gototopgototop
ورود به سایت



خانه شرح حال علمای شیعه جعفربن محمد قولویه (ره)

جعفربن محمد قولویه (ره)

میانگین امتیار کاربران: / 4
ضعیفعالی 

جعفر بن محمد قولویه قمی که به اختصار (( ابن قولویه )) خوانده میشود ، از مفاخر محدثین و فقهای پیشین ما و استاد نامدار شیخ مفید و دارای تصنیفات گرانقدر در فقه و حدیث است.چنانکه خواهیم دید پدر و برادرش نیز (( ابن قولویه )) بوده اند.ولی آنها به عنوان (( محمد بن قولویه )) و (( علی بن محمد بن قولویه )) ذکر میشوند ، و هرگاه به طور مطلق (( ابن قولویه )) گفته شود منظور وی ، یعنی : جعفر بن محمد بن قولویه است.

شیخ الطائفه محمد بن حسن طوسی در کتاب رجال ( باب کسانی که از ائمه روایت نکرده اند ) می نویسد : (( ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه قمی ، صاحب مصنفات است که برخی از کتب او را در فهرست ذکر کرده ایم. تلعکبری از وی روایت کرده است ، و محمد بن محمد نعمان ( شیخ مفید ) و حسین بن عبیدالله ( غضائری ) و احمد بن عبدون و ابن عزور از وی به ما خبر دادند ، در سال 368 وفات یافت.

و در فهرست نوشته است : (( ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه قمی ، ثقه است ، او راست تصانیف بسیاری بر تعداد ابواب و کتب فقه ، از جمله کتاب مداوات الجسد لحیات الابد ، کتاب الجمعة و الجماعه ، کتاب الفطره ، کتاب الصرف ، کتاب الوطی بملک الیمین ، کتاب الرضاع ، کتاب الاضاحی ، کتاب جامع الزیارات و آنچه که در آن از فضیلت زیارات از ائمه علیهم السلام روایت کرده است ، که خود احادیث بسیاری را تشکیل میدهد.و نیز او راست کتاب فهرست کتب و اصولی که روایت کرده است.

روایات و فهرست کتاب او را جماعتی از علمای ما از جمله ابوعبدالله محمد بن محمد نعمان مفید ، و حسین بن عبیدالله و احمد بن عبدون و دیگران از وی یعنی جعفر بن محمد بن قولویه قمی به ما خبر دادند.

نجاشی که رجال خود را بعد از فهرست شیخ نگاشته و معمولا مطالبی تازه و بیشتری دارد ، از این دانشمند فقیه اقدم چنین یاد میکند : (( ابوالقاسم جعفر بن محمد بن جعفر بن موسی بن قولویه ، پدرش مقلب به (( ممله )) و از برگزیدگان شاگردان سعد بن عبدالله اشعری بود.

ابوالقاسم خود از دانشمندان موثق و بزرگ ما در حدیث و فقه میباشد ، از پدر و برادرش از سعد بن عبدالله روایت نموده ، و گفته است : جز چهار حدیث از سعد بن عبدالله نشنیدم.

استاد ما ابوعبدالله ( مفید ) فقه را بر وی قرائت نمود و از او فراگرفت.هرچه مردم ( دانشمندان ) درباره خوبی و فقه او بگویند ، بالاتر از آنست. اوراست کتابهای نیکو ( کتابهایی را که شیه در فهرست آورده است در رجال نجاشی هم هست ولی ما دیگر ذکر نکردیم ) همچون کتاب الصلوة ، کتاب قیام اللیل ، کتاب الصداق ، کتاب بیان حِلُ الحیوان من محرمه ، کتاب قسمة الزکات ، کتاب العدد فی شهر رمضان ، کتاب الرد علی ابن داوود فی عدد شهر رمضان ، کتاب یوم و لیله ، کتاب القضاء و آداب الحکام ، کتاب الشهادات ، کتاب العقیقه ، کتاب تاریخ الشهور و الحوادث فیها ، کتاب النوادر ، کتاب النساء که نا تمام مانده است.

من بیشتر این کتابها را بر استادمان ابی عبدالله ( شیخ مفید ) رحمة الله ، و حسین بن عبیدالله ( غضائری ) رحمة الله قرائت نمودم.

ابن شهرآشوب مازندرانی طبق معمول از وی به سادگی یاد کرده و میگوید : (( جعفر بن محمد بن قولویه ابوالقاسم قمی ، از کلینی و ابن عقده روایت نموده است )) سپس چند کتاب او را که در فهرست شیخ و نجاشی دیدیم نام میبرد و فقط کتاب (( الاربعین )) را اضافه دارد.

علامه حلی به گونه نجاشی از وی یاد کرده و این جمله ها را اضافه دارد : پدرش ملقب به (( مَسلَمَه )) به فتح میم و سکون سین و فتح لام و میم بود.او استاد شیخ مفید رحمة الله است ، و مفید علم و حدیث را از او فراگرفت.هرچه مردم ( علماء ) از خوبی و وثاقت و فقه درباره اش بگویند ، بالاتر از آنست ، او راست تصانیفی که ما در کتاب بزرگمان ذکر کرده ایم.او رحمة الله در سال 369 وفات یافت.

ابن حجر عسقلانی دانشمند نامی عامه متوفی به سال 852 هجری در لسان المیزان از ابن قولویه بدین گونه نام برده است : جعفر بن محمد بن جعفر بن موسی بن قولویه، ابوالقاسم سهمی شیعی ، از بزرگان شیعه و علمای مشهور آنهاست.

طوسی و ابن نجاشی و علی بن حَکَم از وی در شیوخ شیعه نام برده اند ، مفید شاگرد او بود ، و از وی ستایش فراوان نموده ، و نیز حسین بن عبیدالله غضائری از او حدیث نقل کرده است.

