gototopgototop
ورود به سایت



خانه احادیث احادیث از چهارده معصوم«علیهم السلام» امام موسی کاظم «عليه السلام» مناقب حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام

مناقب حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام

میانگین امتیار کاربران: / 7
ضعیفعالی 

در ميان مردم مشهور است كه موسى بن جعفر عليهما السّلام در ميان فرزندان حضرت صادق عليه السّلام از همه شريفتر و بزرگوارتر است، مقام او در دين و مذهب از همگان رفيع‏تر و بلندتر است، و از همه آنان فصيح‏تر و داناتر و فهميده ‏تر ميباشد، آن جناب از عباد و زهاد زمان خويش به شمار ميرفت و از همگان اعبد بودند.  روايت شده كه حضرت موسى بن جعفر نوافل شب را به نماز صبح می ‏پيوست، و پس از آن به تعقيب مشغول ميشد تا آنگاه كه آفتاب طلوع ميكرد، و بعد به سجده ميرفت تا آنگاه كه آفتاب بزوال ميرسيد، و در سجده خود ميفرمود: «قبح الذنب من عبدك فليحسن العفو و التجاوز من عندك» و يكى از دعاهاى معروف آن جناب اين است كه ميفرمود: «اللهمّ انى أسئلك الراحة عند الموت، و العفو عند الحساب».
حضرت موسى بن جعفر از خوف خداوند گريه ميكرد تا آنگاه كه محاسن شريفش از اشكش تر ميشد، و از فقراء مدينه همواره دلجوئى ميكرد و در شب‏ها براى آنان نان و غذا می ‏برد، و آنها نميدانستند كه اين غذاها از كجا ميرسد.    اعلام الوری بأعلام الهدی صفحه 414

حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) در زمان خود عابدترین و فقیه ترین و سخی ترین و کریم النفس ترین مردم بود و روایت شده که آنحضرت نمازهای نافله ی شب را میخواند و آنرا به نماز صبح متصل میکرد و پس از نماز صبح به خواندن تعقیب میپرداخت تا طلوع خورشید و سپس در پیشگاه خدا به سجده می رفت و سر از سجده بر نمی داشت و پیوسته مشغول تحمید بود تا نزدیک ظهر و بسیار دعا میکرد و میگفت : { اللهم انی اسئلک الراحة عند الموت و العفو عند الحساب } و آنرا تکرار میکرد و یکی از دعاهای آنحضرت این دعا است { عظم الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک } و از خوف خداوند می گریست تا محاسنش از اشک دیدگانش تَر میشد ، در صله ی رحم و نیکویی به خویشان هیچکس مانند او نبود ، شبها به حال فقرای مدینه رسیدگی میکرد و زنبیلی که طلا و نقره مسکوک و آرد و خرما در آن بود برداشته و به آنان می رساند ولی فقرا نمی دانستند از کجا است و آن حضرت بسیار بزرگوار و کریم بود و هزار بنده در راه خدا آزاد کرد.   انوارالبهیه { از تالیفات حاج شیخ عباس قمی (ره) } صفحه 197

