
مجموعه درباره ی امام حسین (ع) ( شامل : فضایل آنحضرت ، شیعیانی که برای حضرت عزاداری میکنند ، ثواب گریه بر حضرت سیدالشهدا (ع) ، گزیده ای از احوالات و سخنان آنحضرت (ع) در راه کربلا و ..... )
حضرت سجاد (ع) هر وقت دیده اش به آب می افتاد ، گریه می کردند و میفرمودند {{ قتل ابن رسول الله عطشانا }} جامع النورین صفحه 482
|
|
|
|
|
مقدمه رسول اکرم (ص) فرمودند: ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاة امام حسین (ع) چراغ هدایت و کشتی نجات است ، چراغ هدایت گفتار ایشان و کشتی نجات ، مجالسی است که در آن دستورات الهی و سنت رسول اکرم(ص) بیان می شود . زمانی که امام حسين (ع) به سمت کربلا حرکت کردند 4 هزار نفر همراهشان بودند، ذره ذره كم شدند تا شب عاشورا ؛ امام (ع) فرمودند: فردا هر كه اينجا بماند كشته مي شود، حتي خود من. اکنون بيعتم را از شما برداشتم، سرم را پايين مي اندازم و مي گويم چراغ ها را هم خاموش كنند، هر که می خواهد برود ، يك عده آن قدر احمق بودندکه كفش هايشان را پايشان نمي كردند تا مبادا امام حسين (ع) صدای پایشان را بشنود و بفهمد. همه آنها رفتند و تنها 40 نفر ماندند. وقتی چراغ را روشن کردند امام حسین (ع) فرمودند: چرا شما نرفتيد؟ گفتند كجا برويم؟ اگر ما هزار بار بميريم و زنده شويم باز جانمان را فداي شما مي كنيم. اینها کسانی بودند که راست می گفتند و برای خدا و یاری دین و امام زمانشان آمده بودند . تمام جريان عاشورا 2 ساعت بود. از 10 صبح تا 12 ظهر، اما آنها كه در اين دو ساعت خوب تصميم گرفتند و خوب فهميدند، هزاران سال ديگر آقا و در بهشت اند، و مردم به آنها درود مي فرستند، و آنها كه تصميم بد گرفتند در دو دنیا به بدترين وجه افتادند و در جهنم اند. امام حسین (ع) می فرمایند:آیا کسی هست من غریب را یاری کند؟ چگونه امام خویش را یاری کنیم؟ آن روز که امام حسین (ع) این جمله را فرمودند ، بخاطر این نبود که کسی از طرف دشمن به ایشان ملحق شود یا اینکه امروز یک عده این جمله را بخوانند و مردم گریه کنند، نه اینطور نیست ، بلکه امام حسین(ع) که خود مظهر حق و عدالت است می فرماید: آیا کسی هست حق را که غریب شده یاری کند؟ کسی که احکام خدا را یاد می گیرد و عمل می کند و به دیگران هم یاد می دهد گویی امام حسین (ع) را که همان حق است یاری می کند . ما در عصر رسول الله(ص) نبودیم که ببینیم طرفدار رسول الله(ص) هستیم یا ابو سفیان ، در عصر مولا علی(ع) هم نبودیم که ببینیم طرفدار علی (ع) هستیم یا معاویه ، در زمان امام حسین (ع) هم نبودیم که ببینیم طرفدار امام حسین (ع) هستیم یا یزید. امروز امتحان ما قرآن و سنت است ، اگر مطیع قرآن و سنت باشیم و بکار ببندیم ، قطعاً آنروزها نیز خدا و امام زمانمان را یاری می کردیم وگرنه از آنهاییکه امروزه مورد لعن و نفرین مردم هستند بدتریم؛ چون آنروز اسلام 60 سال بیشتر نداشت ولی امروز اسلام 1429 سال دارد در ثانی مردم آنروز اکثراً بیسواد و بیابان گرد بودند ولی امروزه مردم هم باسوادند و هم دانا. اگر امام حسین (ع) حرکت نمی کردند و جان خود و زن و فرزندان و رفقا را فدا نمی کرد امروز اثری از اسلام نمی ماند. امام حسین (ع) برای چه چیزی قیام کردند؟ - من براي اصلاح امور مردم حركت كردم. (نه براي دنيا) - من براي ياري دين جدم حركت كردم. (روز عاشورا یاران حضرت (ع) 72 نفربودند و آنها 30 هزار نفر. حضرت (ع) فرمودند من حاضر نيستم كسي بدهكار باشد، دِينی به گردنش باشد ، بماند و براي من بجنگد) - من براي باقي ماندن دين خدا قيام كردم. (برای همین بود كه زن و بچه را همراه خود آورده بود. اگر براي رياست باشد اول جنگ مي كنند بعد كه پيروز شدند زن و بچه را مي آورند در كاخ ریاست .) - من براي امر به معروف و نهي از منكر قيام كردم. - من براي بر پا داشتن نماز قيام كردم. (روز عاشورا چند نفر زخمي و چند نفر كشته شدند، اما همان روز عاشورا نمازشان را خواندند.) امام حسین(ع)زمانی حرکت کردندکه مردم نماز میخواندند ، مکه میر فتند حتی در روز عاشورا دشمن در طرف مقابل نماز جماعت می خواند. پس چرا امام (ع) فرمودند که من برای برپایی نماز قیام کردم؟ آیا نماز خواندن با برپاداشتن نماز فرق می کند ؟! بله قطعاً نماز خواندن با برپاداشتن نماز فرق می کند .کسانیکه در کربلا برای جنگ با امام حسین(ع) آمده بودند فقط نماز می خواندند ، دین را نفهمیده بودند. چرا امام علی (ع) می فرمایند :بشنو و بفهم و باور کن و آنگاه بکار ببند ؟ برای اینکه قبل از ما خیلی از مردم 23 سال با رسول الله(ص) بودند ، پشت سر ایشان نماز می خواندند و مکه هم رفتند ولی 70 روز پس از وفات ایشان دختر ایشان را شهید و مولا علی (ع) را خانه نشین کردند و ضد دین شدند و در روز عاشورا به جنگ فرزند ایشان آمدند ، علت این بود که به حرفها گوش نمی دادند یا اگر می شنیدند نمی فهمیدند و اگر می فهمیدند باور نمی کردند وقتی هم باور می کردند عمل نمی کردند. بين ايمان و اسلام چه فرق است؟ از امام صادق (ع) پرسيدند بين ايمان و اسلام چه فرق است؟ آقا تا سه بار جواب ندادند، سپس فرمودند: اسلام همين مسئله ظاهري است كه انجام مي دهيد، (نماز ،روزه و ...) اما ایمان تسليم خدا و رسول الله (ص) و مولا علي (ع) بودن و اطاعت اوامر آنها می باشد. ما باید به دنبال درک و فهم برویم ، چرا که امام صادق (ع) می فرمایند: کسیکه به دنبال یادگیری احکام واخلاق می رود از خانه که حرکت می کند خدا و ملائکه ، انبیا و شهدا و حتی ماهی های دریا او را دعا می کنند تا به خانه اش برگردد و اگر یک ساعت برای یادگیری علوم دینی در این مجالس بنشیند ثواب صد هزار رکعت نماز مستحبی برایش می نویسند ، ثواب صد هزار سبحان الله و ثواب صد هزار اسب که در راه خدا زین کند و برای جهاد بفرستد. مَثَل مردمی که فقط حروف قرآن را گرفته اند و با اخلاق و احكامش كاري ندارند مَثَل آن پيرزني است كه در قرآن آمده ، از صبح تا ظهر مي بافت و بعد از ظهر پاره مي كرد.(یعنی کسیکه نماز مي خواند، روزه مي گيرد ، ولی دروغ و شراب و غيبت هم در كارش هست.)و در جای دیگر می فرماید: مَثَل كارهاي بي قرآن و عمل بي احكام شما مَثَل خاكستري است كه در مسير باد شديد قرار بگيرد،در نتیجه چيزي از آن باقی نمي ماند. ظهر عاشورا تمام دشمنان دین و امام حسین (ع) با حربه ای در مقابل حضرت صف آرایی کرده بودند ، حتی چهار هزار نفر پیرمرد که حربه ای در دست نداشتند ، عصا به دست آمده بودند که امام حسین(ع) را برای ثواب بکشند. آیا دین اسلام فقط دین گریه و خنده است؟ آنهایی که در مجالسشان احکام و اخلاقیات گفته نمی شود و همه اش دَم از گریه می زنند به خدا و امام حسین(ع) و بچه هایش خیانت می کنند. خداي عظيم الشأن 124هزار پيغمبر و امامان (ع) را فرستاده است که ما در دین دانا باشيم. در بهشت هم انسان دانا را راه مي دهند. آقا رسول الله (ص) مي فرمايد دو گروه كمر مرا مي شكنند: 1- كساني که داراي درك و معرفت اند اما عمل نمي كنند. 2- آنهايي كه نمي دانند و مي خواهند دينداري كنند. دختر امام حسين (ع) روز عاشورا يك گوشه نشسته بود، كسي آمد و داشت خلخال(نوعی زینت زنانه است) از پايش در مي آورد و گريه هم مي كرد. يكي پرسيد: چرا برایش گريه مي كني؟ گفت: ببين به سر بچه هاي رسول الله (ص) چه آوردند؟ گفت: پس چرا داري اين كار را مي كني؟ گفت: من در نياورم يكي ديگر در مي آورد. یعنی بدانیم که: خدا بنده احمق نمي خواهد، رسول الله (ص) امت احمق نمي خواهد. وجود مبارك مهدی آل محمد (ص) احمق نمي خواهد ، مي گويد احمق آبروريز دين است. آنهايي كه در محرم مجالسشان فقط سینه زدن و گریه کردن است و با گفتار اهل بیت(ع) کاری ندارند پس از گذشت این مجالس همانی هستند که قبل از محرم بوده اند و يك مثقال به دركشان اضافه نشده است. اگر معرفت بود و چشم ما به اندازۀ بال مگس تر شد خدا تمام گناهان را مي ريزد. اگر معرفت نبود كيلو كيلو هم که گريه كنيم ارزشی ندارد. آیا سیاه پوشیدن ، سینه زدن و زنجیرزدن واجب است ؟ آیا سینه زدن ، سیاه پوشیدن ، زنجیر زدن و سر و صدا کردن باید های دینی ماست یا دستورات الهی که خدا و رسول خدا (ص) از ما خواسته اند وامام ها (ع)بخاطر ش شهید شدند ؛ باید های دینی ماست . امام علی(ع) می فرمایند: اگر مي تواني از خانه ات بيرون نروي همان كن، چون اگر از خانه بيرون رفتي ، بايد دروغ نگويي، بايد غيبت نكني و گوش هم نكني، بايد ظاهر سازي نكني، دروغ نگويي، بايد تهمت نزني، باید با خلاف ديگران موافقت نكني، بايد مردم آزاري با چشم و زبان و دست و پايت نكني. بايد تكبر در زندگي نكني. بايد به نماز اهميت بدهي ، باید موافقت با اشخاص بد نكني. بايد روزۀ صحيح بگيري ، بايد با چشم و زبانت مردم را اذيت نكني. بايد حسادت نكني ، باید امر به معروف و نهي از منكر كني. دورو و دورنگ نباشي. چون خانۀ مومن معبد اوست، در آن مي تواند چشم خود و زبان خود و شكم و فرج خود را نگه دارد و حفظ كند. باید های اصلی اینها هستند که کمتر مردم به آنها اهمیت میدهند . امام صادق (ع) مي فرمايند: سياه نپوشيد كه حزن آور است، مگر سه روز و سياه نپوشيد كه لباس فرعون هاست. 1- ما دور هم جمع مي شويم به خاطر اینكه تاييد كنيم آن روز كه امام حسين (ع) حركت كردند کارشان صددرصد خدايي و الهي بود. 2- مشكي مي پوشيم كه بگوييم حسين جان ما با مصيبت تو هميشه شريكيم ،و با تو هم غميم چون كارت خدايي بود. 3- و به دنيا اعلام كنيم كه مردم آن روز به خاطر نرفتن دنبال احکام و اخلاق اسلامی بدترین مردم بودند و اگر امام حسین(ع) حرکت نمی کرد و جان خود و رفقایش را فدا نمی کرد امروز اثری از اسلام و انسانیت نبود. امام حسین (ع) می فرمایند : مردم بنده دنیایند و دین بر سر زبانهای آنها آویزان است ، آن را می چرخانند بر محور زندگی خود، وقتی به وسیله بلا آزمایش شوند دینداران کم خواهند بود. روزی که امام حسین (ع) از مدینه می خواستند حرکت کنند ، عده ای به حضرت اعتراض کردند که چرا می روی؟ عده ای از روی دلسوزی و عده ای از روی ترس ، اما امام (ع) نپذیرفتند ، چون می دانستند اینها از دنیای خود میترسند ، یکی به خاطر مال و ثروتش نمی آید ، یکی از روی ترس ، یکی از روی علاقه شدید به زن و فرزند و... لذا امام (ع) با خانواده خود حرکت کردند تا به دیگران بفهمانند که برای دنیا و ریاست نیست. اگر چنین بود زن و بچه ها را همراه خود نمی بُردند ؛ آنها هر کدام به بهانه ای امام حسین (ع) را تنها گذاشتند و برای یاری دین خدا قدمی بر نداشتند ، لذا پس از واقعۀ کربلا یزید چهار هزار عرب بادیه نشین را به مدینه فرستاد و گفت: من امیر المومنین هستم ، سه روز و سه شب مال و جان و ناموس مردم بر شما حلال است . آنها آمدند مدینه ، آنکه از ترس مالش از حق که امام حسین (ع) بود دفاع نکرده بود مالش را بردند ، آنکه بخاطر زن و بچه اش نرفته بود ، بچه هایش را کشتند و به زنانشان تجاوز کردند ، و چهار هزار ولد زنا داخل شکم زنهای آنها باقی گذاشتند . آری نتیجه تنها گذاشتن و یاری نکردن امام (ع) همین است اگر آنها امام(ع) را یاری می کردند و حق به جای باطل می نشست ، هم خودشان و هم زندگیشان حفظ می شد. مردی به امام حسین (ع) عرض کرد: ای فرزند رسول خدا(ص) من از شیعیان شما هستم . امام(ع) فرمودند: از خدا بترس و چیزی را ادعا مکن که خدا بگوید در ادعای خود دروغ گفتی و گناه کردی ، زیرا شیعیان ما کسانی هستند که دلهایشان از هرگونه مکر و فریب و کینۀ پنهان ، پاک باشد بلکه بگو من از دوستداران شما هستم. اگر می خواهیم بدانیم از شیعیان امام حسین(ع) هستیم یا نه ، باید هر روز دل و قلب خود را زمین کربلا قرار دهیم ، درک و معرفت خود را امام حسین(ع) و یارانش فرض کنیم ، هوای نفس خود را یزید و شمر و اطرافیانش فرض کنیم. حال ببنیم از صبح تا شب امام حسین (ع) را یاری می کنیم و به فرموده های خدا و درک معرفتمان عمل میکنیم یا اینکه یاری یزید و شمر میکنیم و به دنبال هواهای نفسانی خود می رویم؟ امام صادق(ع) می فرمایند: شرک و کفر در اطاعت است نه در عبادت. ما باید از صبح تا شب مراقب خواسته های دلمان باشیم ، مراقب گوش و چشم و زبان و... چرا که گناه یک غیبت برابر با 36 زنا می باشد و فقط دلمان را به نمازخواندن خوش نکنیم و خودمان را فریب ندهیم. راحت ترين عبادت نماز خواندن و دعا كردن است که اکثرا به طرف آن می شتابند. بالاترين عبادت و عظيم ترين عبادت اين است، اول العلم معرفة الجبار، اول خدا را بشناسيم، آخر العلم تفویض امر الیه، بعد تسليم امر خدا و پيغمبر (ص) باشیم، كه اکثرا با آن كار ندارد. امام حسین (ع) و یارانشان تا آخرین نفس شجاع بودند وقتي يزيد به حضرت زينب (س) گفت: ما پشيمان شديم چه بكنيم؟ خانم گفتند يك خانه به ما بدهيد مي خواهم براي برادرم عزاداري كنم. يك پارچه سياه بالای خانه آويزان كردند و شروع كردند به عزاداري، يكي يكي مصيبت های کربلا را مي گفتند و مردم مي فهميدند كه چه ظلمي به آنها شده. از همانجا حضرت زينب (س) مردم را بیدار کرد. امروز هم به حول و قوه خدا نگهدار دین کسانی هستند که براي خدا كار مي كنند و گفتار اهل بیت (ع) را همانگونه که آنها فرموده اند ، برای مردم بیان می کنند . متأسفانه یک دسته از مبلغین و مداحان برای اینکه مردم را به گریه بیندازند این 14 معصوم را کوچک و ذلیل میکنند و به خدا و امام حسین(ع) خیانت میکنند و در گفتارهایشان آخرین درجه بی ادبی را بکار میبرند در صورتیکه اگر بخواهند نام یکی از مسئولین مملکتی را ببرند یا اسم زن دوستشان را ببرند چند تا پیشوند و پسوند دنبال اسم آنها میگذارند ، احترام گذاشتن به همه کار خوبی است اما چرا در گفتار در نهایت بی ادبی فقط می گویند حسین ، عباس و زینب ؟ درحالیکه آنها تا آخرین نفَس شجاع بودند و یک لحظه زیر بار ظلم نرفتند. پس از واقعه عاشورا هنگامیکه خانم زینب کبری (س) به همراه اُسرا وارد دربار یزید شدند ، یزید با کنایه و به قصد رنجش خانم زینب(س) به ایشان گفت : دیدید خدا با شما چه کرد؟ خانم با تمام تأنی و آرامش فرمودند: ما جز زیبایی چیزی ندیدیم. اینطور فکر نکنیم که شیعه امام صادق(ع) هستیم ، بلکه ببینیم چقدر آبروی امام حسین (ع) را حفظ می کنیم و در گفتارها چقدر مردم را با خدا آشنا می کنیم،اگر این چنین نباشیم مَثَل آن است که شیخ بها فرمود: بت در بغل و به سجده پیشانی ما کافر زده خنده بر مسلمانی ما اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست از مسلمانی ماست امام حسین (ع) فرمودند: ای مردم اگر دین ندارید آزادمرد باشید. خانم زینب کبری (س) کنیزی داشتند ، روزی از خانم درخواست کردندتا به ایشان اجازه دهد برای دیدار خانواده اش برود ، خانم فرمودند: اگر بروی دیگر پیش ما باز نمی گردی. کنیز گفت: چرا حتما باز خواهم گشت. از خانم اجازه گرفت و رفت . روزی در بازار ، یزید او را دید و گفت:او را برایم خواستگاری کنید. او را به عقد یزید در آوردند و در همانجا ماندگار شد، تا روزیکه قافله اُسرا را می خواستند وارد دربار یزید کنند ، از آنجاییکه گفته بودند اینها خارجی هستند همسر یزید هم برای تماشای اُسرا به ایوان قصر آمده بود. ناگهان در بین اُسرا خانم زینب(س) را دید با عجله از پله ها پایین آمد و خود را به پای خانم زینب(س)انداخت ، یزید برای اینکه کسی حجم بدن زنش را نبیند(با اینکه او کاملا پوشیده بود.) بلند شد و عبایش را روی زنش انداخت. حال ببینیم در این دهه اول ماه محرم آیا مراقب هستیم که کسی ناموس ما را نبیند و موجبات گناه کردن دیگران را فراهم نیاوریم؟ و اینکه ببینیم غیرت ما بیشتر است یا غیرت یزید؟ آیا امام حسین (ع) با این کارهای ما راضی است که زنها و دخترها با چهره های آرایش کرده در سطح خیابانها و کوچه ها به بهانه تماشای مجالس عزاداری ظاهر میشوند و موجبات گناه کردن خود و دیگران را فراهم میکنند؟ و شاید بتوان گفت گناهی که در سراسر سال نمی شود در این روزها به نام محرم و به نام امام حسین(ع) انجام می شود. منبع : وب سایت کانون نماز (دانلود نسخه قابل چاپ ویژه نامه محرم ( اینجا کلیک کنید ) ) |
||
|
پاسخ گویی به شبهات |
||
|
من دهه اول محرم يک
دفاع از امام حسين (ع) کردم، چون ديدم يک بيتربيتي آمد در اين تلويزيون
خيلي همچين بد، مثل اينکه ميخواهد خدا و امام حسين (ع) و همه را مسخره
کند، به يک آخوندي گفت: آقا به ما بگو ببينم اين کار امام حسين (ع) چي بود؟
عشق بود؟ اشتباه بود؟ درست بود؟ چي بود؟ يک جور بد! من آن دههٔ اول عرض
کردم، اين دهه هم الآن دوباره عرض ميکنم که دهه آخر ماه صفر است. شما هم
خوب گوش بدهيد برادرها، که وقتي بين خودتان، وقتي بين اين جوانها يک
مخالفي ميرسد...، آخر ميگويد: آقا منبابمثل يعني چي بلند شده زن و
بچهاش را ببرد بکشد؟ يعني چي همچون کند؟ http://aliakbar.ir/datas/speech/text/nm-86-12-16.htmمنبع : سخنان استاد شیخ علی اکبر تهرانی ، |
||
|
آن هفته من راجع به
گريه بر امام حسين (ع) عرض كردم: http://aliakbar.ir/datas/speech/text/nm-86-12-02.htmمنبع : سخنان استاد شیخ علی اکبر تهرانی ، |
||
|
من يک دفاعي امشب
ميخواهم از آقا امام حسين (ع) بکنم. (يک صلوات مردانه بفرستيد.) http://aliakbar.ir/datas/speech/text/nm-86-11-11.htmمنبع : سخنان استاد شیخ علی اکبر تهرانی ، |
||
|
يكي از شاگردهاي شيخ رجبعلی خیاط به من ميگفت: حدود شصت سال پيش من رفته بودم كربلا، ديدم يكي از تاجرهاي بازاري آنجاست، از روز اول محرم تا دوازدهم، دوازده شب و دوازده ظهر ايشان فراوان ناهار و شام ميداد، مداحها، روضهخوانها ميخواندند، ولي ميگفت: من ديدم كه امام حسين (ع) نميپذيرد. ميگفت: يك پيرمردي بود آنجا، حضرت امام حسين (ع) را ميديد. به او گفتم: از آقا بپرس كه اين دارد خوب خرج ميكند، چرا نميپذيريد؟ بعد گفت كه حضرت (ع) ميفرمايد: ما نميگوييم جيب مردم را بزنند، خرج ما بكنند كه! اين در كسبش بيرحم است. اين در كار و كسبش آدم بيرحمي است. حالا پولدار است، ميآيد اينجا خرج ميكند! نه بابا، در كسبت بيرحم نباش. انصاف، انصاف. پس مؤمن، راستگو، صادق، يعني دانا، شجاع، خداجو، خداپذير، حرف درست بزن، به نماز و روزه اهميت ميدهد. چهارم هم كه چي؟ اهل احسان و صدقه است.
خود امام حسين (ع)
ميگويد: من حركت كردم براي باقي ماندن نماز، خودت نمازت را خوب بخوان، به
بچههايت هم نماز ياد بده. من حركت كردم براي باقي ماندن احكام، هم احكام
را عمل كن، هم به مردم بگو. اينها درست است. ما خود اين سينه را هم كه
ميزنيم، گريه هم كه ميكنيم بعد از سخنراني، براي تواضع است. وگرنه احتياج
به سينهزدن نيست، امام حسين (ع) احتياج به اين حرفها ندارد كه. لذا گريه
بر امامحسين(ع) خيلي خوب است، اما مثل گريهاي كه بيمعرفت باشد، خدا را
نميشناسي، دين را نميفهمي، هيچي نداري، گريه ميكني، مثل ذغال است، ذغال
را هرچه بيشتر بشويي بيشتر سياهي پس ميدهد، هرچه بيشتر بتراشياش، همه جا
را كثيف ميكند. http://aliakbar.ir/datas/speech/text/nm-86-11-25.htmمنبع : سخنان استاد شیخ علی اکبر تهرانی ، |
||
|
شيعيان خودشان موجب قتل حسين بن علي شدند و در حقيقت خودشان حسين بن علي را دعوت كردند و خودشان پيمان شكني كردند و قتل او ارتباطي به ديگران ندارد.