محمد بن سلیم صابونی ( گویا محمد بن احمد بن ابراهیم بن سلیمان صابونی باشد که در بخش استادان او خواهیم دید ) در مصر از وی حدیث شنیده ، و در سال 368 وفات یافت.

در روضات الجنات بر خلاف انتظار شرح حال مختصری از وی به دست میدهد.ولی به عکس ، محدث نوری در (( خاتمه مستدرک )) به تفضیل درباره او سخن گفته و به خصوص داستانی جالب راجع به وی از کتاب (( خرایج )) قطب الدین راوندی نقل میکند که خواهیم دید ، و 32 تن از اساتید او را از روی تنها کتابش که به دست آمده و چاپ شده است ، یعنی (( کامل الزیاره )) با مشخصات هریک نام میبرد که جداگانه نام میبریم.

پدر و برادرش

پدر وی که معروف به محمد بن قولویه است ، نیز از بزرگان علمای قم بوده است.شیخ طوسی در رجال ( باب کسانی که از ائمه روایت نکرده اند ) از او بدین گونه یاد میکند : (( محمد بن قولویه قمی جَمال ( جَمال ، یعنی شتر دار - حال خود او یا یکی از پدرانش بدین وصف موصوف و شتر دار بوده اند ، یا لقبی برای او بوده است ، معلوم نیست ) پدر ابوالقاسم جعفر بن محمد است.از سعد بن عبدالله - اشعری - و دیگران روایت میکند.

محمد بن قولویه استاد کشی صاحب رجال معروف است.برادرش که از وی بزرگتر و استاد او بوده نیز از دانشمندان قم به شمار می رفته است.

نجاشی مینوسید : ابوالحسن علی بن محمد بن جعفر بن موسی بن مسرور ، پدرش ملقب به (( ممله )) بود.او محدث بود و در سن جوانی درگذشت.به همین جهت از وی حدیث استماع نشد. او راست کتاب فضل علم و آداب آن که محمد و حسن بن هدبه از جعفر بن محمد بن قولویه آنرا به ما خبر دادند.

هر چند نجاشی تصریح نمیکند که او فرزند محمد بن قولویه است ، ولی از اینکه می گوید : پدرش ملقب به (( ممله )) بود ، و در ترجمه برادرش جعفر نیز همین را گفته است ، و از اینکه در پایان میگوید : (( جعفر بن محمد بن قولویه قال حدثنی اخی به )) خوبی پیداست که ابوالحسین علی ، برادر بزرگ جعفر بن قولویه بوده است، چنانکه دانشمندان بعدی گفته اند.

کتاب کامل الزیارات

به طوری که دیدیم شیخ طوسی ، یکی از کتابهای او را (( جامع الزیارات )) و نجاشی (( کتاب الزیارات )) دانسته بود.این دو کتاب همانست که بعد ها (( کامل الزیاره)) نامیده شده ، و علامه مجلسی به همین جهت رمز آن را در مقدمه بحارالانوار (( مل )) قرار داده است.

(( کامل الزیاره )) تنها کتاب ابن قولویه است که از دیر زمان به دست آمده و در کتابهای بعدی از آن استفاده شده است ، و به واسطه آن ابن قولویه معروف به (( صاحب کامل الزیاره )) میباشد.

(( کامل الزیاره )) در سال 1356 در 337 صفحه با تصحیح و حواشی و مقدمه علامه محقق شیخ عبدالحسین امینی مولف کتاب (( الغدیر ))  در نجف اشرف چاپ شده است.

علامه امینی در مقدمه پرارزش خود و شرح حال ابن قولویه ، درباره اهمیت کتاب میگوید : از کتابهای قدیمی معروف است ، و شیخ طوسی در کتاب (( تهذیب )) و سایر محدثین از آن نقل کرده اند ، و شیخ حر عاملی آن را از مصادر کتابش (( وسائل الشیعه )) قرار داده و آنرا از کتب مورد اعتماد دانسته است.

کامل الزیاره 108 باب است.باب اول ثواب زیارت پیغمبر (ص) و زیارت امیرالمومنین ، امام حسن و امام حسین (ع) است ، آخرین باب (( باب نوادر زیارات )) میباشد.

فاضل محترم غلامرضا عرفانیان ، رساله کوچکی در 23 صفحه به نام ( الثقات فی اساتید کامل الزیارات ) نوشته و اسامی استادان دانشمند ابن قولویه را بر اساس حروف تهجی قرار داده ، و در سال 1385 در نجف اشرف چاپ شده است.

مولف روضات الجنات می گوید : ابن قولویه در کامل الزیارات احادیث مربوط به ثواب و اهمیت زیارت پیغمبر و ائمه اطهار را روایت کرده ، و دیگر به کیفیت زیارت آنها نپرداخته است.

اهمیت این کتاب شریف در این است که در اواسط سده چهارم هجری آن هم با اسناد معتبر ، احادیث مربوط به زیارات پیغمبر و امامان عالی مقام را در آن گرد آورده و به عنوان ماخذ معتبر و قابل اطمینانی برای دانشمندان بعدی باقی گذارده است.

استادان ابن قولویه

محدث نوری می نویسد : آنچه در شرح حال این شیخ بزرگوار اهمیت دارد استقصاء استادان او در کتاب شریف ( کامل الزیارات ) است.زیرا دارای فوائد بزرگی است که در سایر مشایخ و استادانی که قبلا نام بردیم ( در خاتمه مستدرک ) وجود ندارد.ابن قولویه در آغاز کتاب می گوید : (( من روایات این کتاب را فقط از موثقین اصحاب نقل کرده ام ، و یک حدیث را از ضعفاء و راویان غیر معروف که به حدیث و علم مشهور نبوده اند ، نیاورده ام )) سپس محدث نوری میگوید : می بینید که ابن قولویه تصریح میکند که تمامی کتاب کامل الزیارات مشهورین به حدیث و علم بوده اند.

