احادیث منتخب از کتاب کافی

مجموعه احادیث منتخب ازکتاب شریف  کافی شامل : فروع کافی ، روضة الکافی ، اصول کافی

اصبغ بن نباته از علی (ع) روایت میکند که جبرئیل بر آدم نازل شد و گفت : ای آدم من مامور شده ام که تو را در انتخاب یکی از سه چیز مخیر سازم پس یکی را برگزین و دوتا را واگذار.آدم گفت چیست آن سه چیز ؟ گفت : عقل و حیاء و دین . آدم گفت عقل را برگزیدم.جبرئیل به حیاء و دین گفت شما باز گردید و او را واگذارید.آندو گفتند ای جبرئیل ما ماموریم هرجا که عقل باشد با او باشیم.گفت خود دانید و بالا رفت شرح - از مجموع این روایت چنین استفاده میشود که عقل با حیاء و دین لازم و ملزومند و از یکدیگر جدا نشوند پس خداوند به هرکس عقل عنایت کند حیاء و دین هم عنایت کرده است و کسی را که با حیاء و متدین یافتیم باید او را عاقل بدانیم.    اصول کافی جلد 1 صفحه 11

شخصی از امام ششم (ع) پرسید عقل چیست ؟ فرمود چیزی است که بوسیله آن خدا پرستش شود و بهشت بدست آید . آن شخص گوید : گفتم پس آنچه معاویه داشت چه بود ؟ فرمود : آن نیرنگ است , آن شیطنت است , آن نمایش عقل را دارد ولی عقل نیست.   اصول کافی جلد 1 صفحه 11

امام صادق (ع) : همانا خدای عزوجل وقتی بنده مومنش توبه کند شاد می شود مانند کسی که چیزی گم کرده و بعد گمشده اش را پیدا کند و خوشحال شود.   اصول کافی جلد 4 صفحه 169

امام صادق (ع) : رسولخدا (ص) فرموده است  :  هر که یکسال پیش از مرگش توبه کند خداوند توبه اش را می پذیرد سپس فرمود : یکسال هم زیاد است هرکه یکماه پیش از مرگش توبه کند خدا توبه اش را بپذیرد سپس فرمود یکماه زیاد است هرکه یک هفته پیش از مرگش توبه کند خدا توبه اش را بپذیرد سپس فرمود : یک هفته زیاد است هر که یک روز پیش از مرگش توبه کند خدا توبه اش را بپذیرد سپس فرمود : یک روز زیاد است هرکه پیش از دیدار مرگ ( ملک الموت ) توبه کند خدا توبه اش را بپذیرد.   اصول کافی جلد 4 صفحه 174

امام باقر (ع) : همین که جان به اینجا رسید ( و اشاره به گلوی خود فرمود ) برای عالم ( و دانا ) توبه نباشد و برای نادان وقت توبه ( باقی ) است.    اصول کافی جلد 4 صفحه 174

حمران گوید : از حضرت باقر (ع)درباره مردیکه ( با زن شوهرداری زنا کرده است ) و حد بر او جاری شده و سنگسار شده آیا در آخرت هم عقاب شود ؟ ( شرح : آیا در آخرت باز هم عذاب میشود) امام (ع) فرمودند : خدا کریمتر از آن است ( که با اینکه در دنیا کیفر شده در آخرت نیز او را کیفر کند ) . اصول کافی جلد 4 صفحه 179

امام صادق (ع) : همانا مومن خواب هولناک ( ترسناک ) ببیند و ( بواسطه همان ترسی که به او رسیده ) گناهش آمرزیده شود و وقتی هم تنش رنج کار ببیند پس گناهش آمرزیده شود ( شرح : یعنی اگر در کار کردن رنج و سختی بکشد گناهش آمرزیده شود).    اصول کافی جلد 4 صفحه 180 الی 181

امام صادق (ع) فرمودند : امیرالمومنین (ع) فرموده : دست برداشتن از گناه آسانتر از طلب توبه است و بسا شهوترانی یک ساعت که سالها اندوه بجای گذارد. و مرگ دنیا را رسوا کرده و برای هیچ صاحب خردی شادی نگذاشته.   اصول کافی جلد 4 صفحه 188

حضرت موسی بن جعفر (ع) : از ما نیست کسی که هر روز به حساب کار خود نرسد پس اگر کار نیکی کرده است از خدا زیادی آنرا خواهد ( شرح : یعنی دعا کند که باز هم توفیق کار خیر به او عطا شود ) و اگر گناه و کار بدی کرده از خدا آمرزش خواهد و بسوی او بازگشت کند ( و توبه نماید ). اصول کافی جلد 4 صفحه 190 الی 191

امام صادق (ع) فرمود : از سفارشات امیرالمومنین (ع) به اصحابش این است : بدانید که قرآن هدایت شب و روز است ( یعنی در همه احوال و اوقات هدایت کننده است ) و نور شب تاریک است . برای هر سختی و نیازی ( راه نجات را در گرفتاری و بلا نشان دهد ) پس چون بلائی فرا رسد اموال خود را سپر جانتان سازید و چون حادثه ای پیش آمد ( که مربوط به امر دین است و جز با دادن جان مرتفع نشود ) جان خود را فدای دینتان کنید و بدانید که هلاک شده کسی است که دینش تباه شود و غارت زده کسی است که دینش را به ربایند همانا پس از رسیدن به بهشت نیازی نیست و بعد از دوزخ بی نیازی نیست ( هرکه در دنیا عمل صالح کند و مستوجب بهشت گردد فقیر و نیازمند نیست هر چند دست تنگ و گرفتار باشد و کسی که خود را مستوجب دوزخ سازد بی نیازی ندارد هر چند ثروتمند و مرفه باشد ) اسیر دوزخ آزاد نگردد و نابینایش بهبودی نیابد.   اصول کافی جلد 3 صفحه 306

از رسولخدا (ص) سوال شد محبوبترین مردم نزد خدا کیست ؟ فرمود : کسی که سودش به مردم بیشتر باشد. اصول کافی جلد 3 صفحه 239

امام صادق (ع) : کمترین آزار ( به پدر و مادر ) گفتن ُاف به آنهاست و اگر خدای عزوجل چیزی را آسان تر و خوارتر از آن می دانست از آن نهی می فرمود. ( یعنی اگر کلمه ای کوچکتر از( ُاف ) بود که به سبب آن به پدر و مادر توهین شود خداوند می گفت)  اصول کافی جلد 4 صفحه 49

امام صادق (ع) : پیوسته شیطان تا دو مسلمان با هم قهر هستند شادمان است و همین که با هم آشتی کنند زانوهایشان بلرزد و بندهایش از هم جدا شود و فریاد زند : ای وای بر من از هلاکتی که به من رسید.   اصول کافی جلد 4 صفحه 46

امام صادق (ع)فرمودند : رسول خدا (ص) به زنها سلام می کرد و آنها نیز جواب می دادند . امیر المومنین(ع) نیز سلام می کرد ولی خوش نداشت که به زنهای جوان سلام کند و می فرمود : می ترسم از صدای آنها خوشم آید و زیاد تر از آن اجری (ثوابی) که کسب می کنم ( گناه ) به من رسد. اصول کافی جلد 4 صفحه 464

امام باقر و امام صادق (ع) فرمودند : هر بدعتی گمراهی و هر گمراهی راهش بسوی دوزخ است.  اصول کافی جلد 1 صفحه 72

امام باقر (ع) : به خدا که محبوبترین اصحابم نزد من پرهیزکارتر و فقیه تر و حدیث نهان دارتر ( کسی که حدیث بیشتر میداند و عمل میکند ) آنها است و بدترین و مبغوضترین اصحابم نزد من کسی است که هرگاه حدیثی را شنود که بما نسبت دهند و از ما روایت کنند آنرا نپذیرد و بدش آید و انکار ورزد و هرکه را به آن معتقد باشد تکفیر کند در صورتیکه که او نمی داند شاید آن حدیث از ما صادر شده و به ما منسوب باشد و او به سبب انکارش از ولایت ما خارج شود.   اصول کافی جلد 3 صفحه 317

امام باقر (ع) : بهترین عبادت عفت شکم و فرج است. اصول کافی جلد 3 صفحه 125

امام صادق (ع) : همانا گناه بنده را از روزی محروم می دارد. اصول کافی جلد 3 صفحه 372

امام صادق (ع) : با یکدیگر مصافحه کنید ( دست بدهید ) زیرا مصافحه کینه را می برد. اصول کافی جلد 3 صفحه 264

امام باقر (ع) : چون دو مومن بهم بر خورند و مصافحه کنند خدا به آنها رو کند و گناهان از چهره آنها بریزد تا از یکدیگر جدا شوند. اصول کافی جلد 3 صفحه 264

امام صادق (ع) : مردم سه دسته اند : دانشمند و دانشجو و خاشاک روی آب (که هر لحظه آبش به جانبی برد ) مانند مردمیکه چون تعمق دینی ندارند هر روز به کیشی گروند و دنبال هر صدائی برآیند.  اصول کافی جلد 1 صفحه 41

امام صادق (ع) : هرکه برای خدا علم را بیاموزد و بدان عمل کند و به دیگران بیاموزد در مقامهای بلند آسمانها عظیمش خوانند و گویند : آموخت برای خدا و عمل کرد برای خدا و تعلیم داد برای خدا.        اصول کافی جلد 1 صفحه 43

امام صادق (ع) : دانش آموزید . به وجود آن خود را با خویشتن داری و سنگینی بیارائید و نسبت به دانش آموزان خود تواضع کنید و نسبت به استاد خود فروتن باشید و از علماء متکبر نباشید که رفتار باطلتان حق شما را ضایع کند.  اصول کافی جلد 1 صفحه 44

 امام صادق (ع) : عیسی بن مریم فرمود : وای بر علماء بد که چگونه آتش دوزخ بر آنها زبانه کشد.  اصول کافی جلد 1 صفحه 59

مردی بحضرت ابوالحسن (ع) عرضکرد : مرا سفارشی نما . فرمود : زبانت را نگهدار تا عزیز باشی و افسار خود را به دست مردم مده که خوار و زبون شوی. اصول کافی جلد 3 صفحه 175

امام باقر (ع) : حکایت شخص حریص به دنیا حکایت کرم ابریشم است که هرچه بیشتر بر خود تند راه بیرون آمدنش دورتر شود تا آنکه از غصه بمیرد. اصول کافی جلد 3 صفحه 202

رسول خدا (ص) : کسیکه در مالش با فقیر مواسات کند و به مردم از خود انصاف دهد او مومن حقیقی است. اصول کافی جلد 3 صفحه 318

امام باقر (ع) : بخدا که در آسمان هفتاد صف از ملائکه است اگر تمام مردم روی زمین جمع شوند که یک صف از آنها را بشمارند نتوانند و آن فرشتگان همگی ولایت ما (ائمه(ع) )را معتقدند. اصول کافی جلد 2 صفحه 320

امام صادق (ع) : برخی از حقوق مسلمان بر برادرش این است که چون او را دید سلامش کند و چون بیمار شود عیادتش نماید و چون غائب شود خیر خواهیش کند و چون عطسه کند دعایش کند ( یرحمک الله گوید ) و چون بمیرد تشییعش کند. اصول کافی جلد 3 صفحه 248

حضرت محمد (ص) : هرکه صبح کند و به امور مسلمین همت نگمارد مسلمان نیست. اصول کافی جلد 3 صفحه 238

حضرت صادق (ع) فرمودند : رسولخدا (ص) ( به اصحاب ) فرمود : آیا شما را به بدترینتان آگاه نکنم ؟ عرض کردند : چرا یا رسول الله ( بگویید ) فرمود : آنان که سخن چینی میکنند و میان دوستان جدائی می اندازند و برای مردمان پاک دامن عیب جوئی کنند.    اصول کافی جلد 4 صفحه 74

حضرت صادق (ع) : برای مومن سزاوار نیست که در مجلسی بنشیند که خداوند در آن مجلس نافرمانی شود و آن مومن قدرت به هم زدن آن مجلس نداشته باشد.   اصول کافی جلد 4 صفحه 82

امام صادق (ع) : هرکه در خدا و رسولش شک کند کافر است.   اصول کافی جلد 4 صفحه 98

ابواسحاق خراسانی گوید : امیر المومنین (ع) در خطبه اش میفرمود : تردید ( درباره دین و احکام آن) به خود راه ندهید تا به شک افتید پس کافر شوید.   اصول کافی جلد 4 صفحه 117

جابر گوید : شنیدم حضرت باقر (ع) میفرمود : توبه کننده از گناه همانند کسی است که گناه ندارد و آنکه در گناه بماند با اینکه آمرزش خواهد چون مسخرچی است. ( یعنی اینکه کسی در گناهش مانده و گناه میکند با آینکه توبه و آمرزش میخواهد باز هم به گناه خود ادامه می دهد ) اصول کافی جلد 4 صفحه 168

امام صادق (ع) فرمودند : هرکس گناهی کند هفت ساعت از روز درباره آن ( گناه ) به او مهلت دهند ( تا توبه کند ) پس اگر سه بار گفت : (( استغفر الله الذی لا اله الا هو الحی القیوم )) آن گناه بر او نوشته نشود.( البته استغفار شرایطی دارد که بزودی شرایط آن از گفتار مولا علی (ع) آورده میشود)اصول کافی جلد 4 صفحه 170

امام باقر (ع) : همین که جان به اینجا رسید ( و اشاره به گلوی خود فرمود ) برای عالم ( و دانا ) توبه نباشد و برای نادان وقت توبه ( باقی ) است.    اصول کافی جلد 4 صفحه 174

امام صادق (ع) : چون نماز صبح و مغرب را خواندی هفت بار بگو : (( بسم الله الرحمن الرحیم : لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم )) زیرا همانا هرکس آنرا بگوید از دیوانگی و خوره و پیسی و هفتاد نوع ( دیگر ) از انواع بلا به او نرسد.     اصول کافی جلد 4 صفحه 304

امام باقر (ع) : جز اوصیاء پیغمبر(12 امام معصوم) کسی نمی تواند ادعا کند ظاهر و باطن تمام قرآن نزد اوست( یعنی ظاهر و باطن تمام قرآن را میفهمد ). اصول کافی جلد 1 صفحه 332

رسولخدا فرمود : حواریین به عیسی (ع) گفتند یا روح الله با که بنشینیم ؟ فرمود : با کسی که دیدارش شما را به یاد خدا اندازد و سخنش دانشتانرا زیاد کند و کردارش شما را به آخرت تشویق کند. اصول کافی جلد 1 صفحه 49

امام صادق (ع) : خدای تبارک و تعالی در قرآن بیان هر چیز را فرو فرستاده تا آنجا که بخدا سوگند چیزی را از احتیاجات بندگان فرو گذار نفرموده . تا آنجا که هیچ بنده ای نتواند بگوید ای کاش این مسئله هم در قرآن آمده بود جز آنکه خدا آنرا در قرآن فرو فرستاده است. اصول کافی جلد 1 صفحه 76 الی 77

عبدالاعلی گوید : شنیدم امام صادق (ع) میفرمود : من زاده رسول خدایم و به قرآن دانایم در قرآن است آغاز خلقت و آنچه تا روز قیامت رخ دهد و خبر آسمان و زمین و خبر بهشت و دوزخ و خبر گذشته و خبر آینده تمام اینها را میدانم چنانکه به کف دست خود می نگرم . همانا خدا میفرماید : در قرآنست بیان آشکار هر چیز. و فرمود : قرآنست که هر خبریکه پیش از شما بوده و هر خبریکه بعد از شما باشد در آنست و داور میان شما است و ما آنرا میدانیم.   اصول کافی جلد 1 صفحه 79

رسول خدا (ص) : همنشینی با اهل دین شرف دنیا و آخرت است.   اصول کافی جلد 1 صفحه 49

امام صادق (ع) : هیچ امری نیست که دو نفر در آن اختلاف نظر داشته باشند جز آنکه برای آن در کتاب خدا ریشه و بنیادی است ولی عقلهای مردم به آن نمی رسد.   اصول کافی جلد 1 صفحه 78

امام صادق (ع) : چیزی نیست جز آنکه درباره اش آیه قرآن یا حدیثی هست.   اصول کافی جلد 1 صفحه 77

مولا علی (ع) : دردی دردناکتر از گناه برای دل نیست و ترسی سخت تر از مرگ نیست و گذشته برای اندیشیدن ( و عبرت گرفتن ) بس است و مرگ برای اندرز دادن کافی است. اصول کافی جلد 3 صفحه 377

امام صادق (ع) : ریشه های کفر سه چیز است : 1.حرص 2.تکبر 3.حسد  اصول کافی جلد 3 صفحه 396

امیرالمومنین علی (ع) : ریاکار سه نشانه دارد چون مردم را بیند ( در عبادت ) به نشاط آید.و هرگاه تنها باشد کسل باشد ( در هنگام تنهایی کسل است و عبادت نمی کند ) و دوست دارد که در هرکاری از او تعریف کنند و او را بستایند.   اصول کافی جلد 3 صفحه 403

امام صادق (ع) : غضب کلید هر شری است. اصول کافی جلد 3 صفحه 412

رسول خدا (ص) : غضب ایمان را فاسد کند چنانکه سرکه عسل را. اصول کافی جلد 3 صفحه 413

امام صادق (ع) : غضب دل شخص حکیم را نابود کند ( از این رو بجای حکمت از او سفاهت بینند ) و فرمود : هرکس مالک غضب خود نباشد مالک عقل خود نخواهد بود.  اصول کافی جلد 3 صفحه 415

 امام صادق (ع) : حسد ایمان را میخورد چنانکه آتش هیزم را میخورد. اصول کافی جلد 3 صفحه 416

امام صادق (ع) : مومن از چهارچیز در اذیت است : 1.مومنی که بر او حسد برد که این از همه برای او سخت تر است.2.منافقی که از او دنبال گیری کند.3.دشمنی که به جنگ با او برخیزد.4.شیطانیکه گمراهش کند.   اصول کافی جلد 3 صفحه 349

امام صادق (ع) : دنیا زندان مومن است و از چه زندانی خیر و خوشی آید ؟ اصول کافی جلد 3 صفحه 349

امام علی (ع) : تو که اعمال رسوا کننده مرتکب شده ای خنده دندان نما مکن . و کسیسکه گناهانی کرده از بلای شبگیر و پیش آمد ناگهانی نباید ایمن باشد. اصول کافی جلد 3 صفحه 371

امام رضا (ع) : مثل استغفار (و ریختن گناهان به سبب آن) چون برگی است بر درختی که ( در فصل پاییز آن درخت ) تکان بخورد و آن برگ بریزد و  کسی که از گناهی که کرده استغفار و آمرزش از خدا بخواهد ولی باز به انجام دادن آن گناه کوشش کند و انجام دهد مانند این است که پروردگار خود را مسخره کرده است.اصول کافی جلد 4 صفحه 266     ( البته استغفار و آمرزش خواستن از خدا شرایطی دارد که مولا علی (ع) در حدیثی آنها را بیان کرده مانند پشیمانی از گناه. برنگشتن دوباره به آن گناه. با رنج عبادت گوشتهایی که با لذت گناه فربه شده از بین برود . حق کسانی را که ضایع شده است را ادا کند )  

امام باقر (ع) : دعایی که بیشتر امید استجابت آن میرود و زودتر به اجابت می رسد دعا برای برادر دینی است در پشت سر او ( در غیاب او ) اصول کافی جلد 4 صفحه 269

امام صادق (ع) : هرکه قرآن را از روی آن بخواند ( یعنی از حفظ نخواند و از روی قرآن بخواند ) از دیدگان خود بهره مند شود ( یعنی چشمانی سالم داشته باشد ) و سبب آمرزش پدر و مادرش گردد گرچه آندو کافر باشند.   اصول کافی جلد 4 صفحه 417

 امام صادق (ع) : هیچ کسی نیست که آخر سوره کهف را بخواند جز اینکه در هر ساعتی که بخواهد از خواب بیدار شود.  اصول کافی جلد 4 صفحه 443            شرح : هرکس آیه آخر سوره کهف را بخواند در هرساعتی که بخواهد از خواب بیدار شود. البته با یقین و باور. سوره کهف آیه 110 : قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی انما الهکم اله واحد فمن کان یرجو القاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعباده ربه احدا.    

امام صادق (ع) : رسولخدا(ص) فرموده  : دعاء سلاح مومن و ستون دین و نور آسمانها و زمین است.   اصول کافی جلد 4 صفحه 213

حضرت محمد (ص) : خوش همسایگی خانه ها را آباد سازد و اجل را به تاخیر اندازد ( کنایه از درازی عمر است.)    اصول کافی جلد 4 صفحه 492

امام صادق (ع) : از شوخی بپرهیزید زیرا آبرو را بریزد و شکوه و بزرگی مردان را ببرد ( یعنی در مزاح حد اعتدال را نگهدارید و زیاده روی نکنید )   اصول کافی جلد 4 صفحه 488

امام صادق (ع) : خنده بسیار دل را بمیراند و فرمود : بسیار خندیدن دین را آب کند چنانچه آب نمک را آب میکند.     اصول کافی جلد 4 صفحه 486

امام صادق (ع) : هرگاه سه نفر با هم هستند دو نفر از آنها با هم در گوشی صحبت نکنند زیرا که این کار باعث ناراحتی و اذیت و آزار رفیق سومی است.   اصول کافی جلد 4 صفحه 481

امام صادق (ع) : عطسه برای تمام اعضای بدن سودمند و مفید است چنانچه از سه عدد نگذرد و چون از سه عدد بگذرد درد و بیماری است.    اصول کافی جلد 4 صفحه 476

مولا علی (ع) : هرکس وقتی عطسه کرد بعد از آن بگوید : (( الحمدلله رب العالمین علی کل حال ))  درد گوش و دندان نبیند.    اصول کافی جلد 4 صفحه 475

امام صادق (ع) فرمودند : رسول خدا (ص) فرمود : سلام کردن مستحب است و جواب دادن آن واجب است.    اصول کافی جلد 4 صفحه 459

امام صادق (ع) : شایسته نیست برای مرد مسلمان که با شخص تبهکار و احمق و دروغگو رفاقت کند.   اصول کافی جلد 4 صفحه 454

حضرت امام صادق (ع) : محبوبترین برادرانم نزد من کسی است که عیبهای مرا پیش من هدیه آورد. ( و آنها را به من گوشزد کند ) اصول کافی جلد 4 صفحه 452  ( شرح : یعنی بهترین دوستان و برادران شما کسانی هستند که عیبها و زشتی های شما را به شما بگویند )

امام صادق (ع) فرمودند : رسولخدا (ص) فرموده : صداهای خود را به صلوات فرستادن بر من بلند کنید که نفاق را از بین می برد.   اصول کافی جلد 4 صفحه 251

امام باقر (ع) : هیچ قطره ای نزد خدا محبوبتر از آن قطره ی اشکی که در تاریکی شب از ترس خدا بریزد و جز خدا چیز دیگری به آن منظور نباشد. ( یعنی نیتش فقط برای خدا باشد ) اصول کافی جلد 4 صفحه 234

امام باقر (ع) : خدای عزوجل برای بدی قفلهائی قرار داده و کلیدهای آنها را شراب قرار داده و دروغ بدتر از شراب است. اصول کافی جلد 4 صفحه 35   شرح : اگر همه بدیها را در یک جا جمع کنید (مانند اتاق) کلید آن شراب است یعنی اگر شراب بخوری همه گناهان را انجام می دهی دروغ بدتر از شراب است.

از امیر المومنین علی (ع) روایت شده که رسولخدا (ص) فرموده : خدا حرام کرده است بهشت را بر هر فحاش بی آبرو و کم شرمی که باک ندارد از آنچه درباره کسی بگوید یا درباره اش بگویند ندارد زیرا اگر بازرسی از حالش بکنی یا از راه زنا است یا از راه شرکت شیطان اصحاب عرض کردند : ای رسولخدا (ص) آیا در میان مردم شرکت شیطان هم است( از راه اولاد ) ؟ فرمودند : بله آیا گفتار خدای عزوجل را نخوانده ای که ( به شیطان فرمود : )  ( و شرکت کن با ایشان در مالها و فرزندان )  سوره اسراء آیه 64 . اصول کافی جلد 4 صفحه 14      شرح : کسانی که بی باک پشت سر مردم حرف میزنند (غیبت میکنند ) یا فحاشی میکنند یا از راه زنا هستند یا از راه شرکت شیطان اصحاب پرسیدند یا رسول الله از راه شرکت شیطان ؟ فرمودند بله از راه شرکت شیطان مگر نخوانده ای سوره اسراء آیه 64 که خدا میفرماید : ای شیطان شرکت کن در مال و اولادشان.

