
احادیث امام حسین (ع)
|
امام حسین (ع) : ای پسر آدم همانا تو مانند روزگاری ، هر روزی که بر تو بگذرد قسمتی از عمرت کاسته و کم میگردد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 98 امام حسین (ع) : هرکس زبانش راستگو باشد کردارش پاکیزه باشد و هرکس نیت خیر داشته باشد روزیش فراوان گردد و هرکس با زن و بچه اش خوشرفتار باشد عمرش طولانی شود. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 323 امام حسین (ع) : فقیران و تهی دستان مومنان چهل سال زودتر از ثروتمندان وارد بهشت میشوند ، امام (ع) برای درک بیشتر این موضوع مثالی را هم بیان فرمودند : مانند دو کشتی که از گمرک می گذرند ، مامور وصول گمرک به آن دو کشتی نگاه میکند و یکی از آنها را پر از بار می بیند و دستور می دهد آنرا نگه دارید. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 370 امام حسین (ع) : ایمان بنده مومن کامل نمیشود مگر اینکه در او چهار خصلت باشد : 1.اخلاقش نیکو باشد ، 2.بخشنده باشد ، 3.از گفتن حرفهای زیادی خودداری کند ، 4.زیادی مالش را انفاق کند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 454 امام حسین (ع) در حال رفتن به کربلا فرمودند : من مرگ را نمی بینم جز سعادت ، و زندگی با ستمگران را نمی بینم مگر ستوه و بی قراری. تحف العقول صفحه 176 امام حسین (ع) در حال رفتن به کربلا فرمود : این دنیا تغییر کرده و منفور شده است ، خوبیهایش رفته ، و باقی نمانده از دنیا مگر ته مانده ای همچون کاسه ای که در ته آن مختصری بماند.مختصر زندگی بی ارزشی همچون چراگاه خطرناک ، مگر شما مشاهده نمی کنید که به حق عمل نمی کنند و از باطل گریزان نیستند ، باید مومن دل به دیدار پروردگار خود ببندد در حالی که طالب حق است.من مرگ را جز حیات و زندگی نمی بینم و زنده ماندن با ستمگران را جز بدبختی ، مردم بنده دنیایند و دین بر سر زبانهای آنها آویزان است آن را می چرخانند بر محور زندگی خود ، وقتی به وسیله بلا آزمایش شدند دین داران کم خواهند بود ( دین لقلقه زبانشان است و در مواقع آزمایش الهی دین ندارند ). بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 109 ) روایت شده که چون حسین (ع) وارد سرزمین کربلا شد ؛ رو به اصحاب خود کرد و فرمود : مردم بندگان دنیا هستند و دین حرفی است که بر زبان میرانند و تا زندگی آنان خوب و گوارا است دین را حفظ میکنند ولی چون به بلاها امتحان و آزمایش می شوند ، دین داران کم خواهند شد. انوارالبهیه ( از تالیفات حاج شیخ عباس قمی رضوان الله علیه ) صفحه 93 امام حسین (ع) : امام (ع) به مردی که غیبت شخصی را در نزد آنجناب می کرد فرمود : از این کار خودداری کن ، غیبت و بدگویی پشت سر دیگران ، خوراک سگهای جهنم است. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 109 ) امام حسین (ع) : گروهی خدا را می پرستند به جهت آرزوی بهشت ، این عبادت تاجران است ، گروهی خدا را میپرستند از ترس جهنم ، این عبادت بردگان است ، گروهی خدا را میپرستند به شکرانه نعمتهایش ، این عبادت آزادمردان است و این بهترین عبادت است. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 110 )
امام حسین (ع) فرمودند : برادران چهار قسمند:
1- برادرى كه نافع براى تو و خودش هست. 2- برادرى كه براى تو سودمند است.
3- برادرى كه برايت زيان دارد. كنز الفوائد :
امام حسين (ع) روزى به ابن عباس فرمود: در باره چيزى كه به تو مربوط نيست
سخن مگو زيرا ميترسم به گناه دچار شوى. درباره چيزى كه مربوط بتو است نيز
صحبت مكن مگر بدانى جاى صحبت كردن است بسا از گويندگان كه به حق سخن گفته
اند ولى سرزنش شده اند با دو كس بحث و جدال مكن شخص حليم و شخص سفيه.
