gototopgototop
ورود به سایت



خانه زندگینامه اهلبیت «علیهم السلام» حضرت ابوطالب (علیه السلام) ایمان حضرت ابوطالب (علیه السلام)

ایمان حضرت ابوطالب (علیه السلام)

میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 

ايمان حضرت ابو طالب (عليه السلام)


دشمنان اهل بيت در جاى جاى كتابهايشان با امير مؤمنان على (عليه السلام) و خاندان رسالت عداوت و دشمنى كرده ‏اند و چون در خود آن حضرت عيبى پيدا نكرده ‏اند، كوشيده ‏اند مثلا با نسبت دادن كفر به جناب ابوطالب پدر آن بزرگوار دشمنى خود را آشكار سازند در حالى كه تمامى اهل بيت طهارت و خاندان رسالت كه اقوالشان سنديت دارد و جمهور علماى شيعه كه اجماعشان حجت است، همه اتفاق دارند بر اين كه ابو طالب (عليه السلام) پدر امير مؤمنان از مؤمنان مخلص و حاميان صديق پيامبر اسلام بوده است و به اجماع اهل بيت اگر كسى در ايمان او شك به خود راه دهد، از زمره شيعيان خارج و اهل آتش می ‏باشد.


چنان كه «محمد بن يونس» از پدرش از امام صادق (عليه السلام) نقل می ‏كند كه آن حضرت به من فرمود : اى يونس مردم در باره ابو طالب چه می ‏گويند؟ عرض كردم فدايت شوم می ‏گويند: «هو في ضحضاح من نار و في رجليه نعلان من نار تغلى منهما امّ رأسه»: ابو طالب در مايعى از آتش و در پاهايش كفشى از آتش است كه مغزش را می ‏جوشاند.


فرمود:
«كذب اعداء اللَّه انّ ابا طالب من رفقاء النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً»«1».
دروغ می ‏گويند دشمنان خدا، ابو طالب از رفقاى پيامبران و صديقين و شهداء است كه نيكو رفقائى هستند.
__________________________________________________
(1) امينى، الغدير، ج 7، ص 392- 395.


 ****************************************


محمد بن بابويه از عبد العظيم حسنى نقل می ‏كند كه به امام رضا (عليه السلام) می ‏نويسد:
اى پسر پيامبر، مرا در باره آن خبر آگاه ساز كه می ‏گويد: ابو طالب در مايعى از آتش است كه مغزش را می ‏جوشاند، آن حضرت در پاسخ نوشت:
اما بعد، فانك ان شككت في ايمان ابى طالب كان مصيرك الى النّار«1».
اگر در ايمان ابو طالب شك و ترديد كنى سرانجام تو آتش است.


«ابان بن محمود» نقل می ‏كند كه : نامه ‏اى به امام على بن موسى الرضا (علیه السلام) نوشتم و پرسيدم كه فدايت شوم، من در ايمان ابو طالب شك كرده ‏ام، در پاسخ نوشت:
وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى‏ وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ- الْمُؤْمِنِينَ ... «2». و بعدها انك ان لم تقرّ بايمان ابى طالب كان مسيرك الى النّار»


.(هر كس پس از روشن شدن راه حق بر او با رسول خدا به مخالفت برخيزد و راهى غير طريق اهل ايمان پيش گيرد وى را به همان طريق باطل و راه ضلالت كه برگزيده، وا می ‏گذاريم و او را به جهنم در افكنيم و آن مكان بر او منزلگاه ابدى است). اگر تو به ايمان ابو طالب اقرار نكنى پايان كارت به آتش است «3».


بديهى است كه اجماع اهل بيت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم در نزد هر مسلمانى بايستى حجت باشد چون عِدل قرآنند و يكى از دو ثقلى هستند كه ما مسلمانان مأموريم به گفتار و كردار آنها تمسك جوئيم تا گمراه نشويم، بنا بر حديث شريف «ثقلين» و احاديث ديگرى كه به اتفاق فريقين ثابت است.


مضافاً بر اين به مقتضاى «اهل البيت ادرى بما في البيت» (اهل خانه بهتر می ‏داند كه در خانه چيست؟) آن خاندان جليل، از ايمان و كفر و ساير خصوصيات‏
__________________________________________________
(1) امينى، الغدير، ج 7، ص 392- 395.
(2) سوره نساء، آيه 115.
(3) الغدير، ج 7، ص 381.
 


 ****************************************


اخلاقى پدران و خويشاوندان خود آگاهتر بودند تا امثال «مغيرة بن شعبة» و ديگران از بنى اميه و خوارج و نواصب.