جواب اجمالي:
منبع : نرم افزار پاسخگویی به شبهات وهابیت ( دانلود نرم افزار سامانه پاسخ گویی به شبهات وهابیت ) |
||
|
در ماجراي كربلا ، بحثي از امامت الهي نبوده و مردم با وليّ الله و امامت عنادي نداشتند، چرا كه حسين بن علي ، در برابر يزيد هيچ گونه اشارهاي به امامت نداشتند؟
جواب اجمالي:
منبع : نرم افزار پاسخگویی به شبهات وهابیت ( دانلود نرم افزار سامانه پاسخ گویی به شبهات وهابیت ) |
||
|
آيا حسين بن علي ـ رضي الله عنه ـ از شهادتش در كربلا آگاهي داشت؟ اگر معتقدند كه آگاهي داشت، چگونه با آيه «وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» «با دست خود، خود را به هلاكت نيندازيد» توجيه ميشود؟
جواب اجمالي:
منبع : نرم افزار پاسخگویی به شبهات وهابیت ( دانلود نرم افزار سامانه پاسخ گویی به شبهات وهابیت ) |
||
|
مگر آيات شريفه قرآن و روايات، همواره توصيه به صبر در برابر مصائب نميكنند! پس اينگونه اظهار حزن و عزاداري و جزع و گرية شيعيان براي حسين بن علي چه معنايي دارد؟
جواب اجمالي:
منابع منبع : نرم افزار پاسخگویی به شبهات وهابیت ( دانلود نرم افزار سامانه پاسخ گویی به شبهات وهابیت ) |
||
|
منزلت حضرت ابوالفضل العباس (ع) حاج شیخ عباس قمی (ره) مولف کتاب مفاتیح الجنان گوید که روایت شده در خبری از حضرت سیدالساجدین علیه السلام آنچه حاصلش آن است که فرمودند خدا رحمت کند عباس را که ایثار کرد بر خود برادر خود را و جان خود را فدای آنحضرت نمود تا آنکه در یاری او دو دستش را قطع کردند و حق تعالی در عوض دو دست او دو بال به او عنایت فرمود که با آن دو بال با فرشتگان در بهشت مانند جعفر بن ابیطالب پرواز میکند و از برای عباس (ع) در نزد خداوند منزلتی است در روز قیامت که مغبوط جمیع شهداء است و جمیع شهدا را آرزوی مقام او است. مفاتیح الجنان ( حاج شیخ عباس قمی ره ) صفحه 719 |
||
|
خبر دادن رسول الله (ص) به شهادت حضرت امام حسین (ع) ابن طاوس از حذیفه روایت کرده است که گفت شنیدم از حضرت حسین (ع) که در زمان حضرت محمد (ص) در حالتی که امام حسین (ع) کودک بود ، حضرت محمد (ص) میفرمود : به خدا سوگند جمع خواهند شد برای ریختن خون من طاغیان بنی امیه و سر کرده ایشان عمروبن سعد ( لعنه الله ) خواهد بود. منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 346 |
||
|
ابن شهر آشوب از سلمان فارسی (ره) روایت کرده که حضرت امام حسین (ع) روی پای رسول الله (ص) نشسته بود ، پیغمبر (ص) او را می بوسید و میفرمود تو سید پسر سید و پدر ساداتی و امام پسر امام و پدر امامانی و حجت پسر حجت و پدر حجت های خدایی از صلب تو نه تن امام پدید آیند و نهمی ایشان قائم آل محمد (ص) است. منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 340 |
||
|
شیخ طوسی (ره) و دیگران به سند معتبر از حضرت امام رضا (ع) نقل کرده اند که چون حضرت امام حسین (ع) متولد شد حضرت رسول (ص) اسماء بنت عمیس را فرمود که بیاور فرزند مرا ای اسماء ، اسماء گفت آن حضرت را در جامه سفیدی پیچیده به خدمت حضرت محمد (ص) بُردم ، حضرت او را گرفت و در آغوش گرفت و در گوش چپش اقامه گفت پس جبرئیل نازل شد و گفت حق تعالی تو را سلام میرساند و میفرماید که چون علی (ع) نسبت به تو به منزله هرون است نسبت به موسی (ع) پس او را به اسم پسر کوچک هرون نام گذاری کن که بشیر است و چون لغت تو عربی است او را حسین نام گذاری کن ، پس حضرت رسول (ص) او را بوسید و گریست و فرمود که تو را مصیبتی عظیم در پیش است ، خداوندا لعنت کن کشنده او را ، پس فرمود که ای اسماء این خبر را به فاطمه مگو ، چون روز هفتم شد حضرت رسول (ص) فرمود که بیاور فرزند مرا ، چون او را به نزد آن حضرت بردم گوسفند سیاه و سفیدی از برای او عقیقه کرد ، یک رانش را به قابله داد ، و سر امام (ع) را تراشید و به وزن موی سرش نقره تصدق کرد و او را در آغوش گرفت و فرمود ای اباعبدالله چه بسیار گران است بر من کشته شدن تو ، پس حضرت رسول (ص) بسیار گریست ، اسماء گفت پدر و مادرم فدای تو باد این چه خبر است که در روز اول ولادت امام حسین (ع) گفتین و امروز نیز میفرمایید و گریه می کنید ، حضرت فرمود که می گریم بر این فرزند دلبند خود که گروهی کافر ستم کار از بنی امیه او را خواهند کشت ، خدا نرساند به ایشان شفاعت مرا ، خواهد کشت او را مردی که رخنه در دین من خواهد کرد و به خداوند عظیم کافر خواهد شد ، پس گفت خداوند سوال میکنم از تو در حق دو فرزندم آنچه را که سوال کرد ابراهیم در حق ذریت خود ، خداوندا تو دوست دار ایشان را و دوست دار هرکه دوست میدارد ایشانرا و لعنت کن هرکه ایشان را دشمن دارد لعنتی چندان که آسمان و زمین پر شود. منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 337 الی 338 |
||
|
خبر دادن امیرالمومنین مولا علی (ع) به شهادت حضرت امام حسین (ع) |
||
|
حمیری در قرب الاسناد از حضرت صادق (ع) روایت کرده است که حضرت امیرالمومنین (ع) با دو نفر از اصحاب خود به زمین کربلا رسید ، چون داخل آنجا شد ، اشک از دیده های مبارکش جاری شد و فرمود که این محل خوابیدن شتران ایشان است و این محل فرود آوردن بارهای ایشان است و در اینجا ریخته میشود خونهای ایشان خوشا به حال تو ای تربت ( کربلا ) که خونهای دوستان خدا بر تو ریخته میشود. منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 354 |
||
|
فضایل امام حسین (ع) |
||
|
خداوند در مقام و منزلت امام حسین (ع) به حضرت محمد (ص) میفرماید : ای محمد ، حسین را خزانه دار وحی خود قرار دادم ، و او را با شهادت گرامی داشتم ، و مواریث پیامبران را به او عطا نمودم ، پس او سید و آقای شهیدان است. مثیرالاحزان صفحه 4 |
||
|
امام هادی (ع) فرمودند : خدا را بقعه هاست كه دوست دارد در آنها دعا شود و آن دعاها را مستجاب گرداند، كه يكى از آن بقعه ها بارگاه امام حسين عليه السّلام است. تحف العقول صفحه 878 |
||
|
حضرت محمد (ص) : حسین از من است و من از حسین . نام او بر سمت راست عرش نوشته شده است ، همانا حسین چراغ پر فروغ هدایت و کشتی نجات است. بحارالانوار جلد 36 صفحه 205 حدیث 8 |
||
|
امام رضا (ع) : همانا روز امام حسین (ع) پلکهای ما را مجروح ، و اشک ما را جاری نمود. بحارالانوار جلد 44 صفحه 283 حدیث 17 |
||
|
کسی که منتقم خون پاک او یعنی حضرت مهدی (ع) در خطاب به حضرت حسین (ع) میفرماید : اگر روزگار مرا به تاخیر انداخت ، و دست تقدیر مرا از یاری تو باز داشت ، و نشد که با کسانی که با تو پیکار نمودند بستیزم ، و با کسانی که با تو دشمنی داشتند به نبرد برخیزم ، اکنون هر صبح و شام برای تو ناله می کنم ، و به جای اشک برایت خون گریه می کنم ، از روی حسرت بر تو و تاسف بر مصیبت هایی که بر تو وارد شد ، تا این که در اثر سوز مصیبت ها و غصه جانکاه و اندوه فراوان بمیرم. صحیفه مهدی (عج) صفحه 430 |
||
|
وقتی که امام حسین (ع) به شهادت رسید ، در پشت دوش آن حضرت پینه ها و اثرهایی بود ، از امام زین العابدین (ع) پرسیده شد این پینه ها و اثرها از چیست ؟ حضرت سجاد (ع) فرمود : این پینه ها و اثرها از بسیاری برداشتن بارهای سنگین و کیسه های غذا بود که شبها بر دوش مبارک خود به خانه های بیوه زنان و یتیمان و مسکینان میبرد. عین الحیوة صفحه 527 ، منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 344 |
||
|
خدای عظیم الشان در روز عاشورا ملائکه آسمان و زمین و جن و انسان و حیوانات و پرندگان و جمیع مخلوقات را در فرمان امام حسین (ع) قرار داده بود ، ولی بر قوم ظالم نفرین نکرد و عذاب برای ایشان نطلبید و بنا بر روایتی سیصد و شصت زخم و به روایت دیگر هزارو نهصد جراحت و بروایت دیگر صدو هشتاد زخم شمشیر و نیزه و چهارهزار زخم تیر به بدن مبارکش رسید و باز بر آن گروه اشقیا ترحم می فرمود و در هدایت ایشان سعی می نمود و به قوت ربانی و زور و بازوی اسداللهی گروهی از قوم ظالم را با شمشیر و نیزه به جهنم فرستاد چنانچه در بعضی روایات آمده است که هزارو نهصد و پنجاه نفر را به دست مبارک خود کشت ، به غیر از آن گروه را که مجروح گردانید. عین الحیوة صفحه 527 |
||
|
هرون بن خارجه گوید : از امام پنجم شنیدم که میفرمود : خداوند به قبر حسین (ع) چهار هزار فرشته موکل کرده است ژولیده و خاک آلود که تا روز قیامت به او بگریند و هرکه با معرفت به حقش او را زیارت کند مشایعتش کنند تا او را به وطنش برسانند و اگر بیمار شد عیادتش کنند صبح و پسین و اگر مرد سر جنازه اش آیند و برایش تا روز قیامت آمرزش خواهند. امالی شیخ صدوق صفحه 142 مجلس بیست و نهم |
||
|
حذیقة بن یمان گوید : دیدم پیغمبر (ص) دست حسین بن علی (ع) را گرفته و میفرماید : ای مردم این حسین بن علی است او را بشناسید ، بدانکه جانم به دست اوست او در بهشت است و دوستش در بهشت و دوست دوستش در بهشت. امالی شیخ صدوق صفحه 596 مجلس هشتادو هفتم |
||
|
امام صادق (ع) : چهارهزار فرشته فرود آمدند و میخواستند همراه حسین (ع) نبرد کنند و اجازه نبرد نیافتند و برگشتند کسب اجازه کنند باز که فرود آمدند حسین (ع) کشته شده بود و آنها ژولیده و خاک آلود نزد قبرش باشند و به او تا قیامت بگریند و رئیس آنها فرشته ایست به نام منصور و صلی الله علی محمد و آله. امالی شیخ صدوق صفحه 638 مجلس نودو دو |
||
|
رسول خدا (ص) : حسین از من است و من از حسینم ، دوست دارد خدا را هرکس که حسین را دوست دارد. ارشاد شیخ مفید جلد 2 صفحه 131 |
||
|
روایت شده که حضرت امام حسین(ع) در صورت و سیرت شبیه ترین مردم بود به حضرت محمد (ص) و در شبها نور از پیشانی و پایین گردن آنحضرت (ع) ساطع بود و مردم آنحضرت را با آن نور می شناختند. منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 345 |
||
|
در حدیثی که از کتب عامه روایت شده است که حضرت محمد (ص) دست امام حسین و امام حسین (ع) را گرفت و فرمود در حالیکه اصحابش جمع بودند : ای قوم آنکس که مرا دوست دارد و ایشان را و پدر و مادر ایشان را دوست دارد در قیامت با من در بهشت خواهد بود. منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 340 |
||
|
از زهد و عبادت حضرت سیدالشهدا (ع) روایت شده که بیست و پنج حج با پای پیاده به جای آورد ، روزی به حضرت امام حسین (ع) گفتند که چه بسیار از پروردگار خود ترسانی ، حضرت فرمود : از عذاب قیامت ایمن نیست مگر آنکه در دنیا از خدا بترسد. منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 344 |
||
|
