gototopgototop
ورود به سایت



خانه احادیث احادیث از چهارده معصوم«علیهم السلام» امام رضا «عليه السلام» احادیث حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

احادیث حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

میانگین امتیار کاربران: / 17
ضعیفعالی 

  

 

1- از احمد بن محمّد بن ابى نصر بزنطىّ نقل شده است كه گفت : به امام جواد عليه السّلام عرض كردم : گروهى از مخالفين شما مى ‏پندارند كه چون مأمون پدر شما را براى ولايت عهدى خود پسنديد و برگزيد، ايشان را «رضا (1)» ناميد.حضرت جواد عليه السّلام فرمودند: به خدا دروغ مى ‏گويند، خلاف مى ‏گويند، بلكه خداوند- تبارك و تعالى- او را «رضا» ناميد، زيرا او براى خداوند- عزّ و جلّ- در آسمانش، و براى رسولش و ائمّه بعد از او عليهم السّلام در زمينش مرضيّ بود. بزنطى گويد: عرض كردم: آيا مگر ساير پدرانتان عليهم السّلام براى خدا و رسولش و أئمّه عليهم السّلام راضى نبودند؟ حضرت فرمود: چرا، عرض كردم : پس براى چه از اين ميان فقط پدرتان «رضا» ناميده شده است؟ فرمود: چون همان طور كه دوستان و طرفدارانش به ايشان رضايت داده و ايشان را پذيرفتند، مخالفين نيز ايشان را قبول كرده، به ايشان رضايت داده بودند، و اين حالت براى پدران و اجداد ايشان اتّفاق نيفتاد؛ و لذا، از بين آنان فقط ايشان «رضا» ناميده شده ‏اند.
توضيح: «مراد آن است كه دولتِ وقت هم او را پذيرفت، و الّا فرقه ضالّه واقفه به او رضايت ندادند».

 

(1)- «رضا» يعنى «پسنديده»، «مورد پسند»، «مورد رضايت».

عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ترجمه غفارى و مستفيد، ج‏1، ص: 25

 

2- ابراهيم بن ابى محمود گويد : امام رضا عليه السّلام آيه شريفه: «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ* إِلى‏ رَبِّها ناظِرَةٌ» (صورت هايى در آن روز بشّاش و درخشان بوده، به پروردگارش می ‏نگرد، سوره قيامت آيات 23 و 22) را چنين تفسير كردند : يعنى اين صورت ها درخشان بوده و منتظر ثواب پروردگارش بوده است‏.{يعنى «نظر» در اين آيه، به معنى نگريستن با چشم نيست، زيرا ديدن خداوند محال است، بلكه مراد از نگريستن به خدا در اين آيه شريفه «انتظار ثواب و رحمت» است}    عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ترجمه غفارى و مستفيد، ج‏1، ص 229

 

3- فضل بن شاذان گويد : (روزى) به دعاى امام رضا عليه السّلام گوش می ‏دادم.حضرت اين چنين خدا را می ‏خواند: «سبحان من خلق الخلق بقدرته-» (تا آخر دعاى متن) يعنى : منزّه است خدايى كه به قدرت خود، خلائق را خلق كرده است. و آنچه را خلق كرد، به حكمت خود متقن آفريد و با علم خويش، هر چيز را در جاى خود قرار داد، منزّه است كسى كه نگاه هاى مخفى و خيانت بار چشم ها و نيّت هاى پنهان در دل را می ‏داند، هيچ چيز مانند او نيست، و اوست شنوا و بينا.     عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ترجمه غفارى و مستفيد، ج‏1، ص238

 

4- احمد بن سليمان گويد : مردى از امام رضا عليه السّلام در طواف، پرسيد:«جواد» (با جود و بخشنده) كيست؟ حضرت فرمودند: سؤال تو دو صورت دارد، اگر در باره مخلوقين سؤال می ‏كنى، «جواد» كسى است كه واجبات خود را ادا می ‏كند و بخيل كسى است كه در واجبات بخل می ‏ورزد و اگر سؤالت از خالق است، پس بدان كه او «جواد» است و بخشنده، چه عطا كند چه نكند، زيرا اگر به بنده ‏اش چيزى عطا كند، چيزى عطا كرده است كه آن بنده مالك آن نيست و اگر چيزى از بنده ‏اش دريغ كند، آن بنده حقّى در آن ندارد.    عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ترجمه غفارى و مستفيد، ج‏1، ص: 286

 

5- فضل بن شاذان گويد : از حضرت رضا عليه السّلام چنين شنيدم كه آن زمان كه خداوند تبارك و تعالى به حضرت ابراهيم عليه السّلام امر فرمود كه بجاى فرزندش اسماعيل، گوسفندى را كه خداوند فرستاده بود ذبح نمايد، حضرت ابراهيم عليه السّلام در دل آرزو كرد كه اى كاش فرزندش اسماعيل عليهما السّلام را به دست خود ذبح می ‏كرد و دستور ذبح گوسفند بجاى ذبح فرزندش به او داده نشده بود، تا به اين‏ وسيله احساس پدرى را كه عزيزترين فرزندش را به دست خود ذبح می ‏كند، داشته باشد و در نتيجه شايسته رفيع ‏ترين درجات ثواب در صبر بر مصائب شود، خداوند عزّ و جلّ نيز به او وحى فرمود كه: اى ابراهيم! محبوبترين خلق من، نزد تو كيست! ابراهيم گفت: خدايا! مخلوقى خلق نكرده ‏اى كه از حبيبت محمّد صلى اللَّه عليه و آله نزد من محبوب تر باشد، خداوند به او وحى فرمود كه : اى ابراهيم آيا او را بيشتر دوست دارى يا خودت را؟ او گفت: نه، او را بيشتر دوست دارم، خداوند فرمود: آيا فرزند او را بيشتر دوست دارى يا فرزند خودت را؟ عرض كرد: فرزند او را، خداوند فرمود: آيا بريده شدن سر فرزند او از روى ظلم، به دست دشمنانش دل تو را بيشتر به درد می ‏آورد يا بريدن سر فرزندت به دست خودت بخاطر اطاعت از فرمان من؟ گفت: بريده شدن سر فرزند او به دست دشمنانش دل مرا بيشتر به درد می ‏آورد، خداوند فرمود: گروهى كه خود را از امّت محمّد صلى اللَّه عليه و آله می ‏دانند، فرزندش حسين را به ظلم و ستم به مانند گوسفند ذبح خواهند كرد و با اين كار مستوجب خشم و غضب من خواهند شد، ابراهيم عليه السّلام بر اين مطلب جزع و فزع نموده، دلش به درد آمد و شروع به گريه كرد، خداوند عزّ و جلّ هم به او چنين وحى فرمود: اى ابراهيم! به خاطر اين ناراحتى و جزع و فزعت بر حسين و قتل او، ناراحتى و اندوهت بر اسماعيل را- در صورتى كه اگر او را ذبح می ‏كردى- پذيرفتم، و رفيع ‏ترين درجات ثواب، در صبر بر مصائب را به تو خواهم داد، و اين همان مطلبى است كه آيه‏ «وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ‏» (ذبح بزرگى را جايگزين او كرديم- صافات ؛ 107) بدان اشاره دارد. و لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه العليّ العظيم‏ «1».     عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ترجمه غفارى و مستفيد، ج‏1، ص: 426 الی428
______________________________
(1)- لازم به تذكّر است كه ممكن است اشكال شود : اگر مراد از «ذبح عظيم» قتل حضرت سيد الشهداء عليه السّلام باشد، لازم می آيد كسى كه رتبه‏ اش بالاتر و شريف تر است جايگزين و فداى پائين‏ تر از خود شده باشد و حال آنكه فداء در جايى بكار می ‏رود كه پايين ‏تر، فداء و جايگزين بالاتر شود، و آيه شريفه به لفظ ماضى است، يعنى اين كار در گذشته اتّفاق افتاد، نه اينكه در آينده (در زمان حضرت حسين بن علىّ عليهما السّلام) اين فداء و جايگزينى انجام خواهد شد.

در پاسخ می ‏گوئيم : اين اشكال نتيجه اين توهّم غلط است كه خداوند، حضرت سيد الشهداء عليه السّلام را فداء و جايگزين حضرت اسماعيل عليه السّلام قرار داد، حال آنكه اين توهّم خلاف صريح متن روايت است، زيرا در روايت چنين آمده: بعد از آنكه خداوند گوسفند را فرستاد تا جايگزين اسماعيل عليه السّلام گردد، حضرت ابراهيم عليه السّلام آرزو می ‏كرد كه اى كاش فرزندش را ذبح می ‏كرد، تا به بالاترين ثواب ها نائل می ‏گرديد، خداوند هم شهادت مظلومانه امام حسين عليه السّلام را به او اطّلاع داد و ابراهيم گريه و زارى و بی ‏تابى نمود، و خداوند نيز وحى فرمود كه اين جزع و بی ‏تابى تو را جايگزين ناراحتى و جزع و فزعت در قتل فرزندت كرده بجاى آن قبول نمودم، به عبارت ديگر ذبح عظيم همان گوسفند بوده است، كما اينكه در حديث بعدى به آن تصريح گرديده و اين مطالب بعد از ذبح، اتّفاق افتاده است (استاد غفّارى).

6-  سخنان حضرت رضا - عليه السّلام - در باره صفت امام و امامت و فضل و رتبه امام ‏؛ عبد العزيز بن مسلم گويد : در زمان علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام در مرو بوديم، از آغاز ورود- روز جمعه- در مسجد جامع آن شهر گرد آمده بوديم و مردم در باره امامت و اختلافات زياد مردم در آن مورد، بحث و گفتگو می كردند، من نزد آقا و سرورم حضرت رضا- عليه السّلام- رفتم و گفتگوهاى‏ مردم را به عرض ايشان رساندم ، حضرت تبسّمى كرده فرمودند: اى عبد العزيز! مردم اطّلاعى ندارند، از دين خود به نيرنگ گمراه شده‏ اند، خداوند تبارك و تعالى پيامبر خود را قبض روح نكرد مگر بعد از اينكه دين را براى او كامل گردانيد و قرآن را كه بيان همه چيز در آن است، بر او نازل فرمود، حلال و حرام، حدود و احكام و جميع نيازمندی ‏ها را به طور تمام و كمال در آن بيان فرمود و گفت: «ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ» (در كتاب به هيچ وجه كوتاهى نكرده ‏ايم- انعام: 38)

 مترجم گويد: «لازم به تذكّر است كه «من» در «من شي‏ء» زائده است و تقدير آيه اين می ‏باشد: «ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ‏ شيئا» و «شيئا» در اين گونه جمله ‏ها جايگزين مفعول مُطلَق تأكيدى است، يعنى: «ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ‏ تفريطا». مانند: «لا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً». به عبارت ديگر «شيئا» در اين گونه عبارات مفعول مطلق تأكيدى است نه مفعول به. پس معنى آيه همان است كه در متن ذكر شد، نه اينكه «آنچه لازم بوده در كتاب آورده ‏ايم و چيزى فروگذار نكرده ‏ايم ... (رك: ما من به الرّحمن، 241/ 1) البتّه ممكن است مراد از عدم كوتاهى در كتاب، همين باشد كه همه چيز را در كتاب آورده ‏ايم و چيزى باقى نگذارده ‏ايم.