ابن ابى الحديد معتزلى در شرح نهج البلاغه می ‏گويد: اسلام ابو طالب مورد اختلاف است ولى جامعه شيعه اماميه و اكثر زيديه گفته ‏اند كه ابو طالب مسلمان از دنيا رفت علاوه بر اجماع جمهور علماى شيعه برخى از بزرگان علماء ما (معتزله) مانند : شيخ ابو القاسم بلخى و ابو جعفر اسكافى و برخى ديگر هم بر اين عقيده ‏اند كه ابو طالب اسلام آورد «1».

 و علت آنكه ايمان خود را ظاهر نساخت آن بود كه بتواند پيغمبر را كاملا يارى نمايد و مخالفان به ملاحظه مقام او مزاحم آن حضرت نشوند.


البته دلائل بسيارى بر ايمان ابو طالب در دست است كه جاى انكار نمی ‏باشد از جمله: «ابو الفداء» اين روايت را نقل می ‏كند كه ابو طالب در ماه شوال سال دهم از بعثت پيامبر از دنيا رفت وقتى بيمارى او شدت يافت، پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم به او فرمود: اى عمو، شهادت را بگو تا در روز قيامت به شفاعتم نائل شوى، ابو طالب عرض كرد: اى پسر برادرم، اگر از شماتت نمی ‏ترسيدم و باكى نداشتم از اين كه قريش خواهند گفت: ابو طالب از ترس مرگ شهادت را گفت، من شهادت را بر زبان جارى می ‏كردم. وقتى مرگ ابو طالب نزديك شد، لبانش را حركت داد. عباس گوشش را نزديك برد، شنيد كه ابو طالب چه می ‏گويد؟ و گفت پسر برادرم سوگند به خدا همان كلمه را می ‏گويد كه تو به او تعليم كردى يعنى كلمه: «لا اله الّا اللَّه و محمّد رسول اللَّه» پيامبر فرمود:
«الحمد للَّه الذى هداك يا عم» : اى عمو، سپاس خداى را كه ترا هدايت فرمود.
و سپس ابو الفداء می ‏گويد: اين جريان از ابن عباس هم نقل شده است «2».
__________________________________________________
(1) ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 14، ص 6- 65.
(2) ابو الفداء، المختصر في اخبار البشر، ج 1، ص 120.
 


 ****************************************


همچنين «شبراوى شافعى» «1» و «شمس الدين ذهبى» «2» نيز اين روايت را نقل كرده ‏اند و ضمنا شبراوى اين روايت را هم نقل كرده است كه موقعى كه «ابو قحافه» پدر ابوبكر اسلام را پذيرفت، ابوبكر به پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم عرض كرد:
«و الذى بعثك بالحق لانا كنت اشد فرحا باسلام عمك ابى طالب منى باسلام ابى، التمس بذلك قرة عينك فقال: صدقت»«3»

سوگند به خدائى كه ترا به حق برانگيخته است اسلام ابو طالب براى من چشم روشن ‏كننده ‏تر از اسلام ابو قحافه است، زيرا اسلام ابو طالب چشمان ترا روشن‏ كننده ‏تر بود پيامبر فرمود: راست گفتى.
همچنين «ابو الفداء» دو بيت زيرا از ابو طالب نقل می ‏كند كه خطاب به رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم می ‏گويد :


و دعوتنى و علمت انّك صادق      و لقد صدقت و كنت ثمّ امينا
و لقد علمت بأنّ دين محمّد           من خير اديان البريّة دينا «4».

(تو مرا دعوت كردى و من دانستم كه تو در ادعايت، صادق هستى و تو آدم امين و درستكار می ‏باشى من (ابو طالب) به يقين دانسته ‏ام كه دين محمد از بهترين اديان است كه مردم به آن گرويده‏ اند).


آرى اشعار و سروده ‏هاى ابو طالب كاملا گواهى بر ايمان و اخلاص او می ‏دهد، خدمات ارزنده او در ده سال آخر عمر گواه محكمى بر ايمان فوق العاده او است ما از ميان قصائد طولانى وى قطعاتى را انتخاب نموده و براى روشن شدن مطلب ترجمه آنها را نيز می ‏نگاريم :
__________________________________________________
(1) شبراوى، الاتحاف بحب الأشراف، ص 11.
(2) ذهبى، تاريخ اسلام، ج 1، ص 139.
(3) شبراوى، الإتحاف بحب الأشراف، ص 9- ابن ابى الحديد، ج 14، ص 69.
(4) ابو الفداء، المختصر في اخبار البشر، ج 1، ص 120.
 