سماک از ام سلمه رضی الله عنهما روایت کند که گفت : روزی هم چنان که رسول خدا (ص) نشسته بود و حسین (ع) در دامانش بود ، به ناگاه اشک از دیدگانش سرازیر شد ، من عرض کردم : ای رسول خدا قربانت شوم چگونه است که می بینم شما را که اشک می ریزی ؟ فرمود : جبرئیل نزد من آمد و مرا به فرزندم حسین تسلیت گفت و به من خبر داد که گروهی از امت من او را می کشند ، خداوند شفاعت مرا بهره ایشان نسازد. ارشاد شیخ مفید جلد 2 صفحه 133 |
||
|
امام باقر (ع) : کشنده حضرت یحیی بن زکریا زنازاده بود ، و کشنده حسین بن علی (ع) نیز زنازاده بود ، و آسمان سرخ نشد مگر برای آندو. ارشاد شیخ مفید جلد 2 صفحه 135 |
||
|
کاروان امام حسین (ع) به سوی کربلا |
||
|
امام حسین (ع) در حال رفتن به کربلا فرمودند : من مرگ را نمی بینم جز سعادت ، و زندگی با ستمگران را نمی بینم مگر ستوه و بی قراری. تحف العقول صفحه 176 امام حسین (ع) در حال رفتن به کربلا فرمود : این دنیا تغییر کرده و منفور شده است ، خوبیهایش رفته ، و باقی نمانده از دنیا مگر ته مانده ای همچون کاسه ای که در ته آن مختصری بماند.مختصر زندگی بی ارزشی همچون چراگاه خطرناک ، مگر شما مشاهده نمی کنید که به حق عمل نمی کنند و از باطل گریزان نیستند ، باید مومن دل به دیدار پروردگار خود ببندد در حالی که طالب حق است.من مرگ را جز حیات و زندگی نمی بینم و زنده ماندن با ستمگران را جز بدبختی ، مردم بنده دنیایند و دین بر سر زبانهای آنها آویزان است آن را می چرخانند بر محور زندگی خود ، وقتی به وسیله بلا آزمایش شدند دین داران کم خواهند بود ( دین لقلقه زبانشان است و در مواقع آزمایش الهی دین ندارند ). بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 109 ) روایت شده که چون حسین (ع) وارد سرزمین کربلا شد ؛ رو به اصحاب خود کرد و فرمود : مردم بندگان دنیا هستند و دین حرفی است که بر زبان میرانند و تا زندگی آنان خوب و گوارا است دین را حفظ میکنند ولی چون به بلاها امتحان و آزمایش می شوند ، دین داران کم خواهند شد. انوارالبهیه ( از تالیفات حاج شیخ عباس قمی رضوان الله علیه ) صفحه 93
كاروان امام حسين
عليه السلام از منزلگاه قصر بنى مقاتل به سوى كربلا حركت كرد مقدارى راه طى
شد. امام حسين عليه السلام در حالى كه سوار بر اسب بود اندكى به خواب رفت . |
||
|
ابن شهر آشوب از حضرت علی بن الحسین (ع) روایت کرده است که فرمود : در خدمت پدرم به جانب عراق راه افتادیم و در هیچ منزلی داخل نشد و از آنجا کوچ نکرد ، مگر آنکه یاد میکرد یحیی بن زکریا را و روزی فرمود که از خواری و پستی دنیا است که سر یحیی را برای زن زانیه از زناکاران بنی اسرائیل به هدیه فرستادند. منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 346 |
||
|
عده اى از مردم كوفه
نقل مى كنند: |
||
|
شب عاشورا و سخنان امام حسین (ع) |
||
|
امام حسین (ع) در اول شب ، اصحاب و یاران خود را دور هم فرا خواند. علی بن الحسین (ع) زین العابدین (ع) میفرماید : من در آن موقع مریض بودم ، نزدیک آمدم تا آنچه پدرم به اصحابش میفرماید بشنوم ، شنیدم که پدرم رو به اصحاب خود کرده و چنین میفرماید : خدای را به نیکوترین سپاسها ، ثنا می گویم ، و او را در نعمت ، شدت و بلا سپاسگذارم. بارخدایا ! من تو را سپاس میگویم بر این که ما را به نبوت و پیامبری گرامی داشتی ، و قرآن را به ما تعلیم فرمودی ، و دین خود را به ما فهماندی ، و گوشهای شنوا و دیده های بینا و دلهای آگاه به ما ارزانی داشتی ، پس ما را از جمله شکرگزاران قرار ده. اما بعد ، همانا من ، یاران و اصحابی با وفاتر و نیکوکارتر و بهتر از اصحاب خود سراغ ندارم ، و همچنین اهل بیت و خاندانی نیکوکار تر و مهربانتر از خاندانم سراغ ندارم ، خدای تعالی آنان را از جانب من پاداش نیکو دهد. آگاه باشید ! من گمان نمی کنم بیش از یک روز ، از این ملاعین مهلت داشته باشم. آگاه باشید ! من به همه شما رخصت و اجازه رفتن دادم ، همه شما آزادید و می توانید بروید و من بیعت خود را از گردن همگی شما برداشتم ، و از جانب من حرجی بر ذمه و عهده شما نیست . اینک سیاهی و تاریکی شب همه جه را فرا گرفته میتوانید شتری گرفته و بروید. ارشاد شیخ مفید جلد 2 صفحه 442 ، بحارالانوار جلد 44 صفحه 392 ، 393 ، ذریعة النجاة صفحه 166 |
||
|
شب عاشورا ، و اعلام وفاداری اصحاب ، برای یاری امام حسین (ع) |
||
|
مسلم بن عوسجه رحمة الله ( یکی از یاران امام حسین (ع) برخاست و گفت : آیا ما از تو جدا شویم ؟ و با کدام عذر در ادای حق تو به سوی خدا تعالی پوزش طلبیم ؟ نه ، سوگند به خدا ! ( دست از یاری تو بر نمی دارم ) تا با نیزه ام سینه دشمنان را هدف قرار دهم ، و تا قبضه شمشیر در دست من است دشمنان را خواهم زد ، و اگر سلاحی نداشته باشم با سنگ جنگ خواهم کرد. سوگند به خدا ! از تو جدا نخواهیم شد تا خدای تعالی بداند که ما در نبود رسول خدا (ص) تو را حفظ کردیم ( و حرمت پیامبرش را درباره تو رعایت نمودیم ) آگاه باش ! سوگند به خدا ! اگر یقینا بدانم که کشته خواهم شد سپس زنده میشوم سپس زنده زنده مرا بسوزانند ، و خاکستر مرا به باد می دهند ، و این کار را هفتاد بار تکرار میکنند ، از تو جدا نخواهم نشد تا در پیشگاه تو بمیرم . چگونه یاری نکنم ؟ و حال آن که فقط یک بار کشته شدن است.پس از آن ، کرامت و سعادتی است که هرگز پایان ندارد. پس از او زهیربن قین به پاخاست و عرض کرد : دوست دارم کشته شوم ، بعد پاره پاره شوم بعد زنده شوم دوباره به همین کیفیت کشته شوم ، و این کار هزار مرتبه تکرار شود و خداوند به سبب این گونه کشته شدن من ، بلا را از جان تو و از جان این جوانان از اهل بیت تو بردارد. پس از آن ، بقیه اصحاب امام حسین (ع) نیز با چنین سخنانی ، اظهار وفاداری و جانفشانی نمودند ، امام حسین (ع) از همه آنها سپاسگذاری فرمود و برای آنان دعای خیر نمود. ارشاد شیخ مفید جلد 2 صفحه 443 - 444 ، بحارالانوار جلد 44 صفحه 393 - 394 ، ذریعة النجاة صفحه 168 - 169 |
||
|
شب عاشورا شب عبادت |
||
|
شیخ مفید ( ره) گوید : امام حسین (ع) پس از تسلی دادن اهل خیمه ، به سوی اصحاب خود تشریف آورد و به آنان دستور فرمود که خیمه ها را نزدیک یکدیگر قرار دهند ، و طنابهایی از داخل خیام به همدیگر متصل نمایند ، و خودشان در میان خیمه در جهتی که مقابل دشمن است به ایستند ، و خیام را از پشت سر و از راست و چپ جز طرفی که مقابل دشمن است ، احاطه کنند.آنگاه حضرت به خیمه ویژه خود برگشت ، و همه شب را به نماز ، استغفار ، دعا ، و تضرع به پایان برد ، اصحاب و یارانش نیز نماز می خواندند ، دعا میکردند ، و استغفار می نمودند. بحارالانوار جلد 45 صفحه 3 ، ذریعة النجاة صفحه 177 |
||
|
شب عاشورا ، و پیوستن افرادی از دشمن به لشگر امام حسین (ع) |
||
|
در روایت سید بن طاووس آمده است : شب عاشورا ، سی و دو نفر از لشکر ابن سعد به لشکر امام حسین (ع) پیوسته و از جمله یاران آن حضرت گشتند. ذریعة النجاة صفحه 179 |
||
|
شب عاشورا و سخنان امام حسین (ع) |
||
|
در شب عاشورا امام حسین (ع) اصحاب خود را جمع کرد ، حضرت امام زین العابدین (ع) فرمود که من در آنوقت مریض بودم با آنحال نزدیک شدم و گوش فرا داشتم تا پدرم چه میفرماید ، شنیدم که حضرت به اصحاب خود گفت : ثنا میکنم خداوند خود را به نیکوترین ثناها و حمد میکنم او را به شدت و رجاء ای پروردگار من سپاس میگذارم تو را بر اینکه ما را به تشریف نبوت تکریم فرمودی و قرآن را تعلیم ما نمودی و به معضلات دین ما را دانا کردی و ما را گوش شنوا و دیده بینا و دل دانا عطا کردی پس ما را از شکرگزاران خود قرار ده ، سپس فرمود : همانا من اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحاب خود نمی دانم و اهل بیتی از اهل بیت خود نیکوتر ندانم. منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 404 |
||
|
روز عاشورا |
||
|
نظافت در روز عاشورا |
||
|
صبح عاشورا امام
حسين عليه السلام دستور داد خيمه ها را زدند - يكى از خيمه ها را براى
شستشو و نظافت تعيين گرديد. |
||
|
یادآوری نماز در روز عاشورا |
||
|
روز عاشورا هنگام
نماز ظهر ابو ثمامه صيداوى به امام حسين عليه السلام عرض كرد: |
||
|
نترسیدن از مرگ |
||
|
روز عاشورا چون جنگ
شدت گرفت و كار بر حسين عليه السلام بسيار سخت شد، بعضى از اصحاب آن حضرت
ديدند برخى از ياران امام عليه السلام در اثر شدت جنگ و با مشاهده بدنهاى
قطعه قطعه شده دوستانشان و فرا رسيدن وقت شهادت و جانبازى آنها، رنگ چهره
شان دگرگون گشته است و لرزه بر اندام آنان افتاده و ترس دلهايشان فراگرفته
است . اما خود سيدالشهدا و تعدادى از خواص يارانش برخلاف آنها هر چه فشار
بيشتر، و مرحله شهادت نزديكتر مى شود رنگ صورتشان درخشنده تر گشته و سكون و
آرامش بيشتر مى يابند. بعضى از اين شهامت فوق العاده تعجب كرده با امام
حسين اشاره كرده ، به يكديگر مى گفتند: |
||
|
مادری که فرزندش را فدای امام حسین (ع) کرد |
||
|
وهب پسر عبدالله روز
عاشورا همراه مادر و همسرش در ميان لشكر امام حسين عليه السلام بود. روز
عاشورا مادرش به او گفت : فرزند عزيزم ! به يارى فرزند رسول خدا قيام كن . |
||
|
سخنان حضرت سیدالشهدا (ع) با عمر بن سعد ( لعنة الله ) |
||
|
در بعضی مقاتل است که چون حضرت خطبه ای را قرائت نمود فرمود عمر بن سعد را صدا کنید تا نزد من حاضر شود ، اگرچه ملاقات آنحضرت بر عمربن سعد گران بود ، لکن دعوت آن حضرت را اجابت نمود و با کراهتی تمام به دیدار آن امام (ع) آمد ، حضرت فرمود ای عمر تو مرا به شهادت میرسانی به گمان اینکه ابن زیاد ملعون زنازاده پسر زنازاده تو را سلطنت مملکت ری و جرجان خواهد داد ، به خدا سوگند که تو به مقصود خود نخواهی رسید و در روز تهنیت و مبارکباد این دو مملکت را نخواهی دید ، این سخن عهدیست که به من رسیده این را استوار بدار و آنچه میخواهی بکن همانا هیچ بهره ای از دنیا و آخرت نبری ، و گویا می بینم سر تو را در کوفه بر نی نصب نموده اند و کودکان آنرا سنگ میزنند و هدف و نشانه خود کنند ، از این کلمات عمر سعد ( لعنة الله ) خشمناک شد و از آن حضرت روی بگردانید و سپاه خویش را بانگ زد که چند انتظار میبرید ، این تکامل و توانی بیکسو نهید و حمله گران در دهید حسین و اصحاب او افزون از لقمه ای نیستند ، اینوقت امام حسین (ع) بر اسب سوار شد و فرمود آیا فریادرسی هست که برای خدا یاری کند ما را ، آیا هست که شر این جماعت را از حریم رسول خدا (ص) بگرداند. منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 413 |
||
|
سخنان شیخ مفید رضوان الله علیه |
||
|
