gototopgototop

ردّالشمس یکی از فضائل مولاامیرالمومنین (علیه السلام)

میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 

پانزدهم شوال سالروز به وقوع پیوستن رد الشمس برای مولا امیرالمومنین (علیه السلام)

السَّلامُ عَلَيْكَ يا مَنْ رُدَّتْ لَهُ الشَّمْس

سلام بر تو ای کسی که خورشید برای او برگشت. 

( فرازی از زیارت امیرالمومنین (علیه السلام) در روز 17 ربیع الاول (ولادت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله ) که امام صادق (علیه السلام) به محمد بن مسلم تعلیم فرموده اند.

يكى ديگر از دعاهاى مستجاب آن حضرت اين بود كه براى انجام فريضۀ الهى ، از خداوند خواست ، تا آفتاب را كه در حال غروب بود،دوباره برگرداند تا در وقت،نماز را به جاى آورد،و اين ردّ الشمس در دو نوبت براى او واقع شد،يكى در زمان رسول خدا (صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم) و ديگرى بعد از رحلت آن حضرت است و آن اين است :


 (1)اسماء بنت عميس،امّ سلمه،جابر بن عبد اللّٰه أنصارى،ابو سعيد خدرى و جمعى ديگر از صحابه گفته‌اند كه : رسول اكرم (صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم) در منزل تشريف داشت و على عليه السّلام در محضر او بود، ناگهان جبرئيل آمد،تا پيام وحى را به آن حضرت ابلاغ نمايد در آن حال كه پذيراى وحى بود سر به دامن على (عليه السّلام) داشت و تا غروب آفتاب،اين حالت ادامه داشت.وى كه نماز عصر را به جاى نياورده بود.با توجه به اين كه سر رسول خدا (صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم) را بر دامن داشت نماز را نشسته با ركوع و سجود ايمايى به پايان رساند.پس از پايان وحى، پيامبر (صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم) به وى فرمود:آيا نماز عصر از تو فوت شد؟عرض كرد:نه،ولى با اشاره به انجام رسيد،پيامبر (صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم) فرمود:چرا؟عرض كرد به اين علت كه شما در حال استماع وحى بوديد و من خوش نداشتم در آن حالت تغييرى پديد آيد.رسول اكرم (صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم) با عنايت به ادب خاص وى در حال وحى و احترام شايان او به مقام نبوت و رسالت فرمود:يا على! خداى را بخوان تا آفتاب را به موقع عصر برگرداند و نماز عصر را در وقتش انجام دهى، زيرا خداوند اجابت دعاى تو را به خاطر اطاعت و فرمانبرداريت از خدا و رسول به تأخير نمى‌اندازد!على (عليه السّلام) طبق دستور رسول خدا (صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم) دست به دعا برداشت و آفتاب كه در حال غروب بود فورا به موضع وقت نماز عصر قرار گرفت و پس از پايان نماز على (عليه السّلام) در همان موضع غروب نمود.   

 (2) اما نوبت دوم بعد از رحلت رسول اكرم (صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم) بود،در آن زمانى كه مى‌ خواست ازرودخانۀ فرات به قصد سرزمين بابل عبور نمايد.قبل از ورود به رود فرات تعداد زيادى ياران آن جناب در تدارك عبور بودند،تنها آن جناب و گروه اندكى نماز عصر را به جاى آوردند،اما هنوز عبور از رودخانه به پايان نرسيده بود كه آفتاب غروب كرد،در اين بين نماز تعدادى از ياران آن حضرت فوت شد و به اين ترتيب همگى از فضيلت نماز جماعت محروم ماندند و با تأسف از محروميّت جماعت و فوت نمازشان با آن حضرت سخن گفتند!على عليه السّلام كه سخنان آنها را شنيد،دست به دعا برداشت،تا خداوند آفتاب را به زمان نماز عصر برگرداند و جمعا نماز عصر را در وقت و به صورت جماعت به جاى آورند،در آن حال آفتاب،به موضع وقت نماز عصر برگشت و آن قدر توقف نمود،تا اصحاب نماز را انجام دادند.اين منظره باعث شادمانى ياران آن جناب گرديده هلهله كنان،به تسبيح و تقديس و استغفار پرداختند.  