در شناخت اینان کافی است که شخصی مانند ابن قولویه آنها را تزکیه و تعدیل کرده باشد.بنابراین می گوئیم کسانی که ابن قولویه احادیث کتاب کامل الزیارات را به عنوان استادانش از آنها نقل کرده است ، اینانند :

1.پدرش محمد بن قولویه که از برگزیدگان شاگردان سعد بن عبدالله بوده ، و کِشی در رجال خود از او زیاد نقل میکند.

2. ابوعبدالرحمن احمد بن حسین زعفرانی عسکری مصری مقیم بغداد که هارون بن موسی تلعکبری در سال 325 از وی اجازه گرفته است.

3.ابوالفضل محمد بن احمد بن ابراهیم بن سلیمان جعفی کوفی معروف به صابونی یا ابوالفضل صابونی ، صاحب کتاب (( الفاخر )) در فقه که فتاوای او در کتب علمای شیعه نقل شده است.

4.ثقة الاسلام کلینی رحمت الله علیه.

5. محمد بن حسن بن ولید ، پیشوای علمای قم و فقیه آنها.

6.محمد بن حسن بن علی بن مهزیار.

7.ابوالعباس محمد بن جعفر بن محمد بن حسن قریشی بزاز متولد سال 233 و متوفای 316 ، چنانکه در رساله ابوغالب زراری است ، و در آنجاست که او دائی پدر ابوغالب و یکی از روات حدیث و مشایخ شیعه بوده است.

8.شیخ بزرگوار محمد بن عبدالله بن جعفر حمیری قمی ، صاحب مسائلی که برای امام زمان (ع) ارسال داشت و حضرت آنها را جواب داد و توقیعاتی که شیخ طوسی در کتاب غیبت نقل کرده است.

9.حسن بن عبدالله بن محمد بن عیسی ( برادر زاده احمد بن محمد بن عیسی ).  

10.علی بن بابویه قمی.

11.برادرش علی بن محمد بن قولویه.

12.ابوالقاسم جعفر بن محمد بن ابراهیم بن عبدالله بن موسی بن جعفر موسوی علوی که ظاهرا همان مصری است که تلعکبری در سال 340 در مصر از وی حدیث شنیده و اجازه گرفته است.

13.ابو علی احمد بن علی بن مهدی بن صدقه رقی ( رقی ، یعنی هندوانه فروش ، و یا منسوب به شهر " رقه " واقع در مرز سوریه و عراق در کنار رود فرات ) انصاری که از پدرش از حضرت رضا (ع) روایت میکند و در سال 340 تلعکبری از وی حدیث شنیده است.

14.محمد بن عبدالمومن مودب قمی ، دانشمند موثق و صاحب کتاب نوادر که هفتصد حدیث در آن بوده است.

15.ابوالحسن علی بن حاتم بن ابی حاتم قزوینی ، صاحب کتب بسیار و نیکو و مورد اعتماد که تلعکبری در سال 326 از وی حدیث شنیده است.

16.علی بن محمد بن یعقوب بن اسحاق صیرفی کسائی کوفی عجلی متوفی به سال 332 که تلعکبری از وی روایت میکند و از او اجازه گرفته و در سال 325 حدیث شنیده است.

17.استاد مودب او : علی بن حسین سعد آبادی قمی که کلینی و ابوغالب زراری و علی بن بابویه و محمد بن موسی متوکل از وی روایت میکنند.

18.ابو علی محمد بن همام بن سهیل کاتب بغدادی ، شیخ طائفه و چهره درخشان شیعه که به دعای حضرت امام حسین عسگری (ع) متولد شده ، و در سال 332 وفات یافته ، و تلعکبری بسیار از وی روایت میکند ، و در سال 323 از او حدیث شنیده ، و مولف کتاب التمحیص است.

19.ابو محمد هارون بن موسی بن احمد بن سعید بن سعد تلعکبری شیبانی ، دانشمند بزرگوار عالیقدر و بی نظیر که تمامی اصول و مصنفات علمای شیعه را روایت کرده و در گذشته سال 358 است.

20.قاسم بن محمد بن علی بن ابراهیم همدانی وکیل ناحیه مقدسه در همدان بعد از پدرش محمد که او نیز بعد از پدرش علی وکلای امام زمان بودند و همین افتخار برای آنها کافی است.

21.حسن بن زبرقان طبری.

22.ابوعبدالله حسین بن محمد بن عامر بن عمران اشعری قمی ، دانشمند موثقی که کلینی از وی در (( کافی )) احادیث بسیاری روایت کرده ، و خود شاگرد محمد بن حسن بن ولید و علی بن بابویه و ابن بطه بوده و غالبا از عمویش عبدالله بن عامر روایت میکند.

23.ابو علی احمد بن ادریس بن احمد اشعری قمی فقیه بزرگوار که از بزرگان اساتید کلینی بوده ، و فرزندش حسین بن احمد ، و ابن ولید قمی و ابن ابی جید و محمد بن حسن بن سفیان بزوفری ، و ابوالحسین و احمد بن جعفر بن سفیان بزوفری ، و علی بن محمد بن قولویه ، و محمد بن صفار ، و حسن بن حمزه علوی متوفی در سال 306 از وی روایت نموده اند.

24.عبیدالله بن فضل بن محمد بن هلال طالی بصری ، و در بعضی از نسخه ها به جای عبیدالله ، عبدالله ضبط شده ، مکنی به ابوعیسی مصری از دانشمندان شیعه که تلعکبری از وی روایت میکند و گفته است که در سال 341 در مصر از او حدیث شنیدم.

25.حکیم بن داود بن حکیم که از سلمة بن خطاب روایت میکند.