شیخ مفید (ره) در ارشاد می نویسد : حسین (ع) روز شنبه دهم محرم سال شصت و یک هجری بعد از نماز ظهر با حال مظلومیت و تشنگی در حالیکه برای خدا ( و زنده کردن دین ) بر ظلم بیدادگران صابر و شکیبا بود به شهادت رسید ، به شرحی که ( در کتابهای دیگر ) نگاشته ایم و در آن موقع سن مبارکش پنجاه و هشت سال بود ، هفت سال با جدش رسول الله (ص) زیست میکرد و تا سی هفت سالگی با پدرش امیرالمومنین (ع) به سر بردند و تا دوران چهل و هفت سالگی با برادرش مصاحبت داشت و مدت امامتش یازده سال بود. انوارالبهیه ( از تالیفات شیخ عباس قمی رضوان الله علیه ) صفحه 93 |
||
|
به یاد کار پلید یزید لعنة الله بیفتید و از بازی کردن شطرنج و نوشیدن آبجو خودداری کنید |
||
|
امام رضا (ع) : چون سر امام حسین (ع) را به شام بردند یزید لعنه الله فرمان داد تا آن را در محلی نهادند و سفره ای بر روی آن نصب نمودند پس او و یارانش بدانسو آمدند و به خوردن غذا و نوشیدن آبجو مشغول شدند و چون از کار خوردن و نوشیدن فارغ شدند فرمان داد تا آن سر مطهر را در طشتی زیر تختش نهادند و صفحه شطرنجی روی آن نهادند و یزید لعنه الله بنشست و به بازی شطرنج و گفتگو از حسین بن علی (ع) و پدرش و جدش سلام الله علیهم و استهزاء بذکر ایشان مشغول گشت. و هر زمان که در حرکات شطرنج از حریف خود مهره ای را می برد جامی آبجو می گرفت و سه نوبت می نوشید و آنگاه باقی مانده آن را در کنار طشت بر روی زمین می ریخت پس هر کس که از شیعیان ما می باشد باید از نوشیدن آبجو ( شراب ) و بازی شطرنج خود داری کند و هرکس که نظرش به شطرنج یا آبجو افتاد باید به یاد کار پلید یزید لعنه الله افتد و او و خاندانش را نفرین نماید ، که خداوند عزوجل در برابر این عمل گناهان او را ، اگرچه به شماره ستارگان باشد محو میکند. کتاب شریف من لا یحضر الفقیه جلد 6 صفحه 379 حدیث 5915 ، عیون الاخبار الرضا (ع) جلد 1 صفحه 261 ، منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 506 ، بحارالانوار جلد 45 صفحه 176 ، ذریعة النجاة صفحه 443 ، نفس المُهموم ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 209 ، کِتابُ المَواعِظ شیخ صدوق صفحه 131 ( برسی سند این حدیث از جلد 6 من لایحضرالفقیه صفحه 444 ( قسمت راویان احادیث کتاب و شناخت طریق مولف به آنان ) : و آنچه در آن از فضل بن شاذان از عِلَلِ احکامیکه از حضرت رضا (ع) روایت کرده آمده است ، پس روایت نموده ام آنرا از عبدالواحد بن عبدوس نیشابوری عطار - رضی الله عنه - از علی بن محمد بن قتیبه از فضل بن شاذان نیشابوری از حضرت رضا (ع) ( توضیح : فضل بن شاذان بن خلیل ابو محمد ازدی نیشابوری امرش در جلالت بالاتر از آن است که گفته شود ، نقل کرده اند که او یکصد و هشتاد کتاب تالیف کرده است ، یکی از آنها کتاب ایضاح است که با تصحیح و تعلیق استاد ما مرحوم میرجلال الدین محدث ارموی طبع و منتشر شده است ، اما طریق مولف به وی صحیح است زیرا علی بن محمد بن قتیبه نیشابوری خود از فقها و اجلاء و صاحبان تالیف است و راویش عبدالواحد بن عبدوس از مشایخ اجازه و مترضی است ) |
||
|
کیفر آنان که حضرت حسین بن علی (ع) را به شهادت رساندند |
||
|
یعقوب بن سلیمان گوید : شبی با چند تن از یاران گفتگو داشتیم و سخن از شهادت امام حسین (ع) به میان آمد ، یک تن از یاران گفت : هیچ کدام یک از کسانی که در به شهادت رساندن حسین (ع) شرکت داشتند باقی نماندند جز اینکه به بلایی در فرزندش و یا مال و جانش گرفتار شد ، پیرمردی در آنجا بود سوگند یاد کرد که من در به شهادت رساندن حسین (ع) شرکت کردم و تا کنون هیچ گونه آسیبی ندیده ام که موجب ناراحتی من باشد ، همه یاران بر او خشم گرفتند ناگهان چراغ ما که با روغنی که آنرا نفت می گفتند میسوخت ، دود زد و فتیله اش خراب شد ، پیرمرد برخاست که آنرا درست کند ، آتش به انگشت وی سرایت کرد ، خواست خاموش کند آتش ریشش را فراگرفت ، بیرون دوید که آتش را با آب خاموش کند و خود را در رودخانه انداخت ، آتش بالای سر او شعله ور بود ، هرگاه که سر از آب بیرون میکرد ، آتش به طرف او شعله ور میشد و او را میسوزاند و هلاک شد ( خدا او را لعنت کند ) ثواب الاعمال عقاب الاعمال صفحه 489 |
||
|
عیص بن قاسم گوید : در محضر حضرت امام صادق (ع) سخن از قاتل حسین (ع) به میان آمد ، یک تن از اصحاب حضرت گفت : خوش میداشتم خداوند از قاتل او در همین دنیا انتقام می کشید ، امام (ع) فرمود : گویا تو عذاب الهی را برای او کم میدانی ، مجازات و عذاب و شکنجه ها که برای او آماده کرده است به مراتب سخت تر و گرانتر خواهد بود. ثواب الاعمال عقاب الاعمال صفحه 483 |
||
|
امام صادق (ع) : به خدا سوگند قائم ما آل محمد (ص) همه دودمان و نسل کشندگان حضرت حسین (ع) را میکشد ( چون ) به عمل پدرانشان ( راضی هستند ) . ثواب الاعمال عقاب الاعمال صفحه 485 |
||
|
رسول خدا (ص) : وای بر ستم کنندگان بر اهل بیت من ، گویا در فردای قیامت من آنها را می بینم که با منافقان در درک اسفل جهنمند. عیون الاخبار الرضا جلد 2 صفحه 284 |
||
|
روایت شده است هیچ کس نماند از کسانی که کمک یزید کردند در به شهادت رساندن حضرت سیدالشهدا (ع) مگر آنکه مبتلا شدند به دیوانگی یا خوره یا پیسی و این مرضها در میان اولاد شان نیز به میراث ماند. منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 352 |
||
|
رسول خدا (ص) : کشنده حسین (ع) در جهنم در تابوتی از آتش است و معذب است به نصف عذاب همه اهل دنیا و دست و پای او به زنجیرهای آتشین بسته شده است و با سرور در آتش فرود آید و در قعر جهنم واقع شود و بویی از او برخیزد که از تعفن و گندیدگی آن بوی ، اهل جهنم به خدا پناه برند و مخلد است در جهنم و بچشد آن عذاب دردناک را با جمیع کسانی که او را همراهی کردند در قتل آن بزرگوار و چون پوست بدنشان پخته شود و بسوزد و برخیزد خداوند پوست سوخته را مبدل به پوست جدید کند تا سختی عذاب دردناک بر ایشان اثر کند و بچشند آنرا ، و به مقدار ساعتی آنها را مهلت ندهد و میاشامانند آنها را از آب گرم قعر جهنم ، پس وای بر ایشان از عذاب حقتعالی در جهنم. عیون الاخبار الرضا جلد 2 صفحه 285 |
||
|
در روایات آمده است که هیچ یک از آن ملاعین که در صحرای کربلا حاضر شده بودند نبود مگر اینکه به بلا و عقوبتی گرفتار شدند و باعث عبرت دیگران گردیدند و به رسوایی هرچه تمام تر به جهنم واصل شدند ، و مشهور است که عمر سعد علیه اللعنة و العذاب چندین مدت پیش از واقعه کربلا هرگاه به مسجد وارد می شد ، هرکه او را می دید بی اختیار می گفت (( هذا قاتل حسین بن علی (ع) )) یعنی این ملعون کشنده حضرت حسین بن علی (ع) است ، تا آنکه روزی به خدمت امام حسین بن علی (ع) آمد و گفت این احمقان گمان میکنند که من قاتل تو خواهم بود ، آنحضرت (ع) تبسمی نمود و فرمود آنهایی که این سخن را می گویند احمق نیستند ، بلکه کلمه حقی است که بر زبان ایشان جاری میگردد ولیکن تو به یقین بدان ای عمر که بعد از من یکبار شکم را از گندم عراق سیر نخواهی کرد ، و زندگانی تو بعد از من نخواهد بود ، مگر اندکی. و آخر چنان شد که آنحضرت خبر داده بود ، به اندک فرصتی مختار آمد و هریک از آن ملاعین خصوصا عمر سعد را به زجری به جهنم فرستاد که بیشتر از آن زجر نبود و به همان وجهی که حق تعالی انتقام واقعه یحیی بن زکریا را از طایفه بنی اسرائیل کشیده بود ، در این امت از این ملاعین کشید. حدیقة الشیعه صفحه 506 |
||
|
شیعیانی که برای امام حسین (ع) عزاداری میکنند ( و چگونگی عزاداری اهل بیت (ع) در سوگ شهادت حضرت امام حسین (ع) و یاران با وفایشان ) |
||
|
امام صادق (ع) : خداوند رحمت کند شیعیان ما را ، به خدا سوگند اینانند مومنان حقیقی ، ( زیرا در این مصیبت ( شهادت امام حسین (ع) ) با ما شرکت جستند و در این پیش آمد ناگوار اندوهی طولانی و افسوسی فراوان خوردند. ثواب الاعمال عقاب الاعمال صفحه 485 |
||
|
شیخ صدوق (ره) در امالی از ابراهیم بن ابی المحمود روایت کرده که حضرت امام رضا (ع) فرمودند : همانا محرم ماهی بود که اهل جاهلیت قتال در آنماه را حرام میدانستند و این امت جفاکار خون های ما را در آنماه حلال دانستند و هتک حرمت ما کردند و زنان و فرزندان ما را در آنماه اسیر کردند و آتش در خیمه های ما افروختند و اموال ما را غارت کردند و حرمت حضرت محمد (ص) را در حق ما اهلبیت رعایت نکردند ، همانا مصیبت روز شهادت حسین (ع) دیده های ما را مجروح گردانیده است و اشک ما را جاری کرده و عزیز ما را شهید گردانیده است و زمین کربلا مورث کرب و بلاء ما گردید تا روز قیامت ، پس بر حسین (ع) باید بگریند گریه کنندگان ، همانا گریه بر آنحضرت فرو می ریزد گناهان بزرگ را ، پس حضرت فرمود که پدرم چون ماه محرم میشد کسی آنحضرت را خندان نمی دید و اندوه و حزن پیوسته بر او غالب میشد تا روز عاشورای محرم ، چون روز عاشورا میشد آن روز مصیبت و حزن و گریه او بود و میفرمود امروز روزی است که حسین (ع) شهید شده است و شیخ صدوق از حضرت رضا (ع) روایت کرده است ، هرکه ترک کند سعی در حوائج خود را در روز عاشورا حق تعالی حوائج دنیا و آخرت او را بر آورد و هرکه روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه او باشد ، حق تعالی روز قیامت را روز شادی و سرور او گرداند و دیده اش در بهشت به ما روشن باشد و هرکه روز عاشورا را روز برکت شمارد و برای برکت آذوقه در آن روز در خانه ذخیره کند برکت نیابد در آنچه ذخیره کرده است و خدا او را در روز قیامت با یزید و عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد ( لعنهم الله ) در اسفل درک جهنم محشور گرداند. منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 348 |
||
|
شیخ صدوق (ره) به سند معتبر از مسمع کردین روایت کرده است که حضرت امام جعفر صادق (ع) به من فرمود که ای مسمع تو از اهل عراقی آیا به زیارت قبر امام حسین (ع) می روی گفتم نه چون من مردی میباشم معروف و مشهور از اهل بصره و نزد ما جماعتی هستند که تابع خلیفه اند و دشمنان بسیار داریم از اهل قبایل و ناصبیان و غیر ایشان و ایمن نیستیم که احوال و شرح کارهایمان را به والی بگویند و از ایشان ضررها به من رسد ، حضرت فرمود که آیا هرگز به خاطر می آوری آنچه با حضرت سیدالشهدا (ع) کردند ؟ گفتم بلی ، جزع می کنم و میگریم تا آنکه اهل خانه من اثر اندوه در من می یابند و امتناع میکنم از خوردن غذا تا از حال من آثار مصیبت ظاهر میشود ، حضرت فرمود که خدا رحم گریه تو را ، بدرستیکه تو شمرده میشوی از آنهایی که جزع میکنند از برای ما و شاد میشوند برای شادی ما و اندوهناک میشوند برای اندوه ما و خائف میگردند برای خوف ما و ایمن میگردند برای ایمنی ما و زود باشد که به بینی در وقت مرگ خود که پدران من حاضر شوند نزد تو و سفارش کنند ملک الموت را در باب تو و بشارتها دهند تو را که دیده تو روشن گردد و شاد شوی و ملک الموت بر تو مهربانتر باشد از مادر مهربان نسبت به فرزند خویش پس حضرت گریست و من نیز گریستم. منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 350 |