 حسن بن محمد بن يحيى علوى از جدش روايت ميكند كه مردى از فرزندان عمر بن خطاب در مدينه موسى بن جعفر را اذيت ميكرد و به على عليه السّلام هم ناسزا ميگفت يكى از اطرافيان آن حضرت عرض كرد: اجازه فرمائيد اين مرد عمرى را بكشيم ، امام عليه السّلام‏ آنها را نهى كرد، سپس پرسيد اين مرد عُمرى در كجا زندگى ميكند ، عرض كردند: وى در يكى از نواحى مدينه به كشت و زرع مشغول است.
حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام بر الاغى سوار شدند و به طرف مزرعه اين مرد رفتند هنگامى كه به مزرعه او رسيد با الاغ داخل مزرعه او شد، عُمرى فرياد زد زراعت ما را پاى مال نكن ، حضرت به سخنان او توجهى نكرد و با الاغ خود از ميان مزارع گذشت تا خود را به او رسانيد، سپس از الاغ پائين شد و در نزد او جلوس فرمود، و با وى به شوخى و خنده پرداخت.
پس از اين فرمود: چه اندازه به شما ضرر رسيد ؟ گفت: صد دينار، فرمود:
ميخواستى چه اندازه از اين مزرعه حاصل بردارى؟ گفت: من علم غيب نميدانم فرمود: چه اندازه اميدوار بودى؟ گفت: سيصد دينار، در اين هنگام كيسه ‏اى را كه سيصد دينار در آن بود به آن مرد عُمرى داد و فرمود: اين را بگير و زراعت هم در جاى خود هست و خداوند به همان اندازه كه آرزو دارى به شما خواهد داد.
مرد عُمرى از جايش برخاست و از پيشانى حضرت بوسيد و گفت: از لغزشهاى من درگذريد، موسى بن جعفر عليهما السّلام تبسمى كرد و پس از آن مراجعت كرد، هنگامى كه مراجعت به مسجد فرمود، مشاهده نمود عمرى در مسجد نشسته، چشم او كه بر حضرت افتاد گفت: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ» ( سوره انعام آیه 124 )
راوى گويد: در اين هنگام رفقايش به طرف او رفتند و گفتند: قضيه چيست؟
تو كه بر خلاف اين عقيده داشتى! گفت: شما شنيديد كه من اكنون چه گفتم، وى در اين موقع با رفقايش در باره حضرت به گفتگو پرداخت، موسى بن جعفر از مسجد بيرون شد به منزلش رفت، و به اشخاصى كه ميگفتند عمُرى را بكشيم فرمود: كدام يك از اين دو مطلب بهتر است، كشتن او؟ يا كارى را كه من اكنون انجام دادم، و او را از رفتارش برگردانيدم؟  اعلام الوری بأعلام الهدی صفحه 415

 روات نقل كرده ‏اند كه حضرت موسى بن جعفر دويست دينار تا سيصد دينار به اشخاص مرحمت ميكرد، و كيسه ‏هاى پولى كه امام عليه السّلام انفاق می ‏نمود بعنوان ضرب المثل نقل ميشد.   اعلام الوری بأعلام الهدی صفحه 415

 ذكر كرده ‏اند هنگامى كه هارون الرشيد براى حج بيرون شد و چون به نزديك مدينه رسيد مردم از وى استقبال كردند، و در پيشاپيش مردم حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام بر استرى سوار بودند ، ربيع گفت: چرا با اين مركب به استقبال امير المؤمنين بيرون‏ شده‏ اى.
حضرت فرمود: اين مركب از نخوت و تكبر اسب سوارى به دور است، و از ذلت خر سوارى هم بهتر است، و بهترين امور ميانه روى است.    اعلام الوری بأعلام الهدی صفحه 416

 سيد مرتضى- قدس اللَّه روحه - از ايوب بن حسين هاشمى روايت ميكند كه وى گفت: مردى از انصار بنام نافع كه رئيس قبيله ‏اى هم بودند به اتفاق عبد العزيز و موسى بن جعفر هم در حالى كه بر الاغى سوار بودند درب منزل هارون رسيدند ، حاجب هارون هنگامى كه موسى بن جعفر را ديد او را احترام كرد و خوش آمد گفت، و ديگران هم از آن جناب تعظيم كردند، و حاجب فورا موسى بن جعفر را براى رفتن نزد هارون هدايت نمود.نافع گفت: من از اين مردم كسى را عاجزتر نديدم، اينان به مردى كه قادر است آنها را از تخت به زير كشد اين گونه معامله ميكنند به خداوند سوگند اكنون بيرون شود او را مورد عتاب قرار خواهم داد، عبد العزيز گفت: از اين مطلب درگذر زيرا اينها خاندانى هستند كه اگر كسى با آنان سخن ناروائى بگويد بطورى جواب ميشنود كه تا قيامت از عار آن خلاص نميگردد.
راوى گويد: پس از اين موسى بن جعفر عليهما السّلام از نزد هارون بيرون شد، در اين هنگام نافع از لگام الاغ آن حضرت گرفت و گفت: شما كه هستى؟! فرمود: اى مرد اگر ميخواهى نسب مرا بدانى من فرزند محمّد حبيب اللَّه، و اسماعيل ذبيح اللَّه، و ابراهيم خليل اللَّه هستم، و اگر چنانچه از اين شهر سؤال ميكنى اين شهرى است كه خداوند بر مسلمين واجب كرده كه در آن حج بجا آورند و اگر اكنون تو مسلمانى بايد حج كنى، و اگر چنانچه ميخواهى مفاخره كنى، به خداوند سوگند مشركين قوم من از مسلمين قوم‏ تو بعنوان اكفاء رضايت ندادند. مشركين قوم من در جنگ بدر گفتند: اى محمّد اكفاء ما را بيرون كن تا با آنان جنگ كنيم، و اگر چنان كه با شهرت ميل دارى با من مفاخره كنى، ما آن كسانى هستيم كه خداوند در نماز واجبه فريضه كرده تا مردم بر ما صلوات بفرستند و مقصود از «آل محمّد» در صلوات ما هستيم، اكنون دست از لگام الاغ برداريد، وى دست خود را برداشت در حالى كه دستش ميلرزيد، و با سرافكندگى برگشت؛ عبد العزيز گفت: من بشما اظهار نكردم با اين مرد سخن نگو؟!.  اعلام الوری بأعلام الهدی صفحه 416

