بایگانی حدیث هفته

دانلود (مجموعه حدیث های هفته) سال 1386

دانلود (مجموعه حدیث های هفته) سال 1385

دانلود (مجموعه حدیث های هفته) سال 1388

دانلود (مجموعه حدیث های هفته) سال 1387

(حدیث هفته)1385/6/16

امام صادق (ع ) فرمود: پايه هاى اجاق اسلام سه چيز است : نماز و زكوة و ولايت ، هيچ يك از اينها جز به همراه دو تاى ديگر درست نباشد (پيداست كه نماز و زكوة بدون ولايت مقبول نباشد). اصول كافى جلد 3 صفحه 30

امام باقر (ع ) فرمود: بناى اسلام روى پنج چيز است ؟ نماز و زكاة و حج و روزه و ولايت .
زراره گويد بحضرت عرضكردم : كداميك از اينها برتر است ؟ فرمود: ولايت برتر است . زيرا ولايت كليد آنهاست و شخص والى دليل و راهنماى آنهاست (ائمه عليهم السلام راهنماى نماز و زكاة و حج و روزه مى باشند و اين اعمال بدون راهنمايى آنها درست نيست ).
عرضكردم : سپس كداميك برترى دارد؟ فرمود: نماز، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : نماز ستون دين شماست .
عرضكردم : پس از آن كداميك برترى دارد؟ فرمود: زكوة ، زيرا خدا زكوة را همدوش نماز قرار داده و نماز را پيش از زكوة ذكر نموده و رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود: زكوة گناه را ميبرد.
عرضكردم : پس از آن كداميك برترى دارد؟ فرمود: حج ، خداى عزّوجلّ فرمايد: (براى خداست بر مردم زيارت خانه خدا كعبه آنها كه بدان راه توانند يافت و هر كه كيفر ورزد، خدا از جهانيان بى نياز است 97 سوره 3) و رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود: يك حج پذيرفته از بيست نماز نافله بهتر است و هر كه گرد اينخانه طوافى كند كه هفت شوطش را بشمارد (تا كم و زياد نشود) و دو ركعت نمازشرا نيكو گزارد خدا او را بيامرزد، و راجع بروز عرفه و مزدلفه چه مطالبى فرموده است (كه همه مى دانند، مانند ثوابهاى بسيارى كه براى عبادت در اين دو روز بيان فرموده و نيز فضيلت وقوف بعرفات و مشعر را).
عرضكردم : پس از اين كدام است ؟ فرمود: روزه .
عرضكردم : چرا روزه آخر همه اينها قرار گرفت ؟ فرمود: رسولخدا صلى الله عليه و آله فرموده است : روزه سپر آتش ‍ دوزخ است ، سپس فرمود: برترين چيزها آنست كه چون از دستت رفت ، توبه كردن از آن پذيرفته نيست ، جز آنكه بر گردى و عين آن عمل را بجا آوردى ، و نماز و زكوة و حج و ولايت ، جز انجام دادن خود آنها، چيز ديگرى جاى آنها را نمى گيرد، ولى روزه (ماه رمضان ) اگر از تو فوت شود يا تقصيرى در آن روا دارى يا مسافرت كنى ، در ايام غير رمضان بجا ميآوردى و آن گناه را با صدقه دادن و قضا كردن جبران مى كنى . ولى هيچيك از آن چهار، چيز ديگرى جايگزينش ‍ نشود.
سپس فرمود: بالاترين مرتبه امر دين و كليدش و در همه چيز و مايه خرسندى خداى رحمان ، اطاعت امام است ، بعد از شناسايى او، همانا خداى عزّوجلّ مى فرمايد: هر كه پيغمبر را فرمان برد خدا را فرمان برده است و هر كه پشت كند، ما ترا به نگهبانى آنها نفرستاده ايم ، 80 سوره 4) همانا اگر مردى شبها را بعبادت بپا خيزد و روزها را روزه دارد تمام اموالشرا صدقه دهد و در تمام دوران عمرش بحج رود، و امر ولايت ولى خدا را نشناسد تا از او پيروى كند و تمام اعمالش با راهنمايى او باشد، براى او از ثواب خداى جل و عز حقى نيست و او از اهل ايمان نباشد، سپس فرمود: خدا نيكوكاران از ايشان (اهل ولايت يا مستضعفين از مخالفين ) را بفضل رحمت خود داخل بهشت كند. اصول كافى جلد 3 صفحه 30

(حدیث هفته)1385/6/23

عيسى بن سرى گويد: بامام صادق (ع ) عليه السلام عرضكردم : اركان اسلام را به من خبر ده ، آن اركان كه براى هيچكس ‍ كوتاهى در شناسائى آنها روا نيست ، و كسيكه در شناسائى آنها كوتاهى كند، دين خود را تباه ساخته و خدا كردار او را نپذيرد و هر كه آن اركان را بشناسد و بآنها عمل كند: دينش شايسته گشته و كردارش پذيرفته شده و با روشى كه دارد (كه اركان اسلام را مى داند و بآنها عمل ميكند) ندانستن هيچ امر ديگر، براى او تنگى و فشار نياورد؟ فرمود گواهى دادن به يكتايى خدا و اينكه محمد صلى الله عليه و آله فرستاده خداست و اقرار بآنچه او از جانب خدا آورد و اينكه زكوة اموال حق است و ولايتى (3) كه خداى عزّوجلّ بدان امر فرموده است و آن ولايت آل محمد صلى الله عليه و آله است .
عرضكردم : آيا نسبت بامر ولايت دليل مخصوصى براى كسيكه ادعاء آن فضيلت كند ميباشد كه بآن شناخته شود؟ (آيا نسبت بولايت بيان و برهان مخصوصى رسيده است كه متمسك بآن شناخته شود؟) فرمود آرى ، خداى عزّوجلّ فرمايد: (كسانيكه ايمان آورده ايد! اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيغمبر و واليان امر از خودتانرا، 59 سوره 4) و رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر كه بميرد و امام و پيشواى خود را نشناسد بمرگ دوران جاهليت مرده است . و امام و پيشواى مردم پيغمبر صلى الله عليه و آله بود و على عليه السلام و ديگران گفتند: معاويه امام بوده است ، سپس حسن عليه السلام بود و بعد از او حسين عليه السلام و ديگران گفتند. يزيد بن معاوية (و حسين بن على ) ولى برابر نباشند، برابر نباشند (پر واضح است كه معاويه در برابر على عليه السلام و يزيد در برابر حسين عليه السلام قابليت امامت ندارند) سپس سكوت نمود و باز فرمود: برايت زيادتر بگويم ؟ حكم اعور عرضكرد: آرى قربانت گردم ، فرمود: سپس على بن الحسين امام بود و بعد از او ابوجعفر محمد بن على ، و شيعيان پيش از ابوجعفر مناسك حج و حلال و حرام خود را نمى دانستند، چون ابوجعفر آمد، در علم را گشود و مناسك حج و حلال و حرام مردم را بيان فرمود، تا آنجا كه مردمى كه شيعه بآنها محتاج بودند (در امر مناسك و حلال و حرام ) خود محتاج شيعه گشتند، و امر امامت اينگونه ميباشد، زمين بى امام باقى نماند و هر كه بميرد و امامش را نشناسد، بمرگ جاهليت مرده است ، و زمانى كه از همه بيشتر احتياج دارى بروشى كه دارى (عقيده تشيع ) زمانى است كه نفست باينجا برسدبا دست اشاره بگردنش فرمود و دنيا از تو بريده شود، خواهى گفت : عقيده خوبى داشتم (يعنى هنگام جانداران عظمت و فضيلت ولايت خويش را مى فهمى ). اصول كافى جلد 3 صفحه  32

(حدیث هفته)1385/6/30

امام باقر (ع ) فرمود: بناى اسلام روى پنج پايه است : نماز و زكوة و روزه و حج و ولايت و چنانچه براى ولايت در روز غدير فرياد زده شد، براى چيز ديگرى فرياد زده نشد. اصول كافى جلد 3 صفحه 33

عيسى بن سرى گويد: بامام صادق (ع ) عرضكردم : پايه هايى كه اسلام بر آن نهاده شده بمن بفرما كه چون بآنها چنگ زنم ، كردارم بى عيب و پاك باشد و چيزهاى ديگرى را كه نمى دانم زيانم نرساند، فرمود: گواهى دادن بيگانگى خدا و اينكه حقى بعنوان زكوة در اموالست و ولايتى كه خداى عزّوجلّ بآن امر فرموده و آن ولايت آل محمد صلى الله عليه و آله است ، زيرا رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر كه بميرد و امامش را نشناسد. بمرگ جاهليت مرده است .
خداى عزّوجلّ فرمايد (اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيغمبر و واليان امر از خودتانرا) والى امر على (ع ) بود و پس از او حسن ، و پس از او حسين ، و پس از او على بن الحسين و پس از او محمد بن على ، سپس امر امامت همينگونه باشد (بپسر امام سابق رسد) همانا زمين را شايسته نيست كه بدون امام باشد (زمين بى امام اصلاح نشود) و هر كه بميرد و امامش را نشناسد بمرگ جاهليت مرده است و زمانيكه يكى از شما از همه بيشتر بمعرفت امام احتياج دارد، زمانى است كه نفسش باينجا برسد با دست اشاره بسينه اش فرمودآنگاه خواهد گفت : عقيده خوبى داشتم . اصول كافى جلد 3 صفحه 34

 حدیث هفته) 6/7/1385)

ابى جارود گويد: بامام باقر (ع ) عرضكردم : يا ابن رسول الله ! آيا شما دوستى و دلباختگى و پيروى مرا نسبت بخود مى دانيد؟ فرمود: آرى ، عرضكردم : من از شما پرسشى دارم كه مى خواهم به من پاسخ فرمايى ، زيرا چشمم نابيناست و كمتر راه مى روم و نمى توانم هميشه بزيارت شما آيم ، فرمود: حاجتت را بپرس ، عرضكردم : دينى كه شما و خاندانتان خدا را با آن عبادت مى كند، بمن بفرماييد تا من هم خداى عزّوجلّ را با آن ديندارى كنم . فرمود: اگر پيشگفتار را كوتاه آوردى ، ولى پرسشى بزرگ نمودى بخدا دين خود و دين پدرانم را كه خداى عزّوجلّ را با آن ديندارى مى كنم ، بتو مى گويم . آن دين شهادت بوحدانيت خدا و رسالت محمد صلى الله عليه و آله و اقرار بآنچه او از جانب خدا آورده و ولايت ولى ما (خانواده ) و بيزارى از دشمن ما و گردن نهادن بفرمان ما و انتظار قائم ما و كوشش (در امر واجب و حلال ) و پرهيزگارى (از محرمات ) است . اصول كافى جلد 3 صفحه 34


على بن ابى حمزه گويد: شنيدم ابوبصير از امام صادق عليه السلام پرسيد و عرضكرد: قربانت گردم ، بمن خبر ده دينى را كه خداى عزّوجلّ بر بندگان واجب ساخته و بندگان را نادانى آن روا نباشد و جز آن از ايشان پذيرفته نيست كدامست ؟ فرمود: دوباره بگو، او دوباره گفت ، حضرت فرمود: گواهى دادن باينكه شايسته پرستشى جز خدا نيست و محمد صلى الله عليه و آله رسولخداست و گزاردن نماز و دادن زكوة و حج خانه كعبه براى هر كه بدان راه تواند يافت و روزه ماه رمضان ، سپس اندكى سكوت نمود و باز فرمود: و ولايت دوبار آنگاه فرمود: اينست آنچه را خدا بر بندگان واجب ساخته و پروردگار در روز قيامت از بندگانش نخواهد پرسيد كه چرا از آنچه بر شما واجب ساختم زيادتر انجام نداديد، ولى هر كه زياد كند، خدا هم پاداش او را زياد كند. همانا رسولخدا صلى الله عليه و آله سنتهايى نيكو و آراسته وضع فرمود كه مردم را سزاوار است بآنها عمل كنند. اصول كافى جلد3 صفحه 35

 حدیث هفته) 13/7/1385)

سليمان بن خالد گويد: امام باقر عليه السلام فرمود: نمى خواهى كه اصل و فرع و بالاترين كنگره اسلام را بتو خبر دهم ؟ عرضكردم : چرا قربانت گردم ، فرمود: اما اصلش نماز است و فرعش زكوة و بالاترين كنگره اش جهاد، سپس فرمود: اگر دلت مى خواهد درهاى خير را بتو خبر مى دهم ؟ عرضكردم : آرى قربانت ، فرمود: روزه سپر آتش دوزخ است و صدقه گناه را ميزدايد و شب زنده دارى مرد بذكر خدا، سپس اين آيه را قرائت فرمود: (پهلوهايشان از بستر خواب دورى گزيند، 16 سوره 32). اصول كافى جلد 3 صفحه 38

امام صادق (ع ) ميفرمود: بوسيله اسلام خون شخص محفوظ شود و امانت ادا شود و زناشوئى حلال گردد، ولى ثواب در برابر ايمان است . اصول كافى جلد 3 صفحه 38

شرح :

چنانچه در روايات بعد توضيح داده مى شود، اسلام بمعنى اقرار بشهادتين است بوسيله زبان ، و ايمان عقيده قبلى و رفتار عملى است طبق موازين و مقررات اين دين شريف . پس كافريكه با مسلمين مى جنگد، بمحض ‍ اينكه شهادتين بزبان جارى كند، از لحاظ ظاهر يك از افراد مسلمين محسوب مى شود و مسلمانرا روا نيست بروى او شمشير بكشد، و چون امانتى نزد مسلمان سپارد، لازم است باو رد كند يا اگر كسى نزد او امانتى سپارد، لازمست بصاحبش رد كند، زيرا راستگويى و رد امانت از مشخصات بارز مسلمان است . و نيز مى تواند با زنى مسلمان ازدواج نمايد. اما ثواب و پاداشى كه خدا در آخرت ميدهد مربوط بايمان و عقيده قلبى و امتثال مقررات شرعى است .

 حدیث هفته) 20/7/1385)

جميل بن دراج گويد: از امام صادق (ع ) اين قول خداى عزّوجلّ را پرسيدم : (اعراب گفتند ما ايمان آورديم . بگو ايمان نياورديد، بلكه بگوييد اسلام آورديم ، تا هنوز ايمان در دلهايتان نفوذ نكرده است ، 14 سوره 49) فرمود: مگر نمى بينى كه ايمان غير از اسلام است . اصول كافى جلد 3 صفحه 39

سفيان بن سمط گويد: مردى از امام صادق (ع ) پرسيد: ميان اسلام و ايمان چه فرقست ؟ حضرت جوابش را نفرمود، سپس سؤ ال كرد، باز جوابش نفرمود، آنگاه روز در ميان راه بيكديگر برخوردند و كوچ كردن آنمرد نزديك شده بود، امام صادق (ع ) باو فرمود: گويا كوچ كردنت نزديك شده است ، عرضكرد: آرى فرمود: در خانه مرا ديدار كن . آن مرد بديدارش رفت و از آنحضرت فرق ميان اسلام و ايمان را پرسيد.
حضرت فرمود: اسلام همين صورت ظاهرى است كه مردم دارند، يعنى شهادت دادن باينكه شايسته پرستش جز خداى يگانه بى شريك نيست و اينكه محمد و بنده رسول اوست و گزاردن نماز و دادن زكوة و حج خانه كعبه و روزه ماه رمضان . اينست اسلام .
اما ايمان معرفت اين امر (ولايت ) است با اين (صورت ظاهريكه بيان شد) پس اگر كسى بآنها اقرار كند و باين امر (ولايت ) عارف نباشد، مسلمان است و گمراه . اصول كافى جلد 3 صفحه 39

 حدیث هفته) 27/7/1385)

سماعه گويد: بامام صادق (ع ) عرضكردم : بمن خبرده آيا اسلام و ايمان دو چيز مختلفند؟ فرمود: ايمان شريك اسلام مى شود، ولى اسلام شريك ايمان نيست ، عرضكردم : آندو را برايم وصف كن فرمود: اسلام شهادت بيگانگى خدا و تصديق رسولخدا (ص ) است كه بسبب آن خونها از ريختن محفوظ ماند و زناشوئى و ميراث بر آن اجر گردد و جماعت مردم طبق ظاهرش رفتار كنند.
ولى ايمان هدايت است و آنچه در دلها از صف اسلام پا بر جا مى شود و عمل بآن هويدا ميگردد پس ايمان يكدرجه از اسلام بالاتر است . ايمان در ظاهر شريك اسلام است ، ولى اسلام در باطن شريك ايمان نيست ، اگر چه هر دو در گفتار و وصف گردآيند (يعنى اگر چه گفتن شهادتين و تصديق بتوحيد و رسالت از شرايط هر دو ميباشد). اصول كافى جلد 3 صفحه 40

ابى الصباح كنانى گويد: بامام صادق (ع ) عرضكردم : از ايمان و اسلام كداميك برتر است ؟ زيرا مرديكه نزد ما هستند، ميگويد: اسلام برتر از ايمانست .
فرمود: ايمان برتر از اسلامست . عرضكردم : اين مطلب را بمن خوب بفهمانيد.
فرمود: چه مى گوئى درباره كسيكه عمدا در مسجدالحرام حدثى صادر كند؟ (مثل آنكه بول كند) عرضكردم : او را بشدت ميزنند.
فرمود: درست گفتى . چه ميگوئى درباره كسيكه در خانه كعبه عمدا حدثى صادر كند؟ عرضكردم بايد كشته شود.
فرمود: درست گفتى ، نمى بينى كه خانه كعبه فضيلتش از مسجد بيشتر است ، و كعبه با مسجد شريكست ، ولى مسجد با كعبه شريك نيست ؟ (زيرا كيفر توهين بكعبه در مسجد نيست ) همچنين ايمان با اسلام شريكست ، ولى اسلام شريك ايمان نيست . اصول كافى جلد3 صفحه 41

 حدیث هفته) 4/8/1385)

سماعة بن مهران گويد: از امام سؤ ال كردم : آيا ميان اسلام و ايمان فرقى است ؟ فرمود: مثلش را برايت بزنم ؟ عرضكردم : بيان فرمائيد.
فرمود: مثل ايمان و اسلام مثل كعبة الحرام است با حرم مكه ، گاهى انسان در حرم است و در كعبه نيست ، ولى در كعبه نميباشد، جز اينكه در حرم باشد، همچنين گاهى انسان مسلمان است و مؤ من نيست ولى مؤ من نباشد، جز آنكه مسلمان باشد.
عرضكردم : چيزى هست كه انسان را از ايمان خارج كند؟ فرمود: آرى ، عرضكردم : او را (كه از ايمان خارج كرد) بكجا ميبرد؟ فرمود: بسوى اسلام يا كفر. و فرمود: اگر مردى وارد كعبه شود و ناگاه بولش بريزد، از كعبه بيرون رود، ولى از حرم بيرون نرود و جامه اش را بشويد و تطهير كند، آنگاه دخولش در كعبه مانعى ندارد، ولى اگر مردى داخل كفته شود و از روى عناد و ستيزه در آنجا بول كند، از كعبه و حرم اخراج شده ، گردنش زده شود. اصول كافى جلد 3 صفحه 45

سلام جعفى گويد: از امام صادق (ع ) درباره ايمان پرسيدم ، فرمود: ايمان اينستكه : خدا اطاعت شود و نافرمانى نشود. اصول كافى جلد 3 صفحه 55

 حدیث هفته) 11/8/1385)

ابن هارون گويد: امام صادق (ع ) درباره اين آيه : (همانا گوش و چشم و دل ، همه اينها مورد بازخواست قرار گيرند) فرمود: گوش را از آنچه شنيده مورد بازخواست قرار ميدهند، و چشم را از آنچه نگريسته و دل را از آنچه بآن بسته . اصول كافى جلد 3 صفحه 62

يكى از اصحاب گويد: به امام صادق (ع ) عرضكرد: اسلام چيست ؟ فرمود: دين خدا نامش اسلامست و آن دين خدائى بوده پيش از آنكه شما پديد شويد، هر جا كه بوده ايد و پس از پديد آمدنتان (زمانيكه شما در عالم اءرواح و عالم ذر و اءصلاب پدران خود بوده ايد، دين پسنديده نزد خدا اسلام بوده و پس از اين هم همانست و تغييرى در آن راه نيابد) پس هر كه بدين خدا اقرار كند، مسلم است ، و كسيكه بامر خداى عزوجل عمل كند مؤ من است . اصول كافى جلد 3 صفحه 63

جميل بن دراج گويد: از امام صادق (ع ) ايمان را پرسيدم ، فرمود: شهادت به يگانگى خدا و رسالت محمد است . عرضكردم : آيا شهادت عمل نيست ؟ فرمود: چرا، عرضكردم : پس عمل هم جزء ايمانست ؟ فرمود: ايمان براى مؤ من جز با عمل ثابت نماند و عمل جزئى از ايمانست . اصول كافى جلد 3 صفحه 64

 حدیث هفته) 18/8/1385)

ابوذر گوید پیغمبر (ص) بمن وصیت کرد: همیشه به زیر دست بنگرم نه بالادست مستمندان را دوست دارم و با آنها نزدیک شوم حق بگویم گرچه تلخ باشد صله رحم کنم هرچند آنها رو گردانند در کار خدا از ملامت کسی نترسم و زیاد بگویم لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم که این ذکر از گنجهای بهشت است.  کتاب نصیح صفحه 262 حدیث 7

پیغمبر (ص) از جمله سفارشهایی که به علی (ع) کرده : ای علی هفت صفت در هرکه باشد حقیقت ایمان را به کمال رسانده و درهای بهشت همه برویش گشوده است شاداب وضو گرفتن  نیکو نماز خواندن زکات مال پرداختن خشم را فرو خوردن زبان را حبس کردن از گناه استغفار کردن و خیر خواهی نسبت به خاندان پیغمبر (ص). کتاب نصایح صفحه 262 حدیث 8

مولا علی (ع) : مشکل ترین کارها چهار تا است : عفو در هنگام غضب بخشش در مال اندک عفت در خلوت و حقگویی در برابر کسی که به او امید داری یا از او میترسی. کتاب نصایح صفحه 184 حدیث 98

مولا علی (ع) : چهار چیز را جز چهار کس قدر نشناسند : جوانی را غیر از پیر آسایش را بجز گرفتار سلامت را جز مریض و زندگی را غیر از مرده قدر ندانند. کتاب نصایح صفحه 184 حدیث 103

 حدیث هفته) 25/8/1385)

امام صادق (ع) : کمال مومن به سه چیز است : 1. بصیرت 2. صبر در حوادث 3. اندازه گیری زندگی

امام صادق (ع) : عمل سه کس را خدا بالا نبرد: بنده گریخته زنی که شوهر از او خشمگین است و متکبری که جامه خود را بلند گیرد ( که این خود از مختصات متکبران بوده )

امام صادق (ع) : سه چیز در هر دوران کمیاب است: برادری در راه خدا زن شایسته که در امور دینی با شوهر همکاری کند و فرزند رشید ( که موافق میل پدر باشد ) هر که یکی از این سه نعمت را یافت خیر دنیا و بخت بلند یافته.

امام صادق (ع) : هر چشمی در قیامت گریان است جز سه چشم : چشمی که به حرام نگاه نکرده یا در طاعت نخوابیده یا در دل شب از ترس خدا گریسته.

امام صادق (ع) : سه صفت است در هر کس نباشد هرگز امید خیری به او نیست ترس از خدا در خلوت برگشت از گناه در پیروی و شرمساری از عیب.

امام صادق (ع) : هرکه سه بار از تو خشمگین شد و حرف زشتی نزد با او طرح دوستی افکن. کتاب نصایح صفحه 146

 حدیث هفته) 2/9/1385)

حضرت علی (ع): خداوند شش گروه را برای شش صفت عذاب میکند:

1. عرب را برای تعصب

2.خانها و بزرگان دیگر روستا را برای تکبر

3.زمامداران را به جهت ظلم

4. فقیهان را به علت حسادت

5. بازرگانان را به سبب خیانت

6. روستائیان را به واسطه جهل ( کتاب نصایح صفحه 249 )

مولا علی (ع) : کسی که دارای شش صفت باشد رفاقت با او خیری ندارد: دروغ- تکذیب سخن دیگران- خیانت در امانت - تهمت به امین - ناسپاسی و منت گذاری (نصایح حدیث 40 صفحه251)

امیر مومنان حضرت علی (ع) : کمال مرد به شش چیز است: دو عضو کوچکش - و دو چیز بزرگش و دو چیز در سایر متعلقاتش - اما دو عضو کوچکش دل است و زبان در جنگ دل به کار آید و در گفتار زبان. اما دو چیز بزرگش عقل است و ایمان و دو چیز دیگرش مال است  و جمال    کتاب نصایح حدیث 37 صفحه 250

 حدیث هفته) 9/9/1385)

امام رضا (ع) : خدا رحمت کند کسی را که این امر ولایت ما را زنده میسازد پرسیده شد امر شما چگونه زنده میشود فرمود علوم و معارف و احادیث ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند نمود.    بحارالانوار جلد 2 صفحه 30

امام رضا (ع) : بدانید که تسلیم اوامر الهی بودن در راس طاعت و بندگی حق تعالی قرار دارد خواه انسان فلسفه و دلیل امر و دستور حق تعالی را بفهمد و به عمقش پی ببرد و خواه از آن چیزی نفهمد.    بحارالنوار جلد 17 صفحه 209

امام رضا (ع) : هرکس دوستی در راه رضای خدا برای خود بدست آورد همانا قصری در بهشت برای خود تهیه کرده است.    امالی مفید صفحه 360

امام رضا (ع) : هرگاه مردم گناهان تازه ای را که سابقه نداشته و مرتکب آن نمی شده اند انجام دهند خداوند هم بلاهای نو به نو و جدیدی را که سابقه نداشته برای ایشان ایجاد میکند.   اصول کافی جلد 3 صفحه 250  

 حدیث هفته) 16/9/1385)

مولا علی (ع) : به فرزندش امام حسن (ع) :فرمود : میخواهی چهار عمل به تو بیاموزم که از دکتر بی نیاز شوی؟ عرض کرد: آری .مولا علی فرمودند:1جز با گرسنگی سر سفره نشین (یعنی تا گرسنه نشدی بر سر سفره غذا حاضر نشو)2.جز با میل بر نخیز (یعنی وقتی که هنوز به خوردن غذا میل داری از سر سفره غذا بلند شو)3.غذا را خوب بجو4. پیش از خواب غذای حاجت کن (یعنی به توالت برو) .  با رعایت این چهار دستور احتیاجی به طبیب پیدا نخواهی کرد. 

 کتاب نصایح صفحه 185 حدیث107

امام صادق (ع) : هرکه را چهار توفیق دهند از چهار چیز محروم نکنند : 1.هرکه حال دعا یابد از اجابت نا امید نشود.2.هرکه توفیق استغفار پیدا کند از توبه بی بهره نماند.3.هرکه سعادت شکر به دست آرد از زیادی نعمت بی نصیب نگردد.4.هرکه روح صابر دارد از اجر و ثواب محروم نشود.

منبع : کتاب نصایح صفحه 189 حدیث 122

امام صادق (ع) : بهشتیان چهار نشانه دارند: 1. چهره گشاده 2. زبان نرم 3. دل مهربان.4. دست باز(یعنی سخاوتمند) منبع : کتاب نصایح صفحه 190 حدیث 126

امام صادق (ع) : شیعیان ما به هر مصیبتی دچار شوند به چهار بدبختی گرفتار نشوند: از زنا متولد نگردند. دست گدائی پیش مردم دراز نکنند. مورد لواط واقع نشوند. و سبزه کبود رنگ در آنها دیده نشود. منبع : کتاب نصایح صفحه 191 حدیث 132

امام صادق (ع) : شیطان به لشکریانش گفت : اگر در سه کار بر آدمی زاد مسلط شوید دیگر باکی ندارم و هر عملی بکند قبول درگاه خدا نیست :1.بزرگ شمردن کار خیر2.فراموشی گناه3.خود پسندی    منبع : کتاب نصایح صفحه 140 حدیث 256   

 حدیث هفته) 23/9/1385)

مولا علی (ع) : شخصی خدمت علی (ع) عرض کرد چهار مسئله دارم فرمود : بپرس اگرچه چهل مساله باشد.گفت : واجب چیست و واجب تر کدام است؟ نزدیک چیست و نزدیک تر کدام است؟ شگفت چیست و شگفت تر کدام است؟ مشکل چیست و مشکل تر کدام است؟ مولا علی (ع) فرمودند: واجب اطاعت خداست و واجب تر ترک گناه است ( چون با آلودگی به گناه عبادت مورد قبول نیست) نزدیک قیامت است و نزدیک تر مرگ عجیب دنیاست و عجیب تر علاقه به آن مشکل قبر است و مشکل تر بی توشه رفتن.   منبع : کتاب نصایح صفحه 185 حدیث 108

حضرت علی (ع) : تورات و انجیل و زبور و قرآن را خواندم و از هر یک کلمه ای انتخاب کردم: از تورات : (( هرکه سکوت اختیار کند نجات یابد )) از انجیل : (( هرکه قناعت کند سیر شود )) از زبور : (( هرکه تمایلات را رها کند از آفتها سالم ماند )) و از قرآن : (( هرکه به خدا توکل نماید خدای برای او کافی است.))   منبع : کتاب نصایح صفحه 187 حدیث 115

امام صادق (ع) : ای (( سماعه )) مومن از چهار بلا آسوده نشود : همسایه موذی . شیطان گمراه کننده . منافق عیبجو . و مومن حسود . ای سماعه این بلای آخر (مومن حسود) از همه بدتر است سماعه پرسید : چگونه بلای آخر از همه سختر است؟ فرمودند : چون سخنی که درباره او گوید مردم می پذیرد.  منبع : کتاب نصایح صفحه 191 حدیث 137

امام صادق (ع) : راجع به خوردن تره از حضرت صادق (ع) سوال شد : فرمودند : بخور که چهار خاصیت دارد : بوی دهان را بر طرف کند . باد را از بین ببرد . بواسیر را رفع کند . و هرکه مرتب بخورد دچار خوره نشود.   منبع : کتاب نصایح صفحه 193 حدیث 148

امام صادق (ع) : دعا در چهار مورد مستجاب است : 1. در نماز وتر ( آخرین رکعت نماز شب )   2. بعد از نماز فجر 3. بعد از نماز ظهر 4. و پس از مغرب و در روایتی است که بعد از نماز مغرب سر به سجده نهد و دعا کند تا مستجاب شود.   منبع : کتاب نصایح صفحه  196 و 197   حدیث 162

مولا علی (ع) : پسر جان چهار چیز و چهار چیز دیگر را از من به خاطر بسپار. عرض کرد آنها چیست؟ فرمودند : بالاترین ثروت عقل است بزرگترین فقر حماقت است و شدیدترین وحشت خودپسندی و بهترین حسب و نسب ها خوش اخلاقی عرض کرد : پدر جان این چهار تا چهارتای دیگر چیست؟ فرمودند : از رفاقت احمق بپرهیز که میخواهد سود برساند زیان وارد کند از دوستی دروغگو بر حذر باش که دور را نزدیک و نزدیک را دور نماید از رفاقت بخیل دوری کن که در سخت ترین مواقع حاجت تر رها کند از دوستی بی دین اجتناب کن که ترا در اثر نفاق بفروشد.    منبع : کتاب نصایح صفحه 185 حدیث 106

حدیث هفته) 30/9/1385)

رسول اکرم (ص) : منافق ( دو رو ) سه نشانه دارد : زبان و دلش از هم جداست گفتارش با کردارش مخالف است نهان و عیانش با هم فرق دارد حسود نیزسه علامت دارد : پشت سر بد گوید. پیش رو چاپلوسی کند در وقت مصیبت شماتت نماید. نصایح صفحه 116 حدیث 99

امام صادق (ع) : هیچ چیز برای قلب مومن ضررش از پرخوری بیشتر نیست زیرا پرخوری دو چیز را به دنبال دارد یکی اینکه قلب را سخت و قسی میکند و دیگر آنکه شهوت انسان را تحریک میکند.   مستدرک الوسائل جلد 3 صفحه 80

رسول اکرم (ص) : خدا لعنت کند مردی را که قیافه اش را مانند زنان آرایش دهد و همچو ایشان لباس بپوشد و خدا لعنت کند زنی را که مانند مردها لباس پوشد و شبیه ایشان شود.  میزان الحکمه جلد 5 صفحه 18

امام حسن عسگری (ع) : هرکس در مجلسی بدون اینکه جای مخصوصی را برای نشستن خود تعیین کند بنشیند و بالای مجلس را برای نشستن اختیار نکند تا وقتی که در آن مجلس حضور دارد خدا و ملائکه بر او درود می فرستند.    بحارالانوار جلد 75 صفحه 466

رسول خدا (ص) : زمانی بر امت و پیروان من بیاید که چیزی به نام (( بنگ )) که نوعی مواد مخدر است ( مثل سیگار تریاک و.... ) مصرف میکنند پس من از ایشان روی گردان و بیزارم و ایشان هم از من روگردان و بیزارند.    مستدرک الوسائل جلد3 صفحه 75

رسول خدا (ص) : بر طایفه یهود و نصاری سلام بکنید و لی به کسی که بنگ مصرف میکندسلام نکنید.    مستدرک الوسائل جلد 3 صفحه 145

رسول خدا (ص) : هرکس گناه مصرف بنگ را ناچیز و کوچک شمارد همانا کافر به خدا گشته است.    میزان الحکمه جلد 3 صفحه 12

رسول اکرم (ص) : چون خدا بر جمعی غضب کند و عذابی بر آنها نفرستد اجناسشان گران عمرشان کوتاه   تجارتشان بی سود  و میوه هایشان نامرغوب گردد باران بر آنها نبارد   نهرها خشک شود  و اشرار بر آنان تسلط یابند.     نصایح صفحه 263 حدیث 12

 حدیث هفته) 7/10/1385)

امام علی (ع) : اگر پنج جهت نبود مردم همه صالح و شایسته بودند : قناعت به نادانی حرص دنیا بخل از زیادیها تظاهر و ریا و خودپسندی در رای و عقیده.

نصایح صفحه 223

امام علی (ع) : من دوستی بهتر از حفظ زبان لباسی زیباتر از تقوا مالی ارزنده تر از قناعت احسانی برتر از رحم و مهربانی و غذایی گواراتر از صبر نیافتم.