 ****************************************


در قسمتى از اشعار معروف به «لامية» می ‏فرمايد:
أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ من كلّ طاعن     علينا بسوء او يلوح بباطل‏
و من فاجر يغتابنا بمغيبة              و من ملحق في الدّين ما لم نحاول‏
كذّبتم و بيت اللَّه نبزى محمّدا         و لمّا نطاعن دونه و نناضل‏
و ننصره حتّى نضرّع دونه           و نذهل عن ابنائنا و الحلائل‏


پناه می ‏برم به خالق مردم از گروهى كه به بدى بر ما طعن می ‏زنند و يا ما را نسبت به باطل می ‏دهند و از شر كسانى كه غيبت ما را می ‏كنند و از شر كسانى كه امورى را بدين نسبت می ‏دهند و حال آنكه دين شامل آنها نيست، به خالق كعبه دروغ گفتيد شما كه نسبت داديد به من تبرى از محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم و يا بر ضد او جنگى بر پا و شمشيرى كشيده باشم. قطعا از او يارى و دفاع می ‏كنم تا جان خود را نثار او كنم به طورى كه زن و فرزند خود را فراموش كرده باشم.


و ابيض يستسقى الغمام بوجهه      ثمال اليتامى عصمة للأرامل‏
يلوذ به الهلاك من آل هاشم            فهم عنده في نعمة و فواضل‏


روسفيدى كه مردم به بركت روى او طلب باران می ‏كنند، و او فريادرس يتيمان و پناه بيوه ‏زنان است. او بی ‏چاره ‏گان بنى هاشم را پناه است و آنان را از هر گونه نعمت بی ‏نياز می ‏نمايد.


لعمرى لقد كلّفت وجدا باحمد       و احببته حبّ الحبيب المواصل‏
وجدت بنفسى دونه فحمّيته          و دافعت عنه بالذّرىّ و الكواهل‏
فلا زال للدّنيا جمالا لاهلها          و شيئا لمن عادى و زين المحافل‏
و ايّده ربّ العباد بنصره             و اظهر دينا حقّه غير باطل «1».

__________________________________________________
(1) اين قصيده طولانى است ابن هشام در سيره ج 1، ص 286- 298 از آن 94 بيت ذكر كرده و گفته است آنچه از اين قصيده به نظر من صحيح است همان 94 بيت است.
ابن كثير در تاريخ خود ج 3، ص 53- 57 از آن 92 بيت ذكر نموده ولى «ابو هفان عبدى» در ديوان ابو طالب ص 3- 12 تمام قصيده را كه 111 بيت است، نقل كرده است.
 


 ****************************************


به جانم قسم به قدرى به خاطر وجود احمد (محمد) در وجد و سرورم كه وجد و سرور را به زحمت انداخته ‏ام زيرا او را به قدرى دوست می ‏دارم مانند دوستى كه دوست خود را بغل كرده باشد و جان خود را نثار او كنم و حمايت از او بنمايم و با تمام وجود دفاع از او كنم و خداوند او را پاينده بدارد كه زينت اهل دنياست و نقمت دشمنان و جمال هر گوى و محفل است و آفريدگار جهان او را با توقيعات خود تأييد و يارى نمود و ظاهر كرد دين حقى را كه باطل در آن راه نداشت.


از ديگر قصايد مهم آن حضرت كه دلالت بر ايمان او دارد قصيده ميمية او است از جمله ابيات آن قصيده اين چند بيت است :


يرجون منّا خطّة دون نيلها           ضراب و طعن بالوشيج المقوّم‏
يرجون ان نسخى بقتل محمّد         و لم تختصب سمر العوالى من الدّم‏
كذبتم و بيت اللَّه حتّى تفلّقوا          جماجم تلقى بالحطيم و زمزم ..
و ظلم نبىّ جاء يدعوا الى الهدى     و امر اتى من عند ذى العرش قيّم «1»


اميدوارند كه ما بر ضد دين اسلام قيام نموده و شمشير بكشيم و محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم را بكشيم و دين را نسخ كنيم و خود را در ركاب او به خون آلوده نكنيم دروغ می ‏گوئيد به خداى كعبه ما از محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم دست بردار نيستيم تا حطيم و زمزم پر از قطعات اجساد كشتگان گردد ... و ظلم بر پيغمبرى كه برانگيخته شده به منظور هدايت و كتابى كه از طرف خالق عرش نازل گرديده، غلط است.


ليعلم خيار النّاس انّ محمّدا           وزير لموسى المسيح ابن مريم‏
اتانا بهدى مثل ما اتيا به                فكلّ بامر اللَّه يهدى و يعصم‏
اشخاص شريف و فهميده بدانند كه محمد بسان موسى و مسيح پيامبر است، همان نور آسمانى را كه آن دو نفر در اختيار داشتند، او نيز دارد و تمام پيامبران به فرمان خداوند، مردم را راهنمائى و از گناه باز می ‏دارند.
__________________________________________________
(1) شرح نهج البلاغه، ابن الحديد، ج 14، ص 71.
 


 ****************************************

 

  
تمنّيتم ان تقتلوه و انّما                امانيّكم هذى كأحلام نائم‏
نبىّ اتاه الوحى من عند ربّه         و من قال: لا يقرع بها سنّ نادم «1»


سران قريش! تصور كرده ‏اند، كه می ‏توانيد بر او دست بيابيد، در صورتى كه آرزوئى را كه در سر می ‏پرورانيد، كمتر از خواب هاى آشفته نيست! ... او پيامبر است وحى از ناحيه خدا بر او نازل می ‏گردد و كسى كه بگويد نه، انگشت پشيمانى به دندان خواهد گرفت.