حليم تو را عصبانى ميكند و نادان اذيتت ميكند، در پشت سر برادر مؤمن خود
چيزى بگو كه دوست دارى او پشت سر تو بگويد. چنان عمل كن همانند مردى كه
ميداند از جرائمش بازخواست ميكنند و پاداش كارهاى نيكش را ميدهند و السلام. امام حسین (ع) فرمود : كسى كه كارى را با معصيت خدا از پيش بگيرد از دست دادن آرزو و خواسته اش نزديكتر و برخورد كردنش با ترس سريعتر است. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 112 ) امام حسین (ع) : درس دادن علم موجب پیدا شدن معرفت میشود و طول تجربه عقل را افزایش می دهد ، شرافت تقوی است ، و قناعت آسایش بدنهاست ، هرکه تو را دوست داشته باشد ( از کار ناپسند ) تو را باز میدارد ، و هرکه با تو دشمن باشد فریبت می دهد ( و به گناه تشویقت میکند ) بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 117 ) امام حسین (ع) : به ابن عباس فرمود : درباره چیزی که به تو مربوط نیست سخن مگو ، زیرا می ترسم به گناه دچار شوی ، درباره چیزی که مربوط به تو است نیز صحبت مکن ، مگر بدانی جای صحبت کردن است ، بسا از گویندگان که به حق سخن گفته اند ولی سرزنش شده اند. با دو کس بحث و جدال مکن ، شخص حلیم ، و شخص نادان . حلیم تو را عصبانی میکند و نادان اذیتت میکند ، در پشت سر برادر مومن خود همان چیزی بگو که دوست داری او پشت سر تو بگوید. چنان عمل کن همانند کسی که میداند از جرائمش بازخواستش میکنند و پاداش کارهای نیکش را میدهند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 116 ) امام حسین (ع) : مردی از اهالی کوفه در ضمن نامه ای به حضرت امام حسین (ع) نوشت : مولای من بفرمایید خیر دنیا و آخرت چیست ؟ حضرت حسین (ع) در جواب او نوشت : بسم الله الرحمن الرحیم ، هرکس جویای رضای خدا باشد ( مردم با او خشمگین میشوند ) و خداوند به جای مردم کارهای او را اصلاح میکند ، و هرکه جویای رضای مردم باشد و ( با به خشم آوردن خدا ) خداوند او را به مردم واگذار میکند. ( و مردم او را وا می گذارند ). بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 115 ) امام حسین (ع) : مردی به خدمت امام حسین (ع) رسید و گفت : من شخصی گناهکار هستم که نمی توانم خود را از معصیت نگه دارم ، مرا پند و اندرزی بده ، حضرت حسین (ع) فرمود : پنج کار را انجام مده بعد هر گناهی مایلی بکن : 1.از رزق و روزی خدا نخور هر گناهی مایلی بکن . 2. از ولایت خدا خارج شو هر گناهی می خواهی بکن . 3. جایی را پیدا کن که خدا ترا نبیند هرچه می خواهی بکن . 4 . وقتی ملک الموت برای گرفتن جانت ( قبض روحت ) آمد جلوگیری از او بکن . 5 . وقتی مالک دوزخ تو را داخل جهنم کرد داخل نشو هرگناهی مایلی انجام ده. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 115 ) امام حسین (ع) : بپرهیز از اینکه کاری انجام دهی که مجبور شوی عذر خواهی کنی از آن ، زیرا مومن خطا نمی کند تا معذرت بخواهد ، اما منافق پیوسته هر روز خطا میکند و معذرت میخواهد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 112 ) امام حسین (ع) : سلام کردن هفتاد ثواب دارد که شصت و نه ثواب آن متعلق به کسی است که سلام میکند و یک ثواب متعلق به کسی است که جواب سلام را میدهد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 112 ) امام حسین (ع) : بخیل کسی است که از سلام کردن بخل ورزد. تحف العقول صفحه 253 امام حسین (ع) : درس دادن علم موجب پیدا شدن معرفت میشود و طول تجربه عقل را افزایش می دهد ، شرافت تقوی است ، و قناعت آسایش بدنها است ، هرکه تو را دوست داشته باشد ( از کار ناپسند ) بازت میدارد و هرکه با تو دشمن باشد فریبت می دهد { تشویقت میکند } . و فرمود هرکه نتواند رای خود را اظهار کند و راه و چاره بر او بسته باشد رفق و مُدارا وسیله گشایش اوست. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 117 ) امام حسين (ع) : در ضمن دعاي عرفه عرض ميكند : خدايا ، مرا از تمام اعضا و جوارحم بهره مند فرما و چشم و گوش مرا وارث من قرار ده ، يعني تا موقع مرگ مرا از كوري و كري و نقص عضو محفوظ بدار. الحديث جلد 2 صفحه 26 مردي به حضرت امام حسين (ع) گفت : بنشينيد تا با هم در موضوع دين مناظره و بحث كنيم، حضرت فرمود: من به دين خود بينا هستم و هدايت الهي بر من آشكار است، اگر شما از دين بياطلاعيد، خود در طلب آن برويد و بياموزيد. سپس فرمود: مرا با مراء و خصومت چكار؟ اين شيطان است كه در ضمير آدمي وسوسه ميكند و ميگويد با مردم در امر دين مناظره كن و بحث نما تا دربارهات گمان ناتواني و ناداني نبرند. الحديث جلد 2 صفحه 52 عیاشی و دیگران روایت کرده اند که روزی امام حسین (ع) به جمعی از فقرا گذشت که عباهای خود را روی زمین انداخته بودند و نان خشکی در پیش داشتند و می خوردند چون حضرت را دیدند او را دعوت کردند به سر سفره ، حضرت از اسب خویش فرود آمد و فرمود خداوند متکبران را دوست نمی دارد و نزد ایشان نشست و با ایشان غذا تناول فرمود ، به فقرا گفت من چون دعوت شما را اجابت کردم شما نیز دعوت مرا اجابت کنید و ایشان را به خانه برد و به جاریه خویش فرمود که هرچه برای مهمانان عزیز ذخیره کرده ای حاضر ساز و ایشان را ضیافت کرد و انعامات و نوازش کرده. منتهی الآمال جلد 1 صفحه 342 در مقتل
خوارزمی و جامع الاخبار روایت شده است که مردی اعرابی به خدمت امام حسین
(ع) آمد و گفت یابن رسول الله (ص) ضامن شده ام ادای دیت کامله را و ادای
آنرا قادر نیستم ، لاجرم با خود گفتم که باید سوال کرد از کریمترین مردم و
کسی کریمتر از اهل بیت رسالت (ص) گمان ندارم ، حضرت فرمود ای برادر عرب من
سه مسئله از تو می پرسم اگر یکی را جواب گفتی ثلث آن مال را به تو عطا
میکنم و اگر دو سوال را جواب دادی دو ثلث مال خواهی گرفت و اگر هر سه را
جواب دادی تمام آن مال را عطا خواهم کرد ، مرد اعرابی گفت یا بن رسول الله
چگونه روا باشد که مثل تو کسی که از اهل علم و شرفی از این فدوی که یک عرب
بدوی بیش نیستم سوال کند ، حضرت فرمود که از جدم رسول خدا (ص) شنیدم که
فرمود : المعروف بقدر المعرفته ، باب معروف و موهبت به اندازه معرفت به روی
مردم گشاده باید داشت ، مرد اعرابی عرض کرد هرچه خواهی سوال کن اگر دانم
جواب می گویم و اگر نه از شما فرا می گیریم (( ولا قوة الا الله )) حضرت
فرمود که افضل اعمال چیست ؟ گفت ایمان به خدای تعالی.حضرت فرمود : چه چیز
مردم را از مهالک نجات می دهد ؟ مرد اعرابی گفت توکل و اعتماد بر حق
تعالی.امام فرمود : زینت آدمی در چه چیز است ؟ مرد اعرابی گفت علمی که به
آن عمل شود.حضرت فرمود : اگر به دین شرف دست نیابد ؟ عرض کرد مالی که با
مروت و جوانمردی باشد.حضرت فرمود که اگر این را نداشته باشد ؟ گفت فقر و
پریشانی که با آن صبر و شکیبایی باشد.حضرت فرمود اگر این را نداشته باشد ؟
مرد عرض کرد صاعقه ای از آسمان فرود بیاید و او را بسوزاند که او لیاقت غیر
این را ندارد.پس حضرت خندید و کیسه ای که هزار دینار طلای سرخ داشت نزد او
گذاشت و انگشتری عطا کرد او را که نگین آن دویست درهم قیمت داشت و فرمود که
با این طلاها دِین خود را بده و این خاتم را در نفقه خود صرف کن. مرد
اعرابی آن طلاها را برداشت و آیه مبارکه را تلاوت کرد : ((
الله اعلم حيث يجعل رسالته )) {خداوند
داناتر است به اينكه رسالتش را در كدام خانواده قرار دهد}.