 نصایح صفحه 223

امام علی (ع) : پنج نصیحت از من فرا گیرید که اگر در طلب آنها با شتر دور دنیا بگردید شتر از پا در آید و شما به مقصد نرسید : 1.هیچ کس به غیر خدا امید نبندد.2.و از غیر گناه نترسد.3.هیچ جاهل از سوال شرم نکند.4.هیچ عالم در جواب مسئله ای که نمیداند از گفتن (( الله اعلم ))یعنی خدا داناتر است خجالت نکشد.5.صبر نسبت به ایمان مانند سر است نسبت به تن آن که صبر ندارد ایمان ندارد. نصایح صفحه 223 الی 224

 حدیث هفته) 14/10/1385)

امام صادق (ع) : پنج چیز تخلف پذیر نیست : بخیل آسایش ندارد حسود لذت ندارد زود رنج وفا ندارد دروغگو جوانمردی ندارد و کم خرد بزرگی نخواهد داشت. نصایح صفحه 225

امام صادق (ع) : آنچه از همه کمتر در بین مردم قسمت شده پنج چیز است : یقین قناعت صبر شکر و عقل که همه آنها را در بر دارد.  نصایح صفحه 226 الی 227

حضرت سجاد (ع) : نشانه کامل بودن دین پنج چیز است : سخن بیهوده نگفتن ( در بحث ) کمتر جدل کردن بردباری شکیبایی و خوی خوش.  نصایح صفحه 227

حضرت رضا (ع) : خروس سفید پنج صفت از صفات پیغمبران دارد : وقت شناسی غیرت سخاوت که غذای خود را به مرغان میدهد شجاعت و آمیزش زیاد که سبب بقای نسل و در انسان جلوگیر از شهوترانی حرام است.  نصایح صفحه 231

حضرت صادق (ع) فرمودند : پیغمبر (ص) برای نه چیز زکات قرار داد و از چیزهای دیگر صرف نظر کرد : گندم جو خرما کشمش طلا نقره گاو گوسفند و شتر.  نصایح صفحه 294

مولا علی (ع) : گریه سودمند سه گونه است : گریه از ترس خدا و از شرم گناه و از بیم جدایی از خدا. نخستین : کفاره گناهان است . و دومین : پاکی از عیوب و سومین : پیوند با خدا و با خشنودی او نتیجه کفاره گناه رهائی از کیفر است و فائده پاکی از عیوب نعمت دائم و درجه عالی و ثمره پیوند با خدا و خشنودی او دیدار مراحم و الطافی علاوه بر آن است.  نصایح صفحه 295

پیغمبر (ص) : پنج چیز از مصیبتهای دنیاست : مرگ رفیق تلف شدن مال شماتت دشمن کار نکردن و زن بد.  نصایح صفحه 222

حضرت محمد (ص) : چون صدقه از دست صاحبش بیرون رود پنج کلمه گوید : من فانی بودم جاویدم کردی کوچک بودم بزرگم کردی دشمن تو بودم دوستم کردی تو مرا حفظ میکردی اینک من تا قیامت نگهبان تو هستم. نصایح صفحه 238

حضرت محمد (ص) : به علی (ع) فرماید : چهار چیز پشت را میشکند : پیشوای گنهکاری که مورد اطاعت مردم باشد زنی که شوهرش در حفظ وی بکوشد و او به شوهر خیانت کند فقری که راه علاج نداشته باشد و همسایه بدی در خانه دائمی.  نصایح صفحه 174

حدیث هفته) 21/10/1385)

امام علی (ع) : مومن کسی است که : کسبش حلال اخلاقش خوب و قلبش سالم باشد زیادی مال را بخشش کند و زیادی سخن را نگه دارد مردم از شرش در امان باشند و خود درباره دیگران انصاف دهد.  نصایح صفحه 271 

امام علی (ع) : همراه میخواهی : خدا . دنیا خواهی : درس عبرت . رفیق میخواهی : نویسندگان عمل کسب خواهی : عبادت . مونس خواهی : قرآن . موعظه میخواهی : مرگ . اگر مرگ کفایتت نکرد آتش کفایت میکند.  نصایح صفحه 271

پیغمبر (ص) : تا پنج صفت در کسی نباشد ایمانش کامل نگردد : توکل به خدا تسلیم در برابر او صبر بر بلا رضای به قضا و مهربانی با مردم.  نصایح صفحه 222

پیغمبر (ص) : پنج چیز از مصیبتهای آخرت است : از دست رفتن نماز مرگ عالم نا امید کردن سائل نافرمانی پدر و مادر و ندادن زکات.   نصایح صفحه 222

پیغمبر (ص) : هرکه برای خودفروشی علم آموزد جاهل از دنیا رود هرکه برای گفتن بیاموزد نه عمل منافق بمیرد هرکه برای بحث و جدل یاد بگیرد فاسق جان دهد آن که برای زیاد کردن مال درس بخواند بی دین قبض روح شود و کسی که برای عمل فرا گیرد عارف ( و خداشناس ) بمیرد. نصایح صفحه 222

پیغمبر (ص) : جمع آوری مال پنج عیب دارد : رنج تحصیل غفلت از یاد خدا هنگام رسیدگی به آن ترس از دزد و غیره اتهام بخل جدایی از مردان صالح و شایسته. خرج و مصرف مال نیز پنج نتیجه دارد : آسایش جان  فراغت خاطر برای یاد خدا ایمنی از شر دزد و غیره شناخته شدن به وجود و کرم و رفاقت مردان صالح.   نصایح صفحه 222

پیغمبر (ص) : قبر پنج ندا دارد : 1.من خانه تنهاییم انیسی با خود آورید.2.من مرکز مارهایم تریاقی بیاورید.3.من منزلی تاریکم چراغی تهیه کنید.4.من خانه خاکیم فرشی همراه آورید.5.و من سرای فقرم گنجی بفرستید.  نصایح صفحه 222

پیغمبر (ص) : کودکان را برای پنج چیز دوست دارم : زیاد میگریند در خاک می غلطند ( لابد به مناسبت عدم تکبر است ) در کشمکشها کینه به دل نمیگیرند برای فردا ذخیره نمیکنند و میسازند و خراب میکنند ( یعنی محبت به اندوخته خویش ندارند ) . نصایح صفحه 220

پیغمبر (ص) : در سفارشهایی که به علی (ع) کرده میفرماید : ای علی ! پنج چیز دل را می میراند : زیاد خوردن . زیاد خوابیدن . زیاد خندیدن . غصه فراوان . و حرام خوردن که ایمان را دور میکند. نصایح صفحه 219

پیغمبر (ص) : خدا کسی را که جرعه ای شراب نوشد به پنج بلا گرفتار کند : سختی دل . بیزاری جبرئیل . و میکائیل . و اسرافیل . و همه فرشتگان . بیزاری پیمبران بیزاری خدا و آتش دوزخ. نصایح صفحه 219

پیغمبر (ص) : با هرعالمی که شما را از پنج ورطه به پنج مرحله برد همنشینی کنید : از شک به یقین از ریا به اخلاص از دنیا پرستی به زهد از کبر به تواضع و از دشمنی به دوستی.نصایح صفحه217

 حدیث هفته) 28/10/1385)

از سفارشات مولا علی (ع) به کمیل : ای کمیل تنگدستی خود را به مردم ابراز مکن و با عزت و آبرومندی جهت نیل به ثواب الهی بر فقر و درویشی خود صبر کن. نصایح صفحه 393

از سفارشات مولا علی (ع) به کمیل : ای کمیل مومن آینه مومن است زیرا در او می نگرد و دقت میکند و کمبودش را برطرف و وضعش را نیکو میسازد. نصایح صفحه 393 الی 394

از سفارشات مولا علی (ع) به کمیل : ای کمیل گناهان تو بیش از نیکیهای توست و غفلت تو بیش از ذکر و یادآوری تو و نعمتهای الهی بر تو بیش از عمل توست. نصایح صفحه 395

حضرت صادق (ع) : هرکس اول درباره چهل نفر از برادرانش دعا کند و بعد برای خود خداوند دعای او را در حق خود و برادرانش همه مستجاب فرماید.  نصایح صفحه 381

امام علی (ع) : مومن کسی است که کسبش حلال اخلاقش خوب و قلبش سالم باشد زیادی مال را بخشش کند و زیادی سخن را نگه دارد مردم از شرش در امان باشند و خود درباره دیگران انصاف دهد. نصایح صفحه 271

از علی (ع) پرسیدند : سنگین تر از آسمان و پهناورتر از زمین بی نیاز تر از دریا سخت تر از سنگ داغ تر از آتش سردتر از زمهریر و تلخ تر از زهر کدام است ؟ فرمود : از آسمان سنگین تر تهمت به بی گناه از زمین پهناورتر دامنه حق از دریا بی نیازتر قلب مرد قانع از سنگ سخت تر دل منافق از آتش سوزان تر پادشاه ستمکار از زمهریر سردتر حاجت به بخیل بردن و از زهر تلخ تر صبر. نصایح صفحه 271

حضرت رضا (ع) : هفت چیز جنبه مسخره دارد : کسی که به زبان استغفار کند و در دل پشیمان نباشد خود را مسخره کرده همچنین کسی که توفیق از خدا بخواهد و کوشش نکند یا بهشت خواهد و بر سختیها صبر ننماید یا به خدا از آتش پناه برد و از لذت دنیا دست نکشد یا مرگ را یاد کند و آماده آن نشود یا خدا را یاد کند و مشتاق دیدار او نباشد یا در گناه اصرار ورزد و بدون توبه از خدا طلب عفو و بخشش کند.  نصایح صفحه 274

رسول اکرم (ص) : غیر از کشتگان راه خدا هفت گروه دیگر شهیداند : مبتلای به درد دل . سوخته زیر آوار رفته . غرق شده . مرده به علت سینه پهلو . و بایی . و زنی که هنگام زائیدن جان سپارد. (یعنی : خداوند از نوع ثواب شهیدان به این اشخاص مرحمت کند). نصایح صفحه 268

امام محمد باقر (ع) : خداوند سه امتیاز به مومن داده : عزت دنیا رستگاری آخرت و عظمت در دل ستمکاران. نصایح صفحه 156

امام سجاد (ع) : سخت ترین ساعتهای زندگی سه ساعت است : هنگام دیدن ملک الموت ( فرشته مرگ ) هنگام حرکت از قبر و ساعتی که در برابر خدا می ایستد یا فرمان بهشت صادر شود یا دستور جهنم. نصایح صفحه 158

 حدیث هفته) 5/11/1385)

رسول اکرم (ص) : صدقه را فراموش نکنید که ده خاصیت دارد پنج تا در دنیا و پنج تا در آخرت : اما در دنیا : مال و بدن را پاک میکند. داروی بیماران و شادی بخش دلها مال را زیاد و روزی را وسیع میکند. اما در آخرت : سایبان قیامت است . موجب آسانی حساب . سنگینی کفه ثواب. وسیله عبور از صراط و رسیدن به درجه اعلا میشود.  نصایح صفحه 301

رسول اکرم (ص) : هرگاه ده صفت در امت من پدید آید به ده کیفر دچار شوند. گفته شد : یا رسول الله ! این صفات چیست ؟ فرمود : چون دعا کم کنند بلا نازل شود چون صدقه ندهند مرض فراوان شود هنگامی که از پرداخت زکات خود داری کنند حیوانات تلف شوند هرگاه پادشاه ستم کند باران نبارد وقتی که زنا شیوع یابد مرگ نابهنگام بسیار شود موقعی که تظاهر و ریا زیاد شود زلزله فراوان گردد زمانی که به غیر حکم خدا حکم دهند دشمن بر آنها تسلط یابد چون پیمان را بشکنند آدم کشی رواج پیدا کند و چون کم فروشی کنند به قحطی دچار شوند. نصایح صفحه 301

رسول اکرم (ص) : ده سنت را پدرتان ابراهیم بیاد گار گذاشته : پنج تا در سر و پنج تا در تن.

در سر : مسواک و مضمضه و استنشاق ( شستن بینی ) و کوتاه کردن شارب.و بلند گذاشتن ریش و در تن ختنه . نوره کشیدن . تطهیر مخرج . زایل کردن موی زیر بغل . و گرفتن ناخن.           نصایح صفحه 305

مولا علی (ع) فرماید : از پیغمبر (ص) پرسیدم : حیوانات مسخ شده کدامند ؟ فرمود : سیزده تا : فیل.خرس.خوک.میمون.مارماهی.سوسمار.شب پره ( یا پرستو ) کرم سیاه آبی.عقرب.عنکبوت.خرگوش.سهیل و زهره ( نام دو حیوان دریایی است )

پرسیدند : علت مسخ اینها چه بوده ؟ فرمود : فیل مردی لوطی ( اهل لواط ) بود.

خرس : مرد مابونی بود که مردها را به خود می خواند.

خوک : عده ای نصرانی بودند که از خدا خواستند غذای آسمانی بر آنها بفرستد و با این که خواسته شان عملی شد بر کفر خود افزودند.

میمون : کسانی بودند که روز شنبه بر خلاف دستور دینشان ماهی گرفتند.

مارماهی : مرد دیوثی بود که همسرش را در اختیار مردم میگذاشت.

سوسمار : بادیه نشینی بود که سر راه بر حاجیان میگرفت و اموالشان را می ربود.

شب پره : دزدی بود که خرماهای مردم را از سر درختان سرقت میکرد.

کرم سیاه : سخن چینی بود که میان دوستان جدایی می انداخت.

عقرب : مرد بدزبانی بود که هیچکس از نیش زبانش آسوده نبود.

عنکبوت : زنی بود خیانتکار به شوهر.

خرگوش : زنی بود که غسل حیض و غیره نمیکرد.

سهیل : گمرکچی یی بود در یمن.

زهره : زنی نصرانی بود و این زن همان است که هاروت و ماروت را فریفت.

مرحوم شیخ صدوق فرمود : انسانهایی که مسخ میشوند بیش از سه روز زنده نمی مانند و تناسل هم نمی کنند حیواناتی که اینک مسخ شده نامیم به طور مجاز این نام بر آنها نهاده اند چون مسخ شده ها به این شکل بوده اند اما این که گوشت اینها حرام است برای همان شباهت به مسوخ است خدا خواسته از این گوشتها استفاده نکنند تا عذاب الهی در نظرشان بزرگ جلوه کند. 

نصایح صفحه 339 الی 340

حدیث هفته) 12/11/1385)

حضرت محمد (ص) : ده گروه از امت من در قیامت مورد غضب خدا واقع شوند و به دوزخ درآیند پرسیدند : آنها کیان اند یا رسول الله ؟ فرمود : پیرمرد زناکار.پیشوای گمراه.شرابخوار.بدرفتار با پدر و مادر.تهمت زننده به زن بی گناه.سخن چین.شاهد دروغگو.مانع زکات.ظالم.و تارک نماز. بدانید که تارک نماز در قیامت عذابش دو برابر است و هنگام ورود به صحرای محشر دستش را بگردنش غل کنند و ملائکه گرزهای آتشین بر گونه هایش و پیشانیش زنند بهشت به وی گوید نه تو از منی نه من از تو آتش به او گوید : نزدیک شو که ترا سخت شکنجه خواهم داد آنگاه جهنم فریاد کشد و نگون بخت چون تیر با سر به دوزخ پرتاب شود و کنار قارون جای گزیند ( مگر آنکه توبه کند نماز بخواند و گذشته ها را جبران نماید )   نصایح صفحه 303

حضرت محمد (ص) : نماز ستون دین است و ده مزیت دارد : زیور صورت است و روشنائی قلب و آسایش تن و انیس قبر و محل نزول رحمت و چراغ آسمان ( یعنی در نظر ملکها و اهل آسمان درخشان است ) و سنگینی میزان و خشنودی خدا و بهای بهشت و سد در برابر آتش هرکه نماز را بپا دارد دین را بپا داشته و هرکه ترک کند دین را ویران کرده است.   نصایح صفحه 306

حضرت محمد (ص) : در هفت جا سخن گفتن مکروه است : به دنبال جنازه . در قبرستان . بالای سر مریض . در مجلس علم . در مسجد . در حال جماع . و در حال مصیبت ( چون حال مصیبت باید موجب پند و عبرت گردد )  نصایح صفحه 269

حضرت محمد (ص) : ای علی ! جبرئیل برای هفت عمل آرزو کرد که از بنی آدم باشد : نماز جماعت.همنشینی علما.اصلاح بین مردم.نوازش یتیم.عیادت مریض.تشییع جنازه.آب دادن به حاجیان.پس تو در این کارها کوشا باش.   نصایح 269

به حضرت داود وحی شد : ای داود هرکه مرا شناسد یادم کند هرکه یادم کند به من توجه نماید هرکه متوجه من شود مرا بجوید هرکه بجویدم بیابدم هرکه بیابدم نگهداردم و هرکه مرا نگه دارد بر دیگران ترجیح دهد.   نصایح صفحه 255

مولا علی (ع) : کسی که دارای شش صفت باشد رفاقت با او خیری ندارد : دروغ در گفتار.تکذیب سخن دیگران.خیانت در امانت.تهمت به امین.ناسپاسی از نعمت دیگران.و منت گزاری در احسان خود.  نصایح صفحه 252

حضرت محمد (ص) : پروردگار چون بهشت را آفرید سه مرتبه فرمود : خوشا به حال مومنان ملائکه حامل عرش هم که شنیدند سه بار گفتند سپس خطاب شد : هرکه شش صفت داشته باشد از مومنان است : راستگوئی وفای به عهد ادای امانت نیکی با پدر و مادر صله رحم و عذرخواهی از گناه.  نصایح صفحه 249

حضرت محمد (ص) : شش صفت از نشانه های جوانمردی است : سه تا در سفر و سه تا در وطن . در وطن : قرآن خواندن آباد کردن مسجدهای خدا و برای خدا ( با مردان حق ) رفاقت کردن . درسفر: توشه را در اختیار رفقا نهادن خوی خوش و مزاح حلال.   نصایح صفحه 246

حدیث هفته) 19/11/1385)

مولا علی (ع) : من دوستی بهتر از حفظ زبان لباسی زیباتر از تقوا مالی ارزنده تر از قناعت احسانی برتر از رحم و مهربانی و غذایی گواراتر از صبر نیافتم. نصایح صفحه 223

امام صادق (ع) : پنج چیز از پنج کس محال است : نصیحت از حسود   مهر از دشمن احترام از فاسق   وفا از زن   و مهابت از فقیر.   نصایح صفحه 225

امام صادق (ع) : در کتاب علی (ع) دیدیم که گناهان بزرگ پنج چیز است : شرک به خدا  ظلم به پدر و مادر   رباخواری پس از اطلاع بر حکم خدا   فرار از جنگ   و برگشتن به شهر کفار پس از مهاجرت به شهر مسلمین ( در صورتی که قادر بر انجام فرایض دینی نباشد ).نصایح صفحه 225 و 226

حدیث هفته) 26/11/1385)

حضرت سجاد (ع) : گفتار نیک مال را زیاد کند و رزق را فراوان و عمر را طولانی موجب محبوبیت در خانواده و دخول بهشت است.  نصایح صفحه 231

امام هفتم (ع) فرمودند : مومن همیشه پنج چیز دارد : مسواک و شانه و سجاده و تسبیح سی و چهاردانه و انگشتر عقیق ( یعنی اینها جزء زینتهای مومن است نه این که کسی که داشته باشد مومن نیست )          نصایح صفحه 231

امام باقر (ع) : پدرم سفارش کرد : با پنج کس همنشینی و رفاقت نکن حتی در بین راه : 1.فاسق که تو را به یک لقمه بلکه کمتر میفروشد.گفتم پدر جان ! کمتر از لقمه چیست ؟ فرمود : به طمع لقمه ای که به آن هم نمی رسد.2.بخیل زیرا در سخت ترین مواقع احتیاج مالش را از تو دریغ میکند.3.دروغگو که چون سراب دور را نزدیک و نزدیک را دور می نماید.4.احمق که گاهی میخواهد نفع برساند ضرر میزند.5.کسی که با خویشاوندان خود ناسازگاری میکند که خدا او را در سه جای قرآن لعنت کرده است. ( البته باید با خویشاوندانی که دین ندارند قطع رابطه کنیم )  نصایح صفحه 232

امام صادق (ع) : هرکس اول درباره چهل نفر از برادرانش دعا کند و بعد برای خود خداوند دعای او را در حق خود و برادرانش همه مستجاب فرماید.   نصایح صفحه 381

امام ششم (ع) : چون مومنی بمیرد و چهل تن از مومنان در جنازه اش حاضر شوند و بگویند : خدایا ما غیر از خوبی از او چیزی سراغ نداریم و تو از حال او آگاه تری از جانب خدا خطاب شود من گواهی شما را پذیرفتم و گناهانی را که شما خبر ندارید آمرزیدم ( در صورتی که اصول عقایدش صحیح باشد ) نصایح صفحه 381

حدیث هفته) 3/12/1385)

حضرت محمد (ص) : جبرئیل بر من نازل شد و گفت : پروردگار سلامت می رساند و می فرماید : بین من و امت تو هفت قرار است :

اول : اگر اطاعت کنند طاعتشان را بپذیرم گرچه مقصر باشند چه . من آن کنم که درخور کرم خداوندی است و او آن کند که لایق ضعف بشری است.

دوم : اگر توبه ای کنند که دیگر به گناه برنگردند آنها را چنان پاک از دنیا برم که گویا تازه از مادر زائیده اند.

سوم : اگر از هفت عضو ( زبان و گوش و چشم و دست و پا و شکم و آلت ) آنها یکی درستکار و بقیه گنهکار باشد آن شش عضو را به آن یک به بخشم.

چهارم : هرکس گناهی کند و بداند خدای آمرزنده ای دارد او را بیامرزم.

پنجم : علل و امراض را بر آنان مسلط کنم تا کارهای ناپسندشان را محو کند.

ششم  : هر تابستان گرما و هر زمستان سرما بر آنان بگمارم تا از گرما و سرمای آخرت محفوظ مانند.

هفتم : روزها و ماههای پر فضیلت تعیین کنم تا چون در آن ایام عبادت کنند ثواب بیشترشان دهم گناهانشان را بیامرزم و به رحمت خود وارد بهشتشان کنم.  نصایح صفحه 267 تا 268

حضرت محمد (ص) : ثواب هفت عمل بعد از مرگ در نامه عمل ثبت میشود : درخت نشاندن . چاه کندن . نهر آب جاری کردن . مسجد ساختن . قرآن نوشتن . علمی به یادگار گذاشتن که برای پدر استغفار کند.  نصایح صفحه 269

امام صادق (ع) : فضیل بن یسار گوید : حضرت صادق (ع) می فرمود : هرکس شراب خورد چهل روز نمازش قبول نمی شود و اگر در این ایام نماز نخواند عذابش دو برابر شود.و در حدیث دیگری است که نماز شرابخوار را بین آسمان و زمین نگه دارند اگر توبه کرد به او بازگردانند.  نصایح صفحه 381

از سفارشات مولا علی (ع) به کمیل

  ای کمیل : هیچ علمی نیست جز آنکه من آنرا می گشایم و هیچ سری نیست مگر آنکه حضرت قائم (ع) آن را خاتمه می دهد.

ای کمیل : وقتی غذا می خوری نام خدا را ذکر کن که با اسم او هیچ مرضی زیان نمی رساند و در نام او شفای هر رنجی است.

نصایح صفحه 391

حدیث هفته) 10/12/1385)

از سفارشات مولا علی (ع) به کمیل

ای کمیل : وقتی غذایت را به پایان بردی خدا را بر آنچه روزی تو فرموده سپاس و ستایش گو و در این کار صدای خویش را بلند کن تا ( مردمان ) غیر تو نیز حمد خدا کنند و به جهت آن اجر و پاداش تو بزرگ میشود.   نصایح صفحه 392

ای کمیل : معده ات را از غذا سنگین مکن و در آن برای آب جائی و برای هوا راه آمد و شدی باقی بگذار و از طعام دست باز ندار جز آنکه هنوز اشتهای آنرا داشته باشی اگر چنین کنی آن غذا بر تو گوارا خواهد بود که سلامتی بدن از کم خوردن و کم آشامیدن است.

ای کمیل : در همه حال حق بگو و با پرهیزکاران دوستی و از فاسقان دوری کن و از منافقان کناره بگیر و با خائنان معاشرت مکن.   نصایح صفحه 393

ای کمیل : با ولایت ما ( اهل بیت (ع) ) از شرکت شیطان در مال و فرزندت رهایی جو.  نصایح صفحه 394

نصایح صفحه 391 الی 397

حضرت محمد (ص) : نه چیز نه آفت دارد : پیغمبر (ص)  :  فرموده است : آفت سخن دروغ است.آفت علم فراموشی.آفت حلم بی خردی.آفت عبادت سستی.آفت خوش طبعی لاف زدن.آفت شجاعت ظلم.آفت سخاوت منت.آفت جمال کبر.و آفت گوهرهای پاک افتخار.  نصایح صفحه 291

حدیث هفته) 17/12/1385)

حضرت علی (ع) : هیچ مومنی روز و شب را سپری نمیکند مگر اینکه نفسش در پیش او متهم است به گمانهای بد و او را به شک و تردید می اندازد.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 239

امام صادق (ع) : سه چیز است که با آنها چیزی زیان نمیرساند : 1.دعا در گرفتاریها و غمها 2.استغفار هنگام گناه کردن 3.شکر هنگام نعمت و فرمود : در حکمت آل داود است که ای پسر آدم چطور سخن از هدایت و راهنمایی دیگران میگوئی ولی خودت بر بدیها پیروز نمی شوی. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 207

حضرت محمد (ص) : آیا می دانید زیرک ترین شما کیست ؟ عرض کردند نه ای رسولخدا فرمود : آنکه بیشتر بیاد مرگست و آن که استعداد و آمادگی برای مرگ را از دیگران بهتر دارد عرض کردند نشانه این کس چیست ای رسول خدا ؟ فرمودند : دوری کردن از سرای فریب . برگشت به سرای جاویدان . زاد و توشه برگرفتن برای سرای وحشت و قبر . مهیا شدن برای روز قیامت و رستاخیز. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 121

امام صادق (ع) : مومن از چهارچیز در اذیت است : 1.مومنی که بر او حسد برد که این از همه برای او سخت تر است.2.منافقی که از او دنبال گیری کند.3.دشمنی که به جنگ با او برخیزد.4.شیطانیکه گمراهش کند.   اصول کافی جلد 3 صفحه 349

امام صادق (ع) : دنیا زندان مومن است و از چه زندانی خیر و خوشی آید ؟ اصول کافی جلد 3 صفحه 349

امام علی (ع) : تو که اعمال رسوا کننده مرتکب شده ای خنده دندان نما مکن . و کسیسکه گناهانی کرده از بلای شبگیر و پیش آمد ناگهانی نباید ایمن باشد. اصول کافی جلد 3 صفحه 371

حدیث هفته) 24/12/1385)

 امام صادق (ع) : حسد ایمان را میخورد چنانکه آتش هیزم را میخورد. اصول کافی جلد 3 صفحه 416

امام صادق (ع) : غضب دل شخص حکیم را نابود کند ( از این رو بجای حکمت از او سفاهت بینند ) و فرمود : هرکس مالک غضب خود نباشد مالک عقل خود نخواهد بود.  اصول کافی جلد 3 صفحه 415

رسول خدا (ص) : غضب ایمان را فاسد کند چنانکه سرکه عسل را. اصول کافی جلد 3 صفحه 413

امام صادق (ع) : غضب کلید هر شری است. اصول کافی جلد 3 صفحه 412

امیرالمومنین علی (ع) : ریاکار سه نشانه دارد چون مردم را بیند ( در عبادت ) به نشاط آید.و هرگاه تنها باشد کسل باشد ( در هنگام تنهایی کسل است و عبادت نمی کند ) و دوست دارد که در هرکاری از او تعریف کنند و او را بستایند.   اصول کافی جلد 3 صفحه 403

امام صادق (ع) : ریشه های کفر سه چیز است : 1.حرص 2.تکبر 3.حسد  اصول کافی جلد 3 صفحه 396

مولا علی (ع) : دردی دردناکتر از گناه برای دل نیست و ترسی سخت تر از مرگ نیست و گذشته برای اندیشیدن ( و عبرت گرفتن ) بس است و مرگ برای اندرز دادن کافی است. اصول کافی جلد 3 صفحه 377

امام صادق (ع) : چیزی نیست جز آنکه درباره اش آیه قرآن یا حدیثی هست.   اصول کافی جلد 1 صفحه 77

امام صادق (ع) : هیچ امری نیست که دو نفر در آن اختلاف نظر داشته باشند جز آنکه برای آن در کتاب خدا ریشه و بنیادی است ولی عقلهای مردم به آن نمی رسد.   اصول کافی جلد 1 صفحه 78

رسول خدا (ص) : همنشینی با اهل دین شرف دنیا و آخرت است.   اصول کافی جلد 1 صفحه 49

حدیث هفته) 2/1/1386)

عبدالاعلی گوید : شنیدم امام صادق (ع) میفرمود : من زاده رسول خدایم و به قرآن دانایم در قرآن است آغاز خلقت و آنچه تا روز قیامت رخ دهد و خبر آسمان و زمین و خبر بهشت و دوزخ و خبر گذشته و خبر آینده تمام اینها را میدانم چنانکه به کف دست خود می نگرم . همانا خدا میفرماید : در قرآنست بیان آشکار هر چیز. و فرمود : قرآنست که هر خبریکه پیش از شما بوده و هر خبریکه بعد از شما باشد در آنست و داور میان شما است و ما آنرا میدانیم.   اصول کافی جلد 1 صفحه 79

امام صادق (ع) : خدای تبارک و تعالی در قرآن بیان هر چیز را فرو فرستاده تا آنجا که بخدا سوگند چیزی را از احتیاجات بندگان فرو گذار نفرموده . تا آنجا که هیچ بنده ای نتواند بگوید ای کاش این مسئله هم در قرآن آمده بود جز آنکه خدا آنرا در قرآن فرو فرستاده است. اصول کافی جلد 1 صفحه 76 الی 77

رسولخدا فرمود : حواریین به عیسی (ع) گفتند یا روح الله با که بنشینیم ؟ فرمود : با کسی که دیدارش شما را به یاد خدا اندازد و سخنش دانشتانرا زیاد کند و کردارش شما را به آخرت تشویق کند. اصول کافی جلد 1 صفحه 49

امام باقر (ع) : جز اوصیاء پیغمبر(12 امام معصوم) کسی نمی تواند ادعا کند ظاهر و باطن تمام قرآن نزد اوست( یعنی ظاهر و باطن تمام قرآن را میفهمد ). اصول کافی جلد 1 صفحه 332

امام صادق (ع) : هیچ چیز برای قلب مومن ضررش از پرخوری بیشتر نیست زیرا پرخوری دو چیز را به دنبال دارد یکی اینکه قلب را سخت و قسی میکند و دیگر آنکه شهوت انسان را تحریک میکند.   مستدرک الوسائل جلد 3 صفحه 80

رسول اکرم (ص) : چون خدا بر جمعی غضب کند و عذابی بر آنها نفرستد اجناسشان گران عمرشان کوتاه   تجارتشان بی سود  و میوه هایشان نامرغوب گردد باران بر آنها نبارد   نهرها خشک شود  و اشرار بر آنان تسلط یابند.     نصایح صفحه 263 حدیث 12

پیغمبر (ص) : قبر پنج ندا دارد : 1.من خانه تنهاییم انیسی با خود آورید.2.من مرکز مارهایم "تریاقی" (سلاحی) بیاورید.3.من منزلی تاریکم چراغی تهیه کنید.4.من خانه خاکیم فرشی همراه آورید.5.و من سرای فقرم گنجی بفرستید.  نصایح صفحه 222

حدیث هفته) 9/1/1386)

امام صادق (ع) : چون نماز صبح و مغرب را خواندی هفت بار بگو : (( بسم الله الرحمن الرحیم : لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم )) زیرا همانا هرکس آنرا بگوید از دیوانگی و خوره و پیسی و هفتاد نوع ( دیگر ) از انواع بلا به او نرسد.     اصول کافی جلد 4 صفحه 304

امام باقر (ع) : همین که جان به اینجا رسید ( و اشاره به گلوی خود فرمود ) برای عالم ( و دانا ) توبه نباشد و برای نادان وقت توبه ( باقی ) است.    اصول کافی جلد 4 صفحه 174

امام صادق (ع) فرمودند : هرکس گناهی کند هفت ساعت از روز درباره آن ( گناه ) به او مهلت دهند ( تا توبه کند ) پس اگر سه بار گفت : (( استغفر الله الذی لا اله الا هو الحی القیوم )) آن گناه بر او نوشته نشود.( البته استغفار شرایطی دارد که بزودی شرایط آن از گفتار مولا علی (ع) آورده میشود)اصول کافی جلد 4 صفحه 170

جابر گوید : شنیدم حضرت باقر (ع) میفرمود : توبه کننده از گناه همانند کسی است که گناه ندارد و آنکه در گناه بماند با اینکه آمرزش خواهد چون مسخرچی است. ( یعنی اینکه کسی در گناهش مانده و گناه میکند با آینکه توبه و آمرزش میخواهد باز هم به گناه خود ادامه می دهد ) اصول کافی جلد 4 صفحه 168

ابواسحاق خراسانی گوید : امیر المومنین (ع) در خطبه اش میفرمود : تردید ( درباره دین و احکام آن) به خود راه ندهید تا به شک افتید پس کافر شوید.   اصول کافی جلد 4 صفحه 117

امام صادق (ع) : هرکه در خدا و رسولش شک کند کافر است.   اصول کافی جلد 4 صفحه 98

حضرت صادق (ع) : برای مومن سزاوار نیست که در مجلسی بنشیند که خداوند در آن مجلس نافرمانی شود و آن مومن قدرت به هم زدن آن مجلس نداشته باشد.   اصول کافی جلد 4 صفحه 82

حضرت صادق (ع) فرمودند : رسولخدا (ص) ( به اصحاب ) فرمود : آیا شما را به بدترینتان آگاه نکنم ؟ عرض کردند : چرا یا رسول الله ( بگویید ) فرمود : آنان که سخن چینی میکنند و میان دوستان جدائی می اندازند و برای مردمان پاک دامن عیب جوئی کنند.    اصول کافی جلد 4 صفحه 74

حدیث هفته) 16/1/1386)

امام صادق (ع) : همانا خدای عزوجل وقتی بنده مومنش توبه کند شاد می شود مانند کسی که چیزی گم کرده و بعد گمشده اش را پیدا کند و خوشحال شود.   اصول کافی جلد 4 صفحه 169

امام صادق (ع) : رسولخدا (ص) فرموده است  :  هر که یکسال پیش از مرگش توبه کند خداوند توبه اش را می پذیرد سپس فرمود : یکسال هم زیاد است هرکه یکماه پیش از مرگش توبه کند خدا توبه اش را بپذیرد سپس فرمود یکماه زیاد است هرکه یک هفته پیش از مرگش توبه کند خدا توبه اش را بپذیرد سپس فرمود : یک هفته زیاد است هر که یک روز پیش از مرگش توبه کند خدا توبه اش را بپذیرد سپس فرمود : یک روز زیاد است هرکه پیش از دیدار مرگ ( ملک الموت ) توبه کند خدا توبه اش را بپذیرد.   اصول کافی جلد 4 صفحه 174

امام باقر (ع) : همین که جان به اینجا رسید ( و اشاره به گلوی خود فرمود ) برای عالم ( و دانا ) توبه نباشد و برای نادان وقت توبه ( باقی ) است.    اصول کافی جلد 4 صفحه 174

حمران گوید : از حضرت باقر (ع)درباره مردیکه ( با زن شوهرداری زنا کرده است ) و حد بر او جاری شده و سنگسار شده آیا در آخرت هم عقاب شود ؟ ( شرح : آیا در آخرت باز هم عذاب میشود) امام (ع) فرمودند : خدا کریمتر از آن است ( که با اینکه در دنیا کیفر شده در آخرت نیز او را کیفر کند ) .    اصول کافی جلد 4 صفحه 179

امام صادق (ع) : همانا مومن خواب هولناک ( ترسناک ) ببیند و ( بواسطه همان ترسی که به او رسیده ) گناهش آمرزیده شود و وقتی هم تنش رنج کار ببیند پس گناهش آمرزیده شود ( شرح : یعنی اگر در کار کردن رنج و سختی بکشد گناهش آمرزیده شود).    اصول کافی جلد 4 صفحه 180 الی 181

امام صادق (ع) فرمودند : امیرالمومنین (ع) فرموده : دست برداشتن از گناه آسانتر از طلب توبه است و بسا شهوترانی یک ساعت که سالها اندوه بجای گذارد. و مرگ دنیا را رسوا کرده و برای هیچ صاحب خردی شادی نگذاشته.   اصول کافی جلد 4 صفحه 188

حضرت موسی بن جعفر (ع) : از ما نیست کسی که هر روز به حساب کار خود نرسد پس اگر کار نیکی کرده است از خدا زیادی آنرا خواهد ( شرح : یعنی دعا کند که باز هم توفیق کار خیر به او عطا شود ) و اگر گناه و کار بدی کرده از خدا آمرزش خواهد و بسوی او بازگشت کند ( و توبه نماید ). اصول کافی جلد 4 صفحه 190 الی 191

حدیث هفته) 23/1/1386)

امام صادق (ع) : رسولخدا(ص) فرموده  : دعاء سلاح مومن و ستون دین و نور آسمانها و زمین است.   اصول کافی جلد 4 صفحه 213

حضرت محمد (ص) : خوش همسایگی خانه ها را آباد سازد و اجل را به تاخیر اندازد ( کنایه از درازی عمر است.)    اصول کافی جلد 4 صفحه 492

امام صادق (ع) : از شوخی بپرهیزید زیرا آبرو را بریزد و شکوه و بزرگی مردان را ببرد ( یعنی در مزاح حد اعتدال را نگهدارید و زیاده روی نکنید )   اصول کافی جلد 4 صفحه 488

امام صادق (ع) : خنده بسیار دل را بمیراند و فرمود : بسیار خندیدن دین را آب کند چنانچه آب نمک را آب میکند.     اصول کافی جلد 4 صفحه 486

امام صادق (ع) : هرگاه سه نفر با هم هستند دو نفر از آنها با هم در گوشی صحبت نکنند زیرا که این کار باعث ناراحتی و اذیت و آزار رفیق سومی است.   اصول کافی جلد 4 صفحه 481

امام صادق (ع) : عطسه برای تمام اعضای بدن سودمند و مفید است چنانچه از سه عدد نگذرد و چون از سه عدد بگذرد درد و بیماری است.    اصول کافی جلد 4 صفحه 476

مولا علی (ع) : هرکس وقتی عطسه کرد بعد از آن بگوید : (( الحمدلله رب العالمین علی کل حال ))  درد گوش و دندان نبیند.    اصول کافی جلد 4 صفحه 475

امام صادق (ع) فرمودند : رسول خدا (ص) فرمود : سلام کردن مستحب است و جواب دادن آن واجب است.    اصول کافی جلد 4 صفحه 459

امام صادق (ع) : شایسته نیست برای مرد مسلمان که با شخص تبهکار و احمق و دروغگو رفاقت کند.   اصول کافی جلد 4 صفحه 454

حضرت امام صادق (ع) : محبوبترین برادرانم نزد من کسی است که عیبهای مرا پیش من هدیه آورد. ( و آنها را به من گوشزد کند ) اصول کافی جلد 4 صفحه 452  ( شرح : یعنی بهترین دوستان و برادران شما کسانی هستند که عیبها و زشتی های شما را به شما بگویند )

امام صادق (ع) فرمودند : رسولخدا (ص) فرموده : صداهای خود را به صلوات فرستادن بر من بلند کنید که نفاق را از بین می برد.   اصول کافی جلد 4 صفحه 251

امام باقر (ع) : هیچ قطره ای نزد خدا محبوبتر از آن قطره ی اشکی که در تاریکی شب از ترس خدا بریزد و جز خدا چیز دیگری به آن منظور نباشد. ( یعنی نیتش فقط برای خدا باشد ) اصول کافی جلد 4 صفحه 234

حدیث هفته) 30/1/1386)

حضرت محمد (ص) : سه بار فرمودند : بار خدایا خلیفه های مرا رحم کن( رحمت کن ) . گفتند یا رسول الله خلیفه های شما چه کسانی هستند ؟ فرمودند آن کسانی که حدیث و سنت مرا تبلیغ کنند و به امت من بیاموزند.  امالی شیخ صدوق مجلس سی و چهارم صفحه 180

امام صادق (ع) : فرمودند یک درهم از ربا پیش خدا  ( گناهش ) بزرگتر است از سی بار زنا با محارمی چون خاله و عمه. امالی شیخ صدوق مجلس سی و چهارم صفحه 181

رسول خدا (ص) : فرمودند : هرکه از گناه خودش بدش آید و کار ثواب او را شاد کند مومن است. امالی شیخ صدوق مجلس سی و ششم صفحه 200

امام صادق (ع) : فرمود : هرکه جنازه مومنی را تشییع کند تا به خاک سپرده شود خدای عزوجل هفتادهزار فرشته موکل کند که او را تشییع کنند و برایش آمرزش خواهند چون از گورش درآید.  امالی شیخ صدوق مجلس سی و نهم صفحه 217

امام صادق (ع) : خداوند به رسول خدا (ص)  مکارم اخلاق مخصوص داد. خود را به آن مکارم اخلاق بیازمائید اگر این مکارم در شما هست خدا را شکر کنید و از خدا بخواهید بیشترش کند و امام (ع) آن مکارم اخلاق را شمردند : یقین . قناعت . صبر . شکر . حلم . حسن خلق . سخاوت . غیرت . شجاعت . مروت.   امالی شیخ صدوق مجلس سی و نهم صفحه 221

امام سجاد (ع) : خدای عزوجل میفرماید هرکه مرا بشناسد و نافرمانی من بکند بر او مسلط میکنم کسی را که من را نشناخته.    امالی شیخ صدوق مجلس چهلم صفحه 229

جبرئیل نزد پیغمبر (ص) آمد و عرض کرد ای محمد هرچه خواهی زنده باش که آخر می میری هرکه را خواهی دوست داشته باش که از او جدا میشوی هرچه خواهی بکن که پاداش و جزاء آن بینی و بدانکه شرافت مرد عبادت او است در شب و عزت او به بی نیازی اش از مردم است.  امالی شیخ صدوق مجلس چهل و یکم صفحه 233

امام صادق (ع) میفرمود : بر آوردن حاجت مومن بهتر است از هزار حج مقبول با همه اعمالش و از آزاد کردن هزار بنده برای خدا و از تقدیم هزار اسب زین و مهار کرده در راه خدا بهتر است.  امالی شیخ صدوق مجلس چهل و دوم صفحه صفحه 236

امام صادق (ع) : از خدا بپرهیزید و هرکس به شما امانتی داد به او برگردانید . اگر قاتل امیرالمومنین (ع) به من امانتی بسپارد به او برمی گردانم.   امالی شیخ صدوق مجلس چهل و سوم صفحه 245

امام سجاد (ع) به شیعیان میفرمود بر شما باد به ادای امانت.سوگند به آنکه محمد(ص) را به حق به پیغمبری مبعوث کرده اگر قاتل پدرم حسین (ع) همان شمشیری که با آن پدر مرا کشته به من امانت سپارد آن را به او برمیگردانم. ( ادای امانت می کنم)  امالی شیخ صدوق مجلس چهل و سوم صفحه 246

حدیث هفته) 6/2/1386)

از سفارشهای حضرت محمد (ص) به مولا علی (ع) : ای علی چهار چیز را قبل از چهارچیز غنیمت بشمار و قدر بدان : 1.جوانیت را قبل از پیری 2.سلامت و تندرستی را قبل از بیماری و مریضی 3.ثروت و دارائی را پیش از نداری و فقر 4.زندگی و زنده بودن را قبل از مردن.    بحارالانوار جلد 17 جلد 1 صفحه 55

از سفارشهای حضرت محمد (ص) به مولا علی (ع) : ای علی برای کسی که زنا میکند شش مجازات و کیفر است : سه تا در دنیا و سه تا در آخرت : اما عذابهایی که در دنیا است برای زناکار : 1.زنا آبرو را میبرد 2.انسان را در نابودی شتاب و سرعت میبخشد ( انسان را نابود میکند ) 3. روزی را از بین میبرد. اما عذابهای آخرت : 1.سختی و بدی در حساب ( در موقع حسابرسی اعمال به او سخت گرفته میشود ) 2.خشم خدا 3.جاویدان بودن در جهنم  ( البته اگر توبه نکند)  بحار الانوار جلد 17 جلد 1 صفحه 63