امام صادق (ع) : پدرم (ع) فرمود : هیچکس قرآن را به هم نزد جز اینکه کافر شده است. ( یعنی :  قرآن  را به طبق دلخواه خود تفسیر کند یا اینکه آیات متشابهات را طبق دلخواه خود و بدون دلیل و مدرکی از امام معصوم (ع) تفسیر کند ) اصول کافی جلد 4 صفحه 442

امام صادق (ع) : شایسته نیست برای مرد مسلمان که با شخص تبهکار و احمق و دروغگو رفاقت کند. اصول کافی جلد 4 صفحه 454

حضرت ابوالحسن (ع) فرمود : عیسی بن مریم (ع) فرموده است : همانا شخص بدکار بدیش سرایت میکند به دوست و هم نشینش و هم نشین بد انسان را به هلاکت می افکند پس بنگر و متوجه باش با چه کسی هم نشین هستی ( یا با چه کسی دوست هستی ) اصول کافی جلد 4 صفحه 454

حضرت محمد (ص) : هرکه پیش از سلام کردن آغاز به  حرف زدن کرد پاسخش را ندهید.و فرمودند : پیش از حرف زدن و سخن گفتن با کسی اول سلام کنید.  اصول کافی جلد 4 صفحه 459

امام صادق (ع) : بخیل( خسیس) کسی است که از سلام کردن بخل کند.( سلام نکند) اصول کافی جلد 4 صفحه 460

امام صادق (ع) : هیچ رگی نزند و پائی به سنگ نخورد و سر درد و مرضی پیش نیاید مگر به جهت گناهی که انسان مرتکب شده و برای همین است که خدای عزوجل در قرآن میفرماید : هر مصیبتی که به شما می رسد برای کاری است که به دست خود کرده اید و خدا از بسیاری ( از معصیت ها ) هم گذشت میکند ( سوره شوری آیه 30 ) سپس امام (ع) فرمودند : آنچه خدا از آن می گذرد از آنچه از آن مواخذه میکند بیشتر است. ( شرح : یعنی آن گناهانی که خدا از آن میگذرد بیشتر است از آن گناهانی که خدا بوسیله آن گناه عذاب میکند)   اصول کافی جلد 3 صفحه 370

حضرت محمد (ص) : دو بار لعنت کردند کسی را که پرستش دینار و درهم کند ( پول پرست باشد ) باز دو بار لعنت کردند کسی را که نابینائی را کور کند ( یعنی کسی را که دینی را برای خود انتخاب نکرده باشد را به کفر و گمراهی و ضلالت کشاند و گمراهش کند ) و باز دو بار لعنت کردند کسی را که با حیوانی نزدیک کند ( عمل قبیحی انجام دهد ) اصول کافی جلد 3 صفحه 371 الی 372

حضرت محمد (ص) : من شهر علم هستم و علی (ع) در اوست. دروغ گوید هرکه فکر میکند از غیر در به شهر وارد شده و نیز دروغ میگوید هرکه گمان دارد مرا دوست دارد و علی (ع) را دشمن دارد ( و با او دشمنی میکند) اصول کافی جلد 3 صفحه 336

امام باقر (ع) : از پیغمبر (ص) پرسیدند : بهترین بندگان چه کسانی هستند ؟ فرمودند کسانی که چون کار خوب و نیکی کنند خوشحال و شاد گردند و چون کار بدی کنند از خدا طلب بخشش و آمرزش خواهند و چون به آنها نعمتی عطا شود و نعمتی به آنها داده شود شکر کنند و چون گرفتار شوند صبر کنند و چون عصبانی و خشمناک شوند چشم پوشی کنند ( خشم را کنترل میکنند ) اصول کافی جلد 3 صفحه 337

امام صادق (ع) : مومن یاری کردنش نیکو و خرجش کم و سبک است و زندگیش را خوب اداره میکند و از یک سوارخ دو بار گزیده نمیشود ( یعنی از یک راه دو بار گول نمی خورد بلکه در همان بار اول عبرت میگیرد و بار دیگر گول نمی خورد )  اصول کافی جلد صفحه 339

حضرت محمد (ص) : کسی را که از همه کسی به من دورتر است را به شما معرفی نکنم : گفتند چرا یا رسول الله فرمودند : کسی که از فحش گفتن و فحش شنیدن پروا نداشته باشد ( فحش دهد ) و بد زبان است و بخیل ( خسیس ) و متکبر و کینه توز و حسود و سخت دل و از هر خیری که به آن امید میرود دور است و از هر شر و بدی که از آن پرهیز میشود از او ایمنی نیست و انجام می دهد. ( از هر کار خیر دور است و انجام نمی دهد و از هر بدی و شر دور نیست و انجام می دهد) اصول کافی جلد 3 صفحه 399

امام صادق (ع) : رفاعه گوید : شنیدم امام (ع) می فرمود : مصاحفه ( دست دادن ) کردن مومن از مصاحفه ملائکه بهتر است ( کنایه از اینکه مقام مومن از مقام فرشته برتر است )  اصول کافی جلد 3 صفحه 265

امام صادق (ع) : مومن برادر مومن است . مومن راهنمای مومن است . مومن نسبت به مومن خیانت و ستم نمی کند و مومن نسبت به مومن خلف وعده و بد قولی نمی کند.   اصول کافی جلد 3 صفحه 242

حضرت محمد (ص) : هرکه صبح کند و به امور مسلمین همت نگمارد مسلمان نیست. ( شرح : هرکه صبح کند و به فکر راه انداختن کار مسلمانان و کمک کردن به مسلمانان نباشد مسلمان نیست )  اصول کافی جلد 3 صفحه 238

امام باقر (ع) : ابوعبیده حذاء گوید : به امام باقر (ع) عرض کردم : حدیثی به من بفرما که از آن سود برم . فرمود : ای ابا عبیده بسیار یاد مرگ کن زیرا شخصی که مرگ را زیاد یاد کند به دنیا بی رغبت میشود.  اصول کافی جلد 3 صفحه 198

حضرت محمد (ص) : خدای عزوجل فرموده : آن کسی که با جنگ آشکارا با من برخاسته کسی است که بنده مومن مرا اذیت و خوار کند.اصول کافی جلد 4 صفحه 53

حسن بن جهم گوید : از امام رضا (ع) شنیدم که میفرمود : دوست هر انسانی عقل اوست و دشمن هرکس جهل و نادانیش است.  اصول کافی جلد 1 صفحه 11 الی 12

حضرت ابوالحسن (ع)  : هرکه یک آیه از قرآن را تکذیب کند ( قبول نداشته باشد ) اسلام را پشت سر انداخته ( کافر شده ) و همه قرآن و پیامبران و رسولان را تکذیب کرده ( و دروغگو پنداشته ) است.  روضة الکافی جلد 2 صفحه 42

 امام صادق (ع) : هیچ باطلی نیست که در برابر حق قیام کند جز آنکه حق بر باطل پیروز گردد ، و دلیل آن گفتار خدای عزوجل است که میفرماید : (( بلکه حق را بر باطل بیفکنیم تا آنرا در هم بشکند و یکباره آن باطل نابود گردد و از بین رود )) ( سوره انبیاء آیه 18 )  روضة الکافی جلد 2 صفحه 51

امام صادق (ع) : سودمندترین چیزها برای انسان ها آن است که زودتر از دیگران عیب خویش را پیدا کند و برطرف کند ، و سخت ترین کارها پنهان کردن مستمندی و نداری ( یعنی آبرو داری و به قول معروف به سیلی صورت خود را سرخ نگه داشتن ) است و بی فایده ترین چیزها  ( دو چیز است ) 1.نصیحت کردن کسی که آنرا نمی پذیرد و گوش نمی کند 2.همسایگی و مجاورت با شخص حریص و آزمند ، و آسایش دهنده ترین چیزها نا امیدی از مردم است  ( یعنی اینکه انسان به جز خدا به هیچ کسی امید نداشته باشد ) روضة الکافی جلد 2 صفحه 52

 ابو الربیع شامی گوید : از امام صادق (ع) درباره گفتار خدای عزوجل ( سوره انفال آیه 24 ) پرسیدم : که میفرماید : (( ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را اجابت کنید و پیغمبران را نیز اجابت کنید زیرا شما را به چیزی که زندگیتان می دهد ( حیات می بخشد ) دعوت کنند )) حضرت فرمودند : این آیه درباره ولایت علی (ع) نازل شده. ( زیرا ولایت علی (ع) است که مایه جان و دل و خرد است )   روضة الکافی جلد 2 صفحه 59

حضرت محمد (ص) : روزگاری بر مردم بیاید که از قرآن جز نشان ( نوشته ای ) بجای نماند ( به قرآن عمل نمیشود و فقط آنرا میخوانند یا ماچ میکنند ) ، و از اسلام جز نامی نماند ( ظاهرا همه مسلمان هستند ولی به دستورات قرآن و خدا و ائمه (ع) عمل نمیشود ) ، مردم خود را مسلمان می نامند در صورتیکه  از همه چیزدورتر به اسلام هستند ، مسجدهای آنان ( در ظاهر ) آباد است ولی ( در باطن ) از هدایت ( و حقیقت ) ویران ، فقهای آنان بدترین فقهای زیر آسمان هستند ، فتنه از نزد آنها بیرون آید و به خودشان بازگردد.  روضة الکافی جلد 2 صفحه 138

امام صادق (ع) : همانا حکمت و علم و فرزانگی گمشده مومن است ، پس در هر جا که یکی از شماها گمشده خود را پیدا کرد آنرا فرا گیرد.  روضة الکافی جلد 1 صفحه 245

امام صادق (ع) : هنگامی که ( منافقین در عقبه ) شتر رسول خدا (ص) را رم دادند شتر ( به سخن آمده ) و به رسول خدا (ص) گفت : به خدا سوگند گام برندارم ( راه نروم ) گرچه تکه تکه شوم ( و به هیچ وجه شما را به مخاطره  نمی اندازم )   روضة الکافی جلد 1 صفحه 243

توضیح : داستان رم دادن شتر رسول خدا (ص) را که به وسیله منافقین مکه انجام شد طبرسی (ره) به طور تفصیل در کتاب احتجاج نقل کرده که هرکه خواهد بخواند به آن کتاب مراجعه کند.

امام صادق (ع) : به راستی و درستی که بهترین ارثی که پدران برای پسرانشان می گذارند ادب است نه مال ، زیرا مال از بین می رود ولی ادب می ماند ، ( مسعدة که راوی حدیث است گوید : ) مقصود از ادب علم است.  روضة الکافی جلد 1 صفحه 220

امام صادق (ع) : رسول خدا (ص) فرمود : هرکه به خدا و روز قیامت ایمان دارد باید به وعده ای که می دهد وفا کند.  اصول کافی جلد 4 صفحه 69

امام صادق (ع) : رسولخدا (ص) ( به اصحاب ) فرمود : آیا شما را به بدترینتان آگاه نکنم ؟ عرض کردند : چرا یا رسول الله ، فرمود : آنان که سخن چینی می کنند و میان دوستان جدائی افکنند ، و برای مردمان پاک دامن عیب جوئی کنند.  اصول کافی جلد 4 صفحه 75

مردی خدمت امیرالمومنین (ع) آمد و عرض و کرد : سنت و بدعت و جماعت و فرقت را برایم توضیح دهید : فرمود : سنت روشی است که پیغمبر ( ص) آنرا گذاشته و بدعت چیزی است که بعد از آنحضرت به وجود آمده و جماعت اهل حق هستند اگرچه کم باشند و فرقت اهل باطلند اگرچه بسیار باشند.  اصول کافی جلد 2 صفحه 261

مردی از امام (ع) راجع به قول خدای تعالی : (( هرکس از هدایت من پیروی کند گمراه نشود و بدبخت نگردد )) ( 123 سوره 20 ) پرسید : حضرت فرمودند : یعنی هرکس به ائمه (ع) معتقد باشد و از فرمانشان پیروی کند و از اطاعتشان بیرون نرود.  اصول کافی جلد 2 صفحه 279

رسول خدا (ص) : هرکه به امامی بی وفائی ( و عهد شکنی  ) کند با دهن کج وارد محشر گردد تا به دوزخ رود.اصول کافی جلد 4 صفحه 34

امام باقر (ع) : از دروغ کوچک و بزرگ ، جدی و شوخی بپرهیزید ، زیرا آن کسی که در مساله ای کوچک دروغ گفت به گفتن دروغ بزرگ نیز جرات پیدا می کند ، آیا نمی دانید که رسول خدا (ص) فرمود : انسان پیوسته راست می گوید تا خدا او را صدیق و راستگو نویسد ، و پیوسته دروغ گوید تا خدا او را کذاب ( و دروغگو ) نویسد.  اصول کافی جلد 4 صفحه 35

امام باقر (ع) : دروغ ویران کننده ایمان است.   اصول کافی جلد 4 صفحه 36

مولا علی (ع) : هیچ بنده مزه ی ایمان را نمی چشد تا دروغ را ترک کند چه شوخی باشد و چه جدی.  اصول کافی جلد 4 صفحه 37

مولا علی (ع) : بشنوید و بفهمید و باور کنید و بعد به کار ببندید.  اصول کافی جلد 4 صفحه 194

حضرت صادق (ع) : براى مؤ من سزاوار نيست كه در مجلسى بنشيند كه خداوند در آن مجلس نافرمانى شود و آن مؤ من قدرت بر بهمزدن آن مجلس نداشته باشداصول كافى جلد 4 صفحه 82

 وليد بن عقبه هجرى گويد: شنيدم حضرت باقر عليه السلام فرمود: به خدا سوگند هيچ بنده اى در دعا پافشارى و اصرار به درگاه خداى عزوجل نكند جز اينكه حاجتش را برآورد.  اصول كافى جلد 4 صفحه  224

حضرت صادق (ع ) فرمود: رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود: خدا رحمت كند بنده اى را كه از خداى عزوجل حاجتى بخواهد و در دعاى درباره آن پافشارى و اصرار كند، خواه اجابت شود و خواه اجابت نشود، و اين آيه را تلاوت فرمود (كه ابراهيم عليه السلام فرمايد:) ((و دعاكنم بدرگاه پروردگار خود شايد به وسيله دعاى پروردگارم تيره بخت نباشم ) (سوره مريم آيه 48). اصول كافى جلد 4 صفحه  224

حضرت صادق (ع) : با اهل بدعت رفاقت و هم نشينى نكنيد تا نزد مردم چون يكى از آنها محسوب شويد، رسولخدا (ص ) فرمود: انسان بر كيش دوست و رفيق خود است. اصول كافى جلد 4 صفحه 83  ( یعنی با خوبان رفاقت کن تا خوب شناخته شوی و با بدان رفاقت نکن که بد شناخته میشوی )

امام صادق عليه السلام فرمود: هرگاه بنده استغفار كند (و از خداوند آمرزش خواهد) نامه عملش بالا رود در حاليكه مى درخشد.  اصول كافى جلد 4 صفحه 266

محمد بن مسلم از يكى از دو امام باقر و صادق عليهماالسلام حديث كند كه فرمود: در ميزان (و ترازوى اعمال در قيامت ) چيزى سنگين تر از صلوات بر محمد و آل محمد نيست ، و همانا مردى باشد كه اعمالش را در ميزان گذارند و سبك باشد، پس ثواب صلوات او در آيد و آنرا در ميزان نهد پس بسبب آن سنگين گردد و (بر كفه ديگر) بچربد.  اصول كافى جلد 4 صفحه  252

حضرت صادق (ع ) فرمود: هر كه بدرگاه خداى عزوجل حاجتى دارد بايد بصلوات بر محمد و آلش شروع كند، و سپس حاجت خود را بخواهد، و در آخر هم بصلوات بر محمد و آل محمد پايان دهد، زيرا كه خداى عزوجل كريم تر از آن است كه دو طرف (دعا) را بپذيرد، و وسط (دعا) را واگذارد (و به اجابت نرساند) زيرا صلوات بر محمد و آل محمد محجوب نيست (و بدون بر خورد به حجابى بالا رود).  اصول كافى جلد 4 صفحه  252

حضرت صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا (ص ) فرموده : هيچ مردمى نباشد كه در انجمنى گرد هم آيند و نام خداى عزوجل را نبرند، و بر پيغمبر صلى اللّه عليه و آله صلوات نفرستند جز اينكه آن مجلس مايه حسرت و زيان بر آنها باشد. اصول كافى جلد 4 صفحه  255

حضرت صادق عليه السلام فرمود: در آنچه خدا با موسى مناجات كرد (اين بود كه ) فرمود: اى موسى مرا در هيچ حالى فراموش مكن زيرا كه فراموش كردن من دل را مى ميراند. اصول كافى جلد 4 صفحه  257( یعنی در همه حال به یاد خدا باشیم و گناه نکنیم )

حضرت صادق (ع ) فرمود: شيعيان ما آنهائى هستند كه هرگاه تنها باشند ذكر خدا بسيار كنند. ( در تنهایی به یاد خدا هستند و گناه نمی کنند ) اصول كافى جلد 4 صفحه  259

 وليد بن عقبه هجرى گويد: شنيدم حضرت باقر عليه السلام فرمود: به خدا سوگند هيچ بنده اى در دعا پافشارى و اصرار به درگاه خداى عزوجل نكند جز اينكه حاجتش را برآورد.  اصول كافى جلد 4 صفحه  224

حضرت صادق (ع) فرمود: رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود: خدا رحمت كند بنده اى را كه از خداى عزوجل حاجتى بخواهد و در دعاى درباره آن پافشارى و اصرار كند، خواه اجابت شود و خواه اجابت نشود، و اين آيه را تلاوت فرمود (كه ابراهيم عليه السلام فرمايد:) ((و دعاكنم بدرگاه پروردگار خود شايد به وسيله دعاى پروردگارم تيره بخت نباشم )) (سوره مريم آيه 48). اصول كافى جلد 4 صفحه  224

حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر كه در خدا و رسولش شك كند كافر است. اصول كافى جلد 4 صفحه 98

حضرت صادق عليه السلام فرمود: مردى پيش ابى ذر آمد و گفت : اى اباذر چگونه است كه ما مرگ را بد (و ناخوش ) داريم ؟ گفت : زيرا شما دنيا را آباد كرده ايد و آخرت را ويران ساخته ايد و خوش نداريد كه از (خانه ) آبادان به منزل ويران رويد آن مرد از او پرسيد: ورود ما را بر خداوند چگونه بينى ؟ گفت : اما نيكوكاران شما مانند مسافرى است كه بخاندان خود وارد شود، و اما بدكرداران و (گناهكاران ) شما چون بنده گريخته ايست كه نزد آقايش باز گردانند، گفت : حال ما را نزد خداوند چگونه بينى گفت : كردارتان را بر قرآن عرضه كنيد (و بوسيله آن سنجش كنيد) خداوند (در قرآن ) فرمايد: همانا نيكان در نعمتها هستند و گنهكاران در دوزخند (سوره انفطار آيه 13،14) حضرت فرمود: پس آنمرد گفت : پس رحمت خدا كجاست ؟ فرمود: رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است (يعنى بايد مستحق رحمت باشد تا باو برسد). اصول كافى جلد 4 صفحه  197

حضرت صادق (ع ) فرمود: ريشه و سر هر خطا كارى دوستى دنيا است. اصول كافى جلد 4 صفحه 2بايد دانست كه دنيا و دوستى آن بخودى خود مذموم نيست ، آنچه مذموم است آن دنيائى است كه انسانرا از كسب كمالات و تحصيل آخرت باز دارد، و او را بمهالك اندازد، و گرنه وسيله بسيارى از سعادت همين دنيا و دوستى آن است ، دنيا است كه محل نزول فرشتگان رحمت ، و خانه پيمبران ، و جاى تجارت اولياء خدا بوده ، چنانچه اميرالمؤ منين (ع ) فرمايد، و روى همين اصل ، پيمبران و ائمه اطهار از خداى تعالى طول عمر و ماندن در دنيا را مى خواستند، چنانچه در كلام سيد الساجدين عليه السلام است ، كه از خدا براى صرف در اطاعتش طول عمر مى خواهد، و البته اين چنين دنيائى عين آخرت است ، چنانچه در روايت صحيح از ابن ابى يعفور حديث شده است كه گويد: عرض كردم بحضرت صادق عليه السلام كه ما دنيا را دوست داريم ؟ فرمود: ميخواهى براى چه كار؟ عرض ‍ كردم : مى خواهم بوسيله بوسيله آن ترويج كنم و حج بجاى آورم و برنانخورهاى خود انفاق كنم ، و به برادران دينى خود برسانم ، و صدقه دهم ؟ فرمود: اين از دنيا نيست ، (بلكه ) اين آخرت است . پس رويهمرفته آنچه از اخبار و آيات استفاده مى شود آن است كه دوستى دنيائى كه باعث فراموشى آخرت و تن پرورى و واگذاردن دستورات الهى و حرص بر لذات و شهوات و گناهان و امثال اينها باشد مذموم است ، و بعبارت روشنتر دنيا را براى دنيا بخواهند نه براى آخرت ، ولى اگر دنيا را براى درك سعادات و كسب كمالات و آخرت بخواهد مذموم نيست بلكه ممدوح است (اين بود ملحض كلام مجلسى عليه الرحمة در باب ذم دنيا).

امام صادق (ع ) فرمود: شيطان پسر آدم را در هر چيز مى چرخاند ( و به هر گناهى پيشنهاد مى كند ) همين كه او را خسته كرد، در كنار مال كمين مى كند، و چون بدان جا رسد گريبانش را مى گيرد.   اصول كافى جلد 4 صفحه 3

مقصود اينست كه مال و ثروت بزرگترين كمينگاه شيطان است زيرا بسيار كم است كه به ثروت  برسد و او را نفريبد.

اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : درهم و دينار ( و دوستى آنها ) آنان را كه پيش ‍ از شما بودند هلاك كردند، و همان دو هلاك كننده شمايند. اصول كافى جلد 4 صفحه 4

از حضرت امام صادق (ع ) حديث شده كه حضرت باقر عليه السلام فرمود: شخص حريص بر دنيا مانند كرم ابريشم است كه هر چه بيشتر ابريشم بر خود مى پيچيد راه بيرون شدنش دورتر و بسته تر ميگردد، تا اينكه از غم و اندوه بميرد. اصول كافى جلد 4 صفحه 4

  حضرت صادق عليه السلام : مردم بشناسائى ما و مراجعه بما و تسليم شدن براى ما ماءمورند ( در مقابل گفتار ائمه (ع) باید تسلیم باشیم و چون و چرا نکنیم )، سپس فرمود: و اگر چه روزه بگيرند و نماز گزارند و گواهى دهند كه معبودى جز خداى يگانه نيست ؛ ولى پيش خود فکر کنند كه بما مراجعه نكنند ( و سخنانمان را گوش نکنند ) به همین گفتار مشرك گردند. اصول كافى جلد 4 صفحه 114

حضرت صادق (ع) : براى مؤ من سزاوار نيست كه در مجلسى بنشيند كه خداوند در آن مجلس نافرمانى شود و آن مؤ من قدرت بر بهمزدن آن مجلس نداشته باشداصول كافى جلد 4 صفحه 82

حضرت صادق (ع) : با اهل بدعت رفاقت و هم نشينى نكنيد تا نزد مردم چون يكى از آنها محسوب شويد، رسولخدا (ص ) فرمود: انسان بر كيش دوست و رفيق خود است. اصول كافى جلد 4 صفحه 83  ( یعنی با خوبان رفاقت کن تا خوب شناخته شوی و با بدان رفاقت نکن که بد شناخته میشوی )

امام صادق (ع ) فرمود: در مناجات موسى عليه السلام آمده است كه : اى موسى دنيا خانه كيفر است ، من آدم را براى خطائى كه از او سر زد در آن كيفر دادم ، و دنيا را ملعونه قرار دادم ، آنچه در آنست ملعونست مگر آنچه براى من باشد، اى موسى بندگان شايسته من باندازه دانششان در دنيا زهد ورزيدند، و ديگران باندازه نادانيشان بدان رغبت كردند، و كسى نيست كه آنرا بزرگ شمارد و چشمش در آن روشن گردد، و هيچكس آنرا زبون و پست نشمرد جز آنكه بدان بهره مند شود. اصول كافى جلد 4 صفحه 5

امام صادق (ع ) فرمود: خداوند درى از دنيا بر بنده نگشايد جز اينكه بمانند آن درى از حرص بر او بگشايد. اصول كافى جلد 4 صفحه 7  مقصود اين است كه هر مقدار مال زياد گردد بهمان مقدار حرص زياد شود چنانچه تجربه شده است .

از امام صادق (ع ) حديث شده كه حضرت عيسى (ع ) فرمود: اى مردم شما، براى دنيا كار ميكنيد در صورتيكه بدون كارى روزى بشما داده شود، و براى آخرت كار نميكنيد در حاليكه در آخرت جز در برابر كردار بشما روزى داده نشود، واى بر شما علماى بدكردار، مزد را بگيريد و كا را ضايع سازيد، نزديك است كه صاحب كار، كارش را بپذيرد و نزديك است كاركنان از تنگناى دنيا بتاريكى گور روند، چگونه دانشمند است كسى كه در راه آخرت است و رو بدنيا دارد، و آنچه باو زيان رساند محبوبتر است نزدش از آنچه باو سود رساند. اصول كافى جلد 4 صفحه 7

امام صادق(ع): دورترين حالى كه بنده از خداى عزوجل دارد اينست كه اندوهى جز براى شكم و فرج نداشته باشد.  ( فکری جز پر کردن شکم و شهوترانی نداشته باشد ) اصول كافى جلد 4 صفحه 8

امام صادق عليه السلام دوستى داشت كه آن حضرت را بهرجا كه مى رفت رها نميكرد و از او جداست نمى شد، روزى در بازار كفشها همراه حضرت مى رفت ، و دنبالشان غلام او كه از اهل سند بود مى آمد، ناگاه آن مرد به پشت سرخود متوجه شده و غلام راست خواست و او را نديد و تا سه مرتبه بدنبال برگشت و او راست نديد، با چهار كه او را ديد گفت : اى زنازاده كجا بودى ؟ امام صادق عليه السلام دست خود را بلند كرده و به پيشانى خود زد و فرمود: سبحان الله مادرش راست بزنا متهم كنى ؟ من خيال مى كردم تو خوددار و پارسائى ، اكنون مى بينم كه ورع و پارسائى ندارى ؟ عرض كرد: قربانت گردم مادرش زنى است از اهل سند و مشرك است ؟ فرمود: مگر ندانسته اى كه هر ملتى براى خود ازدواجى دارند، از من دور شو عمر و بن نعمان (راوى حديث ) گويد: ديگر او را نديدم كه با آنحضرت راه برود تا آنگاه كه مرگ ميان آنها جدائى انداخت. و در روايت ديگرى است كه فرمود: (آيا ندانسته اى كه ) براى هر امتى ازدواجى است كه بوسيله آن از زنا جلوگيرى كنند.
 اصول كافى جلد 4 صفحه 15

از امام صادق عليه السلام حديث شده كه فرموده : در بنى اسرائيل مردى بود كه سه سال پيوسته دعا مى كرد كه خدا پسرى به او روزى كند (دعايش مستجاب نمى شد) همينكه ديد خدا خواهش او را بر نمى آورد عرض كرد: پروردگارا آيا من از تو دورم و تو سخن مرا نمى شنوى ، يا تو بمن نزديكى و پاسخ نمى دهى ؟ كسى در خواب نزدش آمد و باو گفت : تو سه سال تمام خدا را با زبانى بد و هرزه ، و دلى سركش و ناپرهيزكار، و نيتى نادرست ميخوانى ، پس بايد از هرزه گويى بد آئى ، و دلت پرهيزكار، و نيتت درست گردد (تا خواهشت بر آورده شود) حضرت فرمود: آنمرد بدستور عمل كرد سپس دعا كرد و خدا را خواند و داراى پسرى شد.از اين حديث معلوم مى شود كه استجابت دعا شرايطى دارد كه از آنجمله است پاكى زبان و پرهيزكارى دل و درستى نيت ، و اين منافاتى باوعده خدا در اجابت دعا ندارد.اصول كافى جلد 4 صفحه 16

امام صادق (ع) : رسولخدا (ص) فرمود : دشنام اگر بصورتى در بیايد صورت بدى است. اصول كافى جلد 4 صفحه 16

امام صادق (ع) : دشنام دادن و بدزبانى و هرزه گوئى از (نشانه هاى ) نفاق و دوروئى است. اصول كافى جلد 4 صفحه 17

امام صادق (ع) : هر كس به برادر مسلمان خود دشنام دهد خدا بركت از روزى او بر دارد، و او را بخودش ‍ واگذارد، و زندگيش را تباه سازد.  اصول كافى جلد 4 صفحه 17

امام صادق عليه السلام فرمود : كسيكه مردم از زبانش بترسند ، او در آتش است. اصول كافى جلد 4 صفحه 19

 امام صادق (ع) : رسول خدا (ص) فرمود: زودرس ترين بديها از نظر كيفر و عقوبت تجاوز كارى و ستمگرى است. اصول كافى جلد 4 صفحه 19

مجلسى (ره ) گويد: مقصوداز تعجيل در كيفر او اينست كه در دنيا نيز كيفر كردارش باو ميرسد، بلكه در دنيا نيز زود باو برسد.

امام صادق عليه السلام فرمود: شيطان به لشكرهاى خود گويد: ميان افراد آدميزاد حسد و ستم افكنيد، زيرا ايندو در نزد خداوند با شرك برابرند.   اصول كافى جلد 4 صفحه 19

مجلسى (ره ) گويد: برابرى آندو با شرك براى آنست كه آنها نيز در بيرون بردن از دين و كيفر و تاءثير در فساد نظام جهان همانندند زيرا بيشتر مفاسد جهان از مخالفت با پيمبران و اوصياء ايشان و پيروى نكردن از آنان و شيوع گناهان از اين دو خصلت سرچشمه گرفته ، چنانچه شيطان به آدم عليه السلام حسد ورزيد، و چنانچه سركشان هر ملت و امتى بحجتهاى الهيه تعدى و ستم كردند.

حضرت على بن الحسين عليه السلام فرمود: عجب است از انسان متکبر برخود بالنده ( مغرور) ، آنكس كه ديروز نطفه (بد بو و بى ارزش ) بوده ، و سپس فردا مردارى (گنديده ) است. اصول كافى جلد 4 صفحه 20 

امام صادق عليه السلام فرمود: كه مردى نزد رسول خدا آمد عرض كرد: اى رسول خدا من فلان پسر فلانم و تا نه نفر از پدران خود را شمرد، رسول خدا (ص ) بوى فرمود: تو دهمى آنانى در دوزخ . اصول كافى جلد 4 صفحه  21

مجلسى (ره ) در معناى حديث گويد: يعنى پدرانت كافر بوده اند و در دوزخند، پس اين چه افتخارى است كه تو بآنان دارى و تو نيز مانند آنان كافر هستى در باطن اگر منافق بوده ، و در مظاهر اگر كافر بوده است ، پس هيچ راهى براى باليدن خود بايشان ندارى .

در آنچه خداى عزوجل با موسى عليه السلام مناجات كرد اين بود كه : اى موسى در دنيا آرزوى خود را دراز مكن كه دلت سخت ، و سخت دل از من دور است .اصول كافى جلد 4 صفحه  22

مجلسى عليه الرحمة گويد: درازى آرزو اينستكه انسان مرگ را فراموش كند و دور پندارد، و گمان كند كه عمرش دراز باشد، يا آرزوهاى بسياريكه جز در طول عمر بدست نيايد، و اين مايه سخت دلى است ، يعنى نترسيدن و نداشتن هراس از ترسناكيها، و نپذيرفتن پندها سودمند، چنانكه ياد مرگ دل انسان راست نرم و هنگام تذكر خدا و مرگ ترسناك كند.

حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه صبح كند و در دل قصد ستم كردن بكسى را نكند خداوند هر گناهيكه آن روز كرده بيامرزد تا خونى نريزد، و مال يتيمى را بحرام (و ناحق ) نخورد.اصول كافى جلد 4 صفحه 25

 امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه ستم بكسى كند بهمان ستم گرفتار شود، در خودش باشد يا در مالش در فرزندش . اصول كافى جلد 4 صفحه 26

امام صادق (ع) : ستمكار و كمك كار او و آنكه بستم او راضى باشد هر سه آنان در ستم شريكند. اصول كافى جلد 4 صفحه 28

امام باقر عليه السلام فرمود: خداوند از (هيچ ) ستمكارى انتقام نگيرد و مگر بوسيله ستمكار ديگرى ، و اينست گفتار خداى عزوجل ((و بدينسان بگماريم بعضى از ستمگران را بر بعضى ))
(سوره انعام آيه 129) اصول كافى جلد 4 صفحه 29

امام صادق (ع) : رسول خدا (ص) فرمود: زودرس ترين بديها از نظر كيفر و عقوبت تجاوز كارى و ستمگرى است. اصول كافى جلد 4 صفحه 19

مجلسى (ره ) گويد: مقصوداز تعجيل در كيفر او اينست كه در دنيا نيز كيفر كردارش باو ميرسد، بلكه در دنيا نيز زود باو برسد.

از امام صادق عليه السلام روايت شده كه رسول خدا(ص ) فرمود: آفت حسب بخود باليدن است . اصول كافى جلد 4 صفحه 22

حضرت موسى بن جعفر عليه السلام بمن فرمود: بپرهيز از نردبانيكه بالا رفتنش آسان و پائين آمدنش دشوار است . اصول كافى جلد 4 صفحه 32 

فيض و مجلسى عليها الرحمة گويند: شايد مقصود نهى از طلب جاه و رياست و ساير شهوات دنيا و بلنديهاى آن باشد كه اگرچه به آسانى بدست آيد ولى عاقبت و سرانجام بدى دارد، و خلاصى از گرفتاريهاى آن بى نهايت دشوار است ، و حاصل اينكه پيروى نفس و بالا رفتن از پله هاى هوى و هوس گرچه آسانست و بر آمدن بر هر پله بسهولت انجام شود، و بآسانى بدست آيد ولى هنگام مرگ دست از همه شستن و گذاردن و رفتن و حساب پس دادن آن دشوار است ، و بمانند كسى است كه اندك اندك بر قله كوهى بالا رود و در فرود آمدن حيران و سرگردان بماند، و همانند كسى است كه پله پله بر نردبانى بر آيد و در پله آخرين ناگهانى در افتد. پس هر مقدار پله ها زيادتر باشد زيان سقوط بيشتر و خطر آن زيادتر است .
(برگرديم بدنباله حديث عبدالرحمن بن حجاج ) گويد و حضرت صادق عليه السلام ميفرمود: نفس (سركش ) را بميل و خواهش خود رها مكن ، زيرا كه نابوديش در خواهش آن است ، رها كردن نفس بآنچه خواهد براى آن درد، و جلوگيرى از آن آنچه خواهد درمان آن است .

امام باقر عليه السلام فرمود: دروغ ويران كننده ايمان است . اصول كافى جلد 4 صفحه 36

امام باقر (ع ) فرمود: اولين كسيكه دروغگو را تكذيب كند خداوند عزوجل است ، سپس دو فرشته كه با او هستند، سپس خود او هم ميداند كه دروغگو است . اصول كافى جلد 4 صفحه 36

در حديثى مرفوع روايت شده كه نزد امام صادق عليه السلام گفته شد: كه بافنده ملعونست ؟ حضرت فرمود: اين آن بافنده ايست كه بر خدا و بر رسولش دروغ ببافد. اصول كافى جلد 4 صفحه 37

امام صادق عليه السلام فرمود: عيسى بن مريم عليه السلام فرمود: هر كه دروغش زياد شد، آبرويش ‍ برود. اصول كافى جلد 4 صفحه 37

امير المؤ منين عليه السلام فرمود: براى مرد مسلمان سزاوار و شايسته است كه از رفاقت دروغگو بپرهيزد، زيرا كه او دروغگويد تا بدانجا كه اگر راست هم بگويد باور نشود. اصول كافى جلد 4 صفحه 38

امام صادق عليه السلام  فرمود: سخن بر سه گونه است : راست ، و دروغ ، و اصلاح ميان مردم ، (راوى ) گويد: به آن حضرت عرض شد: قربانت اصلاح ميان مردم چيست ؟ فرمود: از كسى سخنى درباره ديگرى مى شنوى كه اگر آن سخن به او برسد بد دل مى شود، پس تو او را ديدار كنى و باو بگوئى : از فلانى شنيدم كه درباره خوبى تو چنين و چنان ميگفت ، بر خلاف آنچه شنيده اى . اصول كافى جلد 4 صفحه 38

حضرت صادق عليه السلام فرمود: اصلاح كننده (بين دو نفر يا دو جمعيت ) دروغگو نيست . اصول كافى جلد 4 صفحه  41

حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر كه با مسلمانان به دورو و دو زبان برخورد كند، روز قيامت بيايد در حاليكه براى او دو زبان از آتش باشد.
شرح مقصود كسانى هستند كه براى جلب نفع دنيوى نزد هر كسى مطابق تمايلات او سخن گويند و باصطلاح معروف نان را بنرخ روز خورند، و اينكار باعث حقيقت پوشى ها و حق كشيهاى زيادى گردد و بقول علامه مجلسى (ره ) و ديگران اين عين نفاق است . اصول كافى جلد 4 صفحه  42

حضرت باقر عليه السلام فرمود: چه بد بنده ايست آن بنده ايكه داراى دو رو و دو زبان است ، در حضور برادرش او را ستايش كند (و يا در تمجيد او از حد بگذراند) و در پشت سر او را بخورد يعنى غيبت او كند چنانچه خدايتعالى فرمايد: ((و غيبت نكند برخى از شما برخى را آيا دوست دارد يكى از شما كه بخورد گوشت برادر مرده خويش را، همانا خوش داريد آنرا)) (سوره حجرات آيه 12) اصول كافى جلد 4 صفحه 43

حضرت صادق عليه السلام فرمود: پيوسته شيطان تا دو مسلمان باهم قهر هستند شادمان است ، و همينكه با هم آشتى كنند زانوهايش بلرزد و بندهايش از هم جدا شود و فرياد زند: اى واى بر او (مقصود از او خود شيطان است بشرحى كه يايد) از آنچه بدو رسد از هلاكت . اصول كافى جلد 4 صفحه 45

حضرت صادق عليه السلام فرمود: كمترين آزار (به پدر و مادر) گفتن اف (به آنها) است ، و اگر خداى عزوجل چيزى را آسان تر و خوارتر از آن ميدانست از آن نهى مى فرمود. اصول كافى جلد 4 صفحه 49

حضرت صادق عليه السلام فرمود: چون روز قيامت شود، پرده از پرده هاى بهشت را كنار زنند، پس هر جاندارى بوى آنرا از مسافت پانصد سال ران بشنود، جز يكدسته ، عرض كردم : آنها كيانند؟ فرمود: عاق والدين خود. اصول كافى جلد 4 صفحه 49

حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر كس بپدر و مادر خود نظر دشمنى كند در صورتيكه آندو باو ستم (نيز) كرده باشند، خداوند نمازش را نپذيرد. يعنى در صورت ستم باو نيز قبول نشود تا چه رسد باينكه نيكى باو كنند. اصول كافى جلد 4 صفحه 50

حضرت صادق عليه السلام فرمود: اگر خداوند چيزى را (در آزردن پدر و مادر) كمتر از اف مى دانست از آن نهى ميكرد، و آن كمترين مراتب آزردن است ، و از جمله آزردن است كه كسى به پدر و مادر خود خيره نگاه كند.اصول كافى جلد 4 صفحه 50

حضرت صادق عليه السلام فرمود: چون روز قيامت شود يك منادى ندا كند: كجايند روگردانان از دوستان من ؟ پس دسته اى كه صورت آنها گوشت ندارد برخيزند، پس گفته شود: اينهايند آنكسانى كه مؤ منين را آزردند، و با آنان دشمنى كردند، و عناد ورزيدند، و آنها را در دينشان با درشتى سرزنش كردند، سپس فرمان شود كه آنان را بدوزخ برند.اصول كافى جلد 4 صفحه 52

حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر كه مؤ منى را خوار شمارد چه (آن مؤ من ) مستمند باشد يا غير مستمند، پيوسته خداى عزوجل او را خوار و دشمن دارد تا آنگاه كه از خوار شمردن آن مؤ من برگردد. اصول كافى جلد 4 صفحه 52

و نيز حضرت باقر عليه السلام فرمود: كه در كتاب رسولخدا يافتيم (نوشته بود): هر گاه پس از من زنا پديدار شود مرگ ناگهانى فراوان گردد، و هرگاه از پيمانه و ترازو كم شود، خداوند آنان را بقحطى و كمى (خوار و بار و ساير وسائل زندگى ) ماءخوذ دارد، و هرگاه از دادن زكاة دريغ كنند، زمين بركات خود را از زراعت و ميوه ها و معادن همه آنها (از آنان ) دريغ كند، و هرگاه در احكام بنا حق حكم كنند همكارى در ستم و عدوان كنند (و بستم همديگر دچار شوند) و چون پيمان شكنى كنند خداوند دشمنشان را بر آنان مسلط كند، و چون قطع رحم كنند خداوند اموال (و ثروتها) را در دست اشرار قرار دهد، و چون امر بمعروف و نهى از منكر نكنند و پيروى از نيكان اهل بين من ننمايند خداوند اشرار آنان را بر ايشان مسلط گرداند، پس نيكان آنها دعا كنند و مستجاب نشود. اصول كافى جلد 4 صفحه 81

حضرت صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله و آله و سلم فرموده است : هر كه كار زشتى را فاش كند چون كسى است كه آن را انجام داده ، و هر كه مؤ منى را به چيزى سرزنش كند نميرد تا مرتكب آن شود ( نمیرد تا در آن مسئله امتحان شود ). اصول كافى جلد 4 صفحه 59

مفضل بن عمر گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمود: هر كه بر ضرر مؤ من داستانى بگويد و قصدش عيب او و ريختن آبرويش باشد كه از چشم مردم بيفتد خداوند او را از دوستى خود بدوستى شيطان براند و شيطان هم او را نپذيرد. اصول كافى جلد 4 صفحه 62

از امام صادق عليه السلام روايت شده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: دشنام گوى مؤ من مانند كسى است كه در پرتگاه هلاكت است . اصول كافى جلد 4 صفحه 63

امام صادق عليه السلام فرمود: همينكه مؤ من برادر (دينى ) خود را تهمت زند ايمان از دلش زدوده شود، چون نمك در آب . اصول كافى جلد 4 صفحه  66

امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرموده : هر كه بخدا و روز جزا ايمان دارد بايد بوعده كه ميدهد وفا كند.  اصول كافى جلد 4 صفحه  69

حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر مردى از شيعيان ما كه نزد مردى از برادرانش برود و درباره حاجتى از او كمك بخواهد و او با اينكه قدرت بر آن دارد كمكش نكند خداوند او را گرفتار كند كه حاجت ديگرى از دشمنان ما را بر آورد و بدان واسطه خداوند در روز قيامت او را عذاب كند. اصول كافى جلد 4 صفحه  72

امام صادق (ع) فرمود : هر كه به نيم كلمه بر ضرر مؤ منى اقدام كند روز قيامت خداى عزوجل را ديدار كند و ميان دو چشمش ‍ نوشته شده : نا اميد است از رحمت من . اصول كافى جلد 4 صفحه  75

حضرت صادق عليه السلام فرمود: رسولخدا (ص ) (باصحاب ) فرمود: آيا شما را ببدترينتان آگاه نكنم ؟ عرض كردند: چرا يارسول الله ، فرمود: آنان كه بسخن چينى روند، و ميانه دوستان جدائى افكنند، و براى مردمان پاك دامن عيب جوئى كنند. اصول كافى جلد 4 صفحه  75

از حضرت صادق عليه السلام حديث شده كه رسولخدا (ص ) فرمود: هر كس خوشنودى مردم را بخشم خدا جويد، خداوند ستايش كننده او را نكوهش كننده اش قرار دهد. اصول كافى جلد 4 صفحه 78

حضرت صادق عليه السلام فرمود: براى مؤ من سزاوار نيست كه در مجلسى بنشيند كه خداوند در آن مجلس نافرمانى شود و آن مؤ من قدرت بر بهمزدن آن مجلس نداشته باشد. اصول كافى جلد 4 صفحه 82

ضريس از امام صادق (ع) عليه السلام حديث كند كه در گفتار خداى عزوجل (در همين آيه ) فرمود: شرك در طاعت است نه شرك در عبادت ، و از گفتار خداى عزوجل ((و برخى از مردمند كه خدا را بر حرف پرستش كنند)) (سوره حج آيه 11 پرسيدم ؟) فرمود: آيه درباره مردى نازل شده و سپس درباره پيروان او هم باشد، پس من عرضكردم : هر كه در برابر شما چيزى بر پا دارد او از كسانى است كه خدا را بر حرف پرستيده ؟ فرمود: آرى و گاهى مشرك محض ‍ باشد. اصول كافى ج  4 صفحه 114

عميره گويد: از حضرت صادق عليه السلام شنيدم كه مى فرمود: مردم بشناسائى ما و مراجعه بما و تسليم شدن براى ما ماءمورند، سپس فرمود: و اگر چه روزه بگيرند و نماز گزارند و گواهى دهند كه معبودى جز خداى يگانه نيست ؛ ولى پيش خود بنا گذارند كه بما مراجعه نكنند بهمان سبب مشرك گردند. اصول كافى جلد 4 صفحه 114

اميرالمؤمنين عليه السلام در خطبه اش مى فرمود: ترديد (درباره دين و احكام آن ) بخود راه ندهيد تا بشك افتيد، پس كافر شويد. اصول كافى جلد 4 صفحه 117


ابو بصير گويد: پرسيدم از حضرت صادق (عليه السلام ) از (تفسير) گفتار خداى عزوجل : ((آنانكه ايمان آوردند و ايمانشان را به ستم آلوده نكردند )) (سوره انعام آيه 82) فرمود: (مقصود از ستم ) شك است (يعنى ايمانشان را به شك نيالوده اند). اصول كافى جلد 4 صفحه 118

حضرت صادق عليه السلام فرمود: همانا بنده بامداد كند در حالى كه مؤ من است و شام كند در حالى كه كافر است ، و (بالعكس گاهى شود كه ) صبح كند كافر و شام كند مؤ من ، (و در اين ميان ) مردمى هستند كه ايمانشان عاريت است و سپس از آنها گرفته شود و آنها را معارين (يعنى عاريت داده شدگان ) نامند، سپس فرمود: فلانى از آنها است . اصول كافى جلد 4 صفحه  146

عمرو گويد روزى حضرت صادق عليه السلام بما فرمود: (گاهى ) مردى را مى بينيد كه در سخنورى در يك لام يا واوى خطا نكند، خطيب (و سخنورى ) است و زبردست و شيوا و همانا دلش از شب تاريك و ظلمانى تاريكتر و سياهتر است ، و (گاهى ) مردى را بينى كه نتواند آنچه در دل دارد به زبان آورد، اما دلش مانند چراغ نورافشانى كند. اصول كافى جلد 4 صفحه  151

على احمسى از حضرت باقر عليه السلام حديث كند كه فرمود: به خدا سوگند از گناه نجات نيابد (و رها نشود) جز كسى كه بدان اعتراف كند.
گويد: و نيز آن حضرت عليه السلام فرمود: در توبه پشيمانى كافى است . اصول كافى جلد 4 صفحه 157

حضرت صادق عليه السلام فرمود: همانا خداوند دوست دارد بنده اى را كه در گناه بزرگ به او توجه كند (و از او آمرزش بخواهد) و مبغوض دارد بندهايى را كه گناه اندك را خوار شمارد و به آن بى اعتنا باشد (و در مقام توبه و تدارك آن نباشد).اصول كافى جلد 4 صفحه  159

حضرت صادق (ع ) فرمود: از خودت براى خودت باز گير، از تندرسيت پيش از آنكه بيمار شوى باز گير، و در توانائى پيش از آنكه ناتوان گردى ، و در زندگى پيش از مردن (از خودت بنفع خودت بهره بردارى كن ). اصو ل كافى جلد 4 صفحه  193

حضرت صادق (ع ) فرمود: چون روز آيد (بمردمان ) گويد: اى فرزند آدم در اين روز كار نيكى كن تا من در روز قيامت نزد پروردگارت براى تو گواهى دهم ، زيرا من كه در گذشته پيش تو نيامدم ، و پس از اين هم نزدت نيايم ، و شب هم هنگامى كه آيد همين سخن را گويد. اصول كافى جلد 4 صفحه  193

مردى نزد امير المؤ منين عليه السلام آمد و عرضكرد: اى اميرمؤ منان مرا سفارش كن براهى از راههاى خير و خوبى كه بدان نجات يابم ؟ اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: اى آنكه پرسيدى بشنو و سپس بفهم و پس از آن باور كن و سپس بكار بند:
مردم سه گروهند: زاهد (پارسا) و صابر (شكيبا) و راغب (خواهان دنيا)، اما زاهد كسى استكه اندوهها و شاديها از دلش بيرون رفته نه بچيزى از دنيا شاد شود، و نه بر چيزى كه از دستش رفته افسوس خورد پس او آسوده خاطر است ، و اما صابر آنكس است كه در دل آرزوى دنيا كند و چون بدان رسد بخاطر سرانجام بد آن و زشتى منظر آن (در نظر خرد) بنفس خود لگام زند كه از آن برنگيرد، (و چنانست ) كه اگر بر دلش آگاه شوى از پارسائى و فروتنى و دور انديشى او در شگفت شوى ، و اما راغب باك ندارد كه دنيا از چه راهى بدست او رسد: از حلال است يا از حرام ، و باك ندارد كه درباره آن آبرويش چركين شود، و خود را هلاك كند، و مردانگى خود را از بين ببرد، پس آنهايند كه در گرداب سخت (دنيا) سرگردان و مضطربند. اصول كافى جلد 4 صفحه  194

حضرت صادق (ع ) مى فرمود: اگر بتوانى كه شناخته نشوى (و گمنام باشى ) همان كار را بكن ، چه باكى بر تو باشد كه مردم تو را نستايند؟ و چه باكى است تو را كه نزد مردم نكوهيده باشى در صورتيكه نزد خدا پسنديده باشى ؟ سپس فرمود: پدرم على بن ابى طالب عليه السلام فرموده خيرى در زندگى نيست جز براى دو نفر: (يكى ) مردى كه هر روز كار خيرى (بر كارهاى خير گذشته ) بيفزايد، و (ديگر) مردى كه مرگش را با توبه تدارك ببيند و كجا توبه تواند؟ بخدا سوگند اگر سجده كند تا گردنش بريده شود بجز با ولايت (و دوستى ) ما اهل بيت ، خداى تعالى توبه اش را نپذيرد، آگاه باشيد آيا كيست كه حق ما را بشناسد و اميد ثواب بوسيله ما داشته باشد؟ و بخوراك نيم مد (كه تقريبا پنج سير است ) در هر روز راضى باشد، و بدانچه از جامه كه عورتش را بپوشاند و سرش را در خود مستور سازد (خشنود باشد) با اينكه در همين اندازه هم ترسان و هراسان باشند، و دوست دارند بهره شان از دنيا همان باشد و بهمين سان خداى عزوجل آنها را توصيف كرده و فرموده است : ((و آنانكه در راه خدا بدهند آنچه بآنها داده شده و دلشان ترسان است كه بسوى پروردگارشان بازگشت كنند)) (سوره مؤ منون آيه 60) سپس فرمود: چه چيز بآنها داده شده ؟ بخدا سوگند بدانها با اطاعت خدا محبت و ولايت (ما خاندان ) داده شد و با اينحال باز هم ترسانند، ترسشان شك و ترديد نيست ، بلكه مى ترسند مبادا در دوستى و فرمانبردارى از ما مقصر باشند؟ اصول كافى جلد 4 صفحه  195

محمد بن مسلم گويد: از امام باقر عليه السلام شنيدم كه ميفرمود: چه بسيار خوب است حسنات (كارهاى نيك و شايسته ) بدنبال سيئات (كارهاى بد و گناهان ) و چه بسيار بد است سيئات در دنبال حسنات . اصول كافى جلد 4 صفحه  196

امام صادق عليه السلام فرمود: مردى بابى ذر نوشت : اى اباذر چيزى از علم بمن تحفه بده ، در جوابش نوشت : همانا علم بسيار است ولى اگر بتوانى بآنكه دوستش دارى بدى نكنى ، آنرا بكن ، آنمرد گفت : آيا تاكنون كسى را ديده اى كه بآنكه دوستش دارد بدى كند؟ گفت : آرى تو خودت را از همه كس بيشتر دوست دارى ، و چون نافرمانى خدا كنى بداى بدى كرده اى . اصول كافى جلد 4 صفحه  197

حضرت صادق (ع ) فرمود: اميرالمؤ منين عليه السلام فرموده : دست برداشتن از گناه آسانتر از طلب توبه است ، و بسا شهوترانى يكساعت كه اندوه درازى بجا گذارد. و مرگ دنيا را رسوا كرده و براى هيچ صاحب خردى شادى نگذاشته . اصول كافى جلد 4 صفحه  188

حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود: از ما نيست كسى كه هر روز حساب خود را نكند، پس اگر كار نيكى كرده است از خدا زيادى آن را خواهد، و اگر گناه و كار بدى كرده در آن گناه از خدا آمرزش خواهد و بسوى او بازگشت كند (و توبه نمايد). اصول كافى جلد 4 صفحه  190

حضرت صادق (ع ) فرمود: بر دنيا شكيبا باشيد كه آن ساعتى است ، زيرا آنچه كه از دنياى گذشته (اكنون ) نه دردى از آن احساس كنى و نه شادى ، و آنچه نيامده كه ندانى چيست ؟ همانا دنياى تو آن ساعتى است كه در آنى پس در آن يكساعت بر طاعت خدا صبر كن و از نافرمانى خداوند شكيبا باش (و خود را نگاهدار). اصول كافى جلد 4 صفحه  191

حضرت صادق (ع ) بمردى فرمود: تو را طبيب خودت كرده اند، و درد را هم برايت گفته اند و نشانه سلامتى را هم برايت ياد داده اند، و بدارو هم تو را راهنمايى كرده اند اكنون بنگر تا چگونه درباره آن رفتار كنى . اصول كافى جلد 4 صفحه  192

مجلسى (ره ) گويد: درد همان اخلاق زشت گناهان كشنده است ، و نشانه سلامتى همان نشانه هايست كه خدا و رسول و ائمه اطهار فرموده اند مانند اول سوره مؤ منون و ساير آنچه در اوصاف مؤ منين و متقين گفته شده است و بسيارى از آنها گذشت ، و دارو و توبه و استغفار است و هم چنين هم نشينى با احيار و پرهيز كردن از اشرار و زهد در دنيا و تحقيق در اطراف امراض جسم كردن و مداواى هر كدام را بضد خودش .... تا آنجا كه گويد: ((اكنون نگاه كن ببين چگونه در رسيدگى بخودت قيام كنى ، و دردهاى آن را درمان كنى ، و اگر در اين باره كوتاهى كنى خود را كشته اى و هر كه خودكشى كند سزايش تا ابد دوزخ است .

حضرت باقر (ع ) فرمود: هيچ قطره اى نزد خدا محبوبتر نيست از آن اشكى كه در تاريكى شب از ترس خدا بريزد و جز خدا چيز ديگرى بآن منظور نباشد. اصول كافى جلد 4 صفحه  234

حضرت صادق (ع ) فرمود: هر چشمى در روز قيامت گريان است جز سه چشم چشمى كه از (ديدن و نظريه ) آنچه خداوند حرام كرده بر هم نهاده شده ، و چشمى كه در راه اطاعت خداوند بيدارى كشيده ، و چشمى كه در دل شب از ترس خدا گريسته است . اصول كافى جلد 4 صفحه  234

حضرت صادق (ع ) باءبى بصير فرمود: اگر از وقوع چيزى ترس داشتى يا حاجتى خواستى بنام خدا (دعا را) آغاز كن ، و او را تمجيد كن و ستايشش كن چنانچه شايسته آن است ، و بر پيغمبر صلى اللّه عليه و آله صلوات بفرست و حاجت خود را بخواه و خود را به گريه وادار كن اگر چه به اندازه سرمگسى باشد، همانا پدرم هميشه مى فرمود: نزديكترين حالى كه بنده به پروردگار عزوجل دارد آنزمانى است كه در سجده باشد و گريان . اصول كافى جلد 4 صفحه  235

شنيدم حضرت صادق (ع ) مى فرمود: مردى وارد مسجد شد و پيش از ستايش بر خدا و صلوات بر پيغمبر (ص ) شروع بدعا كرد، رسول خدا (ص ) فرمود: اين بنده در (دعا و درخواست از) پروردگارش شتاب كرد، سپس مرد ديگرى وارد شد و نماز خوانده و خداى عزوجل را ستايش نمود و بر رسول خدا (ص ) صلوات فرستاد، پس رسول خدا (ص ) بوى فرمود: بخواه تا بتو داده شود.اصول كافى جلد 4 صفحه  239

حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر كه ايمان بخدا و روز قيامت دارد در مجلسى كه امامى را مذمت كنند يا مؤ منى را عيب كنند ننشيند.اصول كافى جلد 4 صفحه

محمد بن مسلم گويد: از امام باقر عليه السلام شنيدم كه ميفرمود: چه بسيار خوب است حسنات (كارهاى نيك و شايسته ) بدنبال سيئات (كارهاى بد و گناهان ) و چه بسيار بد است سيئات در دنبال حسنات . اصول كافى جلد 4 صفحه  196

امام صادق عليه السلام فرمود: مردى بابى ذر نوشت : اى اباذر چيزى از علم بمن تحفه بده ، در جوابش نوشت : همانا علم بسيار است ولى اگر بتوانى بآنكه دوستش دارى بدى نكنى ، آنرا بكن ، آنمرد گفت : آيا تاكنون كسى را ديده اى كه بآنكه دوستش دارد بدى كند؟ گفت : آرى تو خودت را از همه كس بيشتر دوست دارى ، و چون نافرمانى خدا كنى بداى بدى كرده اى . اصول كافى جلد 4 صفحه  197

حضرت صادق عليه السلام فرمود: اى موسى بهترين دو روز (زندگانى دنيا و آخرتت ) همان روزى كه در پيش دارى (كه روز آخرت باشد) پس ببين كه آنروز چه روزى است و جوابى براى آن آماده و مهيا كن ، زيرا تو بازداشت شوى ، و پرسش شوى ، و تو پند خود را از دنيا بگير، زيرا روزگار هم دراز است و هم كوتاه ، پس چنان كار كن كه گويا ثواب كردارت را بچشم خود ببينى تا بآخرت خود اميدوارتر باشى ، زيرا آنچه از دنيا بيايد همانند آنست كه رفته است . اصول كافى جلد 4 صفحه  198

امام باقر عليه السلام فرمود: همانا خداوند بندگان خاصى دارد كه از بلا آنها را نگهدارد، پس در عافيت آنان را زنده بدارد، و در عافيت روزيشان دهد، و در عافيت بميراند و در عافيت زنده داشته ، و در عافيت در بهشت آنانرا سكونت دهد. اصول كافى جلد 4 صفحه  203

حضرت صادق عليه السلام فرمود: دعاء از نيزه نافذتر است . اصول كافى جلد 4 صفحه  214

حضرت ابى الحسن (كاظم ) عليه السلام  فرمود: همانا دعاء برمى گرداند آن چه را مقدر شده و آنچه را مقدر نشده ، عرض كردم : مقدر شده را دانستم مقدر نشده كدام هست ؟ فرمود: تا اينكه تقدير در مورد آن نشود.  اصول كافى جلد 4 صفحه  215

يعنى دعاء جلو تقدير را مى گيرد و بداء حاصل گردد.