 26.ابوعبدالله حسین بن علی زعفرانی که در دیر ( دیر که محل عبادت و سکونت راهبان نصارا در بیابانها و نقاط دور از مردم است ، نام اماکن مختلفی در عراق و شام و فلسطین و لبنان و مصر بوده ، و در اینجا معلوم نیست این " دیر " در کجا بوده است ) از او روایت نموده است.

27.محمد بن حسین ( یا حسن ) بن مث جوهری.

28.محمد بن احمد بن علی بن یعقوب.

29.ابوعبدالله محمد بن احمد بن یعقوب بن اسحاق بن عمار.

30.ابوعبدالله محمد بن احمد بن یعقوب ، احتمال دارد که با شخص سابق یکی باشد ، بلکه محتمل است که هر سه یکنفر باشند.

31.ابوالحسین احمد بن عبدالله بن علی ناقد.

32.ابوالحسن محمد بن عبدالله بن علی ! قبلا به نقل شیخ طوسی در رجال نوشتیم که تلعکبری از وی روایت کرده است ، ولی چنانکه دیدیم محدث نوری به نقل از (( کامل الزیارات )) تلعکبری را استاد او میداند.ممکن است هر دو از هم روایت کرده باشند ، ولی بعید است که تلعکبری متوفی به سال 385 استاد ابن قولویه درگذشته سال 368 باشد.

33.شیخ طوسی در فهرست احمد بن اصفهبد ( اسپهبد ) را نیز از استادان او میداند.

34.در گفتار ابن شهرآشوب هم دیدیم که ابن عقده ( متوفی به سال 333 ) را نیز از اساتید او دانسته بود.

شاگردان وی

قبلا از شیخ و نجاشی نقل کردیم که این عده از مفاخر فقها و محدثین شیعه را از شاگردان و راویان او دانسته بودند ، هارون بن موسی تلعکبری ، شیخ مفید محمد بن محمد بن نعمان ، حسین بن عبیدالله غضائری ، احمد بن عبدون و ابن عزور ، و به گفته نجاشی (( و غیره )) شاگردان او بوده اند.

از این عبارت نجاشی (( و غیره )) و از اینکه ابن قولویه از مشایخ بزرگ و به شهرها و کشورهای مختلفی سفر کرده ، و در پایان عمر در بغداد اقامت داشته است ، به طور قطع دانشمندان بسیاری از محضر وی بهره مند گشته اند ، و از او روایت نموده و فقه و حدیث شنیده یا اجازه گرفته اند.ولی ما در مجموع مآخذ جز این عده را نیافتیم که از شاگردان او به شمار رفته باشند.البته همین عده به خصوص شیخ مفید نام و آثارش را باقی گذاردند. به طوری که در کتب مفید از جمله (( امالی )) که در دسترس نویسنده است ، احادیث بسیاری را از وی در رشته های گوناگون روایت کرده است.

حدیثی جالب از ابن قولویه

با این که احادیث جالب بسیاری از ابن قولویه در دست داریم ، ولی از میان آنها به تناسب داستانی که بعد نقل می کنیم ، حدیثی را که علامه نوری در پایان شرح حال وی نقل کرده است می آوریم :

(( با اسانید گذشته ( یعنی شیخ مفید و دیگران ) از ابوالقاسم جعفربن محمد قولویه روایت شده است که گفت : استادانم از جمله پدرم و محمد بن حسن ( ابن ولید قمی ) و علی بن حسین ( بن بابویه ) همگی از سعد بن عبدالله بن ابی خلف ( اشعری ) از محمد بن عیسی بن عبید یقطینی از عبدالله بن زکریای مومن از عبدالله بن مسکان از زید مولی ابن ابی هبیره روایت کرده اند که امام محمد باقر (ع) گفت : پیغمبر (ص) فرمود : دست به دامن علی بزنید که او صدیق اکبر و راهنمای کسانی است که از وی پیروی کنند.هرکس ( در خلافت اسلامی ) بر وی سبقت گیرد از دین خارج میشود ، و هرکس او را خوار گرداند خدا او را نابود میکند ، و هرکس به وی چنگ زند ، چنگ به ریسمان الهی زده است ، و هرکس ولایت و حکومت او را بپذیرد ، خدا او را هدایت میکند ، و هرکس ولایت او را رها سازد خدا او را گمراه می گرداند. دو نوه دختری من حسن و حسین که در میان امت من هستند ، از اوست که فرزندان من میباشند ، و امامانی که راهنمایان خلقند و از جمله مهدی (عج) است ، از اولاد حسین (ع) هستند.پس آنها را دوست بدارید ، و حکومت آنها را بر خود فرض شمارید ، و دشمنان آنها را به جای ایشان سروران خود ندانید که در آن صورت خشم خدا را بر خود روا گردانیده اید ، و در زندگی دنیا ذلیل و خوار خواهید شد. ( مستدرک الوسائل جلد 2 صفحه 523 )

داستانی جالب از ابن قولویه

محدث نوری داستان جالبی از ابن قولویه به نقل از کتاب (( خرایج )) قطب الدین راوندی آورده است که همان را علامه مجلسی در جلد 13 بحارالانوار باب 23 ( باب کسانی که امام زمان (ع) را دیده اند ) نقل کرده و ما ترجمه آنرا در سال 1339 شمسی در کتاب < مهدی موعود > ترجمه جلد 13 بحار که پیرامون وجود مقدس امام زمان (عج) است آورده ایم و در اینجا نقل می کنیم.

علامه مجلسی می نویسد : در (( خرایج )) راوندی است که از ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه روایت شده که گفت : وقتی در سنه 307 ( یعنی سال 337 هجری ) به عزم حج بیت الله وارد بغداد شدم ، و آن سالی بود که قرامطه (( حجرالاسود )) را به جای خود برگردانیده بودند ( قرامطه گروهی از اعراب آشوب گر بودند که بر ضد خلفای بغداد سر به شورش برداشتند ، و مرکز خود را " بحرین " قرار دادند ، و به شرحی که در متن خواهیم گفت حجرالاسود را از جای خود درآوردند و با خود به بحرین بردند ، و 22 سال نزد خود نگاه داشتند تا اینکه سرانجام آن را آوردند و بار دیگر در جای خود نصب شد.توضیح خواهیم داد که قرامطه در سال 339 حجرالاسود را برگردانیدند ) بیشترین سعی من این بود که خود را به مکه برسانم و ببینم چه کسی حجرالاسود را در جای خود نصب میکند.