از سفارشهای حضرت محمد (ص) به مولا علی (ع) : ای علی ربا هفتاد قسم گناه دارد و کوچکترین از آن گناهها این است که مرد در خانه کعبه با مادرش زنا کرده باشد.ای علی یک درهم ربا بدتر است از هفتاد زنا که با محارم خویش انجام دهد.  بحارالانوار جلد 17 جلد 1 صفحه 63

از سفارشهای حضرت محمد (ص) به مولا علی (ع) : ای علی تو را سفارش به مسواک زدن میکنم زیرا که مسواک پاک کننده دهان است و باعث خوشنودی پروردگار است و نور چشم را زیاد میکند . بحارالانوار جلد 17 جلد 1 صفحه 76

از ابی ذر روایت شده که گفت : رسول خدا (ص) مرا به هفت چیز وصیت کرد : همیشه در اموردنیا به زیر دست خود نگاه کنم و به بالادست خود نگاه نکنم. ( چون وقتی انسان به بالادست خود نگاه کند همیشه گرفتار و مریض است و وقتی انسان به پایین دست خود نگاه کردهمیشه شکرگزار خواهد بود) دوست داشتن مستمندان و نزدیک شدن با آن.وصیت کردند مرا به اینکه حرف درست و حق را بگویم گرچه به ضررم باشد.با خویشاوندان پیوند کنم ( رفت و آمد کنم ) اگرچه به من کم محلی و به من پشت کنند ( البته انسان باید با خویشاوندان با ایمان و دین دار رفت و آمد کند) .در راه خدا از نکوهش و بدگویی مردم در پشت سر نترسم ( در راه خدا از ملامت و سرزنش کسی نترسم) .بسیار بگویم (( لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم )) زیرا که این ذکر از گنجینه های بهشت است. بحارالانوار جلد 17 جلد 1 صفحه 82

ابوذر گفت : عرض کردم ای رسولخدا (ص) کدام یک از مومنان زیرکتر و باهوش ترند ؟ فرمودند آنکه بیشتر به یاد مرگ باشد و آمادگی بیشتر برای مرگ داشته باشد. ( هرکه بیشتر برای مرگ آماده تر باشد گناه انجام نمی دهد و از گناهانی که مرتکب شده استغفار میکند ) بحارالانوار جلد 17 جلد 1 صفحه 91

اندرزهای حضرت محمد (ص) به ابوذر : ای ابوذر هرگاه تشییع جنازه میکنی باید فکر و اندیشه کنی و گریان باشی که روزی تو هم می میری و به آن میت می پیوندی. بحارالانوار جلد 17 جلد 1 صفحه 92

اندرزهای حضرت محمد (ص) به ابوذر : ای ابوذر قتات وارد بهشت نمیشود . عرض کردم قتات کیست ؟ فرمود : سخن چین . ای ابوذر نمام ( سخن چین ) در آخرت از عذاب خدای عزوجل آسایش ندارد.ای ابوذر هرکه دو رو و دو زبان باشد در دنیا پس او در جهنم دو زبان آتشی دارد. بحارالانوار جلد 17 جلد 1 صفحه 100

اندرزهای حضرت محمد (ص) به ابوذر : ای ابوذر سخن نیک گفتن صدقه است و هرگامی(قدمی) که به طرف نماز برمیداری صدقه است. بحارالانوار جلد 17 جلد 1 صفحه 95

حدیث هفته) 13/2/1386)

امام صادق (ع) : پدرم (ع) فرمود : هیچکس قرآن را به هم نزد جز اینکه کافر شده است. ( یعنی :  قرآن  را به طبق دلخواه خود تفسیر کند یا اینکه آیات متشابهات را طبق دلخواه خود و بدون دلیل و مدرکی از امام معصوم (ع) تفسیر کند ) اصول کافی جلد 4 صفحه 442

امام صادق (ع) : شایسته نیست برای مرد مسلمان که با شخص تبهکار و احمق و دروغگو رفاقت کند. اصول کافی جلد 4 صفحه 454

حضرت ابوالحسن (ع) فرمود : عیسی بن مریم (ع) فرموده است : همانا شخص بدکار بدیش سرایت میکند به دوست و هم نشینش و هم نشین بد انسان را به هلاکت می افکند پس بنگر و متوجه باش با چه کسی هم نشین هستی ( یا با چه کسی دوست هستی ) اصول کافی جلد 4 صفحه 454

حضرت محمد (ص) : هرکه پیش از سلام کردن آغاز به  حرف زدن کرد پاسخش را ندهید.و فرمودند : پیش از حرف زدن و سخن گفتن با کسی اول سلام کنید.  اصول کافی جلد 4 صفحه 459

امام صادق (ع) : بخیل( خسیس) کسی است که از سلام کردن بخل کند.( سلام نکند) اصول کافی جلد 4 صفحه 460

امام صادق (ع) : هیچ رگی نزند و پائی به سنگ نخورد و سر درد و مرضی پیش نیاید مگر به جهت گناهی که انسان مرتکب شده و برای همین است که خدای عزوجل در قرآن میفرماید : هر مصیبتی که به شما می رسد برای کاری است که به دست خود کرده اید و خدا از بسیاری ( از معصیت ها ) هم گذشت میکند ( سوره شوری آیه 30 ) سپس امام (ع) فرمودند : آنچه خدا از آن می گذرد از آنچه از آن مواخذه میکند بیشتر است. ( شرح : یعنی آن گناهانی که خدا از آن میگذرد بیشتر است از آن گناهانی که خدا بوسیله آن گناه عذاب میکند)   اصول کافی جلد 3 صفحه 370

حضرت محمد (ص) : دو بار لعنت کردند کسی را که پرستش دینار و درهم کند ( پول پرست باشد ) باز دو بار لعنت کردند کسی را که نابینائی را کور کند ( یعنی کسی را که دینی را برای خود انتخاب نکرده باشد را به کفر و گمراهی و ضلالت کشاند و گمراهش کند ) و باز دو بار لعنت کردند کسی را که با حیوانی نزدیک کند ( عمل قبیحی انجام دهد ) اصول کافی جلد 3 صفحه 371 الی 372

حضرت محمد (ص) : من شهر علم هستم و علی (ع) در اوست. دروغ گوید هرکه فکر میکند از غیر در به شهر وارد شده و نیز دروغ میگوید هرکه گمان دارد مرا دوست دارد و علی (ع) را دشمن دارد ( و با او دشمنی میکند) اصول کافی جلد 3 صفحه 336

امام باقر (ع) : از پیغمبر (ص) پرسیدند : بهترین بندگان چه کسانی هستند ؟ فرمودند کسانی که چون کار خوب و نیکی کنند خوشحال و شاد گردند و چون کار بدی کنند از خدا طلب بخشش و آمرزش خواهند و چون به آنها نعمتی عطا شود و نعمتی به آنها داده شود شکر کنند و چون گرفتار شوند صبر کنند و چون عصبانی و خشمناک شوند چشم پوشی کنند ( خشم را کنترل میکنند ) اصول کافی جلد 3 صفحه 337

امام صادق (ع) : مومن یاری کردنش نیکو و خرجش کم و سبک است و زندگیش را خوب اداره میکند و از یک سوارخ دو بار گزیده نمیشود ( یعنی از یک راه دو بار گول نمی خورد بلکه در همان بار اول عبرت میگیرد و بار دیگر گول نمی خورد )  اصول کافی جلد صفحه 339

حضرت محمد (ص) : کسی را که از همه کسی به من دورتر است را به شما معرفی نکنم : گفتند چرا یا رسول الله فرمودند : کسی که از فحش گفتن و فحش شنیدن پروا نداشته باشد ( فحش دهد ) و بد زبان است و بخیل ( خسیس ) و متکبر و کینه توز و حسود و سخت دل و از هر خیری که به آن امید میرود دور است و از هر شر و بدی که از آن پرهیز میشود از او ایمنی نیست و انجام می دهد. ( از هر کار خیر دور است و انجام نمی دهد و از هر بدی و شر دور نیست و انجام می دهد) اصول کافی جلد 3 صفحه 399

حدیث هفته) 20/2/1386)

از مولا علی (ع) سوال شد که میان حق و باطل چه اندازه است ؟ امام (ع) فرمودند : چهار انگشت. امام (ع) دست خود را میان گوش و چشمانش گذاشت و فرمود : هرچه را با چشم دیدی درست است و هرچه را به گوش شنیدی بیشترش نادرست است و دروغ است.   خصال الصدوق جلد 1 صفحه 220

مولا علی (ع) : ای کمیل در هر سختی بگو ( لا حول ولا قوه الابالله ) تا برطرف شود و برای شکرگزاری و هر نعمتی که خدا بهت داده بگو الحمدلله تا نعمت بیشتر شود و چون روزیت دیر رسید استغفار کن تا وسعت یابی و روزیت زیاد شود.     تحف العقول صفحه 168

امام صادق (ع) : رفاعه گوید : شنیدم امام (ع) می فرمود : مصاحفه ( دست دادن ) کردن مومن از مصاحفه ملائکه بهتر است ( کنایه از اینکه مقام مومن از مقام فرشته برتر است )  اصول کافی جلد 3 صفحه 265

امام صادق (ع) : مومن برادر مومن است . مومن راهنمای مومن است . مومن نسبت به مومن خیانت و ستم نمی کند و مومن نسبت به مومن خلف وعده و بد قولی نمی کند.   اصول کافی جلد 3 صفحه 242

حضرت محمد (ص) : هرکه صبح کند و به امور مسلمین همت نگمارد مسلمان نیست. ( شرح : هرکه صبح کند و به فکر راه انداختن کار مسلمانان و کمک کردن به مسلمانان نباشد مسلمان نیست )  اصول کافی جلد 3 صفحه 238

امام باقر (ع) : ابوعبیده حذاء گوید : به امام باقر (ع) عرض کردم : حدیثی به من بفرما که از آن سود برم . فرمود : ای ابا عبیده بسیار یاد مرگ کن زیرا شخصی که مرگ را زیاد یاد کند به دنیا بی رغبت میشود.  اصول کافی جلد 3 صفحه 198

امام صادق (ع) : بر آوردن حاجت مومن فضیلتش بیشتر است از هزار مرتبه حجی که تمام مناسک آن قبول شده باشد و آزاد کردن یک بنده در راه خدا و مصرف بار هزار اسب در راه خدا همراه زین و لجامش.  بحارالانوار جلد 72 صفحه 285

امام صادق (ع) : حرکت مسلمان در مسیر بر آوردن حاجت مسلمان دیگر از هفتاد طواف خانه خدا بهتر است.( شرح : یعنی مسافتی که مومن برای راه انداختن کاربرادر مومنش طی می کند از هفتاد طواف خانه خدا بهتر و با ارزش تر است )   بحارالانوار جلد 72 صفحه 311

حضرت محمد (ص) : سلام دادن مستحب و پاسخ آن واجب است.  میزان الحکمه جلد 4 صفحه 537 شماره 8854

حضرت محمد (ص) : پاداش کسی که غذا می خورد و شکر بجا آورد و شکر گزاری کند مانند روزه دار صبور است.   نهج الفصاحه حدیث 885 

امام صادق (ع) : کسی که در انتظار امام دوازدهم (ع) است همانند کسی است که شمشیر را در رکاب رسول خدا (ص) برهنه کرده و از او دفاع می کند. بحارالانوار جلد 52 صفحه 129

به امام رضا (ع) گفته شد : چگونه صبح کردی ؟ امام (ع) فرمود : صبح کردم در حالی که عمرم کوتاه شده . کردارم ضبط شده . مرگ ( چون طوقی ) بر گردنمان افتاده . آتش را پشت سر داریم و نمی دانیم با ما چگونه عمل خواهد شد.  بحارالانوار جلد 78 صفحه 339

 مولا علی (ع) : کسی که شکر نعمت را بجا نیاورد و شکر نکند از زیاد شدن نعمت جلوگیری می کند.  غررالحکم حدیث 9169

امام صادق (ع) : عدالت را بین فرزندانتان مراعات کنید همانطور که دوست دارید آنها در نیکی و اظهار مهربانی بین شما(  پدر و مادر ) به عدالت رفتار نمایند.  بحارالانوار جلد 104 صفحه 92

حدیث هفته) 27/2/1386)

امام صادق (ع) : هرکه میخواهد دعایش مستجاب بشود باید کسبش را حلال کند و از راه حلال پول بدست بیاورد.  عین الحیوه صفحه 397

حضرت محمد (ص) : شوخی زیاد آبروی انسان را میبرد و خنده بسیار ایمان را از بین میبرد و دروغ گفتن ارزش انسان را کم می کند و مردم را از اعتماد کردن به شخص دروغگو پرهیز می کنند.  عین الحیوه صفحه 389

امام صادق (ع) : ابوبصیر گوید که به حضرت صادق (ع) : عرض کردم : یا ابن رسول الله چیزی از اوصاف بهشت به ما بفرمایید که ما را مشتاق آن کنید : امام (ع) فرمود : ای ابو محمد به درستیکه بوی بهشت از هزار سال به مشام می رسد ( به مشام مومنین ) و به پست ترین اهل بهشت آن قدر  می دهند که اگر جمیع انس و جن در منزل او وارد شوند و از طعام و نوشیدنی او بخورند همه را کافی باشد و از او چیزی کم نشود. ( یعنی به پست ترین از اهل بهشت آنقدر نعمت عطا میشود که اگر بخواهد همه افراد کره زمین ( جن و انس ) را یکجا به خانه اش در بهشت دعوت کند هم غذا و هم نوشیدنی برای همه است و کم نمی آید و چیزی هم از نعمت و بزرگی اهل بهشت کم نمیشود )   عین الحیوه صفحه 378

امام جعفر صادق (ع) : جهنم دارای هفت در است : از یک در فرعون و هامان و قارون  داخل می شوند و از یک در مشرکان و کافران داخل میشوند از آن جماعتی که هرگز به خدا ایمان نیاورده اند و از یک در بنی امیه داخل میشوند که مخصوص ایشان است و کسی با آنها شریک نیست و یک در باب لظی است و یک در دیگر باب سقر است و یک در دیگر باب هاویه است هر که از آن در داخل شد هفتاد سال در جهنم فرو میرود پس جهنم جوشی میزند و ایشان را به طبقه بالا می افکند پس باز هفتاد سال دیگر فرو میروند و همیشه در جهنم این گونه هستند و یک در است که از آن دشمنان ما و هرکه با ما جنگ کرده و هرکه یاری ما نکرده داخل جهنم میشوند و این بزرگترین درهاست و گرمی و شدتش از همه بیشتر است. عین الحیوه صفحه 372

مولا علی (ع) : عید تو زمانی است که گناه نکنی.    عین الحیوه صفحه 356

مولا علی (ع) : امام علی (ع) به فرزند گرامیشان امام حسن (ع) وصیت کردند به تواضع و فروتنی که از بهترین عبادت هاست. عین الحیاه صفحه 352

حضرت محمد (ص) : هیچکس تواضع و شکستگی نکرد مگر اینکه خدا او را بلند مرتبه گردانید.   عین الحیوه صفحه 352

حضرت محمد (ص) : ایمان کامل نمیشود مگر با دوست داشتن و محبت داشتن نسبت به اهل بیت (ع) ( دوست داشتن و محبت داشتن نسبت به اهل بیت (ع) این است که سخنان ایشان را گوش بدهیم و سخنانی که فرموده اند بطور واقعی عمل کنیم. )  بحارالانوار جلد 36 صفحه 327 حدیث 178

حضرت محمد (ص) : با یکدیگر دست بدهید زیرا مصاحفه کینه و دشمنی را از بین میبرد.  تحف العقول صفحه 92

حضرت محمد (ص) : خوشبخت ترین مردم کسی است که با مردم بزرگوار و نیکوکار دوستی و معاشرت کند.   بحارالانوار جلد 74 صفحه 187

امام صادق (ع) : هر زمان امیر مومنان (ع) به منبر میرفت میفرمود : شایسته است مسلمان از رفاقت با سه نفر دوری کند : 1.پر روی بی باک تبهکار 2.احمق 3.دروغگو اصول کافی جلد 4 صفحه 453

حدیث هفته) 3/3/1386)

امام صادق (ع) : انسان بخیل راحتی ندارد و انسان حسود لذتی از دنیا نمی برد و پادشاهان وفا ندارند و دروغگو مروت و جوانمردی ندارد.  عین الحیوة صفحه 503

از حضرت صادق (ع) درباره تفسیر این آیه (( اتقواالله حق تقاته )) حضرت فرمود : که تقوی و پرهیزکاری آن است که خدا را اطاعت نمایی و گناه نکنی و پیوسته در یاد خدا باشی و خدا را در هیچ حالی فراموش نکنی و برای نعمت هایی که به تو داده خدا را شکر کنی و کفران نعمت نکنی. عین الحیوة صفحه 517

حضرت باقر (ع) : خدا میفرماید : ای فرزند آدم دوری کن از آنچه که بر تو حرام کرده ام تا پرهیزکارترین مردم باشی.  عین الحیوة صفحه 517

امام رضا (ع) : خدای متعال به یک پیغمبری از پیغمبرانش وحی کرد : که وقتی صبح از خانه بیرون آمدی اولین چیزی که به نظرت می آید بخور و دومین چیزی را که می بینی آنرا بپوشان و سومین چیزی را که می بینی پناهش ده و چهارمین چیزی را که دیدی مایوس نکن و پنجمین چیزی را که می بینی از آن فرار کن. چون صبح شد و بیرون آمد کوه بزرگی را دید که در روبه رویش است ایستاد و به یاد فرموده خدا افتاد  که  به او فرموده بود  اولین چیزی را که دیدی بخور و او تعجب کرد بعد با خودش فکر کرد که خدا مرا به چیزی امر نمی کند که من طاقت آن را نداشته باشم پس به طرف کوه رفت تا آنرا بخورد هر چقدربه کوه نزدیکتر میشد کوه کوچکتر میشد تا آنجا که وقتی به کوه رسید کوه را  لقمه ای لذیذ یافت و آن لقمه را خورد و لذتی به او دست داد که تا حالا با خوردن لقمه ای به او دست نداده بود . دومین چیزی را که دید طشت طلایی بود چون خدا امر کرده بود دومین چیزی را که می بینی آنرا بپوشان چاله ای کند و آن طشت طلا را در خاک پنهان کرد و بعد به راه خود ادامه داد و لحظه ای به پشت سر خود نگاه کرد دید که آن طشت طلایی که پنهان کرده بود  آشکار شده و از خاک بیرون افتاده با خود گفت آنچه را که خدا فرموده بود انجام دادم و به راه خود ادامه داد دید که مرغی در آسمان است و بازی ( پرنده شکاری ) دنبال او است و قصد شکار کردن مرغ را دارد چون خدا به او فرموده بود سومین چیزی را که می بینی پناه ده آستین لباسش را گشود تا مرغ در آنجا رود و پناه گیرد پس وقتی این کار را کرد باز شکاری به او گفت من چند روزی است که دنبال این مرغ هستم تا شکارش کنم و تو او را پناه دادی و نگذاشتی که من شکارش کنم چون خدا گفته بود چهارمین چیزی را که دیدی مایوس نکن قسمتی از گوشت پای خود را کند و به باز شکاری داد و به راه خود ادامه داد و بعد در ادامه راه گوش مردار گندیده ی کرم گذاشته ای را دید چون خدا به  او گفته بود پنجمین چیزی را که دیدی از آن فرار کن فرار کرد. به خانه برگشت و شب در خواب خدا به او گفت کارهایی را که گفتیم انجام دادی آیا معنای این کارها را می دانی ؟ گفت نه . خداوند فرمود آن کوه را که دیدی و بعد به امر ما رفتی بخوری و هرچه به آن نزدیکتر می شدی کوچکتر میشد و آخر لقمه ای لذیذ شد غضب است که اگر هنگام غضب خود را نگه داری و غضب خود را بخوری بعد از آن خوشحال میشوی که غضب را نگه داشتی و خود را کنترل کردی این خوشحالی همان لقمه لذیذ است. و اما آن طشت طلا که پنهانش کردی کار خوب و نیک است که اگر آن را پنهان کنی و به کسی نگویی ( و ریا نکنی ) خداوند آنرا ظاهر میگرداند و به همه نشان می دهد. و اما آن مرغی که پناهش دادی این است که اگر کسی تو را نصیحت می کند نصیحت او را قبول کن( گرچه آن حرف را قبلا شنیده باشی ) و باز شکاری که مایوسش نکردی آن است که اگر کسی از تو چیزی میخواست او را مایوس نکن ( اگر فقیری آمد و چیزی درخواست کرد به او کمک کنید و ناامیدش نکنید ) و اما گوشت مردار گندیده ای که امر شده بود از آن فرار کنی غیبت است و از غیبت کردن بپرهیز و غیبت نکن. عین الحیوة صفحه 521

خدای تعالی به حضرت داود (ع) وحی کرد خوب ترین و نزدیک ترین مردمان نزد من متواضعین و تواضع کنندگان هستند و دورترین مردمان نزد من متکبرانند. عین الحیوة صفحه 351

حدیث هفته) 10/3/1386)

حضرت ابوالحسن (ع)  : هرکه یک آیه از قرآن را تکذیب کند ( قبول نداشته باشد ) اسلام را پشت سر انداخته ( کافر شده ) و همه قرآن و پیامبران و رسولان را تکذیب کرده ( و دروغگو پنداشته ) است.  روضة الکافی جلد 2 صفحه 42

 امام صادق (ع) : هیچ باطلی نیست که در برابر حق قیام کند جز آنکه حق بر باطل پیروز گردد ، و دلیل آن گفتار خدای عزوجل است که میفرماید : (( بلکه حق را بر باطل بیفکنیم تا آنرا در هم بشکند و یکباره آن باطل نابود گردد و از بین رود )) ( سوره انبیاء آیه 18 )  روضة الکافی جلد 2 صفحه 51

امام صادق (ع) : سودمندترین چیزها برای انسان ها آن است که زودتر از دیگران عیب خویش را پیدا کند و برطرف کند ، و سخت ترین کارها پنهان کردن مستمندی و نداری ( یعنی آبرو داری و به قول معروف به سیلی صورت خود را سرخ نگه داشتن ) است و بی فایده ترین چیزها  ( دو چیز است ) 1.نصیحت کردن کسی که آنرا نمی پذیرد و گوش نمی کند 2.همسایگی و مجاورت با شخص حریص و آزمند ، و آسایش دهنده ترین چیزها نا امیدی از مردم است  ( یعنی اینکه انسان به جز خدا به هیچ کسی امید نداشته باشد ) روضة الکافی جلد 2 صفحه 52

 ابو الربیع شامی گوید : از امام صادق (ع) درباره گفتار خدای عزوجل ( سوره انفال آیه 24 ) پرسیدم : که میفرماید : (( ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را اجابت کنید و پیغمبران را نیز اجابت کنید زیرا شما را به چیزی که زندگیتان می دهد ( حیات می بخشد ) دعوت کنند )) حضرت فرمودند : این آیه درباره ولایت علی (ع) نازل شده. ( زیرا ولایت علی (ع) است که مایه جان و دل و خرد است )   روضة الکافی جلد 2 صفحه 59

حضرت محمد (ص) : روزگاری بر مردم بیاید که از قرآن جز نشان ( نوشته ای ) بجای نماند ( به قرآن عمل نمیشود و فقط آنرا میخوانند یا ماچ میکنند ) ، و از اسلام جز نامی نماند ( ظاهرا همه مسلمان هستند ولی به دستورات قرآن و خدا و ائمه (ع) عمل نمیشود ) ، مردم خود را مسلمان می نامند در صورتیکه  از همه چیزدورتر به اسلام هستند ، مسجدهای آنان ( در ظاهر ) آباد است ولی ( در باطن ) از هدایت ( و حقیقت ) ویران ، فقهای آنان بدترین فقهای زیر آسمان هستند ، فتنه از نزد آنها بیرون آید و به خودشان بازگردد.  روضة الکافی جلد 2 صفحه 138

امام صادق (ع) : همانا حکمت و علم و فرزانگی گمشده مومن است ، پس در هر جا که یکی از شماها گمشده خود را پیدا کرد آنرا فرا گیرد.  روضة الکافی جلد 1 صفحه 245

امام صادق (ع) : هنگامی که ( منافقین در عقبه ) شتر رسول خدا (ص) را رم دادند شتر ( به سخن آمده ) و به رسول خدا (ص) گفت : به خدا سوگند گام برندارم ( راه نروم ) گرچه تکه تکه شوم ( و به هیچ وجه شما را به مخاطره  نمی اندازم )   روضة الکافی جلد 1 صفحه 243

توضیح : داستان رم دادن شتر رسول خدا (ص) را که به وسیله منافقین مکه انجام شد طبرسی (ره) به طور تفصیل در کتاب احتجاج نقل کرده که هرکه خواهد بخواند به آن کتاب مراجعه کند.

امام صادق (ع) : به راستی و درستی که بهترین ارثی که پدران برای پسرانشان می گذارند ادب است نه مال ، زیرا مال از بین می رود ولی ادب می ماند ، ( مسعدة که راوی حدیث است گوید : ) مقصود از ادب علم است.  روضة الکافی جلد 1 صفحه 220

امام صادق (ع) : سه چیز است که اگر در کسی باشد به خوبی و نیکوکاری او امیدی نباشد : 1.کسی که از عیب شرم ندارد ( کسی که از گناه کردن شرمی نداشته باشد و بی باک گناه کند ) 2.در خلوت و تنهایی از خدا نترسد و گناه کند 3.در پیری ( ازگناه ) دست نکشد.  روضة الکافی جلد 2 صفحه 21

حدیث هفته) 17/3/1386)

مولا علی (ع) : اختلاط و گفتگو مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد ، و دلها را منحرف میسازد.   بحارالانوار جلد 74 صفحه 291

امام علی (ع) : قرآن ، سخنگوی عدالت است.  غررالحکم

حضرت محمد (ص) : هرکس عدالت را در حق همه اجرا کند ، بر دشمن خویش پیروز گردد. بحارالانوار جلد 75 صفحه 359

امام علی (ع) : عدالت برترین خصلت است.  غررالحکم

امام صادق (ع) : اجرای عدالت ، از آبی که شخص تشنه لب به آن دسترسی پیدا کند نوشین تر ( شیرین تر ) است. الحیاة جلد 6 صفحه 504

امام علی (ع) : چگونه کسی می تواند در حق دیگری عدالت نماید ، در صورتی که در حق خود ظلم می کند ؟  الحیاة جلد 6 صفحه 507

حضرت محمد (ص) : بخل و ایمان هرگز در قلب بنده ای با یکدیگر جمع نمی شوند.  الحیاة جلد 6 صفحه 99

امام رضا (ع) : ( خدا ) مالک حقیقی نفوس و اموال و دیگر چیزهاست ، و آنچه در دست مردم است عاریه است. مستدرک الوسائل جلد 1 صفحه 552

حضرت محمد (ص) : هرکس از دسترنج حلال خود بخورد ، خدا به او نظر رحمت کند ، و دیگر او را عذاب نکند.  مستدرک الوسائل جلد 2 صفحه 417

امام صادق (ع) : هرکس بار زندگی خویش را بر دوش دیگران نهد ( بیندازد ) ملعون است.  وسائل الشیعه جلد 12 صفحه 18

حدیث هفته) 24/3/1386)

مولا علی (ع) : همانا برای مرد مسلمان سه دوست است ، یک دوست به او می گوید : (( من در زندگی و مرگ با تو هستم )) و آن دوست ( عمل خوب او ) است.

دوست دیگر می گوید : (( من با تو هستم تا وقتی که جان دهی )) این مال اوست و آنگاه که بمیرد برای بازماندگان باقی می ماند.

دوست سوم می گوید : (( من با تو تا لب گور همراه می باشم آنگاه رهایت خواهم کرد )) و آن فرزندان اویند.   معانی الاخبار جلد 2 صفحه 78

حضرت محمد (ص) : کسی که نام من نزد او برده شود و بر من صلوات نفرستد ، بخیل واقعی است.  معانی الاخبار جلد 2 صفحه 104

امام باقر (ع) روایت نمود که پیغمبر خدا (ص) فرمود : جوانمردی ، بدست آوردن ثروت از راه صحیح است.  معانی الاخبار جلد 2 صفحه 128

حضرت محمد (ص) : حافظین و عمل کنندگان به قرآن ، مهتران و دانایان اهل بهشتند.  معانی الاخبار جلد 2 صفحه 264

امام صادق (ع) : از امام صادق (ع) درباره معنی (( واجتنبوا قول الزور )) پرسیدم : فرمود : از جمله قول زور آن است که به کسی که موسیقی می نوازد یا خوانندگی می کند ، بگوید : ( احسنت ) آفرین.  معانی الاخبار جلد 2 صفحه 318

حضرت محمد (ص) : عبادت هفتاد جزء دارد ، و از همه بهتر تلاش جهت بدست آوردن روزی حلال است.  معانی الاخبار جلد 2 صفحه 358

حدیث هفته) 31/3/1386)

امام صادق (ع) : پدرم می فرمود : چون اراده کار خیری کردی شتاب کن ، زیرا نمی دانی چه پیش می آید.  اصول کافی جلد 3 صفحه 212

رسول خدا (ص) : همانا خدا کارهای خیر زود انجام شده را دوست دارد.  اصول کافی جلد 3 صفحه 212

امام صادق (ع) : عدالت شیرین تر از آبی است که به لب تشنه رسد ، عدالت چه گشایشی دارد زمانیکه در امری عدالت شود ، اگرچه کم باشد.  اصول کافی جلد 3 صفحه 216

امام صادق (ع) : عدالت شیرین تر از عسل و نرمتر از کره و خوشبو تر از مشک است.  اصول کافی جلد 3 صفحه 217

رسول خدا (ص) : چیزی که ثوابش از همه چیز زودتر است ، صله رحم است. اصول کافی جلد 3 صفحه 223    ( البته صله رحمی که برای خدا باشد و در صله رحم غیبت و تهمت و ....... نباشد )

امام صادق (ع) : اهل ایمان برادر یکدیگرند و فرزندان یک پدر و مادر باشند و چون از مردی رگی زده شود ( بیمار شود ) دیگران برایش شب بیداری کشند. ( چنانچه گاهی مومنی شب خوابش نرود و سپس معلوم شود که یکی از برادرانش بلائی رسیده است. )   اصول کافی جلد 3 صفحه 241

امام صادق (ع) : مومنین خدمتگذار یکدیگرند.راوی گوید : عرض کردم : چگونه خدمتگذار یکدیگرند ؟ فرمود : به یکدیگر فایده رسانند.   اصول کافی جلد 3 صفحه 243

امام صادق (ع) : برخی از حقوق مسلمان بر برادر مسلمانش این است که : چون او را دید سلام کند.و چون بیمار شود به عیادتش رود.و چون غائب شد خیرخواهیش کند.و چون عطسه کند دعایش کند ( یر حمک الله گوید ) و وقتی وفات کرد به تشییع جنازه اش برود.  اصول کافی جلد 3 صفحه 248

امام صادق : هرکه برای خدا از برادر ( مسلمانش ) دیدار کند ، خدای عزوجل میفرماید : مرا دیدار کردی و من به تو ثواب می دهم و بثوابی جز بهشت برایت خرسند نیستم.  اصول کافی جلد 3 صفحه 255

حدیث هفته) 7/4/1386)

امام صادق عليه السلام فرمود: هرگاه بنده استغفار كند (و از خداوند آمرزش خواهد) نامه عملش بالا رود در حاليكه مى درخشد.  اصول كافى جلد 4 صفحه 266

محمد بن مسلم از يكى از دو امام باقر و صادق عليهماالسلام حديث كند كه فرمود: در ميزان (و ترازوى اعمال در قيامت ) چيزى سنگين تر از صلوات بر محمد و آل محمد نيست ، و همانا مردى باشد كه اعمالش را در ميزان گذارند و سبك باشد، پس ثواب صلوات او در آيد و آنرا در ميزان نهد پس بسبب آن سنگين گردد و (بر كفه ديگر) بچربد.  اصول كافى جلد 4 صفحه  252

حضرت صادق (ع ) فرمود: هر كه بدرگاه خداى عزوجل حاجتى دارد بايد بصلوات بر محمد و آلش شروع كند، و سپس حاجت خود را بخواهد، و در آخر هم بصلوات بر محمد و آل محمد پايان دهد، زيرا كه خداى عزوجل كريم تر از آن است كه دو طرف (دعا) را بپذيرد، و وسط (دعا) را واگذارد (و به اجابت نرساند) زيرا صلوات بر محمد و آل محمد محجوب نيست (و بدون بر خورد به حجابى بالا رود).  اصول كافى جلد 4 صفحه  252

حضرت صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا (ص ) فرموده : هيچ مردمى نباشد كه در انجمنى گرد هم آيند و نام خداى عزوجل را نبرند، و بر پيغمبر صلى اللّه عليه و آله صلوات نفرستند جز اينكه آن مجلس مايه حسرت و زيان بر آنها باشد. اصول كافى جلد 4 صفحه  255

حضرت صادق عليه السلام فرمود: در آنچه خدا با موسى مناجات كرد (اين بود كه ) فرمود: اى موسى مرا در هيچ حالى فراموش مكن زيرا كه فراموش كردن من دل را مى ميراند. اصول كافى جلد 4 صفحه  257( یعنی در همه حال به یاد خدا باشیم و گناه نکنیم )

حضرت صادق (ع ) فرمود: شيعيان ما آنهائى هستند كه هرگاه تنها باشند ذكر خدا بسيار كنند. ( در تنهایی به یاد خدا هستند و گناه نمی کنند ) اصول كافى جلد 4 صفحه  259

  حضرت صادق عليه السلام : مردم بشناسائى ما و مراجعه بما و تسليم شدن براى ما ماءمورند ( در مقابل گفتار ائمه (ع) باید تسلیم باشیم و چون و چرا نکنیم )، سپس فرمود: و اگر چه روزه بگيرند و نماز گزارند و گواهى دهند كه معبودى جز خداى يگانه نيست ؛ ولى پيش خود فکر کنند كه بما مراجعه نكنند ( و سخنانمان را گوش نکنند ) به همین گفتار مشرك گردند. اصول كافى جلد 4 صفحه 114

امام صادق عليه السلام فرمود: مردى بابى ذر نوشت : اى اباذر چيزى از علم بمن تحفه بده ، در جوابش نوشت : همانا علم بسيار است ولى اگر بتوانى بآنكه دوستش دارى بدى نكنى ، آنرا بكن ، آنمرد گفت : آيا تاكنون كسى را ديده اى كه بآنكه دوستش دارد بدى كند؟ گفت : آرى تو خودت را از همه كس بيشتر دوست دارى ، و چون نافرمانى خدا كنى به خودت بدى كرده اى . اصول كافى جلد 4 صفحه  198

حدیث هفته) 14/4/1386)

امام صادق (ع) فرمود: هر كه صبح كند و روز را به شب رساند و بزرگترين ( فکرش) اندوهش دنيا باشد خدايتعالى فقر و پريشانى را جلوى چشمش نهد، و كارش را پريشان سازد، و بجز بدانچه خداوند روزى او كرده نرسد، و هر كه صبح كند و شام كند و بزرگترين اندوهش( فکرش) آخرت باشد، خداوند توانگرى و بى نيازى در دلش نهد و كارش را منظم كند. اصول كافى جلد 4 صفحه 8
مجلسى عليه الرحمة : ( در مورد این جمله ) خداوند پريشانى را جلوى چشمش نهد گويد: زيرا هر چه از دنيا بدست او رسد بهمان انداره حرصش افزون گردد و نيازش زياد شود، يا بخاطر كمى توكل او برخدا برخى از درهاى روزى بر او بسته گردد، (و اينكه فرمود:) خداوند توانگرى در دلش نهد، يعنى بوسيله توكل بر خدا، وبيرون بردن حرص و دوستى دنيا از دلش ، او را بى نياز كند.

 امام صادق (ع) : هر كه بيشتر به دنيا آلوده است (  بیشتر دل به دنیا بسته باشد ) هنگام جدائى از دنیا  (  که مرگ است ) افسوس و نارحتی اش سخت تر است .  اصول كافى جلد 4 صفحه 9

امام صادق (ع ) فرمود: هر كه دل به دنيا ببندد به سه خصلت دل بسته است : اندوهى كه پايان ندارد. و آرزوئى كه بچنگ نيايد ( آرزوئی که بدان نرسد ) ، و اميدي كه بدان نرسد.   اصول كافى جلد 4 صفحه 9  

مجلسى (ره ) گويد: زيرا آنچه فراخور حرص او است براى او فراهم نگردد. و از آفات و مصائب آن نتوانند دورى كند، پس هميشه در غم و اندوه آنچه از دستش رفته و آنچه برايش فراهم نگشته مى باشد.

امام صادق (ع) فرمود: چه زشت است براى مؤمن كه ميل و رغبتى در او باشد كه او را خوار كند.
اصول كافى جلد 4 صفحه 9

مجلسى (ره ) گويد: مقصود رغبت بمردم است بخواهش كردن از ايشان ، و اين است آن رغبتى كه باعث خوارى و ذلت است و اما رغبت و خواهش بجانب پروردگار متعال پس آن عين عزت و بزرگی است .

سعدان گويد : به امام صادق (ع ) عرض كردم : چيست آن كه ايمان را در بنده پايدار كند؟ فرمود: ورع و پارسائى (و پرسيدم ) آنچه كه او را از ايمان بيرون بود چيست ؟ فرمود: طمع است . اصول كافى جلد 4 صفحه 10

امام صادق (ع ) فرمود: بد خوئى ( بد اخلاقی ) كردار را تباه سازد چنانچه سركه عسل را تباه كند. اصول كافى جلد 4 صفحه 11

حدیث هفته) 21/4/1386)

حضرت على بن الحسين عليه السلام فرمود: عجب است از انسان متکبر برخود بالنده ( مغرور) ، آنكس كه ديروز نطفه (بد بو و بى ارزش ) بوده ، و سپس فردا مردارى (گنديده ) است. اصول كافى جلد 4 صفحه 20 

امام صادق عليه السلام فرمود: كه مردى نزد رسول خدا آمد عرض كرد: اى رسول خدا من فلان پسر فلانم و تا نه نفر از پدران خود را شمرد، رسول خدا (ص ) بوى فرمود: تو دهمى آنانى در دوزخ . اصول كافى جلد 4 صفحه  21

مجلسى (ره ) در معناى حديث گويد: يعنى پدرانت كافر بوده اند و در دوزخند، پس اين چه افتخارى است كه تو بآنان دارى و تو نيز مانند آنان كافر هستى در باطن اگر منافق بوده ، و در مظاهر اگر كافر بوده است ، پس هيچ راهى براى باليدن خود بايشان ندارى .

در آنچه خداى عزوجل با موسى عليه السلام مناجات كرد اين بود كه : اى موسى در دنيا آرزوى خود را دراز مكن كه دلت سخت ، و سخت دل از من دور است .اصول كافى جلد 4 صفحه  22

مجلسى عليه الرحمة گويد: درازى آرزو اينستكه انسان مرگ را فراموش كند و دور پندارد، و گمان كند كه عمرش دراز باشد، يا آرزوهاى بسياريكه جز در طول عمر بدست نيايد، و اين مايه سخت دلى است ، يعنى نترسيدن و نداشتن هراس از ترسناكيها، و نپذيرفتن پندها سودمند، چنانكه ياد مرگ دل انسان راست نرم و هنگام تذكر خدا و مرگ ترسناك كند.

حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه صبح كند و در دل قصد ستم كردن بكسى را نكند خداوند هر گناهيكه آن روز كرده بيامرزد تا خونى نريزد، و مال يتيمى را بحرام (و ناحق ) نخورد.اصول كافى جلد 4 صفحه 25

 امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه ستم بكسى كند بهمان ستم گرفتار شود، در خودش باشد يا در مالش در فرزندش . اصول كافى جلد 4 صفحه 26

امام صادق (ع) : ستمكار و كمك كار او و آنكه بستم او راضى باشد هر سه آنان در ستم شريكند. اصول كافى جلد 4 صفحه 28

امام باقر عليه السلام فرمود: خداوند از (هيچ ) ستمكارى انتقام نگيرد و مگر بوسيله ستمكار ديگرى ، و اينست گفتار خداى عزوجل ((و بدينسان بگماريم بعضى از ستمگران را بر بعضى ))
(سوره انعام آيه 129) اصول كافى جلد 4 صفحه 29

حدیث هفته) 28/4/1386)

حضرت موسى بن جعفر عليه السلام بمن فرمود: بپرهيز از نردبانيكه بالا رفتنش آسان و پائين آمدنش دشوار است . اصول كافى جلد 4 صفحه 32 

فيض و مجلسى عليها الرحمة گويند: شايد مقصود نهى از طلب جاه و رياست و ساير شهوات دنيا و بلنديهاى آن باشد كه اگرچه به آسانى بدست آيد ولى عاقبت و سرانجام بدى دارد، و خلاصى از گرفتاريهاى آن بى نهايت دشوار است ، و حاصل اينكه پيروى نفس و بالا رفتن از پله هاى هوى و هوس گرچه آسانست و بر آمدن بر هر پله بسهولت انجام شود، و بآسانى بدست آيد ولى هنگام مرگ دست از همه شستن و گذاردن و رفتن و حساب پس دادن آن دشوار است ، و بمانند كسى است كه اندك اندك بر قله كوهى بالا رود و در فرود آمدن حيران و سرگردان بماند، و همانند كسى است كه پله پله بر نردبانى بر آيد و در پله آخرين ناگهانى در افتد. پس هر مقدار پله ها زيادتر باشد زيان سقوط بيشتر و خطر آن زيادتر است .
(برگرديم بدنباله حديث عبدالرحمن بن حجاج ) گويد و حضرت صادق عليه السلام ميفرمود: نفس (سركش ) را بميل و خواهش خود رها مكن ، زيرا كه نابوديش در خواهش آن است ، رها كردن نفس بآنچه خواهد براى آن درد، و جلوگيرى از آن آنچه خواهد درمان آن است .

امام باقر عليه السلام فرمود: دروغ ويران كننده ايمان است . اصول كافى جلد 4 صفحه 36

امام باقر (ع ) فرمود: اولين كسيكه دروغگو را تكذيب كند خداوند عزوجل است ، سپس دو فرشته كه با او هستند، سپس خود او هم ميداند كه دروغگو است . اصول كافى جلد 4 صفحه 36

در حديثى مرفوع روايت شده كه نزد امام صادق عليه السلام گفته شد: كه بافنده ملعونست ؟ حضرت فرمود: اين آن بافنده ايست كه بر خدا و بر رسولش دروغ ببافد. اصول كافى جلد 4 صفحه 37


امام صادق عليه السلام فرمود: عيسى بن مريم عليه السلام فرمود: هر كه دروغش زياد شد، آبرويش ‍ برود. اصول كافى جلد 4 صفحه 37

امير المؤ منين عليه السلام فرمود: براى مرد مسلمان سزاوار و شايسته است كه از رفاقت دروغگو بپرهيزد، زيرا كه او دروغگويد تا بدانجا كه اگر راست هم بگويد باور نشود. اصول كافى جلد 4 صفحه 38

حدیث هفته) 4/5/1386)

حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر كه با مسلمانان به دورو و دو زبان برخورد كند، روز قيامت بيايد در حاليكه براى او دو زبان از آتش باشد.
شرح مقصود كسانى هستند كه براى جلب نفع دنيوى نزد هر كسى مطابق تمايلات او سخن گويند و باصطلاح معروف نان را بنرخ روز خورند، و اينكار باعث حقيقت پوشى ها و حق كشيهاى زيادى گردد و بقول علامه مجلسى (ره ) و ديگران اين عين نفاق است . اصول كافى جلد 4 صفحه  42

حضرت باقر عليه السلام فرمود: چه بد بنده ايست آن بنده ايكه داراى دو رو و دو زبان است ، در حضور برادرش او را ستايش كند (و يا در تمجيد او از حد بگذراند) و در پشت سر او را بخورد يعنى غيبت او كند چنانچه خدايتعالى فرمايد: ((و غيبت نكند برخى از شما برخى را آيا دوست دارد يكى از شما كه بخورد گوشت برادر مرده خويش را، همانا خوش داريد آنرا)) (سوره حجرات آيه 12) اصول كافى جلد 4 صفحه 43

حضرت صادق عليه السلام فرمود: پيوسته شيطان تا دو مسلمان باهم قهر هستند شادمان است ، و همينكه با هم آشتى كنند زانوهايش بلرزد و بندهايش از هم جدا شود و فرياد زند: اى واى بر او (مقصود از او خود شيطان است بشرحى كه يايد) از آنچه بدو رسد از هلاكت . اصول كافى جلد 4 صفحه 45

حضرت صادق عليه السلام فرمود: كمترين آزار (به پدر و مادر) گفتن اف (به آنها) است ، و اگر خداى عزوجل چيزى را آسان تر و خوارتر از آن ميدانست از آن نهى مى فرمود. اصول كافى جلد 4 صفحه 49

حضرت صادق عليه السلام فرمود: چون روز قيامت شود، پرده از پرده هاى بهشت را كنار زنند، پس هر جاندارى بوى آنرا از مسافت پانصد سال ران بشنود، جز يكدسته ، عرض كردم : آنها كيانند؟ فرمود: عاق والدين خود. اصول كافى جلد 4 صفحه 49

حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر كس بپدر و مادر خود نظر دشمنى كند در صورتيكه آندو باو ستم (نيز) كرده باشند، خداوند نمازش را نپذيرد. يعنى در صورت ستم باو نيز قبول نشود تا چه رسد باينكه نيكى باو كنند. اصول كافى جلد 4 صفحه 50


حضرت صادق عليه السلام فرمود: اگر خداوند چيزى را (در آزردن پدر و مادر) كمتر از اف مى دانست از آن نهى ميكرد، و آن كمترين مراتب آزردن است ، و از جمله آزردن است كه كسى به پدر و مادر خود خيره نگاه كند.اصول كافى جلد 4 صفحه 50

حدیث هفته) 11/5/1386)

حضرت صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله و آله و سلم فرموده است : هر كه كار زشتى را فاش كند چون كسى است كه آن را انجام داده ، و هر كه مؤ منى را به چيزى سرزنش كند نميرد تا مرتكب آن شود ( نمیرد تا در آن مسئله امتحان شود ). اصول كافى جلد 4 صفحه 59

مفضل بن عمر گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمود: هر كه بر ضرر مؤ من داستانى بگويد و قصدش عيب او و ريختن آبرويش باشد كه از چشم مردم بيفتد خداوند او را از دوستى خود بدوستى شيطان براند و شيطان هم او را نپذيرد. اصول كافى جلد 4 صفحه 62

از امام صادق عليه السلام روايت شده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: دشنام گوى مؤ من مانند كسى است كه در پرتگاه هلاكت است . اصول كافى جلد 4 صفحه 63

امام صادق عليه السلام فرمود: همينكه مؤ من برادر (دينى ) خود را تهمت زند ايمان از دلش زدوده شود، چون نمك در آب . اصول كافى جلد 4 صفحه  66

امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرموده : هر كه بخدا و روز جزا ايمان دارد بايد بوعده كه ميدهد وفا كند.  اصول كافى جلد 4 صفحه  69

حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر مردى از شيعيان ما كه نزد مردى از برادرانش برود و درباره حاجتى از او كمك بخواهد و او با اينكه قدرت بر آن دارد كمكش نكند خداوند او را گرفتار كند كه حاجت ديگرى از دشمنان ما را بر آورد و بدان واسطه خداوند در روز قيامت او را عذاب كند. اصول كافى جلد 4 صفحه  72

امام صادق (ع) فرمود : هر كه به نيم كلمه بر ضرر مؤ منى اقدام كند روز قيامت خداى عزوجل را ديدار كند و ميان دو چشمش ‍ نوشته شده : نا اميد است از رحمت من . اصول كافى جلد 4 صفحه  75

حضرت صادق عليه السلام فرمود: رسولخدا (ص ) (باصحاب ) فرمود: آيا شما را ببدترينتان آگاه نكنم ؟ عرض كردند: چرا يارسول الله ، فرمود: آنان كه بسخن چينى روند، و ميانه دوستان جدائى افكنند، و براى مردمان پاك دامن عيب جوئى كنند. اصول كافى جلد 4 صفحه  75

از حضرت صادق عليه السلام حديث شده كه رسولخدا (ص ) فرمود: هر كس خوشنودى مردم را بخشم خدا جويد، خداوند ستايش كننده او را نكوهش كننده اش قرار دهد. اصول كافى جلد 4 صفحه 78

حضرت صادق عليه السلام فرمود: براى مؤ من سزاوار نيست كه در مجلسى بنشيند كه خداوند در آن مجلس نافرمانى شود و آن مؤ من قدرت بر بهمزدن آن مجلس نداشته باشد. اصول كافى جلد 4 صفحه 82

حدیث هفته) 18/5/1386)

ضريس از امام صادق (ع) عليه السلام حديث كند كه در گفتار خداى عزوجل (در همين آيه ) فرمود: شرك در طاعت است نه شرك در عبادت ، و از گفتار خداى عزوجل ((و برخى از مردمند كه خدا را بر حرف پرستش كنند)) (سوره حج آيه 11 پرسيدم ؟) فرمود: آيه درباره مردى نازل شده و سپس درباره پيروان او هم باشد، پس من عرضكردم : هر كه در برابر شما چيزى بر پا دارد او از كسانى است كه خدا را بر حرف پرستيده ؟ فرمود: آرى و گاهى مشرك محض ‍ باشد. اصول كافى ج  4 صفحه 114

عميره گويد: از حضرت صادق عليه السلام شنيدم كه مى فرمود: مردم بشناسائى ما و مراجعه بما و تسليم شدن براى ما ماءمورند، سپس فرمود: و اگر چه روزه بگيرند و نماز گزارند و گواهى دهند كه معبودى جز خداى يگانه نيست ؛ ولى پيش خود بنا گذارند كه بما مراجعه نكنند بهمان سبب مشرك گردند. اصول كافى جلد 4 صفحه 114

اميرالمؤمنين عليه السلام در خطبه اش مى فرمود: ترديد (درباره دين و احكام آن ) بخود راه ندهيد تا بشك افتيد، پس كافر شويد. اصول كافى جلد 4 صفحه 117


ابو بصير گويد: پرسيدم از حضرت صادق (عليه السلام ) از (تفسير) گفتار خداى عزوجل : ((آنانكه ايمان آوردند و ايمانشان را به ستم آلوده نكردند )) (سوره انعام آيه 82) فرمود: (مقصود از ستم ) شك است (يعنى ايمانشان را به شك نيالوده اند). اصول كافى جلد 4 صفحه 118

حضرت صادق عليه السلام فرمود: همانا بنده بامداد كند در حالى كه مؤ من است و شام كند در حالى كه كافر است ، و (بالعكس گاهى شود كه ) صبح كند كافر و شام كند مؤ من ، (و در اين ميان ) مردمى هستند كه ايمانشان عاريت است و سپس از آنها گرفته شود و آنها را معارين (يعنى عاريت داده شدگان ) نامند، سپس فرمود: فلانى از آنها است . اصول كافى جلد 4 صفحه  146

عمرو گويد روزى حضرت صادق عليه السلام بما فرمود: (گاهى ) مردى را مى بينيد كه در سخنورى در يك لام يا واوى خطا نكند، خطيب (و سخنورى ) است و زبردست و شيوا و همانا دلش از شب تاريك و ظلمانى تاريكتر و سياهتر است ، و (گاهى ) مردى را بينى كه نتواند آنچه در دل دارد به زبان آورد، اما دلش مانند چراغ نورافشانى كند. اصول كافى جلد 4 صفحه  151

حدیث هفته) 25/5/1386)

حضرت صادق (ع ) فرمود: از خودت براى خودت باز گير، از تندرسيت پيش از آنكه بيمار شوى باز گير، و در توانائى پيش از آنكه ناتوان گردى ، و در زندگى پيش از مردن (از خودت بنفع خودت بهره بردارى كن ). اصو ل كافى جلد 4 صفحه  193

حضرت صادق (ع ) فرمود: چون روز آيد (بمردمان ) گويد: اى فرزند آدم در اين روز كار نيكى كن تا من در روز قيامت نزد پروردگارت براى تو گواهى دهم ، زيرا من كه در گذشته پيش تو نيامدم ، و پس از اين هم نزدت نيايم ، و شب هم هنگامى كه آيد همين سخن را گويد. اصول كافى جلد 4 صفحه  193

مردى نزد امير المؤ منين عليه السلام آمد و عرضكرد: اى اميرمؤ منان مرا سفارش كن براهى از راههاى خير و خوبى كه بدان نجات يابم ؟ اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: اى آنكه پرسيدى بشنو و سپس بفهم و پس از آن باور كن و سپس بكار بند:
مردم سه گروهند: زاهد (پارسا) و صابر (شكيبا) و راغب (خواهان دنيا)، اما زاهد كسى استكه اندوهها و شاديها از دلش بيرون رفته نه بچيزى از دنيا شاد شود، و نه بر چيزى كه از دستش رفته افسوس خورد پس او آسوده خاطر است ، و اما صابر آنكس است كه در دل آرزوى دنيا كند و چون بدان رسد بخاطر سرانجام بد آن و زشتى منظر آن (در نظر خرد) بنفس خود لگام زند كه از آن برنگيرد، (و چنانست ) كه اگر بر دلش آگاه شوى از پارسائى و فروتنى و دور انديشى او در شگفت شوى ، و اما راغب باك ندارد كه دنيا از چه راهى بدست او رسد: از حلال است يا از حرام ، و باك ندارد كه درباره آن آبرويش چركين شود، و خود را هلاك كند، و مردانگى خود را از بين ببرد، پس آنهايند كه در گرداب سخت (دنيا) سرگردان و مضطربند. اصول كافى جلد 4 صفحه  194

حضرت صادق (ع ) مى فرمود: اگر بتوانى كه شناخته نشوى (و گمنام باشى ) همان كار را بكن ، چه باكى بر تو باشد كه مردم تو را نستايند؟ و چه باكى است تو را كه نزد مردم نكوهيده باشى در صورتيكه نزد خدا پسنديده باشى ؟ سپس فرمود: پدرم على بن ابى طالب عليه السلام فرموده خيرى در زندگى نيست جز براى دو نفر: (يكى ) مردى كه هر روز كار خيرى (بر كارهاى خير گذشته ) بيفزايد، و (ديگر) مردى كه مرگش را با توبه تدارك ببيند و كجا توبه تواند؟ بخدا سوگند اگر سجده كند تا گردنش بريده شود بجز با ولايت (و دوستى ) ما اهل بيت ، خداى تعالى توبه اش را نپذيرد، آگاه باشيد آيا كيست كه حق ما را بشناسد و اميد ثواب بوسيله ما داشته باشد؟ و بخوراك نيم مد (كه تقريبا پنج سير است ) در هر روز راضى باشد، و بدانچه از جامه كه عورتش را بپوشاند و سرش را در خود مستور سازد (خشنود باشد) با اينكه در همين اندازه هم ترسان و هراسان باشند، و دوست دارند بهره شان از دنيا همان باشد و بهمين سان خداى عزوجل آنها را توصيف كرده و فرموده است : ((و آنانكه در راه خدا بدهند آنچه بآنها داده شده و دلشان ترسان است كه بسوى پروردگارشان بازگشت كنند)) (سوره مؤ منون آيه 60) سپس فرمود: چه چيز بآنها داده شده ؟ بخدا سوگند بدانها با اطاعت خدا محبت و ولايت (ما خاندان ) داده شد و با اينحال باز هم ترسانند، ترسشان شك و ترديد نيست ، بلكه مى ترسند مبادا در دوستى و فرمانبردارى از ما مقصر باشند؟ اصول كافى جلد 4 صفحه  195

حدیث هفته) 1/6/1386)

حضرت صادق (ع ) فرمود: اميرالمومنين عليه السلام (اين جمله را) زياد در خطبه اش ميفرمود: اى مردم دين خود را نگهداريد، دين خود را نگهداريد، زيرا گناه در آن بهتر از حسنه در غير آن است ، گناه در آن آمرزيده شود و حسنه در غير آن پذيرفته نشود. اصول كافى جلد 4 صفحه  207

بهتر بودن گناه در اين دين از حسنه در غير آن ظاهرا بهمان اعتبارى است كه در خود حديث است كه گناه در اين دين آمرزيده شود و حسنه در غير آن پذيرفته نشود.

حضرت صادق عليه السلام بمن فرمود: اى ميسر دعا كن و مگو كه كار گذشته است و آنچه مقدر شده همان شود (و دعا اثرى ندارد)، همانا نزد خداى عزوجل منزلت و مقامى است كه بدان نتوان رسيد جز بدرخواست و مسئلت ، و اگر بنده اى دهان خود ببندد و درخواست نكند چيزى باو داده نشود، پس درخواست كن تا بتو داده شود،اى ميسر هيچ درى نيست كه كوبيده شود جز اينكه اميد آن رود كه بر وى كوبنده باز شود. اصول كافى جلد 4 صفحه  211

امام صادق عليه السلام فرمود: اميرالمؤ منين عليه السلام فرمايد: محبوبترين در (روى ) زمين براى خداى عزوجل دعا است ، و بهترين عبادت پرهيزكارى و پارسائى است و اميرالمؤ منين عليه السلام مردى بود كه بسيار دعا مى كرد. اصول كافى جلد 4 صفحه  213

امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرموده : دعا سلاح مؤ من و ستون دين و نور آسمانها و زمين است . اصول كافى جلد 4 صفحه 213

پيغمبر صلى اللّه عليه و آله فرمود آيا شما را به سلاحى راهنمائى نكنم كه شما را از دشمنان رهائى دهد و روزى شماها را فراوان سازد؟ عرض كردند: چرا، فرمود: پروردگارتان را در شب و روز بخوانيد زيرا سلاح مؤ من دعا است . اصول كافى جلد 4 صفحه  214

اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: دعا سپر مؤ من است ، و هر گاه بسيار درى را كوبيدى به روى تو باز شود. اصول كافى جلد 4 صفحه  214

حضرت رضا عليه السلام هميشه به اصحاب خود مى فرمود: بر شما باد به اسلحه پيمبران به او عرض شد: اسلحه پيمبران چيست ؟ فرمود: دعاء است . اصول كافى جلد 4 صفحه  214

حدیث هفته) 8/6/1386)

حضرت صادق (ع ) فرمود: رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود: خدا رحمت كند بنده اى را كه از خداى عزوجل حاجتى بخواهد و در دعاى درباره آن پافشارى و اصرار كند، خواه اجابت شود و خواه اجابت نشود، و اين آيه را تلاوت فرمود (كه ابراهيم عليه السلام فرمايد:) ((و دعاكنم بدرگاه پروردگار خود شايد به وسيله دعاى پروردگارم تيره بخت نباشم )) (سوره مريم آيه 48). اصول كافى جلد 4 صفحه 224

مجلسى (ره ) گويد: حاصل معناى حديث اينست كه : براى تاءخير در اجابت دعا اصرار ( در دعا کردن ) را رها نكند و استشهاد به آيه براى آنست كه ابراهيم (عليه السلام ) اظهار اميدوارى و بلكه اطمينان كرد زيرا لفظ ((عسى )) براى اثبات است باينكه دعا بدرگاه خداوند موجب عدم شقاوت او گردد... و متحمل است كه در كلام تقديرى باشد يعنى پس از پافشارى و اصرار راضى شود چه باجابت رسد و چه نرسد و دنبالش بر خداوند اعتراض نكند و بدگمان باو نشود پس استشهاد به آيه باينست كه حمل شود بر اين معنا كه : ((اميد است كه دعاى من سبب شقاوت و تيره بختى من نگردد)). و متحمل است كه ذكر آيه شريفه فقط بخاطر بيان فضيلت دعا باشد.

حضرت صادق (ع ) فرمود: خداى تبارك و تعالى ميداند كه بنده اش چه ميخواهد هرگاه بدرگاهش دعا كند، ليكن دوست دارد كه حاجتها بدرگاهش شرح داده شود پس هرگاه دعا كردى حاجتت را نام ببر.
و در حديث ديگرى گويد: كه فرمود: خداى عزوجل حاجت تو را مى داند و نيز داند كه تو چه خواهى ولى دوست دارد كه حاجتهاى (خود را) بدرگاه او شرح دهى . اصول كافى جلد 4 صفحه  225

حضرت صادق (ع ) فرمود: دعا را در چهار هنگام بخوانيد: هنگام وزيدن بادها، و (گاه ) بر طرف شدن سايه ها (يعنى هنگام ظهر)، و (نزد) فرو شدن باران ، و (هنگام ) ريخته شدن اولين قطره خون مؤ من (در جهاد يا غير آن ) زيرا در اين چيزها درهاى آسمان باز شود. اصول كافى جلد 4 صفحه  226

حضرت صادق (ع ) فرمود: اميرالمؤ منين عليه السلام فرموده است : دعا را در چهار جا غنيمت شماريد: نزد قرائت قرآن ، و نزد گفتن اذن ، و نزد آمدن باران ، و نزد برخورد كردن دو صف (از مؤ منين و كفار) براى جنگ . اصول كافى جلد 4 صفحه  226

حضرت صادق (ع ) فرمود: هرگاه دل يكى از شما رقت كرد (و نرم شد) در آن حال دعا كند، زيرا دل تا پاك نشود رقت نكند. اصول كافى جلد 4 صفحه 227

مجلسى (ره ) گويد: رقت ضد قساوت است و نشانه رقت دل گريه است ، و حاصل اينكه رقت نشانه پاكى دل از دغلى و حسد و افكار باطله و خيالاتى است كه انسانرا از توجه به خداى تعالى سرگرم كند، و خلوص و پاكى دل نشانه و سبب اجابت دعاء است .

حدیث هفته) 15/6/1386)

حضرت صادق (ع ) فرمود: هر كه می خواهد شاد شود و دعايش به اجابت رسد بايد كسب خود را پاك و حلال كند. اصول كافى جلد 4 صفحه  241

و نيز آنحضرت عليه السلام فرمود: دعا كننده و آمين گو در مزد و اجر شريكند. اصول كافى جلد 4 صفحه  242

حضرت صادق (ع ) فرمود: رسول خدا (ص ) فرمود: هرگاه يكى از شماها دعا كند پس عموميت دهد (و همه را دعا كند) زيرا كه آن باجابت نزديكتر است . اصول كافى جلد 4 صفحه  242

احمد بن محمد بن ابى نصر گويد بحضرت ابى الحسن (رضا) عليه السلام عرضكردم : قربانت : من چند سال است كه از خدا حاجتى درخواست كرده ام و از تاءخير اجابتش در دلم شبهه و نگرانى آمده است ؟ فرمود: اى احمد مبادا شيطان بر (دل ) تو راهى باز كند، تا تو را نا اميد كند همانا امام باقر عليه السلام مى فرمود: هر آينه مؤ من حاجتى از خدا بخواهد و اجابت آن پس افتد براى محبوبيت صدایش (نزد خداوند) و شنيدن صداى گريه اش ، سپس فرمود: بخدا سوگند آنچه خداى عزوجل براى مؤ منين از آنچه خواهند پس اندازد، بهتر است براى ايشان از آنچه زود بآنها عطا فرمايد، و دنيا چيست ؟ امام باقر عليه السلام مى فرمود: سزاوار است براى مؤ من كه دعايش در حال آسايش همانند دعاى او در حال سختى باشد، و چون باو داده شد (آنچه درخواست كرده از دعا) سست نشود، پس تو از دعا خسته مشو زيرا كه دعا نزد خداى عزوجل منزلتى دارد (بس بزرگ ) و بر تو باد بشكيبائى و دنبال روزى حلال رفتن ، و صله رحم كردن و مبادا با مردم اظهار دشمنى كنى ، زيرا كه ما خاندانى هستيم كه پيوند كنيم با هر كه از ما ببرد، و نيكى كنيم بهر كه بما بدى كند، پس بخدا سوگند در اين كار سرانجام نيكودى ببينيم (چه در دنيا و چه در آخرت )، همانا كسى كه در اين دنيا داراى نعمت است اگر هر گاه درخواست (چيزى از خدا) كند و باو داده شود (حرصش زياد گردد) و جز آنرا نيز بخواهد، و (در نتيجه ) نعمت خدا در چشم او كوچك و خوار گردد، و از هيچ چيز سير نشود، و چون نعمت فراوان شود مسلمان از اينراه بخطر افتد، (و اين خطر) بخاطر آن حقوقى (است ) كه بر او واجب شود، و بخاطر آن چيزى است كه بيم آن رود بواسطه اين حقوق در فتنه و آزمايش افتد (و در اءداء آنها كوتاهى كند)، بگو بدانم كه اگر من بتو چيزى گفتم بدان وثوق و اعتماد دارى ؟ عرضكردم : فدايت گردم اگر من بگفته شما اعتماد نكنم پس بگفتار چه كسى اعتماد كنم با اينكه شما حجت خداوند بر خلق او هستى ؟ فرمود: پس تو بخدا (و وعده ها و گفتارهاى او) اعتمادت بيشتر باشد، زيرا خداوند بتو وعده اجابت داده است (يا اينكه اجابت دعاى تو بموعودى واگذار شده ) آيا خداى عزوجل نفرمايد: ((و هرگاه پرسندت بندگان من از من ، پس همانا من نزيكم و اجابت كنم دعاى آنكه مرا خواند)) (سوره بقره آيه 186)؟ و فرموده است : ((نوميد نباشيد از رحمت خدا)) (سوره زمر آيه 53) و نيز فرموده است : ((و خدا نويدتان دهد بآمرزش و فضل )) (سوره بقره آيه 268) پس تو به خداى عزوجل اعتمادت بيشتر باشد از ديگران ، و در دل خود جز خوبى راه ندهيد، كه شما آمرزيده ايد. اصول كافى جلد 4 صفحه  243

حدیث هفته) 22/6/1386)

امام صادق (ع) : راوی گوید امام صادق (ع) عرض کرد : آیا از ریشه اسلام و شاخه اسلام و قله بلند اسلام با خبرت سازم ؟ من گفتم : آری ، امام صادق (ع) فرمود : ریشه اسلام نماز است و شاخه اسلام زکات است و قله بلند اسلام جهاد در راه خداست ، حضرت صادق (ع) عرض کردند : آیا از درهای خیر ، با خبرت سازم ؟ بدان که روزه سپر آتش است.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 125

امام صادق (ع) : اجر و پاداش کسی که افطار می دهد مانند اجر و پاداش روزه گیران است.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 127

امام صادق (ع) : موقعی که هلال ماه رمضان آشکار میشد ، امام صادق (ع) می گفت : (( بار خدایا این ماه مبارک را با صلح و صفا بر ما وارد کن ، همراه با یقین و ایمان و نیکی و احسان ، با موفقیت ما به طاعتی که دوست داری و از ما خشنود میشوی ))  گزیده کافی جلد 3 صفحه 128

امام صادق (ع) : به امام صادق (ع) عرض شد : اگر کسی روز سی ام شعبان روزه بگیرد و بعدا معلوم شود که اول ماه رمضان بوده است ، روزه او چه صورت دارد ؟ امام صادق (ع) فرمودند : با توفیق الهی به روزه اول ماه رمضان موفق شده است.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 132

امام صادق (ع) فرمود : هرگاه روزه گرفتی ، باید گوش و چشم و مو و پوست و همه اعضایت روزه بگیرد ، ( باید چیزهای خلاف گوش نکنی ، باید با چشمهایت به چیزی که خدا حرام فرموده نگاه نکنی ، باید بدنت را به نامحرم نزنی ) امام صادق (ع) فرمود : باید روزی که روزه میگیری با روزهای دیگری که روزه نیستی فرق کند.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 134

امام صادق (ع) : روزه گرفتن تنها جلوگیری از خوردن و آشامیدن نیست . مریم مادر عیسی (ع) گفت : (( من نذر کرده ام که برای خدای رحمان روزه باشم )) یعنی جز به ستایش خدای رحمان ، دهان خود را باز نکنم . اگر روزه گرفتید ، زبان خود را حفظ کنید . چشم خود را از نگاه کرده به چیزهای حرام ببندید ، نزاع مکنید ، حسادت نکنید ، رسول خدا (ص) : شنید که یکی از بانوانش با دهان روزه خادم خود را فحش می دهد ، رسول الله (ص) فرمود : تا برایش خوراکی حاضر کنند و بعد به آن خانم گفت : میل کنید . خانم گفت : من روزه هستم ، رسول خدا (ص) به او گفت : (( چگونه روزه ای هستی که خادم خود را دشنام می دهی ؟ روزه گرفتن تنها جلوگیری از خوردن آب و غذا نیست )) امام صادق (ع) فرمود : هرگاه روزه گرفتی و دهان خود را از نوشیدنی و خوردنی بستی ، باید گوش و چشم تو نیز از حرام و ناشایست بسته شود ، بحث و جدل مکن ، خادمت را با نیش زبان آزار مده ( خادمت را با ناسزا اذیت مکن ) ، آرامش و وقاری که ویژه روزه داری است را از دست مده . مبادا روزی که روزه هستی اعمالت با روزهای قبل یکسان باشد.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 135

امام صادق (ع) : راوی گوید از امام صادق (ع) پرسیدم : کسی که میخواهد روزه بگیرد ، باید سحری بخورد ؟ امام (ع) فرمود : لازم نیست سحری تناول کند ، اما در ماه رمضان بهتر آن است که سحری تناول کند ، ما اهل بیت دوست داریم که سحری ماه رمضان ترک نشود.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 140

حدیث هفته) 29/6/1386)

امام صادق (ع) فرمودند : در هر شب ماه مبارک رمضان ، هنگام افطار بگو : (( سپاس خدا را که با یاری او روزه گرفتیم و با روزی او افطار کردیم . بار خدایا روزه این روز را از ما بپذیر و باز هم ما را یاری کن تا سایر روزهای این ماه روزه بگیریم.ما را در این ماه سالم بدار تا روزه های آن را با سهولت و عافیت ادا کنیم.سپاس خدا را که توفیق داد و روزه یک روز را سپری کردیم )).  گزیده کافی جلد 3 صفحه 141

امام باقر (ع) : انسان روزه دار ، میتواند داخل آب برود و بر سر خود آب بریزد ، با پیراهن تر بدن خود را خنک کند ، با یک بادبزن حصیری خیس خود را باد بزند ، اما نباید سر خود را در آب فرو ببرد.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 155

از امام صادق (ع) پرسیده شد : کسی که روزه است ، میتواند حجامت کند ؟ امام صادق (ع) فرمود : بله می تواند ، ولی در صورتی که باعث ضعف بدن نشود.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 157

از امام صادق (ع) پرسیده شد : کسی که روزه است ، میتواند مسواک بزند ؟ امام صادق (ع) فرمود : بله ، در هر ساعتی از ساعات روز که مایل باشد ، میتواند مسواک بزند.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 160    توجه : مسواک زدن با خمیر دندان اشکال دارد ، زیرا مواد آن جذب میشود.

امام صادق (ع) : مانعی ندارد که در حال روزه خلط دهان را فرو ببرند. ( اگر خلط در دهان بیاید نباید آن را فرو برد ، و باید بیرون انداخت )  گزیده کافی جلد 3 صفحه 162

مولا علی (ع) اجازه نمی داد که در حال روزه خود را با مشک آهو معطر سازند.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 161

امام صادق (ع) : اگر کسی در ماه رمضان مسافرت کند ، باید روزه خود را افطار کند ، ولی اگر در اثر جهالت و نادانی روزه بگیرد ، روزه او قضا ندارد.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 177

حدیث هفته) 5/7/1386)

 حضرت صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا (ص ) چنان بود كه روزى سيصد و شصت بار خدا را حمد (ستايش ) مى كرد بشماره رگهاى بدن ، (و اينگونه مى فرمود: ((الحمد للّه رب العالمين كثيرا على كل حال )) (يعنى ستايش مخصوص پروردگار جهانيانيست بسيار بر هر حال ). اصول كافى جلد 4 صفحه  264

حضرت صادق (ع ) فرمود: رسول خدا (ص ) فرمود: بهترين دعا استغفار (و آمرزش خواهى ) است . اصول كافى جلد 4 صفحه  265

امام صادق عليه السلام فرمود: هرگاه بنده استغفار كند (و از خداوند آمرزش خواهد) نامه عملش بالا رود در حاليكه مى درخشد. اصول كافى جلد 4 صفحه  266

حضرت رضا عليه السلام فرمود: مثل استغفار (و ريختن گناهان بسبب آن ) چون برگى است بر درختى كه (در فصل پاييز آن درخت ) بجنبد و آن برگ بريزد، و كسيكه از گناهى استغفار كند و باز آنرا انجام دهد مانند كسى است كه پروردگار خود را مسخره كند. اصول كافى جلد 4 صفحه 266

حضرت باقر (ع ) فرمود: دعائى كه بيشتر اميد استجابت آن مى رود و زودتر باجابت رسد دعا براى برادر دينى است در پشت سر او.اصول كافى جلد 4 صفحه 269

حضرت صادق (ع ) در تفسير گفتار خداى تبارك و تعالى : ((و مى پذيرد از آنانكه ايمان آوردند و كردار نيك كردند، و بيفزايد براى ايشان از فضل خويش )) (سوره شورى آيه 25) فرمود: مقصود مؤ منى است كه براى برادر (دينى ) خود در پشت سر او دعا كند، پس فرشته براى دعاى او آمين گويد، و خداى عزيز جبار فرمايد: براى تو است دو برابر آنچه (براى برادرت ) درخواست كردى ، و آنچه (نيز براى او) درخواست كردى ، بخاطر اينكه او را دوست داشتى بتو داده شد (و دعايت در حق او مستجاب شد). اصول كافى جلد 4 صفحه 270

حدیث هفته) 12/7/1386)

حضرت صادق (ع ) فرمود: پدرم مى فرمود: پنج دعا است كه از درگاه پروردگار تبارك و تعالى محجوب نگردد (و پرده حائلى نيست كه جلويش را بگيرد) 1 دعاى امام عادل 2 دعاى ستمديده كه خداى عزوجل فرمايد: هر آينه بطور مسلم انتقام تو را (از ستمكارت ) بگيرم گرچه پس از زمانى باشد 3 دعاى فرزند صالح (و نيكوكار) براى پدر و مادر 4 دعاى پدر صالح براى فرزندش 5 دعاى مؤ من براى برادرش در پشت سر او كه خدا فرمايد: براى تو باد مانند آن . اصول كافى جلد 4 صفحه  272

حضرت صادق (ع ) فرمود: پدرم مى فرمود: از ستم بپرهيزيد زيرا دعاى ستمديده بآسمان بالا رود.    ( مستجاب میشود )  اصول كافى جلد 4 صفحه  273

حضرت صادق (ع ) فرمود: چهار كس هستند كه دعايشان باجابت نرسد: (1) مردى كه در خانه خود نشسته و مى گويد: خدايا بمن روزى بده ، پس بوى گفته شود: آيا بتو دستور ندادم كه بجستجوى روزى برو؟ (2) مردى كه زنى دارد و بر او نفرين كند كه باو گفته شود: آيا كار او را بتو واگذار نكردم ؟ (اختيار طلاق و رها كردنش بدست تو است ) (3) مردى كه مالى دارد و ان را از بين برده و فاسد كرده و مى گويد: خدايا بمن روزى بده ، پس بوى گفته شود: آيا بتو دستور ميانه روى ندادم ؟ آيا بتو دستور اصلاح مالت را ندادم ؟ سپس (باين آيه استشهاد كرده ) فرمود: ((و كسانيكه هرگاه اتفاق كنند نه اصراف كنند و نه بر خود تنگ گيرند و باشند ميان ايندو)) (سوره فرقان آيه 67) (4) مردى كه مالى را بدون شاهد و گواه بديگرى وام دهد (و سپس بانكار مديون برخورد كند، و براى دريافت طلبش از مديون منكر بدرگاه خداوند متعال رو آورد و از او استمداد جويد) كه باو گفته شود: آيا بتو دستور ندادم (كه هنگام وام دادن ) گواه بگيرى ؟ اصول كافى جلد 4 صفحه  275

حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر كه ده بار بگويد: يا اللّه يا اللّه باو گفته شود: بله حاجتت   چيست ؟  اصول كافى جلد 4 صفحه  287

جميل گويد: شنيدم از حضرت صادق (ع ) مى فرمود: هر كه هفتاد بار بگويد: ((ماشاءاللّه و لاحول و لاقوة الا باللّه )) هفتاد نوع از نوع هاى بلا از او دور گردد كه آسانترين آنها خناق (و خفه شدن ) است ، عرض كردم : فدايت شوم خناق چيست ؟ فرمود: بديوانگى دچار نشود (يا كشته نشود) كه خفه گردد. اصول كافى جلد 4 صفحه  289

حضرت صادق (ع ) فرمود: هركس پشت نماز صبح و نماز مغرب هفتاد بار بگويد:
((بسم اللّه لرحمن الرحيم ، لا حول و لا قوة الا باللّه لعلى العظيم )) خداى عزوجل از او هفتاد نوع از انواع بلا را دور كند كه آسانترين آنها بادهاى بد (چون عفونت اعضا كه بوى بد دهد) و پيسى و ديوانگى است ، و اگر شقى باشد از شقاوت بيرون آيد و (نامش ) در (طومار) سعادتمندان نوشته شود.اصول كافى جلد 4 صفحه  303

حدیث هفته) 19/7/1386)

حضرت صادق (ع ) فرمود: مردى خدمت رسول خدا (ص ) آمده عرض كرد: اى پيغمبر خدا قرض و وسوسه در دل بر من غالب گشته (دستورى براى رفع هر دو به من بدهيد) پس پيغمبر (ص ) باو فرمود: بگو: ((توكلت على الحى الذى لا يموت ، الحمد لله الذى لم يتخذ صاحبة و لا ولدا و لم يكن له شريك فى الملك و لم يكن له ولى من الذل و كبره تكبيرا)) حضرت صادق (ع ) فرمود: مدتى بر اين جريان گذشت ، پس روزى آن مرد بر پيغمبر (ص ) گذر كرد آن حضرت صداى او زد و فرمود: چه كردى ؟ عرض كرد: اى رسول خدا آنچه به من فرمودى بدان ادامه دادم و خدا دين مرا ادا كرد و وسوسه خاطرم را نيز از ميان برد. اصول كافى جلد 4 صفحه  336

حضرت صادق (ع ) فرمود: چون برادران يوسف او را در چاه افكندند جبرئيل نزدش آمد و گفت : اى پسرك در اينجا چه مى كنى ؟ گفت : همانا برادران من در اين چاه افكندند جبرئيل گفت : مى خواهى كه از اين چاه بيرون بيرون آئى ؟ يوسف گفت : اين با خداى عزوجل است اگر خواهد مرا بيرون آرد، امام صادق عليه السلام فرمود: پس جبرئيل باو گفت ، همانا خداى تعالى به تو فرمايد: مرا با اين دعا بخوان تا از چاه بيرونت آورم ، يوسف گفت : آن دعا كدام است ؟ گفت : بگو: ((اللهم انى اسئلك باءن لك الحمد، لا اله الا اللّه نت المنان بديع السماوات و الارض ذوالجلال و الاكرام ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تجعل لى مما انا فيه فرجا و مخرجا)) امام صادق عليه السلام فرمود: پس ‍ داستانش همان شد كه خداوند در كتابش ياد فرموده است . اصول كافى جلد 4 صفحه  339

حضرت باقر (ع ) فرمود: چون مردى را ديدى كه گرفتار بلا شده (بشكرانه اينكه تو بدان بلا گرفتار نشده اى ) بگو: ((الحمد لله الذى عافانى مما ابتلاك به وفضلنى عليك و على كثير ممن خلق )) و نگذار او بشنود. اصول كافى جلد 4 صفحه 352

امام صادق عليه السلام فرمود: هر گاه درنده اى ديدار كردى بگو: ((اعوذ برب دانيال و الجب من شر كل اسد مستاءسد)) (يعنى پناه مى برم به پروردگار دانيال و چاه از شر هر شير درنده اى ). اصول كافى جلد 4 صفحه  360

فيض (ره ) گويد: تفسير اين حديث چنانچه صاحب تهذيب (شيخ طوسى (ره ) در كتاب امالى خود از حضرت صادق (ع ) روايت كند اينست كه فرمود: هر كس براى روزى اندوه بخود راه دهد گناهى بر او نوشته شود، همانا دانيال (عليه السلام ) در زمان پادشاهى جبار و سركش بود و او را گرفت و در چاهى انداخت (مجلسى (ره ) گويد: كه آن پادشاه بخت نصر بود) و درندگان را نيز با او در آن چاه انداخت ، ولى آن درندگان بآنحضرت نزديك نمى شدند، و آن پادشاه دانيال را از آن چاه بيرون نياورد تا خداوند به پيغمبرى از پيغمبرانش وحى كرد كه خوراك و طعامى براى دانيال ببر...(و سپس حضرت داستان آمدن آن پيغمبر را بر سر چاه و خوراك آوردن و دعاى دانيال را بيان فرمايد).