ابو حنيفه نعمان بن ثابت گويد : من وارد مدينه شدم و نزد حضرت صادق عليه السّلام رفتم، پس از اينكه سلام كردم و از منزلش بيرون شدم، پسرش موسى را ديدم كه در دهليز خانه در مكتب خود نشسته و هنوز كودك بود ، گفتم : مرد غريب هنگامى كه نزد شما باشد در كجا قضاى حاجت ميكند؟ وى به من نگريست و سپس گفت: از ميان آبها و زير درختان ميوه ‏دار، و پشت ديوار خانه‏ ها، و راههاى كاروان رو، و مسجدها اجتناب كن و بعد از اين مكان‏ها در هر كجا ميل دارى قضاى حاجت كن.
هنگامى كه اين سخن را شنيدم وى را باهوش يافته و در دلم عظمت پيدا كرد، گفتم: قربانت گردم، معصيت از كدام ناحيه است؟ وى به من نگريست و بعد گفت :
بنشين تا شما را مطلع كنم، من هم نشستم، فرمود: معصيت اگر از ناحيه خداوند باشد وى عادل‏تر است از اينكه بندگان خود را مؤاخذه كند از گناهانى كه آنان مرتكب نشده ‏اند.و اگر چنان كه از ناحيه خداوند و عبد باشد در اين صورت خداوند با وى شريك است، و خداوند قوى اولى است كه بنده ضعيف خود را ملاحظه كند، و اگر چنانچه معصيت از طرف عبد است به تنهائى پس بنا بر اين امر و نهى بر او مترتب است و ثواب و عقاب متوجه او خواهد بود و بهشت و دوزخ هم براى اين آفريده شده، هنگامى كه اين مطالب را از وى شنيدم با خود گفتم «ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» ( سوره آل عمران آیه 34 )
پس از اين موسى بن جعفر در اين باره اشعار ذيل را به نظم آورده و گفتند :
لم تخل افعالنا اللّاتى نذمّ بها احدى ثلاث خلال حين نبديها
امّا تفرّد بارينا بصنعتها فيسقط اللّوم عنّا حين نأتيها
أو كان يشركنا فيه فيلحقه ما سوف يلحقنا من لائم فيها
أو لم يكن لإلهي في جنايتها ذنب فما الذّنب الّا ذنب جانيها
اعلام الوری بأعلام الهدی صفحه 417

 حضرت ابو الحسن موسى عليه السّلام در حفظ قرآن اهتمام فوق العاده ‏اى داشت، و با صوت زیبایی قرآن را تلاوت ميكرد، و هر گاه قرآن ميخواند محزون ميشد و مستمعين از قرائت وى گريه ميكردند، و مردمان مدينه آن جناب را زين المجتهدين ميگفتند.   اعلام الوری بأعلام الهدی صفحه 418