زیرا در خلال بعضی از کتابها دیده بودم که نوشته بود : (( حجرالاسود را می ربایند و بار دیگر امام آن عصر ، آنرا در جای خود نصب میکند ، چنانکه در زمان حجاج بن یوسف ، امام زین العابدین (ع) آنرا در جای خود نهاد و به همان حال ماند.

ولی در بغداد بیماری سختی پیدا کردم ، به طوری که جان خود را در معرض خطر دیدم و نتوانستم شخصا به حج بروم.ناچار شخصی به نام (( ابن هشام )) را نائب گرفتم که از جانب من به حج برود و نامه سربسته ای به وی دادم که در آن به حضرت امام زمان (عج) نوشتم بودم و از مدت عمر خود و این که در این مرض می میرم یا نه ، سوال کرده بودم.

به ابن هشام نائب خود گفتم : تمام مقصودم این است که این نامه را به دست کسی برسانی که حجرالاسود را در جای خود می گذارد ، و جواب آن را گرفته و بیاوری ، و من تو را فقط برای این کار میفرستم. ( پیداست که حج واجب نبوده است )

وقتی ابن هشام از سفر حج برگشت نقل کرد که چون وارد مکه شدم و مردم در صدد برآمدند حجرالاسود را در جای خود نصب کنند ، من مبلغی پول به عده ای از خدام حرم دادم تا راه را باز کنند و من بتوانم آن کس که حجرالاسود را در جای خود میگذارد ببینم.چند نفر از خدام را با خود نگاه داشتم که ازدحام جمعیت را به یک سو زنند ( و بدین گونه به نزدیک محل رسیدم.)

هرکس حجرالاسود را برداشت که در جای خود نصب کند ، قرار نگرفت.تا این که جوانی گندم گون و زیبا روی آمد و آن را برداشت و در جای خود گذارد ، به طوری که گوئی اصلا کنده نشده بود.

در این موقع صدای شادی حاجیان از هر سو برخاست.سپس جوان مزبور از یکی از درهای مسجدالحرام خارج شد.من هم برخاستم و از هر طرف مردم را متفرق ساختم و به دنبال وی شتافتم .مردم هم به من راه میدادند ، و مرا دیوانه می پنداشتند ، ولی من در آن گیر و دار چشم از او بر نمی گرفتم تا این که از میان جمعیت بیرون آمدم.

من با سرعت پشت سر او می دویدم ، و او آهسته راه میرفت ، معهذا به او نمی رسیدم ، وقتی به جایی رسیدم که جز من کسی او را نمی دید ایستاد و به من نگریست و گفت : آنچه با خود داری بیاور ! من هم نامه را به او دادم.بدون اینکه به آن نگاه کند گفت : بگو از این بیماری وحشت مدار که بعد از سی سال دیگر خواهی مُرد ! در این وقت گریه ام گرفت و چندان گریستم که قدرت هرگونه حرکتی از من سلب شد.در همین حال مرا گذاشت و رفت.

ابن قولویه گفت : این داستان را ابن هشام نائب من بعد از مراجعت از سفر حج برای من نقل کرد.چون سال 67 ( یعنی 367 ) رسید ، ابن قولویه بیمار شد و به امور خود پرداخت و تهیه لوازم قبر می دید. وصیت خود را نوشت و در این باره سعی بلیغ مبذول میداشت.به او میگفتند این همه ترس برای چیست ؟ امید است خداوند سلامتی بدهد ، ترس ندارد.ولی ابن قولویه میگفت : این همان سالی است که قبلا وعده مرگ مرا داده اند و سرانجام در همان بیماری رحلت نمود.  ( مهدی موعود ، ترجمه جلد 13 بحارالانوار مجلسی ( جلد 51 و 52 چاپ جدید ) به قلم نویسنده این سطور ، صفحه 796 )

وفات ابن قولویه

به طوری که دیدیم شیخ طوسی در (( رجال )) نوشته بود ابن قولویه در سال 368 از دنیا رفته است ، و علامه حلی هم 369 ضبط نموده بود ، ابن داود که معاصر علامه بوده و رجال خود را بعد از خلاصه او نوشته است نخست گفتار شیخ را نقل میکند ، سپس میگوید : بعضی از اصحاب ما گفته اند : 369 بوده ، ولی 368 ظاهرتر است ، که البته منظور از بعضی اصحاب همان علامه حلی است.

محدث عالیقدر شیخ یوسف بحرانی می گوید : این دو تاریخ یک سال با هم فاصله دارند ، و یکی از آنها سهو قلم میباشد.شیخ ابوعلی حائری هم بدون این که آنرا حل کند ، میگوید : پوشیده نماند که این دو تاریخ یک سال با هم تفاوت دارند.دیگران نیز همین را گفته اند.

در بعضی از مآخذ بعدی مانند (( الکنی و الالقاب )) محدث قمی شاگرد علامه نوری ، نوشته است : در سال 368 یا 367 وفات یافت. به نظر ما علامه حلی که سال 369 را ضبط کرده و محدث قمی که 367 نوشته است ، هر دو و دیگران نظیر اینان ، نظر به داستان منقول از خرایج راوندی داشته اند.با این فرق که مثلا علامه حلی کلمه (( سبع )) را (( تسع )) یعنی 9 خوانده ، و دیگری (( سبع )) یعنی 7 قرائت نموده است ، و از این راه این اختلاف پدید آمده است.