نكته ديگر اينكه مراد از «كتاب» در آيه ممكن است «لوح محفوظ» باشد نه قرآن، و اين احتمال با توجّه به قبل و بعد اين جمله در آيه بيشتر تأييد می ‏شود، آيه چنين است «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ‏ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ‏» (تمام جنبنده ‏هاى زمين و پرندگان آسمان، امّت هايى مثل شما هستند، در كتاب كوتاهى نكرده ‏ايم، سپس به سوى پروردگار خود محشور می ‏شوند).

 و در حَجّة الوداع كه در آخر عمر حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله واقع شد اين آيه را نازل فرمود: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً» (امروز دين شما را برايتان كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دين، براى شما پسنديدم- مائده: 3) و مسأله امامت، تمام‏ كننده و كامل‏ كننده دين است، و حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله قبل از وفات خود، دين را براى مردم توضيح داده، تبيين فرمود، و راه آن را براى آنان آشكار كرد، آنان را در مسير حقّ قرار داد و علىّ عليه السّلام را به عنوان امام و راهنما برايشان تعيين فرمود، و تمام آنچه را كه مردم به آن نيازمندند، بيان فرمود، هر كس گمان كند خداوند دين خود را كامل نكرده، در حقيقت كتاب خدا را ردّ كرده است، و هر كس كتاب خدا را ردّ كند كافر است، آيا مردم به قدر و ارزش امامت و موقعيّت آن در بين امّت آگاهند تا انتخابات آنان در آن مورد قابل قبول باشد؟! امامت، جليل القدرتر، عظيم الشّأن ‏تر، والاتر، منيع ‏تر و عميق ‏تر از آن‏ است كه مردم با عقول خود آن را درك كنند، يا با آراء و عقائد خويش آن را بفهمند يا بتوانند با انتخاب خود امامى برگزينند، امامت چيزى است كه خداوند بعد از نبوّت و خلّت (مقام خليل اللّهى) در مقام سوم، ابراهيم خليل عليه السّلام را بدان اختصاص داده به آن فضيلت مشرّف فرمود، و نام او را بلند آوازه كرد، خداوند می ‏فرمايد: «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً» (اى ابراهيم! تو را براى مردم، امام برگزيدم- بقره: 124) و ابراهيم عليه السّلام از خوشحالى گفت: «وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي» (آيا از فرزندان و نسل من هم امام برگزيده ‏اى؟ بقره: 124) خداوند فرمود: «لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ‏» (عهد من به ظالمين نمی ‏رسد- بقره: 124) و اين آيه امامت هر ظالمى را تا روز قيامت ابطال می ‏كند. و بدين ترتيب امامت در خواصّ و پاكان قرار گرفت. سپس خداوند با قرار دادن امامت در خواصّ و پاكان از نسل او، وى را گرامى داشت و فرمود: «وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً وَ كُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ‏» (اسحق و نيز يعقوب را- اضافه بر خواسته‏ اش- به او بخشيديم، و همگى آنان را از صالحين قرار داديم، آنان را امامانى قرار داديم كه به دستور ما هدايت می ‏كردند و انجام كارهاى نيك‏ و اقامه نماز و پرداخت زكات را به آنان وحى كرده دستور داديم، و ما را عبادت می ‏كردند- انبياء: 73/ 74). و امامت به همين ترتيب در نسل او باقى بود و يكى بعد از ديگرى نسل به نسل آن را به ارث می ‏بردند تا اينكه پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله وارث آن گرديد.

خداوند می ‏فرمايد: «إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ‏» (سزاوارترين و شايسته ‏ترين مردم در انتساب به ابراهيم كسانى هستند كه او را پيروى نمودند و اين پيامبر و نيز كسانى كه ايمان آوردند. و خداوند وليّ مؤمنين است- آل عمران: 67) و اين امامت خاصّ حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله بود كه به امر خدا- به همان گونه كه خداوند واجب فرموده بود- به عهده علىّ عليه السّلام قرار داد و سپس در آن دسته از نسل حضرت علىّ عليهم السّلام كه برگزيده بودند، و خداوند علم و ايمان به ايشان داده، قرار گرفت. خداوند می ‏فرمايد: «وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِيمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتابِ اللَّهِ إِلى‏ يَوْمِ الْبَعْثِ فَهذا يَوْمُ الْبَعْثِ‏» (كسانى كه علم و ايمان به ايشان داده شده بود، [خطاب به مجرمينى كه بعد از قيام قيامت می ‏گفتند: بيش از اندك زمانى، در قبر نمانده ‏ايد] گفتند: شما در كتاب و علم خدا، تا روز قيامت در قبر مانده ‏ايد و امروز همان روز قيامت است- روم: 56) پس اين امامت در اولاد على عليه السّلام تا روز قيامت خواهد بود، زيرا پيامبرى بعد از محمّد صلى اللَّه عليه و آله نخواهد آمد. حال، چگونه اين جاهلان می ‏خواهند انتخاب كنند؟

 امامت مقام انبياء، و إرث اوصياء است، امامت نمايندگى خداوند- عزّ و جلّ- و جانشينى پيامبر، و مقام امير المؤمنين و ميراث حسن و حسين عليهما السّلام است.

امامت زَمامِ دين و باعث نظم مسلمين و صلاح دنيا و عزّت مؤمنين است.

امامت پايه بالنده اسلام و شاخه و نتيجه والاى آن است، توسّط امام است كه نماز و زكات و روزه و حجّ و جهاد به كمال خود می ‏رسد، و فى‏ء «فى‏ء غنائمى را گويند كه بدون جنگ و خونريزى بدست مسلمين می ‏افتد» و صدقات وفور می ‏يابد، و حدود و احكام جارى می ‏گردد، و مرزها حفظ و حراست می ‏شود، امام حلال خدا را حلال، و حرام خدا را حرام مي كند، و حدود او را جارى می ‏نمايد و از دين خدا دفاع نموده، با حكمت و موعظه نيكو و دليل قاطع، مردم را به راه پروردگارش فرا می ‏خواند، امام همچون خورشيد درخشان‏ جهان است، خورشيدى كه دور از دسترس دست ها و چشم ها در افق قرار دارد،  امام، ماهِ نورانى، چراغِ درخشان، نورِ ساطع و ستاره راهنما در دلِ تاريكی ‏ها و صحراهاى خشك و بی ‏آب و علف و موجهاى وحشتناك درياها است. امام همچون آب گوارا بر تشنگان است، راهنماى هدايت و منجى از هلاكت است.

امام همچون آتشى است در بلندی ‏هاى بيابان ها، كسى كه از سرما به آن آتش پناه برد، او را گرم می ‏كند، و در مَهلكه ‏ها راهنمائى می ‏كند، هر كس از او دست بكشد هلاك خواهد شد.

امام ابر پر باران و باران پر بركت است، خورشيد درخشان و زمين گسترده است، او چشمه جوشان و باغ و بِركه است.

امام امينى است همراه، پدرى است مهربان، او برادر تنى است، در مصائب پناه بندگان است.

امام امين خدا در زمين و حجّت او بر بندگان است، او خليفه خدا در كشور اوست، امام دعوت‏ كننده مردم بسوى خدا و مدافع حرمت هاى الهى است.

امام از گناهان پاك است و از عيوب مبرّى، علم به او اختصاص دارد، حليم و بردبار است، مايه نظمِ دين و عِزَّتِ مسلمين است، باعث خشم منافقين و هلاكت كافرين است.

امام در دورانِ خود نظير ندارد، كسى به او نزديك نيست، هيچ دانشمندى با او همطراز نيست، بدل ندارد، مثل و مانند ندارد، بدون اينكه به دنبال فضيلت باشد و يا خود فضيلت بدست آورده باشد، فضيلت به او اختصاص يافته است و خداوند بخشاينده با فضيلت، فضل را به او اختصاص داده است.
 

پس كيست كه بتواند امام را بشناسد يا او را انتخاب كند؟! نه، هرگز، هرگز، در وصف شأنى از شؤون او و فضيلتى از فضائل او عقول به گمراهى افتاده و حيران و سرگردان مانده است، و ديدگان درمانده و ناتوان گشته و بزرگان احساس كوچكى می ‏نمايند، و حكماء حيرانند، عقل عقلاء كوتاه است، خطباء از خطابه باز مانده ‏اند و عقلاء و دانايان از دركش عاجز شده‏ اند، و شعراء از شعر گفتن ناتوان گشته ‏اند و ادباء عاجز گرديده ‏اند و بلغاء خسته و ناتوان شده ‏اند و همگى به عجز و ناتوانى (خود) معترفند، چگونه می ‏توان او را وصف كرده و كُنه او را بيان نمود، يا چيزى از كار او را فهميد يا كسى را يافت كه جاى او را بگيرد؟

 نه، چگونه ممكن است؟ و حال آنكه نسبت او و وصف‏ كنندگانش همچون ستاره ‏ها و دست مردم است؟

پس انتخاب مردم كجا و اين مقام كجا؟ عقول كجا و درك اين منزلت كجا؟ اصلا كجا می ‏توان چنين شخصى يافت؟ گمان برده ‏اند كه می ‏توان او را در غير آل پيامبر صلى اللَّه عليه و آله يافت، به خدا قسم نفسشان به آنان دروغ گفته و اباطيل آنان را به آرزو انداخته است و در نتيجه به پرتگاهى بلند و مشكل و لغزنده پا گزارده ‏اند كه پاهايشان از آن خواهد لرزيد به پائين خواهند افتاد، با عقولى سرگردان، ناقص و باير و عقائدى گمراه ‏كننده در صدد نصب امام بر آمده ‏اند كه جز دورى از مقصد نتيجه ‏اى نخواهند گرفت، خدا آنان را بكشد! به كجا برده شده ‏اند!؟ در صدد كارى بس مشكل برآمده و خلاف حقّ سخن گفته‏ اند و به گمراهى عميقى دچار گشته و در سرگردانى افتاده ‏اند، زيرا با آگاهى امام را ترك كرده ‏اند، و شيطان اعمالشان را در نظرشان زينت بخشيد و آنان را از راه‏ِ حقّ بازداشت، حال آنكه بينا و بصير بودند {اشاره است به بخشى از آيه 38 سوره عنكبوت}.