 يكى از خصوصيات حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام اخباريست كه در باره مادر آن حضرت وارد شده و آن اين است كه هشام بن احمر روايت ميكند كه حضرت صادق عليه السلام دنبال من فرستادند در يك روزى كه بسيار گرم بود، و فرمودند : اكنون نزد فلان مرد كه از اهالى افريقا است ميرويد و كنيزى كه در اين شكل و شمايل است در آنجا ملاحظه ميكنيد.هشام بن احمر گويد: من نزد آن شخص معهود رفتم و او هم كنيزى به من نشان داد و ليكن من اوصافى را كه حضرت صادق عليه السّلام براى من در باره او گفته بود مشاهده نكردم، بار ديگر خدمت آن جناب رسيدم و جريان را عرضه داشتم، فرمودند: بار ديگر برويد همين كنيز مورد درخواست من هم اكنون در نزد آن مرد محفوظ است. من بار ديگر نزد مرد آفريقائى مراجعه كردم، او سوگند ياد كرد كه ديگر كنيزى با اين خصوصيات وجود ندارد، پس از اين گفت: آرى من كنيز ديگرى دارم و ليكن وى اكنون مريض است علاوه اينكه سرش هم تراشيده شده است، و قابليت براى فروش ندارد، گفتم: او را هم بيرون كنيد تا مشاهده كنم، در اين هنگام او را آوردند در حالى كه از شدت مرض به دو جاريه ديگر تكيه كرده بود و پاهايش از زمين كشيده ميشد گفتم: اين كنيز را چگونه ميفروشيد؟ مرد آفريقائى گفت: او را برداريد ببريد هر چه خواستند بدهند، به خداوند سوگند از روزى كه وى را خريده ‏ام هنوز نتوانسته ‏ام نزديك او بروم، و صاحب اولى اين كنيز هم ميگفت: من نزديك اين كنيز نرفته ‏ام، اين جاريه سوگند ياد ميكرد كه من در خواب ديده ‏ام ماه در گريبان من فرود آمد.من از آنجا مراجعت كردم و خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيدم و جريان را عرضه داشتم، امام صادق دويست دينار مرحمت كردند و من بار ديگر نزد صاحب كنيز رفتم مرد آفريقائى گفت: صاحب اين كنيز به من سفارش كرده وى را بفروشم و الا من او را آزاد ميكردم، من خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيدم و گفتار آن مرد را عرضه داشتم امام فرمود: اى پسر احمر در همين زودى اين جاريه فرزندى خواهد زائيد كه بين او و خداوند حجابى نخواهد بود.  شيخ مفيد رحمة اللَّه عليه - در ارشاد فرموده اين كنيز را حضرت موسى بن جعفر خريدند و همين جاريه مادر حضرت رضا عليه السّلام است ، و حضرت ابو الحسن موسى را از اين جهت كاظم ميگفتند كه آن جناب كظم غيظ ميكرد { خشم خود را فرو میبرد }  و در برابر ستمهاى ظالمين و گفتار حاسدين صبر ميفرمود ، تا آنگاه كه در حبس همين ستمگاران از دنيا رفت. اعلام الوری بأعلام الهدی صفحه 418

شیخ صدوق و دیگران از هشام بن حکم روایت کرده اند که یکی از دانشمندان بزرگ و جاثلیقان نصاری { جاثلیق به فتح ثاء مهتر ترسان و بعد از او مطران است و بعد از آن اسقف و بعد از آن قسیس بعد از آن شماس } که او را بریهه می گفتند و هفتاد سال عمرش را در نصرانیت گذرانده بود ، جویای اسلام بود و کسی را می جست که کتابهای او را خوانده و مسیح را به صفات و دلائل و علاماتش شناخته باشد تا با او احتجاج نماید و به همین صفت در میان نصرانی ها و مسلمین و یهودیان و مجوسیان معروف و مشهور گشته و نصاری به او افتخار نموده می گفتند اگر در دین نصرانیت کسی جز بریهه نباشد ما را کافی است و با وجود این اهمیتی که او در نظر نصرانیها داشت طالب اسلام بود و زنی با او بود که خدمتگذاریش را میکرد و سالیان دراز را به خدمت او به پایان رسانده بود ، ولی بریهه ضعف نصرانیت و سستی دلیل آن را از آن زن پنهان می داشت تا اینکه او از این داستان آگاه شد و بریهه شروع به تجسس و بررسی در پیرامون اسلام نمود و از حال پیشوایان مسلمین جویا شد و برای بدست آوردن نیکان و دانشمندان و خردمندان مسلمین در جستجو بود ، در هر فرقه و جمعیتی وارد میشد و سخنان آنان را بررسی میکرد ولی چیزی به دست نمی آورد و میگفت اگر پیشوایان شما بر حق باشند باید مقداری از حق نزد تو باشد ، تا آنکه اوصاف شیعه را شنید و توصیف هشام بن حکم به گوشش رسید.