حدیث هفته) 26/7/1386)

حضرت صادق (ع ) از پدرانش عليهم السلام از رسول خدا (ص ) حديث فرمايد كه آنحضرت (ص ) فرمود: اى مردم شما اكنون در دنيا و خانه سازش و صلح هستيد و شما در سر راه سفر هستيد و بشتاب شما را خواهند برد، و شما مى نگريد كه شب و روز و خورشيد و ماه هر تازه اى را كهنه كنند و هر دورى را نزديك سازند و هر وعده اى را بسر رسانند، پس اسباب وسائل زيادى فراهم كنيد براى اينكه گذرگاه درازى در پيش است . فرمود: پس مقداد بن اسود برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا خانه سازش يعنى چه ؟ فرمود: خانه اى كه رساننده است (انسانيرا بگور رساند، يا در آن خانه كردار نيك ذخيره شود براى رسيدن بمنزلهاى آخرت ) و جدا كننده (يعنى انسان را از علايق دنيا جدا كند) پس هرگاه آشوبها چون شب تار شما را فرا گرفت بقرآن رو آوريد (و بدان چنگ زنيد)
زيرا آنست شفيعى كه شفاعتش پذيرفته است (درباره كسى كه بدان عمل كند) و گزارش دهنده است از بديها كه گفته اش (درباره آنكس كه بدان عمل نكرده ) تصديق شده است ، هر كه آنرا پيشواى خود كرد به بهشتش رهبرى كند و هر كه (از آن پيش افتد) و آنرا پشت سر خود قرار دهد بدوزخش كشاند، و قرآن راهنمائى است كه به بهترين راهها راهنمائى كند، و كتابى است كه در آنست تفصيل و بيان و تحصيل (بدست آوردن حقايق ) و آنست جدا كننده (ميان حق و باطل ) شوخى و سرسرى نيست براى آن ظاهرى است و باطنى ، پس ظاهرش حكم و دستور است و باطنش ‍ علم و دانش ، ظاهرش جلوه و زيبايى دارد و باطنش ژرف و عميق است ، ستارگانى دارد و ستارگانش هم ستارگانى دارد (آنچه ترجمه شده بنا بر نسخه اى ((نجوم )) است و در برخى از نسخه ها ((تخوم )) است و آن به معناى پايان هر چيزى است ) شگفتيهايش به شماره در نيايد و عجايبش كهنه نگردد، در آنست چراغهاى هدايت و جايگاه نور و حكمت و راهنماى معرفت است براى آنكس كه بشناسد صفات را مجلسى (ره ) گويد: يعنى صفاتى كه موجب مغفرت است يا صفت شناسائى و استنباط را پس بايد شخص تيز بين دقت نظر كند و دقت نظر را تا بدرك صفت آن ادامه دهد كه نجات بخشد آنكس را كه هلاكت افتاده ، و رهائى بخشد آنرا كه راه رهائى ندارد، زيرا انديشيدن است كه زندگانى دل بينا است ، چنانچه آنكه جوياى روشنى است در تاريكيها بوسيله نور راه را پيمايد، بر شما باد كه نيكو برهيد و كم انتظار بريد.اصول كافى جلد 4 صفحه  398

حضرت صادق (ع ) فرمود: همانا خداى عزيز و جبار كتابش را بر شما فرود فرستاد و او است راستگو و نيك خواه ، در آن كتاب است آگاهى از شما و آنانكه پيش از شما بودند، و آنانكه پس از شمايند، و آگاهى از آسمان و زمين ، و اگر كسى نزد شما آيد و از آنها بشما آگاهى دهد هر آينه شما در شگفت شويد. اصول كافى جلد 4 صفحه  399

حضرت باقر (ع ) فرمود: رسول خدا (ص ) فرمود: من نخستين كسى هستم كه روز قيامت بر خداى عزيز جبار وارد شوم و با كتابش و اهل بيتم ، سپس امتم (وارد شوند) پس از ايشان بپرسم چه كرديد با كتاب خدا و اهل بيت من ؟ اصول كافى جلد 4 صفحه  400

حدیث هفته) 3/8/1386)

عبداللّه بن سليمان گويد: از حضرت صادق (ع ) پرسيدم از گفتار خداى عزوجل (كه فرمايد:) ((و رتل القرآن ترتيلا)) فرمود: اميرالمؤ منين صلوات اللّه عليه فرموده : يعنى او را خوب بيان كن و همانند شعر آنرا بشتاب مخوان ، و مانند ريك (هنگام خواندن ) آنرا پراكنده مساز، ولى دلهاى سخت خود را بوسيله آن به بيم و هراس افكنيد، و همت شما اين نباشد كه سوره را بآخر رساند (يعنى همت خود را در تدبر و تاءمل در آيات و بكار بستن و عمل كردن آنها قرار دهيد نه باينكه سوره را بآخر رسانيد). اصول كافى جلد 4 صفحه  418

امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا (ص ) فرمود: قرآن را با لحنهای عرب بخوانيد، و از لحن فاسقان و گنهكاران دورى كنيد، زيرا پس از من مردمانى بيايند كه قرآن را در گلو بچرخانند، مانند خوانندگى و نوحه خوانى و خواندن كشيشان ، كه از گلوى آنها نگذرد (يعنى مقبول درگاه خداوند واقع نگردد.  مجلسى (ره ) گوید : دلهاى ايشان وارونه است ، و هر كه از آنها خوشش آيد نيز دلش وارونه است . اصول كافى جلد 4 صفحه  419

امام صادق عليه السلام فرمود: خداى عزوجل به موسى بن عمران عليه السلام وحى فرمود: كه هرگاه برابر من ايستادى چون شخص زبون و نيازمندى بايست ، و هرگاه تورات مى خوانى با صدای حزين بخوان . اصول كافى جلد 4 صفحه  419

جابر گويد:به حضرت باقر (ع ) عرضكردم : مردمى هستند كه چون آيه اى از قرآن را ذكر كنند و يا براى آنان خوانده شود مدهوش گردند و چنان مى نمايند كه اگر دستها يا پاهايش را ببرند نمى فهمد؟ فرمود: سبحان اللّه ين كار شيطان است بچنين چيزى توصيف نشده اند، و همانا تاءثر از قرآن باينست كه دل نرم شود و برقت قلب و اشك ريختن و ترس ‍ است .
و بسند ديگر نيز جابر اين حديث را از آن حضرت عليه السلام روايت كرده است . اصول كافى جلد 4 صفحه  421

حضرت صادق (ع ) فرمود: رسول خدا (ص ) فرموده : مرد عجمى (و غير عرب ) از امت من قرآن را عجمى مى خواند (يعنى مراعات تجويد و محسنات قرائت را نمى كند يا اعراب آنرا غلط مى خواند) و فرشتگان آنرا بعربى صحيح بالا برند. اصول كافى جلد 4 صفحه  424

برخى از ياران محمد بن سليمان (يكى از راويان حديث ) از حضرت ابى الحسن عليه السلام حديث كند كه بآن حضرت عليه السلام عرضكردم : قربانت شوم ! ما آياتى (از جانب شما) در قرآن مى شنويم كه آنطور كه مى شنويم نزد ما آنطور نيست ، و نمى توانيم آنطور كه از شما بما رسيده است آنها را بخوانيم آيا گناهكاريم ؟ فرمود: نه ، همانطور كه آموخته ايد (و بلد هستيد) بخوانيد بزودى بيايد كسى كه بشما بياموزد (مقصود حضرت صاحب الامر عليه السلام است چنانچه فيض (ره ) گويد). اصول كافى جلد 4 صفحه  424

حضرت صادق (ع ) فرمود: هركس هنگامى كه ببستر خواب رود سوره قل يا ايها الكافرون و قل هو اللّه احد را بخواند خداى عزوجل بيزارى (و دورى ) از آتش را برايش بنويسد. اصول كافى جلد 4 صفحه  434

حدیث هفته) 10/8/1386)

حضرت باقر (ع ) فرمود: قرآن خوانان سه گروه اند:
يكى آنكه قرآن خواند و آنرا سرمايه كسب خود كند و پادشاهان را با آن بدو شد و بمردم بزرگى بفروشد.
و ديگر مردى است كه قرآن را بخواند و حروف آنرا نگهدارى كند ولى حدود آنرا ضايع سازد و در ساير اوقات پشت سر اندازد چنانكه شخص سواره جام آبش را پشت سرش ميآويزد و مانند اين كلام در كتاب دعاء باب صلوات گذشت مراجعه شود) خداوند امثال اينهان را در قرآن خوانان زياد نكند.
و ديگرى مردى است كه قرآن خواند و داروى قرآن را بر دل دردمندش نهد و براى (خواندن و بكار بستن و دقت و غور در معانيش ) شب زنده دارى كند و روش را بتشنگى بسر برد، و در هنگام نمازهايش و جاهاى آن بدان قيام كند، و از بستر خواب بخاطر آن دورى گزيند، و بخاطر اين دسته از از مردمان است كه خداى عزيز جبار بلا را بگرداند، و ببركت ايشان است كه خداى عزوجل شر دشمنان را باز دارد، و بسبب آنان است كه خداى عزوجل از آسمان باران فرستد، پس بخدا سوگند اينها در ميان قرآن خوانان از كبريت احمر كمياب ترند.  اصول كافى جلد 4 صفحه  435

حفص بن غياث گويد: از حضرت صادق (ع ) درباره گفتار خداى عزوجل پرسيدم (كه فرمايد: ((ماه رمضان كه فرود شد در آن قرآن )) سوره بقره آيه 185) با اينكه قرآن از اول تا آخر در ظروف مدت بيست سال نازل شده ؟ حضرت صادق (ع ) فرمود: همه قرآن يكجا در ماه رمضان به بيت المعمور نازل شده ، سپس در طول بيست سال تدريجا نازل شده ، سپس در طول بيست سال تدريجا نازل شد، سپس : پيغمبر (ص ) فرمود: صحف ابراهيم در شب اول ماه رمضان نازل شده ، و تورات در شب ششم ماه رمضان نازل شد، و انجيل در شب سيزدهم نازل شد، و زبور در شب هيجدهم ماه رمضان و قرآن در بيست و سوم ماه رمضان نازل شده است .  اصول كافى جلد 4 صفحه  437

 حضرت باقر عليه السلام فرمود: هر چيزى بهارى دارد و بهار قرآن ماه رمضان است . اصول كافى جلد 4 صفحه  438

حضرت صادق (ع ) فرمود: پدرم عليه السلام فرمود: هيچكس قرآن را بهم نزند جز اينكه كافر شده است . اصول كافی جلد 4 صفحه  442

حضرت صادق (ع ) فرمود: بر شما باد بنماز در مسجدها، و به نيكى به همسايگان ، و اداى شهادت ، و حاضر شدن در تشييع جنازه ها، زيرا شما ناچاريد از زيستن با مردم ، و براستى كسى نيست كه تا زنده است از مردم بى نياز باشد و ناچار مردم بايد با همديگر سازش داشته باشند.  اصول كافى جلد 4 صفحه  447

 حضرت باقر (ع ) فرمود : با هر كه ارتباط دارى اگر توانى دست عطايت را برسر آنها بکش  و به آنها خيرى برسانى بكن . اصول كافى جلد 4 صفحه 449

حدیث هفته) 17/8/1386)

حضرت صادق (ع ) فرمود: با بدعت گذاران هم صحبت نشويد و هم نشين نگرديد كه در نظر مردم چون يكى از آنها شويد، رسول خدا ( ص ) فرمود: انسان هم كيش دوست و رفيق خويش است . اصول كافى جلد 4 صفحه  456

عبيد بن زراره گويد: حضرت صادق (ع ) فرمود: بپرهيز از دوستى با احمق زيرا كه تو هر چه از جانب او شادتر باشى او ببدى رساندن بتو نزديك تر است (گويا مقصود اينست كه هر چه بدوستى او خوشحال تر باشى خطر زيان رساندن او بواسطه حماقتش بتو نزديكتر شود). اصول كافى جلد 4 صفحه  456

رسول خدا (ص ) فرمود : سه چيز است که دوستى انساني را با برادر مسلمانش صفا دهد : (1) هميشه با خوشروئى با او برخورد كند. (2) هرگاه در مجلسى بر او بنشيند برايش جا باز كند. (3) با آن نامى كه بيشتر آنرا دوست دارد او را بخواند (و صدا كند). اصول كافى جلد 4 صفحه  457

امام صادق عليه السلام فرمود: كه حضرت مجتبى عليه السلام فرموده : خويش نزديك آنكس است كه مودت و دوستى او را نزديك كرده باشد اگر چه خويشاوندش دور باشد، و بيگانه و دور كسى است كه دوستى او را دور كرده است (و از نظر دوستى بيگانه باشد) اگر چه خويشاونديش نزديك باشد، و چيزى نزديكتر از دست به پيكر انسان نيست ، و همين دست خيانت كند و بريده مى شود و اثر آن محو گردد. اصول كافى جلد 4 صفحه  458

حضرت صادق (ع ) فرمود: رسول خدا (ص ) فرمود: سلام كردن مستحب است و رد (يعنى جواب ) آن واجب است . اصول كافى جلد 4 صفحه  458

رسول خدا (ص ) فرمود: نزديكترين مردم به خدا و رسولش كسى است كه با سلام کردن آغاز گفتار كند.    اصول كافى جلد 4 صفحه  459

حضرت باقر (ع ) فرمود: بدرستيكه خداى عزوجل دوست دارد آشكار كردن سلام را. اصول كافى جلد 4 صفحه  460

حضرت صادق (ع ) فرمود: هرگاه يكى از شماها سلام كند بايد بلند سلام كند و نگويد: من سلام كردم و جواب مرا ندادند، زيرا شايد سلام كرده و آنها نشنيده اند، چون يكى از شماها جواب سلام گويد: بايد بلند جواب دهد مسلمانى نگويد: كه من سلام كردم و بمن جواب ندادند، سپس فرمود: على عليه السلام هميشه مى فرمود: خشم نكنيد و كسى را هم بخشم نياوريد، سلام را آشكار گوييد و گفتارتان را خوش كنيد، در شب نماز بخوانيد آنگاهيكه مردم در خوابند (مقصود نماز شب است ) تا بسلامتى ببهشت رويد، سپس اين گفتار خداى عزوجل را براى مردم خواند: ((السلام المؤ من المهيمن )) (سوره حشر آيه 23) (يعنى خدائى كه سالم از هرگونه عيب و نقصى است و امان دهنده و نگهبان است ، و منظور امام از استشهاد باين آيه اينست كه سلام يكى از نامهاى خدا است ).  اصول كافى جلد 4 صفحه  460

حضرت صادق عليه السلام فرمود : از فروتنى و تواضع اين است كه به هر كه برخورد كردى سلام كنى . اصول كافى جلد 4 صفحه  461

حضرت صادق (ع ) فرمود : كه رسولخدا (ص) به زنها سلام ميكرد و آنها نيز جواب مى دادند، و اميرالمؤ منين (ع) نيز سلام مى كرد و خوش نداشت كه به زنهای جوان سلام كند ، و مى فرمود : مى ترسم آوازش مرا خوش آيد ، و زيادتر از آن
اجرى كه مى جويم ( گناه ) بمن رسد. اصول كافى جلد 4 صفحه  464

حدیث هفته) 24/8/1386)

حضرت كاظم عليه السلام فرمود: يحيى بن زكريا عليه السلام اينگونه بود كه گريه مى كرد و نمى خنديد، و عيسى بن مريم عليه السلام اينگونه بود كه هم مى خنديد و هم گريه مى كرد، و آنچه عيسى عليه السلام مى كرد بهتر بود از آنچه يحيى عليه السلام مى كرد.  اصول كافى جلد 4 صفحه  488

عمرو بن عكرمه گويد: وارد شدم بر حضرت صادق (ع ) و به آن حضرت عرضكردم : همسايه اى دارم كه مرا بيازارد فرمود: تو با او خوشرفتارى كن ، من گفتم : خدايش رحم نكند ! پس آنحضرت روى از من برگردانيد، گويد: من نخواستم با آنوضع از حضرت جدا شوم از اين رو عرضكردم : با من چنين و چنان مى كند و مرا آزار مى دهد ! فرمود: گمان مى كنى كه اگر با او آشكارا دشمنى كنى (و تو نيز مانند او درصدد آزارش برآئى ) مى توانى از او انتقام بكشى ؛ (و شر او را از خود دور كنى ؟ و محتمل است مقصود اين باشد: كه اگر آشكارا با او دشمنى كنى آيا در مقام مخامصه مى توانى ستم و آزار او را بر خودت ثابت كنى بطورى كه از تو بپذيرد؟) عرضكردم : آرى من بر او مى چربم ، فرمود: اين همسايه تو از كسانى است كه بمردم رشك برد از آنچه خداوند بآنها داده و تفضل كرده ، پس چون نعمتى براى كسى ديد، اگر اهل و عيالى داشته باشد بآنها تعرض كند و (از ناراحتى كه ناشى از حسدى است كه در درون اوست ) آنها را بيازارد، و اگر خاندانى ندارد (كه آنها را آزار كند) بخدمتكارش مى پيچد، و اگر خدمتكار نداشته باشد شبها را به بيدارى بسر برد و روزها را بخشم بگذراند، همانا مردى از انصار خدمت رسول خدا (ص ) آمده عرضكرد: من خانه اى در فلان قبيله خريدارى كرده ام ، و نزديكترين همسايه من در آنخانه كسى است كه خيرى از او بمن نرسد و از شرش آسوده نيستم ؟ پس رسول خدا (ص ) و بسلمان و اباذر (راوى گويد:) ديگرى را هم فرمود كه من فراموش كردم و گمان دارم كه مقداد بود دستور داد كه با بلندترين آوازشان در مسجد فرياد زنند كه هر كه همسايه اش از آزار او آسوده نباشد ايمان ندارد، پس آنها سه بار آن را گفتند، سپس با دست اشاره كرد كه تا چهل خانه است از برابر و پشت سر و طرف راست و سمت چپ (يعنى تا چهل خانه از چهار طرف همسايه هستند).  اصول كافى جلد 4 صفحه  489

حضرت صادق (ع ) فرمود: خوش همسايگى (و خوشرفتارى با همسايه ) روزى را زياد كند. اصول كافى جلد 4 صفحه  490

حضرت صادق (ع ) فرمود: فاطمه عليهما السلام براى شكايت از پاره اى پيش آمدها نزد رسول خدا (ص ) آمد، پس ‍ رسول خدا (ص ) جزوه اى به او داد و فرمود: آنچه در آنست بياموز، و (اين كلمات ) در آن بود: هركس ايمان بخدا و روز باز پسين دارد ميهمان خود را گرامى دارد، و هركس ايمان بخدا و روز جزا دارد بايد خوب بگويد يا خموشى گيرد. اصول كافى جلد 4 صفحه  491

ابو مسعود گويد: حضرت صادق (ع ) بمن فرمود: خوش همسايگى در عمرها بيفزايد و خانه ها را آباد كند. اصول كافى جلد 4 صفحه  491

حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود: خوش همسايگى تنها باين نيست كه از آزار همسايه خوددارى كنى بلكه بر آزار او نيز شكيبائى كنى . اصول كافى جلد 4 صفحه  492

حدیث هفته) 1/9/1386)

حضرت صادق (ع ) فرمود: بسم الله الرحمن الرحيم را وامگذار اگر چه پس از آن شعرى ( بخواهی بنویسی ) باشد.  اصول كافى جلد 4 صفحه  498

مرازم بن حكيم گويد: حضرت صادق (ع ) دستور فرمود براى كارى نامه اى بنويسند، پس آن نامه نوشته شد و بنظر آنحضرت رساندند و در آن نامه ((ان شاء الله )) ننوشته بودند، فرمود: چگونه اميد داريد كه اين كار بپايان برسد (و انجام شود) با اينكه ((ان شاءالله )) در آن نيست ؟ بنگريد هر كجا كه ((ان شاء الله )) ندارد در آن بنويسيد. اصول كافى جلد 4 صفحه  499

هشام بن سالم گويد: از امام صادق (ع ) آيه شريفه (فطرت خدائى است كه مردم را بر آن آفريده 30 سوره 30 ) را پرسيدم ، فرمود: آن توحيد (يگانه پرستى ) است . اصول كافى ج  3 صفحه 19

امام صادق (ع ) فرمود، نطفه مؤ من در صلب مشرك قرار ميگيرد، ولى هيچگونه بدى و آلودگى باو نميرسد، تا زمانيكه در زهدان زن مشركه قرار گيرد. در آنجا هم هيچگونه بدى باو نرسد تا او را بزايد چون او را زائيد، باز هم هيچگونه بدى باو نرسد، تا آنكه قلم تكليف بر او جارى شود. اصول كافى جلد  3 صفحه 21

گاهى نطفه مؤ من در پدريكه كافر است و رحم مادرى كه كافر است قرار ميگيرد و در دامن آنها تربيت ميشود، ولى از كفر و شرك پدر و مادر هيچگونه آلودگى و پليدى بآن فرزندى مؤ من نميرسد تا زمانيكه خودش بحد بلوغ و رشد رسد و مكلف شود و طبق اعمال و رفتار خويش پاداش يا كيفر بيند. و در دوران قبل از بلوغ اگر چه از نظر تبعيت حكم بكفر و نجاست او ميشود، ولى آن حكم ظاهرى است و بايمان واقعى او زيانى نرساند، و از اينجا حكم ولدالزنا روشن ميشود، زيرا زمانيكه كفر و شرك پدر مادر بايمان فرزند زيان نرساند، گناه و فسق آنها بطريق اولى باو زيانى نخواهد رسانيد.

امام صادق (ع ) درباره قول خداى عزوجل : (رنگ آميزى خداست ، كيست كه رنگ آميزيش از خدا بهتر باشد؟ 138 سوره 2 ) فرمود: مقصود اسلام است و درباره قول خداى عزوجل (بدست آويزى محكم چنگ زده است 256 سوره 2 ) فرمود: آن دست آويز ايمان بخداى يگانه بى شريك است . اصول كافى جلد3 صفحه 23

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: همانا خداست و شيطان ، حق است و باطل ، هدايت است و گمراهى ، راه راست است و نوميدى ، دنياست و آخرت ، حسناتست و سيئات ، پس هر چه حسناتست از خداست و هر چه سيئات از شيطان لعنة الله . اصول كافى جلد 3 صفحه 25

حضرت رضا عليه السلام فرمايد: اميرالمؤ منين (ع ) ميفرمود: خوشا حال كسى كه عبادت و دعايش را براى خدا خالص كند و دلش را بآنچه چشمش مى بيند مشغول ندارد و بدانچه گوش مى شنود، ياد خدا را فراموش نكند، و براى آنچه بديگرى داده شده اندوهگين نشود. اصول كافى جلد3 صفحه 26

حدیث هفته) 8/9/1386)

امام صادق (ع ) فرمود: خداى عزّوجلّ ايمان را هفت سهم كرد: 1نيكوكارى 2 راستگويى 3 يقين 4 رضا 5 وفاء 6 علم 7 بردبارى .
سپس آنرا ميان مردم تقسيم فرمود، بهر كس هفت سهم داد، او كامل است و بردارنده ايمان ، و ببرخى از مردم فقط يك سهم داد و ببعضى ديگر دو سهم و بدسته ئى سه سهم تا بهفت سهم قسمت كرد، سپس فرمود بكسيكه يك سهم ايمان دارد باندازه دو سهم تحميل نكنيد و نه بكسى كه دو سهم دارد باندازه سه سهم كه سنگين بارشان خواهيد كرد، آنگاه فرمود: همچنين تا بهفت سهم برسند (يعنى بر سه سهمى باندازه چهار سهم تحميل نكنيد و بر چهار سهمى باندازه پنج سهم و بر او باندازه شش سهم و بر او باندازه هفت سهم ). اصول كافى جلد 3 صفحه 70

مقصود اينستكه استعداد و قابليت اشخاص در پذيرش ايمان مختلف است و خدا هر كس را باندازه استعدادش تكليف كرده و بازخواست مى نمايد، شما هم در علوم و اعمال و اخلاق دينى ، از هر كس بقدر وسع و طاقت و استعداد و قابليتش متوقع باشيد كه تحميل بيش از استعداد و طاقت او را سنگين با رو خسته و وامانده كند.

عبدالعزير قراسيطى گويد:امام صادق (ع ) بمن فرمود : اى عبدالعزيز ايمان مانند نردبانيست كه ده پله دارد و مؤ منين پله ئى را بعد از پله ديگر بالا مى روند، پس كسى كه در پله دوم است نبايد بآنكه در پله اول است بگويد: تو هيچ ايمان ندارى تا برسد بدهمى (كه نبايد چنين سخنى به نهمى بگويد) پس آنكه را از تو پست تر است دور نينداز كه بالاتر از تو ترا دور اندازد و چون كسى را يكدرجه پائين تر از خود ديدى ، با ملايمت او را بسوى خود كشان و چيزى را هم كه طاقتش را ندارد بر او تحميل مكن كه او را بشكنى زيرا هر كه مؤ منى را بشكند، بر او لازمست جبرانش كند.اصول كافى جلد 3 صفحه 74

سدير گويد: امام باقر عليه السلام بمن فرمود: مؤ منين درجات مختلفى دارند: يكى داراى يك درجه و يكى داراى دو درجه و يكى سه درجه و يكى چهار درجه و يكى پنج درجه و يكى شش درجه و يكى هفت درجه است . پس اگر بخواهى بداراى يكدرجه تحميل دو درجه كنى نتواند و اگر بر دو درجه تحميل سه درجه كنى نتواند و اگر بر سه درجه تحميل چهار درجه كنى نتواند و اگر بر چهار درجه تحميل پنج درجه كنى نتواند و اگر بر پنج درجه تحميل شش درجه كنى نتواند و اگر بر شش درجه تحميل هفت درجه كنى نتواند و همه درجات به همين وضع است . اصول كافى جلد 3 صفحه 75

حدیث هفته) 15/9/1386)

امام صادق (ع ) فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: اسلام برهنه است و لباسش حيا و زينتش وقار و سنگينى است و مردانگيش عمل صالح و ستون و پايه اش پرهيزكارى است ، و هر چيزى را اساس و پايه اى است و پايه اسلام محبت ما اهل بيت است . اصول كافى جلد 3 صفحه 77

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: همانا خدا اسلام را آفريد، پس براى او ميدانى ساخت و نورى قرار داد و حصارى نهاد و ياورى نيز برايش مقرر كرد. اما ميدان اسلام قرآن است و اما نورش حكمت و حصارش نيكى و ياورانش ‍ من و اهل بيت و شيعيانم ميباشيم . پس اهل بيتم و شيعيان و يارانشان را دوست داريد، زيرا چون مرا به آسمان دنيا عروج دادند و جبرئيل نسب و وصف مرا براى اهل آسمان بيان كرد، خدا دوستى من و دوستى خاندان و شيعيانم را در دل ملائكه سپرد و آندوستى تا روز قيامت نزد آنها سپرده است ، سپس جبرئيل مرا بسوى اهل زمين فرود آورد و نسب و وصفم را براى اهل زمين بيان كرد و خداى عزوجل دوستى من و دوستى اهل بيتم و شيعيانشان را در دلهاى مؤ منين امت سپرد، پس مؤ منين امتم تا روز قيامت سپرده مرا نسبت به اهل بيتم حفظ كنند. همانا اگر مردى از امتم در تمام دوران عمرش عبادت خداى عزوجل كند ولى با حالت بغض و دشمنى اهل بيت و شيعيانم خدا را ملاقات كند خدا دلش را جز بانفاق نگشايد (يعنى چون باطن و حقيقتش را خدا آشكار كند، مردم او را منافق يعنى بى ايمان و دورو بينند). اصول كافى جلد 3 صفحه 77

امام صادق (ع ) فرمود: مؤ من را سزاوار است كه داراى هشت خصلت باشد: 1 هنگام شدائد باوقار باشد، 2 هنگام بلا شكيبا باشد، 3 در فراوانى نعمت سپاسگزار باشد، 4 بآنچه خدا روزيش كرده قانع و خرسند باشد، 5 به دشمنانش ستم نكند، 6 بارش را بر دوستانش نيفكند (بخاطر دوستانش متحمل گناه نشود)، 7 بدنش از او در رنج و مشقت باشد (از بسيارى عبادت و قضاء حوائج مردم )، 8 مردم از ناحيه او در آسايش باشند، همانا علم دوست مؤ من است و بردبارى و زيرش و عقل امير سپاهش (يعنى اعضاء و جوارحش بفرمان عقلش رفتار كنند) و مدارا برادرش و احسان پدرش ‍ باشد. اصول كافى جلد 3 صفحه 78

اميرالمؤ منين صلوات الله عليه فرمود: ايمان چهار پايه دارد: 1 توكل بر خدا 2 واگذار كردن امر بخدا، 3 راضى بودن بقضاى خداى ، 4 تسليم بودن بامر خداى عزّوجلّ. اصول كافى جلد 3 صفحه 78

حدیث هفته) 22/9/1386)

امام باقر (ع ) فرمود: اميرالمؤ منين (ع) را از ايمان سؤ ال كردند ، فرمود: خداى عزوجل ايمان را بر چهار پايه قرار داده است : 1 صبر، 2 يقين ، 3 عدالت ، 4 جهاد.
و صبر چهار شعبه داده است : اشتياق و ترس و زهد و مراقبت (انتظار) پس هر كه اشتياق بهشت داشته باشد، هوس ‍ رانيها را كنار گذارد، و هر كه از دوزخ بيم دارد، از چيزهاى حرام رو گرداند، و هر كه در دنيا زهد ورزد (و بى رغبت شود)، مصيبتها بر او آسان شود، و هر كه منتظر مرگ باشد بانجام دادن نيكيها شتاب كند. و يقين چهار شعبه دارد: 1 زيركى و روشن بينى ، 2 رسيدن بحقايق ، 3 عبرت شناسى 4 روش پيشينيان ، پس هر كه روشن بين شود حقيقت شناس گردد و هر كه بحقايق رسد عبرت شناس شود و هر كه عبرت شناس باشد،سنت و روش را بفهمد و هر كه سنت را شناسد مثل اينستكه با پيشينيان بوده و بطريقه ايكه درست تر است هدايت شود و نگاه كند هر كه نجات يافته بچه وسيله نجات يافته و هر كه هلاك شده براى چه هلاك شده ، و همانا خدا هر كه اهلاك نمود تنها بسبب نافرمانيش هلاك نموده و هر كه را نجات بخشيده بسبب اطاعتش بوده .
و عدالت چهار شعبه دارد: 1 فهميدن امر مشكل (دقت در فهميدن ) 2 رسيدن بحقيقت دانش 3 روشنى حكم (داورى )، 4 خرمى شكيبائى ، پس هر كه بفهمد همه دانش را تفسير كند، و هر كه بداند آبگاههاى داورى را بشناسد و هر كه بردبارى ورزد، در كارش زياد روى نكند و ميان مردم ستوده زندگى نمايد.
و جهاد چهار شعبه دارد: 1 امر بمعروف 2 نهى از منكر 3 راستگوئى در هر حال 4 دشمنى با بد كاران .
پس هر كه امر بمعروف كند، مؤ من را يارى كرده و پشتش را محكم نموده ، و هر كه نهى از منكر كند، بينى منافق را بخاك ماليده و از نيرنگش ايمن گشته هر كه همه جا راستگويد، وظيفه ايكه بر او بوده انجام داده و هر كه با بدكاران دشمنى كند براى خدا خشم نموده و هر كه براى خدا خشم نمايد، خدا هم بخاطر او خشم نمايد، اينست ايمان و پايه ها و شعبه هايش . اصول كافى جلد 3 صفحه 83

جابر جعفی گويد: امام صادق (ع ) بمن فرمود: اى جعفى : همانا ايمان برتر از اسلام و يقين برتر از ايمانست و چيزى گرامتر (كمياب تر) از يقين نيست . اصول كافى جلد 3 صفحه 86

جعف قبيله ايست از يمن و يكى از شعب تميم است كه جابر از آن قبيله ميباشد و برترى ايمان بر اسلام از ابواب سابق ظاهر شد، زيرا در ايمان ولايت يا اذعان قلبى و اعمال بدنى و يا اذعان قلبى فقط معتبر است ، بخلاف اسلام . و اما برترى يقين بر ايمان باعتبار اينستكه يقين بالاترين مراتب اعتقاد است كه فعل طاعات و ترك گناهان بر آن مترتب ميشود و كميابى يقين هم واضح است ، زيرا مردم را كه مينگريم از قول يك طبيب براى سلامتى بدن از غذای لذيذ پرهيز ميكند ، ولى از گناهان كبيره که بقول انبياء براى سلامتى روح و نجات از عذاب خدا پرهيز نمي كنند ، و اين مطلب دليل عدم يقين است .

حضرت ابى الحسن (ع) فرمود: ايمان يك درجه بالاتر از اسلام است ، و تقوى يك درجه بالاتر از ايمان و يقين يك درجه بالاتر از تقوى است ، و ميان مردم چيزى كمتر از يقين پخش نشده است . اصول كافى جلد 3 صفحه 86

حدیث هفته) 29/9/1386)

ابوبصير گويد، امام صادق (ع ) بمن فرمود: اى ابا محمد! اسلام يكدرجه است ؟ گفتم آرى ، فرمود: و ايمان يكدرجه بالاى اسلامست ؟ گفتم : آرى ، فرمود: و تقوى يك درجه بالاى ايمانست ؟ گفتم : آرى ، فرمود: و يقين يكدرجه بالاى تقوى است ؟ گفتم آرى ، فرمود بمردم چيزى كمتر از يقين داده نشد، و شما بپائين ترين (نزديكترين ) درجه اسلام چسبيده ايد، مبادا از چنگتان بپرد (گويا مقصود ضعفاء شيعه است كه فقط ولايت را دارند بدون تقوى و يقين ، و سخن امام اشاره دارد باينكه اشخاصيكه در درجات پائين ايمان باشند خطر از دست دادن عقايد بآنها نزديك است ، بخلاف كسانيكه داراى تقوى و يقينند). اصول كافى جلد 3 صفحه 87

يونس گويد: از امام رضا (ع ) راجع بايمان و اسلام پرسيدم ، فرمود: امام باقر (ع ) فرموده است : همانا دين فقط اسلامست ، و ايمان يك درجه بالاتر از آنست و تقوى يكدرجه بالاتر از ايمانست و يقين يك درجه بالاتر از تقوى است و ميان مردم چيزى كمتر از يقين تقسيم نشده است ، عرضكردم يقين چيست ؟ فرمود: توكل بر خدا و تسليم خدا شدن و راضى بودن بقضاء خدا و واگذاشتن كارها به خدا.  اصول كافى جلد 3 صفحه 87

امام صادق (ع ) فرمود: رسولخدا (ص ) با حارثة بن مالك بن نعمان انصارى روبرو شد، حضرت فرمود: حارثة بن مالك ! چگونه ئى ؟ فرمود: يا رسول الله ! مؤ من حقيقى ام . رسولخدا (ص ) فرمود: هر چيزى را حقيقتى است . حقيقت گفتار تو چيست ؟ گفت : يا رسول الله ! بدنيا بى رغبت شده ام ، شب را (براى عبادت ) بيدارم و روزهاى گرم را (در اثر روزه ) تشنگى ميكشم و گويا عرش پروردگارم را مينگرم كه براى حساب گسترده گشته و گويا اهل بهشت را مى بينم كه در ميان بهشت يكديگر را ملاقات ميكنند و گويا ناله اهل دوزخ را در ميان دوزخ ميشنوم .
رسولخدا(ص ) فرمود: بنده ايستكه خدا دلش را نورانى فرموده ، بصيرت يافتى ، ثابت باش ، عرضكردم : يا رسول الله ! از خدا بخواه كه شهادت در ركابت را بمن روزى كند، حضرت فرمود: خدايا بحارثه شهادت روزى كن . چند روزى بيش ‍ نگذشت كه رسولخدا (ص ) لشكرى براى جنگ فرستاد و حارثه را هم در آن جنگ فرستاد. او بميدان جنگ رفت و 9 تن يا هشت تن را كشت و سپس شهید شد. اصول كافى جلد 3 صفحه 90

امام صادق عليه السلام فرمود: بهترين عبادت همواره انديشيدن درباره خدا و قدرت اوست . اصول كافى جلد 3 صفحه 91

امام رضا عليه السلام ميفرمود : عبادت به نماز و روزه بسيار نيست ، همانا عبادت انديشيدن در امر خداى عزوجل است . ( يعنى عبادت منحصر بنماز و روزه بسيار نيست ، بلكه عبادت كامل ، تفكر در امر خدا است اگر چه نتيجه اش نماز و روزه اندك ، ولى با معرفت و نورانيت قلب باشد.)
 اصول كافى جلد 3 صفحه 92

حدیث هفته) 6/10/1386)

اميرالمؤ منين صلوات الله عليه فرمود : انديشيدن انسان را به نيكى و انجام آن ميكشاند. ( گويا مراد به نيكى فهميدن معارف حقه و صفات حميده و تحلى نفس بدانها ميباشد و مراد بانجام آن ، عمل كردن بواجبات ومستحبات و قضاء حوائج خلق و انجام ساير كارهاى نيك است . )  اصول كافى جلد 3 صفحه 92

حسين بن عطيه گويد: امام صادق (ع ) فرمود: مكارم  ده چيز است ، اگر ميتوانى آنها را داشته باش ، زيرا گاهى شخصى آنها را دارد و فرزندش ندارد و گاهى در فرزند هست و در پدرش نيست ، و گاهى در برده هست و در آزاد نيست ، عرض ‍ شد : آنها چه هستند؟ فرمود: نوميدى حقيقى (از آنچه دست مردم است ) و راستى زبان و اداء امانت وصله رحم و پذيرائى از مهمان و غذا دادن بسائل (كسيكه از او غذا طلبد) و جبران نيكى ها و مراعات حق همسايه و مراعات حق رفيق و سر همه مكارم (افضل و عاليتر از همه ) حيا و شرم است (زيرا كسيكه در برابر خالق و مخلوق شرم داشته باشد، همه اين مكارم را انجام ميدهد و همان خصلت حيا بر تمام اين مكارم دائى و باعث ميشود).  اصول كافى جلد 3 صفحه 92


امام صادق (ع ) فرمود : خداى عزوجل پيغمبرانش را به مكارم اخلاق اختصاص داد، شما خود را بيازمائيد، اگر آنها در وجود شما هم بود، خدا را سپاس گوئيد و بدانيد كه بودن آنها در شما خير شماست و اگر در شما نبود، از خدا بخواهيد و نسبت بآنها رغبت جوئيد
سپس آنها را ده چيز شمرد : يقين و قناعت و صبر و شكر و خويشتن دارى و خلق نيكو و سخاوت و غيرت و شجاعت و مروت
بعضى از راويان ديگر اين ده خصلت را ذكر نموده و راستگوئى و امانت دارى را هم بدانها افزوده است . اصول كافى جلد 3 صفحه 93

امام صادق (ع ) فرمود : ما دوست داريم كسى را كه عاقل ، فهميده ، فقيه ، خويشن دار، بامدارا، بردبار، راستگو، باوفا باشد، زيرا خداى عزوجل پيغمبران را بمكارم اخلاق احتصاص داد (يعنى خصال نكوهيده را از آنها دور ساخت ) پس ‍ هر كه اين مكارم را داشته باشد، بايد خدا را سپاس گزارد و هر كس آنها را نداشته باشد، بايد بسوى خداى عزوجل تضرع كند و آنها را از او بخواهد.
راوى گويد: عرض كردم ، قربانت آنها چه صفاتى هستند؟ فرمود: پرهيزگارى و قناعت و صبر و شكر و خويشتن دارى و حيا و سخاوت و شجاعت و غيرت و خوش رفتارى و راستى گفتار و امانت دارى .  اصول كافى جلد 3 صفحه 93

اميرالمؤ منين صلوات الله عليه فرمود: ايمان از چهار پايه مركب است : 1 راضى بودن بقضاء خدا 2 توكل بر خدا 3 واگذاردن امر بخدا 4 تسليم امر خدا بودن . اصول كافى جلد 3 صفحه 94

حدیث هفته) 13/10/1386)

ابن سنان گويد : مردى از بنى هاشم ( كه گويا مراد امام صادق (ع ) باشد و از شدت تقيه اين گونه تعبير شده است ) فرمايد: چهار چيز است كه هر كس آنها را دارا باشد، اسلامش كامل است ، و اگر سر تا پايش خطاكارى باشد، از قدر او نكاهد : راستگوئى و حيا و خوش خلقى و سپاسگزارى . اصول كافى جلد 3 صفحه 94

يكى از اين صفات حياء است كه در حديث اول اين باب گفته شد، حيا سر همه مكارم است پس ‍ كسيكه اين چهار صفت را داشته باشد خطائى بمعنى گناه و صفت مذموم ندارد، مگر اينكه مقصود از خطا ، سهو و اشتباه و نقايص بدنى و نژادى و اءمثال آن باشد.