منتهی الآمال جلد 1 صفحه 344
حضرت امام حسين (ع) : عبادت كنندگان سه
گروهند: 1- گروهي خداوند را به انگيزه رسيدن به پاداش و دستيافتن به نعمتهاي
نامحدودش عبادت ميكنند، اين دسته از
عبادتكنندگان مانند سوداگران سودجو است. 2- بعضي خداوند را از ترس عذاب
ميپرستند و عبادت ميكنند كه اين دسته از عبادتكنندگان
در خور بردگان زرخريد است. 3- و كساني هستند كه خداوند را به منظور شكرگزاري
و انجام يك وظيفه انساني پرستش مينمايند ( خداوندا من تو را عبادت ميكنم چون لايق
پرستش و عبادت هستي ) اين دسته از
عبادتكنندگان عبادت انسانهاي احرار و آزادگان است و چنين عبادتي افضل و
برتر از تمام عبادات است. الحديث جلد 3 صفحه 276 از حضرت ابى عبد اللَّه روايت شده خدا
بحضرت عيسى وحى فرستاد كه اى عيسى از ترس من گريه كن دل خود را خاشع ، بدنت
را خاضع گردان و ديدگانت را سرمه حزن و اندوه بكش در آن هنگام كه مردمان
بيخبر خنده ميكنند بر فراز قبرستان بايست و مردگان را با صداى بلند بگو كه
منهم بشما ملحق ميشوم شايد از آنان پند بگيرى. ارشاد القلوب جلد 1
صفحه 231
از حضرت ابى
عبد اللَّه عليه السلام روايت شده كه هر گاه يكى از شما
اراده كند هر آنچه را كه از خدا بخواهد باو داده شود اميدش
را بايد از مردم قطع كند تا بآن برسد هر گاه اين مطلب را
فهميد از خدا هم چيزى طلب نمی كند مگر اينكه به او داده
شود. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 258 حضرت
ابى عبد اللَّه فرموده كه خوبيهاى دنيا و آخرت اين است پيوند خويشاوندى كنى با كسى
كه از تو قطع رابطه كرده و به بخشى بكسى كه ترا نااميد نموده و درگذرى از كسى كه
بتو ستم كرده.
ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 327
حضرت ابى عبد اللَّه فرمود آيا ميدانيد شحيح كيست؟ عرضكردم بخيل است. حضرت امام حسین (ع) فرمود : شما را به
پرهیزکاری خداوند توصیه میکنم و از انتقام او می ترسانم و علامات هدایت او
را افراشته می داریم ، گویا آن امر ترسناک ( یعنی مرگ ) با هولناکی و سختی
و نامطبوعی خود نزدیک شده و با جان شما در آویخته و میان شما و اعمالتان
حائل گردیده است ، بنابراین از سلامتی تن و باقیمانده عمر استفاده نموده به
کارهای شایسته مبادرت کنید ، زیرا شما همواره در مسیر حوادث مرگ هستید {
مانند آن درختیکه که در دامنه کوه قرار گرفته و محل حوادث و سیل میباشد }
ناگهان مرگ شما را از روی زمین به زیر آن انتقال می دهد و از بالا به پائین
میکشاند و از دلبستگیها و اُنسها به جانب وحشتها رهبری میکند و از روحانیت
و روشنی به تاریکی سوق داده و از جایگاه وسیع به محل تنگ می برد ، شما را
به جائی می کشاند که دیدار دوستان و عیادت بیماران غیر ممکن و فریاد
درماندگان به جائی نمی رسد ، خداوند ما و شما را بر سختیهای چنین روزی یاری
فرماید و از عِقاب خویش نجات بخشد و ثواب جزیل خود را بر ما و شما لازم
شمارد و عطا کند ، ای بندگان خدا ، اگر پایان کار و انتهای زندگی شما مرگ
باشد ، برای انسان کافی است شغلی که به وسیله آن اندوه خود را زائل سازد و
دلبستگی به دنیا را از یاد او ببرد و بیشتر همتش مصروف خلاصی و نجات از
دنیا باشد ، زیرا انسان پس از این گروگان کارهای خویش است و برای حساب آن
بازداشت خواهد شد و در آن هنگام یاوری ندارد که مُمانعت از حساب او کند و
پشتیبانی ندارد که بیچارگی را از او دور سازد و در این روز ( یعنی روز
قیامت ) برای کسی که در دنیا ایمان نیاورده ، ایمان آوردن سودی ندارد و (