الم تعلموا انّا وجدنا محمّدا      رسولا كموسى خطّ في اوّل الكتب‏
و انّ عليه في العباد محبّة       و لا حيف فيمن خصّه اللَّه بالحبّ «2»


قريش آيا نمی ‏دانيد كه ما او (محمد) را مانند موسى پيامبر می ‏دانيم و نام و نشان او در كتاب هاى آسمانى قيد گرديده است و بندگان خدا محبت مخصوصى به وى دارند و نبايد در باره كسى كه خدا محبت او را در دلها به وديعت گذارده تأسف خورد. و در اشعارى خطاب به پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم می ‏گويد:


و اللَّه لن يصلوا اليك بجمعهم        حتّى اوسد في التراب دفينا
فاصدع بامرك ما عليك غضاضة    و ابشر بذاك و قر منك عيونا
و دعوتنى و علمت انّك ناصحى      و لقد دعوت و كنت ثمّ امينا
و لقد علمت انّ دين محمّد               من خير اديان البريّة دينا «3».

اى برادرزاده ‏ام، هرگز قريش به تو دست نخواهند يافت و تا آن روزى كه در زير خاك دفن شوم، دست از يارى تو بر نخواهم داشت به آنچه مأمورى آشكار كن از
__________________________________________________
(1) حاكم، مستدرك، ج 2، ص 623.
(2) شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 14، ص 72- سيره ابن هشام، ج 1، ص 373- بلوغ الأدب، ج 1، ص 325- تاريخ ابن كثير، ج 3، ص 87.
(3) بغدادى، خزانة الأدب ج 1، ص 261- تاريخ ابن كثير، ج 3، ص 42- ديوان ابو طالب ص 12.
 


 ****************************************

 


هيچ چيز مترس، و بشارت ده، و چشمانى را روشن ساز، مرا به آئين خود خواندى و می ‏دانم تو نصيحت ‏كننده من هستى، و در دعوت خود امين و درستكارى، حقا كه دين «محمد» از بهترين دينهاست.


او تؤمنوا بكتاب منزل عجب       على نبىّ كموسى او كذى النّون «1».

با اين كه ايمان به قرآن سراپا شگفتى بياوريد كه بر پيامبرى مانند موسى و يونس نازل گرديده است.


لقد اكرم اللَّه النّبىّ محمّدا        فاكرم خلق اللَّه في النّاس احمد
و شقّ له من اسمه ليجلّه         فذو العرش محمود و هذا محمّد «2».

خداوند محمد پيامبر را گرامى داشت، پس گرامی ‏ترين بندگان خدا در ميان مردم «احمد» است براى اين كه او را با جلالت نمايد نام او را از نام خود مشتق ساخته پس صاحب عرش «محمود» است و اين «محمد» است.
و از همه صريحتر بر ايمان جناب ابو طالب بيت زير است كه می ‏فرمايد:


يا شاهد اللَّه علىّ فاشهد           انّى على دين النّبىّ احمد
            من ضلّ في الدّين فانّي مهتد «3».


اى شاهد خدا، شاد باش كه من بر دين پيغمبر خدا احمد (محمد) هستم، هر كس از آن خارج است، باشد من به وسيله او هدايت شدم.


هر يك از اين قطعات قسمت كوچكى از قصائد مفصل و سراپا ادب و نغز ابو طالب است كه ما به عنوان نمونه، برجسته ‏ترين آنها را كه به طور صريح ايمان او را به دين برادرزاده ‏اش می ‏رساند، انتخاب نموديم.
خلاصه سخن: هر يك از اين اشعار در اثبات ايمان و اخلاص گوينده آنها
__________________________________________________
(1) شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 14، ص 74.
(2) شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 14، ص 78- ديوان ابو طالب، ص 75.
(3) شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 14، ص 78- ديوان ابو طالب، ص 75.
 


 ****************************************

 


كافى است و اگر گوينده اين اشعار كسى بود خارج از محيط اغراض و تعصبات ، همه بالاتفاق به ايمان و اسلام گوينده آن حكم می ‏كردند، ولى از آنجائى كه گوينده اين اشعار ابو طالب، پدر امير مؤمنان على (عليه السلام) است، دشمنى و كينه‏ ورزى آنها با على (عليه السلام) سبب شده، فضائل و كمالات پدرش نيز مثل خودش به حساب نيايد و لذا دستگاه‏ هاى تبليغاتى امويها و عباسيها همواره بر ضد آل ابى طالب فعاليت می ‏كرد.