||
|
شیخ جلیل کامل جعفر بن قولویه در کامل الزیارات از ابن خارجه روایت کرده است که گفت روزی در خدمت حضرت صادق (ع) بودم و جناب امام حسین (ع) را یاد کردیم ، حضرت بسیار گریست و ما گریستیم ، پس حضرت سر بر داشت و فرمود که امام حسین (ع) میفرمود که منم کشته گریه و زاری ، هیچ مومنی مرا یاد نمی کند مگر آنکه گریان میگردد و نیز روایت کرده است که هیچ روزی نام حسین (ع) نزد جناب صادق (ع) برده نمیشد که کسی آن حضرت را تا شب متبسم بیند و در تمام آنروز محزون و گریان بود و میفرمود که جناب امام حسین (ع) سبب گریه هر مومن است. و شیخ طوسی و مفید از ابان بن تغلب روایت کرده اند که حضرت صادق (ع) فرمود که نَفَس آن کسی که به جهت مظلومیت ما محزون باشد تسبیح است ، و اندوه او عبادت و پوشیدن اسرار ما از بیگانگان در راه خدا جهاد است ، آنگاه فرمود که واجب میکند این حدیث با آب طلا نوشته شود. منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 346 |
||
|
به سند های معتبره بسیار از ابوعماره (( منشد )) یعنی شعرخوان روایت کرده اند که گفت روزی به خدمت حضرت صادق (ع) رفتم حضرت فرمود که شعری چند در مرثیه حسین (ع) بخوان ، چون شروع کردم به خواندن حضرت گریان شد و من مرثیه می خواندم و حضرت می گریست تا آنکه صدای گریه از خانه آنحضرت بلند شد ، و به روایت دیگر حضرت فرمود : به آن روشی که پیش خود می خوانید و نوحه می کنید بخوان ، چون خواندم حضرت بسیار گریست و صدای گریه زنان آنحضرت نیز از پشت پرده بلند شد ، چون خواندنم تمام شد ، حضرت فرمود که هرکه شعری در مرثیه حضرت حسین (ع) بخواند و پنجاه کس را بگریاد بهشت بر او واجب میشود و هرکه سی کس را بگریاند بهشت بر او واجب میشود و هرکه بیست کس را و هرکه ده کس را و هرکه پنج کس را و هرکه یک کس را بگریاند بهشت بر او واجب میشود و هرکه مرثیه ( یا نوحه ای ) بخواند و خود بگرید بهشت بر او واجب گردد و هرکه را که گریه اش نمی آید پس تباکی کند ( خودش را به شکل گریه کن در آورد ) بهشت بر او واجب میشود. منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 347 |
||
|
شیخ کَشی (ره) از زید شحام روایت کرده است که من با جماعتی از اهل کوفه در خدمت حضرت صادق (ع) بودیم که جعفربن عفان وارد شد ، حضرت او را اکرام فرمود و نزدیک خود او را نشانید پس فرمود : یا جعفر عرض کرد : بله خدا مرا فدای تو گرداند ، حضرت فرمود ( بلغنی انک تقول الشعر فی الحسین و تجید ) به من رسیده که تو در مرثیه حسین (ع) شعر می گویی و نیکو می گویی ، عرض کرد بلی فدای تو شوم ، فرمود پس بخوان ، چون جعفر مرثیه خواند حضرت و حاضرین مجلس گریستند و حضرت آنقدر گریست که اشک چشم مبارکش بر محاسن شریفش جاری شد ، پس فرمود به خدا سوگند که ملائکه مقربان در این جا حاضر شدند و مرثیه تو را برای حسین (ع) شنیدند و بیشتر از آنچه ما گریستیم ، گریستند و به تحقیق که حق تعالی در همین ساعت بهشت را با تمام نعمتهای آن از برای تو واجب گردانید و گناهان تو را آمرزید.پس فرمود ای جعفر میخواهی که زیادتر بگویم گفت بلی ای سید من ، حضرت فرمود : هرکه در مرثیه حسین (ع) شعری بگوید و بگرید و بگرید و بگریاند البته حق تعالی بهشت را برای او واجب گرداند و بیامرزد او را. منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 347 |
||
|
بکربن محمد ازدی گوید : امام صادق (ع) به من فرمود : شما خاندان ( شیعیان ) آیا گرد هم می نشینید و ذکر احادیث ما می کنید ؟ گفتم : قربانت گردم آری ، امام (ع) فرمود : راستی که این نوع مجالس را دوست دارم و بدان علاقه مندم ، آری امر ما ( حدیث و گفتار ما ، ولایت ما ) زنده کنید زیرا هرکس ما را یاد کند ، یا نزد او یادی از ما بشود ، و به اندازه بال مگسی از دیده اش اشک جاری گردد ، خداوند همه گناهان او را اگرچه به اندازه کفهای دریا باشد بیامرزد. ثواب الاعمال عقاب الاعمال صفحه 415 ، نفس المُهموم صفحه 14 حدیث 12 شرح مترجم : این حدیث شریف از نظر سند در درجه اعلای صحت است ، و راوی آن بکربن محمد ازدی ، خود اهل کوفه و ثقه و از خاندانی است بس جلیل که همه از شیعیان و مخلصین و طرفداران اهل بیت عصمت (ع) هستند ، عمه اش (( غنیمه )) از روات امام صادق و موسی بن جعفر (ع) است ، و پسر عمش (( موسی بن عبدالسلام )) نیز از اصحاب امام صادق (ع) و موسی بن جعفر (ع) است ، و دو عمویش شدید بن عبدالرحمن و عبدالسلام بن عبدالرحمن هر دو از طرفداران سرسخت اهل بیت (ع) میباشند و بدین سبب هم زندانی شدند و مدتی در زندان به سر بردند ، فضل ابن شاذان از ابن ابی عمیر از بکربن محمد از زید شحام روایت کرده ، گوید : من با امام صادق (ع) مشغول طواف کعبه بودیم و دست من در دست امام (ع) بود در حالیکه امام می گریست فرمود : ای شحام فهمیدی که خداوند با من چه کرد ؟ این سخن را میگفت و اشک می ریخت و دعا میکرد ، عرض کردم بفرمایید : امام (ع) فرمود : ای شحام من از خدا خواستم این دو را به من ببخشد و از زندان خلاصشان کند ، خدا دعایم را درباره آن دو مستجاب فرمود و هر دو آزاد شدند. پس این خاندان که به غامدیین معروفند جملگی از موالیان و هواداران خاندان عصمتند و امام (ع) به این چنین مردی فرمود مجالس شما را دوست دارم و اشک چشم شما موجب آمرزش و غفران گناهان شما است ، و این جهت را در بیان حدیث باید رعایت نمود و به عموم ((من )) در جمله (( من ذکرنا او ذکرنا عنده )) نباید تمسک کرد به نحوی که موجب تجری بی مایگان و یا مردم بی بند و بار شود ، و واضح است که منظور این قبیل از روایات ، شیعیان خالص و شایسته اند که در اعتقاد به ولایت راسخند ، و در شناخت ( اولی الامر ) کاملا عارفند ، و در راه ترویج مرام ائمه (ع) جان نثار و کوشایند. ثواب الاعمال عقاب الاعمال صفحه 416 |
||
|
سيد على حسينى كه
از اصحاب امام رضا عليه السلام است مى گويد:من همسايه امام على بن موسى
الرضا عليه السلام بودم . چون روز عاشورا مى شد از ميان برادران دينى ما يك
نفر مقتل امام حسين عليه السلام را مى خواند و به اين روايت رسيد كه حضرت
باقر عليه السلام فرمود:- ((هر كس از ديده هاى او ولو به قدر بال پشه اى
اشك بيرون بيايد. خداوند گناهانش را مى آمرزد. اگر چه مانند كف درياها
باشد.))در آن مجلس شخص نادانى كه ادعاى علم مى كرد. حضور داشت و بر آن بود
كه اين حديث نبايد صحيح باشد. چگونه گريستن به آن اندكى بر حضرت حسين عليه
السلام اين قدر ثواب مى تواند داشته باشد؟ با ايشان مباحثه بسيار كرديم و
در آخر هم از گمراهى خود برنگشت و برخاست و رفت .آن شب گذشت . چون روز شد،
نزد ما آمد و از گفته هايش معذرت خواست ، اظهار ندامت كرد و گفت : |
||
|
داود بن کثیر رقی گوید : خدمت امام ششم بودم ، امام (ع) آب درخواست کرد و چون آب را نوشید گریست و چشمش غرق اشک شد ، سپس فرمود ای داود خدا قاتل حسین (ع) را لعنت کند چه اندازه یاد حسین زندگی را ناگوار کند ، من آب سردی ننوشم جز آنکه یاد حسین (ع) کنم ، بنده ای نیست که آب نوشد و یاد حسین (ع) کند و قاتلش را لعنت کند ، جز آنکه خدا صدهزار حسنه برای او بنویسد و صدهزار گناه از او محو کند و صدهزار درجه برای او بالا برد و گویا صدهزار بنده آزاد کرده و روز قیامت با رخسار درخشان محشور گردد. امالی شیخ صدوق صفحه 142 مجلس بیست و نهم |
||
|
ابن قولویه به سند معتبر از داود رقی روایت کرده است که گفت روزی در خدمت حضرت صادق (ع) بودم که آب طلبید چون بیاشامید اشک از دیده های مبارکش فرو ریخت و فرمود ای داود خدا لعنت کند قاتل حسین (ع) را پس فرمود : هر بنده ای که آب بیاشامد و یاد کند حضرت سیدالشهدا (ع) را و لعنت کند بر قاتل او البته حقتعالی صدهزار حسنه برای او بنویسد و صدهزار گناه از او رفع کند و صدهزار درجه برای او بلند کند و چنان باشد که صدهزار بنده آزاد کرده باشد و در روز قیامت با دل خنک و شاد و خرم مبعوث گردد. منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 351 |
||
|
ثقة المحدثین شیخ عباس قمی رضوان الله علیه در کتاب نفس المُهموم گوید : دیده اشکبار نشانه دل دوستدار است : امتحان و آزمایش منطق محکم حقیقت است هرکس مدعی مقامی و صنعت و هنری است تا مورد آزمایش قرار نگیرد برای او ارزشی نیست در دانش امروز جهانی تنها موضوعی را مورد توجه و اعتماد میدانند که همراه تجربه و آزمایش باشد ، برای امور معنویه که سر آمد آنها ولایت ائمه (علیهم السلام ) آزمایشی مقرر است که دیده اشکبار باشد و امام شهید حضرت ابی عبدالله الحسین محک مدعیان ولایت است و دیدگانی که در مصیبت این امام مظلوم گریان باشند نشانه محبت و دوستی و ولایت ائمه هدی است که در تعلیمات اسلام از همه چیز والاتر و بالاتر است و در پشت این دیده های اشک آلود دلهای پر محبتی است که ارزش معنوی بی پایان دارد و هرگونه اجر و ثوابی را شایسته اند. در ثواب گریه بر مصیبت حضرت امام حسین (ع) و ثواب لعن بر قاتلین او و پیشگویی از شهادت او ریان بن شبیب گفت : در روز اول محرم خدمت امام رضا (ع) رسیدم فرمود ای پسر شبیب روزه داری ؟ عرض کردم : نه ؛ فرمود امروز همان روز است که زکریا به درگاه خدا دعا کرد و گفت پروردگارا از لطف خود به من نژاد پاکی عطا کن زیرا تو برآورنده حاجتی ، خداوند حاجتش را مستجاب کرد و دستور داد فرشتگان زکریا را که در محراب نماز می خواند ندا دادند که خدا تو را به یحیی مژده می دهد ، هرکس امروز را روزه دارد و خدا را بخواند اجابتش کند چنانچه زکریا را اجابت کرد ؛ ای پسر شبیب اگر بر حسین (ع) گریه کنی تا اشک بر گونه ات روان شود هر گناه کوچک و بزرگ و کم و زیادی که داری خدا بیامُرزد ، ای پسر شبیب اگر خواهی بی گناه خدای عزوجل را ملاقات کنی حسین (ع) را زیارت کن ، ای پسر شبیب اگر دوست داری در اطاقهای ساختمان بهشت با پیغمبر و آلش همنشین باشی به قاتلان حسین (ع) لعن کن ، ای پسر شبیب اگر دوست داری ثواب شهیدان در رکاب حسین (ع) را ببری هر وقت او را یاد کردی بگو کاش با آنها بودم و به فوز عظیم رسیده بودم ، ای پسر شبیب اگر دوست داری در درجات اعلای بهشت با ما باشی در اندوه و شادی با ما شریک باش و ملازم ولایت ما باش ، اگر کسی سنگی را هم به ولایت بپذیرد خدایش در قیامت با آن محشور کند. برگزیده از حدیث اول فصل دوم کتاب نفس المُهموم حاج شیخ عباس قمی ره { صفحه 11 الی 12 } امام رضا (ع) فرمودند : هرکه مصیبت ما را یاد کند و برای آنچه به ما کردند بگرید روز قیامت در درجه ما با ما است و هرکه یاد مصیبت ما کند و بگرید و بگریاند روزیکه دیده ها گریان است چشمش نگرید و هرکه در مجلسی نِشیند که ترویج ما باشد روزیکه دلها بمیرند دل زنده باشد. نفس المُهموم حاج شیخ عباس قمی ره { صفحه 13 } حسین بن علی (ع) فرمود : هیچ بنده خدا نیست که برای ما اشکی بریزد یا چشمی تر کند جز آنکه خدا یک دورانی او را در بهشت جای دهد ؛ احمد بن یحیی ازدی گوید حسین (ع) را در خواب دیدم حدیث را از وی پرسیدم فرمود آری ..... نفس المُهموم حاج شیخ عباس قمی ره { صفحه 13 } ابی عماره نوحه خوان گفت روزیکه حسین (ع) را نزد امام ششم (ع) نام می بردند دیگر تا شب تبسم نمی کرد و امام ششم (ع) همیشه می فرمود حسین (ع) اشک آور هر مومنی است. نفس المُهموم حاج شیخ عباس قمی ره { صفحه 13 } امام پنجم (ع) فرمود که علی بن الحسین (ع) میفرمود : هر مومنی که چشمش بر قتل حسین (ع) اشکین شود تا به گونه اش روان گردد ، خدایش در غرفه های بهشت دورانها جای دهد و هر مومنی که برای آزاریکه از دشمن به ما رسد چشمش اشکین شود تا بر گونه اش روان گردد خدا او را در بهشت نِشیمن دهد و هر مومنی برای خاطر ما آزاری بیند و گرید تا برگونه اش روان شود خدا از رویش آزار را بگرداند و روز قیامت او را از خشم خود و آتش بر کنار دارد. نفس المُهموم حاج شیخ عباس قمی ره { صفحه 14 } رسول خدا (ص) فرمود : که موسی بن عمران از پروردگارش خواهش کرد ، عرض کرد پروردگارا برادرم هارون را بیامرز ، خدا به او وحی کرد ای موسی اگر درباره آمرزش اولین و آخرین خواهش کنی اجابتت کنم جز نسبت به کشنده حسین (ع) که من از قاتلش انتقام کشم. نفس المُهموم حاج شیخ عباس قمی ره { صفحه 15 } امام صادق (ع) فرمودند : کشنده یحیی بن زکریا زنازاده بود و کشنده حسین (ع) زنازاده بود و آسمان جز بر این دو نگریست. نفس المُهموم حاج شیخ عباس قمی ره { صفحه 15 } داوود بن فرقد ، گوید در خانه امام ششم (ع) نشسته بودم و به کبوتر زاغبی که قرقر میکرد نگریستم امام ششم (ع) به من نگریست و فرمود ای داوود میدانی این پرنده چه می گوید ؟ گفتم قربانت به خدا نه فرمود بر کشندگان حسین (ع) لعن میکند ، آنرا در خانه های خود نگهدارید. نفس المُهموم حاج شیخ عباس قمی ره { صفحه 15 } امام پنجم (ع) فرمود : پیغمبر (ص) در خانه ام سلمه بود به او سفارش داد کسی نزد او نیاید حسین (ع) که کودک بود آمد ، او را در زمینه وی اختیاری نبود خدمت پیغمبر رسید و دنبالش ام سلمه شرفیاب شد دید حسین روی روی سینه پیغمبر است و پیغمبر گریه میکند و چیزی را هم در دست خود زیر و رو میکند ، فرمود : ای ام سلمه این جبرئیل است که به من خبر میدهد این حسینم کشته میشود و این هم خاکی است که روی آن کشته میشود ، آنرا نزد خود نگه دار هر وقت خون شد حسینم کشته شده است ، ام سلمه عرض کرد یا رسول الله (ص) از خدا بخواه از او دفع کند فرمود خواستم و خدا وحی کرد این درجه ایست که هیچ آفریده بدان نرسد و او را شیعیانی باشد که شفاعت کنند و پذیرفته شود و مهدی هم فرزند او باشد و خوشا بر کسی که از دوستان حسین باشد و شیعیان او ؛ آنها به خدا روز قیامت فائز باشند. نفس المُهموم حاج شیخ عباس قمی ره { صفحه 16 } ام سلمه (رض) گوید رسولخدا (ص) یک شب از نزد ما بیرون رفت و غیبتی طولانی کرد سپس پریشان موی و خاک آلوده برگشت و مشتش گره بود عرض کردم یا رسول الله (ص) چه شده است که تو را پریشان و خاک آلود می بینم ، فرمود در همین وقت مرا به جائی از عراق بردند که کربلا نام دارد و به من در آنجا قتله گاه فرزندم حسین و جمعی از فرزندان و خاندانم را نمودند و من از خون آنها برگرفتم و اینها است که در دست من است ، مشت خود را گشود و فرمود اینها را بگیر و نگهدار آنرا گرفتم و چون خاک سرخی بود و گذاشتم در یک شیشه و سرش را بستم و نگهداشتم و چون حسین از مکه به سمت عراق رفت من هر روز و هر شبی آنرا بیرون می آوردم و می بوئیدم و بر آن نگاه میکردم و می گریستم بر مصیبت او و چون روز دهم محرم همان روزیکه حسین در آن شهید شد اول روز آنرا بیرون آوردم به حال خود بود و آخر روز که بر سر آن رفتم دیدم خون تازه است در میان خانه ام شیون کردم و گریستم و غم خود را از ترس آنکه دشمنان در مدینه بشنوند و شماتت کنند پنهان کردم و همان ساعت و همان روز را در نظر گرفتم تا خبر شهادت او رسید و آنچه دیده بودم محقق گردید. نفس المُهموم حاج شیخ عباس قمی ره { صفحه 17 } علی بن ابیطالب (ع) سخنرانی کرد و در ضمن فرمود پیش از آنکه مرا نیابید از من پرسش کنید به خدا از هیچ گروه که صد تن گمراه کنند یا صد تن اسیر نمایند نپرسید جز آنکه شما را به جارچی و فرماندهش خبر دهم تا روز قیامت ، یکمردی برخاست و گفت بگو بدانم چند تار مو در سر و ریش منست ؟ فرمود به خدا دوستم رسولخدا آنچه را که پرسیدی برای من باز گفته و فرموده در هر تار موی سرت فرشته ایست که تو را لعن کند و در هر تار موی ریشت شیطانیست که تو را برانگیزد و در خانه ات کودکی است که زاده رسولخدا را بکشد و نشانه آن درستی گزارشی است که به تو دادم وگرنه آنست که دلیل آنچه پرسیدی مشکل است به تو خبر میدادم ولی نشانه اش همان لعنت و زاده ملعون تو است ؛ پسرش در این وقت کودک کوچکی بود که به سر زانو میرفت و چون کار حسین (ع) بدانجا کشید فرمانده کشتن او گردید و چنان شد که امیرالمومنین گفته بود. نفس المُهموم حاج شیخ عباس قمی ره { صفحه 20 } از عبدالله بن عباس روایت شده است که چون مرض موت رسولخدا (ص) سخت شد حسین را به سینه چسبانید و عرقش بر او روان گردید و در حالیکه جان میداد میفرمود مرا با یزید چه کار است خدا به او برکت ندهد بار خدایا یزید را لعنت کن و بیهوشی درازی بر او عارض شد ، به هوش آمد شروع به بوسیدن حسین کرد و اشک از دو چشمش روان بود و می فرمود هلا برای من و قاتلت در پیش خدا مقام داوریست. نفس المُهموم حاج شیخ عباس قمی ره { صفحه 21 } |
||
|
سخنان علامه محمد باقر مجلسی (ره) درباره اهلبیت (ع) و شیعیان |
||
|
خدایا ! کسانی که بر اهل بیت پیامبر تو ظلم کردند و آنان را کشتند ، و دشمنان آنان را کمک کرده و بر ظلمها و ستمهایی که بر آنان وارد شد خشنود گردیدند ، لعنت کن ، لعنتی شدید و آنان را با عذابهای دردناکی معذب نما. خدایا ! ما را از جمله برگزیدگان شیعیان آل محمد (ص) ، و از جمله یاری کنندگان و طلب کنندگان خون ایشان با قائم (عج) آنان قرار بده ، صلوات و سلام خدا بر او و بر همه اهل بیت (ع) باد. بحارالانوار جلد 45 صفحه 98 الی 100 |
||
|
ثواب و فضیلت زیارت قبر حضرت سیدالشهداء (ع) |
||
|
زیارت حرم حضرت سیدالشهداء (ع) باعث زیاد شدن عمر است و هر گامی که در آن راه بردارند با ثواب حجی برابر است و هرکه آنحضرت (ع) را زیارت کند و شناسا به حق او باشد ( با معرفت به حضرت حسین (ع) زیارت کند ) گناهان گذشته و آینده او آمرزیده میشود. حدیقة الشیعه صفحه 502 |
||
|
امام محمد باقر (ع) فرموده اند : که یک نماز واجب در حرم حضرت با حجی برابر است و در تربت حضرت سیدالشهداء (ع) شفای هر مرض و دردی است. حدیقة الشیعه صفحه 503 |
||
|
امام هفتم فرمود : هرکه قبر حسین (ع) را زیارت کند با معرفت به حق او خدا گناهان گذشته و آینده اش را بیامرزد. امالی شیخ صدوق صفحه 142 مجلس بیست و نهم |
||
|
حضرت امام صادق (ع) فرمودند : روزی حضرت امام حسین (ع) بر روی پاهای رسول الله (ص) نشسته بود ، حضرت با او بازی میکرد و میخندانید ، عایشه گفت یا رسول الله (ص) چه بسیار این طفل را دوست داری ، حضرت فرمود وای بر تو چگونه او را دوست نداشته باشم در صورتی که این فرزند میوه دل من است و نور دیده من است و به درستیکه امت من او را خواهند کشت پس هرکه بعد از شهادت او ، او را زیارت کند حقتعالی برای او یک حج از حجهای من بنویسد ، عایشه تعجب کرد از روی تعجب گفت که یک حج از حجهای تو ، حضرت فرمود بلکه دو حج از حجهای من ، باز او تعجب کرد ، حضرت فرمود بلکه سه و چهار حج و پیوسته او تعجب میکرد و حضرت زیاده میکرد تا آنکه فرمود نود حج از حجهای من که با هر حجی عمره بوده باشد. منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 353 |
||
|
شیخ مفید در مقنعه از یونس بن ظبیان روایت میکند که خدمت حضرت صادق (ع) عرضه داشتم ، فدایت گردم ، من بسیاری از اوقات حسین (ع) را یاد میکنم ، در آن حال چه بگویم ؟! فرمود سه مرتبه بگو صلی الله علیک یا اباعبدالله زیرا سلام شما از دور و نزدیک به ما می رسد. انوارالبهیه ( از تالیفات حاج شیخ عباس قمی ره ) صفحه 94 حضرت صادق (ع) فرمود : هرکه از قبر امام حسین (ع) دور باشد ، بر پشت بام خانه خود رود و سر به سوی آسمان بردارد و سپس به جانب قبر آنحضرت رو کند و بگوید : السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک و رحمة الله و برکاته ، خداوند زیارتی در نامه عملش ثبت فرماید که با حج و عمره برابر باشد و اگر در هر روز پنج مرتبه این کار را تکرار کند ، خداوند در هر مرتبه ثواب را به او عطا فرماید. انوارالبهیه ( از تالیفات حاج شیخ عباس قمی ره ) صفحه 95 |
||
|
حضرت مهدی (عج) منتقم خون سیدالشهداء (ع) |
||
|
امام صادق عليه السلام فرمود: چون كار حسين چنان شد كه شد (اصحاب و جوانهايش كشته شدند و خودش تنها ماند) فرشتگان به سوى خدا شيون و گريه برداشتند و گفتند: با حسين برگزيده و پسر پيغمبرت چنين رفتار كنند؟ پس خدا شبح و سايه حضرت قائم عليه السلام را به آنها نمود و فرمود: با اين انتقام او را مى گيرم . اصول كافى جلد 2 صفحه 366 امام رضا (ع) فرمودند : ذریه ها و خاندان های قاتلان امام حسین (ع) به کارهای پدرانشان رضایت میدهند و به آن افتخار میکنند ، و جز این نیست که قائم (ع) وقتی خروج فرماید ، آنان را می کُشد ، به دلیل رضایت آنان به کار پدرانشان. ( توضیح : راوی ، از امام رضا (ع) در مورد حدیثی پرسید که از امام صادق (ع) روایت شده که فرموده است : حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه در زمان ظهور ، فرزندان قاتلان امام حسین (ع) را میکشد. امام رضا (ع) ضمن تایید حدیث فرمود : کسی از عملی راضی باشد ، مانند کسی است که آن کار را انجام داده است.و اگر کسی در مشرق کشته شود ، و دیگری در مغرب به قتل او راضی باشد ، آن راضی در پیشگاه خدا ، شریک قاتل به حساب می آید. ) عیون الاخبار الرضا ، علل الشرایع ، مسند امام رضا (ع) جلد 1 صفحه 220 حدیث 382 |
||
|
دیگران درباره امام حسین (ع) چه می گویند؟ |
||
|
چارلز دیکنس از نهضت امام حسین (ع) می گوید
اگر منظور امام حسین (ع) جنگ در راه خواسته های دنیایی خود بود، من نفهمیدم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟! پس عقل چنین حکم می کند که او فقط به خاطر اسلام فداکاری خویش را انجام داد.