یونس بن عبدالرحمن می گوید هشام بن حکم گفت : هنگامیکه من در دکان خود واقع در باب الکرخ نشسته بودم و جمعی نزد من قرآن می خواندند و فرا می گرفتند ناگاه بریهه با گروهی از نصاری که بعضی قسیس و صاحب منصب و برخی غیر آنان بودند و عدد آنها حدود صد نفر بود نزد من آمدند ؛ همه لباسهای سیاه پوشیده و کلاه های مخصوص ( برنس ) بر سر نهاده و بزرگترین افراد آنان بریهه بود ، آنها آمدند و اطراف دکان من جمع شدند و برای بریهه کرسی گذاشتند بنشیند و اسقفها و رهبانها در حالیکه برنس ها بر سر و تکیه بر عصاهای خود داده بودند برپا ایستادند ، بریهه گفت کسی از مسلمانها که معروف به دانستن علم کلام باشد نماند مگر اینکه من با او درباره حقانیت دین نصاری مناظره و مباحثه کرده ام و آنان چیزی نداشتند و اکنون آمدم که با تو درباره ی حقانیت اسلام مناظره کنم.

پس از آن داستان مناظره هشام را با بریهه و پیروزی هشام را در ضمن حدیثی طولانی بیان نموده می گوید : نصرانیها پراکنده شدند و آرزو می کردند که کاش هشام و اصحاب او را ندیده بودند ، بریهه نیز با خاطری غمگین و اندوهناک به خانه بازگشت ، زنی که خدمت او را به عهده داشت گفت برای چه تو را غمگین و افسرده می بینم؟!

بریهه داستان مناظره خود را با هشام برای او بیان کرد ، زن گفت وای بر تو آیا می خواهی بر حق باشی یا بر باطل ؟! گفت بلکه دوست دارم بر حق باشم ، زن گفت بنابراین حق را در هر کجا یافتی به آن طرف میل کن و از لجاجت بپرهیز زیرا لجاج از شک است و شک شوم و نحس است و اهل شک در آتشند ، بریهه سخنان او را تصدیق نمود و تصمیم گرفت بامداد نزد هشام رود ، روز دیگر اول صبح بدون هیچ یک از اصحاب خود نزد هشام آمد و گفت ای هشام آیا تو کسی را داری که از رای او الهام گیری و پیروی از سخنان او کنی و اطاعت او را بر خود لازم و واجب شماری ؟! هشام گفت آری ، بریهه از اوصاف او سئوال کرد ، هشام اوصاف امام (علیه السلام) را برای او بیان نمود.

بریهه مشتاق امام (علیه السلام) شد و با هشام به سمت مدینه روان شدند و آن زن هم همراه آنان بود و عزم ایشان ملاقات حضرت صادق (علیه السلام) بود موسی بن جعفر (علیه السلام) را در دهلیز خانه ملاقات کردند و در روایت ثاقب المناقب است که هشام بر موسی بن جعفر (علیه السلام) سلام کرد و بریهه نیز سلام تقدیم نمود پس آن حضرت (علیه السلام) با اینکه کودک بود علت آمدن ایشان را گفت و در روایت صدوق است که هشام داستان را برای آن حضرت بیان کرد ، موسی بن جعفر (علیه السلام)گفت ای بریهه علم تو به کتاب خودت (انجیل) تا چه پایه است ؟! گفت من به کتاب خود عالمم ، فرمود اعتماد تو بر تاویل آن چگونه است ؟! گفت به همان اندازه که اعتماد به علم بر آن دارم ، موسی بن جعفر (علیه السلام) شروع به خواندن انجیل کرد ، بریهه گفت عیسی بن مریم هم چنین می خواند و هیچ کس جز عیسی انجیل را این طور نخوانده است و من پنجاه سال است در جستجوی تو یا شخصی مانند تو بوده ام ، سپس ایمان آورد و آن زن ایمان آورد و ایمان هر دو نیکو شد ، پس از آن هشام و بریهه و آن زن خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدند ، هشام حکایت خود و سخنانی که بین موسی بن جعفر (علیه السلام) و بریهه گفتگو شد بیان داشت ، حضرت فرمود : {ذُرِّيَّةَ بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَ اللَّهُ سمَِيعٌ عَلِيم‏ سوره آل عمران آیه 34 } بریهه گفت فدایت شوم تورات و انجیل و کتب پیغمبران از کجا نزد شما آمده ؟! فرمود از آنان میراث به ما رسیده است که مانند آنها می خوانیم و مانند آنها می گوئیم و خداوند در زمین حجت و پیشوایی قرار نمی دهد که چیزی از او سئوال شود او بگوید نمی دانم ، بریهه پیوسته با حضرت صادق (علیه السلام) بود تا آن حضرت از دنیا رفت و سپس در خدمت موسی بن جعفر (علیه السلام) بود تا در زمان آنحضرت از دنیا رفت و موسی بن جعفر او را با دست خود غسل داد و کفن کرد و به خاک سپرد و فرمود این مرد یکی از حواریون مسیح است که حق خداوند را می شناسد ، بیشتر اصحاب آنحضرت آرزو کردند مانند او باشند.   انوارالبهیه { از تالیفات حاج شیخ عباس قمی (ره) } صفحه 189