 آنان انتخاب خدا و رسولش را كنار گذارده، انتخاب خود را در نظر گرفتند، در حالى كه قرآن با صدائى بلند به آنان خطاب می ‏كند: «وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالى‏ عَمَّا يُشْرِكُونَ‏» (و پروردگار تو آنچه را بخواهد می ‏آفريند و بر می ‏گزيند، آنان حقّ انتخاب ندارند و خداوند از شرك آنها، منزّه و برتر است- قصص: 68) و نيز می ‏فرمايد: «وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ‏» (آنگاه كه خدا و رسولش به كارى دستور دادند، هيچ مرد و زن مؤمنى از پيش خود حقّ انتخاب نخواهد داشت- احزاب: 36) و نيز می ‏فرمايد: «ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ* أَمْ لَكُمْ كِتابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ* إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَما تَخَيَّرُونَ* أَمْ لَكُمْ أَيْمانٌ عَلَيْنا بالِغَةٌ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَما تَحْكُمُونَ* سَلْهُمْ أَيُّهُمْ بِذلِكَ زَعِيمٌ* أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ فَلْيَأْتُوا بِشُرَكائِهِمْ إِنْ كانُوا صادِقِينَ‏» (شما را چه می ‏شود؟ چگونه حكم می ‏كنيد؟ آيا كتابى آسمانى داريد كه در آن چنين می ‏خوانيد كه آنچه خود بخواهيد دارا خواهيد بود؟ يا عهد و پيمانى- پايدار تا قيامت- مبنى بر اينكه هر آنچه حكم می ‏كنيد، خواهيد داشت، از ما گرفته ‏ايد؟ از آنان بپرس كدام يك از آنان چنين چيزى را ضمانت می ‏كنند آيا شريكانى دارند؟ اگر راست می ‏گويند شركاى خود را بياورند- قلم: 41- 36)  و نيز خداوند می ‏فرمايد: «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها» (آيا در قرآن تدبّر نمی ‏كنند يا بر دل ها قفل زده شده است؟- محمّد: 24) يا خداوند بر دل آنان مهر زده و ديگر نمی ‏فهمند، يا «می ‏گويند شنيديم و حال آنكه نمی ‏شنوند، بدترين جنبندگان از نظر خداوند، كر و لال‏هايى هستند كه نمی ‏انديشند، و اگر خدا خيرى در آنان سراغ داشت آنان را شنوا می ‏كرد و اگر آنان را شنوا می ‏كرد، پشت كرده اعراض می ‏نمودند «ترجمه آيه 23- 21 از سوره انفال كه در متن آمده و جهت يك نواختى ترجمه از درج متن آيه در خلال ترجمه خوددارى گرديد.» و «گويند: می ‏شنويم و نافرمانى می ‏كنيم‏ « ترجمه بخشى از آيه 93 سوره بقره.»» بلكه آن «فضل خداوند است كه به هر كه بخواهد عطا می ‏فرمايد و خداوند داراى فضلى بزرگ است‏ «ترجمه بخشى از آيه 21 سوره حديد. ».
 

پس چگونه مي خواهند امام را برگزينند و حال آنكه امام عالمى است كه جهل در او راه ندارد، و فرمانروايى است كه سختى نمی ‏دهد، معدن قداست و پاكيزگى و عبادت و علم و بندگى است، دعاى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فقطّ در حقّ او بوده است. (مثل: اللّهم وال من والاه‏(و يا)اللّهمّ اذهب عنهم الرّجس‏- و غيره) و يا پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فقطّ او را به امامت فرا خوانده است، وى از نسل حضرت‏ صدّيقه طاهره است  و هيچ عيبى در نسب او نيست، هيچ شريفى همطراز او نيست، نسب او از قريش است، و در بين قريش، از بنى هاشم است، كه از بقيّه قريش شرافت بيشترى دارند، و در آن ميان، از عترت، يعنى از آل و نزديكان حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله است، امام از نظر خداوند مرضى و پسنديده است.

شريفترين اشراف است، او از نسل عبد مناف است، علم او دائما رو به افزونى است، حلم و بردبارى او كامل و تمام عيار است، بر امر امامت توانا و قدرتمند است، به نحوه اداره امور امّت عالم و آگاه است، اطاعتش واجب است، به فرمان خداوند به امر امامت قيام نموده، (يا مجرى اوامر و فرامين الهى است)، خير خواه بندگان خدا و حافظ دين اوست، خداوند انبياء و أئمّه- صلوات اللَّه عليهم- را توفيق می ‏دهد و از علم و حكمت مخزون خود علومى به آنان می ‏دهد كه به ديگران نداده و لذا علم آنان از تمامى علوم اهل زمان برتر و بالاتر است، خداوند می ‏فرمايد: «أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى‏ فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ‏» (آيا آنكه خود، هدايت ‏كننده مردم به سوى حقّ است شايسته‏ تر است كه از او تبعيّت كنند يا آنكه تا راهنمايی ‏اش نكنند هدايت نمی ‏يابد، چه می ‏شود شما را؟ چگونه حكم می ‏كنيد؟- يونس:35) و نيز می ‏فرمايد: «وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً» (هر آن كس‏ را كه حكمت دهند، خير كثيرى بدست آورده است- بقره: 269)  و در مورد طالوت فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ‏» (خداوند او را بر شما برگزيد و به علاوه، به او افزونى در علم و قدرت جسمانى اعطاء فرمود، و خداوند پادشاهى خود را به هر كس بخواهد عطا می ‏كند، و خداوند غنى، توانمند و داناست- بقره:247) و نيز به پيامبرش می ‏فرمايد: «وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيماً» (فضل خدا بر تو عظيم است- نساء: 113) و نيز در مورد ائمّه از اهل بيت خاندان و نسلش می ‏فرمايد: «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً* فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ كَفى‏ بِجَهَنَّمَ سَعِيراً» (آيا به مردم- بخاطر فضلى كه خداوند به آنان داده است- حسد می ‏ورزند؟ ما به آل ابراهيم كتاب و حكمت داديم و به آنان پادشاهى بزرگى عطا نموديم، پس بعضى از آنان ايمان آوردند و گروهى از آن اعراض كردند و آتش جهنّم (براى آنان) كافى است- نساء: 55- 54).

و هر گاه خداوند، بنده ‏اى را براى اداره امور بندگانش برگزيند، به او شرح صدر و آمادگى كامل اين كار را عنايت می ‏فرمايد، و در قلبش چشمه ‏هاى جوشان حكمت قرار می ‏دهد، و علم را كاملا به او الهام می ‏فرمايد، و بعد از آن‏از هيچ پاسخى در نمی ‏ماند و از رفتار و گفتار صحيح دور و منحرف نمی ‏شود.

 او معصوم است و مؤيّد، خداوند او را توفيق می ‏دهد و در راستى و درستى پا برجا و محكم نگه می ‏دارد. از خطاى لغزش و سقوط در امان است، خداوند فقط او را اين گونه قرار داده است تا حجّت خدا باشد بر بندگانش و گواه او باشد بر خلقش، و اين فضل خداست كه به هر كس بخواهد می ‏دهد، و خداوند داراى فضلى بزرگ است، حال آيا بر چنين چيزى توانايى و دسترسى دارند تا بتوانند او را برگزينند؟ يا فرد منتخب آنان چنين اوصافى دارد تا او را بر ديگران مقدّم بدارند؟ قسم به خانه خدا كه از حقّ تجاوز كرده ‏اند، و كتاب خدا را به پشت سر انداخته ‏اند، گويا هيچ نمی دانند! در كتاب خدا، شفاء و هدايت است و آنها آن را كنار گذارده و از هواى نفس خود پيروى كرده ‏اند، و لذا خداوند آنان را نكوهش فرموده و مورد نفرت و غضب نموده و هلاك كرده، می ‏فرمايد:

چه كسى گمراه تر از آنكه بی ‏راهنماى الهى خودسرانه عمل كند و خدا ستمكاران را راه ننمايد و فرموده «فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ‏» (هلاكت باد بر آنان و خداوند كارهايشان را در بيراهه و گمراهى قرار داد- محمّد: 8) و نيز فرموده است:

«كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ»

(بزرگ نفرت و دشمنى است نزد خدا و نزد مؤمنين، اين گونه خداوند بر هر قلب انسان هاى متكبّر و جبّار مهر می ‏نهد- مؤمن: 35)
 

 و اين حديث را محمّد بن محمّد بن عصام كلينىّ و علىّ بن محمّد بن- عمران دقّاق و علىّ بن عبد اللَّه ورّاق و حسن بن احمد مؤدّب و حسين بن ابراهيم ابن احمد بن هشام مؤدّب- رضى اللَّه عنهم- برايم نقل كرده و گفته ‏اند: محمّد ابن يعقوب كلينىّ اين حديث را از ابو محمّد قاسم بن العلاء و او از قاسم بن- مسلم و او از برادرش عبد العزيز بن مسلم از حضرت رضا عليه السّلام برايشان نقل نموده است.   عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ترجمه غفارى و مستفيد، ج‏1، ص: 444 الی 458

***********************************************************

 

 7- حسين بن خالد از حضرت رضا عليه السّلام و آن حضرت از پدران بزرگوار خود، و آنان از حضرت علىّ عليه السّلام نقل كرده ‏اند كه: حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله به من فرمود: اى علىّ! بزرگانى از قريش در مورد ازدواج فاطمه با تو مرا سرزنش كردند و گفتند: ما او را از تو خواستگارى كرديم ولى او را به ما ندادى بلكه به عقد على درآوردى، من هم به آنان گفتم: قسم به خدا من اين كار را نكرده ‏ام، خداوند او را به شما نداد و به عقد علىّ درآورد، جبرئيل بر من نازل گشت و گفت: اى محمّد! خداوند- جلّ جلاله- می ‏فرمايد: اگر علىّ را خلق نكرده بودم، براى دخترت فاطمه، در روى زمين، از آدم تا خاتم، كفو و همتايى نبود.اين حديث از طريق ديگرى (كه در متن مذكور است) نيز از علىّ بن- ابى طالب عليه السّلام از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله نقل شده است و آنچه را در اين مورد براى من نقل شده، در كتاب «مولد فاطمه عليها السّلام و فضائلها» آورده ‏ام.    عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ترجمه غفارى و مستفيد، ج‏1، ص: 463

 

 

8 - ابو الصّلت هروى گويد: امام رضا عليه السّلام از قول پدران بزرگوار خود، از علىّ بن ابى طالب عليهم السّلام نقل فرمودند كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله فرمود: ايمان عبارتست از معرفت و شناخت قلبى، اقرار با زبان و عمل با اعضاء و جوارح.  عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ترجمه غفارى و مستفيد، ج‏1، ص: 465  

 

9- دعبل خزاعى گويد : حضرت رضا عليه السّلام از پدر و اجدادشان از عليّ عليهم السّلام نقل فرموده است كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله چنين فرمودند: چهار گروه در قيامت هستند كه من شفيع آنان خواهم بود: (اوّل:) كسى كه بعد از من فرزندانم را اكرام و احترام نمايد، (دوم:) كسى كه حاجت ‏هاى آنان را برآورده سازد، (سوم:) كسى كه در موقع ناچارى و گرفتارى ايشان، در كمك به ايشان كوشا باشد، (چهارم:) كسى كه با دل و زبان آنان را دوست بدارد. عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ترجمه غفارى و مستفيد، ج‏1، ص: 525

10- حارث بن دلهاث گويد: امام رضا عليه السّلام فرمود: مؤمن، مؤمن نيست مگر اينكه سه خصلت در او باشد، سنّتى از پروردگارش، سنّتى از پيامبرش و سنّتى از مولايش. سنّت پروردگارش، حفظ اسرار خويش است، خداوند می فرمايد: «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ‏»، (خداوند عالم به غيب است و هيچ كس را بر غيب خود مطّلع نمی ‏سازد مگر كسي را كه بپسندد و از وى راضى باشد، كه همان پيامبران هستند- سوره جنّ:27، 26) و امّا سنّت پيامبر مدارا كردن با مردم است، خداوند پيامبرش را به‏ مدارا كردن با مردم امر می ‏كند و می ‏فرمايد: «خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ‏» (- از مردم بيش از توانشان توقّع نداشته باش و- با مردم با تسامح رفتار كن و امر به معروف كن و از سفهاء و نادانان درگذر و اعراض كن- اعراف: 199) و امّا سنّت از مولايش صبر در سختی ‏ها و مشكلات است، خداوند می ‏فرمايد: «وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ» (در سختى و مشكلات صبر مى‏كنند- بقره: 177) . عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ترجمه غفارى و مستفيد، ج‏1، ص: 530