هشام بن سالم گويد: شنيدم امام صادق (ع ) ميفرمود: عمل پيوسته اندك با يقين ، نزد خدا افضل است از عمل بسيار بدون يقين .  اصول كافى جلد 3 صفحه 96

يقين موجب مى شود كه انسان هر كار نيكى را پيوسته انجام دهد، ولى اگر يقين نباشدانجام عمل از روى اغراضى است كه تغييرپذير است ، و ممكن است يك روز هزار ركعت نماز بخواند خسته و ملول شود و روز ديگر هيچ نخواند.

صفوان جمال گويد: از امام صادق (ع ) درباره اين قول خداى عزوجل پرسيدم : (و اما ديوار از آن دو پسر بچه يتيم در آن شهر بود و در زيرش گنجى متعلق بآنها بود، 82 سوره 18) فرمود: همانا آن گنجينه طلا و نقره نبود. بلكه چهار كلمه بود: 1 شايسته پرستشى جز من نيست 2 هر كه بمرگ يقين داشته باشد : خنده دندان نما نكند 3 هر كه بحساب (روز قيامت ) يقين داشته باشد، دلش شادمان نباشد، 4 هر كه بتقدير يقين داشته باشد، جز از خدا نترسد. اصول كافى جلد 3 صفحه 97

امام صادق (ع ) فرمود: سر طاعت خدا صبر است و راضى بودن از خدا نسبت بآنچه بنده دوست داشته يا ناپسند داشته باشد، و هيچ بنده ئى از خدا نسبت بآنچه دوست يا ناپسند دارد، راضى نباشد، جز آنكه خيرش باشد در آنچه دوست يا ناپسند داشته است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 99

استعاره آوردن سر را براى صبر از اين نظر است كه عبادت و طاعت بانسانى تشبيه شده و صبر بجاى سر انسان قرار گرفته ، يعنى شريفترين عبادت صبر است و يا آنچه مايه قوام و بقاء ساير عباداتست صبر است .

امام صادق (ع ) فرمود: خداى عزّوجلّ فرمايد : بنده مؤ منم را بهر سو بگردانم ، برايش خير است ، پس بايد بقضاء من راضى باشد و بر بلاى من صبر كند و نعمتهايم را سپاسگزارد تا او را اى محمد در زمره صديقين نزد خود ثبت كنم . اصول كافى جلد 3 صفحه 101

حدیث هفته) 20/10/1386)

امام صادق (ع ) فرمود: در ضمن آنچه خداى عزّوجلّ به موسى بن عمران وحى كرد اين بود كه : اى موسى بن عمران ، مخلوقى كه نزدم دوست تر از بنده مؤ من باشد نيافريدم ، من او را مبتلى كنم بآنچه براى او خير است و عافيت دهم بآنچه برايش خير است . آنچه شر اوست از او بگردانم ، براى آنچه نزد او خير است ، و من بآنچه بنده ام را اصلاح كند داناترم ، پس بايد بر بلايم صبر كند و نعمتهايم را شكر نمايد و بقضائم راضى باشد، تا او را در زمره صديقين نزد خود نويسم ، زمانى كه برضاى من عمل كند و امرم را اطاعت نمايد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 102

امام صادق (ع ) فرمود: در شگفتم از مرد مسلمان كه خداى عزّوجلّ برايش سرنوشتى نكند، جز آنكه خير او باشد، اگر بدنش را با قيچى ببرند خير اوست و اگر هم تمام خاور و باختر روى زمين را مالك شود خير اوست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 102

امام باقر (ع ) فرمود: در ميان مخلوق خدا سزاوارترين كس بتسليم بودن قضاء خداى عزّوجلّ كسى است كه خداى عزّوجلّ را بشناسد و هر كه بقضاء راضى باشد، قضا بر او وارد شود و خدا اجر او را بزرگ فرمايد و هر كه قضا را ناخوش دارد، قضا بر او وارد شود و خدا اجرش را تباه سازد. اصول كافى جلد 3 صفحه 102

مردى گويد: بامام صادق (ع ) عرضكردم : بچه علامت دانسته مى شود كه شخص مؤ من است ؟ فرمود: به تسليم خدا بودن ، و راضى بودن بآنچه برايش پيش مى آيد، از شادى و ناخرسندى . اصول كافى جلد 3 صفحه 103

امام صادق (ع ) فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله هيچگاه نسبت به امرى كه ميگذشت نمى فرمود: كاش غير اين مى بود.  اصول كافى جلد 3 صفحه 103

امام صادق (ع ) فرمود: خداى عزّوجلّ بداود (ع ) وحى فرستاد كه : هيچيك از بندگانم بدون توجه به احدى از مخلوقم بمن پناهنده نشود كه من بدانم نيت و قصد او همين است ، سپس آسمانها و زمين و هر كه در آنهاست با او نيرنگ بازند، جز آنكه راه چاره از ميان آنها را برايش فراهم آورم و هيچيك از بندگانم بيكى از مخلوقم پناه نبرد كه بدانم قصدش ‍ همانست ، جز آنكه اسباب و وسائل آسمانها و زمين را از دستش ببرم زير پايش را فرو برم و بهر وادى هلاكتى افتد باك ندارم .  اصول كافى جلد 3 صفحه  103

حارث يا پدرش مغيره بامام صادق (ع ) عرض كرد: وصيت لقمان به پسرش گفت : از خداى عزّوجلّ چنان بترس كه اگر نيكى جن و انس را بياورى ترا عذاب كند، و بخدا چنان اميدوار باش كه اگر گناه جن و انس را بياورى بتو ترحم كند.
سپس امام صادق (ع ) فرمود: هيچ بنده مؤ منى نيست ، جز آنكه در دلش دو نور است : نور خوف و نور رجا كه اگر اين وزن شود از آن بيش نباشد و اگر آن وزن شود، از اين بيش نباشد. اصول كافى جلد  3 صفحه 109

حدیث هفته) 27/10/1386)

امام صادق (ع ) مى فرمود: هر كه از خدا بترسد، خدا همه چيز را از او بترساند و هر كه از خدا نترسد، خدا او را از همه چيز بترساند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 110

اسحاق بن عمار گويد: امام صادق (ع ) فرمود: اى اسحاق ! چنان از خدا بترس كه گويا ترا مى بيند، و اگر تو او را نبينى ، او تو را مى بيند، و اگر معتقد باشى او تو را نمى بيند كافر شوى و اگر بدانى و ترا مى بيند و سپس نافرمانى او آشكار كنى (با گناهكارى بمبارزه او روى ) او را پست ترين بينندگان خود دانسته ئى (زيرا هيچ بنده ئى در برابر چشم آقاى خويش ‍ چنين نافرمانى نكند).  اصول كافى جلد 3 صفحه 110

يكى از اصحاب گويد : به امام صادق (ع ) عرضكردم : مردمى هستند كه گناه مى كنند و مى گويند ما اميدواريم (به رحمت خدا) و همواره چنينند تا مرگشان فرا مى رسد (يعنى توبه هم نمى كنند ) ، حضرت فرمود : اينها مردمى باشند كه در ميان آرزوها ميلولند ، دروغ گويند ، اينها اميدوار نيستند ، هر كه به چيزى اميدوار باشد آنرا طلب كند ، و هر كه از چيزى بترسد از آن بگريزد ( اينها مى گويند : به خدا اميدوار و از عذابش مى ترسيم ، ولى به خدا پشت كرده و به موجبات عذابش كه گناهان است رو مى آورند ). اصول كافى جلد 3 صفحه 110

مردى گويد بامام صادق (ع ) عرضكردم : گروهى از دوستان شما مرتكب گناهان مى شوند و مى گويند: ما اميدواريم ، فرمود: دروغ گويند، دوست ما نيستند، آنها مردمى باشند كه آرزوها ايشان را باين سو و آن سو برد، هر كه بچيزى اميدوار باشد، در راه رسيدن بآن كار كند، و هر كه از چيزى ترسد از آن بگريزد. اصول كافى جلد  3 صفحه 111

امام صادق (ع ) فرمود: همانا قسمتى از عبادت ترس از خداى عزّوجلّ است ، خدا مى فرمايد (تنها بندگان دانشمند خدا از او مى ترسند، 28 سوره 35) و نيز خداى جل ثناؤ ه فرمايد: (از مردم نترسيد و از من بترسيد، 44 سوره 5) و باز خداى تبارك و تعالى فرمايد: (هر كه از خدا پروا كند، برايش راه نجاتى مقرر دارد، 2 سوره 65) و امام صادق (ع ) فرمود: حب جاه و شهرت در دل ترسان و بيمناك نباشد (پس كسيكه از خدا ترسد، حب رياست و شهرت ندارد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 111

امام صادق (ع ) مى فرمود: آنچه از خطبه هاى پيغمبر حفظ شده اينستكه فرمود: اى مردم شما نشانه هايى داريد (از قرآن سنت و عقل ) به نشانه هاى خود رسيد، و شما را پايانى است (و آن كمال استعداد و قابليت شما و رسيدن به بهشت و رضوان خداست ) بپايان خود برسيد، همانا مؤ من در ميان دو ترس كار مى كند: ميان زمانيكه از عمرش گذشته ، و نمى داند خدا با او چه مى كند (آمرزيده است يا معاقب ) و ميان زمانيكه از عمرش باقى مانده و نمى داند، خدا درباره او چه حكم مى كند (كى مى ميرد و چه پيش آمدى برايش مى كند).
پس بنده مؤ من بايد از خود براى خود (يعنى بايد خود را در طاعت و عبادت بزحمت اندازد تا سودش در آخرت خود كسب كند و در جوانيش پيش از سالخوردگى و در زندگيش پيش از مرگ . سوگند بآنكه جان محمد در دست اوست . كه پس از گذشت از دنيا عذرخواهى و توبه ممكن نيست و بعد از دنيا خانه ئى جز بهشت و دوزخ نباشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 113

حدیث هفته) 4/11/1386)

امام صادق (ع ) درباره قول خداى عزوجل : (و براى آنكه از مقام پروردگارش ترسد دو بهشت است ، 46 سوره 55) فرمود: كسيكه بداند خدا او را ميبيند و آنچه گويد ميشنود و هر كار نيك و بديكه كند مى داند، و همين دانستن او را از كارهاى زشت بازدارد، كسى است كه از مقام پروردگارش ترسيده و ضمير خويش از هوس بازداشته است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 113

امام صادق (ع ) فرمود: مؤ من ميان دو ترس قرار دارد: 1 گناهيكه انجام داده و نمى داند خدا درباره او چه مى كند 2 عمرى كه باقى مانده و نمى داند چه مهالكى (گناهانى كه مايه هلاك او است ) مرتكب مى شود، پس هر صبح (و هر دم ) ترسانست و جز ترس اصلاحش نكند. (زيرا ترس موجب مى شود كه از گناهان گذشته توبه كند و در آينده بيشتر به طاعت و عبادت پردازد). اصول كافى جلد 3 صفحه  114

امام باقر (ع ) فرمود: در كتاب على عليه السلام ديديم كه رسولخدا صلى الله عليه و آله بالاى منبر خويش فرموده : سوگند به خداييكه جز او شايسته پرستشى نيست ، به هيچ مؤ منى هرگز خير دنيا و آخرت داده نشد، جز بسبب خوشبينيش به خدا و اميدواريش به او و حسن خلقش و باز ايستادن از غيبت مؤ منين و به خدائى كه جز او شايان پرستشى نيست ، خدا هيچ مؤ منى را بعد از توبه و استغفار عذاب نكند، مگر بسبب بدگمانيش به خدا و كوتاهى كردن نسبت به اميدوارى به او و بدخلقيش و غيبت نمودنش مؤ منين را، و به خدائى كه جز او شايان پرستشى نيست ، گمان هيچ مؤ منى نسبت به خدا نيكو نشود جز اينكه خدا همراه گمان بنده مؤ من خود باشد (هرگونه به او گمان برد، خدا با او رفتار كند) زيرا خدا كريم است و همه خيرات بدست اوست ، او حيا مى كند از اينكه بنده مؤ منش بدو گمان نيك برد و او خلاف گمان و اميد بنده رفتار كند، پس به خدا خوشبين باشيد و به سويش رغبت كنيد. اصول كافى جلد 3 صفحه 115

سفيان بن عيينه گويد: شنيدم امام صادق (ع ) فرمود : حسن ظن بخدا اين است كه : به غير خدا اميدوار نباشى و جز از گناهت نترسى . اصول كافى جلد 3 صفحه 116

امام باقر (ع ) فرمود: رسولخدا (ص ) در حجة الوداع سخنرانى كرد و فرمود : اى مردم ! بخدا چيزى نبود كه شما را به بهشت نزديك و از دوزخ دور كند جز آنكه بدان دستورتان دادم ، و چيزى نبود كه شما را به دوزخ نزديك و از بهشت دور كند، جز آنكه از آن نهيتان كردم .
همانا جبرئيل در دلم افكند كه هيچكس نميرد تا روزيش را كامل گيرد، از خدا بپرهيزيد و در طلب روزى آرام باشيد (حريص نباشيد و خود را بزحمت نيفكنيد) و دير رسيدن روزى شما را وادار نكند كه آنرا از راه حرام جوئيد، زيرا آنچه نزد خداست جز بوسيله اطاعتش بدست نيايد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 118

حدیث هفته) 11/11/1386)

جابر گويد: امام باقر (ع ) بمن فرمود: اى جابر! آيا كسيكه ادعاء تشيع ميكند، اوو را بس است كه از محبت ما خانواده دم زند؟! به خدا شيعه ما نيست ، جز آنكه از خدا پروا كند و او را اطاعت نمايد، اى جابر! ايشان شناخته نشوند، جز با فروتنى و خشوع و امانت و بسيارى ياد خدا و روزه و نماز و نيكى به پدر و مادر و مراعات همسايگان فقير و مستمند و قرضداران و يتيمان و راستى گفتار و تلاوت قرآن و بازداشتن زبان از مردم ، جز از نيكى آن ها، و آنها امانت نگهدار فاميل خويش باشند.
جابر گويد عرضكردم : يا ابن رسول الله ما امروز كسى را داراى اين صفات نميشناسيم ، فرمود: اى جابر! براههاى مختلف مرو، آيا براى مرد كافى است كه بگويد : من على را دوست دارم و از او پيروى ميكنم و با وجودئ اين فعاليت دينى نكند ؟! پس اگر بگويد : من رسول خدا (ص ) را دوست دارم رسولخدا (ص ) كه بهتر از على عليه السلام است سپس از رفتار او پيروى نكند و بستنش عمل ننمايد، محبتش بپيغمبر باو هيچ سودى ندهد، پس از خدا پروا كنيد براى آنچه نزد خداست عمل كنيد، خدا با هيچكس خويشى ندارد، دوست ترين بندگان خداى عزوجل (و گراميترينشان نزد او) با تقواترين و مطيع ترين آنهاست .
اى جابر! بخدا جز با اطاعت بخداى تبارك و تعالى تقرب نميتوان جست . و همراه ما برات آزادى از دوزخ نيست و هيچكس بر خدا حجت ندارد، هر كه مطيع خدا باشد دوست ما و هر كه نافرمانى خدا كند دشمن ماست ولايت ما جز با عمل كردن بورع بدست نيايد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 118

امام صادق (ع ) فرمود: چون روز قيامت شود، دسته ئى از مردم برخيزند و بيايند و در بهشت را بكوبند، بآنها گويند: شما كيستيد ؟ گويند : ما اهل صبريم ، بآنها گويند: بر چه صبر كرديد؟ گويند: بر اطاعت خدا و از نافرمانى او صبر كرديم ، خداى عزوجل فرمايد : راست گويند : ايشانرا ببهشت در آوريد و همين است قول خداى عزوجل (همانا صابران اجر خود را بدون حساب بدست آورند، 10 سوره 39).  اصول كافى جلد 3 صفحه 119

امام باقر (ع ) فرمود: اميرالمؤ منين صلوات الله عليه ميفرمود: علمى كه با تقوى همراه باشد كم نيست ، چگونه عمل پذيرفته كم است ؟ با آنكه خدايتعالى فرمايد: انما يتقبل الله منالمتقين يعنى خدا فقط عمل مردم با تقوى را ميپذيرد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 120

عمر بن سعيد گويد: به امام صادق (ع ) عرضكردم : من جز چند سال يكبار شما را ملاقات نكنم ، بمن چيزى بفرما كه آنرا داشته باشم ، فرمود : ترا سفارش ميكنم بتقواى خدا و ورع و كوشش و بدانكه كوششى كه در آن ورع نباشد سود ندهد. ( تقوى ترك محرمات است و ورع ترك شبهات و اجتهاد (كوشش ) سعى در طاعات و عبادات . )  اصول كافى جلد 3 صفحه 121

امام باقر (ع ) فرمود: سخت ترين عبادت ورع است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 122

امام صادق (ع ) فرمود : كوشش بدون ورع سود نبخشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 122

حدیث هفته) 18/11/1386)

امام باقر (ع ) فرمود: خداى عزوجل فرمايد: از آنچه برتو حرام شده اجتناب كن تا با ورعترين مردم باشى . اصول كافى جلد 3 صفحه 122

حفص بن غياث گويد : از امام صادق (ع ) پرسيدم ، مرد با ورع كيست ؟ فرمود: آنكه از حرامهاى خداى عزوجل دورى گزيند. اصول كافى جلد 3 صفحه 123

ابو اسامه گويد: شنيدم امام صادق (ع ) ميفرمود: بر تو باد به تقواى خدا و ورع و كوشش و راستى گفتار و اداء امانت و حسن خلق و نيكى با همسايه ، و مردم را با غير زبان بمذهب خود دعوت كنيد (يعنى رفتار شما شيعيان بايد طورى باشد كه مخالفينتان بگرويدن مذهب شما مايل شوند) و زينت ما باشيد و ننگ ما نباشيد،
و بر شما باد بطول دادن ركوع و سجود، زيرا چون يكى از شما ركوع و سجود را طول دهد، شيطان از پشت سرش بانگ زند و بگويد: اى واى ، كه اين اطاعت كرد و من نافرمانى و اين سجده كرد و من سرپيچى (هنگام بسجده در برابر آدم ماءمور گشتم ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 123

عمر بن سعيد بن هلال گويد: به امام صادق (ع ) عرضكردم : مرا سفارشى كن : فرمود: ترا سفارش ميكنم بتقواى خدا و ورع و كوشش و بدانكه كوشش بدون ورع سود نبخشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 124

ابوالصباح كنانى گويد، امام باقر عليه السلام فرمود: ما را با ورع يارى كنيد، زيرا هر كسى از شما خداى عزوجل را با ورع ملاقات كند، براى او نزد خدا گشايشى باشد و خداى عزوجل ميفرمايد: (آنها كه خدا و رسولش را  اطاعت كنند، همدم پيغمبران و صديقان و شهيدان و نيكانى باشند كه خدا نعمتشان داده ، و چه خوب رفيقانى هستند : 69 سوره 4 ) و پيغمبر از ماست و صديق از ماست و نيكان از ما هستند.   اصول كافى جلد 3 صفحه 124

امام صادق (ع ) فرمود : ما شخصى را مؤ من ندانيم تا آنكه از همه امر ما پيروى كند و خواهان آن باشد ( یعنی پیروی از اهلبیت (ع) کنیم و این پیروی لقلقه زبانمان نباشد ) ، همانا ورع از جمله پيروى امرما و خواستن آنست ، پس خود را بآن زينت دهيد. خدا شما را بيامرزد و بوسيله ورع بر دشمنان ما غلبه كنيد ( آنها را در تنگنا گذاريد ) خدا بشما رفعت بخشد. اصول كافى جلد 3 صفحه124

حدیث هفته) 25/11/1386)

امام صادق (ع ) فرمود : با غير زبان خويش مردم را (به كيش و مذهب خود) دعوت كنيد ، مردم بايد ورع و كوشش و نماز و خير شما را ببينند ، اينها خود دعوت كننده باشند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 124

امام باقر (ع ) فرمود: خدا بچيزى بهتر از عفت شكم و فرج عبادت نشده است . اصول كافى جلد 3 صفحه 125

امام باقر (ع) : بهترين عبادت عفت و شكم و فرج است . اصول كافى جلد 3 صفحه 125

امام صادق (ع ) مى فرمايد : اميرالمؤ منين صلوات الله عليه ميفرمود : بهترين عبادت عفت است . اصول كافى جلد 3 صفحه 125

مردى به امام باقر (ع ) عرضكرد: من عملم ضعيف و روزه ام اندك است . ولى اميدوارم جز حلال نخورم ، امام فرمود: چه كوششى از عفت شكم و فرج بهتر است . اصول كافى جلد 3 صفحه 125

رسول خدا (ص ) فرمود: بيشتر چيزى كه امتم را به دوزخ در آرد ، دو ميان خالى است ، يعنى شكم و فرج .  اصول كافى جلد 3 صفحه 126

رسولخدا (ص ) فرمود: پس از خود بر امتم از سه چيز ميترسم : گمراهى بعد از معرفت و فتنه هاى گمراه كننده و شهوت شكم و فرج .  اصول كافى جلد 3 صفحه 126

امام صادق (ع ) درباره قول خداى عزوجل (و براى آنكه از مقام پروردگارش ترسد دو بهشت است ، 46 سوره 55) فرمود: هر كه بداند خداى عزوجل او را ميبيند و هر چه ميگويد و ميكند از خيرو شر ميشنود (آگاهست ) و همين دانش ‍ او را از كارهاى زشت باز دارد، كسى است كه از مقام پروردگارش ترسيده و خود را از هوس باز داشته است . اصول كافى جلد 3 صفحه 126

امام باقر (ع ) فرمود: هر چشمى روز قيامت گريانست ، جز سه چشم : چشمى كه در راه خدا شب را بيدار باشد و چشمى كه از ترس خدا گريان شود و چشمى كه از محرمات خدا بسته شود. اصول كافى جلد 3 صفحه 126

حدیث هفته) 2/12/1386)

امام صادق (ع ) فرمود: در ضمن آنچه خداى عزوجل با موسى (ع ) مناجات فرمود، اين بود كه : اى موسى ! تقرب جويندگان بمن بچيزى مانند پرهيز از محرماتم تقرب نجسته اند. همانا من اقامت در بهشتهاى جاودانه را بآنها اجازه دهم و ديگرى را با آنها شريك نسازم (يعنى بهشتهاى عدن مختص پرهيزكاران از محرماتست ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 127

امام صادق (ع ) فرمود، سخت تر چيزيكه خدا بر خلقش واجب ساخته ، ذكر بسيار خداست ، مقصود گفتن سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اكبر نيست ، اگر چه اين هم از جمله ذكر است ، بلكه مقصود ياد آوردن خداست در آنچه حلال و حرام فرموده كه اگر طاعت خداست عمل كند و اگر معصيت است ترك نمايد. ( ذکر بسیار خدا یعنی هنگام برخورد با کاری که حرام است توقف کرده و انجام ندهیم )  اصول كافى جلد 3 صفحه 127

امام صادق (ع ) از قول رسولخدا (ص ) فرمايد: هر كه گناهى را بواسطه ترس از خداى تبارك و تعالى ترك كند، خدا او را در روز قيامت خوشنود گرداند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 128

على بن الحسين صلوات الله عليهما فرمود: هر كه بدانچه خدا بر او واجب ساخته عمل كند، از جمله بهترين مردمست . اصول كافى جلد 3 صفحه 128

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: بواجبات عمل كن تا پرهيزگارترين مردم باشى .  اصول كافى جلد 3 صفحه 129

امام صادق (ع ) فرمود: خداى تبارك و تعالى فرمايد: بنده من با چيزى محبوبتر از انجام آنچه بر او واجب كرده ام ، بدوستى من نگرايد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 129

امام باقر (ع ) فرمود: چيزى نزد خداى عزوجل دوست تر از عمليكه ادامه داشته باشد نيست ، اگر چه اندك باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه129

على بن الحسين صلوات الله عليهما فرمود: كسى كه بدانچه خدا بر او واجب ساخته عمل كند عابدترين مردمست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 132

حدیث هفته) 9/12/1386)

امام صادق (ع ) فرمود: بنده مؤمن فقير مى گويد : پروردگارا بمن (مال و ثروت ) روزى كن تا از احسان و راههاى خير چنين و چنان كنم . (مسجد بسازم و اطعام دهم و به بينوايان كمك كنم ) و چون خداى عزوجل بداند نيتش صادق است و راست مى گويد، براى او همان اجر و پاداش را مى نويسد كه اگر انجام داد مى نوشت ، همانا خدا وسعت بخش ‍ و كريم است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 135

امام صادق (ع ) فرمود: اهل دوزخ از اين رو در دوزخ جاودان باشند كه نيت داشتند اگر در دنيا جاودان باشند هميشه نافرمانى خدا كنند و اهل بهشت از اين رو در بهشت جاودان باشند كه نيت داشتند اگر در دنيا باقى بمانند هميشه اطاعت خدا كنند، پس اين دسته و آن دسته بسبب نيت خويش جاودانى شدند، سپس قول خدايتعالى را تلاوت نمود: (بگو هركس طبق طريقه خويش عمل مى كند، 79 سوره 17) فرمود: يعنى طبق نيت خويش .  اصول كافى جلد 3 صفحه 136

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: همانا براى هر عبادتى شور و جنبشى است و سپس بسستى و آرامش گرايد، پس هر كه شور و جنبش عبادتش بسوى سنت من باشد هدايت شده و هر كه خالفت سنت مى كند، گمراه گشته و عملش بهلاكت كشد، همانا من نماز مى گزارم و مى خوابم و روزه مى گيرم و افطار مى كنم و مى خندم و مى گريم و هر كه از طريقه و روش من رو بگرداند از من نيست .
و فرمود: براى موعظه و پند مرگ كافى است و براى بى نيازى يقين كافى است و براى مشغول بودن عبادت بس است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 136

امام صادق (ع ) فرمود: هر كسى را شور و جنبشى است و هر شور و جنبشى ، سستى و آرامشى در پى دارد، خوشا حال آنكه آرامشش بسوى خير باشد.  اصول كافى جلد3 صفحه 137

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: همانا اين دين محكم و متين است ، پس با ملايمت در آن در آئيد و عبادت خدا به بندگان خدا با كراهت تحميل نكنيد تا مانند سوار درمانده ئى باشيد كه نه مسافت را پيموده و نه مركبى بجا گذاشته (يعنى بواسطه زيادى سرعت ، مركبش در بين راه از رفتار باز مانده و توضيح اين روايت از مثاليكه امام (ع ) در روايت 1523 بيان فرمود روشن مى گردد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 137

حنان بن سدير گويد: شنيدم امام صادق (ع ) مى فرمايد: چون خداى عزوجل بنده ئى را دوست دارد و او عمل كوچكى انجام دهد، خدا او را پاداش بزرگى دهد و به عمل كم پاداش زياد دادن بر او بزرگ و سنگين نيايد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 137

امام صادق (ع ) فرمود: من در طواف بودم كه پدرم بر من گذشت ، من جوان بودم و در عبادت كوشا پدرم مرا ديد كه عرق از من سرازير است بمن فرمود اى جعفر اى پسر جان ! همانا چون خدا بنده اى را دوست دارد، او را به بهشت در آورد و با عمل اندك از او راضى شود.  اصول كافى جلد 3 صفحه 138

مجلسى (ره ) گويد : چون خدا بنده ئى را بسبب عقايد و اخلاق نيك و رعايت شرايط عمل كه يكى از آنها تقوى است دوست دارد او را به بهشت ببرد، و حاصل اخبارى كه در اين باب رسيده اين است كه : سعى و كوشش ‍ در كيفيت عمل بهتر ازسعى در كميت آن است و سعى در تصحيح عقايد و اخلاق مهمتر از سعى در بسيارى عمل  است .

حدیث هفته) 16/12/1386)

امام صادق (ع ) فرمود: صبر سر ايمان است . اصول كافى جلد 3 صفحه 140

اگر ايمان را به انسانى تشبيح كنيم صبر به منزله سر آن انسان و اخلاق و صفات ديگر ايمانى به منزله اعضاء و جوارح ديگر است واين تشبيح و يا از لحاظ قوم و ثبات صفات حميده به صفت صبر است ، چنانكه از حديث بعد اين معنى استفاده مى شود.

امام صادق (ع ) فرمود: صبر نسبت به ايمان مانند سر است نسبت به تن ، كه چون سر برود تن همن مى رود همچنين اگر صبر برود ايمان مى رود. اصول كافى جلد 3 صفحه 140

ابو بصير گويد شنيدم امام صادق (ع ) مى فرمود: آزاد مرد در همه حال آزاد مرد است اگر گرفتارى برايش پيش آيد، صبر كند، و اگر مصيبتها بر سرش ريزد، او را شكسته نكند، اگر چه اسير شود و مغلوب گردد و سختى جانشين آسايشش ‍ شود، چنانكه يوسف صديق امين صلوات الله عليه را بردگى و مغلوبيت و اسارت زيان نبخشيد و تاريكى و ترس چاه و آنچه بر سرش آمد زيانش نزد تا خدا بر او منت گذارد و ستمگر سرگش را بنده او كرد بعد از آنكه مالك او بود خدا او را به رسالت فرستاد و بسبب او به امتى رحم كرد، صبر اين چنين است ، و خير در پى دارد، پس شكيبا باشيد و دل به شكيبايى دهيد تا پاداش ببينيد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 142

امام باقر (ع ) فرمود: بهشت در ميان ناگواريها و شكيبائى است پس هر كه در دنيا بر ناگواريها صبر كند به بهشت رود و دوزخ در ميان لذتها و شهوتهاست ، پس هر كه هر لذت و شهوتى را كه دلش خواهد بخود رساند بدوزخ در آيد.   اصول كافى جلد 3 صفحه 143

امام صادق عليه اسلام فرمود: چون مؤ من داخل قبر شود، نماز طرف راست و زكاة جانب چپ باشد و احسان بر سرش سايه افكند و صبر در طرفى دور از آنها باشد، چون دو فرشته اى كه متصدى سؤ ال از او هستند بر او وارد شوند، صبر بنماز و زكاة و احسان گويد: مواظب رفيق خود باشيد، اگر درمانده شديد من حاضرم .  اصول كافى جلد 3 صفحه 143

امام صادق عليه السلام فرمود: اميرالمؤ منين صلوات الله عليه به مسجد آمد، در مسجد مردى را ديد اندوهگين و غمناك است به او فرمود: تو را چه شده ؟ عرض كرد: اى امير مؤ منان ؛ به مصيبت پدر (و مادر) و برادر گرفتار شده ام و مى ترسم دق كنم . اميرالمؤ منين (ع ) فرمود: تقواى خدا و شكيبائى پيشه كند تا فردا بر شكيبائى در آئى (پاداش آن را ببينى ) و صبر در كارها مانند سر است نسبت به تن ، چون سر از تن جدا شود بدن فاسد گردد، و چون صبر از كارها جدا شود، كارها فاسد شود.  اصول كافى جلد 3 صفحه 143

حدیث هفته) 23/12/1386)

اميرالمؤ منين صلوات الله عليه فرمود : صبر بر دو گونه است : صبر در مصيبت كه نيكو و زيباست و نيكوتر از آن صبر و خوددارى از چيزيستكه خداى عزوجل آن را بر تو حرام كرده .
و ذكر نيز بر دو گونه است : ذكر خداى عزوجل هنگام مصيبت و بهتر از آن ذكر ياد خداست در آنچه بر تو حرام كرده ، تا مانع تو شود.   اصول كافى جلد 3 صفحه 144

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: زمانى براى مردم پيش آيد كه سلطنت جز بوسيله كشتن و ستمگرى بدست نيايد و ثروت جز با عصب و بخل پيدا نشود و دوستى جز بوسيله بيرون بردن دين و پيروى هوس بدست نيايد، پس ‍ كسيكه به آن زمان برسد و بر فقر صبر كند، به آنكه بر ثروت توانائى داشته و بر دشمنى مردم صبر كند با آنكه بر دوستى توانا باشد (يعنى بتواند از راه از دست دادن دين و پيروى هوس جلب دوستى كند، ولى نكند) و بر ذلت صبر كند، با آنكه بر عزت توانا باشد، خدا ثواب پنجاه صديق از تصديق كنندگان مرا به او بدهد.    اصول كافى جلد 3 صفحه 144

امام باقر عليه السلام فرمود: چون وفات على بن الحسين عليهماالسلام فرا رسيد مرا به سينه خود چسبانيد و فرمود: پسر جان ، تو را به چيزى سفارش مى كنم كه پدرم هنگام وفاتش بمن سفارش كرد و گفت پدرش او را به آن وصيت فرموده است : اى پسر جان بر حق صبر كن اگر چه تلخ باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 145

امام باقر عليه السلام فرمود: صبر دو گونه است : صبر بر بلا كه خوب و نيكو است ، ولى بهترين اين دو صبر، پرهيز از محرمات است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 145

امام صادق عليه السلام فرمود : هركس از مؤ منين به بلائى گرفتار شود و صبر كند برايش اجر هزار شهيد باشد.   اصول كافى جلد 3 صفحه 146

امام صادق (ع ) درباره قول خداى عزوجل فرمود: (شما كه ايمان داريد، صبر كنيد و با صبر غلبه جوئيد فرمود: بر مصيبتها صبر كنيد.
و در روايت ابن ابى يعفور است كه فرمود: با صبر بر مصيبتها غلبه كنيد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 146

امام صادق (ع) فرمود : اگر صبر پيش از بلا آفريده نشده بود مؤ من مى تركيد. چنانكه تخم مرغ روى سنگ خارا مى تركد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 147

حدیث هفته) 1/1/1387)

امام صادق (ع ) يا امام باقر عليهما السلام فرمود : كسي كه صبر را براى مصيبتهاى روزگار آماده نكند ، ناتوان گردد.   اصول كافى جلد 3 صفحه 148

امام صادق (ع ) فرمود : ما بردباريم و شيعيان ما از ما بردبارتر. راوى گويد : عرضكردم : چگونه شيعيان شما از شما بردبارترند ؟ فرمود : زيرا ما بر آنچه ميدانيم صبر ميكنيم و شيعيان ما بر آنچه نميدانند صبر ميكنند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 148

يعنى ما هر بلا و مصيبتى را پيش از آمدنش ميدانيم ، ولى بر سر شيعه ناگهان و ندانسته وارد مى شود، از اينرو تحملش براى آنها دشوارتر است و يا اينكه ما ثوابى را كه خدا بصابران ميدهد و حكمت مصيبت ديدن مردم و رفعت درجه و مقام را بسبب صبر بخوبى ميدانيم . بدينجهت صبر كردن بر ما گواراترست تا بر شيعيان ما كه اين مطالب را چون ما نميدانند.

