دعائى را كه ترجمه اش چنين است ): ((بار خدايا از تو خواهم هر خوبى را كه دانشت آن را فرا گرفته ، و به تو پناه برم از هر بدى كه دانشت آن را احاطه كرده ، بار خدايا از تو خواهم عافيت خود را در همه كارهايم ، و پناه برم به تو از خوارى و رسوائى دنيا و از عذاب آخرت )). اصول كافى جلد 4 صفحه 369 على احمسى از حضرت باقر عليه السلام حديث كند كه فرمود: به خدا
سوگند از گناه نجات نيابد (و رها نشود) جز كسى كه بدان اعتراف كند. امام باقر (ع) : قصد مسافرت داشت پدر گرامیش حضرت سجاد (ع) در ضمن سفارشهای خود به او فرمود : فرزند عزیز از رفاقت و آمیزش با احمق بپرهیز و از او دوری کن و از بحث و مذاکره با او اجتناب نما سپس در بیان مراتب کوته بینی و نارسائی فکر احمق فرمود : اگر سخن بگوید حماقت نادانیش او را رسوا خواهد کرد اگر سکوت کند نارسائی عجزش ظاهر می گردد اگر به کاری دست بزند آنرا خراب می کند اگر رازی به وی سپرده شود افشا می نماید نه دانش خودش او را بی نیاز میکند و نه از دانش دیگران بهره مند می گردد اندرزگویی خود را اطاعت نمیکند و رفیق خود را راحت نمی گذارد مادرش مرگ او را دوست دارد تا در عزایش گریه کند و زنش آرزوی جدایی وی را در مغز می پرورد ، همسایش تمنا دارد که از منزل او دورباشد و همنشینش از ترس مجالس با او در تنهایی و سکوت به سر می برد موقعی که احمق در مجلس دیگران شرکت می کند اگر حضار محضر از او بزرگتر باشند همه آنه را عاجز می کند و اگر از وی کوچکتر باشند با رفتار و گفتار احمقانه خود آنان را گمراه می کند. الحدیث جلد 3 صفحه 365 امام باقر (ع) فرمودند : به حضرت سجاد (ع) گفته شد مرگ چیست؟ امام (ع) در جواب فرمود: مرگ برای افراد با ایمان مانند کندن لباس چرکین وگشودن قید و زنجیرهای سنگین است. الحدیث جلد 3 صفحه 182 امام باقر (ع) فرموده است : از رسول اکرم (ص) سوال شد ؟ چه کسی بزرگترین حق را به آدم دارد ؟ فرمود: پدر و مادر . الحدیث جلد 3 صفحه 339 امام باقر (ع) : هیچ فضیلتی به قدر جهاد ارزش معنوی ندارد و هیچ جهادی مانند مجاهده در راه غلبه بر هوای نفس نیست .الحدیث جلد 3 ص 307ابراهيم همداني ميگويد درباره ازدواج نامهاي به امام باقر (ع) نوشتم. حضرت به خط خود جواب داد كه رسول اكرم (ص) فرموده است: با كسي كه از اخلاق و دينش رضايت داريد ازدواج كنيد و خودداري شما از وصلت با او باعث فساد و فتنه بزرگ در جامعه خواهد شد. الحديث جلد 3 صفحه 392 امام باقر (ع) فرموده است : از رسول اکرم (ص) سوال شد ؟ چه کسی بزرگترین حق را به آدم دارد ؟ فرمود : پدر و مادر . الحدیث جلد 3 صفحه 339امام باقر (ع) : در تفسير آيه «و قولوا للناس حسنا» فرموده است: درباره مردم آنرا بگوييد كه دوست داريد مردم در حق شما بگويند. الحديث جلد 3 صفحه 298 امام باقر (ع ) : از اندرزهای لقمان حکیم به فرزندش این بود که فرزند عزیز ، کسی که با گناهکار شریک شود راه ناپاکی را از وی یاد می گیرد ، کسی که مجادله را دوست داشته باشد مورد فحش و دشنام واقع می شود، کسی که در جایگاه های و مکانهای بدنام قدم بگذارد متهم خواهد شد ، کسی که با رفیق بد همگام گردد از فساد اخلاق سالم نمی ماند ، کسی که مالک زبان خود نباشد سرانجام پشیمان خواهد گشت. الحدیث جلد 3 صفحه 98 امام باقر (ع) فرمودند : اولین کسانی که به بهشت وارد میشوند اهل معروفند ، و اولین کسانی که به دوزخ میروند اهل منکرند. وسائل الشیعه جلد 11 صفحه 523 حدیث 10 امام باقر (ع) فرمودند : نخستین کسی که دروغگو را تکذیب کند ، خداوند بزرگ است ، سپس دو فرشته که همراه اویند ، سپس خود او هم میداند که دروغگوست. اصول کافی جلد 4 صفحه 36 امام باقر (ع) فرمود : هنگامیکه نوح نزد پروردگار خود دست به دعا برداشته و بر قوم خود نفرین کرد شیطان ( خدای لعنتش کند ) به نزد نوح آمد و گفت : ای نوح تو را بر من حقی است که میخواهم تلافی اش کنم ، نوح گفت : به خدا قسم بر من بسی ناگوارست که مرا بر تو حق نعمتی باشد چه حقی به تو دارم ؟ گفت : آری به قوم خود نفرین کردی و همه را غرق نمودی و دیگر کسی که من گمراهش کنم باقی نماند و هم اکنون دوران استراحت من است تا نسل دیگری به وجود آید و من گمراهشان نمایم ، نوح به شیطان گفت : آنچه میخواهی که به پاداش این خدمت !!! بدهی چیست ؟ گفت : در سه جا به یاد من باش که نزدیک ترین حالات من به بنده خدا در یکی از این سه مورد است : 1- به هنگام خشم به یاد من باش ( که هنگامی که خشمگین میشوی وسوسه ات میکنم که خشم تو را به هر جنایتی وادار کند { که دیده میشود در دعواها و زد و خوردها که رخ میدهد طرفین دعوا بر اثر لحظه ای خشم و تسلط نداشتن بر خشم خود طرف مقابل را با چاقو و غیره به قتل می رسانند و همه این کارها بر اثر این است که خشم خود را کنترل نکرده است ، چند حدیث از شاه ولایت علی (ع) در باره غضب و خشم : مولا علی (ع) : خاموش کردن آتش خشم برای کسی میسر است که از روی حقیقت دشمنهای درونی را در دل بمیراند و ضمیر خود را از کینه و بد خواهی دیگران پاک کند . الحدیث جلد 2 صفحه 289 __ مولا علي (ع) : در كشاكش انگيزههاي شهوت و غضب، عقل بشر تيره و تار ميشود و فروغ خود را از دست ميدهد. الحديث جلد 2 صفحه 208 __ مولا علي (ع) : دشمنترين دشمنان آدمي غضب و شهوت او است. آن كس كه بتواند اين دو غريزه سركش را مهار كند و آنها را به فرمان خود درآورد ، مقام عظيمي دارد و ميتواند به اوج انسانيت برسد. الحديث جلد 2 صفحه 19 __ مولا علی (ع) : غضب آتشی است مشتعل ، کسی که خشم خود را فرو نشاند ( خشم خود را نگه دارد ) ، آن آتش مشتعل را خاموش کرده است و آن کس که غضب را به حال خودش آزاد گذارد ، ( خشم خود را نگه ندارد ) خود اولین کسی است که در شعله ها ی آن خواهد سوخت . الحدیث جلد 1 صفحه 1 ) 2- هنگامیکه میان دو نفر قضاوت کنی به یاد من باش ( که در این هنگام وسوسه ات میکنم که قضاوت به حق نکنی ) 3-هنگامی که با زنی ( نامحرم ) به خلوت نشسته ای و هیچ کس دیگر با شما نیست به یاد من باش( که در این موقع وسوسه ات میکنم که به گناه بیفتی ). خصال شیخ صدوق جلد 1 صفحه 150
حضرت باقر (ع)
از پدرش و او از امام حسین (ع) روایت کرده که امیرالمومنین سلام الله
علیه در ضمن خطبه فرمود : ای مردم شرافتی بالاتر از اسلام ، و عزتی
بالاتر از تقوا و پرهیزگاری ، و پناهگاهی استوارتر از ورع ، و شفیعی
رستگارتر از توبه و انابه ، گنجی سودمند تر از علم و دانش و فضیلت
نیست. عزتی بالاتر از بردباری ، و حسبی بهتر از ادب ، و مشقتی سخت تر
از غضب و تند خویی ، و زیبایی بیشتر از عقل ، و بدی بدتر از دروغ ، و
نگهداری نگهدارنده تر از سکوت ، و لباسی زیباتر از عافیت ، و غائبی
نزدیک تر از مرگ نیست. ای مردم هرکس که در روی زمین راه میرود در درون
زمین جای خواهد گرفت ، گردش شب و روز با سرعت و شتاب طومار زندگی انسان
را در هم می پیچد ، هر صاحب حیاتی در روی زمین نیرویی دارد ، و هر
موجود زنده ای خوراکی برای آنها مهیا شده است ، و تو ای بشر خوراک مرگ