11-  ياسر، خادم حضرت رضا عليه السّلام گويد: آن حضرت فرمود : در سه موضع، انسان از هميشه تنهاتر است (و يا ترسناك ترين موقعيّت ها براى انسان، سه موقعيّت است): روزى كه زاده می ‏شود و از شكم مادرش خارج می ‏گردد وو دنيا را می ‏بيند، و روزى كه می ‏ميرد و آخرت و اهل آن را بالعيان مشاهده می ‏كند، و روزى كه مجدّدا زنده می ‏شود و احكامى را می ‏بيند كه در دار دنيا نديده بود، و خداوند در اين سه موضع بر يحيى سلام و درود فرستاده و ترس او را فرو نشانده است، خداوند می ‏فرمايد: «وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا» (و سلام بر او آن روز كه زاده شد و آن روز كه می ‏ميرد و آن روز كه مجدّدا زنده می ‏شود- مريم 15).و عيسى بن مريم نيز در اين سه موضع بر خود درود فرستاده و گفته است:«وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا» (و سلام بر من روزى كه زاده شدم و روزى كه می ‏ميرم و روزى كه مجدّدا زنده ميشوم- مريم: 33).    عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ترجمه غفارى و مستفيد، ج‏1، ص: 530

 

12- ابو نصر بزنطىّ گويد: امام رضا عليه السّلام فرمود : از جمله علامات فقيه سه چيز است، حلم، علم و سكوت. سكوت درى از درهاى حكمت است.سكوت، جلب محبّت می ‏كند و راهنماى هر خيرى است.   عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ترجمه غفارى و مستفيد، ج‏1، ص: 533

 

13-  حمدان ديوانىّ گويد : امام رضا عليه السّلام فرمود : دوست انسان عقل او و دشمنش جهل او است. عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ترجمه غفارى و مستفيد، ج‏1، ص: 53

 

14- امام رضا عليه السّلام از پدران بزرگوار خود از حضرت علىّ عليهم السّلام نقل فرموده ‏اند كه: مردى آن حضرت را به ميهمانى دعوت نمود، حضرت فرمودند: به اين شرط كه سه مطلب را بمن قول بدهى، مرد گفت: اين سه مطلب كدامند؟حضرت فرمودند: از بيرون از منزل چيزى براى من نياورى، از آنچه در منزل هست چيزى از من دريغ نكنى، و اهل و عيالت را به زحمت نيندازى. مرد گفت:قول می ‏دهم، حضرت نيز دعوت او را پذيرفتند.   عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ترجمه غفارى و مستفيد، ج‏1، ص: 53 

 



امام رضا عليه السّلام : ابوصلت هروی گوید شنیدم که امام عليه السّلام میفرمود : (( خدا رحمت کند کسی را که امر ما را زنده می سازد )) پرسیدم امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و احادیث و معارف ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند کرد. بحارالانوار جلد 2 صفحه 30 حدیث 13

امام رضا عليه السّلام : هرگاه مردم گناهان تازه ای را که سابقه نداشته و مرتکب آن نمی شده اند انجام دهند خداوند هم بلاهای نو به نو و جدیدی را که سابقه نداشته برای ایشان ایجاد میکند.   اصول کافی جلد 3 صفحه 250

امام رضا عليه السّلام : از قول امیرالمومنین عليه السّلام فرمودند : ای کسی که اعمال زشت و ناروا میکنی خنده دندان نما مکن وای کسی که عمر به بد کرداری گذرانی از بلای شبانه ایمن مباش.   کافی جلد 4 صفحه 403

امام رضا عليه السّلام فرمود : عمل زنا بزرگتر است از قتل نفس چه قاتل جز مقتول كسى را فاسد نگرداند ولى زناكار نسل را ضايع و فاسد گرداند تا روز قيامت و حلال بداند محرمات را . تفسیر جامع جلد 4 صفحه 461

امام رضا عليه السّلام : علی بن جعفر گوید شخصی از امام عليه السّلام پرسید در کدام قسمت از سوره فاتحه اشاره به امیرالمومنین عليه السّلام گشته حضرت در پاسخ فرمودند : در آیه (( اهدنا الصراط المستقیم )) چه آن بزرگوار صراط مستقیم و شناسائی حضرتش معرف راه راست پروردگار است.  تفسیر جامع جلد 6 صفحه 235

مردی از اهل بلخ می گوید : در سفری که علی بن موسی الرضا عليه السّلام به خراسان می رفت من با آن حضرت بودم. روزی در کنار سفره خود تمام نوکرها و غلامان سیاه و سفید را برای صرف غذا جمع کرد. عرض کردم بهتر بود برای غلامان و نوکرها سفره جداگانه ای می گستردند ، حضرت فرمود : ساکت باش ، خدای همه یکی است ، مادر و پدر همه یکی است ، پاداش و کیفر هرکس بسته به طرز عمل اوست. الحدیث جلد 1 ص 67

حضرت رضا عليه السّلام : علم گنجينه‌هاي كمال است و كليد‌هاي آن گنجينه‌ها پرسش ‌كردن است. الحديث جلد 2  صفحه 12

 یاسر خادم گوید : از حضرت رضا عليه السّلام شنیدم که می فرمود : وحشت بارترین مواقع برای این مردم ، سه مورد است : روز ولادت که از شکم مادر خارج می شود و دنیا را می بیند . روزی که می میرد و عالم بعد از مرگ و اهل آنرا مشاهده می کنند ، و روزی که دوباره زنده می شوند ، به صحنه قیامت قدم می گذارند و احکامی را مشاهده می کنند که در دنیا ندیده اند . و خداوند سلامت حضرت یحیی را در این سه روز اخبار نموده و حضرت مسیح در این سه روز (مرحله ) برای خویشتن سلامت خواسته .  الحدیث جلد 2 صفحه 406

حضرت رضاعليه السلام فرمود : هر كس هنگاميكه از خانه اش بيرون مى رود ده بار سوره قل هو اللّه حد بخواند پيوسته در حفظ خداوند و نگهدارى او است تا به خانه اش برگردد. اصول كافى جلد 4 صفحه  320

امام رضا عليه السّلام : پاکیزه بودن از اخلاق انبیاء است.  تحف العقول صفحه 560 ( ترجمه کمره ای)

امام رضا عليه السّلام : مثل استغفار (و ریختن گناهان به سبب آن) چون برگی است بر درختی که ( در فصل پاییز آن درخت ) تکان بخورد و آن برگ بریزد و  کسی که از گناهی که کرده استغفار و آمرزش از خدا بخواهد ولی باز به انجام دادن آن گناه کوشش کند و انجام دهد مانند این است که پروردگار خود را مسخره کرده است.اصول کافی جلد 4 صفحه 266    

حضرت امام رضا عليه السّلام : از پدرش از جدش امام صادق عليه السّلام حدیث کرده است که فرموده : اگر خداوند برای جلوگیری از رنجش و آزار پدر و مادر کلمه ای را کوتاه تر از (( اُف )) می دانست آنرا در قرآن شریف می آورد .  قرآن سوره اسرا آیه 23 : حکم پروردگار تو این است که مردم جز خدای یگانه هیچکس و هیچ چیز را نپرستند , و نسبت به والدین خود نیکوکار و محسن باشند , و اگرهر دو یا یکی از آنان پیر و سالخورده شدند از زحمت نگهداری و حمایتشان شانه خالی نکنند و کلمه(اُف) که کوچکترین کلمه تلخ و ملال آور است به آنان نگویند و آزارشان ننمایند مراقب باشند که همواره با آنان مودب سخن بگویند و گفتارشان آمیخته با تکریم و احترام باشد .     الحدیث جلد 3 صفحه 337

حضرت امام رضا عليه السّلام : از پدرت اطاعت کن و نسبت به او مراتب نیکی و تواضع و خضوع و بزرگداشت و تکریم را معمول دار حضرت به سخنان خود ادامه داد  تا آنجا که فرمود : خداوند در قرآن شریف حق پدر و مادر را قرین حق خود قرار داد و فرموده است : شکر گذار من و شکر گذار پدر و مادرت باش که برگشت همه به سوی من است .               الحدیث جلد 3 صفحه 338

حضرت امام رضا عليه السّلام : رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در رهگذر با یکی از اصحاب خود که از جبهه جنگ بر می گشت مواجه شد ، او ژولیده و غبار آلوده و مسلح به طرف منزل خود می رفت . حضرت به وی فرمود : از جهاد اصغر برگشته ای و به جهاد اکبر باز می گردی ، عرض کرد مگر جهادی بالاتر از جنگ با شمشیر هست ؟ فرمود بلی ، جهاد آدمی با نفس خود . الحدیث جلد 3 صفحه 306

 امام رضا عليه السّلام : نسبت به مصارف مالي درباره خود و عائله‌ات (خانواده ‌ات) معتدل و ميانه‌ رو باش. « در خرج ‌كردن معتدل باش و اسراف نكن». الحديث جلد 3 صفحة 264

 محمد بن سنان نامه ای به حضرت رضا عليه السّلام نوشت و در آن پرسش کرده بود درباره ی اینکه بعضی از مسلمین گمان می کنند که حلال و حرام در اسلام علتی جز تعبد و اطاعت ندارد . حضرت در جواب نوشت : کسی که چنین تصور می کند سخت به گمراهی و ضلالت افتاده است , آن گاه درباره ی تحریم محرمات فرموده است : گناهان نه تنها در زندگی بشر مورد احتیاج و ضرورت نیست بلکه مایه فساد و باعث فنا و هلاکت است و به این جهت خداوند گناهان را ممنوع کرده است.                    الحدیث جلد 3 صفحه 120

 حضرت رضا عليه السّلام : از لذائذ دنیوی نصیبی برای کام یابی خویش قرار دهید ، تمایلات دل را از راه های مشروع بر آورید مراقبت کنید در این کار به مردانگی و شرافتتان آسیب نرسد و دچار اسراف و تند روی نشوید ، تفریح و سرگرمی های لذت بخش شما را در اداره زندگی یاری می کند و با کمک آن بهتر به امور دنیای خویش موفق خواهید شد .              الحدیث جلد 3 صفحه 131

 حضرت رضا عليه السّلام فرمود: بزرگترين گناهان و زشت‏ ترين آنها در پيش من زنا است زيرا كه قاتل بواسطه ‏ى آدمكشى ديگرى را تباه و فاسد نميكند ولى مرد زناكار تا روز قيامت نسل بشر را فاسد ميكند و حرام را حلال ميكند در مجلس مأمون كه حضرت اين بيان را فرمود فقيه و دانشمندى نبود كه دست آن حضرت را نه بوسد و اقرار بگفته ‏ى آن حضرت نكند.   ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 175

حضرت رضا عليه السّلام فرمود: كه نشانه‏ هاى فقه ، حلم است و حيا و خاموشى و سكوت درى است از درهاى حكمت همانا بوسيله‏ ى سكوت كسب محبت و دوستى می ‏شود، سكوت باعث سلامتى و آسايش فرشتگان نويسنده می ‏شود ،  همانا سكوت راهنماى براى تمام خوبيهاست.   ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 248

