gototopgototop

در سوگ امیر مومنان حضرت علی (علیه السلام)

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

پس از شهادت امام (علیه السلام)، حسن بن علی (علیه السلام) به خطبه ایستاد وخدا را ستود وبر او ثنا گفت وبر پیامبر درود فرستاد وسپس گفت: «أَلا إِنَّهُ قَدْمَضی فِی هذِهِ اللَّیْلَهِ رَجُلٌ لَمْ یُدْرِکْهُ الأَوَّلُونَ وَ لَنْ یَری مِثْلَهُ الآخِرُونَ. مَنْ کانَ یُقاتِلُ وَ جِبْرِئِیلُ عَنْ یَمِینِهِ وَ میکائِیلُ عَنْ شِمالِهِ.وَاللّهِ لَقَدْ تُوفِّیَ فِی اللَّیْلَهِ الّتی قُبِضَ فِیهَا مُوسَی بْنُ عِمْرانَ وَرُفِعَ فِیها عِیسَی بْنُ مَرْیَمَ وَأُنْزِلَ الْقُرْآنُ. أَلا وَ انَّهُ ما خَلَفَ صَفْراءَ وَ لا بَیْضاءَإِلاّ سَبْعَمِائَهَ دِرْهَم فُضِّلَتْ مِنْ عَطائِهِ أَرادَ أَنْ یَبْتاعَ بِها خادِماً لأَهْلِهِ».(مناقب آل ابی طالب، ج3، ص 313.تذکره الخواص، ص 112; تاریخ یعقوبی، ج2، ص 213)


امشب مردی درگذشت که پیشینیان به حقیقت او نرسیده اند وآیندگان هرگز مانند او را نخواهند دید. کسی که چون نبرد می کرد جبرئیل در طرف راست ومیکائیل در طرف چپ او بودند. به خدا سوگند، در همان شبی وفات یافت که موسی بن عمران درگذشت وعیسی به آسمان برده شد وقرآن نازل گردید. بدانید که او زر وسیمی از خود برجا نگذاشت مگرهفتصد درهم که از مقرّری او پس انداز شده بود ومی خواست با آن مبلغ برای خانواده اش خادمی بخرد.

سپس قعقاع بن زراره برخاست وگفت:

«رِضْوانُ اللّهِ عَلَیْکَ یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ، فَوَاللّهِ لَقَدْ کانَتْ حَیاتُکَ مِفْتاحَ خَیْر وَلَوْ أَنَّ النّاسَ قَبَلُوکَ لأَکَلُوا مِنْ فَوقِهِمْ وَعَنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ وَ لکِنَّهُمْ غَمَّطُوا النِّعْمَهَ وَ آثَرُوا الدُّنْیا عَلَی الآخِرَهِ».(تاریخ یعقوبی، ج2، ص 213)

رضوان خدا بر تو بادای امیرمؤمنان به خدا سوگند زندگیت کلید هر خیر بود، واگر مردم ترا می پذیرفتند از بالای سر وزیر پای خود می خوردند ونعمت خدا آنان را فرا می گرفت ; لیکن اینان نعمت را ناسپاسی کردند ودنیا را بر آخرت برگزیدند.

 ابوالأسود دوئلی ابیات زیر را در رثای علی (علیه السلام) سروده است:

 أَلا أَبْلِغْ مُعاوِیَهَ بْنَ حَرْب *** فَلا قَرَّتْ عُیُونُ الشَّامِتِینا

أَفِی شَهْرِ الصِّیامِ فَجَعْتُمُونا *** بِخَیْرِ النّاسِ طُرّاً أَجْمَعِینا؟

 قَتَلْتُمْ خَیْرَ مَنْ رَکِبَ الْمَطایا *** وَذَلَّلَها وَمَنْ رَکِبَ السَّفِینا 
وَمَنْ لَبِسَ النِّعالَ مِنْ حَذاها *** وَمَنْ قَرَءَ الْمَثانِیَ وَالمُبِینا