به طور قطع ابن قولویه در سال 339 وارد بغداد شده است.زیرا مورخین نوشته اند که قرامطه حجرالاسود را در سال 339 به مکه برگرداندند. ابن اثیر در حوادث سال 339 هجری مینویسد : در این سال قرامطه حجرالاسود را به مکه برگردانیدند و به جای خود نصب شد.آنها آن را در سال 317 ربودند ، و در سال 339 نخست به کوفه بردند و در آنجا آویختند تا مردم آنرا ببینند ، سپس در ماه ذی القعده همان سال بردند به مکه و در جای خود نصب گردید.شیخ عبدالله یافعی و دیگران هم واقعه را در همین سال نوشته اند.بنابراین از نظری میتوان گفت : چون شیخ طوسی شاگرد شیخ مفید و با یک واسطه شاگرد ابن قولویه بوده ، شاید اطلاع درست تری داشته است ، و از نظر دیگر با توجه به داستان مزبور که قطب الدین راوندی در (( خرایج )) نقل کرده ، سال 369 که علامه حلی ضبط کرده ، درست تر است.

ما داستان را از روی بحارالانوار علامه مجلسی ترجمه نمودیم که سال ورود ابن قولویه به بغداد را 337 ضبط کرده است.محدث نوری نیز در خاتمه مستدرک همین سال را نوشته و به طور قطع محدث قمی هم نظر به نوشته محدث نوری و علامه مجلسی داشته است. هم اکنون نویسنده کتاب (( خرایج )) راوندی را در اختیار ندارد که ببیند در آنجا هم سال 337 است یا 339 ؟ اگر 337 باشد بطور قطع غلط است و تصحیف 339 میباشد که در آن سال قرامطه حجرالاسود را بر گردانیدند ، و ابن قولویه که میدانسته قرامطه اعلان کرده اند آنرا امسال در موسم حج در ماه ذی الحجه به مکه باز میگردانند و نخست مدتی آنرا در مسجد کوفه آویختند سپس به مکه بردند و نصب شد ، در صدد برآمده به منظور دیدار کسی که حجرالاسود را در جای خود نصب میکند که در اعتقاد او نظر به پاره ای از احادیث امام عصر (ع) بوده است ، عازم حج شود.

از آنجا که امام زمان (عج) به نائب وی فرمود : (( بگو بعد از سی سال دیگر خواهی مُرد )) و چنین هم شد ، بنابراین ابن قولویه در سال 369 در بغداد رحلت کرده است.

البته چون ماه ذی الحجه با محرم که آغاز سال هجری است یک ماه فاصله داشته است ، امکان این که وی در ذی الحجه 368 مطابق ضبط شیخ طوسی و نزدیک به سال 339 رحلت کرده باشد ، هست.

علامه مجلسی در جلد 13 بحارالانوار پس از نقل داستان منقول از خرایج راوندی می نویسد : (( ابن قولویه استاد شیخ مفید است . شیخ طوسی در کتاب رجال نوشته است : (( وی به سال 368 وفات کرده )) ، وفات او در اوائل سال شصت و هشت بوده ، و در این خبر ( که 67 است ) مقدار کسری را معتبر ندانسته اند ، به خصوص که اسقاط کمتر از نصف هم در حساب شایع است. ))

اگر این تقریب علامه مجلسی درست باشد ما هم می گوییم وفات ابن قولویه در سال 369 بوده و شیخ مقدار کسری را معتبر ندانسته و مثلا در ماه ذی الحجه آخر سال 368 دانسته است !

گویا محدث قمی در کتاب (( هدیة الاحباب )) نظر به آنچه توضیح دادیم داشته که نوشته است : (( . . . در حدود سنه 369 ( شط ) به رحمت الهی پیوست و در بقعه مطهره کاظمیه پائین پای حضرت موسی بن جعفر (ع) به خاک رفت ، و در جنب قبر اوست قبر شیخ مفید و ابن حجاج شاعر . و اما ابن قولویه که در قم مدفون است در قبرستان بزرگ نزدیک بقعه علی بن بابویه (ره) پس او محمد بن قولویه والد این شیخ است ))

مرقد محمد بن قولویه هم اکنون در کنار باغ ملی قم روبروی حرم مطهر حضرت معصومه (ع) در کنار خیابان ارم مقابل آرامگاه دانشمند هم عصر و همشهریش علی بن بابویه قمی واقع و مشخص است.

ابن قولویه در بغداد وفات یافت و در حرم کاظمین (ع) مدفون گردید.مامقانی از (( تکمله امل الآمل )) نقل میکند که نوشته است : (( در حرم کاظمین پائین حضرت جواد الائمه (ع) محاذی قبر شیخ مفید مدفون گردید )) سپس مامقانی میگوید : کاش میگفت قبر شیخ مفید محاذی قبر اوست ، چون او قبل از شیخ مفید در گذشته است ))

توضیحات ما  

در شرح حال این دانشمند محدث فقیه بزرگوار پیشین که از مفاخر علماء بوده است نکاتی هست که باید آنرا توضیح دهیم تا نقطه ابهامی در ترجمه او باقی نماند :

1- دیدیم که نجاشی از ابن قولویه نقل کرده بود که گفته است : جز چهار حدیث از سعد بن عبدالله اشعری نشنیده است.ولی در شرح حال سعد بن عبدالله نجاشی می نویسد : حسین بن عبیدالله ( غضائری ) گفت : کتاب (( منتخبات )) سعد بن عبدالله را آوردم تا بر ابوالقاسم بن قولویه قرائت کنم و از وی پرسیدم آیا سعد بن عبدالله برایت حدیث گفته است ؟ ابن قولویه گفت : نه ، بلکه پدرم و برادرم حدیث او را برای من نقل کردند ، و من جز دو حدیث از وی نشنیدم.