مردى به حضرت رضا عليه السّلام عرضكرد : مرا وصيت و سفارشى فرما حضرت فرمود زبانت را نگهدار تا عزيز باشى و شيطان بر تو چيره نشود كه تو را بسوى خود بكشد پس تو را خوار كند. ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 248

مردى به حضرت رضا عليه السّلام عرضكرد كه اندازه‏ ى حُسن خلق چقدر است؟ فرمود همان را كه براى خودت از مردم انتظار دارى همان را براى مردم بگوئى ، سپس عرضكرد پس اندازه‏ ى توكل چقدر است؟ فرمود به جز از خدا از هيچ كس نترسى ، عرضكرد من دوست دارم بدانم كه شما مرا چقدر دوست دارى فرمود: مراجعه ‏ى به دلت كن به بين تو مرا چقدر دوست دارى من هم همان اندازه تو را دوست دارم.    ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 325

مردى خدمت حضرت رضا عليه السّلام آمد و عرضكرد كه اى پسر رسول خدا خرجى ام را گم كرده ‏ام پولى ندارم كه مرا بسوى اهل و عيالم برساند به من پولى به قرض بده من هم در وطنم از طرف شما آن پول را صدقه ميدهم ، حضرت وارد اطاق شد دستش را از شكاف در بيرون كرد و فرمود اين كيسه را بگير و در آن دويست دينار است و فرمود نيازى هم بدادن صدقه نداريم. سائل عرض كرد اى پسر رسول خدا چرا صورت خود را بمن‏ نشان ندادى فرمود ما آل پيغمبر نميخواهيم ذلت سؤال را در صورت سائل به بينيم.   ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 329

امام رضا (علیه السلام) : امامان ، جانشینان خدای عزوجل در زمین او هستند.  کافی ، مسند امام رضا (ع) جلد 1 صفحه 92 حدیث 19

امام رضا (علیه السلام) : ما اهل بیت را دیدگانی ( از بصیرت ) است که با دیدگان مردم شباهت ندارد.و در آن نوری هست که شیطان در آن بهره ای ندارد.  امالی شیخ طوسی ، مسند امام رضا (علیه السلام)جلد 1 صفحه 103 حدیث 38

امام رضا (علیه السلام) : هرکس مصائب ما ( اهلبیت (علیهم السلام) ) را یاد آورد ، پس ( آنگاه ، به این مصائب ) بگرید و ( دیگران را ) بگریاند ، چشم او نمی گرید ، در روزی ( قیامت ) که چشمها می گرید.و هرکس در مجلسی بنشیند که امر ما ( ولایت اهل بیت (علیهم السلام) ) در آن زنده شود ، قلب او نمی میرد ، در روزی ( قیامت ) که دلها می میرد.  عیون الاخبار الرضا ، مسند امام رضا (علیه السلام) جلد 1 صفحه 105 حدیث 44

امام رضا (علیه السلام) : ما اهل بیت وقتی کسی را می بینیم ، او را به حقیقت ایمان و حقیقت نفاق می شناسینم.   بصائر الدرجات ، عیون الاخبار الرضا ، مسند امام رضا (علیه السلام) جلد 1 صفحه 156 و 191 و حدیث 226 و 313

امام رضا (علیه السلام) : خدای تبارک و تعالی ، عیسی بن مریم ( علیهما السلام ) را به عنوان رسول و نبی و صاحب شریعت جدید برانگیخت ، در ( سِنی ) کوچکتر از سِنی که ابوجعفر ( امام جواد (علیه السلام) ) در آن است. اصول کافی ، مسند امام رضا (علیه السلام) جلد 1 صفحه 209 حدیث 346 ( توضیح : این کلام را امام رضا (علیه السلام) در پاسخ به کسانی فرمود که نسبت به امامت امام جواد (علیه السلام) در سِن حدود نُه سالگی تردید داشتند ، بر اساس بیان امام رضا (علیه السلام) اگر حضرت عیسی (علی نبینا و آله و علیه السلام ) در زمانی که کودکی چند روزه و شیرخواره بود ، به امر خدای تعالی ، رسول و نبی و صاحب شریعت جدید بود ، چرا امامت امام جواد (علیه السلام) در سن نُه سالگی محل اشکال باشد ؟ باید دانست که امام جواد (علیه السلام) نخستین امامی از ائمه اهل بیت بود که در سن کودکی به امامت رسید . و این امامت با این استدلال قرآنی ، زمینه مناسبی برای شیعیان بود که در سالهای بعد ، امامت امام هادی و امام مهدی (علیهم السلام) را بدون شبهه و تردید بپذیرند ، به تفصیلی که در تاریخ حیات این ائمه بزرگوار (علیهم السلام) بیان شده است ).

امام رضا (علیه السلام) : شیعیان ما ، آنانند که در برابر امر ( امامت ) ما خود را تسلیم کرده اند ، قول ما را گرفته اند ، با دشمنان ما مخالفند . هرکه چنین نیست ، از ما نیست.  صفات الشیعه صدوق ، مسند امام رضا (علیه السلام) جلد صفحه 235 حدیث 429

امام رضا (علیه السلام) : کسی که نسبت به محبت ما ولایت ورزد ، به ما دوستی ورزیده است.و هرکه مومنی را شاد کند ، حقا ما را مسرور ساخته است.و هرکه فقیر ما را یاری کند ، جزای او بر عهده جد ما محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است.  مستدرک الوسائل ، مسند امام رضا (علیه السلام) جلد 1 صفحه 244 حدیث 454

امام رضا (علیه السلام) فرمودند : ذریه ها و خاندان های قاتلان امام حسین (علیه السلام) به کارهای پدرانشان رضایت میدهند و به آن افتخار میکنند ، و جز این نیست که قائم (علیه السلام) وقتی خروج فرماید ، آنان را می کُشد ، به دلیل رضایت آنان به کار پدرانشان. ( توضیح : راوی ، از امام رضا (علیه السلام) در مورد حدیثی پرسید که از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرموده است : حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه در زمان ظهور ، فرزندان قاتلان امام حسین (علیه السلام) را میکشد. امام رضا (علیه السلام) ضمن تایید حدیث فرمود : کسی از عملی راضی باشد ، مانند کسی است که آن کار را انجام داده است.و اگر کسی در مشرق کشته شود ، و دیگری در مغرب به قتل او راضی باشد ، آن راضی در پیشگاه خدا ، شریک قاتل به حساب میآید. ) عیون الاخبار الرضا ، علل الشرایع ، مسند امام رضا (علیه السلام) جلد 1 صفحه 220 حدیث 382

امام رضا (علیه السلام) فرمود : چون ( حضرت بقیة الله ارواحنا فداه ) خروج فرماید ، زمین را به نور خود نورانی مینماید ، و ترازوی عدا را در میان مردم می نهد ، که هیچ کس به کسی دیگر ظلم نمیکند.  کمال الدین و تمام النعمة صدوق ، ینابیع المودة ، مسند امام رضا (علیه السلام) جلد 1 صفحه 223 حدیث 390

امام رضا (علیه السلام) : به خدا قسم ، آنچه را که چشمان خود را به آن دوخته اید ( ظهور حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) ) واقع نمیشود ، مگر اینکه از هم جدا شوید یا آزمایش گردید ، تا اینکه از شما باقی نمیماند به جز افرادی بسیار کم.  غیبت شیخ طوسی ، مسند امام رضا (علیه السلام) جلد 1 صفحه 226 حدیث 395

حضرت رضا (علیه السلام) فرمودند : هر کسیکه بدنش سالم باشد و راه زندگیش باز و فراخ گردد ، و امور زندگی روزانه اش بگذرد ، تمام خوبیهای دنیا برای او جمع شده است ، و نیز فرمود : دلهای مردم به کسانی محبت دارند که مورد نیکی قرار گرفته باشند و به کسانی بغض پیدا میکند که دلها را برنجانند.  کِتابُ المَواعِظ شیخ صدوق  132

 امام رضا (علیه السلام) : دوست هر انسانى عقل او است و دشمن هر انسانی جهل او است. اصول كافى جلد 1 صفحه 11

امام رضا (علیه السلام) فرمودند : چون در خوبی و عافیت باشی به آن مغرور مشو ولیکن بگو خدایا این نعمت را از تغییر سالم بدار و تمام کن آن نعمت را بر من.   منتهی الآمال جلد 2 صفحه 887

حضرت امام رضا (علیه السلام) فرمودند : زمانی بر مردم بیاید که عافیت در آن زمان ده جزء است ، نه جزء آن در کناره گیری از مردم و یک جزء آن در سکوت است.  انوارالبهیه ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 237

حضرت امام رضا (علیه السلام) فرمودند : سکوت دری از درهای حکمت است ، سکوت محبت و دوستی می آورد ، سکوت راهنمایی تمام نیکی ها است ؛ و نیز فرمود : در بنی اسرائیل هیچ عابدی عابد نمی بود تا آنکه مدت ده سال سکوت کند و پس از ده سال سکوت عابد شمرده می شد. انوارالبهیه ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 237

از عبدالعظیم حسنی رضی ا... عنه روایت شده که حضرت رضا (علیه السلام) فرمود : ای عبدالعظیم سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو راهی برای شیطان در خود باز نگذارند و او را به خود راه ندهند و به دوستان من امر کن که در سخن راستگو باشند و اداء امانت کنند و سکوت نمایند و جدال بی مورد و بی جهت را ترک گویند و به یکدیگر رو آورند و به دیدار یکدیگر بروند زیرا این کار وسیله تقرب و نزدیک شدن به من است و خود را به طعن زدن بر یکدیگر و تولید اختلاف مشغول نکنند ، زیرا من سوگند یاد کرده و بر خود لازم نموده ام که هرکس چنین کند و یکی از دوستان مرا خشمناک سازد از خدا بخواهم او را در دنیا به سخت ترین عذابها معذب گرداند و در آخرت از زیانکاران باشد.  انوارالبهیه ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 238

 امام رضا (علیه السلام) در هنگام تلاوت قرآن هرگاه می گذشتند به آیه ای که در او ذکر بهشت یا جهنم شده گریه میکرد و از حق تعالی تقاضای بهشت میکرد و پناه میبرد به خداوند از آتش جهنم.  منتهی الآمال جلد 2 صفحه 871

امام رضا (علیه السلام) : عبادت به نماز و روزه زیاد نیست ، عبادت زیاد اندیشه نمودن در امر خدا است.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 287

از امام رضا (علیه السلام) مشخصات آدمهای نادان را پرسیدند ، فرمود : کسی که دلبسته به چیزی است که او را از خدا باز میدارد.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 288

امام رضا (علیه السلام) : اظهار دوستی و محبت با مردم نیمی از عقل است.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 288