حضرت صادق (ع ) به من فرمود: بر تو باد بدعاء زيرا آن درمان هر دردى است . اصول كافى جلد 4 صفحه  217

حضرت صادق (ع ) فرمود: دعا مخزن و گنجينه اجابت است چناچه ابر مخزن باران است . اصول كافى جلد 4 صفحه 217

مجلسى (ره ) گويد: ((الدعاء كهف الاجابة )) يعنى مخزن و محل و مظنه اجابت است چناچه ابر محل و مظنه باران است ... تا اينكه گويد: و گفته شده : اينكه تشبيه بابر فرموده اشاره باينست كه ابر محل باران است جز اينكه روى نبودن مصلحت گاهى باران نبارد، دعا نيز اين چنين است كه گاهى نبودن مصلحت در دنيا مستجاب نگردد ولى در آخرت عوض آن را بدهند.

حضرت صادق (ع)فرمود: هر كه از بلائى بترسد كه بدو رسد و پيش از رسيدن آن بلا در باره (بر طرف شدن ) آن دعا كند خداى عزوجل هرگز آن بلا را بدو ننماياند. اصول كافى جلد 4 صفحه  220

حضرت باقر عليه السلام فرمود: به خدا سوگند هيچ بنده اى در دعا پافشارى و اصرار به درگاه خداى عزوجل نكند جز اينكه حاجتش را برآورد. اصول كافى جلد 4 صفحه  224

حضرت صادق (ع ) فرمود: همانا خداى عزوجل خوش ندارد كه مردم در انجام حاجت به هم ديگر اصرار كنند ولى براى خودش آن را دوست دارد، خداى عزوجل دوست دارد كه از او در خواست شود و آنچه نزد او است خواهش ‍ شود. اصول كافى جلد 4 صفحه  224

حضرت باقر عليه السلام فرمود: نه به خدا سوگند هيچ بنده اى به درگاه خداى عزوجل اصرار نورزد جز اينكه خداوند دعايش را مستجاب كند. اصول كافى جلد 4 صفحه  224

حضرت صادق (ع ) فرمود: رسول خدا فرموده است : بهترين وقتيكه در آن خداى عزوجل را بخوانيد (و دعا بدرگاهش كنيد) سحرها است ، و اين آيه را كه درباره گفتار حضرت يعقوب عليه السلام است تلاوت فرمود: (دعا كردن براى آنها را) بسحر تاءخير انداخت (و مولكول بوقت سحر كرد). اصول كافى جلد 4 صفحه  227

حضرت باقر عليه السلام فرمود: خداى عزوجل از ميان بندگان مؤ منش آن بنده اى را دوست دارد كه بسيار دعا كند، پس بر شما باد به دعا از هنگام سحر تا زدن آفتاب زيرا آن هنگامى است كه درهاى آسمان در آن هنگام باز گردد، و روزيها در آن تقسيم شود، و حاجتهاى بزرگ بر آورده شود. اصول كافى جلد 4 صفحه 228

حضرت صادق (ع ) فرمود: رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود: خدا رحمت كند بنده اى را كه از خداى عزوجل حاجتى بخواهد و در دعاى درباره آن پافشارى و اصرار كند، خواه اجابت شود و خواه اجابت نشود، و اين آيه را تلاوت فرمود (كه ابراهيم عليه السلام فرمايد:) ((و دعاكنم بدرگاه پروردگار خود شايد به وسيله دعاى پروردگارم تيره بخت نباشم )) (سوره مريم آيه 48). اصول كافى جلد 4 صفحه 224

مجلسى (ره ) گويد: حاصل معناى حديث اينست كه : براى تاءخير در اجابت دعا اصرار ( در دعا کردن ) را رها نكند و استشهاد به آيه براى آنست كه ابراهيم (عليه السلام ) اظهار اميدوارى و بلكه اطمينان كرد زيرا لفظ ((عسى )) براى اثبات است باينكه دعا بدرگاه خداوند موجب عدم شقاوت او گردد... و متحمل است كه در كلام تقديرى باشد يعنى پس از پافشارى و اصرار راضى شود چه باجابت رسد و چه نرسد و دنبالش بر خداوند اعتراض نكند و بدگمان باو نشود پس استشهاد به آيه باينست كه حمل شود بر اين معنا كه : ((اميد است كه دعاى من سبب شقاوت و تيره بختى من نگردد)). و متحمل است كه ذكر آيه شريفه فقط بخاطر بيان فضيلت دعا باشد.

حضرت صادق (ع ) فرمود: خداى تبارك و تعالى ميداند كه بنده اش چه ميخواهد هرگاه بدرگاهش دعا كند، ليكن دوست دارد كه حاجتها بدرگاهش شرح داده شود پس هرگاه دعا كردى حاجتت را نام ببر.
و در حديث ديگرى گويد: كه فرمود: خداى عزوجل حاجت تو را مى داند و نيز داند كه تو چه خواهى ولى دوست دارد كه حاجتهاى (خود را) بدرگاه او شرح دهى . اصول كافى جلد 4 صفحه  225

حضرت صادق (ع ) فرمود: دعا را در چهار هنگام بخوانيد: هنگام وزيدن بادها، و (گاه ) بر طرف شدن سايه ها (يعنى هنگام ظهر)، و (نزد) فرو شدن باران ، و (هنگام ) ريخته شدن اولين قطره خون مؤ من (در جهاد يا غير آن ) زيرا در اين چيزها درهاى آسمان باز شود. اصول كافى جلد 4 صفحه  226

حضرت صادق (ع ) فرمود: اميرالمؤ منين عليه السلام فرموده است : دعا را در چهار جا غنيمت شماريد: نزد قرائت قرآن ، و نزد گفتن اذن ، و نزد آمدن باران ، و نزد برخورد كردن دو صف (از مؤ منين و كفار) براى جنگ . اصول كافى جلد 4 صفحه  226

حضرت صادق (ع ) فرمود: هرگاه دل يكى از شما رقت كرد (و نرم شد) در آن حال دعا كند، زيرا دل تا پاك نشود رقت نكند. اصول كافى جلد 4 صفحه 227

مجلسى (ره ) گويد: رقت ضد قساوت است و نشانه رقت دل گريه است ، و حاصل اينكه رقت نشانه پاكى دل از دغلى و حسد و افكار باطله و خيالاتى است كه انسانرا از توجه به خداى تعالى سرگرم كند، و خلوص و پاكى دل نشانه و سبب اجابت دعاء است .

حضرت صادق (ع ) فرمود: اميرالمومنين عليه السلام (اين جمله را) زياد در خطبه اش ميفرمود: اى مردم دين خود را نگهداريد، دين خود را نگهداريد، زيرا گناه در آن بهتر از حسنه در غير آن است ، گناه در آن آمرزيده شود و حسنه در غير آن پذيرفته نشود. اصول كافى جلد 4 صفحه  207

بهتر بودن گناه در اين دين از حسنه در غير آن ظاهرا بهمان اعتبارى است كه در خود حديث است كه گناه در اين دين آمرزيده شود و حسنه در غير آن پذيرفته نشود.

حضرت صادق عليه السلام بمن فرمود: اى ميسر دعا كن و مگو كه كار گذشته است و آنچه مقدر شده همان شود (و دعا اثرى ندارد)، همانا نزد خداى عزوجل منزلت و مقامى است كه بدان نتوان رسيد جز بدرخواست و مسئلت ، و اگر بنده اى دهان خود ببندد و درخواست نكند چيزى باو داده نشود، پس درخواست كن تا بتو داده شود،اى ميسر هيچ درى نيست كه كوبيده شود جز اينكه اميد آن رود كه بر وى كوبنده باز شود. اصول كافى جلد 4 صفحه  211

امام صادق عليه السلام فرمود: اميرالمؤ منين عليه السلام فرمايد: محبوبترين در (روى ) زمين براى خداى عزوجل دعا است ، و بهترين عبادت پرهيزكارى و پارسائى است و اميرالمؤ منين عليه السلام مردى بود كه بسيار دعا مى كرد. اصول كافى جلد 4 صفحه  213

امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرموده : دعا سلاح مؤ من و ستون دين و نور آسمانها و زمين است . اصول كافى جلد 4 صفحه 213

پيغمبر صلى اللّه عليه و آله فرمود آيا شما را به سلاحى راهنمائى نكنم كه شما را از دشمنان رهائى دهد و روزى شماها را فراوان سازد؟ عرض كردند: چرا، فرمود: پروردگارتان را در شب و روز بخوانيد زيرا سلاح مؤ من دعا است . اصول كافى جلد 4 صفحه  214

اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: دعا سپر مؤ من است ، و هر گاه بسيار درى را كوبيدى به روى تو باز شود. اصول كافى جلد 4 صفحه  214

حضرت رضا عليه السلام هميشه به اصحاب خود مى فرمود: بر شما باد به اسلحه پيمبران به او عرض شد: اسلحه پيمبران چيست ؟ فرمود: دعاء است . اصول كافى جلد 4 صفحه  214

حضرت ابى الحسن (كاظم ) عليه السلام  فرمود: همانا دعاء برمى گرداند آن چه را مقدر شده و آنچه را مقدر نشده ، عرض كردم : مقدر شده را دانستم مقدر نشده كدام هست ؟ فرمود: تا اينكه تقدير در مورد آن نشود.  اصول كافى جلد 4 صفحه  215

يعنى دعاء جلو تقدير را مى گيرد و بداء حاصل گردد.

حضرت صادق (ع ) به من فرمود: بر تو باد بدعاء زيرا آن درمان هر دردى است . اصول كافى جلد 4 صفحه  217

حضرت صادق (ع ) فرمود: دعا مخزن و گنجينه اجابت است چناچه ابر مخزن باران است . اصول كافى جلد 4 صفحه 217

مجلسى (ره ) گويد: ((الدعاء كهف الاجابة )) يعنى مخزن و محل و مظنه اجابت است چناچه ابر محل و مظنه باران است ... تا اينكه گويد: و گفته شده : اينكه تشبيه بابر فرموده اشاره باينست كه ابر محل باران است جز اينكه روى نبودن مصلحت گاهى باران نبارد، دعا نيز اين چنين است كه گاهى نبودن مصلحت در دنيا مستجاب نگردد ولى در آخرت عوض آن را بدهند.

حضرت صادق (ع)فرمود: هر كه از بلائى بترسد كه بدو رسد و پيش از رسيدن آن بلا در باره (بر طرف شدن ) آن دعا كند خداى عزوجل هرگز آن بلا را بدو ننماياند. اصول كافى جلد 4 صفحه  220

حضرت باقر عليه السلام فرمود: به خدا سوگند هيچ بنده اى در دعا پافشارى و اصرار به درگاه خداى عزوجل نكند جز اينكه حاجتش را برآورد. اصول كافى جلد 4 صفحه  224

حضرت صادق (ع ) فرمود: همانا خداى عزوجل خوش ندارد كه مردم در انجام حاجت به هم ديگر اصرار كنند ولى براى خودش آن را دوست دارد، خداى عزوجل دوست دارد كه از او در خواست شود و آنچه نزد او است خواهش ‍ شود. اصول كافى جلد 4 صفحه  224

حضرت باقر عليه السلام فرمود: نه به خدا سوگند هيچ بنده اى به درگاه خداى عزوجل اصرار نورزد جز اينكه خداوند دعايش را مستجاب كند. اصول كافى جلد 4 صفحه  224

حضرت صادق (ع ) فرمود: رسول خدا فرموده است : بهترين وقتيكه در آن خداى عزوجل را بخوانيد (و دعا بدرگاهش كنيد) سحرها است ، و اين آيه را كه درباره گفتار حضرت يعقوب عليه السلام است تلاوت فرمود: (دعا كردن براى آنها را) بسحر تاءخير انداخت (و مولكول بوقت سحر كرد). اصول كافى جلد 4 صفحه  227

حضرت باقر عليه السلام فرمود: خداى عزوجل از ميان بندگان مؤ منش آن بنده اى را دوست دارد كه بسيار دعا كند، پس بر شما باد به دعا از هنگام سحر تا زدن آفتاب زيرا آن هنگامى است كه درهاى آسمان در آن هنگام باز گردد، و روزيها در آن تقسيم شود، و حاجتهاى بزرگ بر آورده شود. اصول كافى جلد 4 صفحه 228

حضرت باقر (ع ) فرمود: هيچ قطره اى نزد خدا محبوبتر نيست از آن اشكى كه در تاريكى شب از ترس خدا بريزد و جز خدا چيز ديگرى بآن منظور نباشد. اصول كافى جلد 4 صفحه  234

حضرت صادق (ع ) فرمود: هر چشمى در روز قيامت گريان است جز سه چشم چشمى كه از (ديدن و نظريه ) آنچه خداوند حرام كرده بر هم نهاده شده ، و چشمى كه در راه اطاعت خداوند بيدارى كشيده ، و چشمى كه در دل شب از ترس خدا گريسته است . اصول كافى جلد 4 صفحه  234

حضرت صادق (ع ) باءبى بصير فرمود: اگر از وقوع چيزى ترس داشتى يا حاجتى خواستى بنام خدا (دعا را) آغاز كن ، و او را تمجيد كن و ستايشش كن چنانچه شايسته آن است ، و بر پيغمبر صلى اللّه عليه و آله صلوات بفرست و حاجت خود را بخواه و خود را به گريه وادار كن اگر چه به اندازه سرمگسى باشد، همانا پدرم هميشه مى فرمود: نزديكترين حالى كه بنده به پروردگار عزوجل دارد آنزمانى است كه در سجده باشد و گريان . اصول كافى جلد 4 صفحه  235

شنيدم حضرت صادق (ع ) مى فرمود: مردى وارد مسجد شد و پيش از ستايش بر خدا و صلوات بر پيغمبر (ص ) شروع بدعا كرد، رسول خدا (ص ) فرمود: اين بنده در (دعا و درخواست از) پروردگارش شتاب كرد، سپس مرد ديگرى وارد شد و نماز خوانده و خداى عزوجل را ستايش نمود و بر رسول خدا (ص ) صلوات فرستاد، پس رسول خدا (ص ) بوى فرمود: بخواه تا بتو داده شود.اصول كافى جلد 4 صفحه  239

حضرت صادق (ع) عليه السلام فرمود: همانا بنده اى دعا كند پس خداى عزوجل بدو فرشته (كه موكل بر انسان هستند يا دو فرشته ديگر) فرمايد: من دعاى او را باجابت رساندم ولى حاجتش را نگهداريد، زيرا كه من دوست دارم صدای او را بشنوم ، و همانا بنده اى هم هست كه دعا كند پس خداى تبارك و تعالى فرمايد: زود حاجتش را بدهيد كه دوست ندارم صدایش را بشنوم. اصول كافى جلد 4 صفحه  245

منصور صقيل گويد: به حضرت صادق (ع ) عرضكردم : بسا مردی هست كه دعا كند و دعايش مستجاب گرديده ، ولى تا مدتى (اثر آن استجابت ظاهر نگردد و) پس افتد؟ فرمود: آرى (چنين است ) عرضكردم : اين براى چيست ؟ آيا براى اينست كه بيشتر دعا كند، فرمود: آرى   اصول كافى جلد 4 صفحه  245

اسحاق بن عمار گويد: بحضرت صادق عرضكردم : (ممكن است ) دعاى مردى مستجاب شده (باشد) ولى بتاءخير افتد (و اثر استجابت آن همان زمان ظاهر نگردد؟ فرمود: آرى تا بيست سال (ممكن است تاءخير افتد). اصول كافى جلد 4 صفحه  245

 حضرت صادق (ع) فرمود: ميان گفته خداى عزوجل (كه بموسى و هارون در مقابل تقاضاى نابودى فرعون و پيروانش فرمود:) ((هر آينه دعاى شما باجابت رسيد)) (سوره يونس 89) و ميان نابودى فرعون چهل سال طول كشيد. اصول كافى جلد 4 صفحه  245

ابو بصير گويد: حضرت صادق (ع ) فرمود: پيوسته مؤ من در حال خير و اميدوارى است تا ماداميكه شتاب نكند پس نوميد شود و دعا را رها كند، عرضكردم : چگونه شتاب كند؟ فرمود: گويد: از فلان وقت و فلان وقت دعا كرده ام و اجابت آن را نمى بينم ؟ اصول كافى جلد 4 صفحه  246

حضرت صادق (ع ) فرمود: پيوسته دعا محجوبست (و ميانه آن و استجابش حجاب و پرده اى حائل است ) تا بر محمد و آلش صلوات فرستاده شود (كه آنگاه پرده و حائل برطرف شود). اصول كافى جلد 4 صفحه  247

حضرت صادق عليه السلام فرمود: چون نام پيغمبر صلى اللّه عليه و آله برده شد بسيار بر او صلوات بفرستيد، زيرا هر كس يك صلوات بر پيغمبر صلى اللّه عليه و آله فرستد خداوند هزار بار در هزار صف از فرشته ها بر صلوات فرستد، و چيزى از مخلوقات خدا نماند جز اينكه بر اين بنده صلوات فرستد براى آنكه خداوند و فرشتگان براى او صلوات فرستند، و هر كس در اين فضيلت رغبت نكند پس او نادان و مغرور است ، و خدا و رسول و خاندانش از او بيزارند. اصول كافى جلد 4 صفحه  249

رسول خدا (ص ) فرمود: صلوات بر من و بر اهل بيت من نفاق را مى برد. اصول كافى جلد 4 صفحه  250

 حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر دعائى كه خداى عزوجل بدان خوانده شود از رفتن به آسمان محجوبست تا صلوات بر محمد و آل محمد فرستاده شود.  اصول كافى جلد 4 صفحه  250

حضرت صادق (ع ) فرمود: اى اسحاق بن فروخ هر كه ده بار بر محمد و آل محمد صلوات بفرستد خداوند و فرشتگان او صد بار بر او صلوات فرستند، و هر كه صد بار بر محمد و آل محمد صلوات فرستد خداوند و فرشتگانش هزار بار بر او صلوات فرستند، آيا گفتار خداى عزوجل را نشنيده اى (كه فرمايد:) ((او است آن خداوندى كه رحمت (يا درود) فرستد بر شما (او) و فرشتگانش تا برون آرد شما را از تاريكيها بسوى روشنائى و بوده است بمؤ منان مهربان )) (سوره احزاب آيه 43).اصول كافى جلد 4 صفحه 251

 امام صادق عليهماالسلام  فرمود: در ميزان (و ترازوى اعمال در قيامت ) چيزى سنگين تر از صلوات بر محمد و آل محمد نيست ، و همانا مردى باشد كه اعمالش را در ميزان گذارند و سبك باشد، پس ثواب صلوات او در آيد و آنرا در ميزان نهد پس بسبب آن سنگين گردد و (بر كفه ديگر) بچربد. اصول كافى جلد 4 صفحه  252

حضرت صادق (ع ) فرمود: هر كه بدرگاه خداى عزوجل حاجتى دارد بايد بصلوات بر محمد و آلش شروع كند، و سپس حاجت خود را بخواهد، و در آخر هم بصلوات بر محمد و آل محمد پايان دهد، زيرا كه خداى عزوجل كريم تر از آن است كه دو طرف (دعا) را بپذيرد، و وسط (دعا) را واگذارد (و به اجابت نرساند) زيرا صلوات بر محمد و آل محمد محجوب نيست (و بدون بر خورد به حجابى بالا رود). اصول كافى جلد 4 صفحه  252

عبد السلام بن نعيم گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم : من وارد خانه (كعبه ) شدم و هيچ دعائى بخاطر نداشتم جز صلوات بر محمد و آل محمد؟ فرمود: آگاه باش كه هيچ كس مانند تو (در فضيلت و ثواب ) از خانه بيرون نيامده است . اصول كافى جلد 4 صفحه  252

حضرت صادق (ع ) فرمود: هرگاه يكى از شماها نماز بخواند و در نماز خود نام پيغمبر (ص ) (و آل او) را نبرد، با اين نماز بجز راه بهشت مى رود (يعنى اين نماز او را به بهشت نخواهد برد). و رسول خدا(ص ) فرمود: هر كس كه من نزد او نامم برده شود و بر من صلوات نفرستد به دوزخ رود، پس خدايش (از رحمت خود) دور كند. و فرمود (ص ): و هر كس كه من نزدش نام برده شوم و صلوات (فرستادن ) را بر من فراموش كند از راه بهشت به خطا رفته است . اصول كافى جلد 4 صفحه  253

حضرت صادق (ع ) فرمود: هيچ مردمى ، در انجمنى فراهم نشوند كه در آن ذكر خداى عزوجل و ذكر ما نباشد جز اينكه آن انجمن در روز قيامت مايه حسرت و افسوس آنان باشد، سپس فرمود: (پدرم ) حضرت ابوجعفر عليه السلام فرمود: همانا ذكر ما ذكر خدا است و ذكر دشمن ما ذكر شيطان است . اصول كافى جلد 4 صفحه  254

حضرت صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا (ص ) فرموده : هيچ مردمى نباشد كه در انجمنى گرد هم آيند و نام خداى عزوجل را نبرند، و بر پيغمبر صلى اللّه عليه و آله صلوات نفرستند جز اينكه آن مجلس مايه حسرت و زيان بر آنها باشد. اصول كافى جلد 4 صفحه  255

 حضرت صادق (ع)  فرمود: خداى عزوجل به موسى وحى كرد: اى موسى به زيادى مال شاد مشو، و ذكر مرا در هر حالى وا مگذار (از ياد من غافل مشو) زيرا زيادى مال گناهان را فراموش سازد، و واگذاردن ذكر من دلها را سخت كند.اصول كافى جلد 4 صفحه  256

حضرت صادق (ع ) فرمود: شيعيان ما آنهائى هستند كه هرگاه تنها باشند ذكر خدا بسيار كنند. اصول كافى جلد 4 صفحه  259  ( در حالت تنهایی به یاد خدا هستند و گناه نمی کنند )

حضرت صادق (ع ) فرمود: تسبيح فاطمه زهراء عليهاالسلام از جمله ذكر بسيارى است كه خداى عزوجل فرموده است : ((خدا را ياد كنيد ياد كردن بسيار)) (سوره احزاب آيه 41). و نيز مانند اين حديث را سعيد اعرج از آن حضرت عليه السلام روايت كرده است . اصول كافى جلد 4 صفحه  259

و نيز آن حضرت عليه السلام فرمود: همانا بنده اى به خداى عزوجل حاجتى دارد، و به ثناء و ستايش بر خدا و صلوات بر محمد و آل محمد شروع كند تااينكه حاجت خود را فراموش كند (و سرگرم ثناء بر خدا و صلوات شود) پس خداوند حاجت او را بر آورد بى آنكه درباره آن درخواستى كرده باشد. اصول كافى جلد 4 صفحه  261

ابى مفراى خصاف در حديث مرفوعى از اميرالمؤ منين عليه السلام حديث كند كه فرمود: هر كس خداى عزوجل را در نهان ياد كند (از جمله كسانى است كه ) ذكر خدا را بسيار كرده ، زيرا منافقان را شيوه اين بود كه آشكارا (پيش ‍ مسلمانان ) ذكر خدا مى كردند ولى در نهان ذكر خدا نمى كردند، پس خداى عزوجل فرمود: ((خود نمائى كنند به مردم و ياد نكنند خدا را جز اندكى )) (سوره نساء آيه 142). اصول كافى جلد 4 صفحه  262

حضرت صادق (ع ) فرمود: كسيكه در ميان بى خبران ياد خداى عزوجل كند مانند كسى است كه در ميان جنگجويان (فرارى يا آنانكه هستند ولى جنگ نكنند) باشد، و (تنها) بجنگد (و از ديگران دفاع كند). اصول كافى جلد 4 صفحه  263

حضرت صادق (ع ) فرمود: چون نماز صبح و مغرب را خواندى هفت بار بگو: ((بسم اللّه لرحمن الرحيم : لا حول و لا قوة الا باللّه لعلى العظيم )) زيرا همانا هركس آنرا بگويد ديوانگى و خوره و پيسى و هفتاد نوع (ديگر) از انواع بلا باو نرسد. اصول كافى جلد 4 صفحه  304

حضرت ابوالحسن (حضرت كاظم و يا حضرت رضا عليهما السلام ) فرمود: چون نماز مغرب را خواندى پايت را نكش و با كسى سخن مگو تا صدبار بگوئى : ((بسم اللّه لرحمن الرحيم ، لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم )) و صد بار هم پس از نماز صبح بگو، پس هر كه آنرا گويد خداوند از او صد نوع از انواع بلا دفع كند كه از آن انواع است : پيسى و خوره و (بلائى كه از) شيطان و سلطان (رسد).اصول كافى جلد 4 صفحه  304

حضرت صادق (ع ) فرمود: رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود: خدا رحمت كند بنده اى را كه از خداى عزوجل حاجتى بخواهد و در دعاى درباره آن پافشارى و اصرار كند، خواه اجابت شود و خواه اجابت نشود، و اين آيه را تلاوت فرمود (كه ابراهيم عليه السلام فرمايد:) ((و دعاكنم بدرگاه پروردگار خود شايد به وسيله دعاى پروردگارم تيره بخت نباشم )) (سوره مريم آيه 48). اصول كافى جلد 4 صفحه 224

مجلسى (ره ) گويد: حاصل معناى حديث اينست كه : براى تاءخير در اجابت دعا اصرار ( در دعا کردن ) را رها نكند و استشهاد به آيه براى آنست كه ابراهيم (عليه السلام ) اظهار اميدوارى و بلكه اطمينان كرد زيرا لفظ ((عسى )) براى اثبات است باينكه دعا بدرگاه خداوند موجب عدم شقاوت او گردد... و متحمل است كه در كلام تقديرى باشد يعنى پس از پافشارى و اصرار راضى شود چه باجابت رسد و چه نرسد و دنبالش بر خداوند اعتراض نكند و بدگمان باو نشود پس استشهاد به آيه باينست كه حمل شود بر اين معنا كه : ((اميد است كه دعاى من سبب شقاوت و تيره بختى من نگردد)). و متحمل است كه ذكر آيه شريفه فقط بخاطر بيان فضيلت دعا باشد.

حضرت صادق (ع ) فرمود: خداى تبارك و تعالى ميداند كه بنده اش چه ميخواهد هرگاه بدرگاهش دعا كند، ليكن دوست دارد كه حاجتها بدرگاهش شرح داده شود پس هرگاه دعا كردى حاجتت را نام ببر.
و در حديث ديگرى گويد: كه فرمود: خداى عزوجل حاجت تو را مى داند و نيز داند كه تو چه خواهى ولى دوست دارد كه حاجتهاى (خود را) بدرگاه او شرح دهى . اصول كافى جلد 4 صفحه  225

حضرت صادق (ع ) فرمود: دعا را در چهار هنگام بخوانيد: هنگام وزيدن بادها، و (گاه ) بر طرف شدن سايه ها (يعنى هنگام ظهر)، و (نزد) فرو شدن باران ، و (هنگام ) ريخته شدن اولين قطره خون مؤ من (در جهاد يا غير آن ) زيرا در اين چيزها درهاى آسمان باز شود. اصول كافى جلد 4 صفحه  226

حضرت صادق (ع ) فرمود: اميرالمؤ منين عليه السلام فرموده است : دعا را در چهار جا غنيمت شماريد: نزد قرائت قرآن ، و نزد گفتن اذن ، و نزد آمدن باران ، و نزد برخورد كردن دو صف (از مؤ منين و كفار) براى جنگ . اصول كافى جلد 4 صفحه  226

حضرت صادق (ع ) فرمود: هرگاه دل يكى از شما رقت كرد (و نرم شد) در آن حال دعا كند، زيرا دل تا پاك نشود رقت نكند. اصول كافى جلد 4 صفحه 227

مجلسى (ره ) گويد: رقت ضد قساوت است و نشانه رقت دل گريه است ، و حاصل اينكه رقت نشانه پاكى دل از دغلى و حسد و افكار باطله و خيالاتى است كه انسانرا از توجه به خداى تعالى سرگرم كند، و خلوص و پاكى دل نشانه و سبب اجابت دعاء است .