(1) .ارشاد شيخ مفيد،ج 1،ص 346،باب سوّم،فصل 76،با اندك اختلافى در تقديم و تأخير بعضى كلمات و در آخر حديث،اين جمله موجود است:فقالت اسماء:ام و اللّٰه لقد سمعناها عند غروبها صريرا كصرير المنشار في الخشب؛ مناقب ابن شهر آشوب،ج 2،ص 316؛مناقب خوارزمى،حديث 23،فصل 19،ص 217 و در اين نقل گويد: قال النبى صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم :صلّيت يا على؟فقال:لا فقال النبى:اللّهم إنّه كان في طاعتك و طاعة رسولك فاردد عليه الشمس قالت اسماء:  فرأيتها قد غربت ثم رأيتها قد طلعت بعد ما غربت،حتى صلّى امير المؤمنين عليه السّلام؛تذكرة الخواص،ص 49؛بحار الانوار، ج 41،ص 171،از ارشاد شيخ مفيد؛مناقب ابن مغازلى،حديث 140 و 141 ص 96؛كفاية الطالب گنجى شافعى،اواخرباب 100،ص 384 و 385؛تفسير كبير فخر رازى،ج 32،ذيل سورۀ كوثر؛الرياض النضرة،ج 2،ص 125؛مجمع  الزوائد،ج 8،ص 297؛العمدۀ ابن بطريق،ص 374؛ترجمة امام على عليه السّلام من تاريخ دمشق ابن عساكر،ج 2،ص 283، شمارۀ 814 و 815 با اختلاف در لفظ و معنا؛ينابيع المودة،باب چهل و هفتم،ص 137؛علل الشرائع،باب 61،حديث 3، ص 351.

(2) .ارشاد شيخ مفيد،ج 1،باب سوم،فصل 76،ص 347 و در آخر حديث چنين آمده است كه : فأجابه الله فی ردّها علیه و كانت في الأفق على الحال التى تكون عليه وقت العصر،فلما سلّم القوم،غابت الشمس،فسمع لها و جيب شديد هال النّاس ذلك فأكثروا من التسبيح و التهليل و الاستغفار و الحمد للّٰه على النعمة التى ظهرت فيهم و سار خبر ذلك في الآفاق و انتشر ذكره في الناس «پس خداوند دعاى وى را مستجاب كرد و خورشيد را برگرداند،چنان كه به موضع نماز عصر بازگشت و چون مردم نمازشان را سلام دادند،بار ديگر خورشيد غروب كرد و مردم صداى شديد افتادن خورشيد را شنيدند و هراس و وحشت مردم را فراگرفت و به تسبيح و تهليل و استغفار پرداخته و سپاس خداى را به جاى آوردند كه آن نعمت را به آنها عطا كرد و خبر اين حادثه در همه جا منتشر گرديد.»تفسير كبير فخر رازى،ج 32 ذيل سورۀ كوثر؛مناقب ابن شهر آشوب،ج 2،ص 318؛ينابيع المودّة،باب چهل و هفتم،ص 138 در اين نقل از امام باقر عليه السّلام از پدرش،از جدش امام حسين عليه السّلام نقل كرده است كه فرمود:«هنگامى كه پدرم از جنگ نهروان بازمى گشت به سرزمين بابل رسيد و وقت نماز عصر فرارسيد.حضرت فرمود:اين سرزمينى است كه داراى خسوف است(ممكن است منظور اين باشد كه زمانى زير آب فرو رفته است)،چرا كه خداوند سه بار آن را به زير آب برده است و بر وصىّ هيچ پيامبرى شايسته نيست كه در اين سرزمين نماز بخواند!جويره مسهر عبدى گويد:سپاهيان در آنجا نماز خواندند و على عليه السّلام با صد سوار جنگجو همراه بود،تا به سرزمين بابل رسيدند و خورشيد غروب كرد و حضرت از اسب پايين آمد و به من فرمود:آبى برايم بياور و چون آب آوردم وضو گرفت و فرمود:اى جويره براى نماز عصر اذان بگو،گفتم يا على!چگونه نماز بخوانيم در حالى كه آفتاب غروب كرده است؟پس اذان گفتم،آن‌گاه حضرت به من فرمود:بلند شو، پس بلند شدم در آن هنگام ديدم لبهاى مبارك آن حضرت تكان خورد و ناگهان خورشيد بازگشت و نماز را به جاى آورديم و چون از نماز فارغ شديم خورشيد با سرعت غروب كرد گويى مانند چراغى بيش نبود كه در طشت آبى افتاد و ستارگان پيدا شدند.پس آن حضرت به من فرمود:براى مغرب اذان بگو اى ضعيف اليقين؛علل الشرائع،ص 352،باب ،حديث 4؛روضة الواعظين ابن فتّال نيشابورى،ص 129.

ترجمه ی کتاب کَشفُ الیقین فی فضائل امیرالمؤمنین (علیه السلام) از تالیفات علامه حلی (رضوان الله تعالی علیه ) صفحه 131 الی 133 ( مترجم سید مجتبی علوی تراکمه ای )