روزی مردی فقیر مومنی نزد موسی بن جعفر (علیه السلام) آمده و خواستار شده بود که او را از فقر و فاقه و تهی دستی رهائی بخشد ، حضرت خنده و تبسمی به صورت او نمود و فرمود از تو پرسشی می کنم ، اگر جواب صحیح داده ؛ ده برابر آنچه خواستی به تو می دهم و آن مرد صد درهم خواسته بود که به خرید و فروش پرداخته و با آن زندگی کند ، گفت بپرسید ، موسی بن جعفر (علیه السلام) فرمود اگر بنا شود که تو برای خودت در دنیا آرزوئی کنی و چیزی بخواهی چه آرزو می کنی ؟! گفت آرزو می کنم که تقیه در دین به من عطا شود و موفق به قضاء حقوق برادران دینی خود گردم  ، فرمود : چرا دوستی ما خانواده را درخواست نکردی ؟! گفت دوستی شما به من داده شده و آنچه گفتم به من داده نشده است و من بر نعمتهایی که دارم سپاسگذاری نموده و از پروردگار خود خواستار چیزهائی هستم که ندارم ، فرمود : نیکو گفتی ؛ دو هزار درهم به او بدهید و فرمود این پول را در خرید و فروش عفص { مازو } بکار بر ، زیرا متاع خشکی است ( که کمتر تحت تاثیر هوا قرار می گیرد و از آفات محفوظ است)    انوارالبهیه { از تالیفات حاج شیخ عباس قمی (ره) } صفحه 197

 

الإرشاد : رُويَ أنَّهُ (الكاظم عليه السلام ) كانَ يَدعو كَثيرا فَيَقولُ : اللّهمَّ إنّي أسألُكَ الرّاحَةَ عِندَ المَوتِ وَ العَفوَ عِندَ الحِسابِ . وَ يُكَرِّرُ ذلك . وَ كانَ مِن دُعائِهِ عليه السلام : عَظُمَ الذَّنبُ مِن عَبدِكَ فَليَحسُنِ العَفوُ مِن عِندِكَ . وَ كانَ يَبكي مِن خَشيَةِ اللّه ِ حَتَّى تَخضَلُّ لِحيَتُهُ بِالدُّموعِ . وَ كانَ أوصَلُ النّاسِ لأهلِهِ و رَحِمِهِ وَ كانَ يَفتَقِدُ فُقَراءَ المَدينَةِ في اللَّيلِ فَيَحمِلُ إليهِم (الزَّنبيلَ) فيهِ العَينُ وَ الوَرَقُ وَ الأدِقَّةُ وَ التُّمورِ فَيوصِلُ إلَيهِم ذلك وَ لا يَعلَمونَ مِن أيِّ جَهَةٍ هُوَ . الإرشاد : روايت شده است كه حضرت كاظم عليه السلام زياد دعا مى خواند ،و عرضه مى داشت : بار خدايا ! راحتى در هنگام مردن ، و عفو و بخشش در هنگام حسابرسى را از تو مسئلت مى كنم . و اين جمله را تكرار مى كرد . يكى از دعاهاى آن حضرت اين بود : گناه بنده تو بزرگ است و عفو و گذشت از جانب تو نيكوست . آن حضرت از خشيت خدا چندان مى گريست كه محاسن او از اشك تر مى شد . هيچ كس به اندازه ايشان به خانواده و خويشاوندانش رسيدگى نمى كرد . شب هنگام به فقراى مدينه سركشى مى كرد و زنبيلى پر از درهم و دينار و آرد و خرما با خود مى برد و بر درِ خانه هاى آنان مى گذاشت و آنها نمى فهميدند كه اين پول و اجناس از طرف چه كسى آمده است . الإرشاد : ۲ / ۲۳۱ ؛ میزان الحکمة جلد 1 صفحه 349