و ديگر اين كه چون كفر و شرك پدران خلفاى ديگر منقصتى نسبت به آنها به حساب می ‏آمد براى اين كه تمام خلفا در يك صف قرار گيرند و هيچ كدام را از اين لحاظ مزيتى بر ديگرى نباشد، لذا عليرغم تمام اين سروده ‏ها و گفتارها و كردارهاى صادقانه، گروهى به تكفير جناب ابو طالب برخاسته‏ اند!! علاوه بر اين، طرز رفتار و نحوه فداكارى و دفاع ده ساله او از پيامبر اكرم براى اثبات ايمان او دليل بسيار محكمى است پايه اعتقاد او به فرزند برادرش تا آن پايه است كه او را همراه خود به مصلى برده و خدا را به مقام او قسم داد و باران طلبيد.


وى در راه حفظ رسول خدا از پاى ننشست و سه سال در بدرى و زندگى در شكاف كوه و اعماق دره را بر رياست و سيادت مكه، ترجيح داد تا آنجا كه اين دربدرى سه ساله او را فرسوده ساخت و سلامتى خود را از دست داد و چند روز پس از مراجعه به مكه، به درود حيات گفت.


ايمان او به رسول خدا به قدرى محكم بود، كه راضى بود تمام فرزندان گرامى وى كشته شوند ولى او زنده بماند، على را در رختخواب وى می ‏خوابانيد تا اگر به وى سوء قصدى بشود، به وى اصابت نكند، بالاتر از آن، روزى حاضر شد به هنگام مرگ به بزرگان قريش چنين گفت: «و انّي اوصيكم بمحمّد خيرا فانّه الامين في قريش» (اى و هو الصّدّيق في العرب ..».
من محمد را به شما توصيه می ‏كنم، زيرا او امين قريش و راستگوى عرب و حائز كمالات است، آئينى آورده كه دلها بدان ايمان آورده، اما زبانها از ترس‏


 ****************************************


شماتت به انكار آن برخاسته است من دارم می ‏بينم كه افتادگان و ضعيفان عرب، به حمايت او برخاسته و به او ايمان آورده ‏اند و محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم به كمك آنها بر شكستن صفوف قريش قيام نموده است، سران قريش را خوار، خانه ‏هاى آنان را ويران و بی ‏پناهان آنها را قوى و نيرومند و مصدر كار نموده است.


سپس گفتار خود را با جمله ‏هاى زير پايان داد: «يا معشر قريش كونوا له ولاة و لحزبه حماة و اللَّه لا يسلك احد منكم سبيله الّا رشد و لا يأخذ احد بهديّة الّا سعد» «1».


اى جمعيت قريش از دوستان و حاميان حزب او (اسلام) گرديد، هر كس پيروى او را نمايد، سعادتمند می ‏گردد.
و نيز خطاب به فرزندان عبد المطلب فرمود: «لن تزالوا بخير ما سمعتم من محمّد و ما اتّبعتم امره فاطيعوه ترشدوا» «2» : شما مادامى كه از محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم حرف شنوى داريد، و از او امر او اطاعت می ‏كنيد، در خير و سعادت هستيد.


البته اين وعده پيروزى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم را نه تنها به هنگام وفاتش به قريش می ‏داد، بلكه چنين پيروزى را از آغاز بعثت پيامبر پيش بينى می ‏كرد و لذا روزى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم تمام عموها و خويشاوندان خود را دور خود جمع كرد و آئين اسلام را به آنها معروض داشت و از بعضى از آنها بی ‏اعتنائى احساس كرد ابو طالب به او گفت :
«اخرج يا ابن اخى فانّك الرّفيع كعبا و المنيع حزبا و الاعلى ابا و اللَّه لا يسلفك لسان الّا سلقته السن حداد و اجتذبته سيوف حداد و اللَّه لتذللنّ لك العرب ذلّ اليهم لحاضنا ..».


(برادرزاده ‏ام قيام كن، تو والامقامى. حزب تو از گرامی ‏ترين حزبهاست تو فرزند مرد بزرگى هستى، هر گاه زبانى تو را آزار دهد، زبان هاى تيز ديگرى به دفاع تو بر می ‏خيزد، شمشيرهاى برنده ‏اى آنها را می ‏ربايد به خدا سوگند اعراب، مانند خضوع بچه حيوان نسبت به مادرش در پيشگاه تو خاضع خواهند شد).
__________________________________________________
(1) حلبى شافعى، سيره حلبى، ج 1، ص 383، طبع مصر، 1382 ه
(2) سيره حلبى، ج 1، ص 382.
 


 ****************************************

 


سپس ابو طالب می ‏افزايد كه: همه اينها را پدرم در كتاب می ‏خواند و می ‏فرمود: «انّ من صلبى لنبيا لوددت انّي ادركت ذلك الزّمان فآمنت به فمن ادركه من ولدى فليؤمن به» «1».