برای کسی که در دنیا مومن بوده ) ولی کار خیری نکرده ، کار خیر بی فائده
است ، بگو در انتظار چنین روزی باشید ، ما در انتظار هستیم ؛ شما را وصیت
می کنم به تقوا و پرهیزکاری خدا ، زیرا خداوند ضمانت فرموده که هرکس
پرهیزکاری او را پیشه خود سازد انتقال دهد او را از آنچه دوست ندارد به
آنچه دوست دارد و از جائیکه باور نمی کند او را روزی دهد ، بیدار باش مبادا
از کسانی باشی که بر بندگان به واسطه گناهان آنها می ترسند ولی از عقوبت
گناه خود نمی اندیشند و ایمنند ، همانا به حیله و خُدعه نمی توان از خدا
بهشت گرفت و نمی توان به نعمت های خدا نائل شد مگر به طاعت و فرمانبرداری
او ؛ انشاء الله. انوارالبهیه { از تالیفات حاج شیخ عباس قمی رضوان
الله علیه ) صفحه 90
در وصیت نامه موسی بن جعفر (ع) به هُشام مذکور
است که حسین بن علی (ع) فرمود : همگی آنچه خورشید بر آن تابیده در مشرق و
مغرب زمین ، دریاها و بیابانها ، زمینهای هموار و کوهها ، نزدیکی از دوستان
خدا و اهل معرفت و شناسائی به حق خداوند مانند گذشتن سایه دیواری است (
همانطوریکه سایه دیوار بی اهمیت و بی ارزش است دنیا و آنچه در اوست نزد
اولیاء خدا مانند آن است ) پس از آن فرمود : آیا آزادمردی نیست که این
دنیای بی ارزش و ناچیز را ( که باقیمانده پیشینیان است ) برای اهل دنیا
بگذارد و از آن بگذرد ؛ هیچ چیز بهای جانهای شما جز بهشت نیست ، پس جانهای
خود را جز در برابر بهشت به چیزی نفروشید ، برای هرکس از خدا به داشتن دنیا
خشنود شود ، به چیزی نا قابل
روش ارشاد و هدايت :
روزى امام حسن مجتبى صلوات اللّه عليه به همراه برادرش ، حضرت ابا
عبداللّه الحسين عليه السلام از محلّى عبور مى كردند،
پيرمردى را ديدند كه وضو مى
گرفت ؛ ولى وضويش را صحيح انجام نمى داد.
مرد شامى و امام حسين (ع
: (شخصى
از اهل شام ،
به قصد حج يا مقصد ديگر به مدينه آمد. چشمش افتاد به مردى
كه در كنارى نشسته بود.
توجهش جلب شد، پرسيد: اين مرد كيست ؟ گفته شد حسين بن على
بن ابيطالب است.
سوابق تبليغاتى عجيبى (1)
كه در روحش رسوخ كرده
بود، موجب شد كه ديگ خشمش به جوش آيد و قربة الى اللّه !
آنچه مى تواند سب و دشنام
نثار حسين بن على بنمايد. همين كه هر چه خواست گفت و عقده
دل خود را گشود، امام حسين
بدون آنكه خشم بگيرد و اظهار ناراحتى كند، نگاهى پر از مهر
و عطوفت به او كرد و پس
از آنكه چند آيه از قرآن مبنى بر حسن خلق و عفو و اغماض
قرائت كرد به او
فرمود: ************************************************************************************************************************
1. شام در زمان خلافت عمر فتح شد. اول كسى كه امارت و حكومت شام را در
اسلام به او
دادند، يزيد بن ابوسفيان بود. يزيد دو سال حكومت كرد و مرد.
بعد از او حكومت اين
استان پرنعمت به برادر يزيد، معاوية ابن ابوسفيان واگذار
شد. معاويه بيست سال تمام
در آنجا با كمال نفوذ و اقتدار حكومت كرد، حتى در زمان عمر
كه زود به زود حكام عزل
و نصب مى شدند و به كسى اجازه داده نمى شد كه چند سال حكومت
يك نقطه را در دست
داشته باشد و جاى خود را گرم كند، معاويه در مقر حكومت خويش
ثابت ماند و كسى مزاحمش
نشد. به قدرى جاى خود را محكم كرد كه بعدها به خيال خلافت
افتاد. پس از بيست سال
حكومت بعد از صحنه هاى خونينى كه به وجود آورد به آرزوى خود
رسيد و بيست سال ديگر
به عنوان خليفه مسلمين بر شام و ساير قسمتهاى قلمرو كشور
وسيع اسلامى آن روز حكومت
كرد. |
|
بیان معناى
اصوات حيوانات توسط امام حسین (ع) |