هستی ، و اگر آدمی از سپری شدن ایام زندگی درس عبرت میگرفت از آماده
شدن برای مرگ غفلت نمیکرد ، هیچ ثروتمندی به وسیله مال خود از مرگ
رهایی پیدا نمیکند ، و نه فقیری به خاطر فقرش. ای مردم هرکس از خداوند
بترسد دست از ظلم و ستم برمیدارد ، و هرکس در سخن گفتن مراعات نکند
سرانجام به فحش و هذیان خواهد کشید ، و هرکس خیر را از شر و بد را از
خوب تشخیص ندهد مانند چهارپایان است ، مصیبت های دنیا در برابر فقر و
تهیدستی روز قیامت بسیار حقیر است و چه اندازه مردم از واقعیات بی
اطلاع میباشند. شما ای مردم از کثرت گناه و نافرمانی خود را به
ناآشنائی زده اید ، و از راه خدا و حقیقت خود را دور ساخته اید ، آسایش
همواره با رنج و محنت ، و سختی و مشقت با نعمت و فراخ زندگی قرین است و
آدمی هرگز در یک حال نخواهد ماند ، شَری که دنبالش بهشت جاوید باشد آن
در حقیقت شر نیست ، و خیری که پایان آن دوزخ باشد آن خیر حقیقی و واقعی
نخواهد بود ، هر نعمتی در برابر بهشت حقیر ، و هر بلائی غیر از جهنم
عافیت است. کِتابُ المَواعِظ شیخ صدوق 101 الی 104
حضرت باقر عليه السلام فرمود:
چون قائم ما قيام كند خداوند دست رحمتش را بر
سر بندگان گذارد پس عقولشان را جمع كند ( تا
پيروى هوس نكنند و با يكديگر اختلاف نورزند) و
در نتيجه خردشان كامل شود (متانت و خود
نگهداریشان كامل شود).
امام باقر و امام صادق
عليهماالسلام فرمودند: چون آن مردم كردند آنچه
كردند، (در خانه اش را آتش زدند و على عليه
السلام را بمسجد بردند) فاطمه عليها سلام
به عمر
فرمود: همانا بخدا اى پسر خطاب ! اگر من از
رسيدن بلا به بى گناهان كراهت نداشتم ، مى
فهميدى كه خدا را سوگند مى دادم و او را زود
اجابت كننده مى يافتى (يعنى من نفرين مى كردم
و بزودى بلا نازل مى شد و ترا و بى گناهان را
شامل مى گشت ولى نمى خواهم بى گناهان به آتش
تو بسوزند).
امام باقر عليه السلام فرمود: در رسولخدا صلى اللّه عليه وآله سه چيز بود كه در هيچكس جز او نبود. 1 سايه نداشت (زيرا نور او تحت الشعاع خورشيد نمى گشت ) 2 از راهى نمى گذشت جز آنكه هر كس بعد از دو روز و سه روز از آنجا مى گذشت بواسطه بوى خوشش مى فهمید پيغمبر (ص) از آنجا عبور كرده است . 3 از هيچ سنگ و درختى عبور نمى كرد، جز آنكه براى او سجده مى كرد. (و اين سجده به عنوان احترام بوده نه عبادت و معنوى بود نه ظاهرى نظير تسبيح موجودات خدا را). اصول كافى جلد 2 صفحه 329 امام باقر عليه السلام
راجع به اين قول خداى تعالى : ((شما گفتار
مختلفى داريد فرمود (درباره امر ولايت )
منصرف شود از آن هر كه بايد منصرف شود 9
سوره 51 )) هر كس از ولايت
( اهل بیت ع ) منصرف شود، از بهشت منصرف گردد.
اصول كافى جلد 2
صفحه 292
امام باقر عليه السلام راجع بقول خداى تعالى :
((بگوئيد به خدا و آنچه بسوى ما نازل شده ايمان آورديم
)) فرمود: مقصود از اين خطاب على عليه السلام و فاطمه و حسن و حسين است ، و پس از ايشان درباره ائمه عليهم السلام جاريست ، سپس گفتار خدا متوجه مردم مى شود و مى فرمايد: ((پس اگر ايمان آوردند (يعنى مردم ) به آنچه شما ايمان آورده ايد (مقصود على و فاطمه و حسن و حسين و ائمه عليهم السلام اند) هدايت يافته اند و اگر رو گردان شدند، ايشان در راه خلاف و دشمنى هستند 131 سوره 2)).
اصول كافى جلد 2 صفحه 281
امام باقر عليه السلام درباره قول خدايتعالى : ((بگو من از شما براى پيغمبرى مزدى به جز مودت خويشاوندان نمى خواهم 23 سوره 42 )) فرمود: خويشاوندان ، ائمه عليهم السلام هستند.
اصول كافى جلد 2 صفحه 279 سالم حناط گويد: به امام باقر عليه السلام عرضكردم : به من خبر دهيد از قول خداى تبارك و تعالى : ((جبرئيل قرآنرا به لغت عربى واضح بر دل تو فرود آورد، تا از بيم دهندگان باشى 194 سوره 26 )) فرمود: آن ولايت اميرالمؤ منين عليه السلام است . شرح : يعنى قرآن كه براى بشارت و انذار مردم نازل شده است ، جز با ولايت على عليه السلام كه به معنى معرفت و دوستى و پيروى آن حضرتست به نتيجه نرسد، زيرا قرآن كتابيست صامت و آنرا مفسر و مبينى لازمست كه معنى واقعى و حقيقتش را باز گويد و گفتار و رفتارش قرين و همدوش قرآن باشد و او همان اميرالمؤ منين عليه السلام است كه پيغمبر صلى اللّه عليه وآله او را با قرآن قرين فرموده. اصول كافى جلد 2 صفحه 276 امام باقر عليه السلام به سلمة بن كهيل و حكم بن عتيبه (كه هر دو زيدى مذهب و ملعون امام بودند) فرمود: بمشرق رويد و بمغرب رويد، علم درستى جز آنچه از ما خانواده تراوش كند، پيدا نكنيد. اصول كافى جلد 2 صفحه 251 محمد بن مسلم گويد: شنيدم امام باقر عليه السلام مى فرمود: نزد هيچكس از مردم مطلب حق و درستى نيست و هيچيك از مردم به حق قضاوت نكند. جز آنچه از خاندان ما بيرون آيد و هنگامى كه امور مردم متشتت و پراكنده گردد، خطا از آنها و صواب از على عليه السلام است (يعنى وقتى گفتار و عقيده مردم بر خلاف گفتار و عقيده على عليه السلام باشد، همه آنها بر باطل و على بر حق است و پيداست كه فرزندان معصوم على عليه السلام هم مو به مو از پدر خود تبعيت كنند و اين حكم درباره آنها هم جاريست ). اصول كافى جلد 2 صفحه 250 زراره گويد: خدمت امام باقر عليه السلام بودم كه مردى از اهل كوفه از آنحضرت راجع به قول اميرالمؤ منين عليه السلام : ((هر چه خواهيد از من بپرسيد هر چه از من بپرسيد؛ به شما خبر دهم )) سؤ ال كرد، حضرت فرمود: هيچ كس علمى ندارد جز آنچه از اميرالمؤ منين عليه السلام استفاده شده ، مردم هر كجا خواهند بروند، به خدا علم درست جز اينجا نيست و با دست اشاره به خانه خود كرد (مقصود خانه وحى و نبوت است ، نه خصوص خانه ملكى آنحضرت ). شرح : ابن عبدالبر در كتاب استيعاب خود گويد: هيچكس از صحابه جز على بن ابيطالب نگفت ((هر چه خواهيد از من بپرسيد)) و احمد بن حنبل هم در مسندش اين سخن را از سعيد نقل مى كند.علامه مجلسى (ره ) در اينجا مى گويد: هر كس اين ادعا را كرد رسوا شد، چنانكه موافق و مخالف اعتراف دارند. اصول كافى جلد 2 صفحه 251 سعد اسكاف گويد: خدمت امام باقر عليه السلام رهسپار شدم و مى خواستم اجازه ورود بگيرم كه ديدم جهازهاى شتر در خانه صف كشيده و به رديف است ، ناگاه صداهائى برخاست و سپس مردمى عمامه به سر شبيه سودانيها بيرون آمدند، من خدمت حضرت رسيدم و عرضكردم : قربانت ، امروز به من دير اجازه فرمودى ، و من اشخاصى عمامه به سر ديدم بيرون آمدند كه آنها را نشناختم ، فرمود: ندانستى آنها كيانند؟ عرضكردم : نه ، فرمود: آنها برادران جن شما هستند كه نزد ما مي آيند و حلال و حرام و مسائل دينى خود را از ما ميپرسند. اصول كافى جلد 2 صفحه 243 امام باقر عليه
السلام مردم را در مكه ديد كه چه
ميكنند، سپس فرمود: كارهائى است مانند
كارهاى جاهليت ، همانا بخدا سوگند كه
چنين دستور ندارند، آنچه دستور دارند
اينستكه : حج خود را انجام دهند و
بنذر خود وفا كنند و نزد ما آيند و
ولايت خود را بما خبر دهند و نصرت
خويش را بر ما عرضه كنند.