 شخصى از حضرت رضا (علیه السلام) راجع به اين آيه پرسيد  : وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى ا... فَهُوَ حَسْبُهُ « سوره طلاق آیه 3 »   { و هر كه توكل كند بر خدا البته خدا كفايت كند امورش را } فرمود : توكل درجاتى دارد از آن جمله اينست كه در تمام كارهايت اعتماد به خدا كنى در كارهائى كه نسبت به تو انجام داده هر چه كرده راضى باشى و بدانى كه در مورد تو كوتاهى و كم ‏لطفى ننموده و بدانى كه حق با اوست در تمام آن ، پس توكل بر او مينمائى به تفويض آن بخدا و از آن جمله ايمان به غيبت است مسائلى كه تو از آن اطلاع ندارى علم آن را به خدا می ‏سپارى و اولياء و امناى خدا و به آنچه آنها ميگويند اعتماد ميكنى و به مسائل ديگرى كه از ناحيه امناى خدا ميرسد.    بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 289

 احمد بن نجم از امام رضا (علیه السلام) سؤال كرد راجع به عُجب و خودپسندى كه عمل را فاسد ميكند : امام (علیه السلام) فرمود : عُجب درجاتى دارد از آن جمله اينست كه شخص عمل بد خود را خوب شمارد و خوشش بيايد و خيال كند كار خوبى كرده و نوع ديگر آن اينكه شخص با ايمانى كه به خدا ايمان آورده منت بر خدا داشته باشد با اينكه خدا بر او منت دارد در دينش‏.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 289

 از بهترين مردم از امام رضا (علیه السلام) سوال شد ؟ حضرت فرمود : كسانى كه وقتى كار نيكى كنند شادمان ميشوند و اگر گناهى از آنها سرزند استغفار ميكنند وقتى به آنها بدهند سپاس گزاری کنند و اگر گرفتار شوند صبر ميكنند و اگر خشمگين شوند می ‏بخشند.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 290

 از اندازه توكل از امام رضا (علیه السلام) سوال شد ؟ حضرت فرمود : از هيچ كس جز خدا نترسى.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 290

 ايمان چهار قسم است: توكل بر خدا و رضا به قضاى او و تسليم فرمانش و تفويض و واگذارى به خدا ؛ عبد صالح (مؤمن آل فرعون) گفت : وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى ا...ِ فَوَقاهُ ا... سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا (  من كار خود را به خدا واگذارم‏ ،  پس نگاهداشت آن مؤمن آل فرعون را خدا از بدی‏هاى آنچه براى او فرعونيان حيله كردند ) {سوره غافر آيات 44 و 45  }  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 290

   امام رضا (علیه السلام) فرمود : سخاوتمند از غذاى مردم ميخورد تا از غذايش بخورند و بخيل از غذاى مردم نميخورد تا از غذاى او نخورند.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 291  

      امام رضا (علیه السلام) : فرمود بنده حقيقت ايمان را تكميل نمی ‏نمايد مگر اينكه در او سه خصلت باشد: تفقه و اطلاعات دينى و نيكو اندازه داشتن در زندگى (كه بجا خرج كند) و شكيبائى بر مصيبتها. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 291  

 امام رضا (علیه السلام)  به ابى هاشم داود بن قاسم جعفرى فرمود : داود ما را حقى است بر شما بواسطه انتساب به پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و شما را حقى است بر ما هر كس حق ما را بشناسد حق او نيز لازم می ‏شود هر كس عارف به حق ما نباشد حقى بر ما ندارد.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 291  

حضرت رضا (علیه السلام) : از خداوند عافیت دنیا و آخرت بخواهید ، من روایت میکنم از موسی بن جعفر (علیه السلام) که فرمود : نعمت پنهان وقتی داشته باشی به آن توجه نداری ، ولی وقتی نعمت از دستت رفت قدرش را خواهی دانست.    بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 294

 حضرت رضا (علیه السلام) : از حرص و حسد بپرهيزيد ، زيرا اين دو صفت امت هاى پیش از شما را نابود كرده ، از بخل بپرهيزيد زيرا بخل بيماریی است كه در آزادمرد و مؤمن يافت نميشد چون بخل ورزیدن ، خلاف ايمان است. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 294


 حضرت رضا (علیه السلام) : مبادا از حق خشمگين شويد وقتى به گوشتان رسيد و مبادا دنيا شما را فريب دهد ، زيرا دنيا به صلاح شما رفتار نميكند چنانچه خوب رفتار نكرد با پيشينيان كه دل به دنیا بسته بودند ، و روايت شده كه دنيا زندان مؤمن و قبر خانه اوست و بهشت جايگاهش ولى دنيا براى كافر بهشت و قبر زندان و جهنم جايگاه اوست ، راستگوئى را از دست ندهيد ، مبادا دروغ گویيد كه دروغ شايسته دروغگويان است ، زياد بياد مرگ باشيد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 295

 حضرت رضا (علیه السلام) :  ياد مرگ بهترين عبادت است ، زياد صلوات بر محمد و آلش بفرستيد و زياد دعا كنيد براى مؤمنين و مؤمنات در دل شبهاى تار و روزها ، زيرا صلوات بر محمد و آل او از بهترين اعمال خوب است ، شدت علاقه نشان دهيد بر رفع نيازمنديهاى مؤمنين و شاد كردن آنها و برطرف نمودن ناراحتى از ايشان زيرا بعد از انجام واجبات هيچ عملى بهتر از شاد كردن مؤمن نيست. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 295

 حضرت رضا (علیه السلام) : مبادا اعمال نيك را به اتكاى حب و دوستى آل محمد (علیه السلام) رها كنيد و مبادا دوستى آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را به اتكاى اعمال صالح از دست بدهيد ، زيرا هيچ كدام از اين دو به تنهائى پذيرفته نميشود. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 295

از کتاب فقه الرضا روايت رسيده که امام رضا (علیه السلام) فرمود : نگاه كن به كسى كه از تو در قدرت پائين ‏تر است و نگاه نكن به كسى كه بالاتر از تو است، اين عمل براى تو شايسته ‏تر است و بيشتر سزاوار افزايش نعمت ميشوى ، بدان عمل دائم كم با يقين و بينش در نزد خدا بهتر است از عمل زياد بدون يقين و با كوشش ،  بدان ورعى سودمندتر از ترك كارهاى حرام و خوددارى از آزار مؤمنين نيست، و هيچ زندگى گواراتر از اخلاق خوب نيست و مالى سودمندتر از قناعت و نادانى زيان‏ دارتر از خودپسندى  نیست.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 296

وشاء گويد : از حضرت رضا عليه السلام راجع به قول خداى تعالى « و علاماتى گذاشت و بوسيله ستاره هدايت شوند» پرسيدم فرمود: ما هستيم علامات و ستاره رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله است.   اصول کافی جلد 1 صفحه 296 شرح‏ : - خداى تعالى در آياتى چند كه پيش از اين آيه شريفه است، نعمتها و آيات قدرت خود را براى بشر بيان ميكند و در يك آيه قبل ميفرمايد: «و در زمين لنگرهائى (از كوه) افكند، تا زمين شما را نلرزاند و جويها و راهها پديد آورد، شايد هدايت يابيد» سپس فرمايد: و علاماتى گذاشت و بوسيله ستاره هدايت شوند» پيداست كه تفسير و معنى ظاهر آيه اينست كه براى راههاى زمين علاماتى مانند كوهها و پست و بلنديها قرار داد، تا مسافرين مقصد و هدف خود را گم نكنند و در شب هم ستاره ‏ها را چراغ و راهنماى اين علامات قرار داد و اين معنى بسيار مناسب است با تأويلى كه امام عليه السلام براى راه دين و رهبرى پيغمبر و امامان صلّى اللَّه عليه و آله نسبت به آن راه ميفرمايد.  اصول کافی جلد 1 صفحه 296