رسولخدا (ص) فرمود : خورنده سپاسگزار  اجرش  مانند  روزه  دار  خدا جوست ، و تندرست  شكر گزار اجرش مانند اجر گرفتار صابر است و عطا كننده سپاسگزار اجرش مانند اجر محروم قانع است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 148

امام صادق (ع ) فرمود: در تورات نوشته است : كسيكه بتو نعمت داد سپاس گزار و بكسيكه از تو سپاسگزارى كرد نعمتش ده ، زيرا با سپاسگزارى نعتها نابود نگردد ، و با ناسپاسى پايدار نماند ، سپاسگزارى مايه افزايش نعمت است و ايمنى از دگرگونى .   اصول كافى جلد 3 صفحه 149

شنيدم امام صادق (ع ) ميفرمود : سه چيز است كه هيچ چيز با وجود آنها زيان نرساند : دعاء هنگام گرفتارى و آمرزش ‍ خواهى هنگام گناه و سپاسگزارى هنگام نعمت .  اصول كافى جلد 3 صفحه 150

امام صادق (ع ) فرمود : بكسيكه سپاسگزارى دادند ، افزايش دادند خداى عزوجل فرمايد : (اگر شكر كنيد ، افزايشتان دهيم ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 150

امام صادق  (ع )  فرمود : هر كه خدا باو نعمتى دهد و او آن را از دل بفهمد ، شكرش را ادا كرده است . اصول كافى جلد 3 صفحه 152

حدیث هفته) 8/1/1387)

امام صادق (ع ) فرمود : مرسوم رسولخدا صلى الله عليه و آله اين بود كه هرگاه امرى شادمانش ميساخت ، ميفرمود، خدا را شكر بر اين نعمت و چون پيش آمدى ميكرد كه اندوهگين مينمود ميفرمود، خدا را شكر در هر حال .   اصول كافى جلد 3 صفحه 153

امام باقر (ع ) فرمود: چون شخصى گرفتار و دردمندى را ديدى ، بنحوى كه او نشنود (و دل شكسته نگردد) سه بار بگو: حمد خدائى را كه مرا از آنچه ترا مبتلى ساخته معاف داشت و اگر ميخواست ميكرد، و سپس فرمود: هر كه اين را بگويد آن بلا باو نرسد.    اصول كافى جلد 3 صفحه153

رسولخدا (ص ) فرمود : چون گرفتارانرا ديديد ، خدا را شكر كنيد ( از این جهت که شما به آن گرفتاری مبتلا نشده اید ) و بآنها نشنوانيد (آهسته بگوئيد) زيرا اندوهگينشان ميسازد.   اصول كافى جلد  3 صفحه 154

امام صادق (ع ) فرمود: در ضمن آنچه خداى عزوجل بموسى عليه السلام وحى فرمود اين بود:
اى موسى : مرا چنانكه سزاوار است شكر گزار، عرضكرد: پروردگارا! ترا چگونه چنانكه سزاوار است شكر گزارم ، در صورتيكه هر شكرى كه ترا نمايم ، آن هم نعمتى است كه تو بمن عطا فرموده ئى ؟ فرمود: اين موسى ! اكنون كه دانستى آن شكر گزاريت هم از من است ، مرا شكر كردى (چنانكه سزاوار من است .)   اصول كافى جلد 3 صفحه 155

رسولخدا (ص ) فرمود: هر كه با خدا راست باشد (يعنى دل و زبان و ظاهرش و باطنش موافق باشد) نجات يابد (چنانكه جانب نوح (ع ) دعائيرا كه بزبان ميگفت ، دلش هم باور داشت ، از اينرو نجات يافت ، با آنكه در ميان گروهى منكر و بى دين گرفتار بود).  اصول كافى جلد 3 صفحه 156

امام باقر (ع ) فرمود كاملترين مردم از لحاظ ايمان خوشخلق ترين آنهاست(البته اخلاق خوشی که ضد خدا نباشد ، اخلاق خوش این نیست که هر خلافی را که دیگران کردند تایید کنیم و خنده ای بکنیم ) . اصول كافى جلد 3 صفحه 156

حضرت ابی عبدالله (ع) : چهار چيز در هر كه باشد ايمانش كاملست ، واگر سر تا پايش گناه باشد، نقصى باو نرساند، و آنها راستگوئى ورد امانت و حیا و حسن خلق است.  اصول كافى جلد 3 صفحه 157

رسولخدا (ص ) فرمود : بيشتر چيزى كه امتم را ببهشت ميبرد ، تقواى خدا ( اجتناب از گناه ) و حسن خلق است . اصول كافى جلد 3 صفحه157

امام صادق (ع ) فرمود : نيكوكارى و حسن خلق خانه ها را آباد كند و بر عمرها بيفزايد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 157

رسولخدا (ص ) فرمود : خوشروئى كينه دل را ميبرد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 162

حدیث هفته) 15/1/1387)

امام صادق (ع ) فرمود: سه چيز است كه هر كه يكى از آنها را نزد خدا برد، خدابهشت را براى او واجب كند: انفاق در حال تنگدستى و خوشروئى براى همه مردم و انصاف دادن از خود (يعنى حق را بگويد اگرچه بر زيان او باشد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 161

امام صادق (ع ) فرمود: بروزه و نماز مردم گول نخوريد ، زيرا بسا انسان بنماز و روزه شيفته ميشود تا آنجا كه اگر ترك كند بهراس افتد، ولى آنها را براستگوئى واداء امانت بيازمائيد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 162

امام صادق (ع ) فرمود: هر كه زبانش راست باشد كردارش پاك است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 163

ربيع بن سعد گويد : امام باقر عليه السلام به من فرمود : اى ربيع ، همانا مرد راست ميگويد، تا اينكه خدا او را صدّيق (بسيار راستگو) مينويسد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 164

امام صادق (ع ) ميفرمود: بنده راست ميگويد، تا آنجا كه نزد خدا از راستگويان نوشته ميشود و دروغ ، ميگويد تا آنجا كه نزد خدا از دروغگويان نوشته مى شود، پس چون (بنده اول ) راست گويد، خداى عزوجل فرمايد: راست گفت و خوب كرد و چون (بنده دوم ) دروغ گويد، خداى عزوجل فرمايد دروغ گفت و بدكارى كرد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 164

امام صادق (ع ) فرمود: مردم را بغير زبان (بلكه با كردار) خود به خير و نيكو كارى دعوت كنيد، مردم بايد كوشش در عبادت و راستگوئى و پرهيزكارى شما را ببينند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 164

امام صادق (ع ) فرمود: هر كه زبانش راست شد، عملش پاك گشت ، پس هر كه حسن نيت داشته باشد روزيش زياد شود و هر كه با خانواده اش خوشرفتارى كند، عمرش دراز شود.  اصول كافى جلد  3 صفحه 165

امام صادق (ع ) فرمود: بطول دادن ركوع و سجود مرد ننگريد، زيرا بآن عادت گرفته و اگر ترك كند، وحشتش گيرد، ولى براستى گفتار و اداء امانتش بنگريد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 165

حدیث هفته) 22/1/1387)

امام صادق (ع ) فرمود: حيا از ايمان و ايمان در بهشت است (پس شخصى با حيا در بهشت است ). اصول كافى جلد 3 صفحه 165

امام صادق (ع ) فرمود: هر كس كم رو باشد، كم دانش است ( زيرا از پرسيدن شرم ميكند و مشكلات علميش حل نميشود ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 165

امام صادق (ع ) فرمود: ايمان ندارد كسيكه حيا ندارد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 166

رسولخدا (ص ) فرمود: هرك چهار خصلت داشته باشد و از سر تا پا غرق گناهان باشد، خدا آنها را بحسنات تبديل كند: راستگوئى و حيا و خوشخلقى و سپاسگزارى .  اصول كافى جلد 3 صفحه 166

رسولخدا (ص ) فرمود: شما را به بهترين اخلاق دنيا و آخرت رهبرى نكنم ؟ پيوستن به كسى كه از تو بريده و بخشيدن بكسى كه محرومت ساخته و گذشتن از كسى كه بتو ستم كرده است .  اصول كافى جلد  3 صفحه 167

على بن الحسين (ع ) فرمود : چون روز قيامت شود ، خداى تبارك و تعالى پيشينيان و پسينيان را در يك سرزمين گرد آورد، سپس يك منادى فرياد كشيد: اهل فضل كجايند؟ جماعتى از مردم برخيزند فرشتگان ايشانرا استقبال كنند و گويند: فضل شما چه بوده ؟ گويند: ما به كسيكه از ما ميبريد ميپيوستيم و به آنكه ما را محروم ميكرد عطا ميكرديم و از كسيكه بما ستم مينمود، در ميگذشتيم ، سپس به آنها گويند راست گفتيد داخل بهشت شويد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 167

رسولخدا (ص ) فرمود: بر شما باد بگذشت ، زيرا گذشت جز عزت بنده را نيفزايد، از يكديگر بگذريد تا خدا شما را عزيز كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 167

حضرت ابوالحسن (ع ) فرمود: هر دو گروهى كه برابر شوند (بجنگ يكديگر برخيزند) آنكه گذشتش بيشتر است نصرت يابد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 169

حدیث هفته) 29/1/1387)

سه چيز است كه خدا بوسيله آن جز عزت مرد مسلمان را نيفزايد : گذشت از كسيكه به او ستم كرده و بخشيدن به آنكه محرومش ساخته و پيوست ، با آنكه از او بريده است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 169

امام صادق (ع ) فرمود: نيكو جرعه ايست خشم براى كسى كه بر آن صبر كند، زيرا پاداش بزرگ در برابر بلاى بزرگست ، و خدا مردمى را كه دوست دارد ، گرفتارشان سازد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 169

امام صادق (ع ) فرمود: فرو خوردن خشم از دشمن در زمان دولت و اقتدار آنها، تقيه و احتياطى است براى كسيكه دور انديشى كند، و بمعرض بلاى دنيا در نيايد، و مخاصمه نمودن و دشنام دادن دشمنان در زمان اقتدار آنها بدون مراعات تقيه ، ترك دستور خداست ، پس با مردم مدارا كنيد تا عمل شما نزد آنها بزرگ و فربه شود (از شما به نيكى ياد كنيد) و با آنها دشمنى مكنيد كه بر گردن خود سوارشان كنيد و خوار و زبون گرديد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 170

امام صادق (ع ) فرمود: هيچ بنده اى خشمى فرو نخورد، جز آنكه خداى عزوجل عزت او را در دنيا و آخرت بيفزايد، و همانا خداى عزوجل فرمايد: (و آنها كه خشم خود فرو خورنند واز مردم بگذرند، و خدا نيكوكارانرا دوست داد، 128 سوره 3 ) و خدا او را بجاى فرور خوردن خشمش اين پاداش دهد (يعنى او را دوست دارد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 170

امام صادق (ع ) مى فرمود: هر كه خشمى را فرو خورد كه بتواند آن را اعمال كند (و از طرف خود انتقام بگيرد ( ولی به خاطر رضای خدا خشم خود را فرو برد و انتقام نگیرد )، خدا روز قيامت دلش را از رضاى خود پر كند.    اصول كافى جلد 3 صفحه 170

رسولخدا (ص ) فرمود: خدا هيچگاه كسى را به سبب جهل عزيز نساخته و به سبب بردبارى ذليل نداشته است .   اصول كافى جلد 3 صفحه 173

 امام صادق عليه السّلام فرمود : چون ميان دو نفر نزاعى در گيرد، دو فرشته فرود آيند و به آن كه سفيه و بي خرد است گويند : هر چه خواستى گفتى ، خودت لايق آنچه گفتى هستى ، و كيفر گفتار تو را خواهى ديد. و به بردبار گويند: صبر كردى و حلم نمودى، اگر حلمت را به پايان رسانى، خدا ترا می ‏آمرزد، سپس فرمود: ولى اگر شخص بردبار جواب او را پس دهد ، آن دو فرشته بالا روند.   اصول كافی جلد 3  صفحه 174

ابو على جوانى گويد : امام صادق (ع ) را ديدم انگشت بالاى لبهاى شريفش گذاشته و به غلامش سالم ميفرمايد: اى سالم زبانت را نگه دار تا سالم بمانى و مردم را بر دوش ما سوار مكن ( يعنى از فضائل و مناقب ما آنچه خلاف تقيه است به مردم مگو تا بر ما نشورند ).   اصول كافى جلد 3 صفحه 175

مردى بحضرت ابوالحسن (ع ) عرضكرد: مرا سفارشى نما، فرمود: زبانت را نگهدار تا عزيز باشى و افسار خود را بدست مردم مده كه خوار و زبون شوى .  اصول كافى جلد 3 صفحه 175

حدیث هفته) 5/2/1387)

امام صادق (ع ) فرمود: لقمان به پسرش گفت : پسر جان اگر خيال كنى سخن ( گفتن ) از نقره است ، بدانكه خاموش بودن ( سخن نگفتن ) از طلا است. اصول كافى جلد 3 صفحه 175 ( البته موقعی نباید سخن بگوییم که معصیتی بدنبال آن سخن باشد ولی وقتی که با سخن گفتن درست در موقع مناسب می توانیم کسی را امر به معروف و نهی از منکر کنیم ، اگر سخن نگوییم ، خیانت کرده ایم ) 

رسولخدا فرمود: زبانت را نگهدار، زيرا نگهدارى زبان صدقه ايست كه بخود ميدهى (چون خاموشى تو را از بلا نگهدارد ) سپس فرمود: هيچ بنده اى حقيقت ايمان را نشناسد، تا برخى از ايشان را نگهدارد (و تنها آنچه را به سود دنيا يا آخرتش باشد رها كند و بگويد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 176

امام صادق (ع ) درباره قول خداى عزوجل : (مگر كسانى را كه به آنها گفته شد دستهاى خود را نگهداريد، نديدى ، 77 سوره 4 ) فرمود: يعنى زبان خود را نگهداريد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 176

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود، نجات مؤ من درنگهداشتن زبانش باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 176

ابوبصير گويد: شنيدم امام باقر (ع ) فرمود: ابوذر رحمة الله مى گفت اى دانشجو همانا اين زبان كليد خير و كليد شر است ، پس همچنانكه بر طلا و نقره ات مهر مى زنى ، بر زبانت هم مهر بزن.   اصول كافى جلد 3 صفحه 176

امام صادق (ع ) فرمود: حضرت عيسى عليه السلام مى فرمود: بجز ذكر خدا سخن بسيار نگوئيد، زيرا كسانيكه بجز ذكر خدا سخن بيهوده گويند، دلهاشان سخت است و نمى دانند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 176

امام صادق (ع ) فرمود: روزى نيست جز آنكه هر عضوى از اعضاى تن در برابر زبان فروتنى كنند و بگويند: ترا بخدا مبادا بسبب تو عذاب بينيم .  اصول كافى جلد 3 صفحه 176

مردى خدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: يا رسول الله ! مرا سفارشى كن ، فرمود: زبانت را نگهدار. گفت : يا رسول الله ! مرا سفارشى كن فرمود: زبانت را نگهدار، گفت يا رسول الله ! مرا سفارشى كن فرمود : زبانت را نگهدار واى بر تو! آيا مردم را جز درو شده هاى زبانشان ( نتیجه گفتارهای ناشایستشان  )  برو در آتش اندازد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 177

رسولخدا (ص ) فرمود: خدا زبان را عذابى كند كه هيچ يك از اعضاء را آن عذاب نكرده باشد، زبان گويد: پروردگارا مرا عذابى نمودى كه چيز ديگر را چنان عذاب ننمودى ؟ باو گفته شود تو يك جمله گفتى كه بمشارق و مغارب زمين رسيد و بوسيله آن خون محترم ريخته شد و مال محترم غارت شد و فرج محترم دريده شد، به عزت و جلالم سوگند تو را عذابى كنم كه هيچيك از اعضاء ديگر را آنگونه عذاب نكرده باشم .  اصول كافى جلد 3 صفحه 177

حدیث هفته) 12/2/1387)

امام رضا عليه السلام ميفرمود: هرگاه مردى از بنى اسرائيل ميخواست عبادت كند، ده سال پيش از آن خاموشى ميگزيد. (يعنى سخن بيهوده نميگفت و فكر خود را متوجه علوم و معارف دينى مينمود و سپس بتعليم و هدايت ميپرداخت ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 178

رسول خدا (ص ) فرمود : هر كه محل سخنش را از كردارش بيند (يعنى سخنش را از كردارش شمارد و آنرا بيشتر از هر كارش داند) سخن گفتنش كم شود، مگر درباره آنچه برايش سودمند باشد. اصول كافى جلد 3 صفحه 178

امام صادق (ع ) فرمود : در حكمت آل داود (كتاب زبور) است كه : بر عاقل لازمست كه بوضع زمان خود آشنا باشد، سر گرم كار خود بوده ، زبانش را حفظ كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 178

امام صادق (ع ) فرمود : بنده مؤ من تا زمانيكه خاموش باشد. نيكوكار نوشته ميشود و چون سخن گويد: نيكوكار يا بدكردار نوشته شود.  اصول كافى جلد 3 صفحه 178

امام صادق (ع ) فرمود رسولخدا (ص ) فرمود : سازگارى با مردم نصف ايمانست و نرمى با آنها نصف زندگى است .
سپس امام صادق (ع ) فرمود : با نيكان در پنهان آميزش كنيد و با بدكاران در آشكار و بر آنها حمله نكنيد كه بر شما ستم كنند، زيرا فرمانى براى شما پيش آيد كه از دينداران نجات نيابد، جز آنكه را مردم ابلهش دانند و خود او هم آماده باشد و تحمل كند كه باو گويند ابله و بيعقل است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 180

امام باقر عليه السلام فرمود : براى هر چيزى قفلى است (كه آنرا بدو نگهدارند) و قفل ايمان نرمى ملاطفت است . (چه آنكه هر كس نرمى را از دست دهد و خشم و قهر و خشونت پيش گيرد، ناچار باعمالى دست زند كه ايمانش از دست برود).  اصول كافى جلد 3 صفحه 180

رسولخدا (ص ) فرمود : هيچ دو نفرى با هم رفاقت و همدمى نكنند، جز آنكه نرميش با رفيقش بيشتر است ، نزد خداى عزوجل پاداشش بزرگتر و محبوبيتش بيشتر است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 184

امام صادق (ع ) مى فرمود : همانا دو فرشته در آسمان بر بندگان گماشته شده اند، كه هر كس براى خدا تواضع كند، او را بالا برند و هر كه تكبر كند پستش كنند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 185

امام صادق (ع ) فرمود : رسول خدا صلى الله عليه و آله يك شب پنجشنبه براى افطار در مسجد قبا بود، و فرمود: آيا آشاميدنى هست ؟ اوس بن خولى انصارى قدحى از شير مسكه برگرفته با عسل آميخته خدمتش آورد، چون بدهان گذاشت و چشيد، كنارش زد و فرمود: دو نوشابه ايست كه با يكى از آنها از ديگرى بى نيازى حاصل مى شود، من اينرا نمى آشامم و تحريم نمى كنم ، ولى براى خدا تواضع مى كنم زيرا هر كه براى خدا تواضع كند، خدايش بلند گرداند و هر كه تكبر كند، خدايش پست كند، و هر كه در زندگى اقتصاد ورزد، خدا روزيش بخشد، و هر كه ولخرجى كند، خدا محرومش سازد، و هر كه بسيار بياد مرگ باشد خدا او را دوست دارد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 185

داود حمار نيز همينگونه از امام صادق (ع ) نقل كرده و چنين فرموده : هر كه از خدا بسيار ياد كند، خدا او را در بهشتش ‍ زير سايه خود گيرد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 186

حدیث هفته) 19/2/1387)

امام صادق (ع ) فرمود: از تواضع است كه در نشستن به پائين مجلس راضى باشى و به هركه برخورى سلام كنى و مجادله را ترك كنى ، اگر چه حق با تو باشد ، و دوست نداشته باشى كه ترا بتقوى بستايند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 186

امام صادق (ع ) فرمود: خداى عزوجل به موسى (ع ) وحى فرمود كه : اى موسى ! آيا مى دانى چرا از ميان همه مخلوقم ترا براى سخن گفتن با خود برگزيدم ؟ عرضكرد: پروردگارا براى چه بود؟ خداى تبارك و تعالى باو وحى كرد كه : اى موسى من بندگانم را زير و رو كردم (بررسى كامل نمودم ) در ميان آنها كسى را از تو فروتن تر نديدم . اى موسى ! تو چون نماز مى گزارى چهره خويش روى خاك يا گفت روى زمين مينهى .    اصول كافى جلد 3 صفحه 187

امام صادق (ع ) فرمود: على بن الحسين صلوات الله عليهما گذرش بر جذاميان افتاد، حضرت سوار الاغش بود و آنها صبحانه مى خوردند. امام را به صبحانه دعوت كردند، فرمود: اگر روزه نمى داشتم مى پذيرفتم ، و چون بمنزلش رفت ، دستور فرمود غذايى لذيذ و خوب بسازند، سپس براى صبحانه از آنها دعوت كرد و خود هم با آنها صبحانه خورد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 187

امام صادق (ع ) فرمود: از تواضع است كه مرد در جائى نشيند كه پائين تر از مقام و شرف او باشد. اصول كافى جلد 3 صفحه 187

امام صادق (ع ) فرمود: در آنچه خداى عزوجل بداود وحى فرمود، اين بود: اى داود چنانكه نزديكترين مردم بخدا متواضعانند، دورترين مردم از خدا هم متكبرانند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 188

امام رضا عليه السلام فرمود: تواضع اينستكه بمردم دهى آنچه را مى خواهى بتو دهند (با آنها چنان رفتار كنى كه مى خواهى با تو رفتار كنند).
و در حديث ديگر گويد: بحضرت عرضكردم : حد تواضع كه چون بنده آنرا بجا آورد متواضع است چيست ؟ تواضع را درجاتى است : برخى از آنها اينستكه انسان قدر خود را بشناسد و با دلى سالم خود را بجايگاه خويش نشاند، و دوست نداشته باشد كه بسوى كسى رود، مگر چنانچه بسويش آيند (با مردم چنانكه با او رفتار كنند، رفتار كند) اگر بدى بيند آنرا با نيكى بپوشاند، فرو خورنده خشم است ، و از مردم مى گذرد، خدا هم نيكوكاران را دوست دارد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 189

امام صادق (ع ) فرمود: هر كه براى خدا دوست دارد و براى خدا دشمن دارد و براى خدا عطا كند، از كسانيكه ايمانش ‍ كامل است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 189

امام صادق (ع): از محكمترين دست آويزهاى ايمان اينستكه : براى خدا دوست بدارى و براى خدا دشمن بدارى و براى خدا عطا كنى و براى خدا دريغ دارى .  اصول كافى جلد 3 صفحه 189

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: دوستى مؤ من با مؤ من براى خدا از بزرگترين شعبه هاى ايمانست ، همانا هر كه براى خدا دوستى كند و براى خدا دشمنى كند و براى خدا عطا و براى خدا دريغ كند از برگزيدگان خداست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 189

امام صادق (ع ) فرمود: كسانيكه براى خدا با يكديگر دوستى مى كنند، روز قيامت بر منبرهاى نور مى باشند، نور چهره و نور تن و نور منبرهايشان همه چيز را روشن كند، بدرجه ايكه بآن معرفى شوند، و گفته شود: اينان دوستى كنان براى خدايند.    اصول كافى جلد 3 صفحه 190

فضيل بن يسار گويد: از امام صادق (ع ) پرسيدم : آيا حب و بغض از ايمان است ؟ فرمود: مگر ايمان چيزى غير از حب و بغض است ؟ سپس اين آيه را تلاوت فرمود: (خدا ايمان را محبوب شما كرد و آنرا در دل شما بياراست و كفر و نافرمانى و عصيان را ناپسند شما كرد. آنانند هدايت يافتگان ، 7 سوره 49).  اصول كافى جلد 3 صفحه 190

حدیث هفته) 26/2/1387)

رسول خدا صلى الله عليه و آله به اصحابش فرمود: كداميك از دستاويزهاى ايمان محكمتر است ؟ گفتند: خدا و رسولش داناترند، و بعضى از آنها گفتند : نماز و برخى گفتند : زكاة و بعضى گفتند: روزه و برخى گفتند: حج و عمره و بعضى گفتند : جهاد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر يك از اينها را كه گفته فضيلتى است ، ولى جوابش ‍ پرسش من نيست . محكمترين دستاويزهاى ايمان دوستى براى خدا و دشمنى براى خدا و پيروى اولياء خدا و بيزارى از دشمنان خداست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 190

على بن الحسين عليهما السلام فرمود: چون خداى عزوجل همه مردم را گرد آورد (در روز قيامت ) يك جارچى برخيزد و بآوازيكه مردم بشنوند گويد: دوستى كنان براى خدا كجائيد؟ جماعتى از مردم برخيزند، بآنها گفته شود بدون حساب بسوى بهشت رويد.
فرشتگان به آنها برخورند و گويند: كجا؟ گويند: بسوى بهشت بدون حساب ، گويند شما چه صنفى از مردميد؟ گويند: ما دوستى كنان براى خدائيم ، گويند: اعمال شما چه بوده ؟ گويند: براى خدا دوستى مى كرديم و براى خدا دشمنى مى ورزيديم گويند: چه خوبست پاداش اهل عمل !.  اصول كافى جلد 3 صفحه 191

امام صادق (ع ) فرمود: سه چيز از علامات مؤ من است : شناختن خدا و شناختن دوستان و دشمنان خدا.  اصول كافى جلد 3 صفحه 192

امام باقر (ع ) فرمود: هر گاه خواهى بدانى در تو خيرى هست ، بدلت نگاه كن ، اگر اهل طاعت خدا را دوست و اهل معصيت خدا را دشمن دارد، در تو خير است و خدا هم ترا دوست دارد، و اگر اهل طاعت خدا را دشمن و اهل معصيت خدا را دوست دارد و در تو خير نيست و خدا دشمنت دارد، و هر كسى همراه دوست خود است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 192

امام صادق (ع ) فرمود: گاهى دوستى براى خدا و رسولش باشد و گاهى براى دنيا، پس آنچه براى خدا و رسولش ‍ باشد، ثوابش بر خداست و آنچه براى دنيا باشد هيچ نيست (ثوابى ندارد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 193

امام صادق (ع) : دو مؤ من هرگز با هم برخورد نكنند، جز آنكه برادرش را بيشتر دوست دارد، بهتر است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 193

امام صادق (ع ) فرمود: كسيكه بدنيا زاهد و بى رغبت باشد، خدا حكمت را در قلبش بر جا دارد و زبانشرا بآن گويا سازد، و او را به عيبهاى دنيا و درد و دوايش بينا گرداند، و او را از دنيا سالم بيرون كند و ببهشت دارالسلام درآورد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 193

امام صادق (ع ) فرمود: همه خير در خانه ئى نهاده شده و كليدش را زهد و بى رغبتى بدنيا قرار داده اند.
سپس فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: مرد شيرينى ايمانرا در قلبش نمى يابد، تا آنكه باكش نباشد كه چه كسى دنيا را در خورد.
آنگاه امام صادق (ع ) فرمود: شناختن شيرينى ايمان بر دلهاى شما حرامست ، تا بدنيا بى رغبت شود. اصول كافى جلد 3 صفحه 194

مردى از على بن الحسين عليهما السلام درباره زهد پرسيد، فرمود زهد ده چيز است ، (و درجاتى دارد) بالاترين درجه زهد پست ترين درجه ورع و بالاترين درجه ورع پست ترين درجه يقين و بالاترين درجه يقين پست ترين درجه رضاست ، همانا تمام زهد در يك آيه از كتاب خداى عزوجل است : (تا بر آنچه از دست شما رفته افسوس نخوريد و بآنچه بشما رسيده شادى نكنيد، 23 سوره 57) اصول كافى جلد 3 صفحه 194

روزى پيغمبر صلى الله عليه و آله اندوهگين بيرون رفت ، فرشته ايكه كليدهاى خزانه هاى زمين دستش بود، نزد او آمد و گفت : اى محمد: اينها كليدهاى خزانه هاى زمين است . پروردگارت بتو مى گويد: باز كن و هر چه خواهى از زمين برگير، بدون آنكه چيزى از مقامت نزد من كاسته شود.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: دنیا خانه كسى است كه خانه ندارد، و آنكه عقل ندارد براى دنيا جمع مى كند، فرشته گفت : سوگند بآنكه ترا بحق مبعوث ساخته ، من اين سخن را از فرشته ئى در آسمان چهارم شنيدم ، زمانيكه ، كليدها را بمن دادند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 195

حدیث هفته) 2/3/1387)

امام صادق (ع ) فرمود: چون خدا خير بنده ئى را خواهد، او را نسبت بدنيا بى رغبت و نسبت بدين دانشمند كند، و بعيوب دنيا بينايش سازد، و بهر كه اين خصلتها داده شود، خير دنيا و آخرت داده شده ، و فرمود: هيچ كس حق را در راهى بهتر از زهد دنيا نجسته است و آن ضد مطلوب دشمنان حق است. راوى گويد: عرضكردم : قربانت ، آنها از چه راه ميجويند؟ فرمود: از رغبت بدنيا. و فرمود آيا شخص پر صبر كريمى نيست ؟ همانا دنيا چند روز اندكست ، همانا حرامست بر شما كه مزه ايمان چشيد جز آنكه نسبت بدنيا بى رغبت شويد.
و شنيدم امام صادق (ع ) مى فرمود: چون مؤمن از دنيا كنار كشد، رفعت پيدا كند و شيرينى محبت خدا را دريابد، و نزد اهل دنيا ديوانه نمايد، در صورتيكه شيرينى محبت خدا بآنها آميخته شده كه بچيز ديگر مشغول نشوند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 196

ابوعبيده خزاء گويد: بامام باقر (ع ) عرضكردم : حديثى بمن بفرما كه از آن سود برم فرمود: اى ابا عبيده ، بسيار ياد مرگ كن ، زيرا شخصى از مرگ بسيار ياد نكند، جز آنكه بدنيا بى رغبت شود.  اصول كافى جلد 3 صفحه 198

امام باقر (ع ) فرمود: فرشته ئى هر روز فرياد مى كشد: آدمى زاد براى مردن بزاى و براى نابودى گردآور و براى خراب شدن بساز.  اصول كافى جلد 3 صفحه198

از على بن الحسين پرسيدند، كدام عمل نزد خداى عزوجل بهتر است ؟ فرمود: هيچ عملى بعد از معرفت خداى عزوجل و رسولش بهتر از بغض دنيا نيست ، و براى آن شعبه هاى بسياريست و براى گناهان (نافرمانيهاى خدا) شعبه هاى بسياريست :
نخستين نافرمانى كه خدا را نمودند تكبر بود و آن نافرمانى شيطان بود، زمانيكه سرپيچى و گردن فرازى كرد و از كافران گشت .
و ديگر حرص است كه نافرمانى آدم و حوا بود، زمانيكه خداى عزوجل بآنها فرمود: (از هر چه خواهيد بخوريد ولى باين درخت نزديك مى شود كه از ستمكاران باشيد، 25 سوره 2) پس آدم و حوا چيزى را گرفتند كه بدان احتياج نداشتند، و اين خصلت تا روز قيامت در ذريه آنها رخنه كرد، از اينرو بيشتر آنچه را آدميزاد مى طلبيد بدان احتياج ندارد.
و ديگر حسد است كه نافرمانى پسر آدم (قابيل ) بود، زمانيكه به برادرش (هابيل ) حسد برد و او را كشت ، و از اين نافرمانيها دوستى زنان و دوستى دنيا و دوستى رياست و دوستى استراحت و دوستى سخن گفتن و دوستى سرورى و ثروت منشعب گشت ، و اينها هفت خصلت است كه همگى در دوستى دنيا گرد آمده اند، از اينرو پيغمبران و دانشمندان بعد از شناختن اين مطلب گفتند: دوستى دنيا سر هر خطا و گناهست و دنيا دو گونه است : دنياى رساننده و دنياى ملعون (يعنى دنيايكه انسانرا بطاعت و قرب خدا مى رساند بقدر كفاف است كه آن ممدوح و پسنديده است و دنيايكه بيش از مقدار كفاف و زيادتر از احتياجست كه آن مايه لعنت و دورى از رحمت خداست ). اصول كافى جلد 3 صفحه 197

امام صادق (ع ) فرمود: ابوذر رضى الله عنه در سخنرانى خود مى گفت : اى دانش جو! گويا هيچ چيز دنيا چيزى نبوده ، جز آنچه خوبش بمردم سود بخشند و شرش زيان ، مگر آنكه را خدا ترحم كند (و او را بيامرزد) اى دانشجو! مبادا اهل بيت و مال دنيا ترا از خودت باز دارند، كه تو روزيكه از آنها جدا شوى مانند ميهمانى باشى كه شب را با آنها خوابيده و صبح نزد ديگران رفته ئى و دنيا و آخرت مانند منزلى است كه از يكى بديگرى منتقل شوى و ميان مردن و از گور برخاستن جز مانند خوابيدن و بيدار شدن نيست ، اى دانشجو! براى ايستادن در برابر خداى عزوجل طاعتى پيش ‍ فرست ، زيرا بعملت پاداش بينى و چنانكه كنى ، جزا يابى ، اى دانشجو!.  اصول كافى جلد 3 صفحه 201

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: مرا با دنيا چكار؟ حكايت من و دنيا حكايت سواريست كه در روز گرمى درختى برايش بپا شده و او در زير آندرخت خواب قيلوله (كوتاهى ) نموده ، سپس كوچ كرده و درخت را واگذاشته است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 202

امام باقر (ع ) فرمود: حكايت شخص حريص بدنيا، حكايت كرم ابريشم است كه هر چه بيشتر بر خود تند، راه بيرون آمدنش دورتر شود تا آنكه از غصه بميرد.
و امام صادق (ع ) فرمود: در آنچه لقمان پسرش را موعظه كرد اين بود كه : پسر جان ! مردم پيش از تو براى فرزندان خود اموالى گرد آوردند، ولى نه آن اموال گرد آمده باقى ماند و نه اولادى كه براى آنها گرد آوردند. و همانا تو بنده مزدورى باشى كه بكار دستورات داده اند و اجرتى برايش وعده داده اند پس كارت را تمام كن و اجرتت را تمام بگير. و در اين دنيا مانند گوسفندى مباش كه در ميان زراعت سبزى افتاده و بخورد تا فربه شود و مرگش هنگام فربهيش باشد، بلكه دنيا را مانند پل روى نهرى دان كه بر آن مى گذرى و آنرا واميگذارى و تا پايان روزگار بسويش بر نمى گردى ، خرابش كن و آبادش مساز كه ماءمور بساختنش نيستى .
و بدانكه چون فرداى قيامت در برابر خداى عزوجل بايستى ، از چهار چيز پرسش شوى : 1 جوانيت را در چه راه پير كردى ؟ 2 عمرت را در چه راهى بسر بردى ؟ 3 مالت را از چه راه بدست آوردى ؟ 4 و در چه راه خرج كردى ؟ پس ‍ آماده اين مقام باش و پاسخش را تهيه كن ، و بر آنچه از دنيا از دستت رفت افسوس مخور، زيرا اندك دنيا را دوام و بقايى نيست و بسيارش از بلا ايمن نباشد، پس آماده و بر حذر باش و در كار خود كوشش كن و پرده (غفلت ) از چهره (دل ) بردار، و متوجه احسان پروردگارت (بسبب اعمال صالح ) باش ، و در دلت توبه را تازه دار، و در زمان فراغت بشتاب ، پيش از آنكه آهنگ تو شود و مرگت فرا رسد و ميان تو و خواسته هايت پرده افتد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 202

حدیث هفته) 9/3/1387)

امام صادق (ع ) فرمود: از مناجاتهاى خداى عزوجل با موسى عليه السلام اين بود كه اى موسى بدنيا تكيه مكن ، مانند تكيه كردن كسى كه آنرا پدر و مادر خود دانسته ، اى موسى : اگر ترا بخودت واگذارم كه بآن بنگرى ، محبت و رونق دنيا بر تو چيره شود، اى موسى در كار خير با اهلش مسابقه گذار و بر آنها پيشى گير، زيرا كار خير مانند اسمش (نيكو و پسنديده ) است ، و آنچه از دنيا را كه بدان احتياج ندارى رها كن . و بفريب خورندگان بدنيا و بخود واگذشتگان منگر، و بدانكه آغاز هر فتنه ئى محبت دنياست ، و بمال زياد هيچكس غبطه مبر، زيرا مال بسيار مايه گناه بسيار است ، نظر بحقوق واجبه ، و بحال كسيكه مردم از او خشنودند غبطه مبر، تا بدانى خدا هم از او خوشنود است و نيز بحال مخلوقى كه مردم از او اطاعت كنند غبطه مبر، زيرا اطعت و پيروى ناحق مردم از او باعث هلاكت او و پيروانش باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 203

امام صادق (ع ) فرمود در كتاب على صلوات الله عليه است كه : حكايت دنيا حكايت مار است ، كه چه اندازه اى سودنش نرم است و زهر كشنده در درون دارد، مرد عاقل از آن بپرهيزيد، و كودك نادان بسويش گرايد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 204

امام صادق (ع ) فرمود: دنيا مانند آب درياست كه هر چه شخص تشنه از آن بيشتر آشامد، تشنگيش بيشتر شود تا او را بكشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 205

امام باقر (ع ) فرمود: همانا خداى عزوجل ميفرمايد: بعزت و جلال و عظمت و علو و بلندى مقامم سوگند كه ، هيچ بنده اى خواست مرا بر خواست خود اختيار نكند، جز آنكه زندگيش را روبراه كنم (از تباهى نگهش دارم ) و آسمانها و زمين را ضامن روزيش سازم و خودم پشت سر تجارت هر تاجرى براى او باشم (يعنى دل تجار را متوجه او كنم تا با او داد و ستد كنند و سود برد يا آنكه خودم بجاى تجارت هر تاجرى باو سود رسانم ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 205

عمر و بن هلال گويد : امام باقر (ع ) فرمود: مبادا به بالا دست خود چشم بدوزى كه در اين باره آنچه خداى عزوجل به پيغمرش (ص) فرمود بس است : (از مالها و فرزندانشان خوشت نيايد و در شگفت نشوى ، 56 سوره 9 و فرمود: (ديدگان خويش را بآنچيزها كه رونق زندگى دنياست و بگروهى از ايشان بهره داده ايم نگران مساز، 131 سوره 20) و اگر درباره اين موضوع شك و ترددى يافتى ، زندگى رسولخدا (ص ) را بياد آور كه خوراكش جو و حلوايش خرما و آتش گيره اش شاخ درخت خرما بود اگر پيدا ميكرد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 206

امام صادق (ع ) فرمود: اميرالمؤ منين (ص) ميفرمود آدميزاد! اگر از دنيا بقدر كفايت خواهى اندك و سبكتر چيز دنيا ، كفايتت كند، (چنانكه پيغمبر (ص ) زندگى ميكرد)، و اگر بقدر كفايت نخواهى (و راضى نباشى ) هر چه در دنياست ، كافيت نباشد. (زيرا، هر كه بامش بيش برفش بيشتر، و هر كه مالش بيش حرصش بيشتر).  اصول كافى جلد 3 صفحه  207

امام صادق (ع ) فرمود: مردى از اصحاب پيغمبر (ص ) حال زندگيش سخت شد همسرش گفت : كاش خدمت پيغمبر (ص ) ميرفتى و از او چيزى ميخواستى ، مرد خدمت پيغمبر (ص ) و چون حضرت او را ديد فرمود: هر كه از ما سؤال كند باو عطا كنيم و هر كه بى نيازى جويد خدايش بى نيازش كند، مرد با خود گفت : مقصودش جز من نيست ، پس بسوى همسرش آمد و باو خبر داد.
زن گفت رسولخدا (ص ) هم بشر است (و از حال تو خبر ندارد) او را آگاه ساز، مرد خدمتش آمد و چون حضرت او را ديد فرمود: هر كه از ما سؤال كند باو عطا كنيم و هر كه بى نيازى جويد خدايش بى نيازش كند، و تا سه بار آنمرد چنين كرد.
سپس برفت و كلنگى عاريه كرد و بجانب كوهستان شده بالاى كوه رفت و قدرى هيزم بريد و بياورد و به نيم چارك آرد فروخت و آنرا بخانه برد و بخورد، فردا هم رفت و هيزم بيشترى آورد و فروخت و همواره كار ميكرد و اندوخته مينمود تا خودش كلنگى خريد، باز هم اندوخته كرد تا دو شتر و غلامى خريد و ثروتمندى و بى نياز گشت .
آنگاه خدمت پيغمبر (ص ) آمد و گزارش داد كه چگونه براى سؤال آمد و چه از پيغمبر (ص ) شنيد: پيغمبر (ص ) فرمود، من كه بتو گفتم : هر كه از ما سؤ ال كند باو عطا كنيم و هر كه بى نيازى جويد خدايش بى نياز كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 208