مقصود از نذر همان
كشتن گوسفند و شتر است و يا نذريكه
قبلا كرده كه فلان عبادت را در اوقات
حج بجا آورم و يا نذريكه اگر حج
گزاردم چنين كنم . اصول كافى
جلد 2 صفحه 239
فضيل
گويد:
امام
باقر
(ع)
به مردميكه
گرد
كعبه
طواف
ميكردند،
نگاه
كرد
و
فرمود:
در
زمان
جاهليت
اينگونه
طواف
ميكردند.
همانا
مردم
دستور
دارند
كه
گرد
كعبه
طواف
كنند
و
سپس
سوى
ما
كوچ
كنند
و
ولايت
و
دوستى
خود
را
بما
اعلام
دارند
و
يارى
خود
را
نسبت
بما
عرضه
كنند،
سپس
اين
آيه
را
قرائت
فرمود:
(( كامل
تمار گويد
: امام باقر
(ع)
فرمود :
(( براستى
كه مؤ منان رستگارند 1
سوره 23
)) ميدانى كيانند؟
عرض كردم : شما بهتر مى
دانيد، فرمود: براستى كه
مؤ منان تسليم شوندگان
رستگارند ، تسليم شوندگان
همان نجيبانند، پس مؤ من
غريب است و خوشا به حال
غريبان . ( يعنى چون مؤمن
با تسليم كمياب است پس او
غريب است ، زيرا هم اُنس
ندارد و اُنس تنها با
خداست )
اصول
كافى جلد 2 صفحه 236
امام
باقر
عليه
السلام
درباره
قول
خداى
تبارك
و
تعالى
(( امام باقر (ع) يا امام صادق (ع) فرمود : دو مرد داخل مسجد شدند كه يكى عابد و ديگرى فاسق باشد، و از مسجد خارج شدند، در حاليكه مرد فاسق صديق (مؤمن واقعى) شده بود و مرد عابد فاسق شده بود ، و اين براى آن است كه عابد داخل مسجد شد، در حالتي كه به عبادتش ببالد و به آن بنازد و فكرش در آن باره باشد ولى فكر فاسق درباره ندامت و پشيمانى از فسقش ( گناهش ) باشد و از خداى عزوجل راجع به گناهانى كه كرده آمرزش خواهد. اصول كافى جلد 3 صفحه 428 امام باقر (ع) فرمود: در كتاب تورات در ضمن مناجات خداى عزوجل با موسى عليه السلام است : كه : اى موسى خشم خود را از كسيكه تو را بر او مسلط ساخته ام بازگير تا خشم خود را از تو باز گيرم . اصول كافى جلد 3 صفحه 413 روایت شده که حضرت امام محمد باقر (ع) از پدران خود نقل نمود که رسول خدا (ص) میفرمود : مشکل ترین اعمال سه چیز است : معاونت و همراهی با برادران دینی و مال ، عدالت و انصاف با مردم از طرف خود ، در هر حال به یاد خدا بودن ؛ و روایت شده که آن حضرت میفرمود : چیزی با چیزی آمیخته و مخلوط نشد که بهتر باشد از آمیختن حلم و بردباری با علم و دانش. انوارالبهیه صفحه 141 جاحظ در کتاب البیان و التبیین می نویسد : که محمد بن علی بن الحسین (ع) در دو کلمه تمام مصالح حال دنیا را جمع نمود و فرمود : {{ صلاح الجمیع المعایش و التعاشر ملاء مکیال ثلثان فطنة و ثلث تغافل }} صلاح و نیکویی تمام زندگیها و معاشرتها گنجایش ظرفی است که دو ثلث آن فطانت و زیرکی و یک ثلث آن چشم پوشی و تغافل است. انوارالبهیه صفحه 141 امام باقر (ع) : کمال انسان ، تمام کمال در سه چیز است : فراگرفتن علم دین و شکیبایی در پیش آمدها و ناگواریها و اندازه نگه داشتن در زندگی. انوارالبهیه صفحه 143 امام باقر (ع) : کسی را که خداوند موعظه کننده در خود او قرار نداده باشد ؛ موعظه و اندرزهای مردم هیچ سودی برای او نخواهد داشت. انوارالبهیه صفحه 143 امام باقر (ع) : خدا را نشناخته کسی که نافرمانی او کند و سپس این دو شعر انشاد فرمود و معنی آن این است که : نافرمانی خداوند میکنی و اظهار دوستی با او می نمایی ؛ به جان تو قسم در میان کارها ؛ این کارها تازه و بدیع است ؛ اگر دوستی تو از راه صدق و راستی بود همانا فرمانبرداری او میکردی ؛ زیرا هر دوستی مطیع و فرمانبردار دوست خویش است. انوارالبهیه صفحه 144 امام باقر (ع) : خواستن از نو دولتی که تازه مالی به چنگ آورده مانند درهمی است که در دهان افعی باشد تو به آن نیازمندی ولی به سبب آن افعی دچار خطر هستی. انوارالبهیه صفحه 144 امام باقر (ع) : حیا و ایمان با یکرشته به هم متصلند ؛ چون یکی از آن در رفت ، دیگری به همراه او خواهد رفت. انوارالبهیه صفحه 144 امام باقر (ع) : خلق نیکو و ملایمت طبع به هرکس داده شد ، خیر و راحتی به او داده شده است و در دنیا و آخرت حالش نیکو گردیده است و هرکس از این دو صفت محروم شد ، همان باعث رسیدن به هر بدبختی و بلیه است ؛ مگر کسی را که خداوند محفوظ دارد. انوارالبهیه صفحه 145 پند حضرت امام باقر (ع) به
جابر : روزى آن حضرت از منزل خارج شد در حالى كه می فرمود : اى
جابر! به خداى سوگند شب را اندوهناك و دل آشوب به صبح رساندم. پس عرض كردم
: فدايت شوم اندوه و آشوب دلت براى چيست؟ براى اين دنيا ؟ پس فرمود: نه اى
جابر، بلكه اندوه نگرانى از آخرت است. اى جابر: هر كه حقيقت خالص ايمان بر
دلش وارد شود، از زرق و برق دنيا روى برتابد. يك اندرز
سخنان كوتاهى كه از امام باقر عليه السّلام در اين زمينه ها (اخلاق و حكمت و ...) روايت شده است 1- با منافق به زبانت سازگارى نما و با مؤمن خالصانه دوستى كن و اگر يك يهودى همنشينت شد، به نيكى رفتار كن. 2- آميختگى هيچ چيزى به چيز ديگر نيكوتر از آميختگى حلم با علم نيست. 3- تمامى كمال دانش اندوزى در دين و بردبارى بر ناگوارى و اندازه دارى مخارج زندگى است. 4- به خداى قسم كه متکبر با رداى [عظمت] خدا به جنگ
برخاسته است. 6- روزى مردى در محضر امام باقر عليه السّلام عرض كرد: «خدايا! ما را از همه مردم بی نياز كن». آنگاه ابو جعفر عليه السّلام فرمود: اين گونه مگوى ولى بگو: «خدايا ما را از مردم بد بی نياز كن» چرا كه به راستى مؤمن از برادرش بی نياز نمی گردد. 7- و فرمود قیام به حق کن و از آنچه تو را ثمرى نبخشد دورى گزين و از دشمنت اجتناب كن و از دوستت از هر گروهى كه باشد بر حذر باش مگر از دوست امينى كه از خدا بيم دارد. با بزهكار معاشرت منما و او را بر راز خود، آگاه مساز و در كارت از کسانیکه خدا ترسند، مشورت بخواه. 8- دوستى بيست ساله [نوعى] خويشاوندى است. 9- اگر بتوانی با هرکه برخورد کردی تو به او لطف و بخشش داشته باشی { و او را مورد احسان خویش قرار دهی } این کار را بکن. 10- سه كردار هم در دنيا و هم در آخرت، ارزشمند است: از آن كس كه بر تو ستم ورزيده درگذرى و با آن كس كه با تو قطع رابطه كرده، رابطه برقرار كنى و بر آن كه بر تو جهل ورزيده بردبارى نمايى.