 عبد العزيز بن مسلم گويد : ما در ايام حضرت رضا (علیه السلام) در مرو بوديم ، در آغاز ورود ، روز جمعه‏ در مسجد جامع انجمن كرديم،  حضار مسجد موضوع امامت را مورد بحث قرار داده و اختلاف بسيار مردم را در آن زمينه بازگو ميكردند ، من خدمت آقايم رفتم و گفتگوى مردم را در بحث امامت به عرضش رسانيدم حضرت (علیه السلام) لبخندى زد و فرمود: اى عبد العزيز اين مردم نفهميدند و از آراء صحيح خود فريب خورده و غافل گشتند. همانا خداى عزوجل پيغمبر خويش را قبض روح نفرمود تا دين را برايش كامل كرد و قرآن را بر او نازل فرمود كه بيان هر چيز در اوست حلال و حرام و حدود و احكام و تمام احتياجات مردم را در قرآن بيان كرده و فرمود (38 سوره 6) «چيزى در اين كتاب فرو گذار نكرديم» و در حجة الوداع كه سال آخر عمر پيغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود اين آيه نازل فرمود (3 سوره 5) «امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و دين اسلام را براى شما پسنديدم» و موضوع امامت از كمال دين است (تا پيغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) جانشين خود را معرفى نكند تبليغش را كامل نساخته است) و پيغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از دنيا نرفت تا آنكه نشانه ‏هاى دين را براى امتش بيان كرد و راه ايشان را روشن ساخت و آنها را بر شاهراه حق واداشت و على (علیه السلام) را به عنوان پيشوا و امام منصوب كرد و همه احتياجات امت را بيان كرد پس هر كه گمان كند خداى عزوجل دينش را كامل نكرده قرآن را رد كرده و هر كه قرآن را رد كند به آن كافر است. مگر مردم مقام و منزلت امامت را در ميان امت ميدانند تا روا باشد كه به اختيار و انتخاب ايشان واگذار شود، همانا امامت قدرش والاتر و شأنش بزرگتر و منزلتش عاليتر و مكانش منيع تر و عمقش گودتر از آنست كه مردم با عقل خود به آن رسند يا با آرائشان آن را دريابند و يا با انتخاب خود امامى منصوب كنند، همانا امامت مقامى‏ است كه خداى عزوجل بعد از رتبه نبوت و خلت در مرتبه سوم به ابراهيم خليل عليه السلام اختصاص داده و به آن فضيلت مشرقش ساخته و نامش را بلند و استوار نموده و فرموده (124 بقره) «همانا من تو را امام مردم گردانيدم» ابراهيم خليل (علیه السلام) از نهايت شاديش به آن مقام عرض كرد «از فرزندان من هم؟» خداى تبارك و تعالى فرمود «پيمان و فرمان من به ستمكاران نميرسد» پس اين آيه امامت را براى ستمگران تا روز قيامت باطل ساخت و در ميان برگزيدگان گذاشت، سپس خداى تعالى ابراهيم را شرافت داد و امامت را در فرزندان برگزيده و پاكش قرار داد و فرمود (72 انبياء) «و اسحق و يعقوب را اضافه به او بخشيديم و همه را شايسته نموديم و ايشان را امام و پيشوا قرار داديم تا به فرمان ما رهبرى كنند و انجام كارهاى نيك و گزاردن نماز و دادن زكات را به ايشان وحى نموديم آنها پرستندگان ما بودند» پس امامت هميشه در فرزندان او بود در دوران متوالى و از يكديگر ارث ميبردند تا خداى تعالى آن را به پيغمبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) به ارث داد و خود او جل و تعالى فرمود (68 سوره 3) «همانا سزاوارترين مردم به ابراهيم پيروان او و اين پيغمبر و اهل ايمانند و خدا ولى مؤمنانست» پس امامت مخصوص آن حضرت گشت و او به فرمان خداى تعالى و طبق آنچه خدا واجب ساخته بود، آن را به گردن على نهاد و سپس در ميان فرزندان برگزيده او كه خدا به آنها علم و ايمان داده جارى گشت و خدا فرموده (56 سوره 30) «آنها كه علم و ايمان گرفتند، گويند در كتاب خدا تا روز رستاخيز بسر برده ‏ايد» پس امامت تنها در ميان فرزندان علي است تا روز قيامت، زيرا پس از محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) پيغمبرى نيست اين نادانان از كجا و به چه دليل براى خود امام انتخاب ميكنند ؛ همانا امامت مقام پيغمبران و ميراث اوصياء است، همانا امامت خلافت خدا و خلافت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و مقام اميرالمؤمنين (علیه السلام) و ميراث حسن و حسين عليهما السلام است. همانا امامت زمام دين و مايه نظام مسلمين و صلاح دنيا و عزت مؤمنين است ؛ همانا امامت ريشه با نمو اسلام و شاخه بلند آن است، كامل شدن نماز و زكات و روزه و حج و جهاد و بسيار شدن غنيمت و صدقات و اجراء حدود و احكام و نگهدارى مرزها و اطراف بوسيله امامست، امامست كه حلال خدا را حلال و حرام او را حرام كند و حدود خدا را بپا دارد و از دين خدا دفاع كند و با حكمت و اندرز و حجت رسا مردم را به طريق پروردگارش دعوت نمايد، امام مانند خورشيد طالع است كه نورش عالم را فرا گيرد و خودش در افق است به نحوى كه دستها و ديدگان به آن نرسد، امام ماه تابان، چراغ فروزان، نور درخشان و ستاره ‏ايست راهنما در شدت تاريكی ‏ها و رهگذر شهرها و كويرها و گرداب درياها (يعنى زمان جهل و فتنه و سرگردانى مردم) امام آب گواراى زمان تشنگى و رهبر به سوى هدايت و نجات بخش از هلاكت است، امام آتش روشن روى تپه (راهنماى گمگشتگان) است، وسيله گرمى سرمازدگان و راهنماى هلاكت‏ گاه هاست هر كه از او جدا شود هلاك شود. امام ابريست بارنده، بارانيست شتابنده، خورشيديست فروزنده سقفى است سايه دهنده، زمينى است گسترده، چشمه ‏ايست جوشنده و بركه و گلستانست، امام همدم و رفيق، پدر مهربان، برادر برابر، مادر دلسوز به كودك، پناه بندگان خدا در گرفتارى سخت است، امام امين خداست در ميان خلقش و حجت او بر بندگانش و خليفه او در بلادش‏ و دعوت‏ كننده بسوى او و دفاع ‏كننده از حقوق او است،  امام از گناهان پاك و از عيبها بر كنار است، بدانش مخصوص و بخويشتن دارى نشانه دار است، موجب نظام دين و عزت مسلمين و خشم منافقين و هلاك كافرين است، امام يگانه زمان خود است، كسى به همطرازى او نرسد، دانشمندى با او برابر نباشد، جايگزين ندارد ؛ مانند و نظير ندارد، به تمام فضيلت مخصوص است بی ‏آنكه خود او در طلبش رفته و بدست آورده باشد، بلكه امتيازيست كه خدا به فضل و بخشش به او عنايت فرموده.
كيست كه امام تواند شناخت يا انتخاب امام براى او ممكن باشد، هيهات، در اينجا خردها گمگشته، خويشتن‏داريها بيراهه رفته و عقلها سرگردان و ديده‏ ها بی ‏نور و بزرگان كوچك شده و حكيمان متحير و خردمندان كوتاه فكر و خطيبان درمانده و خردمندان نادان و شعرا وامانده و ادبا ناتوان و سخن دانان درمانده ‏اند كه بتوانند يكى از شئون و فضائل امام را توصيف كنند همگى به عجز و ناتوانى معترفند، چگونه ممكن است تمام اوصاف و حقيقت امام را بيان كرد يا مطلبى از امر امام را فهميد و جايگزينى كه كار او را انجام دهد برايش پيدا كرد؟!! ممكن نيست، چگونه و از كجا؟!! در صورتى كه او از دست‏يازان و وصف‏ كنندگان اوج گرفته و مقام ستاره در آسمان را دارد، او كجا و انتخاب بشر؟!! او كجا و خرد بشر؟!! او كجا و مانندى براى او؟!! گمان برند كه امام در غير خاندان رسول خدا محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) يافت شود؟!! به خدا كه ضميرشان به خود آنها دروغ گفته [تكذيبشان كند] و بيهوده آرزو بردند، به گردنه بلند و لغزنده‏ اى كه به پائين ميلغزند بالا رفتند و خواستند كه با خرد گمگشته و ناقص خود و با آراء گمراه ‏كننده خويش نصب امام كنند  و جز دورى از حق بهره نبردند  [خدا آنها را بكشد، به كجا منحرف ميشوند؟!!] آهنگ مشكلى كردند و دروغى پرداختند و به گمراهى دورى افتادند و در سرگردانى فرو رفتند كه با چشم بينا امام را ترك گفتند (28 سوره 29) «شيطان كردارشان را در نظرشان بياراست و از راه منحرفشان كرد با آنكه اهل بصيرت بودند».
از انتخاب خدا و انتخاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بيتش روى گردان شده و به انتخاب خود گرائيدند در صورتى كه قرآن صدا برآورد كه  (66 سوره 28) «پروردگارت هر چه خواهد بيافريند و انتخاب كند اختيار بدست آنها نيست خدا از آنچه با او شريك ميكنند منزه و والاست» و باز خداى عزوجل فرمايد (36- احزاب) «هيچ مرد و زن مؤمنى حق ندارد كه چون خدا و پيغمبرش چيزى را فرمان دادند، اختيار كار خويش داشته باشد» و فرموده است (36 سوره 68) «شما را چه شده، چگونه قضاوت ميكنيد؟!! مگر كتابى داريد كه آن را ميخوانيد، تا هر چه خواهيد انتخاب كنيد، در آن كتاب بيابيد، يا براى شما تا روز قيامت بر عهده ما پيمانهاى رسا هست كه هر چه قضاوت كنيد حق شماست، از آنها بپرس كدامشان متعهد اين مطلب است و يا مگر شريكانى داريد، اگر راست گويند، شريكان خويش بياورند» و باز خداى عزوجل فرموده است (24- محمد) «چرا در قرآن انديشه نميكنند يا مگر بر دلها قفل دارند و فرموده «مگر خدا بر دلهاشان مهر نهاده كه نميفهمند» و يا (20 سوره 8) «گفتند شنيديم ولى نميشنيدند و همانا بدترين جانوران به نظر خدا مردم كر و لالند كه تعقل نميكنند، و اگر خدا در آنها خيرى سراغ داشت به آنها شنوائى ميداد و اگر شنوائى هم ميداشتند پشت ميكردند و روى گردان بودند» و يا «گفتند شنيديم و نافرمانى كرديم»  (منصب امامت اكتسابى نيست)  بلكه فضلى است از خدا كه به هر كس خواهد ميدهد پس چگونه ايشان را رسد كه امام انتخاب كنند در صورتى كه امام عالمى است كه نادانى ندارد، سرپرستى است كه عقب ‏نشينى ندارد كانون قدس و پاكى و طاعت و زهد و علم و عبادتست، دعوت پيغمبر به او اختصاص دارد، از نژاد پاك فاطمه بتولست، در دودمانش جاى طعن و سرزنشى نيست و هيچ شريف نژادى به او نرسد، از خاندان قريش و كنگره هاشم و عترت پيغمبر و پسند خداى عزوجل است، براى اشراف شرفست و زاده عبد منافست، علمش در ترقى و حلمش كاملست، در امامت قوى و در سياست عالمست، اطاعتش واجبست، به امر خداى عزوجل قائمست، خير خواه بندگان خدا و نگهبان دين خداست: خدا پيغمبران و امامان را توفيق بخشيده و از خزانه علم و حكم خود آنچه به ديگران نداده به آنها داده، از اين جهت علم آنها برتر از علم مردم زمانشان باشد كه خداى تعالى فرموده (35- يونس) «آيا كسى كه سوى حق هدايت ميكند شايسته ‏تر است كه پيرويش كنند يا كسى كه هدايت نميكند جز اينكه هدايت شود، شما را چه شده؟ چگونه قضاوت ميكنيد؟!! و گفته ديگر خداى تعالى (359 بقره) «هر كه را حكمت دادند خير بسيارى دادند» و باز گفته خداى تعالى درباره جناب طالوت (247 بقره) «خدا او را بر شما برگزيد و به علم و تن بزرگيش افزود خدا ملك خويش به هر كه خواهد دهد و خدا وسعت بخش و داناست» و به پيغمبر خويش (ص) فرمود: (113- نساء) «خدا بر تو كتاب و حكمت نازل كرد و آنچه را نميدانستى به تو تعليم داد، كرم خدا نسبت به تو بزرگ بود» و نسبت به امامان از اهل بيت و عترت و ذريه پيغمبر عليهم السلام فرمود: (54- نساء) و يا به مردم نسبت به آنچه خدا از كرم خويش به ايشان داده حسد ميبرند  حقا كه ما خاندان ابراهيم را كتاب و حكمت داديم و به آنها مُلك عظيمى داديم كسانى به آن گرويدند و كسانى از آن روى گردانيدند و جهنم آنها را بس افروخته آتشى است» همانا چون خداى عزوجل بنده ‏اى را براى اصلاح امور بندگانش انتخاب فرمايد سينه ‏اش را براى آن كار باز كند و چشمه‏ هاى حكمت در دلش گذارد و علمى به او الهام كند كه از آن پس از پاسخى در نماند و از درستى منحرف نشود، پس او معصومست و تقويت شده و با توفيق و استوار گشته، از هر گونه خطا و لغزش و افتادنى در امانست، خدا او را به اين صفات امتياز بخشيده تا حجت رساى او باشد بر بندگانش و گواه بر مخلوقش و اين بخشش و كرم خداست به هر كه خواهد عطا كند و خدا داراى كرم بزرگيست» آيا مردم چنان قدرتى دارند كه بتوانند چنين كسى انتخاب كنند و يا ممكن است انتخاب شده آنها اين گونه باشد تا او را پيشوا سازند به خانه خدا سوگند كه اين مردم از حق تجاوز كردند و كتاب خدا را پشت سر انداختند مثل اينكه نادانند، در صورتى كه هدايت و شفا در كتاب خداست، اينها كتاب خدا را پرتاب كردند و از هوس خود پيروى نمودند، خداى جل و تعالى هم ايشان را نكوهش نمود و دشمن داشت و تباهى داد و فرمود: (50 سوره 28) «ستمگرتر از آنكه هوس خويش را بدون هدايت خداى پيروى كند كيست؟ خدا گروه ستمكاران را هدايت نميكند» و فرمود: (7 سوره 47) «تباهى باد بر آنها و اعمالشان نابود شود» و فرمود (35 سوره 40) «بزرگست در دشمنى نزد خدا و نزد مؤمنان. خدا اين گونه بر هر دل گردنكش جبارى مهر مينهد» درود و سلام فراوان خدا بر محمد پيغمبر و خاندان او. اصول کافی جلد 1 صفحه 282  