حضرت صادق (ع ) فرمود: هر كه می خواهد شاد شود و دعايش به اجابت رسد بايد كسب خود را پاك و حلال كند. اصول كافى جلد 4 صفحه  241

و نيز آنحضرت عليه السلام فرمود: دعا كننده و آمين گو در مزد و اجر شريكند. اصول كافى جلد 4 صفحه  242

حضرت صادق (ع ) فرمود: رسول خدا (ص ) فرمود: هرگاه يكى از شماها دعا كند پس عموميت دهد (و همه را دعا كند) زيرا كه آن باجابت نزديكتر است . اصول كافى جلد 4 صفحه  242

احمد بن محمد بن ابى نصر گويد بحضرت ابى الحسن (رضا) عليه السلام عرضكردم : قربانت : من چند سال است كه از خدا حاجتى درخواست كرده ام و از تاءخير اجابتش در دلم شبهه و نگرانى آمده است ؟ فرمود: اى احمد مبادا شيطان بر (دل ) تو راهى باز كند، تا تو را نا اميد كند همانا امام باقر عليه السلام مى فرمود: هر آينه مؤ من حاجتى از خدا بخواهد و اجابت آن پس افتد براى محبوبيت صدایش (نزد خداوند) و شنيدن صداى گريه اش ، سپس فرمود: بخدا سوگند آنچه خداى عزوجل براى مؤ منين از آنچه خواهند پس اندازد، بهتر است براى ايشان از آنچه زود بآنها عطا فرمايد، و دنيا چيست ؟ امام باقر عليه السلام مى فرمود: سزاوار است براى مؤ من كه دعايش در حال آسايش همانند دعاى او در حال سختى باشد، و چون باو داده شد (آنچه درخواست كرده از دعا) سست نشود، پس تو از دعا خسته مشو زيرا كه دعا نزد خداى عزوجل منزلتى دارد (بس بزرگ ) و بر تو باد بشكيبائى و دنبال روزى حلال رفتن ، و صله رحم كردن و مبادا با مردم اظهار دشمنى كنى ، زيرا كه ما خاندانى هستيم كه پيوند كنيم با هر كه از ما ببرد، و نيكى كنيم بهر كه بما بدى كند، پس بخدا سوگند در اين كار سرانجام نيكودى ببينيم (چه در دنيا و چه در آخرت )، همانا كسى كه در اين دنيا داراى نعمت است اگر هر گاه درخواست (چيزى از خدا) كند و باو داده شود (حرصش زياد گردد) و جز آنرا نيز بخواهد، و (در نتيجه ) نعمت خدا در چشم او كوچك و خوار گردد، و از هيچ چيز سير نشود، و چون نعمت فراوان شود مسلمان از اينراه بخطر افتد، (و اين خطر) بخاطر آن حقوقى (است ) كه بر او واجب شود، و بخاطر آن چيزى است كه بيم آن رود بواسطه اين حقوق در فتنه و آزمايش افتد (و در اءداء آنها كوتاهى كند)، بگو بدانم كه اگر من بتو چيزى گفتم بدان وثوق و اعتماد دارى ؟ عرضكردم : فدايت گردم اگر من بگفته شما اعتماد نكنم پس بگفتار چه كسى اعتماد كنم با اينكه شما حجت خداوند بر خلق او هستى ؟ فرمود: پس تو بخدا (و وعده ها و گفتارهاى او) اعتمادت بيشتر باشد، زيرا خداوند بتو وعده اجابت داده است (يا اينكه اجابت دعاى تو بموعودى واگذار شده ) آيا خداى عزوجل نفرمايد: ((و هرگاه پرسندت بندگان من از من ، پس همانا من نزيكم و اجابت كنم دعاى آنكه مرا خواند)) (سوره بقره آيه 186)؟ و فرموده است : ((نوميد نباشيد از رحمت خدا)) (سوره زمر آيه 53) و نيز فرموده است : ((و خدا نويدتان دهد بآمرزش و فضل )) (سوره بقره آيه 268) پس تو به خداى عزوجل اعتمادت بيشتر باشد از ديگران ، و در دل خود جز خوبى راه ندهيد، كه شما آمرزيده ايد. اصول كافى جلد 4 صفحه  243

امام صادق (ع) : راوی گوید امام صادق (ع) عرض کرد : آیا از ریشه اسلام و شاخه اسلام و قله بلند اسلام با خبرت سازم ؟ من گفتم : آری ، امام صادق (ع) فرمود : ریشه اسلام نماز است و شاخه اسلام زکات است و قله بلند اسلام جهاد در راه خداست ، حضرت صادق (ع) عرض کردند : آیا از درهای خیر ، با خبرت سازم ؟ بدان که روزه سپر آتش است.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 125

امام صادق (ع) : اجر و پاداش کسی که افطار می دهد مانند اجر و پاداش روزه گیران است.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 127

امام صادق (ع) : موقعی که هلال ماه رمضان آشکار میشد ، امام صادق (ع) می گفت : (( بار خدایا این ماه مبارک را با صلح و صفا بر ما وارد کن ، همراه با یقین و ایمان و نیکی و احسان ، با موفقیت ما به طاعتی که دوست داری و از ما خشنود میشوی ))  گزیده کافی جلد 3 صفحه 128

امام صادق (ع) : به امام صادق (ع) عرض شد : اگر کسی روز سی ام شعبان روزه بگیرد و بعدا معلوم شود که اول ماه رمضان بوده است ، روزه او چه صورت دارد ؟ امام صادق (ع) فرمودند : با توفیق الهی به روزه اول ماه رمضان موفق شده است.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 132

امام صادق (ع) فرمود : هرگاه روزه گرفتی ، باید گوش و چشم و مو و پوست و همه اعضایت روزه بگیرد ، ( باید چیزهای خلاف گوش نکنی ، باید با چشمهایت به چیزی که خدا حرام فرموده نگاه نکنی ، باید بدنت را به نامحرم نزنی ) امام صادق (ع) فرمود : باید روزی که روزه میگیری با روزهای دیگری که روزه نیستی فرق کند.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 134

امام صادق (ع) : روزه گرفتن تنها جلوگیری از خوردن و آشامیدن نیست . مریم مادر عیسی (ع) گفت : (( من نذر کرده ام که برای خدای رحمان روزه باشم )) یعنی جز به ستایش خدای رحمان ، دهان خود را باز نکنم . اگر روزه گرفتید ، زبان خود را حفظ کنید . چشم خود را از نگاه کرده به چیزهای حرام ببندید ، نزاع مکنید ، حسادت نکنید ، رسول خدا (ص) : شنید که یکی از بانوانش با دهان روزه خادم خود را فحش می دهد ، رسول الله (ص) فرمود : تا برایش خوراکی حاضر کنند و بعد به آن خانم گفت : میل کنید . خانم گفت : من روزه هستم ، رسول خدا (ص) به او گفت : (( چگونه روزه ای هستی که خادم خود را دشنام می دهی ؟ روزه گرفتن تنها جلوگیری از خوردن آب و غذا نیست )) امام صادق (ع) فرمود : هرگاه روزه گرفتی و دهان خود را از نوشیدنی و خوردنی بستی ، باید گوش و چشم تو نیز از حرام و ناشایست بسته شود ، بحث و جدل مکن ، خادمت را با نیش زبان آزار مده ( خادمت را با ناسزا اذیت مکن ) ، آرامش و وقاری که ویژه روزه داری است را از دست مده . مبادا روزی که روزه هستی اعمالت با روزهای قبل یکسان باشد.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 135

امام صادق (ع) : راوی گوید از امام صادق (ع) پرسیدم : کسی که میخواهد روزه بگیرد ، باید سحری بخورد ؟ امام (ع) فرمود : لازم نیست سحری تناول کند ، اما در ماه رمضان بهتر آن است که سحری تناول کند ، ما اهل بیت دوست داریم که سحری ماه رمضان ترک نشود.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 140

امام صادق (ع) فرمودند : در هر شب ماه مبارک رمضان ، هنگام افطار بگو : (( سپاس خدا را که با یاری او روزه گرفتیم و با روزی او افطار کردیم . بار خدایا روزه این روز را از ما بپذیر و باز هم ما را یاری کن تا سایر روزهای این ماه روزه بگیریم.ما را در این ماه سالم بدار تا روزه های آن را با سهولت و عافیت ادا کنیم.سپاس خدا را که توفیق داد و روزه یک روز را سپری کردیم )).  گزیده کافی جلد 3 صفحه 141

امام باقر (ع) : انسان روزه دار ، میتواند داخل آب برود و بر سر خود آب بریزد ، با پیراهن تر بدن خود را خنک کند ، با یک بادبزن حصیری خیس خود را باد بزند ، اما نباید سر خود را در آب فرو ببرد.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 155

از امام صادق (ع) پرسیده شد : کسی که روزه است ، میتواند حجامت کند ؟ امام صادق (ع) فرمود : بله می تواند ، ولی در صورتی که باعث ضعف بدن نشود.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 157

از امام صادق (ع) پرسیده شد : کسی که روزه است ، میتواند مسواک بزند ؟ امام صادق (ع) فرمود : بله ، در هر ساعتی از ساعات روز که مایل باشد ، میتواند مسواک بزند.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 160    توجه : مسواک زدن با خمیر دندان اشکال دارد ، زیرا مواد آن جذب میشود.

امام صادق (ع) : مانعی ندارد که در حال روزه خلط دهان را فرو ببرند. ( اگر خلط در دهان بیاید نباید آن را فرو برد ، و باید بیرون انداخت )  گزیده کافی جلد 3 صفحه 162

مولا علی (ع) اجازه نمی داد که در حال روزه خود را با مشک آهو معطر سازند.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 161

امام صادق (ع) : اگر کسی در ماه رمضان مسافرت کند ، باید روزه خود را افطار کند ، ولی اگر در اثر جهالت و نادانی روزه بگیرد ، روزه او قضا ندارد.  گزیده کافی جلد 3 صفحه 177

 حضرت صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا (ص ) چنان بود كه روزى سيصد و شصت بار خدا را حمد (ستايش ) مى كرد بشماره رگهاى بدن ، (و اينگونه مى فرمود: ((الحمد للّه رب العالمين كثيرا على كل حال )) (يعنى ستايش مخصوص پروردگار جهانيانيست بسيار بر هر حال ). اصول كافى جلد 4 صفحه  264

حضرت صادق (ع ) فرمود: رسول خدا (ص ) فرمود: بهترين دعا استغفار (و آمرزش خواهى ) است . اصول كافى جلد 4 صفحه  265

امام صادق عليه السلام فرمود: هرگاه بنده استغفار كند (و از خداوند آمرزش خواهد) نامه عملش بالا رود در حاليكه مى درخشد. اصول كافى جلد 4 صفحه  266

حضرت رضا عليه السلام فرمود: مثل استغفار (و ريختن گناهان بسبب آن ) چون برگى است بر درختى كه (در فصل پاييز آن درخت ) بجنبد و آن برگ بريزد، و كسيكه از گناهى استغفار كند و باز آنرا انجام دهد مانند كسى است كه پروردگار خود را مسخره كند. اصول كافى جلد 4 صفحه 266

حضرت باقر (ع ) فرمود: دعائى كه بيشتر اميد استجابت آن مى رود و زودتر باجابت رسد دعا براى برادر دينى است در پشت سر او.اصول كافى جلد 4 صفحه 269

حضرت صادق (ع ) در تفسير گفتار خداى تبارك و تعالى : ((و مى پذيرد از آنانكه ايمان آوردند و كردار نيك كردند، و بيفزايد براى ايشان از فضل خويش )) (سوره شورى آيه 25) فرمود: مقصود مؤ منى است كه براى برادر (دينى ) خود در پشت سر او دعا كند، پس فرشته براى دعاى او آمين گويد، و خداى عزيز جبار فرمايد: براى تو است دو برابر آنچه (براى برادرت ) درخواست كردى ، و آنچه (نيز براى او) درخواست كردى ، بخاطر اينكه او را دوست داشتى بتو داده شد (و دعايت در حق او مستجاب شد). اصول كافى جلد 4 صفحه 270

حضرت صادق (ع ) فرمود: پدرم مى فرمود: پنج دعا است كه از درگاه پروردگار تبارك و تعالى محجوب نگردد (و پرده حائلى نيست كه جلويش را بگيرد) 1 دعاى امام عادل 2 دعاى ستمديده كه خداى عزوجل فرمايد: هر آينه بطور مسلم انتقام تو را (از ستمكارت ) بگيرم گرچه پس از زمانى باشد 3 دعاى فرزند صالح (و نيكوكار) براى پدر و مادر 4 دعاى پدر صالح براى فرزندش 5 دعاى مؤ من براى برادرش در پشت سر او كه خدا فرمايد: براى تو باد مانند آن . اصول كافى جلد 4 صفحه  272

حضرت صادق (ع ) فرمود: پدرم مى فرمود: از ستم بپرهيزيد زيرا دعاى ستمديده بآسمان بالا رود.    ( مستجاب میشود )  اصول كافى جلد 4 صفحه  273

حضرت صادق (ع ) فرمود: چهار كس هستند كه دعايشان باجابت نرسد: (1) مردى كه در خانه خود نشسته و مى گويد: خدايا بمن روزى بده ، پس بوى گفته شود: آيا بتو دستور ندادم كه بجستجوى روزى برو؟ (2) مردى كه زنى دارد و بر او نفرين كند كه باو گفته شود: آيا كار او را بتو واگذار نكردم ؟ (اختيار طلاق و رها كردنش بدست تو است ) (3) مردى كه مالى دارد و ان را از بين برده و فاسد كرده و مى گويد: خدايا بمن روزى بده ، پس بوى گفته شود: آيا بتو دستور ميانه روى ندادم ؟ آيا بتو دستور اصلاح مالت را ندادم ؟ سپس (باين آيه استشهاد كرده ) فرمود: ((و كسانيكه هرگاه اتفاق كنند نه اصراف كنند و نه بر خود تنگ گيرند و باشند ميان ايندو)) (سوره فرقان آيه 67) (4) مردى كه مالى را بدون شاهد و گواه بديگرى وام دهد (و سپس بانكار مديون برخورد كند، و براى دريافت طلبش از مديون منكر بدرگاه خداوند متعال رو آورد و از او استمداد جويد) كه باو گفته شود: آيا بتو دستور ندادم (كه هنگام وام دادن ) گواه بگيرى ؟ اصول كافى جلد 4 صفحه  275

حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر كه ده بار بگويد: يا اللّه يا اللّه باو گفته شود: بله حاجتت   چيست ؟  اصول كافى جلد 4 صفحه  287

جميل گويد: شنيدم از حضرت صادق (ع ) مى فرمود: هر كه هفتاد بار بگويد: ((ماشاءاللّه و لاحول و لاقوة الا باللّه )) هفتاد نوع از نوع هاى بلا از او دور گردد كه آسانترين آنها خناق (و خفه شدن ) است ، عرض كردم : فدايت شوم خناق چيست ؟ فرمود: بديوانگى دچار نشود (يا كشته نشود) كه خفه گردد. اصول كافى جلد 4 صفحه  289

حضرت صادق (ع ) فرمود: هركس پشت نماز صبح و نماز مغرب هفتاد بار بگويد:
((بسم اللّه لرحمن الرحيم ، لا حول و لا قوة الا باللّه لعلى العظيم )) خداى عزوجل از او هفتاد نوع از انواع بلا را دور كند كه آسانترين آنها بادهاى بد (چون عفونت اعضا كه بوى بد دهد) و پيسى و ديوانگى است ، و اگر شقى باشد از شقاوت بيرون آيد و (نامش ) در (طومار) سعادتمندان نوشته شود.اصول كافى جلد 4 صفحه  303

حضرت صادق (ع ) فرمود: مردى خدمت رسول خدا (ص ) آمده عرض كرد: اى پيغمبر خدا قرض و وسوسه در دل بر من غالب گشته (دستورى براى رفع هر دو به من بدهيد) پس پيغمبر (ص ) باو فرمود: بگو: ((توكلت على الحى الذى لا يموت ، الحمد لله الذى لم يتخذ صاحبة و لا ولدا و لم يكن له شريك فى الملك و لم يكن له ولى من الذل و كبره تكبيرا)) حضرت صادق (ع ) فرمود: مدتى بر اين جريان گذشت ، پس روزى آن مرد بر پيغمبر (ص ) گذر كرد آن حضرت صداى او زد و فرمود: چه كردى ؟ عرض كرد: اى رسول خدا آنچه به من فرمودى بدان ادامه دادم و خدا دين مرا ادا كرد و وسوسه خاطرم را نيز از ميان برد. اصول كافى جلد 4 صفحه  336

حضرت صادق (ع ) فرمود: چون برادران يوسف او را در چاه افكندند جبرئيل نزدش آمد و گفت : اى پسرك در اينجا چه مى كنى ؟ گفت : همانا برادران من در اين چاه افكندند جبرئيل گفت : مى خواهى كه از اين چاه بيرون بيرون آئى ؟ يوسف گفت : اين با خداى عزوجل است اگر خواهد مرا بيرون آرد، امام صادق عليه السلام فرمود: پس جبرئيل باو گفت ، همانا خداى تعالى به تو فرمايد: مرا با اين دعا بخوان تا از چاه بيرونت آورم ، يوسف گفت : آن دعا كدام است ؟ گفت : بگو: ((اللهم انى اسئلك باءن لك الحمد، لا اله الا اللّه نت المنان بديع السماوات و الارض ذوالجلال و الاكرام ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تجعل لى مما انا فيه فرجا و مخرجا)) امام صادق عليه السلام فرمود: پس ‍ داستانش همان شد كه خداوند در كتابش ياد فرموده است . اصول كافى جلد 4 صفحه  339

حضرت باقر (ع ) فرمود: چون مردى را ديدى كه گرفتار بلا شده (بشكرانه اينكه تو بدان بلا گرفتار نشده اى ) بگو: ((الحمد لله الذى عافانى مما ابتلاك به وفضلنى عليك و على كثير ممن خلق )) و نگذار او بشنود. اصول كافى جلد 4 صفحه 352

امام صادق عليه السلام فرمود: هر گاه درنده اى ديدار كردى بگو: ((اعوذ برب دانيال و الجب من شر كل اسد مستاءسد)) (يعنى پناه مى برم به پروردگار دانيال و چاه از شر هر شير درنده اى ). اصول كافى جلد 4 صفحه  360

فيض (ره ) گويد: تفسير اين حديث چنانچه صاحب تهذيب (شيخ طوسى (ره ) در كتاب امالى خود از حضرت صادق (ع ) روايت كند اينست كه فرمود: هر كس براى روزى اندوه بخود راه دهد گناهى بر او نوشته شود، همانا دانيال (عليه السلام ) در زمان پادشاهى جبار و سركش بود و او را گرفت و در چاهى انداخت (مجلسى (ره ) گويد: كه آن پادشاه بخت نصر بود) و درندگان را نيز با او در آن چاه انداخت ، ولى آن درندگان بآنحضرت نزديك نمى شدند، و آن پادشاه دانيال را از آن چاه بيرون نياورد تا خداوند به پيغمبرى از پيغمبرانش وحى كرد كه خوراك و طعامى براى دانيال ببر...(و سپس حضرت داستان آمدن آن پيغمبر را بر سر چاه و خوراك آوردن و دعاى دانيال را بيان فرمايد).

حضرت صادق (ع ) از پدرانش عليهم السلام از رسول خدا (ص ) حديث فرمايد كه آنحضرت (ص ) فرمود: اى مردم شما اكنون در دنيا و خانه سازش و صلح هستيد و شما در سر راه سفر هستيد و بشتاب شما را خواهند برد، و شما مى نگريد كه شب و روز و خورشيد و ماه هر تازه اى را كهنه كنند و هر دورى را نزديك سازند و هر وعده اى را بسر رسانند، پس اسباب وسائل زيادى فراهم كنيد براى اينكه گذرگاه درازى در پيش است . فرمود: پس مقداد بن اسود برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا خانه سازش يعنى چه ؟ فرمود: خانه اى كه رساننده است (انسانيرا بگور رساند، يا در آن خانه كردار نيك ذخيره شود براى رسيدن بمنزلهاى آخرت ) و جدا كننده (يعنى انسان را از علايق دنيا جدا كند) پس هرگاه آشوبها چون شب تار شما را فرا گرفت بقرآن رو آوريد (و بدان چنگ زنيد)
زيرا آنست شفيعى كه شفاعتش پذيرفته است (درباره كسى كه بدان عمل كند) و گزارش دهنده است از بديها كه گفته اش (درباره آنكس كه بدان عمل نكرده ) تصديق شده است ، هر كه آنرا پيشواى خود كرد به بهشتش رهبرى كند و هر كه (از آن پيش افتد) و آنرا پشت سر خود قرار دهد بدوزخش كشاند، و قرآن راهنمائى است كه به بهترين راهها راهنمائى كند، و كتابى است كه در آنست تفصيل و بيان و تحصيل (بدست آوردن حقايق ) و آنست جدا كننده (ميان حق و باطل ) شوخى و سرسرى نيست براى آن ظاهرى است و باطنى ، پس ظاهرش حكم و دستور است و باطنش ‍ علم و دانش ، ظاهرش جلوه و زيبايى دارد و باطنش ژرف و عميق است ، ستارگانى دارد و ستارگانش هم ستارگانى دارد (آنچه ترجمه شده بنا بر نسخه اى ((نجوم )) است و در برخى از نسخه ها ((تخوم )) است و آن به معناى پايان هر چيزى است ) شگفتيهايش به شماره در نيايد و عجايبش كهنه نگردد، در آنست چراغهاى هدايت و جايگاه نور و حكمت و راهنماى معرفت است براى آنكس كه بشناسد صفات را مجلسى (ره ) گويد: يعنى صفاتى كه موجب مغفرت است يا صفت شناسائى و استنباط را پس بايد شخص تيز بين دقت نظر كند و دقت نظر را تا بدرك صفت آن ادامه دهد كه نجات بخشد آنكس را كه هلاكت افتاده ، و رهائى بخشد آنرا كه راه رهائى ندارد، زيرا انديشيدن است كه زندگانى دل بينا است ، چنانچه آنكه جوياى روشنى است در تاريكيها بوسيله نور راه را پيمايد، بر شما باد كه نيكو برهيد و كم انتظار بريد.اصول كافى جلد 4 صفحه  398

حضرت صادق (ع ) فرمود: همانا خداى عزيز و جبار كتابش را بر شما فرود فرستاد و او است راستگو و نيك خواه ، در آن كتاب است آگاهى از شما و آنانكه پيش از شما بودند، و آنانكه پس از شمايند، و آگاهى از آسمان و زمين ، و اگر كسى نزد شما آيد و از آنها بشما آگاهى دهد هر آينه شما در شگفت شويد. اصول كافى جلد 4 صفحه  399

حضرت باقر (ع ) فرمود: رسول خدا (ص ) فرمود: من نخستين كسى هستم كه روز قيامت بر خداى عزيز جبار وارد شوم و با كتابش و اهل بيتم ، سپس امتم (وارد شوند) پس از ايشان بپرسم چه كرديد با كتاب خدا و اهل بيت من ؟ اصول كافى جلد 4 صفحه  400

عبداللّه بن سليمان گويد: از حضرت صادق (ع ) پرسيدم از گفتار خداى عزوجل (كه فرمايد:) ((و رتل القرآن ترتيلا)) فرمود: اميرالمؤ منين صلوات اللّه عليه فرموده : يعنى او را خوب بيان كن و همانند شعر آنرا بشتاب مخوان ، و مانند ريك (هنگام خواندن ) آنرا پراكنده مساز، ولى دلهاى سخت خود را بوسيله آن به بيم و هراس افكنيد، و همت شما اين نباشد كه سوره را بآخر رساند (يعنى همت خود را در تدبر و تاءمل در آيات و بكار بستن و عمل كردن آنها قرار دهيد نه باينكه سوره را بآخر رسانيد). اصول كافى جلد 4 صفحه  418

امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا (ص ) فرمود: قرآن را با لحنهای عرب بخوانيد، و از لحن فاسقان و گنهكاران دورى كنيد، زيرا پس از من مردمانى بيايند كه قرآن را در گلو بچرخانند، مانند خوانندگى و نوحه خوانى و خواندن كشيشان ، كه از گلوى آنها نگذرد (يعنى مقبول درگاه خداوند واقع نگردد.  مجلسى (ره ) گوید : دلهاى ايشان وارونه است ، و هر كه از آنها خوشش آيد نيز دلش وارونه است . اصول كافى جلد 4 صفحه  419

امام صادق عليه السلام فرمود: خداى عزوجل به موسى بن عمران عليه السلام وحى فرمود: كه هرگاه برابر من ايستادى چون شخص زبون و نيازمندى بايست ، و هرگاه تورات مى خوانى با صدای حزين بخوان . اصول كافى جلد 4 صفحه  419

جابر گويد:به حضرت باقر (ع ) عرضكردم : مردمى هستند كه چون آيه اى از قرآن را ذكر كنند و يا براى آنان خوانده شود مدهوش گردند و چنان مى نمايند كه اگر دستها يا پاهايش را ببرند نمى فهمد؟ فرمود: سبحان اللّه ين كار شيطان است بچنين چيزى توصيف نشده اند، و همانا تاءثر از قرآن باينست كه دل نرم شود و برقت قلب و اشك ريختن و ترس ‍ است .
و بسند ديگر نيز جابر اين حديث را از آن حضرت عليه السلام روايت كرده است . اصول كافى جلد 4 صفحه  421

حضرت صادق (ع ) فرمود: رسول خدا (ص ) فرموده : مرد عجمى (و غير عرب ) از امت من قرآن را عجمى مى خواند (يعنى مراعات تجويد و محسنات قرائت را نمى كند يا اعراب آنرا غلط مى خواند) و فرشتگان آنرا بعربى صحيح بالا برند. اصول كافى جلد 4 صفحه  424

برخى از ياران محمد بن سليمان (يكى از راويان حديث ) از حضرت ابى الحسن عليه السلام حديث كند كه بآن حضرت عليه السلام عرضكردم : قربانت شوم ! ما آياتى (از جانب شما) در قرآن مى شنويم كه آنطور كه مى شنويم نزد ما آنطور نيست ، و نمى توانيم آنطور كه از شما بما رسيده است آنها را بخوانيم آيا گناهكاريم ؟ فرمود: نه ، همانطور كه آموخته ايد (و بلد هستيد) بخوانيد بزودى بيايد كسى كه بشما بياموزد (مقصود حضرت صاحب الامر عليه السلام است چنانچه فيض (ره ) گويد). اصول كافى جلد 4 صفحه  424

حضرت صادق (ع ) فرمود: هركس هنگامى كه ببستر خواب رود سوره قل يا ايها الكافرون و قل هو اللّه احد را بخواند خداى عزوجل بيزارى (و دورى ) از آتش را برايش بنويسد. اصول كافى جلد 4 صفحه  434

حضرت باقر (ع ) فرمود: قرآن خوانان سه گروه اند:
يكى آنكه قرآن خواند و آنرا سرمايه كسب خود كند و پادشاهان را با آن بدو شد و بمردم بزرگى بفروشد.
و ديگر مردى است كه قرآن را بخواند و حروف آنرا نگهدارى كند ولى حدود آنرا ضايع سازد و در ساير اوقات پشت سر اندازد چنانكه شخص سواره جام آبش را پشت سرش ميآويزد و مانند اين كلام در كتاب دعاء باب صلوات گذشت مراجعه شود) خداوند امثال اينهان را در قرآن خوانان زياد نكند.
و ديگرى مردى است كه قرآن خواند و داروى قرآن را بر دل دردمندش نهد و براى (خواندن و بكار بستن و دقت و غور در معانيش ) شب زنده دارى كند و روش را بتشنگى بسر برد، و در هنگام نمازهايش و جاهاى آن بدان قيام كند، و از بستر خواب بخاطر آن دورى گزيند، و بخاطر اين دسته از از مردمان است كه خداى عزيز جبار بلا را بگرداند، و ببركت ايشان است كه خداى عزوجل شر دشمنان را باز دارد، و بسبب آنان است كه خداى عزوجل از آسمان باران فرستد، پس بخدا سوگند اينها در ميان قرآن خوانان از كبريت احمر كمياب ترند.  اصول كافى جلد 4 صفحه  435