حدیث هفته) 16/3/1387)

امام باقر يا امام صادق (ع ) هر كه به آنچه خدا روزيش كند قانع باشد، بى نيازترين مردم است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 209

مردى به امام صادق (ع ) شكايت كرد كه طلب روزى ميكند و بدست ميآورد ولى قانع نميشود و نفسش با او براى کسب روزی بيشتر نزاع ميكند. عرضكرد : بمن چيزى بياموز كه از آن منتفع شوم ، امام فرمود: اگر روزی به اندازه كفايت بى نيازت كند، هر چه در دنيا هست بى نيازت نكند (چنانكه تشبيه دنيا به كرم ابريشم و آب دريا در سابق بيان شد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 209

اميرالمؤ منين (ع ) فرمود: هر كه از دنيا بمقدارى كه بسش باشد ، راضى شود ، كمترين چيز دنيا كفايتش كند و هر كه باندازه ايكه بسش باشد راضى نشود، چيزى از دنيا كفايتش نكند.  اصول كافى جلد  3 صفحه  209

رسولخدا (ص ) فرمود خوشا به حال آنكه مسلمان باشد و زندگيش بقدر كفاف ، و فرمود : بار خدايا به محمد و آل محمد و دوستان آنها پاكدامنى و بمقدار كفاف  روزى كن و به دشمنان محمد و آل محمد، مال و فرزند روزى كن .  اصول كافى جلد 3 صفحه 210

رسولخدا (ص ) به شُتر چرانى گذر كرد و كسى را فرستاد تا از او شير بخواهد شتربان گفت : آنچه در پستان شترانست صبحانه قبيله است و آنچه در ظرفهاست شام ايشانست ، رسولخدا (ص ) فرمود: خدايا مال و فرزندانش را زياد كن .
سپس به گوسفند چرانى گذر كرد و كسی را  فرستاد تا از او شير بگيرد، چوپان گوسفندها را دوشيد و هر چه در ظرف داشت ، در ظرف پيغمبر (ص ) ريخت و گوسفندى هم براى حضرت فرستاد و عرضكرد همين اندازه نزد ما بود، اگر بيشتر هم بخواهيد به شما ميدهيم .
رسولخدا (ص) فرمود: خدايا او را بقدر كفاف روزى ده ، يكى از اصحاب عرضكرد: يا رسول الله ! براى كسيكه ردت كرد، دعائى فرمودى كه همه آنرا دوست داريم و براى كسيكه حاجتت را روا كرد دعائى فرمودى كه همه ما ناخوش ‍ شديم .
رسولخدا (ص ) فرمود: آنچه كم باشد و كفايت كند، بهتر است از زياديكه دل را مشغول دارد ( یعنی پیغمبر (ص) با دعایی که در حق اولین کس کرد ، بیشتر شبیه نفرین بود ، زیرا کسی که روزی زیاد داشته باشد و خدا را فراموش کند ، سرگرم مال دنیا و شهوت رانی و خوش گذرانیهای باطل میشود و خدا و قیامت را فراموش میکند و با دستانی خالی از این دنیا میرود به آخرت ، ولی دعایی که در حق دومین کس کرد ، واقعا خیر و صَلاحش بود ، زیرا کسی که به قدر کفاف ثروت داشته باشد زندگی اش را با آبرو میگذراند و از یاد خدا هم به وسیله ثروت غافل نمیشود )  بار خدايا بمحمد و آل محمد بقدر كفاف روزى كن .  اصول كافى جلد 3 صفحه 210

امام صادق (ع ) فرمود: خداى عزوجل ميفرمايد: اگر بر بنده مؤمنم تنگ گيرم ، غمگين شود در صورتيكه اين تنگى او را بمن نزديكتر سازد و اگر بر بنده مؤ منم وسعت دهم شادمان گردد، در صورتيكه آن وسعت او را از من دورتر كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 211

رسولخدا (ص ) فرمود: خداى عزوجل فرمايد: رشك آورترين دوستانم نزد من بنده مؤ منى است كه بهره اى از شايستگى دارد، عبادت پروردگارش را نيكو انجام داده ، و خدا را در نهان عبادت كرده ، و در ميان مردم گمنام است و با انگشت باو اشاره نميشود، (مشهور و معروف نيست )
روزيش بقدر كفاف است و بر آن صبر ميكند، مرگش زود رسيده ، ميراثش كم و گريه كنندگانش كم اند.    اصول كافى جلد 3 صفحه 211

امام صادق (ع ) فرمود: روز خود را به كار خير آغاز كنيد، و در اول و آخر روز برفرشتگان گماشته خود نيكى املا كنيد (تا در اول و آخر روزنامه عمل شما نيكى نوشته شود) و در آن ميان براى شما آمرزش باشد انشاء الله .  اصول كافى جلد 3 صفحه 212

امام صادق (ع ) فرمود: پدرم ميفرمود: چون اراده كار خيرى كردى بشتاب ، زيرا نميدانى چه پيش ميآيد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 212

امام صادق (ع ) فرمود: چون اراده كار خيرى كردى تاءخيرش مينداز، زيرا بنده بقصد ثواب خدا در روز گرمى روزه ميگيرد، و همان سبب ميشود كه خدا او را از آتش دوزخ ميرهاند، و چيزى را كه مايه تقرب بخداى عزوجل است كوچك مشمار، اگر چه پاره اى خرمائى باشد (كه آنرا در راه خدا دهى ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 212

حدیث هفته) 23/3/1387)

امام باقر (ع ) فرمود: كسيكه قصد كار خيرى كند، بايد بشتابد، زيرا هر چه در آن تاءخير رود، شيطان را نسبت بآن مهلتى پيدا شود.  اصول كافى جلد 3 صفحه 213

امام صادق (ع ) فرمود: كيست كه برايم چهار چيز را در برابر چهار خانه در بهشت عهده دار شود: انفاق كن و از فقر مترس ، و سلام را در جهان منتشر كن و بحث و جدل را رها كن ! اگر چه حق با تو باشد، و خودت بمردم انصاف مده (تا محتاج داور ديگرى نباش ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 214

امام صادق (ع ) ميفرمود: سرور اعمال سه چيز است : انصاف دادن بمردم از خود، تا آنجا كه هر چه خشنودت كند مثلش را براى مردم بخواهى ، و مواسات نمودن با برادران در مال و ياد و خدا در هر حال و آن گفتن سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر فقط نيست ، بلكه هرگاه امر خدا عزوجل بتو رو آورد عمل كنى و چون نهى و باز داريش بتو رسد، ترك كنى .  اصول كافى جلد 3 صفحه 214

امام صادق (ع ) فرمود: سه كس روز قيامت از همه مخلوق بخداى عزوجل نزديكترند تا از حساب مردم فارغ شود: مرديكه قدرتش او را وادار نكند كه در خشم بر زير دستش ستم كند، و مرديكه ميان دو كس ميانجى شود، و باندازه جوى از يكى عليه ديگرى طرفدارى نكند، و مرديكه حق را گويد چه بسود يا زيانش باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 215

امام صادق (ع ) فرمود: مؤ من گرفتار نشده بچيزيكه بر او سخت تر باشد از سه خصلتى كه از آنها محروم شود (محروميت از اين سه خصلت براى مؤ من از هر چيزى سخت تر است ) عرض شد: آنها چه هستند؟ فرمود: 1 مواسات نسبت بدارائيش (با برادران دينيش ). 2 انصاف دادن از خود (يعنى حق را بگويد اگر چه بزيان او باشد). 3 بسيار ذكر خدا كردن .
آگاه باش ، من نميگويم : سبحان اللله و الحمد لله (و لا له الا الله ) است (يعنى ذكر خدا تنها گفتن اين كلمات نيست ) بلكه ياد كردن خداست هنگام حلال و حرام او (يعنى هنگام مواجهه با حلال و حرام . خدا را بياد آورد و حلال را كسب كند و حرام را ترك گويد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 216

عربى خدمت پيغمبر (ص ) آمد و حضرت بسوى جنگى ميرفت ، عرب ركاب شترش را گرفت و گفت : يا رسول الله ! بمن عملى آموز كه موجب رفتن بهشتم شود، فرمود هرگونه دوست دارى مردم با تو رفتار كنند، تو با آنها رفتار كن ، و هر چه را ناخوش دارى مردم را با تو كنند، با آنها مكن .  اصول كافى جلد 3 صفحه 216

امام صادق (ع ) فرمود: عدالت شيرين تر از آبى ست كه به لب تشنه رسد، عدالت چه گشايشى دارد زمانيكه در امرى عدالت شود، اگرچه كم باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 216

امام صادق (ع ) فرمود: از خدا پروا كنيد و عدالت ورزيد، زيرا خود شما از مردميكه عدالت نميورزند عيب ميگيريد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 217

امام صادق (ع) فرمود: عدالت شيرينتر از عسل و نرمتر از كره و خوشبوتر از مشك است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 217

رسولخدا (ص ) فرمود: كسيكه در مالش با فقير مواسات كند و بمردم از خود انصاف دهد، او مؤ من حقيقى است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 218

حدیث هفته) 30/3/1387)

امام صادق (ع ) فرمود: عدالت شيرين تر از آبى است كه به جگر سوخته رسد، چه گشايشى است در عدالت ، زمانيكه در امرى عدالت شود اگر چه كم باشد.    اصول كافى جلد 3 صفحه 218

امام صادق (ع ) فرمود: شرافت مؤمن به شب زنده دارى و عزتش به بى نيازيش از مردمست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 218

على بن الحسين صلوات الله عليهما فرمود: تمام خير و نيكى را ديدم كه در بريدن طمع از دست مردم است ، و هر كه هيچ اميدى بمردم نداشته باشد و امرش را در هر كارى بخداى عزوجل واگذارد، خداى عزوجل در هر چيزى او را اجابت كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 219

امام صادق (ع) : چون يكى از شما خواهد هر چه از پروردگارش سؤ ال كند، باو عطا كند، بايد از مردم ماءيوس شود، و اميدى جز بخدا نداشته باشد، چون خداى عزوجل اين را از دلش داند، هر چه از خدا خواهى باو عطا كند.    اصول كافى جلد 3 صفحه 219

امام صادق (ع ) ميفرمود: حاجت خواستن از مردم موجب سلب عزت و رفتن حيا گردد، نوميدى از آنچه دست مردمست ، موجب عزت مؤ من است در دينش ، و طمع فقريست حاضر و آماده .  اصول كافى جلد 3 صفحه 219

امام رضا (ع ) فرمود: مرديكه سه سال از عمرش باقى مانده صله رحم ميكند، خدا عمرش را 30 سال قرار ميدهد و خدا هرچه خواهد ميكند ( البته صله رحمی و رفت و آمدی که در آن معصیت خدا نباشد ) .  اصول كافى جلد 3 صفحه 221

امام صادق (ع ) فرمود: صله اءرحام خلق را نيكو و دست را با سخاوت و نفس را پاكيزه و روزى را زياد كند و اجل را تاءخير اندازد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 221

امام باقر (ع ) فرمود: صله رحم خلق را نيكو و دست را باز و نفس را پاكيزه و روزى را زياد كند و مرگ را پس ‍ اندازد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 223

امام صادق (ع ) فرمود: صله رحم و خوشرفتارى با همسايه ، شهرها را آباد و عمرها را زياد كنند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 223

رسول خدا (ص ) فرمود: چيزى كه ثوابش از همه چيز زودتر رسد، صله رحم است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 223

اميرالمؤ منين صلوات الله عليه فرمود: با ارحام خود بپيونديد اگر چه با سلام كردن باشد، كه خداى تبارك و تعالى فرمايد: از خدائيكه به نام وى درخواست كنيد و نيز از بريدن خويشاوندى ها پروا كنيد كه خدا مراقب شماست ، 2 سوره 4. ( البته اگر خویشاوندان دین درستی ندارند باید از آنها برید )  اصول كافى جلد 3 صفحه 226

امام صادق (ع ) ميفرمود: صله رحم و احسان را آسان كنند و از گناهان نگهدار شوند، پس صله رحم كنيد و ببرادران خود احسان نمائيد، اگر چه بوسيله سلام كردن خوب و جواب سلام دادن باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 229

امام صادق (ع) : صله رحم اعمال را پاك و اموال را بسيار و حساب را آسان كند و بلا را بِزُدايد و روزى را زياد كند. ( البته صله رحمی و رفت و آمدی که در آن معصیت خدا نباشد )  اصول كافى جلد 3 صفحه 229

حدیث هفته) 6/4/1387)

ابو ولاد حناط گويد: از امام صادق (ع ) پرسيدم خداى عزوجل كه فرمايد: (و بپدر و مادر احسان كنيد، 23 سوره 17) اين احسان چيست ؟ فرمود: احسان اينستكه : با آنها نيكو معاشرت كنى و آنها را مجبور نكنى كه چيزيرا كه احتياج دارند از تو بخواهند، اگر چه بى نياز باشند (بلكه بايد اظهار نكرده وظيفه خود را انجام دهى ) مگر خداى عزوجل نميفرمايد: (هرگز به نيكى نرسيد، مگر از آنچه دوست داريد انفاق كنيد، 92 سوره 3).
سپس امام صادق (ع ) فرمود: و اما قول خداى عزوجل : (اگر يكى از ايشان يا هر دو آنها نزد تو به پيرى رسيدند، بآنها اف مگو و تنديشان مكن ، 23 سوره 17) يعنى اگر دلتنگت كردند بآنها اف مگو و اگر ترا زدند با آنها تندى مكن ، و فرمود: (و بآنها سخنى شريف و بزرگوار بگو) يعنى اگر ترا زدند بگو: خدا شما را بيامرزد اينست سخن شريف تو و فرمود: (و از روى مهربانى براى آنها جنبه افتادگى پيش آور) يعنى ديدگانت را به آنها خيره مكن ، بلكه با مهربانى و دلسوزى به آنها بنگر، و صدايت را از صداى آنها بلندتر مكن و دستت را بالاى دست آنها مگير و بر آنها پيشى مگير.  اصول كافى جلد 3 صفحه 230

امام صادق (ع ) مى فرمود: مردى نزد پيغمبر (ص ) و عرض كرد: يا رسول الله مرا سفارشى كن ، فرمود: چيزيرا بخدا شريك مساز اگرچه به آتش سوخته شوى و شكنجه بينى ، همواره دلت بايمان محكم باشد، و پدر و مادرت را فرمان بر و با آنها نيكى كن ( البته اطاعت از پدر و مادر در معصیت خدا جایز نیست و نباید در معصیت خدا از پدر و مادر اطاعت کرد )   ، زنده باشند يا مرده و اگر دستور دادند خاندان و مالت را كنار گذار، اين كار را بكن كه از ايمانست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 230

منصور بن حازم گويد: به امام صادق (ع ) عرض كردم : چه اعمالى بهتر است ؟ نماز در وقت و نيكى با پدر و مادر و جهاد در راه خداى عزوجل .  اصول كافى جلد 3 صفحه 231

موسى بن جعفر (ع ) فرمود: مردى از رسولخدا (ص ) پرسيد: حق پدر بر فرزندش چيست ؟ فرمود: او را بنامش نخواند و جلوش راه نرود و پيش از او ننشيند و باعث دشنام او نشود (كارى نكند كه مردم پدرش را دشنام دهند).  اصول كافى جلد 3 صفحه 231

امام صادق (ع ) فرمود: مردى از شما را چه مانع مى شود كه بپدر و مادرش نيكى كند، زنده باشند يا مرده ، كه از جانب آنها نماز بخواند و صدقه دهد و حج گذارد و روزه بگيرد، تا آنچه كرده ثوابش از آنها باشد و مانند آن هم براى خود او و تا خداى عزوجل بوسيله احسان و صله او خير و فراوانى برايش زياد كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 232

معمر بن خلاد گويد: بامام رضا عليه السلام عرضكردم : هر گاه پدر و مادرم مذهب حق را نشناسند دعاشان كنم ؟ فرمود: براى آنها دعا كن و از جانب آنها صدقه بده ، و اگر زنده باشند و مذهب حق را نشناسند با آنها مدارا كن ، زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خدا مرا برحمت فرستاده نه به بى مهرى و نافرمانى .  اصول كافى جلد 3 صفحه 232

مردى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرضكرد: يا رسول الله ؟ من بجهاد علاقه دارم و نسبت بآن با نشاطم ، پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: پس در راه خدا جهاد كن كه اگر كشته شوى نزد خدا زنده خواهى بود و روزى داده شوى و اگر بميرى پاداشت بعهده خدا باشد، و اگر (از ميدان جنگ ) باز گردى ، از گناهان پاك شوى مانند روزيكه متولد شده اى .
عرضكرد: يا رسول الله ! من پدر و مار پيرى دارم كه بگمان خود بمن انس گرفته اند و از رفتنم بجهاد كراهت دارند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: در اينصورت ملازم پدر و مادرت باش . سوگند بآنكه جانم در دست اوست : ماءنوس بودن يكشبانه روز آنها با تو از جهاد يكسال بهتر است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 233

حدیث هفته) 13/4/1387)

ابراهيم بن شعيب گويد : به امام صادق (ع ) عرضكردم : پدرم بحدى پير و ناتوان شده كه او را براى قضاى حاجت به توالت مى بريم ، فرمود: اگر توانى خودت در اين كاراو را کمک كنى بكن و خودت برايش لقمه كن تا سپر آتش فردايت باشد (تا فردا تو را ببهشت ببرد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 236

مردى به امام صادق (ع ) عرضكرد: پدر و مادر من مخالف مذهب شيعه مى باشند، حضرت فرمود با آنها خوشرفتارى كن ، چنانكه با مسلمانهاى دوست ما خوشرفتارى مى كنى .  اصول كافى جلد 3 صفحه  236

امام باقر (ع ) فرمود: سه چيز است كه خداى عزوجل نسبت به مخالفت با آنها رخصت نفرموده : برگرداندن امانت به نيكوكار و بدكردار و وفاء به پيمان و عهد  نسبت به نيكوكار و بدكردار و خوشرفتارى با پدر و مادر، نيكوكار باشند يا بدكردار.  اصول كافى جلد 3 صفحه 236

امام صادق (ع ) فرمود: مردى خدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله آمد و از حضرت راجع به خوش رفتارى با پدر و مادر پرسيد. حضرت فرمود: با مادرت خوشرفتارى كن ، با مادرت خوشرفتارى كن ، با مادرت خوشرفتارى كن . با پدرت خوشرفتارى كن ، با پدرت خوشرفتارى كن ، با پدرت خوشرفتارى كن ، و مادر را پيش از پدر ذكر فرموده .  اصول كافى جلد 3 صفحه 236

جابر گويد: مردى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرضكرد: من جوانى با نشاطم و جهاد را دوست دارم ولى مادرى دارم كه نمى خواهد به جهاد روم . پيغمبر صلى الله عليه و آله باو فرمود: باز گرد و همراه مادرت باش ، سوگند بآنكه مرا بحق نبوت مبعوث فرموده ، كه انس گرفتن يك شب او با تو از جهاد يكسالت در راه خدا بهتر است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 237

امام باقر (ع ) فرمود: همانا بنده ئى نسبت بپدر و مادر خويش در زمان حياتشان نيكوكار است ، سپس آنها مى ميرند و او بدهى آنها را نمى پردازد و براى آنها آمرزش نمى خواهد، لذا خدا او را عاق و نافرمان مى نويسد، و بنده ديگر در زمان حيات پدر و مادر خود عاق آنها است و نسبت بآنها نيكى نمى كند، ولى چون مردند بدهى آنها را مى پردازد و براى آنها آمرزش مى خواهد و خداى عزوجل او را نيكوكار مى نويسد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 238

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر كه صبح كند و بامور مسلمين همت نگمارد مسلمان نيست . اصول كافى جلد 3 صفحه 238

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: عابدترين مردم كسى است كه نسبت به همه مسلمين خير خواه تر و پاكدلتر باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 238

پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: هر كه صبح كند و به امور مسلمين همت نگمارد از آنها نيست ، و هر كه بشنود مردى فرياد مى زند (مسلمانها بدادم برسيد) و جوابش نگويد مسلمان نيست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 239

از رسول خدا صلى الله عليه و آله سؤ ال شد محبوبترين مردم نزد خدا كيست ؟ فرمود: كسيكه سودش بمردم بيشتر باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 239

حدیث هفته) 20/4/1387)

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هركس تجاوز آب يا آتشى را از گروهى از مسلمين بگرداند، بهشت برايش ‍واجب گردد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 239

امام صادق (ع ) درباره قول خداى عزوجل (بمردم سخن نيك گوييد و جز خير نگوييد 83 سوره 2) فرمود: بمردم سخن نيك گوييد و جز خير نگوييد تا بدانيد حقيقت چيست (پس اگر يقين پيدا كرديد كه شخصى سزاوار خير نيست نگوييد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 239

امام صادق (ع) فرمود : بهترين سخنيكه دوست داريد مردم درباره شما گويند، درباره مردم بگوييد.    اصول كافى جلد 3 صفحه 240

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: احترام گذاشتن به مسلمان مو سفيد از جمله تجليل خداست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 240

امام صادق (ع ) فرمود: از ما نيست كسيكه بزرگ سال ما را احترام نكند و به خوردسال ما ترحم ننمايد.  اصول كافى جلد  3 صفحه 240

امام صادق (ع ) فرمود: سالمندان خود را بزرگ داريد و با ارحام خود صله كنيد، وصله رحمى بهتر از آزار نرساندن بآنها نيست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 241

امام صادق (ع ) فرمود: اهل ايمان برادر يكديگرند و فرزندان يك پدر و مادر باشند و چون از مردى رگى زده شود برايش بيدار خوابى كشند. (چنانچه گاهى مؤمنى را شب خواب نبرد و سپس معلوم شود كه بيكى از برادران ايمانيش ‍ بلائى رسيده است ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 241

امام صادق (ع) فرمود: مؤمن برادر مؤمن است ، چشم و راهنماى اوست ، نسبت به او خيانت و ستم و غش روا ندارد و با او خلف وعده نكند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 242

امام صادق (ع) فرمود : مؤمن برادر مؤمن است ، مانند يك پيكريكه هرگاه عضوى از آن دردمند شود، اعضاء ديگر هم احساس درد كنند و روحهاى آنها نيز از يكروحست ، و همانا روح مؤمن پيوستگيش بروح خدا از پيوستگى پرتو خورشيد بخورشيد بيشتر است.اصول كافى جلد 3 صفحه 242

امام صادق (ع) فرمود: مسلمان برادر مسلمان است ، چشم و آينه و راهنماى اوست ، نسبت به او خيانت و نيرنگ و ستم نكند و او را تكذيب ننمايد و از او غيبت نكند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 242

امام صادق (ع) مى فرمود : مؤمنين خدمتگزار يكديگرند. راوى گويد: عرضكردم : چگونه خدمتگزار يكديگرند؟ فرمود: به يكديگر فايده رسانند... تا آخر حديث .  اصول كافى جلد 3 صفحه 243

امام باقر (ع) فرمود : از حق مؤمن بر برادر مؤمنش اينستكه گرسنگى او را سير كند و عورتش را بپوشاند و از گرفتاريش ‍ نجات بخشد و بدهيش را بپردازد و چون بميرد نسبت بخانواده و فرزندانش از او جانشينى كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 245

امام صادق (ع ) فرمود: برخى از حقوق مسلمان بر برادرش اينستكه چون او را ديد سلامش كند و چون بيمار شود عيادتش نمايد و چون غائب شود خير خواهيش كند و چون عطسه كند دعايش كند (یر حمك الله گويد) و چون بميرد تشييعش كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 248

امام باقر صلوات الله عليه فرمود: اصحاب خود را بزرگ داريد و احترام كنيد و بيكديگر رو ترش نكنيد. زيان نزنيد و رشك نبريد و از بخل بپرهيزيد تا از بندگان مخلص خدا باشيد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 252

حدیث هفته) 27/4/1387)

معلى بن خنيس گويد: از امام صادق (ع ) درباره حق مؤ من پرسيدم فرمود: هفتاد حق است كه جز هفت حق را بتو نميگويم ، زيرا بتو مهربانم و ميترسم تحمل نكنى ، عرضكردم : چرا انشاء الله ، فرمود: تو سير نباشى و او گرسنه ، و پوشيده نباشى و او برهنه و راهنماى او باشى و پيراهنيكه ميپوشد و زبان گوياى او باشى و براى او بخواهى آنچه را براى خود خواهى و اگر كنيزى دارى او را بفرستى تا فرش و بسترش را مرتب كند و در شب و روز، در حوائج او كوشا باشد پس چون چنين كردى ولايت خود را بولايت ما رسانيده اى و ولايت ما را بولايت خداى عزوجل .  اصول كافى جلد 3 صفحه 252

امام صادق (ع ) فرمود: مسلمان برادر مسلمانست ، باو ستم نكند و او را وانگذارد و نسبت باو خيانت نكند، و بر مسلمانان سزاوار است در پيوستگى با يكديگر كوشش كنند و در كمك كردن بر مهربانى دو جانبه و مواسات با نيازمندان و عطوفت با يكديگر تا چنان باشيد كه خداى عزوجل بشما دستور فرموده كه : رحماء بينهم (با يكديگر مهر ورزند 29 سوره 48) با يكديگر مهربانند و نسبت بامريكه مربوط بآنهاست و فوت شده اندوهگين باشند، برهمان روشى كه گروه انصار در زمان رسولخدا صلى الله عليه و آله بودند.   اصول كافى جلد 3 صفحه 253

امام صادق (ع ) باصحابش ميفرمود: از خدا پروا كنيد و برادرانى خوش رفتار باشيد، در راه خدا باهم دوستى كنيد و پيوستگى داشته باشيد و مهر ورزيد بديدار و ملاقات يكديگر رويد و امر (ولايت ) ما را مذاكره كنيد و آنرا زنده داريد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 253

خيثمه گويد: خدمت امام باقر (ع ) رسيدم تا با او وداع كنم . فرمود: اى خيثمه هر كس از دوستان ما را ميبينى سلام برسان و آنها را بتقواى خداى بزرگ سفارش كن و اينكه توانگرشان بر فقيرشان توجه كند و قويشان بر ضعيف و زنده آنها بر جنازه ميتشان حاضر شوند و در منازل بملاقات يكديگر روند، زيرا ملاقات آنها با يكديگر موجب زنده ساختن امر ماست ، خدا رحمت كند بنده اى را كه امر ما را زنده دارد. اى خيثمه بدوستان ما پيغام ده كه ما از طرف خدا آنها را جز بعملشان بى نيازى ندهيم و چاره سازى نكنيم ، جز باورع بدوستى ما نرسند و پرحسرت ترين مردم روز قيامت كسى است كه عدالتى را بستايد و سپس بخلاف آن گرايد (مانند كسيكه بولايت ائمه عليهم السلام تظاهر كند و از آنها پيروى ننمايد يا عمل صالحى را بستايد و بآن عمل نكند).  اصول كافى جلد 3 صفحه 254

رسولخدا (ص ) فرمود: جبرئيل (ع ) بمن خبر داد كه خداى عزوجل فرشته اى را بزمين فرستاد، فرشته راه ميرفت تا به در خانه اى رسيد كه مردى از صاحبخانه اجازه ورود مى گرفت فرشته گفت : با صحاب اين خانه چه كار دارى ؟ گفت او برادر مسلمان من است كه بخاطر خداى تبارك و تعالى ديدارش ميكنم فرشته گفت : جز بدين منظور نيامده اى ؟ گفت : جز بدين منظور نيامده ام . فرشته گفت : من فرستاده خداى بسوى تو هستم ، او سلامت ميرساند و ميفرمايد: بهشت برايت واجب شد، سپس گفت : خداى عزوجل ميفرمايد: هر مسلمانى كه از مسلمانى ديدار كند، او را ديدار نكرده بلكه مرا ديدار كرده و بهشت بعنوان ثواب او بر عهده من است .   اصول كافى جلد 3 صفحه 255

امام صادق (ع ) فرمود: هر كه براى خدا از برادرش ديدن كند، خداى عزوجل فرمايد: مرا ديدن كردى و ثوابت بر من است و بثوابى جز بهشت برايت خرسند نيستم .  اصول كافى جلد 3 صفحه 255

امام صادق (ع ) ميفرمود: هر كس برادرش را در ناحيه شهر (از راه دور) براى رضاى خدا ديدن كند، او زائر خداست و بر خدا سزاوار است كه زائر خود را گرامى دارد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 256

حدیث هفته) 3/5/1387)

امام صادق (ع ) ميفرمود: هر كس براى خدا در حال بيمارى يا تندرستى از برادرش ديدن كند كه براى نيرنگ و دريافت عوضى نباشد ، خدا هفتاد هزار فرشته بر او گمارد كه از پشت سرش فرياد زنند : پاك شدى و بهشت برايت خوش باد، شما زوار خدا و واردين حضرت رحمانيد تا بمنزلش رسد يسير گفت : بحضرت عرضكردم : قربانت اگرچه راه دور باشد ؟ فرمود : آرى اى يسير! اگر چه يكسال راه باشد زيرا خدا جواد است و فرشتگان بسيار، از او بدرقه كنند تا بمنزلش ‍ مراجعت كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه  256

امام صادق (ع ) فرمود: هيچ مسلمانى از برادر مسلمانش در راه خدا و براى خدا ديدن نكند جز آنكه خداى عزوجل فريادش زند: اى زائر خوش باش و بهشت برايت خوش باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 257

امام باقر (ع ) فرمود: خداى عزوجل را بهشتى است كه جز سه كس واردش نشوند: مرديكه بر زيان خود بحق حكم كند، و مرديكه برادر مؤمنش را براى خدا زيارت كند ، و مرديكه براى خدا برادر    مؤمنش را برخود ترجيح دهد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 257

اميرالمؤمنين (ع ) فرمود: ديدار برادران غنيمت بزرگى است اگر چه اندك باشند (يعنى اگر چه اينگونه برادران كميابند).  اصول كافى جلد 3 صفحه 259

ابوعبيده گويد: من همكجاوه امام باقر (ع ) بودم و اول من سوار ميشدم و سپس آنحضرت ، چون قرار ميگرفتيم حضرت بمن سلام ميكرد و مانند مرديكه رفيقش را بتازگى نديده احوال پرسى و مصاحفه ميفرمود و هنگام پياده شدن او پيش ‍ از من پياده ميشد، چون بر زمين قرار ميگرفتيم سلام ميكرد و مانند كسيكه رفيقش را بتازگى نديه احوال پرسى مينمود.
من گفتم يا بن رسول الله شما كارى ميكنى كه هيچكس از مردم نزد ما نميكند و اگر يكبار هم بكند زياد است ؟ فرمود: مگر ثواب مصافحه ( دست دادن ) را نميدانى ؟ دو مؤ من بهم بر ميخورند و يكى بديگرى دست ميدهد، پس همواره گناهان آندو ميريزد، چنانكه برگ از درخت ميريزد، و خدا بآنها توجه ميفرمايد تا از يكديگر جدا شوند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 259

هشام بن سالم گويد: از امام صادق (ع ) حد مصافحه ( دست دادن ) را پرسيدم ، فرمود: گردش دور درخت خرماست (يعنى اگر چه بمقدار گردش دور درخت خرما از يكديگر جدا شوند مستحب است با يكديگر مصاحفه كنند) ( دست بدهند ) .  اصول كافى جلد 3 صفحه 261

رسولخدا (ص ) فرمود: چون بيكديگر برخورديد با سلام كردن و مصاحفه برخورديد، و چون از يكديگر جدا شويد با آمرزش خواهى جدا شويد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 262

امام صادق عليه السلام فرمود: رسولخدا صلى الله عليه و آله هرگز با مردى مصاحفه نمى كرد، جز آنكه دست خود رااز دست او نمى كشيد، تا وقتى كه او دست خود را از دست حضرت مى كشيد.  اصول كافى جلد  3 صفحه 263

امام صادق (ع ) فرمود: با يكديگر مصافحه كنيد، زيرا مصاحفه كينه را ميبرد.  اصول كافى جلد3 صفحه 264

حدیث هفته) 10/5/1387)

رفاعه گويد: شنيدم امام (ع ) مى فرمود: مصافحه كردن مؤ من از مصافحه ملائكه بهتر است (كنايه از اينكه مقام مؤمن از مقام فرشته برتر است )  اصول كافى جلد 3 صفحه 265

يونس بن ظبيان گويد: امام صادق (ع ) فرمود: شما (شيعيان ) را نوريستكه بوسيله آن در دنيا شناخته شويد، تا آنجا كه هر گاه يكى از شما برادرش را ملاقات كند، محل نور را در پيشانى او بوسد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 266 ( شرح : شناختن شيعيانرا بوسيله نور پيشانى مختص بائمه و فرشتگان و خواص اهل ايمانست و آيه شريفه سيماهم وجوههم من اثر السجود مؤ يد اين معناست و از اينرو محل نور در اين روايت محل سجده معين شده است . )

امام صادق (ع ) فرمود : به زيارت يكديگر رويد زيرا زيارت شما از يكديگر زنده گردانيدن دلهاى شما و ياد نمودن احاديث ماست ، و احاديث ما شما را به هم متوجه مى سازد،پس اگر به آنها عمل كنيد، هدايت و نجات يابيد ، و اگر آنها را ترك كنيد گمراه و هلاك شويد، پس به آنها عمل كنيد و من ضامن نجات شمايم. اصول كافى جلد 3 صفحه 268

امام صادق (ع ) فرمود: برخى از فرشتگان آسمان به يك و دو و سه تن (از ساكنان زمين ) كه فضل آل محمد را ذكر مى كنند سركشى مى كنند و مى گويند: نمى بينيد اينها را كه با وجود كمى خود و بسيارى دشمنشان ، فضل آل محمد صلى الله عليه و آله را مى ستايند، سپس دسته ديگر از فرشتگان گويند: اين فضل خداست كه بهر كه خواهد مى دهد و خدا صاحب فضل بزرگست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 269

عباد بن كثير گويد: به امام صادق (ع ) عرضكردم : داستان سرائى ديدم كه داستان مى سرود و مى گفت : اين است آن مجلسى كه هر كه در آن نشيند شقى نگردد، امام صادق (ع ) فرمود: هيهات هيهات ، بخطا رفتى استاههم الحفرة ( در لغت عربى اين جمله در موردى گفته مى شود كه سخن ياوه و نامربوطى از دهن شخصى در آيد. ) همانا براى خدا جز كرام كائنين ( فرشتگان بزرگواريكه كار آنها نوشتن است ) فرشتگانى است سياح كه چون بمردمى برخورند كه از محمد و آل محمد ياد كنند، گويند: بايستيد كه بحاجت خود رسيديد، سپس مى نشينند و با آنها دانش آموزند، و چون برخيزند از بيمارانشان عيادت كنند و بر سر مرده هايشان حاضر شوند و از غايبانشان خبرگيرى كنند. اينست مجلسى كه هر كه در آن نِشيند شقى نگردد.    اصول كافى جلد 3 صفحه 268

ميسر گويد: امام باقر (ع ) بمن فرمود: آيا شما خلوت مى كنيد و گفتگو مى نماييد و هر چه خواهيد مى گوييد؟ عرضكردم : آرى بخدا كه ما خلوت مى كنيم (در مجلسى خالى از مخالف و بيگانه انجمن مى كنيم ) و گفتگو نموده هر چه خواهيم (از مختصات شيعه ) مى گوييم ، فرمود: همانا بخدا من دوست دارم كه در بعضى از آن مجالس با شما باشم ، همانا بخدا كه من بوى شما و نسيم شما (عقايد و اقوال شما) را دوست دارم ، و شمائيد كه دين خدا و دين ملائكه او را داريد، پس (مرا بشفاعت و كفالت خود با) پرهيز از حرام و كوشش در طاعت كمك كنيد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 269

امام صادق (ع ) فرمود: هرگاه سه تن يا بيشتر از مؤ منين انجمن كنند، به همان شماره از فرشتگان حاضر شوند، تا اگر آنها دعاى خيرى كنند فرشتگان آمين گويند و اگر از شرى پناه جويند، فرشتگان دعا كنند تا خدا آن شر را از آنها بگرداند و اگر حاجتى سؤ ال كنند، نزد خدا شفاعت كنند و قضاى آنرا از خدا بخواهند.و هرگاه سه تن از منكرين (ولايت آل محمد صلى الله عليه و آله ) يا بيشتر انجمن كنند ده برابر آنها از شياطين حاضر شوند تا اگر سخنى گويند شياطين هم مانند سخن آنها گويند و چون بخندند، شياطين هم بخندند، و هرگاه از اولياء خدا بدگوئى كنند، شياطين هم بدگوئى كنند. پس هر كس از مؤ منين كه گرفتار آنها شود، چون در اين مطالب وارد شدند بايد برخيزد و شريك و همنشين شيطان نشود، زيرا در برابر غضب خداى عزوجل چيزى ياراى مقاومت ندارد و لعنت خدا را چيزى باز نگرداند، سپس آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود: و اگر نتواند بايد بدل انكار كند و برخيزد هر چند بقدر دوشيدن گوسفند و يا شترى باشد.    اصول كافى جلد 3 صفحه 269  ( مقصود از جمله اخير اينستكه هرگاه نتواند از اول مجلس برخيزد بايد تا زمانى كه باكراه در آنمجلس ‍ نشسته انكار قلبى خود را اظهار دارد و هرگاه برخاستن ممكن شد بلافاصله برخيزد اگر چه چند لحظه اى از آخر مجلس ‍ باشد تا مخالفت عملى خود را هم اظهار داشته درزمره آنها محسوب نشود. )

حدیث هفته) 17/5/1387)

ابى المغرا گويد : شنيدم حضرت ابوالحسن عليه السلام مى فرمود: براى شيطان و سپاهيانش چيزى مجروح كننده تر از ديد و بازديد برادران ، يكديگر براى خدا نيست ، فرمود : براستى كه دو مؤ من يكديگر را ملاقات مى نمايند و گفتگوى خدا مى كنند سپس گفتگوى برترى ما اهل بيت (ع) را مى نمايند پس باقى نمى ماند بر صورت ابليس گوشتى مگر اينكه فرو ريخته مى شود تا آنكه روحش استغاثه مى كند از شدت آنچه از درد مى يابد، پس ملائكه آسمان و دربانان بهشت آنرا مى فهمند و وى را لعنت مى كنند تا آنكه باقى نمى ماند فرشته مقربى مگر آنكه او را لعنت مى كند پس مى افتد رانده شده و رنج ديده و دور گشته .  اصول كافى جلد 3 صفحه 270

امام باقر (ع ) فرمود: لبخند شخص در روى برادر مؤ منش حسنه باشد، و برداشتن خاشاكى از روى وى نيز حسنه باشد، و خدا بچيزى كه محبوب تر باشد نزد او از مسرور ساختن مؤ من پرستش نشده. اصول كافى جلد 3 صفحه 271