إِذَا اسْتَقْبَلْتَ وَجْهَ أَبِی حُسَیْن *** رَأَیْتَ النُّورَ فَوْقَ النّاظِرینا

 لَقَدْ عَلِمَتْ قُرَیْشُ حَیْثُ کانَتْ *** بِأَنَّکَ خَیْرُهُمْ حَسَباً وَ دِیناً

(مروج الذهب، ج2، ص 428; تاریخ طبری، ج4، ص 116; کامل ابن اثیر، ج3، ص 394; اغانی، ج11، ص 122. ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین(ص 43) این اشعار را که جزئی از یک مرثیه 21 بیتی است به امّ الهیثم بنت الاسود نسبت داده است)

به معاویة بن حرب بگویید که جشمهای شماتت کنندگان روشن مباد. آیا در ماه رمضان ما را به سوگ بهترینِ تمام مردم نشاندید؟ بهترین کسی را کشتید که بر دامها سوار شد وآنها را رام کرد، بهترین کسی که نعلین بپا کرد وبهترین کسی که آیات مثانی وکتاب مبین را خواند. اگر به روی پدر حسین بنگری فروغ او را مشاهده می کنی که بر فرازِ سرِ بینندگان پرتو انداخته است.ای علی، فریش هرکجا باشد دانسته است که تو در حَسَب ودین بهترینِ آنان هستی.

 از جمله کسانی که در باره علی (علیه السلام) مرثیه گفته است صعصعة بن صوحان است که در بلاغت وحاضر جوابی معروف بوده است. او چنین در سوگ امیر المؤمنین (علیه السلام) سخن گفت:

 پدر ومادرم فدای تو باد ای امیر مؤمنان وگوارا باد بر تو (کرامتهای الهی). همانا تو پاکیزه مولد وشکیبا ومجاهد بودی وبه آنچه آرزو داشتی رسیدی وبا خدا معامله پر سودی کردی وبه سوی پروردگار خود شتافتی واو تو را با خوشی ونوید پذیرفت وفرشتگان بر تو گرد آمدند ودر جوار مصطفی (صلیالله علیه وآله وسلم) ساکن شدی وخداوند تو را در جوار او قرار داد ومنزلتی مانند منزلت او به تو عطا کرد و از جام خود سیراب فرمود.

از خدای خود (که پیروی از تو را بر مامنّت نهاد وتوفیق داد که به روش تو عمل کنیم ودوستِ دوستانت بوده ودشمنِ دشمنانت باشیم) مسئلت می کنیم که ما را با تو محشور سازد، زیرا به مرتبه ای رسیدی که پیش از تو کسی به آن نرسید ومقامی را به دست آوردی که پیش از تو کسی به دست نیاورد.تو در راه خدا پیشاپیش پیامبر به بهترین صورت جهاد کردی ودین خدا رااستوار کردی وسنّت را محکم ساختی وفتنه را خاموش کردی واسلام به تو پایدار شد ودین به تو انتظام پذیرفت ومناقبی در تو گرد آمد که در غیرِ تو جمع نشده است. پیش از هر کسی دعوت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) را اجابت کردی وپیروی او را بر هر چیز دیگرمقدّم داشتی وبه یاری او پیشقدم شدی وبا جان خود در راه خدا فداکاری کردی وشمشیر خود را برای یاری او از نیام برکشیدی. هر ستمکار سرسختی به وسیله تو شکست خورد وهر کافری به دست تو خوار شد. کفر وشرک وستم با دست تو برکنده شدند وگمراهان وسرکشان را هلاک کردی. پس گوارا باد بر توای امیرالمؤمنین آنچه را که خداوند از این مناقب وفضائل بر تو ارزانی داشت. نزدیکترین مردم به پیامبر بودی وقبل از همه ایمان آوردی ودر علم وفهم از همه برتر ودر یقین کاملتر واز همه شجاعتر ودلیرتر وسوابق تو در اسلام از همه بیشتر است.