13- در هر قضاء الهى، خير و نكويى براى مؤمن باشد. 14- به راستى كه خداوند پافشارى مردم در خواهش از ديگران را خوش نمی دارد ولى اين پافشارى را در خواهش از او دوست می دارد به درستى كه خداى كه يادش بزرگ است دوست دارد كه از او [چيزى] خواسته شود و از آنچه در نزد اوست درخواست گردد. 15- هرکس در خود واعظ و پند دهنده ای قرار ندهد پند و اندرز مردم او را سودی نبخشد. 16- هر كس كه ظاهرش از باطنش نيكوتر است، ترازوى [اعمالش] سبك می گردد. 19- دانشمندى كه از دانش او سود برند بهتر از هفتاد هزار عابد است. 20 - شخص عالم نیست مگر وقتی که حسد به مافوق خود نورزد و پائین تر از خود را تحقیر ننماید.
23- سه صفت است كه صاحب آن صفات هرگز نمی ميرد تا اينكه عذاب و گرفتارى آن صفات را ببيند: ستم، قطع رابطه خويشاوندى و سوگند دروغين كه ستيز با خداست. و بی گمان طاعتى كه پاداشش زودتر از ديگر طاعات می رسد، ارتباط خويشاوندى است و به راستى [اگر چه] قومى طغيانگر و گنهكارند ولى صله رحم می كنند پس دارايى ايشان زياد می گردد و توانگر می شوند و همانا سوگند دروغين و قطع ارتباط خويشاوندى شهرها را خالى از سكنه [بی نشاط] می سازد. 24- هيچ كردارى جز با شناخت و آگاهى، پذيرفته نگردد و هيچ شناختى جز با كردار به دست نيايد و هر آن كه آگاه گرديد، آگاهی اش او را به كردار رهنمون سازد و كسى كه آگاهى ندارد كردارى هم ندارد. 25- همانا خداوند براى احسان و نكويى، گروهى از بندگانش را برگزيده است، آنان را دوستدار احسان و دوستدار نيكوكارى قرار داده و جويندگان احسان را به سوى آنان راهى نموده و برآوردن نياز ايشان را بر نيكوكاران آسان ساخته همان گونه كه زنده كردن زمين باير و جان دادن بر اهلش را براى باران آسان نموده است و به راستى كه خداوند براى نكويى، دشمنانى از بندگانش قرار داده كه احسان و نيكوكارى را بر ايشان ناپسند و مبغوض ساخته و جويندگان احسان را از رو نمودن به آنان منع كرده و دشمنان احسان را نيز از نيكوكارى منع نموده است همان گونه كه باران را از زمين باير و خشك دور ساخته تا آن زمين و اهلش را نابود كند و آنچه خداوند می بخشد بيشتر است. 26- مهر قلبى برادرت [نسبت به تو را] با ارزيابى مهر قلبى تو به برادرت بشناس. 27- ايمان، دوستى و دشمنى است. [دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا]. 28- شيعيان ما نيستند جز آنان كه پرهيزگارى از خداى را در پيش گيرند و فرمانش برند و آنان شناخته نمی شوند جز به فروتنى و خشوع و بازپس دادن امانت و ياد كردن بسيار خداوند و روزه دارى و نمازگزارى و نيكى به پدر و مادر و رسيدگى در كار همسايگان تهيدست و بيچارگان و بدهكاران و يتيمان و راست گفتارى و تلاوت نمودن قرآن و سخن نگفتن با مردم جز به نيكى؛ و شيعيان ما در هر چيزى امين خويشاوندانشان هستند. 29- چهار چيز نيكو گنجى هستند: مخفى داشتن نياز و پنهان دادن صدقه و نهان نمودن درد و پنهان ساختن گرفتارى. 30- كسى كه راست گفتار است، پاك كردار شود و كسى كه نيك نيت است روزی اش زیاد گردد و آن كس كه با خانواده اش خوشرفتار است عمرش زیاد شود. 31- از تنبلى و بی قرارى [بی حوصلگى] بپرهيز چرا كه اين دو، كليد هر بدى هستند. كسى كه تنبلى كند حقى را به انجام نرساند و آن كس كه بی قرارى كند بر حق نتواند شكيبايى كند. 32- هر كه در راه خدا و براى ايمان به خدا، دوستى يابد و براى خشنودى خداوند در دوستى با او پايدارى كند، بی ترديد پرتويى از نور خدا و پناهى از عذاب خدا و دليلى كه در روز رستاخيز كاميابش سازد و بزرگى پايدار و آوازه اى بلند به دست آورد. چرا كه مؤمن از خداوند نه جداست و نه پيوسته. پرسيده شد كه معنى «نه جداست و نه پيوسته» چيست؟ امام عليه السّلام فرمود: كه نه پيوسته به خداست كه خود خدا باشد و نه جداى از اوست كه جز او باشد. 33- مرد را در گول زدن خويش، همين كافى است كه عيب ديگران را ببيند و عيب خويش را نبيند يا اينكه ديگران را بر چيزى خرده گيرد كه خود توان رهايى از آن عيب را ندارد و يا اينكه همنشين خويش را با سخن گزافه و بی ثمر آزار رساند. 34- فروتنى آن است كه به نشستن در جايى پايينتر از
شأنت خشنود باشى و به هر كه رسيد سلام كنى و هر چند كه بر حقّ هستى، ستيزه
و جدال را رها سازى. 36- امام باقر عليه السّلام به فرزندش فرمود: خويشتن را براى حقّ شكيبا دار. زيرا هر كه در [پرداخت] حقّ، چيزى را مضايقه كند، دو برابر آن را در باطل و نادرست بدهد. 37- بدخويى نصيب هر كه شد، ايمان از او پوشيده ماند [دور شد]. 38- به راستى خداوند دشنام دهنده بی حيا را دشمن دارد. 39- همانا خداوند را كيفرهايى در دل و تن است: تنگدستى در زندگى و سست انگارى در عبادت؛ و هيچ بنده اى به كيفرى سخت تر از سنگدلى گرفتار نيامده است. 40- چون روز رستاخيز شود ندا دهنده اى فرياد برآورد: كجايند بردباران؟ پس گروهى از مردم بايستند پس آنگاه ندا دهنده اى ندا دهد: كجايند تحمل كنندگان؟ پس گروهى از مردم به پا خيزند. عرض كردم [راوى]: فدايت گردم بردباران و تحمل كنندگان چه كسانى هستند؟ پس امام عليه السّلام فرمود: بردباران بر انجام واجبات و تحمل كنندگان بر دورى از گناهان. 41- خداوند می فرمايد: اى فرزند آدم! از آنچه بر تو حرام كردم دورى گزين تا از پارساترين مردم باشى. 42- برترين عبادت پاكدارى { عفت } شكم و عورت است. 43- چهره شاداب و خوشرويى مهر آور و نزديك كننده به خداست و چهره گرفته و بدرويى دشمنی آور و دوركننده از خداست. 44- دستاويز و وسيله اى براى من كه نزديكتر به او باشد به سوى آنچه او دوست می دارد، از پيشينه دست احسان نيست كه دست ديگرش دنبال آن آيد تا آن را نگه دارد و پرورش دهد؛ زيرا دريغ كردن دستهاى آينده مايه قطع سپاسگزارى دستهاى نخستين است ولى دلم به من اجازه ردّ نيازمنديهاى نخستين را به من نمیدهد.