الإمامُ الرضا عليه السلام : مَن حاسَبَ نَفسَهُ رَبِحَ ، و مَن غَفَلَ عَنها خَسِرَ ، و مَن خافَ أمِنَ ، و مَنِ اعتَبرَ أبصَرَ ، و مَن أبصَرَ فَهِمَ ، و مَن فَهِمَ عَلِمَ ، و صَديقُ الجاهِلِ في تَعَبٍ ، و أفضَلُ المالِ ما وُقِيَ بهِ العِرضُ ، و أفضَلُ العَقلِ مَعرِفَةُ الإنسانِ نَفسَهُ . امام رضا عليه السلام : هر كه به حساب نفْس خود رسيدگى كند، سود بَرَد و هر كه از آن غفلت ورزد، زيان بيند و هر كه [از خدا و عذاب قيامت ]ترسد، ايمن باشد و هر كه عبرت گيرد، بينا شود و هر كه بينا شود، فهميده گردد و هر كه فهميده شود، دانا گردد و دوستِ شخص نادان در رنج است و بهترين مال و دارايى آن است كه باعث حفظ آبرو شود و برترين خِرَد خود شناسى است. بحار الأنوار : 78/352/9 ، میزان الحکمة جلد 13 صفحه 313

 

 

امام رضا (علیه السلام ) می فرمود : هرکس ذکر مصائب ما را بنماید و بر آنچه به ما وارد شده اشک بریزد روز قیامت در رتبه ی ما خواهد بود و هرکس مصائب ما را متذکر شود و بگرید و بگریاند در روزی که همه چشم ها گریان است دیدگانش است دیدگانش گریان نخواهد بود و هرکس در مجلسی از مجالسی که امر ما اهلبیت و امامان اِحیاء می شود بنشیند دلش زنده و جاوید خواهد بود روزی که همه قلب ها مرده است.امالی صدوق مجلس 17 ، گذرنامه بهشت ؛ شرح موضوعی زیارت جامعه کبیره ، استاد سید کاظم ارفع ؛ صفحه 517

 

 

در حديثي از امام ابوالحسن الرّضا (علیه السلام) رسيده كه :

(لا يَزَالُ الشَّيْطَانُ ذَعِراً مِنَ الْمُؤْمِنِ مَا حَافَظَ عَلَي الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ فَإذَا ضَيَّعَهُنَّ تَجَرَّأ عَلَيْهِ فَأدْخَلَهُ فِي الْعَظَائِمِ)؛[1]

شيطان از شخص مؤمن تا وقتي كه مراقب نمازهاي پنجگانه باشد، در ترس و هراس است و از گمراه كردنش نااميد، امّا همين كه آنها را ضايع كرد و نسبت به آنها بي‌اعتنا شد، شيطان نسبت به او گستاخ مي‌ شود و او را به دامن گناه‌هاي بزرگ و پرتگاه‌هاي عظيم مي ‌افكند.

 


[1]ـ كافي،ج3،ص269.

برگرفته از تفسیر سوره نحل از تألیفات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی صفحه 367

 


 

سفارشات حضرت امام ابوالحسن الرضا (علیه السلام)  به دوستانشان

شیخ مفید رحمه الله در کتاب «اختصاص» از عبدالعظیم حسنی رضی الله عنه نقل کرده است که حضرت رضا علیه السلام به او فرمود :

یا عبدالعظیم، أبلغ عنّی أولیائی السلام، وقل لهم: أن لایجعلوا للشیطان علی أنفسهم سبیلاً.

ومُرْهم بالصدق فی الحدیث وأداء الأمانه ومُرهم بالسکوت وترک الجدال فیما لایعنیهم، وإقبال بعضهم علی بعض والمزاوره فإنّ ذلک قربه إلیّ ولا یشغلوا أنفسهم بتمزیق بعضهم بعضاً،

فإنّی آلیت علی نفسی أنّه من فعل ذلک وأسخط ولیّاً من أولیائی دعوت اللَّه لیعذّبه فی الدنیا أشدّ العذاب وکان فی الآخره من الخاسرین.

ای عبدالعظیم ؛ از طرف من به دوستانم سلام برسان و به آنها بگو : شیطان را بر خود مسلّط نکنند.

و ایشان را دستور بده به راست گویی و امانت داری، و امر کن که سکوت را پیشه خود سازند و از مجادله با یکدیگر خودداری کنند، با روی خوش یکدیگر را ملاقات کنند ، و به زیارت هم بروند که همانا این عمل باعث تقرّب به من می باشد ، درّنده خویی نداشته باشند که بخواهند یکدیگر را پاره کنند.

زیرا من قسم یاد کرده ام که هر که چنین کند و یکی از دوستان مرا خشمگین سازد از خدا بخواهم که او را در دنیا به عذاب سختی گرفتار کند و در آخرت از گروه زیانکاران باشد.   الإختصاص: 240، بحار الأنوار : 230/49 ح 27، المستدرک: 102/9 ح 8 ، ترجمه کتاب نفیس القطره جلد 1 صفحه632 الی 633 (تألیف مرحوم آیت الله سید احمد مستنبط (ره) )

  

جهت دریافت حدیث هفته برروی اشتراک خبرنامه کلیک کنید.


نام و نام خانوادگی:

پست الکترونیکی:

 عضویت در کانال ارسال حدیث در نرم افزار تلگرام

http://telegram.me/ahadithshia

@ahadithshia

ورود اعضاء

لو گوی ما

لینک به وب سایت احادیث

حاضرین سایت

ما 100 مهمان آنلاین داریم
Joomla Templates and Joomla Extensions by JoomlaVision.Com
علت دفن شبانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)
سه شنبه, 23 دی 1399
  علل الشرائع عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَسَدِيِّ... ادامه مطلب...
نامگذاری حضرت محسن (علیه السلام) توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)
سه شنبه, 23 دی 1399
 الكافي الْعِدَّةُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ عَنْ... ادامه مطلب...
فرمایشات امیرالمومنین (علیه السلام) بعد از خاکسپاری حضرت زهرا (سلام الله علیها)
سه شنبه, 23 دی 1399
 الكافي أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ رَحِمَهُ اللَّهُ رَفَعَهُ وَ أَحْمَدُ... ادامه مطلب...
دو رکن از دست رفته مولا امیرالمومنین (علیه السلام)
سه شنبه, 23 دی 1399
 أمالي الصدوق ابْنُ الْمُتَوَكِّلِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارِ عَنِ... ادامه مطلب...
حضرت زهرا (سلام الله علیها)اولین کسی که در میان اهل بیت(علیهم السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله)ملحق شد
سه شنبه, 23 دی 1399
  الأمالي للشيخ الطوسي الْمُفِيدُ عَنِ الصَّدُوقِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ... ادامه مطلب...
اطاعت از اهلبیت (علیهم السلام) موجب {نظم شریعت و ملّت} و {امامت اهل بیت (علیهم السلام} جلوگیر از تفرقه
چهارشنبه, 16 بهمن 1398
  وَإطَاعَتَنَا (در نسخه ی دیگر : وطَاعَتَنَا ) نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ... ادامه مطلب...
اُنس حضرت فاطمه علیها السلام با مادر ، پیش از تولّد
یکشنبه, 27 اسفند 1396
  اُنس حضرت فاطمه علیها السلام با مادر ، پیش از تولّد 1-خديجه رضى اللّه... ادامه مطلب...
باب 66 (کتاب شریف عيون أخبار الرضا عليه السلام ) ثواب زيارت امام علىّ بن موسى الرّضا- عليهما السّلام-
شنبه, 28 بهمن -2
    باب 66 (کتاب شریف عيون أخبار الرضا عليه السلام ) ثواب زيارت امام علىّ... ادامه مطلب...
نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
  نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام) شیخ صدوق... ادامه مطلب...
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام)
دوشنبه, 14 اسفند 1396
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام) حضرت فاطمه علیها السلام خدمتگذاری... ادامه مطلب...
شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ العسکری (علیهِما السلام)
چهارشنبه, 17 آذر 1395
    شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ... ادامه مطلب...
مناقبت و شهادتنامه حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
  ماجراي تنبّه اسحق ‌بن‌ يعقوب كندي اسحق‌بن‌يعقوب‌كندي،... ادامه مطلب...
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنبه, 06 آذر 1395
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)   ... ادامه مطلب...
حکمت نامه امام حسین (علیه السلام)
جمعه, 09 مهر 1395
ويژگىِ عاقل نزهة الناظرـ از امام حسين عليه السلام ـ : چون پيشامد سختى بر عاقل... ادامه مطلب...
سبب بی مهری برخی از اصحاب پیامبر با علی (علیه السلام)
سه شنبه, 25 آذر 1399
  سبب بی مهری برخی از اصحاب پیامبر با علی (علیه السلام) خلیل بن احمد از... ادامه مطلب...
ردّالشمس یکی از فضائل مولاامیرالمومنین (علیه السلام)
سه شنبه, 28 خرداد 1398
پانزدهم شوال سالروز به وقوع پیوستن رد الشمس برای مولا امیرالمومنین (علیه... ادامه مطلب...
برخاستن براى تعظيم شنيدن اسم مبارك حضرت مهدی (علیه السلام)
پنجشنبه, 27 اردیبهشت 1397
  [تعظيم شنيدن اسم مبارك] 6 نجمة ايضا ششمين تكليف عباد،برخاستن براى تعظيم... ادامه مطلب...
زيارت امام حسین عليه السلام در روز اربعين ، به روايت صفوان جمّال
دوشنبه, 08 آبان 1396
  زِيارَةُ الأَربَعينَ بِرِوايَةِ صَفوانَ الجَمّالِ 3273.تهذيب الأحكام عن... ادامه مطلب...
زيارت حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در روز بیستم ماه صفر (اربعین) توسط جابر بن عبد اللّه انصارى {بانضمام متن زیارت}
جمعه, 05 آبان 1396
  زِيارَةُ جابِرِ بنِ عَبدِ اللّه ِ الأَنصارِيِّ 3275.مصباح الزائر عن عطا :... ادامه مطلب...
متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم
شنبه, 28 بهمن -2
  متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم بسم الله... ادامه مطلب...
در سوگ امیر مومنان حضرت علی (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
پس از شهادت امام (علیه السلام)، حسن بن علی (علیه السلام) به خطبه ایستاد وخدا را... ادامه مطلب...
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام)
سه شنبه, 23 خرداد 1396
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی... ادامه مطلب...
حَبْلِ اللَّهِ کیانند ؟؟!!
دوشنبه, 12 آبان 1399
  آیه 103 سوره آل عمران وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا... ادامه مطلب...
نشانه‌ های مؤمن راستین
شنبه, 28 بهمن -2
نشانه‌ های مؤمن راستین نمازهای شبانه‌ روزی ما دو قسم است: فرائض و نوافل.... ادامه مطلب...
زیارت اربعین از نشانه های مومن است
شنبه, 28 بهمن -2
در التهذیب از ابا محمد العسکری (علیه السلام) روایت شده که فرمود : وَ رُوِیَ... ادامه مطلب...
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام)
چهارشنبه, 16 مهر 1399
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام) وَ... ادامه مطلب...
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات
شنبه, 25 اردیبهشت 1395
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات  ... ادامه مطلب...
طول عمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پاسخ به شبهات
چهارشنبه, 22 اردیبهشت 1395
  طول عمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پاسخ به شبهات بدان شبهۀ... ادامه مطلب...