حفص بن غياث گويد: از حضرت صادق (ع ) درباره گفتار خداى عزوجل پرسيدم (كه فرمايد: ((ماه رمضان كه فرود شد در آن قرآن )) سوره بقره آيه 185) با اينكه قرآن از اول تا آخر در ظروف مدت بيست سال نازل شده ؟ حضرت صادق (ع ) فرمود: همه قرآن يكجا در ماه رمضان به بيت المعمور نازل شده ، سپس در طول بيست سال تدريجا نازل شده ، سپس در طول بيست سال تدريجا نازل شد، سپس : پيغمبر (ص ) فرمود: صحف ابراهيم در شب اول ماه رمضان نازل شده ، و تورات در شب ششم ماه رمضان نازل شد، و انجيل در شب سيزدهم نازل شد، و زبور در شب هيجدهم ماه رمضان و قرآن در بيست و سوم ماه رمضان نازل شده است .  اصول كافى جلد 4 صفحه  437

 حضرت باقر عليه السلام فرمود: هر چيزى بهارى دارد و بهار قرآن ماه رمضان است . اصول كافى جلد 4 صفحه  438

حضرت صادق (ع ) فرمود: پدرم عليه السلام فرمود: هيچكس قرآن را بهم نزند جز اينكه كافر شده است . اصول كافی جلد 4 صفحه  442

حضرت صادق (ع ) فرمود: بر شما باد بنماز در مسجدها، و به نيكى به همسايگان ، و اداى شهادت ، و حاضر شدن در تشييع جنازه ها، زيرا شما ناچاريد از زيستن با مردم ، و براستى كسى نيست كه تا زنده است از مردم بى نياز باشد و ناچار مردم بايد با همديگر سازش داشته باشند.  اصول كافى جلد 4 صفحه  447

 حضرت باقر (ع ) فرمود : با هر كه ارتباط دارى اگر توانى دست عطايت را برسر آنها بکش  و به آنها خيرى برسانى بكن . اصول كافى جلد 4 صفحه 449

حضرت صادق (ع ) فرمود: با بدعت گذاران هم صحبت نشويد و هم نشين نگرديد كه در نظر مردم چون يكى از آنها شويد، رسول خدا ( ص ) فرمود: انسان هم كيش دوست و رفيق خويش است . اصول كافى جلد 4 صفحه  456

عبيد بن زراره گويد: حضرت صادق (ع ) فرمود: بپرهيز از دوستى با احمق زيرا كه تو هر چه از جانب او شادتر باشى او ببدى رساندن بتو نزديك تر است (گويا مقصود اينست كه هر چه بدوستى او خوشحال تر باشى خطر زيان رساندن او بواسطه حماقتش بتو نزديكتر شود). اصول كافى جلد 4 صفحه  456

رسول خدا (ص ) فرمود : سه چيز است که دوستى انساني را با برادر مسلمانش صفا دهد : (1) هميشه با خوشروئى با او برخورد كند. (2) هرگاه در مجلسى بر او بنشيند برايش جا باز كند. (3) با آن نامى كه بيشتر آنرا دوست دارد او را بخواند (و صدا كند). اصول كافى جلد 4 صفحه  457

امام صادق عليه السلام فرمود: كه حضرت مجتبى عليه السلام فرموده : خويش نزديك آنكس است كه مودت و دوستى او را نزديك كرده باشد اگر چه خويشاوندش دور باشد، و بيگانه و دور كسى است كه دوستى او را دور كرده است (و از نظر دوستى بيگانه باشد) اگر چه خويشاونديش نزديك باشد، و چيزى نزديكتر از دست به پيكر انسان نيست ، و همين دست خيانت كند و بريده مى شود و اثر آن محو گردد. اصول كافى جلد 4 صفحه  458

حضرت صادق (ع ) فرمود: رسول خدا (ص ) فرمود: سلام كردن مستحب است و رد (يعنى جواب ) آن واجب است . اصول كافى جلد 4 صفحه  458

رسول خدا (ص ) فرمود: نزديكترين مردم به خدا و رسولش كسى است كه با سلام کردن آغاز گفتار كند.    اصول كافى جلد 4 صفحه  459

حضرت باقر (ع ) فرمود: بدرستيكه خداى عزوجل دوست دارد آشكار كردن سلام را. اصول كافى جلد 4 صفحه  460

حضرت صادق (ع ) فرمود: هرگاه يكى از شماها سلام كند بايد بلند سلام كند و نگويد: من سلام كردم و جواب مرا ندادند، زيرا شايد سلام كرده و آنها نشنيده اند، چون يكى از شماها جواب سلام گويد: بايد بلند جواب دهد مسلمانى نگويد: كه من سلام كردم و بمن جواب ندادند، سپس فرمود: على عليه السلام هميشه مى فرمود: خشم نكنيد و كسى را هم بخشم نياوريد، سلام را آشكار گوييد و گفتارتان را خوش كنيد، در شب نماز بخوانيد آنگاهيكه مردم در خوابند (مقصود نماز شب است ) تا بسلامتى ببهشت رويد، سپس اين گفتار خداى عزوجل را براى مردم خواند: ((السلام المؤ من المهيمن )) (سوره حشر آيه 23) (يعنى خدائى كه سالم از هرگونه عيب و نقصى است و امان دهنده و نگهبان است ، و منظور امام از استشهاد باين آيه اينست كه سلام يكى از نامهاى خدا است ).  اصول كافى جلد 4 صفحه  460

حضرت صادق عليه السلام فرمود : از فروتنى و تواضع اين است كه به هر كه برخورد كردى سلام كنى . اصول كافى جلد 4 صفحه  461

حضرت صادق (ع ) فرمود : كه رسولخدا (ص) به زنها سلام ميكرد و آنها نيز جواب مى دادند، و اميرالمؤ منين (ع) نيز سلام مى كرد و خوش نداشت كه به زنهای جوان سلام كند ، و مى فرمود : مى ترسم آوازش مرا خوش آيد ، و زيادتر از آن
اجرى كه مى جويم ( گناه ) بمن رسد. اصول كافى جلد 4 صفحه  464

حضرت كاظم عليه السلام فرمود: يحيى بن زكريا عليه السلام اينگونه بود كه گريه مى كرد و نمى خنديد، و عيسى بن مريم عليه السلام اينگونه بود كه هم مى خنديد و هم گريه مى كرد، و آنچه عيسى عليه السلام مى كرد بهتر بود از آنچه يحيى عليه السلام مى كرد.  اصول كافى جلد 4 صفحه  488

عمرو بن عكرمه گويد: وارد شدم بر حضرت صادق (ع ) و به آن حضرت عرضكردم : همسايه اى دارم كه مرا بيازارد فرمود: تو با او خوشرفتارى كن ، من گفتم : خدايش رحم نكند ! پس آنحضرت روى از من برگردانيد، گويد: من نخواستم با آنوضع از حضرت جدا شوم از اين رو عرضكردم : با من چنين و چنان مى كند و مرا آزار مى دهد ! فرمود: گمان مى كنى كه اگر با او آشكارا دشمنى كنى (و تو نيز مانند او درصدد آزارش برآئى ) مى توانى از او انتقام بكشى ؛ (و شر او را از خود دور كنى ؟ و محتمل است مقصود اين باشد: كه اگر آشكارا با او دشمنى كنى آيا در مقام مخامصه مى توانى ستم و آزار او را بر خودت ثابت كنى بطورى كه از تو بپذيرد؟) عرضكردم : آرى من بر او مى چربم ، فرمود: اين همسايه تو از كسانى است كه بمردم رشك برد از آنچه خداوند بآنها داده و تفضل كرده ، پس چون نعمتى براى كسى ديد، اگر اهل و عيالى داشته باشد بآنها تعرض كند و (از ناراحتى كه ناشى از حسدى است كه در درون اوست ) آنها را بيازارد، و اگر خاندانى ندارد (كه آنها را آزار كند) بخدمتكارش مى پيچد، و اگر خدمتكار نداشته باشد شبها را به بيدارى بسر برد و روزها را بخشم بگذراند، همانا مردى از انصار خدمت رسول خدا (ص ) آمده عرضكرد: من خانه اى در فلان قبيله خريدارى كرده ام ، و نزديكترين همسايه من در آنخانه كسى است كه خيرى از او بمن نرسد و از شرش آسوده نيستم ؟ پس رسول خدا (ص ) و بسلمان و اباذر (راوى گويد:) ديگرى را هم فرمود كه من فراموش كردم و گمان دارم كه مقداد بود دستور داد كه با بلندترين آوازشان در مسجد فرياد زنند كه هر كه همسايه اش از آزار او آسوده نباشد ايمان ندارد، پس آنها سه بار آن را گفتند، سپس با دست اشاره كرد كه تا چهل خانه است از برابر و پشت سر و طرف راست و سمت چپ (يعنى تا چهل خانه از چهار طرف همسايه هستند).  اصول كافى جلد 4 صفحه  489

حضرت صادق (ع ) فرمود: خوش همسايگى (و خوشرفتارى با همسايه ) روزى را زياد كند. اصول كافى جلد 4 صفحه  490

حضرت صادق (ع ) فرمود: فاطمه عليهما السلام براى شكايت از پاره اى پيش آمدها نزد رسول خدا (ص ) آمد، پس ‍ رسول خدا (ص ) جزوه اى به او داد و فرمود: آنچه در آنست بياموز، و (اين كلمات ) در آن بود: هركس ايمان بخدا و روز باز پسين دارد ميهمان خود را گرامى دارد، و هركس ايمان بخدا و روز جزا دارد بايد خوب بگويد يا خموشى گيرد. اصول كافى جلد 4 صفحه  491

ابو مسعود گويد: حضرت صادق (ع ) بمن فرمود: خوش همسايگى در عمرها بيفزايد و خانه ها را آباد كند. اصول كافى جلد 4 صفحه  491

حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود: خوش همسايگى تنها باين نيست كه از آزار همسايه خوددارى كنى بلكه بر آزار او نيز شكيبائى كنى . اصول كافى جلد 4 صفحه  492

حضرت صادق (ع ) فرمود: بسم الله الرحمن الرحيم را وامگذار اگر چه پس از آن شعرى ( بخواهی بنویسی ) باشد.  اصول كافى جلد 4 صفحه  498

مرازم بن حكيم گويد: حضرت صادق (ع ) دستور فرمود براى كارى نامه اى بنويسند، پس آن نامه نوشته شد و بنظر آنحضرت رساندند و در آن نامه ((ان شاء الله )) ننوشته بودند، فرمود: چگونه اميد داريد كه اين كار بپايان برسد (و انجام شود) با اينكه ((ان شاءالله )) در آن نيست ؟ بنگريد هر كجا كه ((ان شاء الله )) ندارد در آن بنويسيد. اصول كافى جلد 4 صفحه  499

هشام بن سالم گويد: از امام صادق (ع ) آيه شريفه (فطرت خدائى است كه مردم را بر آن آفريده 30 سوره 30 ) را پرسيدم ، فرمود: آن توحيد (يگانه پرستى ) است . اصول كافى ج  3 صفحه 19

امام صادق (ع ) فرمود، نطفه مؤ من در صلب مشرك قرار ميگيرد، ولى هيچگونه بدى و آلودگى باو نميرسد، تا زمانيكه در زهدان زن مشركه قرار گيرد. در آنجا هم هيچگونه بدى باو نرسد تا او را بزايد چون او را زائيد، باز هم هيچگونه بدى باو نرسد، تا آنكه قلم تكليف بر او جارى شود. اصول كافى جلد  3 صفحه 21

گاهى نطفه مؤ من در پدريكه كافر است و رحم مادرى كه كافر است قرار ميگيرد و در دامن آنها تربيت ميشود، ولى از كفر و شرك پدر و مادر هيچگونه آلودگى و پليدى بآن فرزندى مؤ من نميرسد تا زمانيكه خودش بحد بلوغ و رشد رسد و مكلف شود و طبق اعمال و رفتار خويش پاداش يا كيفر بيند. و در دوران قبل از بلوغ اگر چه از نظر تبعيت حكم بكفر و نجاست او ميشود، ولى آن حكم ظاهرى است و بايمان واقعى او زيانى نرساند، و از اينجا حكم ولدالزنا روشن ميشود، زيرا زمانيكه كفر و شرك پدر مادر بايمان فرزند زيان نرساند، گناه و فسق آنها بطريق اولى باو زيانى نخواهد رسانيد.

امام صادق (ع ) درباره قول خداى عزوجل : (رنگ آميزى خداست ، كيست كه رنگ آميزيش از خدا بهتر باشد؟ 138 سوره 2 ) فرمود: مقصود اسلام است و درباره قول خداى عزوجل (بدست آويزى محكم چنگ زده است 256 سوره 2 ) فرمود: آن دست آويز ايمان بخداى يگانه بى شريك است . اصول كافى جلد3 صفحه 23

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: همانا خداست و شيطان ، حق است و باطل ، هدايت است و گمراهى ، راه راست است و نوميدى ، دنياست و آخرت ، حسناتست و سيئات ، پس هر چه حسناتست از خداست و هر چه سيئات از شيطان لعنة الله . اصول كافى جلد 3 صفحه 25

حضرت رضا عليه السلام فرمايد: اميرالمؤ منين (ع ) ميفرمود: خوشا حال كسى كه عبادت و دعايش را براى خدا خالص كند و دلش را بآنچه چشمش مى بيند مشغول ندارد و بدانچه گوش مى شنود، ياد خدا را فراموش نكند، و براى آنچه بديگرى داده شده اندوهگين نشود. اصول كافى جلد3 صفحه 26

امام صادق (ع ) فرمود: خداى عزّوجلّ ايمان را هفت سهم كرد: 1نيكوكارى 2 راستگويى 3 يقين 4 رضا 5 وفاء 6 علم 7 بردبارى .
سپس آنرا ميان مردم تقسيم فرمود، بهر كس هفت سهم داد، او كامل است و بردارنده ايمان ، و ببرخى از مردم فقط يك سهم داد و ببعضى ديگر دو سهم و بدسته ئى سه سهم تا بهفت سهم قسمت كرد، سپس فرمود بكسيكه يك سهم ايمان دارد باندازه دو سهم تحميل نكنيد و نه بكسى كه دو سهم دارد باندازه سه سهم كه سنگين بارشان خواهيد كرد، آنگاه فرمود: همچنين تا بهفت سهم برسند (يعنى بر سه سهمى باندازه چهار سهم تحميل نكنيد و بر چهار سهمى باندازه پنج سهم و بر او باندازه شش سهم و بر او باندازه هفت سهم ). اصول كافى جلد 3 صفحه 70

مقصود اينستكه استعداد و قابليت اشخاص در پذيرش ايمان مختلف است و خدا هر كس را باندازه استعدادش تكليف كرده و بازخواست مى نمايد، شما هم در علوم و اعمال و اخلاق دينى ، از هر كس بقدر وسع و طاقت و استعداد و قابليتش متوقع باشيد كه تحميل بيش از استعداد و طاقت او را سنگين با رو خسته و وامانده كند.

عبدالعزير قراسيطى گويد:امام صادق (ع ) بمن فرمود : اى عبدالعزيز ايمان مانند نردبانيست كه ده پله دارد و مؤ منين پله ئى را بعد از پله ديگر بالا مى روند، پس كسى كه در پله دوم است نبايد بآنكه در پله اول است بگويد: تو هيچ ايمان ندارى تا برسد بدهمى (كه نبايد چنين سخنى به نهمى بگويد) پس آنكه را از تو پست تر است دور نينداز كه بالاتر از تو ترا دور اندازد و چون كسى را يكدرجه پائين تر از خود ديدى ، با ملايمت او را بسوى خود كشان و چيزى را هم كه طاقتش را ندارد بر او تحميل مكن كه او را بشكنى زيرا هر كه مؤ منى را بشكند، بر او لازمست جبرانش كند.اصول كافى جلد 3 صفحه 74

سدير گويد: امام باقر عليه السلام بمن فرمود: مؤ منين درجات مختلفى دارند: يكى داراى يك درجه و يكى داراى دو درجه و يكى سه درجه و يكى چهار درجه و يكى پنج درجه و يكى شش درجه و يكى هفت درجه است . پس اگر بخواهى بداراى يكدرجه تحميل دو درجه كنى نتواند و اگر بر دو درجه تحميل سه درجه كنى نتواند و اگر بر سه درجه تحميل چهار درجه كنى نتواند و اگر بر چهار درجه تحميل پنج درجه كنى نتواند و اگر بر پنج درجه تحميل شش درجه كنى نتواند و اگر بر شش درجه تحميل هفت درجه كنى نتواند و همه درجات به همين وضع است . اصول كافى جلد 3 صفحه 75

امام صادق (ع ) فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: اسلام برهنه است و لباسش حيا و زينتش وقار و سنگينى است و مردانگيش عمل صالح و ستون و پايه اش پرهيزكارى است ، و هر چيزى را اساس و پايه اى است و پايه اسلام محبت ما اهل بيت است . اصول كافى جلد 3 صفحه 77

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: همانا خدا اسلام را آفريد، پس براى او ميدانى ساخت و نورى قرار داد و حصارى نهاد و ياورى نيز برايش مقرر كرد. اما ميدان اسلام قرآن است و اما نورش حكمت و حصارش نيكى و ياورانش ‍ من و اهل بيت و شيعيانم ميباشيم . پس اهل بيتم و شيعيان و يارانشان را دوست داريد، زيرا چون مرا به آسمان دنيا عروج دادند و جبرئيل نسب و وصف مرا براى اهل آسمان بيان كرد، خدا دوستى من و دوستى خاندان و شيعيانم را در دل ملائكه سپرد و آندوستى تا روز قيامت نزد آنها سپرده است ، سپس جبرئيل مرا بسوى اهل زمين فرود آورد و نسب و وصفم را براى اهل زمين بيان كرد و خداى عزوجل دوستى من و دوستى اهل بيتم و شيعيانشان را در دلهاى مؤ منين امت سپرد، پس مؤ منين امتم تا روز قيامت سپرده مرا نسبت به اهل بيتم حفظ كنند. همانا اگر مردى از امتم در تمام دوران عمرش عبادت خداى عزوجل كند ولى با حالت بغض و دشمنى اهل بيت و شيعيانم خدا را ملاقات كند خدا دلش را جز بانفاق نگشايد (يعنى چون باطن و حقيقتش را خدا آشكار كند، مردم او را منافق يعنى بى ايمان و دورو بينند). اصول كافى جلد 3 صفحه 77

امام صادق (ع ) فرمود: مؤ من را سزاوار است كه داراى هشت خصلت باشد: 1 هنگام شدائد باوقار باشد، 2 هنگام بلا شكيبا باشد، 3 در فراوانى نعمت سپاسگزار باشد، 4 بآنچه خدا روزيش كرده قانع و خرسند باشد، 5 به دشمنانش ستم نكند، 6 بارش را بر دوستانش نيفكند (بخاطر دوستانش متحمل گناه نشود)، 7 بدنش از او در رنج و مشقت باشد (از بسيارى عبادت و قضاء حوائج مردم )، 8 مردم از ناحيه او در آسايش باشند، همانا علم دوست مؤ من است و بردبارى و زيرش و عقل امير سپاهش (يعنى اعضاء و جوارحش بفرمان عقلش رفتار كنند) و مدارا برادرش و احسان پدرش ‍ باشد. اصول كافى جلد 3 صفحه 78

اميرالمؤ منين صلوات الله عليه فرمود: ايمان چهار پايه دارد: 1 توكل بر خدا 2 واگذار كردن امر بخدا، 3 راضى بودن بقضاى خداى ، 4 تسليم بودن بامر خداى عزّوجلّ. اصول كافى جلد 3 صفحه 78

امام باقر (ع ) فرمود: اميرالمؤ منين (ع) را از ايمان سؤ ال كردند ، فرمود: خداى عزوجل ايمان را بر چهار پايه قرار داده است : 1 صبر، 2 يقين ، 3 عدالت ، 4 جهاد.
و صبر چهار شعبه داده است : اشتياق و ترس و زهد و مراقبت (انتظار) پس هر كه اشتياق بهشت داشته باشد، هوس ‍ رانيها را كنار گذارد، و هر كه از دوزخ بيم دارد، از چيزهاى حرام رو گرداند، و هر كه در دنيا زهد ورزد (و بى رغبت شود)، مصيبتها بر او آسان شود، و هر كه منتظر مرگ باشد بانجام دادن نيكيها شتاب كند. و يقين چهار شعبه دارد: 1 زيركى و روشن بينى ، 2 رسيدن بحقايق ، 3 عبرت شناسى 4 روش پيشينيان ، پس هر كه روشن بين شود حقيقت شناس گردد و هر كه بحقايق رسد عبرت شناس شود و هر كه عبرت شناس باشد،سنت و روش را بفهمد و هر كه سنت را شناسد مثل اينستكه با پيشينيان بوده و بطريقه ايكه درست تر است هدايت شود و نگاه كند هر كه نجات يافته بچه وسيله نجات يافته و هر كه هلاك شده براى چه هلاك شده ، و همانا خدا هر كه اهلاك نمود تنها بسبب نافرمانيش هلاك نموده و هر كه را نجات بخشيده بسبب اطاعتش بوده .
و عدالت چهار شعبه دارد: 1 فهميدن امر مشكل (دقت در فهميدن ) 2 رسيدن بحقيقت دانش 3 روشنى حكم (داورى )، 4 خرمى شكيبائى ، پس هر كه بفهمد همه دانش را تفسير كند، و هر كه بداند آبگاههاى داورى را بشناسد و هر كه بردبارى ورزد، در كارش زياد روى نكند و ميان مردم ستوده زندگى نمايد.
و جهاد چهار شعبه دارد: 1 امر بمعروف 2 نهى از منكر 3 راستگوئى در هر حال 4 دشمنى با بد كاران .
پس هر كه امر بمعروف كند، مؤ من را يارى كرده و پشتش را محكم نموده ، و هر كه نهى از منكر كند، بينى منافق را بخاك ماليده و از نيرنگش ايمن گشته هر كه همه جا راستگويد، وظيفه ايكه بر او بوده انجام داده و هر كه با بدكاران دشمنى كند براى خدا خشم نموده و هر كه براى خدا خشم نمايد، خدا هم بخاطر او خشم نمايد، اينست ايمان و پايه ها و شعبه هايش . اصول كافى جلد 3 صفحه 83

جابر جعفی گويد: امام صادق (ع ) بمن فرمود: اى جعفى : همانا ايمان برتر از اسلام و يقين برتر از ايمانست و چيزى گرامتر (كمياب تر) از يقين نيست . اصول كافى جلد 3 صفحه 86

جعف قبيله ايست از يمن و يكى از شعب تميم است كه جابر از آن قبيله ميباشد و برترى ايمان بر اسلام از ابواب سابق ظاهر شد، زيرا در ايمان ولايت يا اذعان قلبى و اعمال بدنى و يا اذعان قلبى فقط معتبر است ، بخلاف اسلام . و اما برترى يقين بر ايمان باعتبار اينستكه يقين بالاترين مراتب اعتقاد است كه فعل طاعات و ترك گناهان بر آن مترتب ميشود و كميابى يقين هم واضح است ، زيرا مردم را كه مينگريم از قول يك طبيب براى سلامتى بدن از غذای لذيذ پرهيز ميكند ، ولى از گناهان كبيره که بقول انبياء براى سلامتى روح و نجات از عذاب خدا پرهيز نمي كنند ، و اين مطلب دليل عدم يقين است .

حضرت ابى الحسن (ع) فرمود: ايمان يك درجه بالاتر از اسلام است ، و تقوى يك درجه بالاتر از ايمان و يقين يك درجه بالاتر از تقوى است ، و ميان مردم چيزى كمتر از يقين پخش نشده است . اصول كافى جلد 3 صفحه 86

ابوبصير گويد، امام صادق (ع ) بمن فرمود: اى ابا محمد! اسلام يكدرجه است ؟ گفتم آرى ، فرمود: و ايمان يكدرجه بالاى اسلامست ؟ گفتم : آرى ، فرمود: و تقوى يك درجه بالاى ايمانست ؟ گفتم : آرى ، فرمود: و يقين يكدرجه بالاى تقوى است ؟ گفتم آرى ، فرمود بمردم چيزى كمتر از يقين داده نشد، و شما بپائين ترين (نزديكترين ) درجه اسلام چسبيده ايد، مبادا از چنگتان بپرد (گويا مقصود ضعفاء شيعه است كه فقط ولايت را دارند بدون تقوى و يقين ، و سخن امام اشاره دارد باينكه اشخاصيكه در درجات پائين ايمان باشند خطر از دست دادن عقايد بآنها نزديك است ، بخلاف كسانيكه داراى تقوى و يقينند). اصول كافى جلد 3 صفحه 87

يونس گويد: از امام رضا (ع ) راجع بايمان و اسلام پرسيدم ، فرمود: امام باقر (ع ) فرموده است : همانا دين فقط اسلامست ، و ايمان يك درجه بالاتر از آنست و تقوى يكدرجه بالاتر از ايمانست و يقين يك درجه بالاتر از تقوى است و ميان مردم چيزى كمتر از يقين تقسيم نشده است ، عرضكردم يقين چيست ؟ فرمود: توكل بر خدا و تسليم خدا شدن و راضى بودن بقضاء خدا و واگذاشتن كارها به خدا.  اصول كافى جلد 3 صفحه 87

امام صادق (ع ) فرمود: رسولخدا (ص ) با حارثة بن مالك بن نعمان انصارى روبرو شد، حضرت فرمود: حارثة بن مالك ! چگونه ئى ؟ فرمود: يا رسول الله ! مؤ من حقيقى ام . رسولخدا (ص ) فرمود: هر چيزى را حقيقتى است . حقيقت گفتار تو چيست ؟ گفت : يا رسول الله ! بدنيا بى رغبت شده ام ، شب را (براى عبادت ) بيدارم و روزهاى گرم را (در اثر روزه ) تشنگى ميكشم و گويا عرش پروردگارم را مينگرم كه براى حساب گسترده گشته و گويا اهل بهشت را مى بينم كه در ميان بهشت يكديگر را ملاقات ميكنند و گويا ناله اهل دوزخ را در ميان دوزخ ميشنوم .
رسولخدا(ص ) فرمود: بنده ايستكه خدا دلش را نورانى فرموده ، بصيرت يافتى ، ثابت باش ، عرضكردم : يا رسول الله ! از خدا بخواه كه شهادت در ركابت را بمن روزى كند، حضرت فرمود: خدايا بحارثه شهادت روزى كن . چند روزى بيش ‍ نگذشت كه رسولخدا (ص ) لشكرى براى جنگ فرستاد و حارثه را هم در آن جنگ فرستاد. او بميدان جنگ رفت و 9 تن يا هشت تن را كشت و سپس شهید شد. اصول كافى جلد 3 صفحه 90

امام صادق عليه السلام فرمود: بهترين عبادت همواره انديشيدن درباره خدا و قدرت اوست . اصول كافى جلد 3 صفحه 91

امام رضا عليه السلام ميفرمود : عبادت به نماز و روزه بسيار نيست ، همانا عبادت انديشيدن در امر خداى عزوجل است . ( يعنى عبادت منحصر بنماز و روزه بسيار نيست ، بلكه عبادت كامل ، تفكر در امر خدا است اگر چه نتيجه اش نماز و روزه اندك ، ولى با معرفت و نورانيت قلب باشد.)
 اصول كافى جلد 3 صفحه 92

اميرالمؤ منين صلوات الله عليه فرمود : انديشيدن انسان را به نيكى و انجام آن ميكشاند. ( گويا مراد به نيكى فهميدن معارف حقه و صفات حميده و تحلى نفس بدانها ميباشد و مراد بانجام آن ، عمل كردن بواجبات ومستحبات و قضاء حوائج خلق و انجام ساير كارهاى نيك است . )  اصول كافى جلد 3 صفحه 92

حسين بن عطيه گويد: امام صادق (ع ) فرمود: مكارم  ده چيز است ، اگر ميتوانى آنها را داشته باش ، زيرا گاهى شخصى آنها را دارد و فرزندش ندارد و گاهى در فرزند هست و در پدرش نيست ، و گاهى در برده هست و در آزاد نيست ، عرض ‍ شد : آنها چه هستند؟ فرمود: نوميدى حقيقى (از آنچه دست مردم است ) و راستى زبان و اداء امانت وصله رحم و پذيرائى از مهمان و غذا دادن بسائل (كسيكه از او غذا طلبد) و جبران نيكى ها و مراعات حق همسايه و مراعات حق رفيق و سر همه مكارم (افضل و عاليتر از همه ) حيا و شرم است (زيرا كسيكه در برابر خالق و مخلوق شرم داشته باشد، همه اين مكارم را انجام ميدهد و همان خصلت حيا بر تمام اين مكارم دائى و باعث ميشود).  اصول كافى جلد 3 صفحه 92


امام صادق (ع ) فرمود : خداى عزوجل پيغمبرانش را به مكارم اخلاق اختصاص داد، شما خود را بيازمائيد، اگر آنها در وجود شما هم بود، خدا را سپاس گوئيد و بدانيد كه بودن آنها در شما خير شماست و اگر در شما نبود، از خدا بخواهيد و نسبت بآنها رغبت جوئيد
سپس آنها را ده چيز شمرد : يقين و قناعت و صبر و شكر و خويشتن دارى و خلق نيكو و سخاوت و غيرت و شجاعت و مروت
بعضى از راويان ديگر اين ده خصلت را ذكر نموده و راستگوئى و امانت دارى را هم بدانها افزوده است . اصول كافى جلد 3 صفحه 93

امام صادق (ع ) فرمود : ما دوست داريم كسى را كه عاقل ، فهميده ، فقيه ، خويشن دار، بامدارا، بردبار، راستگو، باوفا باشد، زيرا خداى عزوجل پيغمبران را بمكارم اخلاق احتصاص داد (يعنى خصال نكوهيده را از آنها دور ساخت ) پس ‍ هر كه اين مكارم را داشته باشد، بايد خدا را سپاس گزارد و هر كس آنها را نداشته باشد، بايد بسوى خداى عزوجل تضرع كند و آنها را از او بخواهد.
راوى گويد: عرض كردم ، قربانت آنها چه صفاتى هستند؟ فرمود: پرهيزگارى و قناعت و صبر و شكر و خويشتن دارى و حيا و سخاوت و شجاعت و غيرت و خوش رفتارى و راستى گفتار و امانت دارى .  اصول كافى جلد 3 صفحه 93

اميرالمؤ منين صلوات الله عليه فرمود: ايمان از چهار پايه مركب است : 1 راضى بودن بقضاء خدا 2 توكل بر خدا 3 واگذاردن امر بخدا 4 تسليم امر خدا بودن . اصول كافى جلد 3 صفحه 94

ابن سنان گويد : مردى از بنى هاشم ( كه گويا مراد امام صادق (ع ) باشد و از شدت تقيه اين گونه تعبير شده است ) فرمايد: چهار چيز است كه هر كس آنها را دارا باشد، اسلامش كامل است ، و اگر سر تا پايش خطاكارى باشد، از قدر او نكاهد : راستگوئى و حيا و خوش خلقى و سپاسگزارى . اصول كافى جلد 3 صفحه 94

يكى از اين صفات حياء است كه در حديث اول اين باب گفته شد، حيا سر همه مكارم است پس ‍ كسيكه اين چهار صفت را داشته باشد خطائى بمعنى گناه و صفت مذموم ندارد، مگر اينكه مقصود از خطا ، سهو و اشتباه و نقايص بدنى و نژادى و اءمثال آن باشد.