48- هر كه بابى از هدايت را [به ديگران] بياموزد همانند پاداش عملكننده بدان كردار، پاداش برد و از پاداش آنان چيزى كم نمی گردد [هم آموزنده و هم عمل كننده پاداش كامل می گيرند] و هر كه بابى از گمراهى را [به ديگران] بياموزد بار گران گناه را همچون گناهكار بر دوش كشد و از بار گناهشان چيزى كم نمی گردد. 50- دانشمند را سزاست كه چون چيزى از او پرسيده شود و او جوابش را نداند، بگويد خدا داناتر است و گفتن چنين سخنى بر غير دانشمند سزا نيست و در روايتى ديگر آمده كه بگويد: نمی دانم تا اينكه در دل پرسنده ترديدى نيندازد.
53- به درستى اين زبان كليد هر نيك و بد است؛ پس مؤمن
را سزاست كه همان طور كه بر سيم و زرش قفل می زند بر زبانش نيز قفل زند؛
زيرا پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: 55- به راستى افسوس خورنده ترين مردم در قیامت، بنده اى است كه عدالت را توصيف كند و آنگاه خود در حقّ ديگرى بر خلاف عدالت عمل نمايد. 56- بر شماست به پرهيزگارى و تلاش و راست گفتارى و بازپس دادن امانت به آن كس كه به شما اعتماد نموده خواه آن كس نيكوكار باشد يا بزهكار. چنانچه قاتل على بن ابى طالب امانتى به من سپارد. بی گمان آن را بازپس خواهم داد.
58- اى مردم! به راستى شما در اين دنيا در تيررس تيرهاى
مرگ هستيد. 59- هر كه آن گونه نيكى كند كه با او كرده اند تنها جبران نموده و آن كه دو چندان جبران كند سپاسمندى نموده و آن كس كه سپاس دارد، بزرگوار است و آن كه بداند هر چه كرده بر خودش كرده انتظار سپاس مردم را نكشد و فزون شدن مهر مردم را نخواهد. پس از ديگرى نخواه كه در آنچه براى خود كرده اى و آبرويت را بدان حفظ نموده اى، تو را سپاس گزارد و آگاه باش كه نيازمند با خواهش كردن از تو، آبرويش را نگه نمی دارد پس تو آبرويت را با نيكى نمودن به او نگهدار. 60- به راستى خداوند به بنده مؤمن با بلا و سختى، لطف نمايد همان طور كه مسافر خانواده اش را با سوغاتى مورد لطف قرار دهد.و خدا بنده مؤمن را از دنيا پرهيز دهد همان طور كه طبيب بيمار را پرهيز دهد. 61- همانا خداوند دنيا را به دوست و دشمن بدهد ولى دينش را جز به دوستدارش ندهد. 62- به راستى شيعيان على عليه السّلام آنهايند كه در راه ولايت ما نسبت به يك ديگر فداكارى می كنند و در دوستى ما به يك ديگر مهر می ورزند و براى برپادارى امر ما به ديدار هم می روند؛ آنان كه چون خشم گيرند ستم نورزند و چون خشنود گردند زياده روى ننمايند؛ بركت همسايگان و آسودگى همنشينانند. 63- تنبلى به دين و دنيا آسيب زند. 64- اگر گدا می دانست كه در گدايى چه [ذلّتى] نهفته است هرگز كسى از ديگرى گدايى نمی كرد و اگر آن كسى كه از او چيزى خواسته شده می دانست كه در برآورده نكردن خواهش چه [بدی اى] وجود دارد هرگز كسى از { کمک } به ديگرى مضايقه نمی كرد. 65- همانا خداوند را بندگانى باشد كه با خوشبختى و توانگرى زندگى می كنند و مردمان در سايه ايشان [به نيكى] زندگى می كنند و آنان در ميان بندگان چون بارانند و خداوند را بندگانى باشد نفرين شده و بی خير كه نه خودشان زندگى می كنند و نه مردم در سايه آنان [به نيكى] زندگى می كنند و آنان در ميان بندگان چون ملخى هستند كه بر چيزى نمی افتند مگر آن كه تار و مارش می كنند. 66- با مردم به نيكوترين سخنى كه دوست داريد آنان به شما بگويند، سخن گوييد. زيرا خداوند از نفرين كننده دشنام پيشه طعنه زننده بر مؤمنين و دشنام گوى بی آبرو و گداى سمج نفرت دارد و با حياى صبر پيشه پاكدامن پرهيزگار را دوست دارد. 67- به راستى خداوند افشای سلام را دوست میدارد. تحف العقول صفحه 518 الی 537
خصال صدوق - هشام بن معاذ گفت من همنشين عمر بن عبد
العزيز بودم وقتى داخل مدينه شد. منادى او فرياد زد هر كس طلبى دارد يا به
او ستم شده بيايد به در خانه ما. امام باقر (ع) آمد. غلام عمر بن عبد
العزيز بنام مزاحم اطلاع داد كه محمد بن على (حضرت باقر) بر درب خانه است.
گفت بگو بيايد ... امام باقر (ع) وارد شد عمر بن عبد العزيز چشمان خود را
از اشك پاك ميكرد.
امالى - جابر گفت خدمت حضرت باقر (ع) با چند نفر پس از انجام مراسم حج رسيديم خواستيم از آقا وداع كنيم. عرضكرديم ما را سفارشى بفرما يا ابن رسول الله فرمود بايد قوى شما به ضعيف كمك كند و غنى و ثروتمند شما به مستمند رحم نمايد. بايد شخص خيرخواه برادرش باشد همان طورى كه خيرخواه خويش است اسرار ما را پنهان بداريد. مردم را بر شانه ما سوار نكنيد. دستورات ما كه به شما ميرسد ملاحظه كنيد اگر موافق قرآن بود آن را بكار بنديد ؛ اگر موافق نبود رد كنيد. اگر بر شما مشتبه شد توقف نمائيد در مورد آن و برگردانيد به ما تا براى شما توضيح بدهيم مطالبى را كه براى ما توضيح داده شد. وقتى اين سفارش ما را بكار بنديد نياز بشخص ديگرى نداريد هر مرده اى كه از شما بميرد قبل از قيام قائم ما شهيد است و اگر قائم ما را درك كند و در خدمت او كشته شود پاداش دو شهيد دارد و هر كه در مقابل او با دشمنان ما پيكار كند پاداش بيست شهيد را دارد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 163 امالى - جابر بن يزيد جعفى گفت هجده سال به خدمتكارى
امام و مولايم حضرت باقر اشتغال داشتم وقتى خواستم از خدمت آن جناب خارج
شوم وداع كرده گفتم مرا بهره اى برسان ؛ مولايم فرمود جابر پس از هجده سال
(باز هم برايت چيزى بگويم) گفتم آرى شما درياى خشك ناشدنى و ژرف و بی
پايان هستيد فرمود: جابر سلام مرا به شيعيانم برسان به آنها بگو بين ما و
خدا خويشاوندى نيست و نميتوان مقرب درگاه او شد مگر به اطاعت جابر هر كه
مطيع خدا باشد و دوستدار ما ولى ما است و هر كه معصيت خدا را كند دوستى ما
به او نفعى نمی بخشد. معانى الاخبار- سعد اسكاف از حضرت باقر (ع) نقل كرد كه فرمود سه چيز موجب افزايش درجه است و سه چيز كفاره گناهان است و سه چيز موجب هلاكت و سه چيز نجات بخش است اما آنها كه موجب افزايش درجات می شود افشاى سلام و اطعام طعام و نماز خواندن در شب كه مردم خوابند ؛ اما آنها كه كفاره است شاداب وضو گرفتن در سحرگاه هاى سرد. رفتن به جماعت در شب و روز و توجه به نمازها اما آن سه چيز كه هلاك كننده است حرصى كه بآن پاسخ مثبت دهى «شح مطاع را صدوق علیه الرحمه از حضرت صادق (ع) روایت میکند یعنی بدگمانی به خدا » و هواى نفس كه پيروش باشى و خودپسندى. اما نجات بخشها ترس از خدا در پنهان و آشكار و ميانه روى در ثروت و فقر. و سخن عدل و درست در هنگام خشنودى و خشم. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 164 محاسن- حضرت باقر (ع) فرمود شگفتى واقعا از كسى است كه شك در قدرت خدا دارد با اينكه مشاهده ميكند خلق خدا را و شگفتى واقعا از كسى است كه آينده قيامت را تكذيب ميكند با اينكه به وجود آمدن اول را می بيند. تعجب از كسى است كه قيامت و آخرت را قبول دارد اما عمل براى دنياى فريبنده ميكند و تعجب واقعا از كسى است كه در راه رفتن كبر و فخر دارد با اينكه از نطفه خلق شده و مردار خواهد شد و او در بين دو حالت است و نميداند چه معامله با او خواهد شد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 164 ابو النعمان عجلى گفت حضرت باقر (ع) فرمود يا ابا
النعمان، مبادا بر ما دروغى را اثبات كنى كه از دين حنيف خارج خواهى شد.