 پس خداوند ما را از اجر تو محروم نسازد، زیرا تو کلید خیرات بودی ودر بدیها را به روی ما بستی.امّا با شهادت تو درهای بدی به روی ما باز شد ودرهای خیر بسته گردید. اگر مردم سخنان تو را می شنیدند خیرات از بالای سر و از پایین پای آنان روان می شد، ولی افسوس که دنیا را بر آخرت ترجیح دادند.

خوارج ودیگر دشمنان اسلام از این جنایت هولناک ابن ملجم خوشحال بودند و از اقدام وی تمجید می کردند.یکی از خوارج به نام عمران بن حطّان وقاشی درباره ابن قثم
گفته است:

 یاضَرْبَهُ مِنْ تَقِیّ ما أَرادَ بِها *** إِلاّ لِیَبْلُغَ مِنْ ذِی الْعَرْشِ رِضْواناً

إِنّی لأَذْکُرُهُ یَوْماً فَأَحْسِبُهُ *** أَوْفَی البَرِیَّهِ عِنْدَ اللّهِ مِیزاناً

چه ضربتی از پرهیزگاری که جز رسیدن به رضوان الهی از آن قصدی نداشت. من وقتی او را به یاد می آورم تصوّر می کنم که نزد خداوند کفّه ترازویش از همه سنگینتر است.

وقاضی ابو طیّب طاهر بن عبد اللّه شافعی در پاسخ او چنین سروده است:

 یا ضَرْبَهُ مِنْ شَقِیّ ما أَرادَ بِها *** إِلاّ لِیَهْدِمَ لِلإسْلامِ أَرْکاناً

إِنّی لأَذْکُرُهُ یَوْماً فَأَلْعَنُهُ *** دُنْیا وَأَلْعَنُ عِمْراناً وَحَطّاناً

عَلَیْهِ ثُمَّ عَلَیْهِ الدّهْرَ مُتَّصِلاً *** لَعائِنُ اللّهِ إِسْراراً وَإِعْلاناً

فَأَنْتُما مِنْ کِلابِ النَّارِ جاءَبهِ *** نَصُّ الشَّرِیْعَهِ بُرهاناً وَ تِبیاناً (مروج الذهب، ج2، ص 427. ابیات دیگری نیز در جواب این دو بیت عمران بن حطان گفته شده که مسعودی آنها را در کتاب خود آورده است)

چه ضربتی از تبهکاری که جز ویران کردن پایه های دین از آن قصدی نداشت. من روزی که او را به یاد می آورم یک دنیا به عمران وحطان لعن می کنم. بر او باد پیوسته لعنت های خداوندی در آشکار ونهان، وشما از سگهای دوزخ هستید که نصّ شریعت بر آن شاهد وگواه است. بدین طریق شعله های پر فروغ حیات انسان والایی که در کعبه زاده شد ودر مسجد به شهادت رسید خاموش شد. انسانی که، پس از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم)، جهان برای او همتایی ندیده ونخواهد دید. نه درجهاد وایثار برای او نظیری بود، نه در علم وآگاهی از اسرار هستی، نه در دیگرفضائل، تا آنجا که وجود شریفش مجموعه ای از اضداد بود که هرگز در شخصی گرد نمی آیند:

جُمِعَتْ فِی صِفاتِکَ الأَضْدادُ *** فَلِهذا عَزَّتْ لَکَ الأَنْدادُ

زاهِدٌ حاکِمٌ حَلِیمٌ شُجاعٌ *** فاتِکٌ ناسِکٌ فَقِیرٌ جَوادٌ

در تو صفات گوناگون گرد آمده اند و از این رو پرای تو همتایی نمی توان یافت.تو انسانی وارسته وسیاستمدار وبردبار وشجاع وعابد وجریء وتهیدست وسخاوتمند وایثارگر هستی.

  کتاب فروغ ولایت (تاریخ تحلیلی زندگانی امیرالمومنین علی (علیه السلام) )تالیف : استاد جعفر سبحانی ؛ صفحه 701الی 705