در صلب من پيامبرى است آرزو دارم اى كاش زمان او را درك می ‏كردم و به او ايمان می ‏آوردم، پس هر كس از فرزندان من او را درك كند بايد به او ايمان بياورد.


از دلائل ديگر بر ايمان ابو طالب اين است وقتى كه على (عليه السلام) خبر درگذشت ابو طالب را به پيامبر داد
«فتوجّع عظيما و حزن شديدا ثمّ قال له: امض فتولّ غسله ...».


به شدت ناراحت شد و سخت گريست و سپس به على (عليه السلام) دستور غسل و كفن و دفن صادر كرد از خداوند براى او طلب مغفرت نمود «2»

و اگر نعوذ باللَّه ابو طالب كافر بود هرگز غسل و دفن و كفن او به على (عليه السلام) جايز نبود و پيامبر هم در حق وى طلب مغفرت نمی ‏نمود.


و نيز در محضر امام سجاد (عليه السلام) سخن از ايمان ابو طالب به ميان آمد وى فرمود : در شگفتم كه چرا مردم در اخلاص او ترديد دارند، در صورتى كه هيچ زن مسلمانى نبايست بعد از اسلام آوردن در حباله شوهر كافر خود بماند، و فاطمه بنت اسد، از پيش قدمان در اسلام است و از آن زنانى است كه خيلى جلوتر به پيامبر ايمان آورد و همين زن مسلمان در نكاح ابو طالب بود كه وى به درود حيات گفت.


از امام باقر (عليه السلام) سؤال شد از اين كه بعضى از مردم می ‏گويند ابو طالب در وسط آتش است؟ فرمود:
«لو وضع إيمان ابى طالب في كفّة ميزان و إيمان هذا الخلق في كفّة الأخرى لرجح ايمانه»«3»: هر گاه ايمان ابو طالب در يك كفه ترازو
__________________________________________________
(1) فقيه حلبى ابراهيم بن على بن محمد دينورى در كتاب خود «نهاية الطلب و غاية السؤال في مناقب آل الرسول» اين مطلب را نقل كرده است (طرائف، ج 1، ص 302- 303).
(2) ابن ابى الحديد، ج 14، ص 76.
(3) همان مدرك، ص 68.
 


 ****************************************

 


قرار داده شود و ايمان مردم در كفه ديگر، ايمان ابو طالب بر ايمان آنها سنگينى می ‏كند و سپس فرمود: آيا نمی ‏بينى كه امير المؤمنين على (عليه السلام) دستور می ‏داد از طرف وى حج بجا آورند «1».
برخى از علماى بزرگ اهل سنت در بعضى موارد سخنى از روى انصاف گفته ‏اند از جمله «جاحظ» (ابو عثمان عمرو بن بحر معتزلى) صاحب «البيان و التبيين» در رساله ‏اى ضمن بيان يك سلسله حقايق در باره اهل بيت، و اعتراف به اين كه در حق ايشان كوتاه آمده ‏اند، در باره جناب ابو طالب می ‏نويسد: و حامى النبى و معينه و محبه اشد حبا و كفيله و مربيه و المقر بنبوته و المعترف برسالته و المنشد في مناقبه ابياتا كثيرة و شيخ قريش ..» «2».


حمايت ‏كننده پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم و كمك دهنده او رئيس قبيله قريش ابو طالب كه بی ‏نهايت او را دوست می ‏داشت و كفيل زندگى و مربى او و اقراركننده به نبوت و معترف به رسالت او و سراينده اشعار بسيارى در مدح و منقبت آن حضرت بود.


ابن ابى الحديد اشعار زيرا را در مدح جناب ابو طالب سروده :


و لولا ابو طالب و ابنه     لما مثّل الدّين شخصا فقاما
فذاك بمكّة آوى و حامى     و هذا بيثرب جسّ الحماما
تكفّل عبد مناف بامر          و أودى فكان علىّ تماما
فقل في ثبير مضىّ بعد ما     قضى ما قضاه و ابقى شماما
فللَّه ذا فاتحا للهدى              و للَّه ذا للمعالى ختاما
و ما ضرّ مجد ابى طالب       جهول لغا او بصير تعامى‏
كما لا يصرّ اياة الصّباح          من ظنّ ضوء النّهار الظّلاما «3».

__________________________________________________
(1) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 14، ص 68.
(2) بنا به نقل قندوزى در ينابيع المودة باب 52 ص 153- 152.
(3) ابن ابى الحديد، نهج البلاغه، ج 14، ص 84.
 