هشام بن سالم گويد: شنيدم امام صادق (ع ) ميفرمود: عمل پيوسته اندك با يقين ، نزد خدا افضل است از عمل بسيار بدون يقين .  اصول كافى جلد 3 صفحه 96

يقين موجب مى شود كه انسان هر كار نيكى را پيوسته انجام دهد، ولى اگر يقين نباشدانجام عمل از روى اغراضى است كه تغييرپذير است ، و ممكن است يك روز هزار ركعت نماز بخواند خسته و ملول شود و روز ديگر هيچ نخواند.

صفوان جمال گويد: از امام صادق (ع ) درباره اين قول خداى عزوجل پرسيدم : (و اما ديوار از آن دو پسر بچه يتيم در آن شهر بود و در زيرش گنجى متعلق بآنها بود، 82 سوره 18) فرمود: همانا آن گنجينه طلا و نقره نبود. بلكه چهار كلمه بود: 1 شايسته پرستشى جز من نيست 2 هر كه بمرگ يقين داشته باشد : خنده دندان نما نكند 3 هر كه بحساب (روز قيامت ) يقين داشته باشد، دلش شادمان نباشد، 4 هر كه بتقدير يقين داشته باشد، جز از خدا نترسد. اصول كافى جلد 3 صفحه 97

امام صادق (ع ) فرمود: سر طاعت خدا صبر است و راضى بودن از خدا نسبت بآنچه بنده دوست داشته يا ناپسند داشته باشد، و هيچ بنده ئى از خدا نسبت بآنچه دوست يا ناپسند دارد، راضى نباشد، جز آنكه خيرش باشد در آنچه دوست يا ناپسند داشته است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 99

استعاره آوردن سر را براى صبر از اين نظر است كه عبادت و طاعت بانسانى تشبيه شده و صبر بجاى سر انسان قرار گرفته ، يعنى شريفترين عبادت صبر است و يا آنچه مايه قوام و بقاء ساير عباداتست صبر است .

امام صادق (ع ) فرمود: خداى عزّوجلّ فرمايد : بنده مؤ منم را بهر سو بگردانم ، برايش خير است ، پس بايد بقضاء من راضى باشد و بر بلاى من صبر كند و نعمتهايم را سپاسگزارد تا او را اى محمد در زمره صديقين نزد خود ثبت كنم . اصول كافى جلد 3 صفحه 101

امام صادق (ع ) فرمود: در ضمن آنچه خداى عزّوجلّ به موسى بن عمران وحى كرد اين بود كه : اى موسى بن عمران ، مخلوقى كه نزدم دوست تر از بنده مؤ من باشد نيافريدم ، من او را مبتلى كنم بآنچه براى او خير است و عافيت دهم بآنچه برايش خير است . آنچه شر اوست از او بگردانم ، براى آنچه نزد او خير است ، و من بآنچه بنده ام را اصلاح كند داناترم ، پس بايد بر بلايم صبر كند و نعمتهايم را شكر نمايد و بقضائم راضى باشد، تا او را در زمره صديقين نزد خود نويسم ، زمانى كه برضاى من عمل كند و امرم را اطاعت نمايد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 102

امام صادق (ع ) فرمود: در شگفتم از مرد مسلمان كه خداى عزّوجلّ برايش سرنوشتى نكند، جز آنكه خير او باشد، اگر بدنش را با قيچى ببرند خير اوست و اگر هم تمام خاور و باختر روى زمين را مالك شود خير اوست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 102

امام باقر (ع ) فرمود: در ميان مخلوق خدا سزاوارترين كس بتسليم بودن قضاء خداى عزّوجلّ كسى است كه خداى عزّوجلّ را بشناسد و هر كه بقضاء راضى باشد، قضا بر او وارد شود و خدا اجر او را بزرگ فرمايد و هر كه قضا را ناخوش دارد، قضا بر او وارد شود و خدا اجرش را تباه سازد. اصول كافى جلد 3 صفحه 102

مردى گويد: بامام صادق (ع ) عرضكردم : بچه علامت دانسته مى شود كه شخص مؤ من است ؟ فرمود: به تسليم خدا بودن ، و راضى بودن بآنچه برايش پيش مى آيد، از شادى و ناخرسندى . اصول كافى جلد 3 صفحه 103

امام صادق (ع ) فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله هيچگاه نسبت به امرى كه ميگذشت نمى فرمود: كاش غير اين مى بود.  اصول كافى جلد 3 صفحه 103

امام صادق (ع ) فرمود: خداى عزّوجلّ بداود (ع ) وحى فرستاد كه : هيچيك از بندگانم بدون توجه به احدى از مخلوقم بمن پناهنده نشود كه من بدانم نيت و قصد او همين است ، سپس آسمانها و زمين و هر كه در آنهاست با او نيرنگ بازند، جز آنكه راه چاره از ميان آنها را برايش فراهم آورم و هيچيك از بندگانم بيكى از مخلوقم پناه نبرد كه بدانم قصدش ‍ همانست ، جز آنكه اسباب و وسائل آسمانها و زمين را از دستش ببرم زير پايش را فرو برم و بهر وادى هلاكتى افتد باك ندارم .  اصول كافى جلد 3 صفحه  103

حارث يا پدرش مغيره بامام صادق (ع ) عرض كرد: وصيت لقمان به پسرش گفت : از خداى عزّوجلّ چنان بترس كه اگر نيكى جن و انس را بياورى ترا عذاب كند، و بخدا چنان اميدوار باش كه اگر گناه جن و انس را بياورى بتو ترحم كند.
سپس امام صادق (ع ) فرمود: هيچ بنده مؤ منى نيست ، جز آنكه در دلش دو نور است : نور خوف و نور رجا كه اگر اين وزن شود از آن بيش نباشد و اگر آن وزن شود، از اين بيش نباشد. اصول كافى جلد  3 صفحه 109

امام صادق (ع ) مى فرمود: هر كه از خدا بترسد، خدا همه چيز را از او بترساند و هر كه از خدا نترسد، خدا او را از همه چيز بترساند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 110

اسحاق بن عمار گويد: امام صادق (ع ) فرمود: اى اسحاق ! چنان از خدا بترس كه گويا ترا مى بيند، و اگر تو او را نبينى ، او تو را مى بيند، و اگر معتقد باشى او تو را نمى بيند كافر شوى و اگر بدانى و ترا مى بيند و سپس نافرمانى او آشكار كنى (با گناهكارى بمبارزه او روى ) او را پست ترين بينندگان خود دانسته ئى (زيرا هيچ بنده ئى در برابر چشم آقاى خويش ‍ چنين نافرمانى نكند).  اصول كافى جلد 3 صفحه 110

يكى از اصحاب گويد : به امام صادق (ع ) عرضكردم : مردمى هستند كه گناه مى كنند و مى گويند ما اميدواريم (به رحمت خدا) و همواره چنينند تا مرگشان فرا مى رسد (يعنى توبه هم نمى كنند ) ، حضرت فرمود : اينها مردمى باشند كه در ميان آرزوها ميلولند ، دروغ گويند ، اينها اميدوار نيستند ، هر كه به چيزى اميدوار باشد آنرا طلب كند ، و هر كه از چيزى بترسد از آن بگريزد ( اينها مى گويند : به خدا اميدوار و از عذابش مى ترسيم ، ولى به خدا پشت كرده و به موجبات عذابش كه گناهان است رو مى آورند ). اصول كافى جلد 3 صفحه 110

مردى گويد بامام صادق (ع ) عرضكردم : گروهى از دوستان شما مرتكب گناهان مى شوند و مى گويند: ما اميدواريم ، فرمود: دروغ گويند، دوست ما نيستند، آنها مردمى باشند كه آرزوها ايشان را باين سو و آن سو برد، هر كه بچيزى اميدوار باشد، در راه رسيدن بآن كار كند، و هر كه از چيزى ترسد از آن بگريزد. اصول كافى جلد  3 صفحه 111

امام صادق (ع ) فرمود: همانا قسمتى از عبادت ترس از خداى عزّوجلّ است ، خدا مى فرمايد (تنها بندگان دانشمند خدا از او مى ترسند، 28 سوره 35) و نيز خداى جل ثناؤ ه فرمايد: (از مردم نترسيد و از من بترسيد، 44 سوره 5) و باز خداى تبارك و تعالى فرمايد: (هر كه از خدا پروا كند، برايش راه نجاتى مقرر دارد، 2 سوره 65) و امام صادق (ع ) فرمود: حب جاه و شهرت در دل ترسان و بيمناك نباشد (پس كسيكه از خدا ترسد، حب رياست و شهرت ندارد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 111

امام صادق (ع ) مى فرمود: آنچه از خطبه هاى پيغمبر حفظ شده اينستكه فرمود: اى مردم شما نشانه هايى داريد (از قرآن سنت و عقل ) به نشانه هاى خود رسيد، و شما را پايانى است (و آن كمال استعداد و قابليت شما و رسيدن به بهشت و رضوان خداست ) بپايان خود برسيد، همانا مؤ من در ميان دو ترس كار مى كند: ميان زمانيكه از عمرش گذشته ، و نمى داند خدا با او چه مى كند (آمرزيده است يا معاقب ) و ميان زمانيكه از عمرش باقى مانده و نمى داند، خدا درباره او چه حكم مى كند (كى مى ميرد و چه پيش آمدى برايش مى كند).
پس بنده مؤ من بايد از خود براى خود (يعنى بايد خود را در طاعت و عبادت بزحمت اندازد تا سودش در آخرت خود كسب كند و در جوانيش پيش از سالخوردگى و در زندگيش پيش از مرگ . سوگند بآنكه جان محمد در دست اوست . كه پس از گذشت از دنيا عذرخواهى و توبه ممكن نيست و بعد از دنيا خانه ئى جز بهشت و دوزخ نباشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 113

امام صادق (ع ) درباره قول خداى عزوجل : (و براى آنكه از مقام پروردگارش ترسد دو بهشت است ، 46 سوره 55) فرمود: كسيكه بداند خدا او را ميبيند و آنچه گويد ميشنود و هر كار نيك و بديكه كند مى داند، و همين دانستن او را از كارهاى زشت بازدارد، كسى است كه از مقام پروردگارش ترسيده و ضمير خويش از هوس بازداشته است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 113

امام صادق (ع ) فرمود: مؤ من ميان دو ترس قرار دارد: 1 گناهيكه انجام داده و نمى داند خدا درباره او چه مى كند 2 عمرى كه باقى مانده و نمى داند چه مهالكى (گناهانى كه مايه هلاك او است ) مرتكب مى شود، پس هر صبح (و هر دم ) ترسانست و جز ترس اصلاحش نكند. (زيرا ترس موجب مى شود كه از گناهان گذشته توبه كند و در آينده بيشتر به طاعت و عبادت پردازد). اصول كافى جلد 3 صفحه  114

امام باقر (ع ) فرمود: در كتاب على عليه السلام ديديم كه رسولخدا صلى الله عليه و آله بالاى منبر خويش فرموده : سوگند به خداييكه جز او شايسته پرستشى نيست ، به هيچ مؤ منى هرگز خير دنيا و آخرت داده نشد، جز بسبب خوشبينيش به خدا و اميدواريش به او و حسن خلقش و باز ايستادن از غيبت مؤ منين و به خدائى كه جز او شايان پرستشى نيست ، خدا هيچ مؤ منى را بعد از توبه و استغفار عذاب نكند، مگر بسبب بدگمانيش به خدا و كوتاهى كردن نسبت به اميدوارى به او و بدخلقيش و غيبت نمودنش مؤ منين را، و به خدائى كه جز او شايان پرستشى نيست ، گمان هيچ مؤ منى نسبت به خدا نيكو نشود جز اينكه خدا همراه گمان بنده مؤ من خود باشد (هرگونه به او گمان برد، خدا با او رفتار كند) زيرا خدا كريم است و همه خيرات بدست اوست ، او حيا مى كند از اينكه بنده مؤ منش بدو گمان نيك برد و او خلاف گمان و اميد بنده رفتار كند، پس به خدا خوشبين باشيد و به سويش رغبت كنيد. اصول كافى جلد 3 صفحه 115

سفيان بن عيينه گويد: شنيدم امام صادق (ع ) فرمود : حسن ظن بخدا اين است كه : به غير خدا اميدوار نباشى و جز از گناهت نترسى . اصول كافى جلد 3 صفحه 116

امام باقر (ع ) فرمود: رسولخدا (ص ) در حجة الوداع سخنرانى كرد و فرمود : اى مردم ! بخدا چيزى نبود كه شما را به بهشت نزديك و از دوزخ دور كند جز آنكه بدان دستورتان دادم ، و چيزى نبود كه شما را به دوزخ نزديك و از بهشت دور كند، جز آنكه از آن نهيتان كردم .
همانا جبرئيل در دلم افكند كه هيچكس نميرد تا روزيش را كامل گيرد، از خدا بپرهيزيد و در طلب روزى آرام باشيد (حريص نباشيد و خود را بزحمت نيفكنيد) و دير رسيدن روزى شما را وادار نكند كه آنرا از راه حرام جوئيد، زيرا آنچه نزد خداست جز بوسيله اطاعتش بدست نيايد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 118

جابر گويد: امام باقر (ع ) بمن فرمود: اى جابر! آيا كسيكه ادعاء تشيع ميكند، اوو را بس است كه از محبت ما خانواده دم زند؟! به خدا شيعه ما نيست ، جز آنكه از خدا پروا كند و او را اطاعت نمايد، اى جابر! ايشان شناخته نشوند، جز با فروتنى و خشوع و امانت و بسيارى ياد خدا و روزه و نماز و نيكى به پدر و مادر و مراعات همسايگان فقير و مستمند و قرضداران و يتيمان و راستى گفتار و تلاوت قرآن و بازداشتن زبان از مردم ، جز از نيكى آن ها، و آنها امانت نگهدار فاميل خويش باشند.
جابر گويد عرضكردم : يا ابن رسول الله ما امروز كسى را داراى اين صفات نميشناسيم ، فرمود: اى جابر! براههاى مختلف مرو، آيا براى مرد كافى است كه بگويد : من على را دوست دارم و از او پيروى ميكنم و با وجودئ اين فعاليت دينى نكند ؟! پس اگر بگويد : من رسول خدا (ص ) را دوست دارم رسولخدا (ص ) كه بهتر از على عليه السلام است سپس از رفتار او پيروى نكند و بستنش عمل ننمايد، محبتش بپيغمبر باو هيچ سودى ندهد، پس از خدا پروا كنيد براى آنچه نزد خداست عمل كنيد، خدا با هيچكس خويشى ندارد، دوست ترين بندگان خداى عزوجل (و گراميترينشان نزد او) با تقواترين و مطيع ترين آنهاست .
اى جابر! بخدا جز با اطاعت بخداى تبارك و تعالى تقرب نميتوان جست . و همراه ما برات آزادى از دوزخ نيست و هيچكس بر خدا حجت ندارد، هر كه مطيع خدا باشد دوست ما و هر كه نافرمانى خدا كند دشمن ماست ولايت ما جز با عمل كردن بورع بدست نيايد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 118

امام صادق (ع ) فرمود: چون روز قيامت شود، دسته ئى از مردم برخيزند و بيايند و در بهشت را بكوبند، بآنها گويند: شما كيستيد ؟ گويند : ما اهل صبريم ، بآنها گويند: بر چه صبر كرديد؟ گويند: بر اطاعت خدا و از نافرمانى او صبر كرديم ، خداى عزوجل فرمايد : راست گويند : ايشانرا ببهشت در آوريد و همين است قول خداى عزوجل (همانا صابران اجر خود را بدون حساب بدست آورند، 10 سوره 39).  اصول كافى جلد 3 صفحه 119

امام باقر (ع ) فرمود: اميرالمؤ منين صلوات الله عليه ميفرمود: علمى كه با تقوى همراه باشد كم نيست ، چگونه عمل پذيرفته كم است ؟ با آنكه خدايتعالى فرمايد: انما يتقبل الله منالمتقين يعنى خدا فقط عمل مردم با تقوى را ميپذيرد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 120

عمر بن سعيد گويد: به امام صادق (ع ) عرضكردم : من جز چند سال يكبار شما را ملاقات نكنم ، بمن چيزى بفرما كه آنرا داشته باشم ، فرمود : ترا سفارش ميكنم بتقواى خدا و ورع و كوشش و بدانكه كوششى كه در آن ورع نباشد سود ندهد. ( تقوى ترك محرمات است و ورع ترك شبهات و اجتهاد (كوشش ) سعى در طاعات و عبادات . )  اصول كافى جلد 3 صفحه 121

امام باقر (ع ) فرمود: سخت ترين عبادت ورع است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 122

امام صادق (ع ) فرمود : كوشش بدون ورع سود نبخشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 122

امام باقر (ع ) فرمود: خداى عزوجل فرمايد: از آنچه برتو حرام شده اجتناب كن تا با ورعترين مردم باشى . اصول كافى جلد 3 صفحه 122

حفص بن غياث گويد : از امام صادق (ع ) پرسيدم ، مرد با ورع كيست ؟ فرمود: آنكه از حرامهاى خداى عزوجل دورى گزيند. اصول كافى جلد 3 صفحه 123

ابو اسامه گويد: شنيدم امام صادق (ع ) ميفرمود: بر تو باد به تقواى خدا و ورع و كوشش و راستى گفتار و اداء امانت و حسن خلق و نيكى با همسايه ، و مردم را با غير زبان بمذهب خود دعوت كنيد (يعنى رفتار شما شيعيان بايد طورى باشد كه مخالفينتان بگرويدن مذهب شما مايل شوند) و زينت ما باشيد و ننگ ما نباشيد،
و بر شما باد بطول دادن ركوع و سجود، زيرا چون يكى از شما ركوع و سجود را طول دهد، شيطان از پشت سرش بانگ زند و بگويد: اى واى ، كه اين اطاعت كرد و من نافرمانى و اين سجده كرد و من سرپيچى (هنگام بسجده در برابر آدم ماءمور گشتم ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 123

عمر بن سعيد بن هلال گويد: به امام صادق (ع ) عرضكردم : مرا سفارشى كن : فرمود: ترا سفارش ميكنم بتقواى خدا و ورع و كوشش و بدانكه كوشش بدون ورع سود نبخشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 124

ابوالصباح كنانى گويد، امام باقر عليه السلام فرمود: ما را با ورع يارى كنيد، زيرا هر كسى از شما خداى عزوجل را با ورع ملاقات كند، براى او نزد خدا گشايشى باشد و خداى عزوجل ميفرمايد: (آنها كه خدا و رسولش را  اطاعت كنند، همدم پيغمبران و صديقان و شهيدان و نيكانى باشند كه خدا نعمتشان داده ، و چه خوب رفيقانى هستند : 69 سوره 4 ) و پيغمبر از ماست و صديق از ماست و نيكان از ما هستند.   اصول كافى جلد 3 صفحه 124

امام صادق (ع ) فرمود : ما شخصى را مؤ من ندانيم تا آنكه از همه امر ما پيروى كند و خواهان آن باشد ( یعنی پیروی از اهلبیت (ع) کنیم و این پیروی لقلقه زبانمان نباشد ) ، همانا ورع از جمله پيروى امرما و خواستن آنست ، پس خود را بآن زينت دهيد. خدا شما را بيامرزد و بوسيله ورع بر دشمنان ما غلبه كنيد ( آنها را در تنگنا گذاريد ) خدا بشما رفعت بخشد. اصول كافى جلد 3 صفحه124

امام صادق (ع ) فرمود : با غير زبان خويش مردم را (به كيش و مذهب خود) دعوت كنيد ، مردم بايد ورع و كوشش و نماز و خير شما را ببينند ، اينها خود دعوت كننده باشند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 124

امام باقر (ع ) فرمود: خدا بچيزى بهتر از عفت شكم و فرج عبادت نشده است . اصول كافى جلد 3 صفحه 125

امام باقر (ع) : بهترين عبادت عفت و شكم و فرج است . اصول كافى جلد 3 صفحه 125

امام صادق (ع ) مى فرمايد : اميرالمؤ منين صلوات الله عليه ميفرمود : بهترين عبادت عفت است . اصول كافى جلد 3 صفحه 125

مردى به امام باقر (ع ) عرضكرد: من عملم ضعيف و روزه ام اندك است . ولى اميدوارم جز حلال نخورم ، امام فرمود: چه كوششى از عفت شكم و فرج بهتر است . اصول كافى جلد 3 صفحه 125

رسول خدا (ص ) فرمود: بيشتر چيزى كه امتم را به دوزخ در آرد ، دو ميان خالى است ، يعنى شكم و فرج .  اصول كافى جلد 3 صفحه 126

رسولخدا (ص ) فرمود: پس از خود بر امتم از سه چيز ميترسم : گمراهى بعد از معرفت و فتنه هاى گمراه كننده و شهوت شكم و فرج .  اصول كافى جلد 3 صفحه 126

امام صادق (ع ) درباره قول خداى عزوجل (و براى آنكه از مقام پروردگارش ترسد دو بهشت است ، 46 سوره 55) فرمود: هر كه بداند خداى عزوجل او را ميبيند و هر چه ميگويد و ميكند از خيرو شر ميشنود (آگاهست ) و همين دانش ‍ او را از كارهاى زشت باز دارد، كسى است كه از مقام پروردگارش ترسيده و خود را از هوس باز داشته است . اصول كافى جلد 3 صفحه 126

امام باقر (ع ) فرمود: هر چشمى روز قيامت گريانست ، جز سه چشم : چشمى كه در راه خدا شب را بيدار باشد و چشمى كه از ترس خدا گريان شود و چشمى كه از محرمات خدا بسته شود. اصول كافى جلد 3 صفحه 126

امام صادق (ع ) فرمود: در ضمن آنچه خداى عزوجل با موسى (ع ) مناجات فرمود، اين بود كه : اى موسى ! تقرب جويندگان بمن بچيزى مانند پرهيز از محرماتم تقرب نجسته اند. همانا من اقامت در بهشتهاى جاودانه را بآنها اجازه دهم و ديگرى را با آنها شريك نسازم (يعنى بهشتهاى عدن مختص پرهيزكاران از محرماتست ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 127

امام صادق (ع ) فرمود، سخت تر چيزيكه خدا بر خلقش واجب ساخته ، ذكر بسيار خداست ، مقصود گفتن سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اكبر نيست ، اگر چه اين هم از جمله ذكر است ، بلكه مقصود ياد آوردن خداست در آنچه حلال و حرام فرموده كه اگر طاعت خداست عمل كند و اگر معصيت است ترك نمايد. ( ذکر بسیار خدا یعنی هنگام برخورد با کاری که حرام است توقف کرده و انجام ندهیم )  اصول كافى جلد 3 صفحه 127

امام صادق (ع ) از قول رسولخدا (ص ) فرمايد: هر كه گناهى را بواسطه ترس از خداى تبارك و تعالى ترك كند، خدا او را در روز قيامت خوشنود گرداند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 128

على بن الحسين صلوات الله عليهما فرمود: هر كه بدانچه خدا بر او واجب ساخته عمل كند، از جمله بهترين مردمست . اصول كافى جلد 3 صفحه 128

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: بواجبات عمل كن تا پرهيزگارترين مردم باشى .  اصول كافى جلد 3 صفحه 129

امام صادق (ع ) فرمود: خداى تبارك و تعالى فرمايد: بنده من با چيزى محبوبتر از انجام آنچه بر او واجب كرده ام ، بدوستى من نگرايد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 129

امام باقر (ع ) فرمود: چيزى نزد خداى عزوجل دوست تر از عمليكه ادامه داشته باشد نيست ، اگر چه اندك باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه129

على بن الحسين صلوات الله عليهما فرمود: كسى كه بدانچه خدا بر او واجب ساخته عمل كند عابدترين مردمست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 132

امام صادق (ع ) فرمود: بنده مؤمن فقير مى گويد : پروردگارا بمن (مال و ثروت ) روزى كن تا از احسان و راههاى خير چنين و چنان كنم . (مسجد بسازم و اطعام دهم و به بينوايان كمك كنم ) و چون خداى عزوجل بداند نيتش صادق است و راست مى گويد، براى او همان اجر و پاداش را مى نويسد كه اگر انجام داد مى نوشت ، همانا خدا وسعت بخش ‍ و كريم است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 135

امام صادق (ع ) فرمود: اهل دوزخ از اين رو در دوزخ جاودان باشند كه نيت داشتند اگر در دنيا جاودان باشند هميشه نافرمانى خدا كنند و اهل بهشت از اين رو در بهشت جاودان باشند كه نيت داشتند اگر در دنيا باقى بمانند هميشه اطاعت خدا كنند، پس اين دسته و آن دسته بسبب نيت خويش جاودانى شدند، سپس قول خدايتعالى را تلاوت نمود: (بگو هركس طبق طريقه خويش عمل مى كند، 79 سوره 17) فرمود: يعنى طبق نيت خويش .  اصول كافى جلد 3 صفحه 136

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: همانا براى هر عبادتى شور و جنبشى است و سپس بسستى و آرامش گرايد، پس هر كه شور و جنبش عبادتش بسوى سنت من باشد هدايت شده و هر كه خالفت سنت مى كند، گمراه گشته و عملش بهلاكت كشد، همانا من نماز مى گزارم و مى خوابم و روزه مى گيرم و افطار مى كنم و مى خندم و مى گريم و هر كه از طريقه و روش من رو بگرداند از من نيست .
و فرمود: براى موعظه و پند مرگ كافى است و براى بى نيازى يقين كافى است و براى مشغول بودن عبادت بس است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 136

امام صادق (ع ) فرمود: هر كسى را شور و جنبشى است و هر شور و جنبشى ، سستى و آرامشى در پى دارد، خوشا حال آنكه آرامشش بسوى خير باشد.  اصول كافى جلد3 صفحه 137

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: همانا اين دين محكم و متين است ، پس با ملايمت در آن در آئيد و عبادت خدا به بندگان خدا با كراهت تحميل نكنيد تا مانند سوار درمانده ئى باشيد كه نه مسافت را پيموده و نه مركبى بجا گذاشته (يعنى بواسطه زيادى سرعت ، مركبش در بين راه از رفتار باز مانده و توضيح اين روايت از مثاليكه امام (ع ) در روايت 1523 بيان فرمود روشن مى گردد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 137

حنان بن سدير گويد: شنيدم امام صادق (ع ) مى فرمايد: چون خداى عزوجل بنده ئى را دوست دارد و او عمل كوچكى انجام دهد، خدا او را پاداش بزرگى دهد و به عمل كم پاداش زياد دادن بر او بزرگ و سنگين نيايد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 137

امام صادق (ع ) فرمود: من در طواف بودم كه پدرم بر من گذشت ، من جوان بودم و در عبادت كوشا پدرم مرا ديد كه عرق از من سرازير است بمن فرمود اى جعفر اى پسر جان ! همانا چون خدا بنده اى را دوست دارد، او را به بهشت در آورد و با عمل اندك از او راضى شود.  اصول كافى جلد 3 صفحه 138

مجلسى (ره ) گويد : چون خدا بنده ئى را بسبب عقايد و اخلاق نيك و رعايت شرايط عمل كه يكى از آنها تقوى است دوست دارد او را به بهشت ببرد، و حاصل اخبارى كه در اين باب رسيده اين است كه : سعى و كوشش ‍ در كيفيت عمل بهتر ازسعى در كميت آن است و سعى در تصحيح عقايد و اخلاق مهمتر از سعى در بسيارى عمل  است .