تاريخ بغداد ، عن الحَسَنِ بنِ مُحَمَّدِ بنِ يَحيَى العَلَویَّ حَدَّثَنی جَدّی : كانَ موسَى بنُ جَعفَرٍ يُدعى العَبدَ الصّالِحَ مِن عِبادَتِهِ وَ اجتِهادِهِ . رَوى أصحابُنا أنَّهُ دَخَلَ مَسجِدَ رسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله فَسَجَدَ سَجدَةً في أوَّلِ اللَّيلِ، وَ سُمِعَ وَ هُوَ يَقولُ في سُجودِهِ : عَظيمُ الذَّنبِ عِندي فَليَحسُنِ العَفوُ عِندَكَ ، يا أهلَ التَّقوى وَ يا أهلَ المَغفِرَةِ. فَجَعَلَ يُرَدِّدُها حَتَّى أصبَحَ وَ كانَ سَخيّا كَريما ، وَ كانَ يَبلُغُهُ عَنِ الرَّجلِ أنَّهُ يُؤذيهِ فَيَبعَثُ إلَيهِ بِصُرَّةٍ فيها ألفَ دينارٍ . تاريخ بغداد ( ـ به نقل از حسن بن محمّد بن يحيى علوى ـ ) : جدّم برايم نقل كرد كه : موسى بن جعفر را به خاطر سخت كوشى و شدّت عبادتش ، عبد صالح مى گفتند . اصحاب ما روايت كرده اند كه آن حضرت سرِ شب به مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفت و به سجده افتاد ؛ شنيده شد كه در سجودش مى گويد : بزرگ است گناه من ، و عفو از تو نيكوست ، اى آن كه سزاوار آنى كه از تو پروا كنند ، و اى آن كه اهل آمرزشى . و اين جمله را تا صبح تكرار مى كرد . موسى بن جعفر ، انسانى با سخاوت و بزرگوار بود . هرگاه مى شنيد كسى حرفهاى آزار دهنده اى درباره او گفته است [به جاى تلافى] هميانى پر از هزار دينار برايش مى فرستاد . تاريخ بغداد : ۱۳ / ۲۷؛ میزان الحکمة جلد 1 صفحه 350

جهت دریافت حدیث هفته برروی اشتراک خبرنامه کلیک کنید.


نام و نام خانوادگی:

پست الکترونیکی:

 عضویت در کانال ارسال حدیث در نرم افزار تلگرام

http://telegram.me/ahadithshia

@ahadithshia

ورود اعضاء

لو گوی ما

لینک به وب سایت احادیث

حاضرین سایت

ما 81 مهمان آنلاین داریم
Joomla Templates and Joomla Extensions by JoomlaVision.Com
علت دفن شبانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)
سه شنبه, 23 دی 1399
  علل الشرائع عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَسَدِيِّ... ادامه مطلب...
نامگذاری حضرت محسن (علیه السلام) توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)
سه شنبه, 23 دی 1399
 الكافي الْعِدَّةُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ عَنْ... ادامه مطلب...
فرمایشات امیرالمومنین (علیه السلام) بعد از خاکسپاری حضرت زهرا (سلام الله علیها)
سه شنبه, 23 دی 1399
 الكافي أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ رَحِمَهُ اللَّهُ رَفَعَهُ وَ أَحْمَدُ... ادامه مطلب...
دو رکن از دست رفته مولا امیرالمومنین (علیه السلام)
سه شنبه, 23 دی 1399
 أمالي الصدوق ابْنُ الْمُتَوَكِّلِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارِ عَنِ... ادامه مطلب...
حضرت زهرا (سلام الله علیها)اولین کسی که در میان اهل بیت(علیهم السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله)ملحق شد
سه شنبه, 23 دی 1399
  الأمالي للشيخ الطوسي الْمُفِيدُ عَنِ الصَّدُوقِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ... ادامه مطلب...
اطاعت از اهلبیت (علیهم السلام) موجب {نظم شریعت و ملّت} و {امامت اهل بیت (علیهم السلام} جلوگیر از تفرقه
چهارشنبه, 16 بهمن 1398
  وَإطَاعَتَنَا (در نسخه ی دیگر : وطَاعَتَنَا ) نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ... ادامه مطلب...
اُنس حضرت فاطمه علیها السلام با مادر ، پیش از تولّد
یکشنبه, 27 اسفند 1396
  اُنس حضرت فاطمه علیها السلام با مادر ، پیش از تولّد 1-خديجه رضى اللّه... ادامه مطلب...
باب 66 (کتاب شریف عيون أخبار الرضا عليه السلام ) ثواب زيارت امام علىّ بن موسى الرّضا- عليهما السّلام-
شنبه, 28 بهمن -2
    باب 66 (کتاب شریف عيون أخبار الرضا عليه السلام ) ثواب زيارت امام علىّ... ادامه مطلب...
نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
  نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام) شیخ صدوق... ادامه مطلب...
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام)
دوشنبه, 14 اسفند 1396
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام) حضرت فاطمه علیها السلام خدمتگذاری... ادامه مطلب...
شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ العسکری (علیهِما السلام)
چهارشنبه, 17 آذر 1395
    شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ... ادامه مطلب...
مناقبت و شهادتنامه حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
  ماجراي تنبّه اسحق ‌بن‌ يعقوب كندي اسحق‌بن‌يعقوب‌كندي،... ادامه مطلب...
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنبه, 06 آذر 1395
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)   ... ادامه مطلب...
حکمت نامه امام حسین (علیه السلام)
جمعه, 09 مهر 1395
ويژگىِ عاقل نزهة الناظرـ از امام حسين عليه السلام ـ : چون پيشامد سختى بر عاقل... ادامه مطلب...
سبب بی مهری برخی از اصحاب پیامبر با علی (علیه السلام)
سه شنبه, 25 آذر 1399
  سبب بی مهری برخی از اصحاب پیامبر با علی (علیه السلام) خلیل بن احمد از... ادامه مطلب...
ردّالشمس یکی از فضائل مولاامیرالمومنین (علیه السلام)
سه شنبه, 28 خرداد 1398
پانزدهم شوال سالروز به وقوع پیوستن رد الشمس برای مولا امیرالمومنین (علیه... ادامه مطلب...
برخاستن براى تعظيم شنيدن اسم مبارك حضرت مهدی (علیه السلام)
پنجشنبه, 27 اردیبهشت 1397
  [تعظيم شنيدن اسم مبارك] 6 نجمة ايضا ششمين تكليف عباد،برخاستن براى تعظيم... ادامه مطلب...
زيارت امام حسین عليه السلام در روز اربعين ، به روايت صفوان جمّال
دوشنبه, 08 آبان 1396
  زِيارَةُ الأَربَعينَ بِرِوايَةِ صَفوانَ الجَمّالِ 3273.تهذيب الأحكام عن... ادامه مطلب...
زيارت حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در روز بیستم ماه صفر (اربعین) توسط جابر بن عبد اللّه انصارى {بانضمام متن زیارت}
جمعه, 05 آبان 1396
  زِيارَةُ جابِرِ بنِ عَبدِ اللّه ِ الأَنصارِيِّ 3275.مصباح الزائر عن عطا :... ادامه مطلب...
متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم
شنبه, 28 بهمن -2
  متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم بسم الله... ادامه مطلب...
در سوگ امیر مومنان حضرت علی (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
پس از شهادت امام (علیه السلام)، حسن بن علی (علیه السلام) به خطبه ایستاد وخدا را... ادامه مطلب...
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام)
سه شنبه, 23 خرداد 1396
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی... ادامه مطلب...
حَبْلِ اللَّهِ کیانند ؟؟!!
دوشنبه, 12 آبان 1399
  آیه 103 سوره آل عمران وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا... ادامه مطلب...
نشانه‌ های مؤمن راستین
شنبه, 28 بهمن -2
نشانه‌ های مؤمن راستین نمازهای شبانه‌ روزی ما دو قسم است: فرائض و نوافل.... ادامه مطلب...
زیارت اربعین از نشانه های مومن است
شنبه, 28 بهمن -2
در التهذیب از ابا محمد العسکری (علیه السلام) روایت شده که فرمود : وَ رُوِیَ... ادامه مطلب...
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام)
چهارشنبه, 16 مهر 1399
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام) وَ... ادامه مطلب...
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات
شنبه, 25 اردیبهشت 1395
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات  ... ادامه مطلب...
طول عمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پاسخ به شبهات
چهارشنبه, 22 اردیبهشت 1395
  طول عمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پاسخ به شبهات بدان شبهۀ... ادامه مطلب...