 ****************************************


خلاصه اين كه: اگر ابو طالب و پسرش (على (عليه السلام) نبودند دين اسلام تشخص و قوامى نداشت.
ابو طالب در مكه آن حضرت را يافت و حمايت نمود و على (عليه السلام) در مدينه از او حمايت نمود ابو طالب به امر پدر عبد المطلب كفالت زندگى آن حضرت را به عهده گرفت و ادامه داد و على (عليه السلام) همان خدمات را تكميل نمود تأسفى ندارد كه ابو طالب به قضاى الهى در گذشت زيرا بوى خوش خود، على (عليه السلام) را به يادگار گذرد، براى رضاى خدا ابو طالب خدمت به دين خدا كرد و على (عليه السلام) به آن خدمات پايان داد تا به اوج اعلا رسيد.


كوتاه سخن اين كه: اگر علماى اهل تسنن نيز كمى انصاف به خرج بدهند ايمان ابو طالب آنهم در سطح بسيار بالا، ثابت و مسلم است ولى برخى از اهل غرض و عناد نظر به يك روايت ضعيف و مجعول معروف به حديث «ضحضاح» گفته ‏اند كه: ابو طالب پدر امير المؤمنين و عموى بزرگوار پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم ايمان نياورده از دنيا رفته است، اگر اين افراد اهل غرض و عناد نبودند، مسلما از ميان آن همه روايات به يك روايت جعلى استناد نمی ‏كردند و شيخ بطحا مؤمن قريش بزرگ حامى پيامبر را به بی ‏ايمانى متهم نمی ‏ساختند.


محققان در راويان اين حديث بررسى و تحقيقات عميق و وسيعى انجام داده ‏اند و به اين نتيجه رسيده ‏اند كه راويان حديث مزبور مورد اعتماد نيستند، برخى از اين روات از نظر علماى اهل سنت، كذّاب و بعضى ديگر مجهول و بعضى از آنها با على (عليه السلام) و اولاد او خصومت داشته ‏اند جاعل و ناقل حديث هم يك نفر فاسق و فاجر و دشمن سرسخت اهل بيت «مغيرة بن شعبه» بوده است در اين باره مراجعه شود به كتابهاى :


1- ابو طالب مؤمن قريش، تأليف عبد اللَّه خنيزى.
2- اسنى المطالب في نجاة ابي طالب، سيد احمد زينى دحلان.
3- شيخ الأبطح او ابو طالب، سيد محمد علي آل شرف الدين.
4- الشهاب الثاقب، لرجم مكفر ابى طالب، شيخ نجم الدين.
5- ايمان ابى طالب، ابو على كوفى.
6- ايمان ابى طالب، مرحوم مفيد.
7- ايمان ابى طالب، ابن طاوس.
8- ايمان ابى طالب، احمد بن قاسم.
9- بغية الطالب ..، سيد محمد عباس تسترى.
10- مواهب الواهب في فضائل ابى طالب.
11- الحجة على الذاهب الى تكفير ابى طالب، سيد فخار.
و مدارك ديگر.

 

 

الطرائف سید بن طاووس (ره) / ترجمه داود إلهامى، ص 448 الی ص 461

 

جهت دریافت حدیث هفته برروی اشتراک خبرنامه کلیک کنید.


نام و نام خانوادگی:

پست الکترونیکی:

 عضویت در کانال ارسال حدیث در نرم افزار تلگرام

http://telegram.me/ahadithshia

@ahadithshia

ورود اعضاء

لو گوی ما

لینک به وب سایت احادیث

حاضرین سایت

ما 92 مهمان آنلاین داریم
Joomla Templates and Joomla Extensions by JoomlaVision.Com
اطاعت از اهلبیت (علیهم السلام) موجب {نظم شریعت و ملّت} و {امامت اهل بیت (علیهم السلام} جلوگیر از تفرقه
چهارشنبه, 16 بهمن 1398
  وَإطَاعَتَنَا (در نسخه ی دیگر : وطَاعَتَنَا ) نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ... ادامه مطلب...
اُنس حضرت فاطمه علیها السلام با مادر ، پیش از تولّد
یکشنبه, 27 اسفند 1396
  اُنس حضرت فاطمه علیها السلام با مادر ، پیش از تولّد 1-خديجه رضى اللّه... ادامه مطلب...
باب 66 (کتاب شریف عيون أخبار الرضا عليه السلام ) ثواب زيارت امام علىّ بن موسى الرّضا- عليهما السّلام-
شنبه, 28 بهمن -2
    باب 66 (کتاب شریف عيون أخبار الرضا عليه السلام ) ثواب زيارت امام علىّ... ادامه مطلب...
نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
  نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام) شیخ صدوق... ادامه مطلب...
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام)
دوشنبه, 14 اسفند 1396
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام) حضرت فاطمه علیها السلام خدمتگذاری... ادامه مطلب...
شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ العسکری (علیهِما السلام)
چهارشنبه, 17 آذر 1395
    شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ... ادامه مطلب...
مناقبت و شهادتنامه حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
  ماجراي تنبّه اسحق ‌بن‌ يعقوب كندي اسحق‌بن‌يعقوب‌كندي،... ادامه مطلب...
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنبه, 06 آذر 1395
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)   ... ادامه مطلب...
حکمت نامه امام حسین (علیه السلام)
جمعه, 09 مهر 1395
ويژگىِ عاقل نزهة الناظرـ از امام حسين عليه السلام ـ : چون پيشامد سختى بر عاقل... ادامه مطلب...
فضلیت زیارت ، گوشه ای از احوالات و ... ( حضرت امام ابوالحسن الرضا (علیه السلام)
دوشنبه, 01 مرداد 1397
مؤلف ( حاج شیخ عباس قمی) گويد كه در اينجا چند مطلب است كه شايسته و مناسب است... ادامه مطلب...
شرفیاب شدن دعبل خزایی خدمت امام ابوالحسن الرضا (علیه السلام) و خواندن اشعار در مدح آنحضرت
شنبه, 23 مرداد 1395
 شیخ صدوق رحمه الله در کتاب «عیون اخبار الرضا علیه السلام» از... ادامه مطلب...
سه روز مهمّ در پيش ‌روي هر انساني ( حدیث از امام رضا (علیه السلام) )
شنبه, 28 بهمن -2
سه روز مهمّ در پيش ‌روي هر انساني از حضرت امام رضا(علیه السلام) منقول... ادامه مطلب...
هفت چيز است كه اگر هفت چيز همراهش نباشد استهزاء حساب مي ‌شود(حدیث از امام رضا علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
اين روايت از حضرت امام رضا (علیه السلام)†منقول است كه فرمود: سَبْعَةُ... ادامه مطلب...
پاسخ به شبهات در خصوص قبول ولایتعهدی مأمون توسط امام علی ابن موسی الرضا (علیه السلام)
سه شنبه, 12 مرداد 1395
  أعوذ بالله من الشّيطان الرّجيم[1] *  و من هرگز خود را تبرئه نمي‌كنم كه... ادامه مطلب...
ردّالشمس یکی از فضائل مولاامیرالمومنین (علیه السلام)
سه شنبه, 28 خرداد 1398
پانزدهم شوال سالروز به وقوع پیوستن رد الشمس برای مولا امیرالمومنین (علیه... ادامه مطلب...
برخاستن براى تعظيم شنيدن اسم مبارك حضرت مهدی (علیه السلام)
پنجشنبه, 27 اردیبهشت 1397
  [تعظيم شنيدن اسم مبارك] 6 نجمة ايضا ششمين تكليف عباد،برخاستن براى تعظيم... ادامه مطلب...
زيارت امام حسین عليه السلام در روز اربعين ، به روايت صفوان جمّال
دوشنبه, 08 آبان 1396
  زِيارَةُ الأَربَعينَ بِرِوايَةِ صَفوانَ الجَمّالِ 3273.تهذيب الأحكام عن... ادامه مطلب...
زيارت حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در روز بیستم ماه صفر (اربعین) توسط جابر بن عبد اللّه انصارى {بانضمام متن زیارت}
جمعه, 05 آبان 1396
  زِيارَةُ جابِرِ بنِ عَبدِ اللّه ِ الأَنصارِيِّ 3275.مصباح الزائر عن عطا :... ادامه مطلب...
متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم
شنبه, 28 بهمن -2
  متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم بسم الله... ادامه مطلب...
در سوگ امیر مومنان حضرت علی (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
پس از شهادت امام (علیه السلام)، حسن بن علی (علیه السلام) به خطبه ایستاد وخدا را... ادامه مطلب...
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام)
سه شنبه, 23 خرداد 1396
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی... ادامه مطلب...
حَبْلِ اللَّهِ کیانند ؟؟!!
چهارشنبه, 13 آذر 1398
  آیه 103 سوره آل عمران وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا... ادامه مطلب...
نشانه‌ های مؤمن راستین
شنبه, 28 بهمن -2
نشانه‌ های مؤمن راستین نمازهای شبانه‌ روزی ما دو قسم است: فرائض و نوافل.... ادامه مطلب...
زیارت اربعین از نشانه های مومن است
شنبه, 28 بهمن -2
در التهذیب از ابا محمد العسکری (علیه السلام) روایت شده که فرمود : وَ رُوِیَ... ادامه مطلب...
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام) وَ... ادامه مطلب...
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات
شنبه, 25 اردیبهشت 1395
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات  ... ادامه مطلب...
طول عمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پاسخ به شبهات
چهارشنبه, 22 اردیبهشت 1395
  طول عمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پاسخ به شبهات بدان شبهۀ... ادامه مطلب...
حُزن امام صادق(علیه السلام) برای غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
سه شنبه, 19 فروردین 1399
  حزن امام صادق(علیه السلام) شيخ صدوق در كمال الدين (كمال الدين و تمام... ادامه مطلب...