نهضت امام حسین (ع) از نظر مهاتما گاندی
من زندگی امام حسین (ع)، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام و توجه کافی به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، باید از سرمشق امام حسین (ع) پیروی کند.
محمد علی جناح درباره امام حسین (ع) سخن می گوید
هیچ نمونه ای از شجاعت، بهتر از آنکه امام حسین (ع) از لحاظ فداکاری و تهور نشان داد، در عالم پیدا نمی شود. به عقیده من، تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربانی اسلام کرد، پیروی کنند.
امام حسین (ع) از نظر واشنگتن ایروینک مورخ آمریکایی
برای امام حسین (ع) ممکن بود که زندگی خود را با تسلیم شدن در برابر یزید نجات بخشد، لیکن مسئولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام، اجازه نمی داد که او یزید را به عنوان خلافت بشناسد. او به سرعت خود را برای قبول هر ناراحتی و فشاری به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنی امیه، آماده ساخت. در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در روی ریگهای تفتیده عربستان، روح حسین فنا ناپذیر است. ای پهلوان! و ای نمونه شجاعت! و ای شهسوار من! ای حسین!
«درسی که حسین علیه السلام به انسانها آموخت صفحه 434 الی صفحه 455 » |
||
|
خوب شدن درد چشم آیت الله بروجردی (ره) به برکت حضرت سید الشهدا (ع) |
||
|
آیت الله بروجردی عزاداری خامس آل عبا و سایر ائمه اطهار (علیهم السلام) را هر سال در خانه خودشان برگزار میکردند ، در بروجرد هم این وضع برقرار بوده است ، در تمام ایام مصیبت و سوگواری ائمه (ع) متاثر و منقلب بودند.هنگامی که وُعاظ و سخنوران دینی موعظه میکردند یا مصیبت میخواندند به دقت گوش می دادند و زود منقلب شده اشک از دیدگان فرو می ریختند ، در این حالت بدنشان هم به سختی تکان میخورد ، زمانی که در بروجرد اقامت داشتند ، مبتلا به چشم درد سختی میگردند ، به طوری که اطباء از معالجه چشم ایشان عاجز میشوند ، در آن موقع ماه محرم فرا میرسد ، در بروجرد رسم است که عزاداران در روز عاشورا خرد و کلان گِل به سر و روی خود می مالند ، چون در روز عاشورای آن سال هیئت عزاداران به دین گونه طبق معمول هر سال برای عرض تسلیت به خانه آن فقید سعید ، وارد میشوند ؛ آن مرحوم با تمام علماء و مردم حاضر در مجلس روضه از جا برخاستند تکیه به دیوار میدهند. خودشان می فرمودند : (( آن روز خیلی منقلب بودم ، منظره آن عزاداران سخت مرا منقلب کرد ، همان طور که جمعیت سینه زن از کنار من عبور میکردند دست بردم مقداری گِل خشکیده از روی لباس آنها برداشته به قصد استشفا بر چشم بیمار خود مالیدم ، همان روز احساس کردم که درد چشمم تخفیف یافته و کم کم کاملا خوب شد )) یکی از نزدیکان ایشان نیز بعد از نقل این داستان که ما مکرر از علمای معتبر شنیده ایم اضافه میکرد که من خود شاهد این موضوع بودم و از آن روز تا روزی که آیت الله فقید در قید حیات بودند ، دیگر عارضه چشم درد برای ایشان روی نداد و در دید چشم ایشان نقصانی پدید نیامد ، اکنون که رشته سخن به این جا کشید بد نیست بدانید که چند سال پیش یکی از جرائد تهران { روزنامه دنیا } نوشته بود : در دنیای پزشکی آیت الله بروجردی اولین پیرمرد هشتادساله ای است که بدون عینک مطالعه میکند ، و اظهار تعجب زیاد کرده بود که چطور میشود مردی که شب و روز با کتاب و مطالعه و قلم و نوشتن سر و کار دارد هیچ گونه تغییری در دید چشمش پیدا نشود ؟ ما و تمام کسانی که از نزدیک ایشان را می دیدیم و از فیض محضرشان بهره مند بودیم ، نیز با نهایت شگفتی از این لحاظ به ایشان می نگریستیم . با این که دو سه ماه گذشته هشتادونه سال از عمر پر افتخارشان میگذشت و شبانه روز بیش از ده ساعت وقت ایشان صرف مطالعه میشد و غذای مقوی و کافی هم میل نمی فرمودند ، و استراحتی نداشتند ، و شب و روز کار میکردند ، معهذا کتاب و نامه و نوشته ها را از فاصله دور گرفته می خواندند ، و حتی قرآنی که ایشان تلاوت میکردند یک نسخه قدیمی بود که در اوائل تغییر خط کوفی به نسخ ریز نوشته شده بود که درست خوانده نمیشد ، ولی ایشان به آسانی از روی آن تلاوت میکردند ، به هر حال آنچه مسلم است دید چشم ایشان تعجب آور بود ، گمان نمی کنم ، جز آن ایمان عمیق که آیت الله فقید به منبع غیب و وسائط فیض حق داشته اند ، علت دیگری داشته باشد. مفاخر اسلام ( از تالیفات حجت الاسلام مرحوم علی دوانی ره ) جلد 12 { شرح حال زندگی آیت الله العظمی بروجردی (ره) } صفحه 358 الی 360 |
||
|
هشدار برای روضه خوانان ( حکایت خواب روضه خوان دروغگو ) |
||
|
سیدی فاضل از معتبرین روضه خوانان شبی در خواب دید که گویا قیامت برپا شده و خلق در نهایت وحشت و حیرت ، و هرکس به حال خود مشغول ، و ملائکه ایشان را میرانند به سوی حساب ، و با هر تنی دو موکل بود.و من چون این داهیه ( امر عظیم و حادثه وحشتناک ) ، را دیدم در اندیشه عاقبت خود { شدم } که با این بزرگی امر به کجا خواهد کشید.در این حال دو نفر از آن جماعت مرا امر نمودند به حضور در محضر خاتم النبیین (ص) . چون مآل کار خطرناک بود مسامحه کردم ، قهرا مرا کشاندند ، یکی در پیش ، دیگری در عقب و من در وسط. هراسان و ترسناک سیر می کردیم که دیدم عماری بسیار بزرگی بر دوش جماعتی از طرف راست راه می روند. به الهام الهی دانستم که در آن عماری سیده زنان عالم است - صلوات الله علیها - و چون به عماری نزدیک شدیم فرصت را غنیمت دانسته از دست موکلان فرار و خود را به زیر عماری رساندم ، آنرا قلعه ای محکم و محل منیعی دیدم که پیش از من جمعی از گناهکاران به آنجا پناه برده بودند ، و موکلین را دیدم از عماری دور و قدرت بر نزدیک شدن به عماری ندارند ، و به همان اندازه دوری با ما سیر میکنند ، و به اشاره التماس کردند برگردیم قبول نکردیم ، آنگا به اشاره ما را تهدید کردند ، چون تکیه گاه خود را محکم دیدیم ما نیز ایشان را تهدید می کردیم. و با همین قوت قلب سیر میکردیم که ناگاه رسولی از جانب رسول خدا (ص) رسید و به آن معظمه از جانب آن جناب گفت گه جمعی از گناهکاران امت به تو پناه آوردند ، ایشان را روانه کن که به حساب ایشان برسیم.پس آن مخدره اشاره فرمود که موکلان از هر طرف رسیدند و ما را به موقف حساب کشاندند. در آنجا منبری دیدیم بسیار بلند که پله های زیادی داشت و سید انبیاء (ص) بر بالای آن نشسته و امیرالمومنین (ع) بر پله اول آن ایستاده و مشغول است به رسیدن حساب خلاق ، و آنها در پیش روی آنحضرت صف کشیده.چون نوبت حساب به من رسید مرا مخاطب کرد و به نحو سرزنش و توبیخ فرمود : چرا ذلت فرزندم حسین را خواندی و او را به مذلت و خواری نسبت دادی ؟ پس در جواب متحیر شدم و جز انکار چاره ای ندیدم ، پس منکر شدم که نخواندم ، پس دیدم دردی به بازویم رسید گویا میخ آهنی در آن فرو رفته ، ملتفت شدم به طرف خود مردی را دیدم که در دستش طوماری است ، آنرا به من داد ، گشودم دیدم صورت مجالس من در آن بود و در هر جا هر وقت هر چه خوانده بودم در آن ثبت شده بود ، و از آن جمله همان فقره که از من سوال کردند. پس حیله ای دیگر به خاطرم آمد ، گفتم : مجلسی - رحمة الله - آن را در جلد دهم (( بحارالانوار )) ذکر کرده.پس به یکی از خدام حاضرین فرمود : برو از مجلسی آن کتاب را بگیر ، پس ملتفت شدم دیدم از طرف راست منبر صفوف بسیاری است که اول آن جنب منبر و آخر آن خدای داند که به کجا منتهی میشود ، و هر عالمی مولفاتش در پیش رویش گذاشته ، شخص اول در صف اول مرحوم مجلسی است.چون رسول حضرت پیغام را به او رساند ، در میان کتب آن کتاب را برداشت به او داد ، گرفت آورد ، اشاره فرمود به من دهد ، گرفتم و در بحر تحیر فرو رفتم ، زیرا که غرض از آن حیله و افتراء خلاصی از آن مهلکه بود. پس پاره ای اوراق آنرا بیهوده به هم زدم ، در آن حال حیله ای دیگر به خاطر آمد ، پس گفتم : آنرا در مقتل حاجی ملا صالح بَرَغانی دیدم.باز به خادمی فرمود : برو به او بگو کتاب را بیاورد. و رفت و گفت، در صف ششم یا هفتم شخص ششم یا هفتم حاجی مذکور بود ، کتاب را خود برداشت و آورد.پس امر فرمود آن فقره را در آن کتاب پیدا کنم.دوباره خوف برگشت و مضطرب شدم و راه چاره از هر طرف بسته شد ، بیهوده مشغول برگرداندن اوراق بودم با قلب هراسان. تا آنکه می گوید چون از خواب بیدار شد جماعتی از اهل صنف خود را جمع کرد و آنچه در خواب دیده بود نقل نمود و گفت : اما من پس در خود قوه اقامه شروط روضه خوانی را نمی بینم ، آن را ترک می کنم و هرکه مرا تصدیق میکند سزاوار است که او نیز دست از آن بکشد . با آنکه سالیانه مبالغ خطیری از این راه به او می رسید از آن چشم پوشیده و دست از روضه خوانی کشید. دارالسلام نوری جلد 2 صفحه 234 الی 236 ، لولو و مرجان صفحه 172 شخصی در شهر کرمانشاه خدمت عالم کامل ، جامع فرید ، آقا محمد علی ( فرزند علامه آقا محمد باقر وحید بهبهانی ) صاحب (( مقامع )) و غیره - قدس الله روحه - رسید و عرض کرد : در خواب می بینم به دندان خود گوشت بدن مبارک حضرت سیدالشهداء (ع) را می َکَنَم. آقا ( محمد علی ) او را نمی شناخت ، سر به زیر انداخت و متفکر شد ، پس به او فرمود : شاید روضه خوانی میکنی ؟ عرض کرد : بلی ، فرمود : یا ترک کن ( روضه خوانی را ) و یا از کتب معتبره نقل کن ( از کتب معتبره نقل کن و روضه بخوان ). لولو و مرجان صفحه 162 ، دارالسلام نوری جلد 2 صفحه |
||
|
اعمال ماه محرم ( از کتاب مفاتیح الجنان )
برگرفته از مفاتیح الجنان { از تالیفات حاج شیخ عباس قمی ره } |
||
|
معرفی کتابهایی درباره زندگانی حضرت امام حسین (ع) و واقعه عاشورا برای مشاهده تصویر بزرگتر کتاب و مولف کتاب و توضیحاتی درباره موضوع کتاب و ناشر کتاب روی کتاب مورد نظر کلیک کنید.
طریق البُکاء در مصائب خامس آل عباء (ع) ناشر کتاب : انتشارات اسلامیه ؛ تهران ، خیابان 15 خرداد شرقی ، جنب بازار آهنگرها ، پلاک 468 ؛ تلفن : 55621966 - 55600647 - 55635448 |
||