چون این دو مطلب با هم منافات دارد ، حاج شیخ عبدالله مامقانی در حاشیه رجالش آنرا بدین گونه حل کرده است.ابن قولویه در آنجا گفته است جمعا جز چهار حدیث از سعد نشنیده ، ولی در اینجا می گوید : از کتاب منتخبات وی جز دو حدیث نشنیده است.

2 - باز نجاشی در شرح حال ابن قولویه و برادرش نوشته بود : پدرش ملقب به (( ممله )) است.علامه حلی این کلمه را (( مَسلَمَه )) نوشته و ضبط آنرا بدین گونه توضیح می دهد : به فتح میم و سکون و فتح لام و میم ! ابن داود معاصر علامه نیز همین را گفته است.میر مصطفی تفرشی هم آنرا تکرار کرده است.شیخ ابوعلی حائری نیز نخست می گوید : (( پدرش ملقب به مسلمه بود )) یعنی همان عبارت علامه و ابن داود و تفرشی ولی با اختصار و بدون نقل از دیگران ، و پس از نقل گفتار علمای پیشین و توضیحات خود ، می نویسد : وحید بهبهانی در (( تعلیقه )) در ترجمه برادر ابن قولویه ( علی بن محمد ) گفته است : پدر موسی ( جد وی ) مرور ( نه مسرور که نجاشی گفته است ) و پدر خودش ملقب به (( مسمله )) بود !

سپس شیخ ابوعلی میگوید (( شاید (( ممله )) تحریف شده (( مسلمه )) باشد.قهپایی در (( مجمع الرجال )) گمان کرده که اشتباه با لقب محمد بن حسن صفار شده است.ولی پوشیده نماند که صفار را (( مموله )) می گفتند.

همان طور که در شرح حال محمد بن حسن صفار ( جلد دوم ) گفتیم : از روزگاران پیش تا کنون در قم و بسیاری از شهرهای ایران معمول است که به زبان ساده و بچگانه افراد (( محمد )) نام را (( ممل )) میخوانند.گاهی هم محمد را (( ممده )) و معادل آن (( ممله )) می گفتند و می گویند.از این رو چون نام صفار و نام پدر ابن قولویه (( محمد )) بوده است ، در قم که این رسم معمول بوده از کوچکی به آنها (( ممله )) به جای (( ممده )) گفته اند ، و چون بسیاری از بزرگان علمای قم مانند اشعری ها اصلا عرب زبان بوده اند ، و به هر دو زبان عربی و فارسی سخن می گفته اند ، ممله را (( مموله )) هم میگفتند ، و از اینجاست که این دو تعبیر در اسامی آنها پیدا شده است.

این نکته ایست که خوشبختانه پس از 11 قرن توفیق حل آن نصیب این بنده شده است.چون تا کنون در جائی ندیده ام که هیچ یک از دانشمندان ایرانی و غیر ایرانی متوجه این مطلب شده و یادآوری کرده باشند !

علامه حلی و ابن داوود از آنجا که عرب زبان بوده و در حله منطقه عرب نشین می زیسته اند ، چون از درک موضوع بیشتر به دور بوده اند ، این لفظ را (( مسلمه )) خوانده و حتی علامه ، اعراب حروف آنرا هم یادآور میشود !

تعجب از دانشمندان ایرانی امثال میر مصطفی تفرشی و شیخ ابوعلی حائری و محقق شوشتری است که آنها هم (( مسلمه )) ضبط کرده اند که هیچ با موضوع تناسب ندارد.

و باز تعجب از مامقانی است که عبارت نجاشی را که می گوید (( و کان ابوه یلقب ممله )) بدین گونه آورده است (( و کان ابوه یلقب مسلمه )) !

عجب تر این که مامقانی میگوید : وحید بهبهانی در تعلیقه گفته است : پدر علی بن محمد قولویه ملقب به حمله بوده و شیخ ابوعلی حائری احتمال داده که (( حمله )) محرف (( مسلمه )) باشد.در صورتی که شیخ ابوعلی گفته بود وحید گفته است : پدرش ملقب به (( ممله )) است.

Developed by JoomVision.com

حضرت آیت الله سید روح الله الموسوی الخمینی (ره)

پایگاه اینترنتی احادیث

حضرت آیت الله سید روح الله الموسوی الخمینی (ره) حضرت آیت الله سید روح الله الموسوی الخمینی (ره)

حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی (مدظلّه العالی)

پایگاه اینترنتی احادیث

حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی (مدظلّه العالی) حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی (مدظلّه العالی)

حضرت آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب (ره)

پایگاه اینترنتی احادیث

حضرت آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب (ره) حضرت آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب (ره)

شهید حاج شیخ احمد کافی (ره)

پایگاه اینترنتی احادیث

شهید حاج شیخ احمد کافی (ره) شهید حاج شیخ احمد کافی (ره)

جهت دریافت حدیث هفته برروی اشتراک خبرنامه کلیک کنید.


نام و نام خانوادگی:

پست الکترونیکی:

 عضویت در کانال ارسال حدیث در نرم افزار تلگرام

http://telegram.me/ahadithshia

@ahadithshia

ورود اعضاء

لو گوی ما

لینک به وب سایت احادیث

حاضرین سایت

ما 712 مهمان آنلاین داریم
Joomla Templates and Joomla Extensions by JoomlaVision.Com
نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام)
یکشنبه, 28 بهمن -2
  نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام) شیخ صدوق... ادامه مطلب...
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام)
سه شنبه, 24 اسفند 1395
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام) حضرت فاطمه علیها السلام خدمتگذاری... ادامه مطلب...
شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ العسکری (علیهِما السلام)
چهارشنبه, 17 آذر 1395
    شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ... ادامه مطلب...
مناقبت و شهادتنامه حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)
یکشنبه, 28 بهمن -2
  ماجراي تنبّه اسحق ‌بن‌ يعقوب كندي اسحق‌بن‌يعقوب‌كندي،... ادامه مطلب...
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنبه, 06 آذر 1395
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)   ... ادامه مطلب...
حکمت نامه امام حسین (علیه السلام)
جمعه, 09 مهر 1395
ويژگىِ عاقل نزهة الناظرـ از امام حسين عليه السلام ـ : چون پيشامد سختى بر عاقل... ادامه مطلب...
فضلیت زیارت ، گوشه ای از احوالات و ... ( حضرت امام ابوالحسن الرضا (علیه السلام)
یکشنبه, 24 مرداد 1395
مؤلف ( حاج شیخ عباس قمی) گويد كه در اينجا چند مطلب است كه شايسته و مناسب است... ادامه مطلب...
شرفیاب شدن دعبل خزایی خدمت امام ابوالحسن الرضا (علیه السلام) و خواندن اشعار در مدح آنحضرت
شنبه, 23 مرداد 1395
 شیخ صدوق رحمه الله در کتاب «عیون اخبار الرضا علیه السلام» از... ادامه مطلب...
سه روز مهمّ در پيش ‌روي هر انساني ( حدیث از امام رضا (علیه السلام) )
یکشنبه, 28 بهمن -2
سه روز مهمّ در پيش ‌روي هر انساني از حضرت امام رضا(علیه السلام) منقول... ادامه مطلب...
هفت چيز است كه اگر هفت چيز همراهش نباشد استهزاء حساب مي ‌شود(حدیث از امام رضا علیه السلام)
یکشنبه, 28 بهمن -2
اين روايت از حضرت امام رضا (علیه السلام)†منقول است كه فرمود: سَبْعَةُ... ادامه مطلب...
پاسخ به شبهات در خصوص قبول ولایتعهدی مأمون توسط امام علی ابن موسی الرضا (علیه السلام)
سه شنبه, 12 مرداد 1395
  أعوذ بالله من الشّيطان الرّجيم[1] *  و من هرگز خود را تبرئه نمي‌كنم كه... ادامه مطلب...
اشعار منقول از امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)
سه شنبه, 12 مرداد 1395
  اين چند بيت از حضرت امام ابوالحسن‌الرّضا†(علیه السلام) منقول است: يعيب... ادامه مطلب...
توجّه ويژه‌ي امام رضا (علیه السلام) به نماز اوّل وقت
چهارشنبه, 20 مرداد 1395
  توجّه ويژه‌ي امام رضا (علیه السلام) به نماز اوّل وقت     اينجا... ادامه مطلب...
حفظ نعمت و افزایش آن با انفاق و شکرگزاری
یکشنبه, 10 مرداد 1395
حفظ نعمت و افزایش آن با انفاق و شکرگزاری مرحوم علاّمه‌ي مجلسي (رض) نقل مي... ادامه مطلب...
يقين به ولايت،راز قبولي اعمال نزد خداوند متعال(فرمایش امام صادق (علیه السلام) )
دوشنبه, 04 مرداد 1395
يقين به ولايت،راز قبولي اعمال نزد خداوند متعال(فرمایش امام صادق (علیه... ادامه مطلب...
متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم
یکشنبه, 28 بهمن -2
  متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم بسم الله... ادامه مطلب...
در سوگ امیر مومنان حضرت علی (علیه السلام)
یکشنبه, 28 بهمن -2
پس از شهادت امام (علیه السلام)، حسن بن علی (علیه السلام) به خطبه ایستاد وخدا را... ادامه مطلب...
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام)
سه شنبه, 23 خرداد 1396
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی... ادامه مطلب...
حَبْلِ اللَّهِ کیانند ؟؟!!
سه شنبه, 07 دی 1395
  آیه 103 سوره آل عمران وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا... ادامه مطلب...
نشانه‌ های مؤمن راستین
یکشنبه, 28 بهمن -2
نشانه‌ های مؤمن راستین نمازهای شبانه‌ روزی ما دو قسم است: فرائض و نوافل.... ادامه مطلب...
زیارت اربعین از نشانه های مومن است
یکشنبه, 28 بهمن -2
در التهذیب از ابا محمد العسکری (علیه السلام) روایت شده که فرمود : وَ رُوِیَ... ادامه مطلب...
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام)
یکشنبه, 28 بهمن -2
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام) وَ... ادامه مطلب...
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات
شنبه, 25 اردیبهشت 1395
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات  ... ادامه مطلب...
طول عمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پاسخ به شبهات
چهارشنبه, 22 اردیبهشت 1395
  طول عمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پاسخ به شبهات بدان شبهۀ... ادامه مطلب...
حُزن امام صادق(علیه السلام) برای غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
یکشنبه, 28 بهمن -2
    حزن امام صادق(علیه السلام) شيخ صدوق در كمال الدين (كمال الدين و تمام... ادامه مطلب...
نهى از دروغ شمردن سخنى كه دروغ بودنش معلوم نيست
پنجشنبه, 26 فروردین 1395
نهى از دروغ شمردن سخنى كه دروغ بودنش معلوم نيست قرآن (بَلْ كَذَّبُوا بِما... ادامه مطلب...
برحذر داشتن از دروغ بستن بر پيامبر صلى الله عليه و آله
سه شنبه, 24 فروردین 1395
  برحذر داشتن از دروغ بستن بر پيامبر صلى الله عليه و آله     رسولُ... ادامه مطلب...
فراوانی دروغ بندان بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در حیات ایشان
سه شنبه, 24 فروردین 1395
  فراوانی دروغ بندان بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در حیات ایشان ... ادامه مطلب...
روایت و رعایت
دوشنبه, 23 فروردین 1395
روایت و رعایت الإمامُ عليٌّ عليه السلام : اعْقِلوا الحقَّ إذا سَمِعْتُموهُ... ادامه مطلب...