gototopgototop

شگفتي مردم از به امامت رسيدن امام جواد(علیه السلام) در خردسالي

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

 

شگفتي مردم از به امامت رسيدن امام جواد(علیه السلام) در خردسالي


جمعي خدمت امام ابوالحسن الرّضا (علیه السلام) آمده و گفتند : اگر حادثه‌اي براي شما پيش آمد؛ امام بعد از شما كيست؟ چون حضرت امام رضا (علیه السلام) تا اواخر عمرشان فرزنددار نشده بودند. شايد در سنّ 47 يا 48 سالگي ايشان بود كه امام جواد (علیه السلام) از مادر متولّد شد. آن روز امام جواد (علیه السلام) كودك سه ساله‌اي بود كه آن جمع از امام بعد از پدرش سؤال كردند.


حضرت امام رضا (علیه السلام) اشاره به فرزند سه ساله‌ شان كرده و فرمودند: اين امام بعد از من است! آنها با تعجّب گفتند:
(وَ هُوَ فِي هذا السِّن)؛
«آيا او در همين سن».
فرمود:
(نَعَم، وَ هُوَ فِي هذا السِّن)؛[1]
«آري، و او در همين سن».


 در روايت ديگر آمده كه فرموده‌اند: خدا درباره‌ي حضرت يحيي(علیه السلام) فرموده است:
(...وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا)؛[2] ([3])
«ما [به يحيي] در حال كودكي حكم [نبوّت] داديم».


پس در مسأله‌ي نبوّت و امامت خردسالي و كهنسالي مطرح نيست.
(...إنَّ اللهَ عَلي كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ)؛ [4]
«همانا خداوند متعال بر انجام هر چيزي قادر است».


حضرت مسيح(علیه السلام) كودك نوزاد بود كه:
(قالَ إنِّي عَبْدُ اللهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا)؛[5]
«گفت: من بنده‌ي خدايم كه كتاب به من داده و نبيّم كرده و آگاه از حقايق آسمانيم ساخته است».


علم امام جواد(علیه السلام)به سؤال يحيي‌بن‌اكثم


يحيي‌بن‌اكثم كه از قاضيان بزرگ زمان مأمون بوده است مي ‌گويد: روزي در مسجدالنبيّ امام جواد(علیه السلام) را كه كودكي بود ديدم. مسائلي پرسيدم و جواب شنيدم. بعد گفتم: آقا!من مسأله‌اي دارم ولي به خدا قسم خجالت مي‌كشم كه بپرسم.

فرمود: من بگويم چه مي‌خواهي بپرسي؟ مي‌خواهي بپرسي كه امام در اين زمان كيست! گفتم: بله، مسأله‌ام به خدا قسم همين است! حضرت جواد فرمود: امام منم. گفتم: علامت؟ (عصايي در دستشان بود)ديدم آن عصا به سخن درآمد و گفت:
(اِنَّهُ مَوْلاي اِمامُ هذا الزَّمانِ وَ هُوَ الحُجَّة)؛[6]
«مولاي من امام اين زمان است واو حجّت خداست».


دستگاه حكومت عبّاسي كه از محبوبيّت فوق‌العاده‌ي امام جواد(علیه السلام) در ميان مردم رنج مي‌برد؛ دائماً مي‌كوشيد از راههاي گوناگون عظمت معنوي آن‌حضرت را بشكند. امّا به هدف نمي‌رسيد بلكه نورانيّت آن خورشيد علم و ايمان و تقويََ گسترده ‌تر مي‌شد و حتّيََ در ميان كارگزاران خود دستگاه حاكم نفوذ مي‌كرد!


نامه‌ي امام جواد (علیه السلام) در خصوص رعايت حال يكي از شيعيان


از مردي كه از اهالي بُست و سِجِستان(سيستان)بود نقل شده كه گفته است: اوائل خلافت معتصم عبّاسي بود؛ در سفر حجّ در مكّه خدمت امام جواد (علیه السلام) رسيدم؛ مجلسي بود و جمعي از وابستگان به هيأت حاكمه نيز شركت داشتند. من از اين فرصت خواستم استفاده كنم به حضور امام عرض كردم: والي (فرماندار يا استاندار شهر) ما كه از ارادتمندان به شماست مبلغ سنگيني ماليات براي من مقرّر كرده است و من قادر بر اداي آن نيستم. اگر عنايتي فرموده توصيه‌اي درباره‌ي من به او مرقوم بفرماييد كه به من ارفاق كرده، سخت‌گيري ننمايد تشكّر بسيار خواهم داشت. فرمود: من با او آشنايي ندارم.گفتم: او از دوستداران و ارادتمندان شما است؛ اگر بنويسيد درباره‌ي من مؤثّر خواهد شد. صفحه‌اي برداشتند و نوشتند:
(بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أمَّا بَعْدُ فَإنَّ مُوصِلَ كِتَابِي هَذَا ذَكَرَ عَنْكَ مَذْهَباً جَمِيلاً وَ إنَّ مَا لَكَ مِنْ عَمَلِكَ مَا أحْسَنْتَ فِيهِ فَأحْسِنْ إلَي إخْوَانِكَ وَ اعْلَمْ أنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ سَائِلُكَ عَنْ مَثَاقِيلِ الذَّرِّ وَ الْخَرْدَلِ)؛[7]
«آورنده‌ي نامه‌ي من، مذهب نيكويي از شما براي من نقل كرد. درباره‌ي برادرانت احسان كن و بدان كه خدا روز قيامت تو را از مثقال ذرّه از عملت مورد پرسش قرار خواهد داد».


نامه را گرفتم و به شهر خودم بازگشتم. به دو فرسخي شهر رسيده بودم كه به من گفتند: والي به استقبال تو آمده است! من تعجّب كردم! والي كجا و من كجا كه به استقبال من بيايد؟! گفتند: او شنيده نامه‌اي همراه تو هست، به خاطر آن نامه آمده است. تعجّبم بيشتر شد! به من رسيد و سلام كرد و اظهار محبّت فراوان نمود، آنگاه پرسيد تو نامه‌اي همراه داري؟گفتم: بله، نامه را دادم. گرفت و آن را بوسيد و روي چشمهاي خود گذاشت و گفت: حاجتي داشتي؟گفتم: ماليات سنگيني براي من مقرّر كرده‌اند كه توانايي اداء آن را ندارم. گفت: مطمئن باش تا من سر كار هستم از تو ديناري نخواهند گرفت. تا زنده بود احسانش از خانواده‌ي من قطع نشد!


الّلهم صلّ علي مولانا ابي‌جعفرمحمّدبن‌علي‌التقي‌الجواد و صلّ علي آبائه الطّاهرين و ابنائه المعصومين و اجعلنا من محبّيهم و شيعتهم و لاتفرّق بيننا و بينهم في الدّنيا و الاخرة آمين ربّ العالمي

[1] - بحارالانوار،جلد50،صفحه‌ي35.
[2] - سوره‌ي مريم،آيه‌ي12.
[3] - بحارالانوار،جلد50،صفحه‌ي20.
[4] - سوره‌ي بقره،آيه‌ي20.
[5] - سوره‌ي مريم،آيه‌ي30.
[6] - بحارالانوار،جلد50،صفحه‌ي68.
[7] - اصول كافي،جلد5،صفحه‌ي111.

 صفیرهدایت شماره 022 ؛ سلسله مباحث معارفی حضرت آیت الله سید محمد ضیاءآبادی (ره)