امام صادق (ع ) فرمود: صبر سر ايمان است . اصول كافى جلد 3 صفحه 140اگر ايمان را به انسانى تشبيح كنيم صبر به منزله سر آن انسان و اخلاق و صفات ديگر ايمانى به منزله اعضاء و جوارح ديگر است واين تشبيح و يا از لحاظ قوم و ثبات صفات حميده به صفت صبر است ، چنانكه از حديث بعد اين معنى استفاده مى شود.

امام صادق (ع ) فرمود: صبر نسبت به ايمان مانند سر است نسبت به تن ، كه چون سر برود تن همن مى رود همچنين اگر صبر برود ايمان مى رود. اصول كافى جلد 3 صفحه 140

ابو بصير گويد شنيدم امام صادق (ع ) مى فرمود: آزاد مرد در همه حال آزاد مرد است اگر گرفتارى برايش پيش آيد، صبر كند، و اگر مصيبتها بر سرش ريزد، او را شكسته نكند، اگر چه اسير شود و مغلوب گردد و سختى جانشين آسايشش ‍ شود، چنانكه يوسف صديق امين صلوات الله عليه را بردگى و مغلوبيت و اسارت زيان نبخشيد و تاريكى و ترس چاه و آنچه بر سرش آمد زيانش نزد تا خدا بر او منت گذارد و ستمگر سرگش را بنده او كرد بعد از آنكه مالك او بود خدا او را به رسالت فرستاد و بسبب او به امتى رحم كرد، صبر اين چنين است ، و خير در پى دارد، پس شكيبا باشيد و دل به شكيبايى دهيد تا پاداش ببينيد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 142

امام باقر (ع ) فرمود: بهشت در ميان ناگواريها و شكيبائى است پس هر كه در دنيا بر ناگواريها صبر كند به بهشت رود و دوزخ در ميان لذتها و شهوتهاست ، پس هر كه هر لذت و شهوتى را كه دلش خواهد بخود رساند بدوزخ در آيد.   اصول كافى جلد 3 صفحه 143

امام صادق عليه اسلام فرمود: چون مؤ من داخل قبر شود، نماز طرف راست و زكاة جانب چپ باشد و احسان بر سرش سايه افكند و صبر در طرفى دور از آنها باشد، چون دو فرشته اى كه متصدى سؤ ال از او هستند بر او وارد شوند، صبر بنماز و زكاة و احسان گويد: مواظب رفيق خود باشيد، اگر درمانده شديد من حاضرم .  اصول كافى جلد 3 صفحه 143

امام صادق عليه السلام فرمود: اميرالمؤ منين صلوات الله عليه به مسجد آمد، در مسجد مردى را ديد اندوهگين و غمناك است به او فرمود: تو را چه شده ؟ عرض كرد: اى امير مؤ منان ؛ به مصيبت پدر (و مادر) و برادر گرفتار شده ام و مى ترسم دق كنم . اميرالمؤ منين (ع ) فرمود: تقواى خدا و شكيبائى پيشه كند تا فردا بر شكيبائى در آئى (پاداش آن را ببينى ) و صبر در كارها مانند سر است نسبت به تن ، چون سر از تن جدا شود بدن فاسد گردد، و چون صبر از كارها جدا شود، كارها فاسد شود.  اصول كافى جلد 3 صفحه 143

اميرالمؤ منين صلوات الله عليه فرمود : صبر بر دو گونه است : صبر در مصيبت كه نيكو و زيباست و نيكوتر از آن صبر و خوددارى از چيزيستكه خداى عزوجل آن را بر تو حرام كرده .
و ذكر نيز بر دو گونه است : ذكر خداى عزوجل هنگام مصيبت و بهتر از آن ذكر ياد خداست در آنچه بر تو حرام كرده ، تا مانع تو شود.   اصول كافى جلد 3 صفحه 144

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: زمانى براى مردم پيش آيد كه سلطنت جز بوسيله كشتن و ستمگرى بدست نيايد و ثروت جز با عصب و بخل پيدا نشود و دوستى جز بوسيله بيرون بردن دين و پيروى هوس بدست نيايد، پس ‍ كسيكه به آن زمان برسد و بر فقر صبر كند، به آنكه بر ثروت توانائى داشته و بر دشمنى مردم صبر كند با آنكه بر دوستى توانا باشد (يعنى بتواند از راه از دست دادن دين و پيروى هوس جلب دوستى كند، ولى نكند) و بر ذلت صبر كند، با آنكه بر عزت توانا باشد، خدا ثواب پنجاه صديق از تصديق كنندگان مرا به او بدهد.    اصول كافى جلد 3 صفحه 144

امام باقر عليه السلام فرمود: چون وفات على بن الحسين عليهماالسلام فرا رسيد مرا به سينه خود چسبانيد و فرمود: پسر جان ، تو را به چيزى سفارش مى كنم كه پدرم هنگام وفاتش بمن سفارش كرد و گفت پدرش او را به آن وصيت فرموده است : اى پسر جان بر حق صبر كن اگر چه تلخ باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 145

امام باقر عليه السلام فرمود: صبر دو گونه است : صبر بر بلا كه خوب و نيكو است ، ولى بهترين اين دو صبر، پرهيز از محرمات است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 145

امام صادق عليه السلام فرمود : هركس از مؤ منين به بلائى گرفتار شود و صبر كند برايش اجر هزار شهيد باشد.   اصول كافى جلد 3 صفحه 146

امام صادق (ع ) درباره قول خداى عزوجل فرمود: (شما كه ايمان داريد، صبر كنيد و با صبر غلبه جوئيد فرمود: بر مصيبتها صبر كنيد.
و در روايت ابن ابى يعفور است كه فرمود: با صبر بر مصيبتها غلبه كنيد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 146

امام صادق (ع) فرمود : اگر صبر پيش از بلا آفريده نشده بود مؤ من مى تركيد. چنانكه تخم مرغ روى سنگ خارا مى تركد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 147

امام صادق (ع ) يا امام باقر عليهما السلام فرمود : كسي كه صبر را براى مصيبتهاى روزگار آماده نكند ، ناتوان گردد.   اصول كافى جلد 3 صفحه 148

امام صادق (ع ) فرمود : ما بردباريم و شيعيان ما از ما بردبارتر. راوى گويد : عرضكردم : چگونه شيعيان شما از شما بردبارترند ؟ فرمود : زيرا ما بر آنچه ميدانيم صبر ميكنيم و شيعيان ما بر آنچه نميدانند صبر ميكنند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 148 يعنى ما هر بلا و مصيبتى را پيش از آمدنش ميدانيم ، ولى بر سر شيعه ناگهان و ندانسته وارد مى شود، از اينرو تحملش براى آنها دشوارتر است و يا اينكه ما ثوابى را كه خدا بصابران ميدهد و حكمت مصيبت ديدن مردم و رفعت درجه و مقام را بسبب صبر بخوبى ميدانيم . بدينجهت صبر كردن بر ما گواراترست تا بر شيعيان ما كه اين مطالب را چون ما نميدانند.

رسولخدا (ص) فرمود : خورنده سپاسگزار  اجرش  مانند  روزه  دار  خدا جوست ، و تندرست  شكر گزار اجرش مانند اجر گرفتار صابر است و عطا كننده سپاسگزار اجرش مانند اجر محروم قانع است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 148

امام صادق (ع ) فرمود: در تورات نوشته است : كسيكه بتو نعمت داد سپاس گزار و بكسيكه از تو سپاسگزارى كرد نعمتش ده ، زيرا با سپاسگزارى نعتها نابود نگردد ، و با ناسپاسى پايدار نماند ، سپاسگزارى مايه افزايش نعمت است و ايمنى از دگرگونى .   اصول كافى جلد 3 صفحه 149

شنيدم امام صادق (ع ) ميفرمود : سه چيز است كه هيچ چيز با وجود آنها زيان نرساند : دعاء هنگام گرفتارى و آمرزش ‍ خواهى هنگام گناه و سپاسگزارى هنگام نعمت .  اصول كافى جلد 3 صفحه 150

امام صادق (ع ) فرمود : بكسيكه سپاسگزارى دادند ، افزايش دادند خداى عزوجل فرمايد : (اگر شكر كنيد ، افزايشتان دهيم ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 150

امام صادق  (ع )  فرمود : هر كه خدا باو نعمتى دهد و او آن را از دل بفهمد ، شكرش را ادا كرده است . اصول كافى جلد 3 صفحه 152

امام صادق (ع ) فرمود : مرسوم رسولخدا صلى الله عليه و آله اين بود كه هرگاه امرى شادمانش ميساخت ، ميفرمود، خدا را شكر بر اين نعمت و چون پيش آمدى ميكرد كه اندوهگين مينمود ميفرمود، خدا را شكر در هر حال .   اصول كافى جلد 3 صفحه 153

امام باقر (ع ) فرمود: چون شخصى گرفتار و دردمندى را ديدى ، بنحوى كه او نشنود (و دل شكسته نگردد) سه بار بگو: حمد خدائى را كه مرا از آنچه ترا مبتلى ساخته معاف داشت و اگر ميخواست ميكرد، و سپس فرمود: هر كه اين را بگويد آن بلا باو نرسد.    اصول كافى جلد 3 صفحه153

رسولخدا (ص ) فرمود : چون گرفتارانرا ديديد ، خدا را شكر كنيد ( از این جهت که شما به آن گرفتاری مبتلا نشده اید ) و بآنها نشنوانيد (آهسته بگوئيد) زيرا اندوهگينشان ميسازد.   اصول كافى جلد  3 صفحه 154

امام صادق (ع ) فرمود: در ضمن آنچه خداى عزوجل بموسى عليه السلام وحى فرمود اين بود:
اى موسى : مرا چنانكه سزاوار است شكر گزار، عرضكرد: پروردگارا! ترا چگونه چنانكه سزاوار است شكر گزارم ، در صورتيكه هر شكرى كه ترا نمايم ، آن هم نعمتى است كه تو بمن عطا فرموده ئى ؟ فرمود: اين موسى ! اكنون كه دانستى آن شكر گزاريت هم از من است ، مرا شكر كردى (چنانكه سزاوار من است .)   اصول كافى جلد 3 صفحه 155

رسولخدا (ص ) فرمود: هر كه با خدا راست باشد (يعنى دل و زبان و ظاهرش و باطنش موافق باشد) نجات يابد (چنانكه جانب نوح (ع ) دعائيرا كه بزبان ميگفت ، دلش هم باور داشت ، از اينرو نجات يافت ، با آنكه در ميان گروهى منكر و بى دين گرفتار بود).  اصول كافى جلد 3 صفحه 156

امام باقر (ع ) فرمود كاملترين مردم از لحاظ ايمان خوشخلق ترين آنهاست(البته اخلاق خوشی که ضد خدا نباشد ، اخلاق خوش این نیست که هر خلافی را که دیگران کردند تایید کنیم و خنده ای بکنیم ) . اصول كافى جلد 3 صفحه 156

حضرت ابی عبدالله (ع) : چهار چيز در هر كه باشد ايمانش كاملست ، واگر سر تا پايش گناه باشد، نقصى باو نرساند، و آنها راستگوئى ورد امانت و حیا و حسن خلق است.  اصول كافى جلد 3 صفحه 157

رسولخدا (ص ) فرمود : بيشتر چيزى كه امتم را ببهشت ميبرد ، تقواى خدا ( اجتناب از گناه ) و حسن خلق است . اصول كافى جلد 3 صفحه157

امام صادق (ع ) فرمود : نيكوكارى و حسن خلق خانه ها را آباد كند و بر عمرها بيفزايد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 157

رسولخدا (ص ) فرمود : خوشروئى كينه دل را ميبرد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 162

امام صادق (ع ) فرمود: سه چيز است كه هر كه يكى از آنها را نزد خدا برد، خدابهشت را براى او واجب كند: انفاق در حال تنگدستى و خوشروئى براى همه مردم و انصاف دادن از خود (يعنى حق را بگويد اگرچه بر زيان او باشد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 161

امام صادق (ع ) فرمود: بروزه و نماز مردم گول نخوريد ، زيرا بسا انسان بنماز و روزه شيفته ميشود تا آنجا كه اگر ترك كند بهراس افتد، ولى آنها را براستگوئى واداء امانت بيازمائيد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 162

امام صادق (ع ) فرمود: هر كه زبانش راست باشد كردارش پاك است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 163

ربيع بن سعد گويد : امام باقر عليه السلام به من فرمود : اى ربيع ، همانا مرد راست ميگويد، تا اينكه خدا او را صدّيق (بسيار راستگو) مينويسد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 164

امام صادق (ع ) ميفرمود: بنده راست ميگويد، تا آنجا كه نزد خدا از راستگويان نوشته ميشود و دروغ ، ميگويد تا آنجا كه نزد خدا از دروغگويان نوشته مى شود، پس چون (بنده اول ) راست گويد، خداى عزوجل فرمايد: راست گفت و خوب كرد و چون (بنده دوم ) دروغ گويد، خداى عزوجل فرمايد دروغ گفت و بدكارى كرد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 164

امام صادق (ع ) فرمود: مردم را بغير زبان (بلكه با كردار) خود به خير و نيكو كارى دعوت كنيد، مردم بايد كوشش در عبادت و راستگوئى و پرهيزكارى شما را ببينند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 164

امام صادق (ع ) فرمود: هر كه زبانش راست شد، عملش پاك گشت ، پس هر كه حسن نيت داشته باشد روزيش زياد شود و هر كه با خانواده اش خوشرفتارى كند، عمرش دراز شود.  اصول كافى جلد  3 صفحه 165

امام صادق (ع ) فرمود: بطول دادن ركوع و سجود مرد ننگريد، زيرا بآن عادت گرفته و اگر ترك كند، وحشتش گيرد، ولى براستى گفتار و اداء امانتش بنگريد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 165

امام صادق (ع ) فرمود: حيا از ايمان و ايمان در بهشت است (پس شخصى با حيا در بهشت است ). اصول كافى جلد 3 صفحه 165

امام صادق (ع ) فرمود: هر كس كم رو باشد، كم دانش است ( زيرا از پرسيدن شرم ميكند و مشكلات علميش حل نميشود ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 165

امام صادق (ع ) فرمود: ايمان ندارد كسيكه حيا ندارد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 166

رسولخدا (ص ) فرمود: هرك چهار خصلت داشته باشد و از سر تا پا غرق گناهان باشد، خدا آنها را بحسنات تبديل كند: راستگوئى و حيا و خوشخلقى و سپاسگزارى .  اصول كافى جلد 3 صفحه 166

رسولخدا (ص ) فرمود: شما را به بهترين اخلاق دنيا و آخرت رهبرى نكنم ؟ پيوستن به كسى كه از تو بريده و بخشيدن بكسى كه محرومت ساخته و گذشتن از كسى كه بتو ستم كرده است .  اصول كافى جلد  3 صفحه 167

على بن الحسين (ع ) فرمود : چون روز قيامت شود ، خداى تبارك و تعالى پيشينيان و پسينيان را در يك سرزمين گرد آورد، سپس يك منادى فرياد كشيد: اهل فضل كجايند؟ جماعتى از مردم برخيزند فرشتگان ايشانرا استقبال كنند و گويند: فضل شما چه بوده ؟ گويند: ما به كسيكه از ما ميبريد ميپيوستيم و به آنكه ما را محروم ميكرد عطا ميكرديم و از كسيكه بما ستم مينمود، در ميگذشتيم ، سپس به آنها گويند راست گفتيد داخل بهشت شويد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 167

رسولخدا (ص ) فرمود: بر شما باد بگذشت ، زيرا گذشت جز عزت بنده را نيفزايد، از يكديگر بگذريد تا خدا شما را عزيز كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 167

حضرت ابوالحسن (ع ) فرمود: هر دو گروهى كه برابر شوند (بجنگ يكديگر برخيزند) آنكه گذشتش بيشتر است نصرت يابد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 169

سه چيز است كه خدا بوسيله آن جز عزت مرد مسلمان را نيفزايد : گذشت از كسيكه به او ستم كرده و بخشيدن به آنكه محرومش ساخته و پيوست ، با آنكه از او بريده است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 169

امام صادق (ع ) فرمود: نيكو جرعه ايست خشم براى كسى كه بر آن صبر كند، زيرا پاداش بزرگ در برابر بلاى بزرگست ، و خدا مردمى را كه دوست دارد ، گرفتارشان سازد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 169

امام صادق (ع ) فرمود: فرو خوردن خشم از دشمن در زمان دولت و اقتدار آنها، تقيه و احتياطى است براى كسيكه دور انديشى كند، و بمعرض بلاى دنيا در نيايد، و مخاصمه نمودن و دشنام دادن دشمنان در زمان اقتدار آنها بدون مراعات تقيه ، ترك دستور خداست ، پس با مردم مدارا كنيد تا عمل شما نزد آنها بزرگ و فربه شود (از شما به نيكى ياد كنيد) و با آنها دشمنى مكنيد كه بر گردن خود سوارشان كنيد و خوار و زبون گرديد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 170

امام صادق (ع ) فرمود: هيچ بنده اى خشمى فرو نخورد، جز آنكه خداى عزوجل عزت او را در دنيا و آخرت بيفزايد، و همانا خداى عزوجل فرمايد: (و آنها كه خشم خود فرو خورنند واز مردم بگذرند، و خدا نيكوكارانرا دوست داد، 128 سوره 3 ) و خدا او را بجاى فرور خوردن خشمش اين پاداش دهد (يعنى او را دوست دارد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 170

امام صادق (ع ) مى فرمود: هر كه خشمى را فرو خورد كه بتواند آن را اعمال كند (و از طرف خود انتقام بگيرد ( ولی به خاطر رضای خدا خشم خود را فرو برد و انتقام نگیرد )، خدا روز قيامت دلش را از رضاى خود پر كند.    اصول كافى جلد 3 صفحه 170

رسولخدا (ص ) فرمود: خدا هيچگاه كسى را به سبب جهل عزيز نساخته و به سبب بردبارى ذليل نداشته است .   اصول كافى جلد 3 صفحه 173

 امام صادق عليه السّلام فرمود : چون ميان دو نفر نزاعى در گيرد، دو فرشته فرود آيند و به آن كه سفيه و بي خرد است گويند : هر چه خواستى گفتى ، خودت لايق آنچه گفتى هستى ، و كيفر گفتار تو را خواهى ديد. و به بردبار گويند: صبر كردى و حلم نمودى، اگر حلمت را به پايان رسانى، خدا ترا می ‏آمرزد، سپس فرمود: ولى اگر شخص بردبار جواب او را پس دهد ، آن دو فرشته بالا روند.   اصول كافی جلد 3  صفحه 174

ابو على جوانى گويد : امام صادق (ع ) را ديدم انگشت بالاى لبهاى شريفش گذاشته و به غلامش سالم ميفرمايد: اى سالم زبانت را نگه دار تا سالم بمانى و مردم را بر دوش ما سوار مكن ( يعنى از فضائل و مناقب ما آنچه خلاف تقيه است به مردم مگو تا بر ما نشورند ).   اصول كافى جلد 3 صفحه 175

مردى بحضرت ابوالحسن (ع ) عرضكرد: مرا سفارشى نما، فرمود: زبانت را نگهدار تا عزيز باشى و افسار خود را بدست مردم مده كه خوار و زبون شوى .  اصول كافى جلد 3 صفحه 175

امام صادق (ع ) فرمود: لقمان به پسرش گفت : پسر جان اگر خيال كنى سخن ( گفتن ) از نقره است ، بدانكه خاموش بودن ( سخن نگفتن ) از طلا است. اصول كافى جلد 3 صفحه 175 ( البته موقعی نباید سخن بگوییم که معصیتی بدنبال آن سخن باشد ولی وقتی که با سخن گفتن درست در موقع مناسب می توانیم کسی را امر به معروف و نهی از منکر کنیم ، اگر سخن نگوییم ، خیانت کرده ایم ) 

رسولخدا فرمود: زبانت را نگهدار، زيرا نگهدارى زبان صدقه ايست كه بخود ميدهى (چون خاموشى تو را از بلا نگهدارد ) سپس فرمود: هيچ بنده اى حقيقت ايمان را نشناسد، تا برخى از ايشان را نگهدارد (و تنها آنچه را به سود دنيا يا آخرتش باشد رها كند و بگويد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 176

امام صادق (ع ) درباره قول خداى عزوجل : (مگر كسانى را كه به آنها گفته شد دستهاى خود را نگهداريد، نديدى ، 77 سوره 4 ) فرمود: يعنى زبان خود را نگهداريد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 176

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود، نجات مؤ من درنگهداشتن زبانش باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 176

ابوبصير گويد: شنيدم امام باقر (ع ) فرمود: ابوذر رحمة الله مى گفت اى دانشجو همانا اين زبان كليد خير و كليد شر است ، پس همچنانكه بر طلا و نقره ات مهر مى زنى ، بر زبانت هم مهر بزن.   اصول كافى جلد 3 صفحه 176

امام صادق (ع ) فرمود: حضرت عيسى عليه السلام مى فرمود: بجز ذكر خدا سخن بسيار نگوئيد، زيرا كسانيكه بجز ذكر خدا سخن بيهوده گويند، دلهاشان سخت است و نمى دانند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 176

امام صادق (ع ) فرمود: روزى نيست جز آنكه هر عضوى از اعضاى تن در برابر زبان فروتنى كنند و بگويند: ترا بخدا مبادا بسبب تو عذاب بينيم .  اصول كافى جلد 3 صفحه 176

مردى خدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: يا رسول الله ! مرا سفارشى كن ، فرمود: زبانت را نگهدار. گفت : يا رسول الله ! مرا سفارشى كن فرمود: زبانت را نگهدار، گفت يا رسول الله ! مرا سفارشى كن فرمود : زبانت را نگهدار واى بر تو! آيا مردم را جز درو شده هاى زبانشان ( نتیجه گفتارهای ناشایستشان  )  برو در آتش اندازد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 177

رسولخدا (ص ) فرمود: خدا زبان را عذابى كند كه هيچ يك از اعضاء را آن عذاب نكرده باشد، زبان گويد: پروردگارا مرا عذابى نمودى كه چيز ديگر را چنان عذاب ننمودى ؟ باو گفته شود تو يك جمله گفتى كه بمشارق و مغارب زمين رسيد و بوسيله آن خون محترم ريخته شد و مال محترم غارت شد و فرج محترم دريده شد، به عزت و جلالم سوگند تو را عذابى كنم كه هيچيك از اعضاء ديگر را آنگونه عذاب نكرده باشم .  اصول كافى جلد 3 صفحه 177

امام رضا عليه السلام ميفرمود: هرگاه مردى از بنى اسرائيل ميخواست عبادت كند، ده سال پيش از آن خاموشى ميگزيد. (يعنى سخن بيهوده نميگفت و فكر خود را متوجه علوم و معارف دينى مينمود و سپس بتعليم و هدايت ميپرداخت ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 178

رسول خدا (ص ) فرمود : هر كه محل سخنش را از كردارش بيند (يعنى سخنش را از كردارش شمارد و آنرا بيشتر از هر كارش داند) سخن گفتنش كم شود، مگر درباره آنچه برايش سودمند باشد. اصول كافى جلد 3 صفحه 178

امام صادق (ع ) فرمود : در حكمت آل داود (كتاب زبور) است كه : بر عاقل لازمست كه بوضع زمان خود آشنا باشد، سر گرم كار خود بوده ، زبانش را حفظ كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 178

امام صادق (ع ) فرمود : بنده مؤ من تا زمانيكه خاموش باشد. نيكوكار نوشته ميشود و چون سخن گويد: نيكوكار يا بدكردار نوشته شود.  اصول كافى جلد 3 صفحه 178

امام صادق (ع ) فرمود رسولخدا (ص ) فرمود : سازگارى با مردم نصف ايمانست و نرمى با آنها نصف زندگى است .
سپس امام صادق (ع ) فرمود : با نيكان در پنهان آميزش كنيد و با بدكاران در آشكار و بر آنها حمله نكنيد كه بر شما ستم كنند، زيرا فرمانى براى شما پيش آيد كه از دينداران نجات نيابد، جز آنكه را مردم ابلهش دانند و خود او هم آماده باشد و تحمل كند كه باو گويند ابله و بيعقل است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 180

امام باقر عليه السلام فرمود : براى هر چيزى قفلى است (كه آنرا بدو نگهدارند) و قفل ايمان نرمى ملاطفت است . (چه آنكه هر كس نرمى را از دست دهد و خشم و قهر و خشونت پيش گيرد، ناچار باعمالى دست زند كه ايمانش از دست برود).  اصول كافى جلد 3 صفحه 180

رسولخدا (ص ) فرمود : هيچ دو نفرى با هم رفاقت و همدمى نكنند، جز آنكه نرميش با رفيقش بيشتر است ، نزد خداى عزوجل پاداشش بزرگتر و محبوبيتش بيشتر است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 184

امام صادق (ع ) مى فرمود : همانا دو فرشته در آسمان بر بندگان گماشته شده اند، كه هر كس براى خدا تواضع كند، او را بالا برند و هر كه تكبر كند پستش كنند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 185

امام صادق (ع ) فرمود : رسول خدا صلى الله عليه و آله يك شب پنجشنبه براى افطار در مسجد قبا بود، و فرمود: آيا آشاميدنى هست ؟ اوس بن خولى انصارى قدحى از شير مسكه برگرفته با عسل آميخته خدمتش آورد، چون بدهان گذاشت و چشيد، كنارش زد و فرمود: دو نوشابه ايست كه با يكى از آنها از ديگرى بى نيازى حاصل مى شود، من اينرا نمى آشامم و تحريم نمى كنم ، ولى براى خدا تواضع مى كنم زيرا هر كه براى خدا تواضع كند، خدايش بلند گرداند و هر كه تكبر كند، خدايش پست كند، و هر كه در زندگى اقتصاد ورزد، خدا روزيش بخشد، و هر كه ولخرجى كند، خدا محرومش سازد، و هر كه بسيار بياد مرگ باشد خدا او را دوست دارد.  اصول كافى جلد 3