ابا النعمان مبادا به وسيله ما از مردم وابكشى كه خداوند باين كار جز
افزايش فقر بتو نميدهد. كشف الغمه : حجاج بن ارطاة گفت حضرت باقر (ع) فرمود: پسر ارطاة چگونه است مؤاسات شما با يك ديگر. گفتم خوب است فرمود يكى از شما دست خود را در جيب برادرش ميكند و بقدر حاجت خود برميدارد وقتى محتاج باشد؟ گفتم اما اين طور نه. فرمود اگر اين كار را بكنيد نيازمند نخواهيد شد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 165 حضرت محمد بن على (ع) فرمود سلاح مردمان پست حرف زشت است. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 165 در كتاب حلية الاولياء از حضرت باقر (ع) نقل ميكند كه فرمود ايمان در دل ثابت است و يقين در گذر است. يقين به قلب وارد می شود و همچون قطعه اى آهن ميگردد و از آن خارج می شود مانند يك تكه پارچه كهنه می شود. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 165 از امام باقر (ع) نقل شده كه فرمود در قلب هر كس مقدارى تکبر داخل شد به همان نسبت از عقلش كاسته می شود چه زياد باشد يا كم. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 165 منصور گفت از حضرت باقر (ع) شنيدم ميفرمود ثروت و عزت در قلب مؤمن در حركت است وقتى رسيدند به مكانى كه در آن توكل بود آنجا را وطن ميگيرند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 165 حضرت باقر (ع) در مورد آيه: أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا « فرقان: آيه 76.» فرمود : منظور از غرفه بهشت است به بهشت ميرسند بواسطه صبرى كه بر فتنه هاى دنيا ميكنند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 165 حضرت باقر (ع) در مورد آيه: وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً « الدهر: آيه 13.» پاداش خداوند به آنها در مقابل صبرشان بهشت و حرير است فرمود بواسطه صبرى كه بر فقر و گرفتاريهاى دنيا كردند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166 حضرت باقر فرمود: شيعيان ما كسانى هستند كه اطاعت خدا را كنند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166 حضرت باقر (ع) فرمود: از دشمنى و خصومت بپرهيزيد زيرا خصومت دل را فاسد ميكند و موجب نفاق می شود. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166 محمد بن على بن الحسين (ع) فرمود هر كس به او اخلاق خوش و مدارا داده شود خير و آسايش داده شده و حالش در دنيا و آخرت خوب می شود و هر كس محروم از اخلاق و مدارا باشد اين راهى است به هر شر و بلا جز اينكه خدا نگهدارد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166 حضرت باقر (ع) فرمود شيعيان ما سه دسته هستند يك دسته مردم را می مكند بوسيله ما و يك دسته همچون آينه هر چه در او نقش می بندد نشان ميدهند (يعنى حفظ اسرار نميكند) يك دسته نيز همچون طلا سرخ اند كه هر چه در آتش بيافتند ارزش بيشتر يافته و مرغوبتر ميشوند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166 حضرت باقر (ع) فرمود شديدترين اعمال سه عمل است: ذكر خدا در هر حال. 2- انصاف دادن به مردم از جانب خود. 3- مواسات با برادران.بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166 در كتاب نثر الدرر امام باقر به فرزند خود حضرت صادق
(ع) فرموده : گروهى از بنى هاشم و ديگران خدمت امام باقر (ع) اجتماع كردند فرمود بپرهيزيد از شيعيان آل محمد و فرش وسط باشيد. كه زياده رو و غالى بشما برگردد و عقب مانده نيز بشما برسد.عرض كردند غالى كيست ؟ فرمود كسى كه در باره ما مقامى را معتقد است كه ما خود آن مقام را براى خويش قائل نيستيم، گفتند عقب مانده و تالى كيست. فرمود كسى است كه بدنبال خير و نيكى است اين پی گيرى او موجب افزايش خير برايش می شود. قسم بخدا بين ما و خداوند قرابتى نيست و نه ما بر خدا حجتى داريم و نميتوان بخدا نزديك شد مگر باطاعت. هر كس از شما مطيع خدا باشد و عمل به دستور او بنمايد ولايت ما برايش سودمند است. و هر كه معصيت خدا را نمايد ولايت ما او را سودى نخواهد بخشيد. فرمود واى بر شما مبادا مغرور شويد اين سخن را سه بار تكرار كرد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167 حضرت باقر (ع) فرمود : گروهى خدا را می پرستند به عنوان سپاس و شكر اين عبادت آزاد مردان است. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167 حضرت باقر (ع) بفرزند خود فرمود وقتى خدا به تو نعمتى ارزانى داشت بگو الحمد لله و هر گاه چيزى تو را محزون نمود بگو لا حول و لا قوة الا بالله و هر گاه گرفتار تنگدستى شدى بگو: استغفر الله. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167 امام باقر (ع) فرمود خوددارى از بزمين خوردن بهتر از درخواست بر گرداندن بحالت اول است. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167 به امام باقر (ع) عرضكردند چه كس ارزش او از همه مردم بيشتر است فرمود هر كس براى دنيا نسبت بخود ارزش قائل نباشد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167 امام باقر (ع) فرمود: پيروزى در كار خير فضيلت است و بر كار شر زشت است. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167 امام باقر (ع) فرمود: آنچه مظلوم از دين ظالم ميگيرد بيشتر است از آنچه ظالم از دنياى مظلوم ميگيرد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167 اعلام الدين حضرت باقر (ع) فرمود به چيزى كه اميدوار نيستى بيشتر اميدوار باش از چيزى كه به آن اميد دارى ؛ حضرت موسى (ع) خارج شد تا آتش گيره تهيه كند برگشت با مقام پيامبرى. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167 امام باقر (ع) به يكى از شيعيان خود فرمود ما نميتوانيم شما را از جانب خدا بی نياز كنيم مگر با ورع و ولايت ما درك نميشود مگر با عمل و افسرده ترين مردم در روز قيامت كسى است كه عدل و دادگرى را تعريف كند و خود ستمگرى پيش بگيرد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168 امام باقر (ع) فرمود هر گاه خداوند تعالى حُسن نيت را در كسى ببيند او را در پناه عصمت قرار ميدهد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168 امام باقر (ع) فرمود توقف در موقع شبهه بهتر از وارد شدن در هلاكت است و ترك نمودن حديثى كه روايت نكرده اى بهتر است از روايت حديثى كه وارد به آن نيستى هر حقى داراى نورى است آنچه مخالف كتاب خدا است واگذاريد، سريعترين خير از نظر ثواب نيكوكارى است و سريعترين كار بد از نظر كيفر ستم است. كفايت ميكند در عيب شخص همين كه توجه به عيب ديگران داشته باشد كه آن عيب را در خود نمی بيند و مردم را سرزنش ميكند بچيزى كه از خود برطرف نمی كند يا سخن در باره چيزى ميگويد كه مربوط به او نيست. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168 امام باقر (ع) فرمود : هر كس عمل كند بآنچه ميداند خدا می آموزدش آنچه نميداند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168 امام باقر (ع) به يكى از شيعيان خود كه قصد سفر داشت و گفت مرا سفارشى بفرمائيد فرمود: سفرى را از پيش مگير كه بيمناكى، از مركب سوارى خود شب پياده مشو مگر اينكه كفش بپا داشته باشى و در سوراخهاى زمين ادرار مكن و هيچ نوع روئيدنى را مخور و بو نكش مگر وقتى كه بدانى چيست و از مَشك آب كسى نياشام مگر اينكه بدانى چه در آن است. به سفر نرو مگر با كسى كه او را ميشناسى و از كسى كه نمی شناسى بپرهيز. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168 به امام باقر (ع) عرضكردند چه كس از همه مردم ارزش بيشتر دارد؟ فرمود كسى كه باكى ندارد دنيا در دست چه كس باشد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168 امام باقر (ع) فرمود دانش بياموزيد كه دانش آموزى حسنه است و جستن دانش عبادت است و مذاكره علمى تسبيح خدا است و بحث از دانش جهاد است. و ياد دادن دانش صدقه است. و بخشيدن دانش به اهل آن نزديكى بخدا است. علم ميوه بهشت و ُانس در وحشت و مصاحب در غربت و رفيق در خلوت و راهنما در هنگام خوشى و كمك در گرفتارى و زينت در مقابل دوستان و سلاح در مقابل دشمنان است خداوند بوسيله علم گروهى را رفعت می بخشد و آنها را در كارهاى خير بزرگوار ميكند و براى مردم پيشوا قرار ميدهد كه از كردارشان تقليد ميكنند. و آثار آنها را پيروى مينمايند و بر آنها درود ميفرستد هر تر و خشك ماهي هاى دريا و جنبنده هاى آن و درنده هاى بيابان و چهارپايان صحرا. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168 کرامات و مناقب حضرت باقر (ع) ابو بصير گويد: خدمت حضرت باقر عليه السّلام رسيدم و
عرض كردم: شما ورثه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله هستيد؟ فرمود: آرى،
عرض كردم: رسول خدا وارث همه پيغمبران است و تمام علوم آنها را هم داشت؟
فرمود: آرى، عرض كردم: پس اينك شما قادر هستيد مردگان را زنده كنيد و امراض
سخت را شفا دهيد؟. از محمد بن مسلم نقل شده که هرگز مطلبی به ذهنم نرسید مگر اینکه از حضرت باقر (ع) پرسش کردم و سوالات من از آن حضرت بالغ بر سی هزار حدیث شد و از حضرت صادق (ع) شانزده هزار مسئله پرسیدم. انوارالبهیه صفحه 132 از حضرت باقر (ع) روایت شده که اگر برای علم خود مردمی شایسته و لایق می یافتم ، همانا توحید و اسلام و دین و شرایع را از کلمه صمد آشکار می ساختم ؛ ولی چگونه من چنین اشخاصی را بیابم با اینکه جدم امیرالمومنین (ع) کسی را نیافت که متحمل علم او گردد ، باری حضرت باقر (ع) بسیاری از گنجهای پنهانی از معارف و حقایق احکام الهی و حکمتها و لطائف را هویدا ساخت که بر هیچکس پوشیده نیست مگر آنکه دیده بصیرتش نابینا و قلبش فاسد و ناپاک باشد و همانا به واسطه اظهار علوم بود که آنحضرت شکافنده علم و آشکار کننده دانش نامیده شد. انوارالبهیه صفحه 133 شیخ مفید گوید : آنقدری که علم دین و آثار مذهب و شریعت و علم قرآن و طریقه دیانت از ابی جعفر باقر (ع) به ظهور رسید ، از هیچ یک از فرزندان حضرت حسن و حسین علیها سلام آشکار نشد و علوم دیانت را باقیماندگان از صحابه و بزرگان تابعین و سران دانشمندان مسلمین از آنحضرت فرا گرفته و روایت نمودند و به دانستن علوم دین در میان اهل فضل مشهور و معروف بود که ضرب المثل گردیده و در وصف او آثار و اشعار ساخته شد و قرطی درباره آنحضرت می گوید : یا باقر العلم لاهل التقی و خیر من لبی علی الاجبل { ابن حجر با اینکه ناصبی و دشمن سر سخت اهل بیت است در کتاب صواعق خود درباره امام محمد باقر (ع) می گوید : او است شکافنده علم و جامع آن و آشکار کننده علم و برافرازنده آن ، دلش روشن و علم و عملش درخشنده و تابناک و روحش پاک و خلقش شریف بود ، اوقات خود را به اطاعت خداوند گذرانید و در مقامات عارفین به جائی رسید که زبان توصیف کنندگان از وصفش ناتوان است و او را کلمات بسیاری است در سلوک و معارف که این مختصر را گنجایش نقل آن نیست (( پایان کلام ابن حجر )) " مولف " } انوار البهیه صفحه 133 مردی نصرانی به حضرت باقر (ع) گفت تو بقر ( گاو ) هستی ؛ فرمود : نه ، من باقرم ؛ گفت تو پسر زن آشپز هستی ؛ فرمود آشپزی حرفه و پیشه او است ( و ننگ و عاری نیست ) گفت تو پسر کنیز سیاه زنگی بذیه بد زبان هستی ؛ فرمود : اگر راست گفتی خداوند او را بیامُرزد و اگر دروغ گفتی خدا تو را بیامُرزد ؛ مرد نصرانی ( از مشاهده این اخلاق کریمه ) به شرف اسلام مشرف و مسلمان شد. انوارالبهیه صفحه 141 ، منتهی الآمال جلد 2 صفحه 678 حضرت باقر عليه السّلام در ميان مردم به علم و زهد و شرافت و بزرگوارى مشهور و معروف است، در ميان اولاد حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله كسى به پايه او نرسيد، و در علوم قرآن و سنت و احكام و علوم و آداب اخبار و آثار فراوانى از آن بزرگوار رسيده است، بزرگان از صحابه و تابعين خدمت او ميرسيدند و از خرمن فضائل او خوشه چينى ميكردند، حضرت رسول وى را به عنوان «باقر العلوم» { یعنی شکافنده علوم } معرفى كرده بودند. اعلام الوری صفحه 371 جابر بن عبد اللَّه انصارى گويد: حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله به من فرمودند: شما مردى از فرزندان حسين را ملاقات خواهى كرد كه نامش محمّد است، وى علم را از هم خواهد شكافت، هر گاه وى را ملاقات كردى سلام مرا به او برسان. اعلام الوری صفحه 371 حضرت صادق عليه السّلام فرمود: جابر بن عبد اللَّه در مسجد حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله مينشست و عمامه سياهى را بر سر و صورتش می بست، و ميگفت: اى باقرِعلم ، مردمان مدينه ميگفتند: جابر هذيان ميگويد، وى اظهار ميداشت نه بخداوند سوگند من هذيان نمي گويم، بلكه از رسول خدا (ص) شنيدم ميفرمود: شما بزودى يكى از فرزندان مرا خواهى ديد كه علم را از هم خواهد شكافت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله ميفرمود: رخسار او مانند رخسار من است، و نام او هم با من يكى است، من در اثر اين حرف پيغمبر اين مطلب را اظهار ميكنم، امام صادق عليه السّلام فرمود : جابر روزها خدمت امام باقر عليه السّلام ميرفت، اهل مدينه ميگفتند: تعجب از جابر است كه با اين كودك رفت و آمد ميكند، و حال اينكه وى از اصحاب پيغمبر است ؛ حضرت باقر عليه السّلام فرمود: روزى به منزل جابر بن عبد اللَّه رفتم و بر وى سلام كردم، جابر جواب سلام مرا داد و سپس گفت : شما كه هستى؟ اين در موقعى بود كه چشمانش از ديدن محروم گرديده بوده ، گفتم: من محمّد بن علي بن الحسين هستم، گفت:اى پسر نزديك من بيا، من نزديك او رفتم جابر ابتداء دست مرا بوسيد و بعد خواست از پايم ببوسد من جلوگيرى كردم، پس از اين، گفت: اى پسر جدت رسول خدا تو را سلام رسانيد.در اين هنگام حضرت باقر عليه السّلام فرمود: سلام و رحمت بر حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله باد، اكنون بگوئيد: مطلب از چه قرار است؟ فرمود: روزى در خدمت حضرت رسول بودم گفتند: يا جابر شما خواهى ماند تا آنگاه كه مردى از خاندانم را بنام محمّد ملاقات كنى، خداوند به او نور و حكمت عطا خواهد كرد، هنگامى كه او را ديدى سلام مرا به او برسان. اعلام الوری صفحه 371 عبد اللَّه بن عطاء مكى گويد: من علماء را در خدمت حضرت باقر عليه السّلام خيلى حقير و ناچيز مي ديدم يكى از روزها حكم بن عتيبه را با آن جلالت و بزرگوارى را كه در ميان خويشاوندانش داشت، در خدمت امام باقر عليه السّلام ديدم مانند كودكى كه در نزد معلم بنشيند مشاهده كردم. اعلام الوری صفحه 372 جابر بن يزيد جعفي هر گاه از حضرت باقر حديثى نقل ميكرد ميگفت: من اين روايت را از وصى اوصياء و وارث انبياء محمّد بن علي بن الحسين عليهم السّلام نقل ميكنم. اعلام الوری صفحه 372 عبد الرحمن بن حجاج از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه
محمّد بن منكدر ميگفت: من گمان نمي كردم علي بن الحسين عليهما السّلام با
آن جلالت و فضلى كه داشت فرزندى مانند خودش را به جاى گذارد، تا يكى از
روزها فرزندش محمّد را ديدم ، خواستم وى را موعظه كنم، ناگهان او مرا موعظه
كرد. در جلد یازدهم بحارالانوار نقل میکند روزی گرمی هوای تابستان به کمال شدت خود رسیده بود آفتاب سراسر مدینه و باغات و مزارع را فرا گرفته و شرر بار بر آنها می تابید.در این حال مردی به نام (( محمد بن منکدر )) که خود را از زُهاد و عُباد و تارک دنیا میدانست تصادفا به نواحی بیرون مدینه آمد ، ناگهان چشمش افتاد به مرد فربه و درشت اندامی که معلوم بود در این وقت برای سرکشی و رسیدگی به مزارع خود بیرون آمده و به وسیله فربهی و خستگی به کمک چند نفر که اطرافش هستند و معلوم است کس و کارهای خود او هستند راه می رود. با خود اندیشید این مرد کیست که در این هوای گرم خود را به دنیا مشغول ساخته است ؟! نزدیک تر شد عجب ! این مرد محمد بن علی بن الحسین { امام باقر } (ع) است ؟ ! این مرد شریف دیگر چرا دنیا را پی جویی میکند ؟! حتما لازم شد نصیحتی بکنم و او را از این روش بازدارم. نزدیک آمد و سلام کرد امام نفس زنان و عرق ریزان جواب سلام داد ، آنگاه رهگذر چنین گفت : آیا سزاوار است مرد شریفی مثل شما در طلب دنیا بیرون بیاید آن هم در چنین وقتی و در چنین گرمایی خصوصا با این اندام فربه که حتما باید متحمل رنج فراوان بشوید ؟! چه کسی از مرگ خبر دارد ؟ شاید همین الان مرگ شما رسید اگر در همچو حالی مرگ شما فرا رسید چه وضعی برای شما پدید خواهد آمد آیا این عمل شایسته شماست خیر خیر ، هرگز شایسته شما نیست.امام باقر (ع) دست ها را از دوش کسان خود برداشت و به دیوار تکیه کرد و گفت اگر مرگ من در همین حال برسد و من بمیرم در حال عبادت و اطاعت و انجام وظیفه از دنیا رفته ام زیرا این کار من عین طاعت و بندگی خداست تو خیال کرده ای که عبادت منحصر به ذکر و نماز و دعاست ؛ من زندگی و خرج دارم اگر کاری نکنم و زحمت نکشم باید دست حاجت به سوی تو و امثال تو دراز کنم من در طلب رزق می روم که احتیاج خود را از هرکس و ناکس سلب کنم ؛ ترس از مرگ وقتی است که من در حال معصیت باشم نه در چنین حالی که در حال فرمانبرداری هستم. زاهد : عجب اشتباهی کرده بودم خودم احتیاج کاملی به نصیحت داشته ام. داستان راستان جلد 1 صفحه 73 ، بحارالانوار ، چاپ کمپانی ، جلد 11 ، حالات امام باقر (ع) صفحه 82 فضيل از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه آن جناب فرمود: اگر ما از نزد خود مطلبى اظهار كنيم گمراه خواهيم شد، همان گونه كه گذشتگان گمراه شدند، و ليكن ما از روى براهين و ادله اى كه خداوند براى پيغمبرش فرستاد حديث ميكنيم ؛ از حضرت باقر عليه السّلام پرسيدند چرا در هنگام القاء حديث سند روايت را ذكر نمی كنيد، فرمود: هر گاه حديثى نقل كنم و سندش را متذكر نشوم، او را از پدرم زين العابدين از حسين بن علي، از على بن ابى طالب، از رسول خدا، از جبرئيل عليهم السّلام از خداوند روايت ميكنم.اعلام الوری صفحه 373 معروف ابن خربوذ گويد: از حضرت باقر عليه السّلام شنيدم ميفرمود: حديث بسيار مشكل و عميق است، جز فرشتگان مقرب و پيغمبران مرسل و بندگان ويژه پروردگار كه در طُرق ايمان آزمايش شده باشند معانى روايات ما را درك نميكنند. اعلام الوری صفحه 374 سدير صيرفى گويد: حضرت باقر عليه السّلام ميفرمود: خداوند بندگان خود را مكلف كرده است تا ائمه عليهم السّلام را بشناسند و امور خود را به آنان واگذارند، و در مسائل مختلف به آنان رجوع كنند. اعلام الوری صفحه 374 سورة بن كليب اسدى گويد: حضرت باقر عليه السّلام فرمود: ما گنجور پروردگار در آسمان و زمين هستيم، البته نه خازن نقره و طلا بلكه ما خازن علم خداوند مى باشيم. اعلام الوری صفحه 374 شیخ صدوق (ره) روایت کرده از عمر بن شمر گفت سئوال کردم از جابر بن یزید جعفی که برای چه امام محمد باقر (ع) را باقر نامیدند ؟ گفت : به علت آنکه شکافت علم را شکافتنی و آشکار و ظاهر ساخت آنرا ظاهر کردنی. منتهی الآمال جلد 2 صفحه 672 روایت شده که حضرت باقر (ع) در هر جمعه یک دینار صدقه میداد و می فرمود صدقه در روز جمعه مضاعف میشود. منتهی الآمال جلد 2 صفحه 675 نقل شده که هرگز از سرای حضرت باقر (ع) در جواب سائل شنیده نمی شد که بگویند یا سائل یعنی از روی خفت و حقارت نام سائل را نمی بردند ؛ و آنحضرت فرموده بود سائلین را به بهترین اسامی ایشان نام ببرید. منتهی الآمال جلد 2 صفحه 676 در جنات الخلود در ذکر اخلاق حمیده حضرت باقر (ع) گفته که : اکثر اوقات از خوف الهی گریستی و صدا به گریه بلند کردی و متواضع ترین خلایق بودی و مزارع و املاک و مواشی و مراعی و غلامان بسیار داشتی و خود بر سر املاک خود رفته کار کردی و روزهای گرم غلامانش زیر بغلشان را گرفته و می بردند و آن چه به هم رسانیدی { منظور درآمدها است} را صرف خدا نمودی و سخی ترین مردم بودی و هرکس نزد امام باقر (ع) می آمد ؛ علمش در نزد علم آنحضرت (ع) چون قطره بود در مقابل دریا و چون جد خود امیرالمومنین (ع) چشمه های حکمت از اطرافش جوشیده بود و در نزد جلالت آنحضرت (ع) هر جلیلی صغیر بود. منتهی الآمال جلد 2 صفحه 676 شیخ مفید از حسن بن کثیر روایت کرده که گفت شکایت کردم به حضرت امام باقر (ع) از حاجت خویشتن و ظلم برادران ؛ آنحضرت فرمود : نکوهیده برادریست آن برادر که در زمان توانگری و ثروت با تو دوستی و معاشرت داشته باشد و در حالت فقر و فاقه قطع رشته مودت و دوستی و آشنایی کند ؛ آنگاه غلام خویش را فرمان کرد تا کیسه ای که هفتصد درهم داشت بیاورد ؛ {{ فقال (ع) استنفق هذه فاذانفدت فاعلمنی }} و بروایتی (( استعن بهذه علی القوت فاذا فرغت فاعلمنی )) ، یعنی این جمله ( هفتصد دِرهم ) را در مخارج خویش به کار بر و چون به مصرف رسانیدی مرا آگاه کن. منتهی الآمال جلد 2 صفحه 680 |